ولی گل محمدی

چشم انداز روابط ایران و ترکیه در سال 1397

مقاله ایراس
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۷ ساعت ۲۱:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
نگاه کلان سیاست خارجی ترکیه در یک دهه اخیر بتدریج از اروپایی شدن به سمت کانون تحولات خاورمیانه و اوراسیا حرکت کرده است. برخی از این تحول به عنوان خاورمیانه ای شدن سیاست خارجی ترکیه یاد می کنند و برخی مفهوم چرخش اوراسیایی را بکار می برند. به هر روی، محوریت چنین چرخشی حضور ژئواکونومیکی، ژئوکالچری و ژئوپلیتیکی در معادلات راهبردی خاورمیانه و اوراسیا به عنوان عمق راهبردی نخبگان حاکم ترکیه است. راهبردی که از طریق دیپلماسی تیرو کمان داوداوغلو به کنشگری بین المللی و منطقه ای ترکیه وزن راهبردی داده است.
 

نگاه کلان سیاست خارجی ترکیه در یک دهه اخیر بتدریج از اروپایی شدن به سمت کانون تحولات خاورمیانه و اوراسیا حرکت کرده است. برخی از این تحول به عنوان خاورمیانه ای شدن سیاست خارجی ترکیه یاد می کنند و برخی مفهوم چرخش اوراسیایی را بکار می برند. به هر روی، محوریت چنین چرخشی حضور ژئواکونومیکی، ژئوکالچری و ژئوپلیتیکی در معادلات راهبردی خاورمیانه و اوراسیا به عنوان عمق راهبردی نخبگان حاکم ترکیه است. راهبردی که از طریق دیپلماسی تیرو کمان داوداوغلو به کنشگری بین المللی و منطقه ای ترکیه وزن راهبردی داده است. نگاهی که ترکیه را به جای تقلا در پشت درهای وورد به اتحادیه اروپایی، به برعهده گرفتن نقشی مستقل و محوری ترغیب کرده است.
 
به هرحال، سردی در روابط غرب و ترکیه و متعاقب آن چرخش اوراسیایی در سیاست خارجی این کشور دو خروجی عمده داشته است. نخست، در سطح سیاست داخلی ترکیه اتحاد مقدسی میان جریان های ضد-غرب گرا، ملی گراهای سکولار و اسلام گرایان محافظه کار شکل گرفته است که با تقویت مواضع رئیس جمهور اردوغان و ذیل گفتمان ضد-امپرالیسم، به مهمترین رخدادهای نیم دهه اخیر در ترکیه جهت داده اند. دوم، در سطح سیاست خارجی، ترکیه با دوری از ابتکارات سیاسی و امنیتی متحدان غربی، به سمت ایجاد شراکت راهبردی با رقبای منطقه ای دیرینه خود از جمله روسیه و ایران بویژه در مناطق نفوذ و عمق راهبردی خود گام های بلندی برداشته است. شکل گیری چنین ائتلاف هایی هرچند مقطعی، پیامدهای راهبردی مهمی در روابط دوجانبه و کانون های بحران مناطق مجاور در بر داشته است. بنظر می رسد که اتاق فکر رئیس جمهور اردوغان به منظور تداوم نقش آفرینی راهبردی در تحولات منطقه ای، دفع تهدیدات امنیت ملی و همچنین خروج از تله ای که غرب برای براندازی رژیم مستقر تعبیه کرده است، در راستای تحکیم روابط با روسیه و ایران مشاوره می دهند.
 
