نقشه راه روابط روسیه و آمریکا در خاورمیانه

تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۱۵
Share/Save/Bookmark
 
جیمز دابینز - ایرینا زویاگلسکایا: خاورمیانه در آشفتگی به سر می برد. در حال حاضر، شرایط در این منطقه تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی بحساب می آید، هرچند این شرایط فرصت های حائز اهمیتی پیرامون همکاری روسیه و آمریکا در بر دارد ... اگرچه امیدها نسبت به ظهور یک خاورمیانه تجدیدشده، دموکراتیک و صلح آمیز که در طول مراحل اولیه بهار عربی سربر آورده بود، به یاس تبدیل شد، اما بسیار زود است که وضعیت در این منطقه را با عینک ناامیدی نظاره گر باشیم. برعکس، اگرچه موضوعات بسیار نگران کننده ای در سطح خاورمیانه وجود دارد، اما این فرصت بطور کلی برای جامعه بین الملل و به طور خاص برای ایالات متحده و روسیه وجود دارد که در چارچوب همکاری های دوجانبه، ثبات را در منطقه برقرار سازند ...
 
ایراس: مقاله زیر، ترجمه فصل پنجم گزارش «نقشه راهی برای روابط ایالات متحده آمریکا و روسیه» است که در تاریخ 23 مرداد 1396 (14 اوت 2017) بصورت مشترک از سوی مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی آمریکا (CSIS) و شورای امور بین المللی روسیه (RIAC) منتشر شده است.

نویسندگان:
جیمز دابینز
فرستاده ویژه سابق آمریکا در افغانستان و تحلیلگر ارشد موسسه رند آمریکا
ایرینا زویاگلسکایا
استاد دانشگاه میگیمو روسیه و تحلیلگر ارشد انیسیتوی خاورشناسی آکادمی علوم روسیه
 

دریافت متن کامل (PDF)


مقدمه
خاورمیانه در آشفتگی به سر می برد. در حال حاضر، شرایط در این منطقه تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی بحساب می آید، هرچند این شرایط فرصت های حائز اهمیتی پیرامون همکاری روسیه و آمریکا در بر دارد.

اگرچه امیدها نسبت به ظهور یک خاورمیانه تجدیدشده، دموکراتیک و صلح آمیز که در طول مراحل اولیه بهار عربی سربر آورده بود، به یاس تبدیل شد، اما بسیار زود است که وضعیت در این منطقه را با عینک ناامیدی نظاره گر باشیم. برعکس، اگرچه موضوعات بسیار نگران کننده ای در سطح خاورمیانه وجود دارد، اما این فرصت بطور کلی برای جامعه بین الملل و به طور خاص برای ایالات متحده و روسیه وجود دارد که در چارچوب همکاری های دوجانبه، ثبات را در منطقه برقرار سازند.

البته، توانایی این دو قدرت برای تاثیرگذاری بر رویدادها و وقایع خاورمیانه نباید مورد بزرگنمایی قرار گرفته و نه در برآوردها نسبت به تمایل این دو کشور به همکاری با یکدیگر، اغراق گردد. منافع روسیه و ایالات متحده در خاورمیانه با یکدیگر همپوشانی دارد، اما این به هیچ وجه، به معنی انطباق کامل منافع نیست و تلاش ها برای همکاری به واسطه بی اعتمادی آشکار میان دو طرف پیچیده خواهد بود. با این حال، همکاری ها حول موضوعاتی که خاورمیانه را در خود غرق ساخته، فرصت مناسبی در چارچوب روابط آمریکا و روسیه ای است که در اثر اختلافات جدی حول دیگر موضوعات بین المللی، به شدت آسیب دیده است. از سوی دیگر، اگر دو طرف از این فرصت همکاری نهایت بهره برداری را نداشته باشند، منطقه به آسانی می تواند تبدیل به عرصه ای برای تنش های شدیدتر میان دو کشور گردد.

