همکاری راهبردی بین ایران و روسیه در مرحله ای نوین؛ ولادیمیر ساژین

دو کشور چه چیزی می توانند به یکدیگر عرضه کنند؟
تاریخ انتشار : شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۹:۰۲
Share/Save/Bookmark
 
ولادیمیر ساژین: ... اوضاع سیاسی داخلی ایران و روسیه هر دو تغییر یافته است، همانطور که وضعیت سیاسی بیرونی پیرامون این دو کشور دچار تغییر شده است. برقراری روابط همکاری میان دو کشور که مبتنی است بر اعتماد و خط مشی واقع گرایانه و عمل گرایانه تری را در درون کشور، منطقه، و جهان دنبال می کند، راه را برای توسعه همه جانبه ی پیوندهای سیاسی، تجاری، اقتصادی، علمی و فرهنگی به همراه نگاهی به برقراری چارچوبی امنیتی در حوزه های راهبردی جنوب و شرق هموار می سازد ... [اما] باوجود عوامل سیاسی، ایدئولوژیک، روانشناختی، تجاری، اقتصادی و حتی فلسفی موثر بر روابط دوجانبه، به نظر مناسب تر می نماید که از بکار بردن اصطلاح "همکاری راهبردی" برای توصیف روابط فی مابین دو کشور اجتناب نمائیم، بلکه از وضعیت کنونی روابط ایران-روسیه به عنوان یک "همکاری عمل گرای" آینده-گرا یاد کنیم ...
 
عنوان مقاله: همکاری راهبردی  بین ایران و روسیه در مرحله ای نوین؛ دو کشور چه چیزی می توانند به یکدیگر عرضه کنند؟

نویسنده: ولادیمیر ساژین
استاد دانشگاه، دانشیار پژوهشی ارشد در موسسه مطالعات شرقی آکادمی علوم روسیه

تاریخ انتشار: خرداد 1396
این مقاله، پیش تر در کتاب مجموعه مقالات مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) در زمستان 1395 منتشر شده است.


دریافت متن کامل (PDF)

----------

ایراس: آنچه در این مقاله آمده، عبارت است از:
 
1) درباب اصطلاح "همکاری راهبردی"
2) همکاری ایران-روسیه؛ فقدان اعتماد
3) منافع ایران و روسیه در منطقه دریای خزر؛ حوزه ای برای همکاری یا رقابت؟
4) منافع ایران و روسیه در سوریه
5) آیا همکاری راهبردی بین ایران و روسیه امکانپذیر است؟
6) منافع روسیه در ساخت همکاری راهبردی با ایران چیست؟ آیا روسیه نیازمند ایران است؟
7) چه قدم هایی باید برای اطمینان از روابط همکاری بلند مدت بین ایران و روسیه برداشته شود؟
8) نتیجه گیری
 
----------
 
1). درباب اصطلاح "همکاری راهبردی"
اصطلاح "همکاری راهبردی" در حوزه دیپلماسی و روزنامه نگاری به طور گسترده ای برای برجسته سازی روابط سطح بالای ویژه بین دو یا چند کشور به کار می رود. بااینحال تعریفی علمی از این اصطلاح هنوز هم نیازمند تلاش و تحول است.
 
بااین وجود، "همکاری راهبردی" به چه معناست؟ در وهله نخست، این اصطلاح دربردارنده درجه بالایی از همکاری در مقایسه با روابط عادی است.
 
موارد ذیل شامل برخی از ویژگی های ممیزه ای است که نمایانگر و نشان دهنده ماهیت یک همکاری راهبردی است:
- فقدان مشکلات خصومت آمیز بین دولتی جدی در روابط دوجانبه
- درجه بالایی از اعتماد متقابل
- روابط شفاف، مشتمل بر مشارکت وسیع  طرفین در پیگیری [مشترک] موضوعات داخلی و بین المللی
- همکاری وسیع سیاسی و اقتصادی
- هماهنگی کامل تصمیم-سازی های سیاست خارجی(دو کشور) در تمام حوزه های کلیدی
- مقاومت جدی  در برابر هرگونه تاثیرگذاری فرصت طلبانه زودگذر  نشات گرفته از طرف هردو کشور مدنظر(نظیر تغییرات در مدیریت و رهبری کشور)، و یا ناشی از محیط بیرون
- یک رابطه دیرینه، که به منظور اجرایی شدن، نیازمند برنامه های بلندمدت سیاسی، اقتصادی، و(قاعدتا) نظامی است.
 
پژوهشگر روس آی.ای. نوویکوف تعدادی دیگر از مشخصه ها و ویژگی های ممیزه یک همکاری راهبردی را به شرخ ذیل پیشنهاد می دهد:
- (وجود) چارچوبی تنظیم کننده برای همکاری(راهبردی)، جایی که ماهیت همکاری و سازوکارهای کاربست آن به صورت مشروع و قانونی محترم شمرده  می شوند
- سازوکارهای بلندمدت برای کاربست و اجرای همکاری راهبردی
- توانایی احترام گذاردن به منافع یکدیگر،برخورد مناسب و همکاری با شرکا شریک راهبردی، حتی اگر هیچ گونه منافع آشکاری در بین نباشد
- ممانعت و خودداری از  هرگونه رفتار و فعالیت تبعیض آمیز یا شبه-التیماتوم نسبت به شرکا برمبنایی دوجانبه و متقابل
- سهیم بودن در ارزش های مشترکی  که متضمن نظام سیاسی شریک(راهبردی) است.
 