روابط آنکارا و تهران در سال گذشته نسبت به سیر روابط دو کشور در دوره بعد از تشدید بحران سوریه (1391-) سالی نیکو بود. رویدادهای سال گذشته در روابط دوجانبه به عنوان یک نقطه عطف، روابط ایران و ترکیه را وارد مرحله جدیدی کرده است که همراه با عمل گرایی ژئواکونومیکی و انعطاف پذیری ژئوپلیتیکی در برقراری موازنه منطقه ای و دفع تهدیدات مشترک امنیتی در خاورمیانه آشوبناک بوده است. حجم روابط اقتصادی ایران و ترکیه در سال 1396 رقمی بالغ بر 11.2 میلیارد دلار است که نسبت به سال 95 تقریباً 1.4 میلیارد دلار افزایش داشته که ایران با حجم صادرات 7.7 میلیارد دلار (ترکیه 3.4 میلیارد دلار) بیش از ترکیه از روابط تجاری دوجانبه در سال جاری سود برده است (موازنه تجاری 4.5 میلیارد دلار به نفع ایران مثبت بوده که در سال 95 حتی 266 میلیون دلار کسری تجاری داشته ایم).
 
به موازات بهبود نسبی شاخص های روابط تجاری، در حوزه مناسبات دیپلماتیک و مراودات امنیتی نیز سال 96 دوره ی پر ترافیکی در بهبود روابط سیاسی و فهم مشترک از تحولات منطقه ای بین آنکارا و تهران بوده است. دیپلماسی چندجانبه دو کشور در مجموعه نشست های آستانه و سوچی برای برون رفت از بحران سوریه، اقدامات مشترک نظامی برای ایجاد آتش بس و ایجاد منطقه عاری از تنش در سوریه که با سفر تاریخی سرلشگر باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، (مرداد 1396) به آنکارا قوت گرفت، سفر رئیس جمهور اردوغان به تهران (مهر 1396) برای ارائه یک نقشه راه مشترک به منظور مدیریت تحولات شمال عراق و متعاقب آن اقدامات مشترک سیاسی تهران و آنکارا برای جلوگیری از استقلال کردستان عراق، و در نهایت در کنار هم قرار گرفتن دو کشور در رابطه با مبارزه علیه تروریسم و همکاری های سیاسی در بحران اخیر میان قطر و محور عربستان سعودی از مهمترین رویدادهای تحول ساز در روابط ایران و ترکیه در سال گذشته بوده است که به عنوان یک نقطه عطف روابط دو کشور بویژه در حوزه همکاری های سیاسی و امنیتی را وارد مرحله نوینی ساخته است که در صورت تداوم فهم مشترک از نگرانی ها و حوزه نفوذ منطقه ای، چشم انداز مثبتی را نشان می دهد.
 
در سال جدید، پیش بینی ها روند رو به رشدی از افزایش حجم مبادلات اقتصادی بین آنکارا و تهران را نشان می دهد. در سه ماهه نخست 2018، حجم روابط تجاری دوجانبه در مقایسه با سال پیش رشد 4.2 درصدی داشته است. پیش بینی می شود که حجم روابط اقتصادی دو کشور تا آخر 2018 به رقم 14.2 میلیارد دلار برسد. ترکیه بعد از چین و امارات متحده عربی سومین بازار صادرات و واردات به ایران است و ایران جایگاه ششم در واردات و رتبه سوم در بازار صادراتی ترکیه را دارا می باشد. در رابطه با رسیدن به هدف 30 میلیارد دلار در سال که رهبران دو کشور به کرات از آن سخن می گویند، چند نکته قابل ذکر است. با اجرایی شدن موافقت نامه تجارت ترجیحی بین ایران و ترکیه در سال 2015، پیش بینی می شد که حجم روابط اقتصادی دو کشور به هدف 30 میلیارد دلاری در سال نزدیک شود. اما به رغم خوشبینی های اولیه، تحت تاثیر سردی روابط سیاسی دو کشور در نتیجه ی منازعه در کانون های بحران خاورمیانه بویژه سوریه، و وجود برخی موانع اساسی گمرکی و زیرساختی، حجم روابط تجاری دو کشور نه تنها افزایش نیافت بلکه نسبت به سالهای گذشته روند نزولی طی کرد.
 