این مقاله درصدد بررسی مقدورات همکاری میان روسیه و ایالات متحده در خاورمیانه است. ما به طور ویژه به چشم انداز پایان جنگ داخلی در سوریه و شکست گروه های افراط گرای خشونت طلب که در این کشور ریشه گرفته اند، متمرکز شده ایم. همچنین در این نوشتار به اختصار فرصت های همکاری در لیبی، افغانستان و منازعه اعراب و اسرائیل را مورد بررسی قرار داده ایم.

منافع روسیه
از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه نه منابع لازم و نه نیتی برای بازپس گیری موقعیت شوروی در خاورمیانه داشته است. منافع کنونی روسیه در منطقه عمدتاً بواسطه ملاحظات امنیتی که ترجمان آن در معنای موسع، ممانعت از حضور عناصر بی ثبات کننده در نزدیکی مرزهای روسیه است، تعریف می گردد. مضاف بر این، روسیه علاقه مند به حفظ جایگاه خود به عنوان ملت و کشوری قدرتمند با مواضع سیاستی مستقل نسبت به موضوعات منطقه ای و جهانی از جمله خاورمیانه است. در نهایت، روسیه درصدد آن است تا از منافع تجاری خود که به منطقه پیوند خورده، بخصوص در بخش های انرژی و صنایع نظامی، حمایت نماید.

برای فهم رویکرد روسیه نسبت به خاورمیانه باید از عینکی جهانی و وسیع تر که از طریق آن، رهبران روسیه به تحولات اخیر در منطقه می نگرند، استفاده کنیم. گسترش ناتو تا مرزهای این کشور و اشاعه انقلاب های رنگی در سرزمین های پساشوروی (همچون اوکراین، گرجستان و قرقیزستان) که از دیدگاه بسیاری در روسیه با هدف خارج ساختن این کشورها از حوزه نفوذ مسکو صورت گرفته، برای این کشور به مثابه تهدیدات اصلی به شمار می آید. روسیه همچنین در خاورمیانه، منطقه ای را نظاره گر است که چندین انقلاب و تلاش تحت حمایت نیروهای خارجی با هدف تغییر رژیم را تجربه کرده است. نمونه مهم آن، لیبی است. در مارس 2011، گزینه «وتو» برای قطعنامه 1973 شورای امنیت سازمان ملل متحد که اجرای منطقه پرواز ممنوع بر فراز کشور لیبی را تایید کرد، مورد انتخاب روسیه قرار نگرفت و متعاقب اجرای این قطعنامه، هنگامی که ناتو اقدام به گسترش عملیات نظامی خود در لیبی نمود، واهمه ای را در مسکو ایجاد نمود. این تهاجم نظامی در نهایت منتج به سقوط دولت قذافی و مرگ وی شد. این تجربه که توان هوایی کشورهای غربی باعث سقوط دولت لیبی گردید و نیز گمراهی یا دروغ آشکار ایالات متحده آمریکا به روسیه در خصوص هدف منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی باعث شکل گیری خط قرمز جدیدی برای دولت روسیه شد و به تبع آن، به توضیح و فهم حساسیت مسکو نسبت به هر راهبردی که می تواند باعث تغییر رژیم در سوریه شده یا پیشنهاداتی با هدف ایجاد هرگونه مناطق پرواز ممنوع، کمک می کند.

انگیزه های مشارکت نظامی روسیه در سوریه در دو بُعد قابل تبیین است. نخست، روسیه علاقه مند به جلوگیری از فروپاشی حکومت ها در منطقه بواسطه تقویت دولت بشار اسد است. دوم، روسیه در ائتلاف با شرکای خود، هر جا که ممکن است، درصدد مقابله و مبارزه با گروه های تروریستی بین المللی بر آمده که در بحران سوریه ریشه و شکل گرفته اند. این گروه ها شامل داعش و جبهه النصره است، اگرچه تهاجم نظامی روسیه متوجه دیگر گروه های وابسته به جبهه النصره نیز بوده است. مسکو در خصوص بسیاری از موضوعات با دولت بشار اسد در سوریه و همچنین موفقیت کامل نظامی در این کشور مخالف است. روسیه بواسطه حمایت های نظامی از دولت مشروع سوریه بر این باور بود که می تواند توازن نیرو را به سمت دولت بشار اسد تغییر داده و در نهایت شرایطی را به منظور مذاکرات حول فرایند سیاسی و با هدف ثبات در این کشور، ایجاد نماید.