شکی نیست که پیش از اعلام و بیان یک همکاری راهبردی، ضروری است که به تحلیل و سنجش محتوای واقعی دگرگونی اجتماعی، و همچنین قابلیت ها و توانایی های کشور شریک پرداخته؛ خطوط و مسیرهای (موردنیاز) برای همگرایی، و احتمالا اصطکاک،  را مشخص کرده،و همچنین تفاوت ها، تضادها و تناقضاتی که در مسیر همکاری و مشارکت سیاسی و اقتصادی دو کشور نیازمند توجه هستند را تشخیص دهیم.
 
از سال 2000، روسیه اسناد همکاری راهبردی با حدود 15 کشور را امضا کرده که شامل الجزایز، آذربایجان، چین، اکوادور، مصر، هند، لائوس، مغولستان، مراکش، صربستان، آفریقای جنوبی، اسپانیا، اکراین، ازبکستان و ویتنام است.
 
اگر روابط کنونی روسیه با کشورهایی که در بالا ذکر شدند-از خوب تا بد- را به صورت عینی تحلیل کنیم، می بینیم این روابط بسیار وسیع است،(اما) اطلاق "همکاری راهبردی" به روابط روسیه با بسیاری از کشورهای فوق الذکر گزافه گویی خام طبعانه خواهد بود.
 
در این چارچوب، همسان دانستن روابط خوب سیاسی، دیپلماتیک یا تجاری و اقتصادی سطح بالا -یا همسانی و وحدت مواضع در برخی موضوعات خاص بین المللی، و یا هماهنگ سازی پراکنده  فعالیت ها در برخی جنبه های سیاست خارجی یک یا دوکشور- به عنوان "همکاری راهبردی"، نادرست خواهد بود.
 
در سیاست، و یا حتی در جنگ ها، کشورها ممکن است برخی اوقات در پیگیری برخی اهداف مشخص همانند و به عنوان شرکا عمل کنند، بااین وجود این بدان معنا نیست که آنها شرکای راهبردی هستند.
 
2). همکاری ایران-روسیه؛ فقدان اعتماد
براساس مختصات و ویژگی های ممیزه ای که در سطور فوق برای تعریف مشارکت راهبردی ارائه دادیم،و همچنین بر مبنای تحلیل عینی وضعیت روابط ایران-روسیه، و به دور از تاثیرات پروپاگاندای شدید  حول موقعیت کنونی ایران و روسیه، معتقدیم که "راهبردی" خواندن روابط کنونی این دو کشور اغراق و گزافه گویی آشکار است.
 
دلیل این امررا می توان کاملا به فقدان اعتماد بین دو طرف مزبور نسبت داد. تحلیل گران بر روی داده ها و وقایع تاریخی و کنونی متعددی دست می گذارند که موجب دلسردی و بی رغبتی طرف ایرانی از اعتماد کامل به روس ها شده است. اینها شامل موارد ذیل است(بدون تفکیک جزئیات):
 
1) معاهده گلستان(1813) و عهدنامه ترکمن چای(1828)، که پیروزی های روسیه بر ایران در دو جنگ را رسمیت بخشیده و چارچوبی حقوقی برای جداسازی و انتقال سرزمین های وسیعی از ایران در منطقه قفقاز جنوبی(امروزه گرجستان، ارمنستان و آذربایجان)به قلمرو قدرت روسیه فراهم آورد.
2) موافقتنامه 1907.م روسیه-انگلستان، که ایران را به دو حوزه نفوذ روس و انگلیس تقسیم می کرد.
3) اشغال ایران (آنگونه که به وسیله ایران دیده می شود) به وسیله قوای شوروی و بریتانیا در سال1941.م
4) فعالیت های حزب کمونیست توده که توسط شوروی حمایت می شد.
5) تلاش های شوروی برای جداسازی آذربایجان از ایران(1946).
6) حمایت شوروی از تجزیه طلبان کرد در غائله جمهوری مهاباد(1946).
7) لشکرکشی شوروی به افغانستان(1979-1989).
8) مواضع شوروی در جریان جنگ ایران و عراق(حمایت فعالانه از صدام حسین)(1980-1988).
9) کمیسیون مفتضح گور-چرنومردین (1995)که هرگونه همکاری نظامی و فنی بین فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران را قطع کرد.
10) تاخیر  در ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر(1995-2001).
11) حمایت روسیه از تحریم های ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل(2006-2010).
12) بدقولی در جریان قرارداد سیستم های موشکی زمین به هوای اس.300 و دیگر قراردادهای همکاری فنی و نظامی(2010-2015).
13) نفوذ ایالات متحده و غرب بر روی اقتصاد و سیاست روسیه(تا سال 2014).
14) تقسیم نامنصفانه دریای خزر(به گفته ایران).
15) عدم همگرایی و تقارب کامل نگاهها به وضعیت سوریه و آینده آن کشور.
 
ادامه دارد ...
 
دریافت متن کامل (PDF)
 
 
کد مطلب: 3188