براساس این موافقت نامه ترجیحی، ترکیه برای 140 محصول کشاورزی ایران و ایران برای 125 محصول صنعتی ترکیه تعرفه ترجیحی اعمال کرده است. تجزیه و تحلیل تجارت بین ایران و ترکیه (قبل و بعد) از اجرای موافقت‌نامه نشان می‌دهد که انتخاب ایران در کالاهای مورد نظر برای درخواست ترجیح از ترکیه حاوی دو نکته مهم است؛ یکی آنكه ايران در انتخاب فهرست اقلام (صادرات به تركيه) خود به درستي عمل نكرده است. (اقلامي را انتخاب كرده كه به طور متوسط در پنج سال قبل از اجراي موافقت‌نامه در ٨٠ درصد آنها هيچ‌گونه صادراتي به تركيه نداشته است يا تركيه در واردات اين اقلام از ايران گزارشي ندارد) و ديگري آنكه طرف ايراني اقلام كم‌ارزش را براي دريافت ترجيح انتخاب كرده است كه حاصل اين دو مورد، دست‌نيافتن به اهداف ايران در دريافت ترجيح از تركيه است. طرفهای ترک اقلامی که توان و پتانسیل صادراتی قابل توجهی به بازار ایران داشته را با مهارت و به دقت تعیین کرده و طرفهای ایرانی ضمن انتخاب اقلام بی اهمیت و با توان صادراتی پایین فقط به کمیت تعرفه ها توجه داشته اند.
 
از این رو، لزوم تغییر فهرست اقلام کالاهای ترجیحی از سوی شورای بازرگانی ایران و ترکیه ضروری می نماید. از سوی دیگر، در سالی که به اسم حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شده است، هر گونه افزایشی در تعرفه کالاهای صنعتی وارداتی از ترکیه یا تغییر در فهرست اقلام ترجیحی این کشور، بدون تردید اقدامات و واکنش های مشابهی از سوی آنکارا در بر خواهد داشت. بویژه اینکه ترکیه به منظور جبران کسری تجاری خود در برابر ایران به دنبال گسترش بازارهای صادراتی کالاهای صنعتی و خدماتی خود در ایران است. این مسئله می تواند به چالشی در برابر افزایش حجم روابط تجاری دوجانبه در سال جاری تبدیل شود.
 
در حوزه تجارت انرژی نیز پیش بینی می شود که در صورت عدم وجود خرابکاری در خطوط لوله ترانزیت گاز طبیعی به ترکیه، کما فی السابق 10 میلیارد متر مکعب صادرات داشته باشیم. قیمت و مقدار گاز صادراتی دو مولفه اصلی در تجارت انرژی ترکیه با ایران محسوب می شوند. به لحاظ قیمت، گازی که بوتاش ترکیه از ایران وارد می کند گران ترین بخش واردات گاز این کشور است. بنابر اظهارات مقامات بوتاش ترکیه، قیمت هر هزار متر مکعب گاز ایران، ۴۹۰ دلار است. در حالی که گاز آذربایحان حدود ۱۵۰ دلار و روسیه ۶۵ دلار ارزان تر است. از طرفی در سال های قبل ایران به دلیل مشکل در تامین نیاز داخلی در زمستان، در مواردی صادرت گاز ترکیه را قطع یا محدود کرده است. همچنین چند بار هم خط لوله به دلیل خرابکاری های پ.ک.ک صدمه دیده و صادرات موقتا متوقف شده که در مواردی هم ترکیه طلب غرامت کرده است. از سوی دیگر، ترکیه بارها به دنبال سرمایه گذاری در فازهای پارس جنوبی بوده است که در صورت توافق می تواند زمینه های بهبود زیرساخت های توسعه حجم صادراتی گاز طبیعی ایران را افزایش دهد.
 