منافع ایالات متحده آمریکا
منافع ایالات متحده در خاورمیانه ریشه در دوره های قبل تری دارد. تعهد آمریکا به اسرائیل به زمان جنگ جهانی دوم و هولوکاست باز می گردد. در واقع، نگاه واشنگتن نسبت به اسرائیل، شکل گیری حکومتی کوچک و دموکراتیک بود که در محاصره همسایگان متخاصم قرار دارد. این التزام و تعهد آمریکا نسبت به اسرائیل در تمامی طیف های سیاسی مستحکم باقی ماند، اگرچه همدردی های فزاینده ای در این کشور برای جمعیت فلسطینیانی که آنچه در حال حاضر سرزمین آن ها نیم قرن تحت اشغال اسرائیل است، شکل گرفته و استمرار دارد.

منافع آمریکا در خلیج فارس ریشه در وابستگی این کشور و جهان به منابع نفت این منطقه دارد. وابستگی آمریکا یک موضوع قدیمی است، اما «رشد» در اقتصاد جهانی که رفاه آمریکا به آن وابسته است همچنان ایجاب می کند که ایالات متحده به نفت و گاز منطقه و خطوط دریایی انتقال انرژی دسترسی داشته باشد.

انقلاب [اسلامی] ایران در سال 1979 شکافی میان ایالات متحده و ایران و نیز این کشور با همسایگان عرب خود بوجود آورد. امروزه، چندین کشور از این همسایگان برای حفظ موجودیت خود، نگاه به آمریکا دارند. واشنگتن کماکان به دنبال ایجاد موازنه در برابر قدرت ایران به منظور جلوگیری از دست یابی به زرادخانه های هسته ای از سوی تمامی کشورهای منطقه است؛ منفعتی که روسیه در آن با ایالات متحده شریک است.

حملات یازده سپتامبر سرآغاز حضور گسترده تر و عمیق تر آمریکا در منازعات منطقه ای بود که با افغانستان شروع شد و پس از آن با عراق و اخیرا سوریه ادامه یافته است.

تقریباً تمامی آمریکایی ها تهاجم این کشور به عراق در سال 2003 میلادی را یک اشتباه توصیف کردند، اما تاریح ثابت کرده که انتخاب گزینه «عدم حضور در تحولات منطقه ای» برای آمریکا دشوار است. باراک اوباما هیچ گزینه ای را بهتر از تغییر نیروها، منابع و توجه آمریکا از خاورمیانه به سمت شرق آسیا و منطقه ای که چین تبدیل به چالش نوظهور آن ناحیه بود، نمی دانست. هنگامی که اوباما در سال 2011 به حضور نظامی آمریکا در عراق پایان بخشید و نیز شروع به کاهش نیروهای آمریکایی در افغانستان و اعلام سیاست به اصلاح «گردش به آسیا» نمود، نشان از تلاش های گسترده و جدی وی برای فاصله گرفتن از خاورمیانه داشت.

ظهور داعش باعث شد تا نیروهای آمریکایی به عراق و در مقیاس کوچک تری به سوریه و لیبی بازگردند. ایالات متحده آمریکا همانند روسیه به داعش همچون دیگر گروه های جهادی-سلفی به چشم یک تهدید برای ثبات منطقه و امنیت خود می نگریست.