بطور کلی، در حوزه مناسبات اقتصادی دوجانبه، دو کشور صرفاً به تداوم روابط اقتصادی در بخش های زودبازده و منعطف تجاری تمایل داشته اند و بخاطر بی اعتمادی سیاسی متقابل هرگز به دنبال سرمایه گذاری بلندمدت در حوزه های صادراتی و وارداتی یکدیگر نبوده اند. فراز و نشیب روابط دوجانبه ایران و ترکیه بیش از هر چیزی تحت تأثیر همگرایی یا واگرایی منافع ایدئولوژیکی و امنیتی بوده است. روابط متقابل اقتصادی هم آن را تقویت یا از تعمیق تنش دیپلماتیک جلوگیری می‌کند.  
 
چشم انداز روابط دوجانبه و چندجانبه دوکشور در حوزه مناسبات سیاسی و امنیتی بیش از هر متغیری به پویایی های سیاست داخلی ترکیه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 2019 ترکیه و تحولات میدانی کانون های بحران منطقه بویژه سوریه و شمال عراق بستگی دارد. اردوغان به منظور تقویت مواضع انتخاباتی خود به دنبال ایجاد محوری قدرتمند در عرصه سیاست منطقه ای ترکیه است که تداوم روابط راهبردی با روسیه و ایران می تواند پاسخگوی بسیاری از چالش های امنیت ملی ترکیه در جغرافیای جنوبی و جنوب شرقی این کشور باشد. تداوم روابط همه جانبه با روسیه و ایران از سوی دیگر به معنای تقویت مواضع اوراسیاگرایان و اسلام گرایان در مقابل نیروهای سکولار یورو-آتلانتیکی ترکیه است که تهدید عمده اردوغان در آینده سیاست و حکومت این کشور هستند.
 
آینده بحران سوریه می تواند هم عامل همگرایی و هم عامل واگرایی در روابط خارجی ترکیه با ایران و روسیه باشد. به رغم همکاری های گسترده سیاسی، امنیتی و حتی اقدامات مشترک نظامی در میدان سوریه به منظور حفظ آتش بس و ایجاد مناطق عاری از تنش، ترکیه اختلافات جدی با ایران بر سر آینده رژیم بشار اسد و سهم نیروهای نیابتی از قدرت در آینده سوریه دارند. زمزمه هایی مبنی بر شروع گفتگوهای آشتی بین بشار اسد و اردوغان با میانجیگری دیپلمات های روس وجود دارد اما بدون تردید هیچ گونه صلحی میان دو کشور حداقل تا انتخابات سراسری 2019 ترکیه متصور نیست.
 
راهبرد اردوغان تا انتخابات ریاست جمهوری ترکیه این است که به منظور تهییج افکار عمومی و بسیج نیروهای سیاسی مختلف زیر چتر گفتمان اقتدارگرایانه خود به سلسه عملیات های نظامی خود در کریدور شمالی کانتون های کردی در سوریه ادامه دهد. شکی نیست که ترکیه با اقناع ایران و روسیه در مجموعه نشست های آستانه و سوچی، دستاوردهای میدانی قابل توجهی در شمال سوریه بدست آورده است. البته که آماج اقدامات سیاسی و عملیات نظامی چه سپر فرات چه شاخه زیتون صرفاً تهدیدات امنیت مرزی و ملی ناشی از پیشروی میدانی کردها نبوده است بلکه تسلط نظامی بر بخش هایی از خاک سوریه بنام ارتش آزاد سوریه، قدرت چانه زنی و نقش آفرینی راهبردی این کشور در آینده تحولات سوریه و منطقه را در مقابل رقبای روس و ایرانی خود افزایش داده است.
 
از این رو، عملیات های نظامی یک جانبه و چندجانبه دیگری از سوی ارتش ترکیه در کانتون های کردهای پی وای دی و ی. پ.گ متصور است. به احتمال زیاد ترکیه به دنبال اقناع ایران و روسیه در نشست سه جانبه ایران-ترکیه-روسیه در آنکارا (15 فروردین 97) است که عملیات دیگری از مسیر تل رفعت به سمت منبج شروع کند. چنین تمایلاتی از سوی ترکیه درصورتی که منافع راهبردی ایران و روسیه تامین نشود می تواند به بحرانی جدید در روابط ترکیه با روسیه و ایران تبدیل شود. اما بنظر می رسد که اردوغان قاعده بازی در سوریه آشوبناک را درک کرده است و با نگاهی به حساسیت های رقبای خود حرکت می کند. بطورکلی، روسیه، ایران و ترکیه متناوباً خود را در همکاری با یکدیگر و در تعارض باهم می بینند. به سخنی دیگر، همکاری های چندجانبه جاری تحت تاثیر تحولات میدانی بوده تا ابتکارات سیاسی و بسیار شکننده هستند. فقدان یک نقشه راه جامع و فراگیر برای برون رفت از بحران سوریه که نفوذ و دغدغه همه بازیگران موثر در سطوح مختلف را به رسمیت بشناسد، دورنمای تداوم بحران در سوریه و رقابت سیاسی و میدانی رقبا را حداقل در سال جاری نشان می دهد. از سوی دیگر، حمایت روسیه از عملیات عفرین ترکیه نشان داد که ترک ها در ترجیح روس ها نسبت به آمریکا در میدان سوریه، مسیر درستی را انتخاب کرده اند.
 
اما نباید از این واقعیت غافل شد که، عملیات موفق عفرین و پیشروی های میدانی ترکیه در داخل سوریه خون تازه ای به رگ های اعراب سنی و نیروهای معارضه تزریق کرده و ممکن است وضعیت را در این کشور پیچیده تر کند. درحال حاضر، سوریه به صورتی غیررسمی به سه منطقه قلمرو بشار اسد، منطقه تحت کنترل ترکیه در شمال غرب سوریه و قلمرو تحت کنترل نیروهای کرد-عرب موسوم به نیروهای دموکراتیک سوریه در شرق فرات تقسیم شده است. وضعیت میدانی جاری در سوریه به سمت بیشینه سازی نفوذ سرزمینی ترکیه حرکت می کند. ایران بویژه در نشست های چندجانبه باید نسبت به بده بستان های روس ها و ترک ها در تقسیم حوزه نفوذ سرزمینی در سوریه هشیار باشد. ترکیه به دنبال ایمن‌سازی مناطقی برای مستقر کردن شورشیان متحد خود و مسکو به دنبال حفاظت از پایگاه های دریایی و هوایی‌اش در حاشیه مدیترانه است. ترکیه هنوز به اهداف تسلط میدانی خود دست نیافته است و احتمال آغاز عملیاتی دیگر در منبج از طریق تل رفعت در ماههای آتی وجود دارد.  
 
تحولات کردستان عراق از کلیدی ترین حوزه های همکاری یا رقابت سیاسی- امنیتی بین آنکارا و تهران است که به بسیاری از رفتارهای منطقه ای دو کشور شکل می دهد. کردستان عراق عمق راهبردی ترکیه در خاورمیانه است. به رغم اقدمات مشترک سیاسی در بحبوبه رفراندوم استقلال کردستان، ترکیه بیش از هر کشور دیگری با ایران سر منازعه و رقابت در این جغرافیای کردنشین را دارد. ترک ها بیش از پیش در مسیر وابسته کردن بارزانی ها و حکومت اقلیم به ابتکارات سیاسی آنکارا حرکت خواهند کرد. هرگونه تحولی در شمال عراق در سال جاری می تواند زمینه رقابت راهبردی جدیدی را بین ترکیه و ایران فراهم سازد.
 