همکاری ایالات متحده و روسیه تا به امروز
علاوه بر رقابت طولانی مدت آمریکا و روسیه در قالب رقابت قدرت های بزرگ در سطح خاورمیانه، مسکو و واشنگتن سابقه ای از همکاری حول موضوعات دارای منافع مشترک در سطح منطقه دارند.

در طول جنگ سرد، این دو قدرت جهانی حامی فرایند صلح در سطح خاورمیانه بوده و مشترکاً از ابتکارهای دو جانبه همچون کنفرانس صلح ژنو و بیانیه مشترک اول اکتبر 1977، حمایت نمودند. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده و روسیه با یکدیگر به منظور دست یابی به راه حلی برای منازعه اعراب و اسرائیل، فعالیت مشترکی داشته اند. هر دو کشور حامی کنفرانس صلح مادرید بوده و بطور فعالانه در «گروه چهار خاورمیانه» به منظور تدوین نقشه راهی برای حل و فصل منازعه اعراب و اسرائیل، شرکت داشتند.

از زمان حادثه یازده سپتامبر 2001، مسکو و وانشگتن معمولاً سیاست های همگرایانه ای را حول موضوع افغانستان دنبال کرده اند. مداخله نظامی آمریکا در این کشور با درک و فهم روسیه از تحولات منطقه ای مواجه شد. مقامات روسی، چشم انداز تلاش های ملت سازی آمریکا در افغانستان را با دیده تردید می نگریستند، با این حال، روس ها و آمریکایی ها در جریان کنفرانس بُن در سال 2001 که با هدف استقرار رژیم جدید در افغانستان، برگزار شده بود، با یکدیگر همکاری نمودند و از آن زمان هر دو کشور، دولت مستقر در افغانستان را مورد حمایت قرار دادند. علاوه بر این، مسکو برای سال ها، با تاسیس پایگاه ها و تاسیسات جدید ناتو در آسیای مرکزی یا توسعه «شبکه توزیع شمالی» تامین نیروهای ناتو که از روسیه و آسیای مرکزی می گذرد، مخالفت خود را ابراز نکرده بود.

یکی از حوزه های همکاری آمریکا و روسیه که نه تنها مثمر ثمر، بلکه حیاتی بود، مذاکرات حول برنامه هسته ای ایران است. روسیه و ایالات متحده به همراه آلمان و دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد، به منظور دست یابی به برنامه جامع اقدام هسته ای با ایران همکاری موثری داشتند و مقامات آمریکایی بصورت علنی از نقش سازنده روسیه در جریان مذاکرات تقدیر بعمل آورده بودند.

با این حال، همکاری های آمریکا و روسیه در بسیاری از موضوعات مرتبط با سوریه بواسطه مخالفت های جدی میان دو طرف متوقف شد و آسیب دید. یک نمونه از همکاری های موفق، حذف و نابودی زرادخانه های سلاح های شیمیایی سوریه بوده است. برغم اختلاف نظرها در خصوص آینده دولت بشار اسد، هر دو طرف موافق و حامی قطعنامه 2254 شورای امنیت سازمان ملل متحد با محوریت انتقال قدرت سیاسی در سوریه بودند. تا به امروز، ایالات متحده آمریکا و روسیه بطور گسترده ای در خصوص مذاکرات حول کاهش عملیات های نظامی در سوریه موفق بوده اند. روسیه و ایالات متحده مشترکاً سیاست توقف خصومت ها را به منظور تضمین دسترسی بیشتر به کمک های انساندوستانه و از سرگیری مذاکرات غیرمستقیم میان رژیم بشار اسد و نمایندگان مخالفان دنبال کرده اند. آخرین این گونه تلاش ها در سپتامبر 2016 ناکام ماند، هرچند دو طرف یکدیگر را به عدم دستیابی به موفقیت در این مذاکرات متهم کردند.
ادامه دارد ...


دریافت متن کامل (PDF)

 
«آنچه در این متن آمده به معنای تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعكاس نظرات تحليلگران غربی و روسی منتشر شده است»
 
کد مطلب: 3326