از سوی دیگر، فرهنگ استراتژیک ترکیه در خاورمیانه و شمال آفریقا به سمت گسترش پایگاههای نظامی در مناطق خلیج فارس(قطر)، کردستان عراق و بخش هایی از آفریقا بویژه سومالی چرخش داشته است. حضور نظامی گسترده بدون تردید حساسیت های رقبای منطقه ای بویژه ایران را در بر خواهد داشت. سخنگوی اردوغان، ابراهیم کالین، از لزوم تاسیس 4 پایگاه نظامی دیگر در سال جاری در خاورمیانه و آفریقا خبر داده است. باوجود این، تلاش برای موازنه و دفع تهدیدات راهبردی بلوک سعودی-مصری از دیگر زمینه های گسترش همکاری های راهبردی بین ایران و ترکیه است که در صورت تشدید اختلافات دوگانه سلفی-اخوانی در منطقه می تواند محور اخوانی را به سمت تحکیم روابط با ایران و محور مقاومت و اقدامات مشترک دیپلماتیک در قالب نهادهای چندجانبه ترغیب کند. بدون شک، ایران نیز استقبال خواهد کرد.
 
نهایتاً اینکه با سفر دکتر روحانی به آنکارا و همراهی مقامات سیاسی و نظامی برای شرکت در نشست سه جانبه میان ترکیه- روسیه و ایران، سال نکو و چشم انداز امیدوار کننده ای در روابط دوجانبه و چندجانبه با ترکیه نوید می دهد که می تواند زمینه های گسترش همکاری در حوزه های اقتصادی، امنیتی و راهبردی را فراهم سازد. فقط باید توجه داشت که به موازات تغییر در پویایی های سیاست داخلی ترکیه، ماهیت روابط خارجی این کشور نیز در حال تحول است. ترکیه جدیدی که اردوغان بویژه در آستانه انتخابات 2019 هر روز از آن سخن می راند با ترکیه ی نیم دهه گذشته که بیشتر ناظر بر کنشگری اقتصادی آن بود، متفاوت است. ترکیه توامان هم به بازیگری اقتصادی و هم به کنشگری امنیتی در سیاست منطقه ای ایران تبدیل شده است. تعامل با ترکیه جدید نیازمند بازتعریف جایگاه راهبردی آن در استراتژی کلان سیاست خارجی کشور است. رسیدن به فهم مشترک از کنشگری اقتصادی- امنیتی ترکیه از الزامات این بازتعریف است.
 
ترکیه با دوری از ساختارهای راهبردی و نهادی غربی بویژه ناتو و اتحادیه اروپا، از یک سو در فرهنگ استراتژیک خود به دنبال متوازن ساختن روابط خود با غرب و شرق است و از سوی دیگر ناگزیر به سمت برقراری شراکت راهبردی و ایجاد همکاری های امنیتی هرچند مقطعی در جغرافیای پرآشوب خود حرکت می کند. روسیه و ایران در اولویت برقراری چنین توازنی در برابر غرب و تهدیدات فوری آنها در راستای براندازی رژیم اردوغان هستند. پیش شرط گسترش و تعمیق همکاری های امنیتی و وارد ساختن آن به ائتلاف خودی در کانون تحولات منطقه ای، پذیرفتن دغدغه های امنیت ملی این کشور و قاعده مند ساختن اقدامات مشترک سیاسی – نظامی در مناطق نفوذ و عمق راهبردی ایران است.  شناخت صحیح و مشترک از ترکیه به عنوان یک بازیگر همزمان اقتصادی و امنیتی در جغرافیای همجوار با تداوم سیر مثبت همکاری های دوجانبه و چندجانبه در حوزه های مختلف می تواند پاسخگوی بسیاری از نگرانی های امنیت ملی کشور در مناطق همجوار باشد و از هزینه های احتمالی اقدامات یک جانبه گرایانه در کانون هایی که درد مشترکی بین ما و ترک ها وجود دارد، بکاهد. از سوی دیگر، با گسترش مناسبات اقتصادی می توان در سال حمایت از کالای ایرانی به منظور بهبود شاخص های اقتصادی کشور از تجربه موفق توسعه اقتصادی ترکیه بهره جست و این جز در سایه برقراری روابط دوستانه و رفت و آمدهای دیپلماتیک و مراودات تجاری میسور نیست.            

 
 
نویسنده: دکتر ولی گل محمدی، کارشناس مسائل ترکیه و استاد مدعو دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
 
 

 
کد مطلب: 3618