به قلم ایوان تیموویف:

هفت اصل سیاست خارجی روسیه

تاریخ انتشار : جمعه ۲۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۲۴
Share/Save/Bookmark
 
بحران اوکراین و مداخله نظامی در سوریه اصول اساسی سیاست خاجی روسیه را بهتر و بیشتر نمایان ساخت. سیاست خاجی روسیه اغلب غیرقابل پیشبینی تصور شده است. نه تنها واکنش و عکس العمل روسیه در دو مورد اوکراین و سوریه سریع و غیرقابل انتظار بود.
 
ایراس: استراتژی جدید روسیه در سوریه بخش اعظم معادلات در این منطقه را به هم ریخته و فضای تازه‌ای باز کرده است که به زاویه‌های نوینی وصل می‌شوند.
مدل رفتاری روس‌ها در سوریه مشابه نمونه عملیاتی آنان در اوکراین است و به نظر می رسد روابط بین‌الملل به آرامی وارد یک فضای تازه از روابط جهانی کشورها با یکدیگر می‌شود که در آن روسیه در حال شکل دادن به معنا و مفهوم وجودی خود در بین کشورها می‌باشد.
 
به گزارش گروه رصد اندیشکده راهبردی تبیین، بحران اوکراین و مداخله نظامی در سوریه اصول اساسی سیاست خاجی روسیه را بهتر و بیشتر نمایان ساخت. سیاست خاجی روسیه اغلب غیرقابل پیشبینی تصور شده است. نه تنها واکنش و عکس العمل روسیه در دو مورد اوکراین و سوریه سریع و غیرقابل انتظار بود بلکه دامنه پاسخ و عمل روسیه نیز نامتناسب با تهدیدات منافع ملی روسیه به نظر رسید.
 
سوریه و به ویژه اوکراین نقطه عطف سیاست خارجی روسیه به نظر می رسند که گویا تغییر در خط مشی سیاسی روسیه را نشان می دهند. ساختار جدیدی درحال شکلگیری است. با قضایای اوکراین و سوریه پیشبینی پذیری، درحال بازگشت به سیاست خارجی روسیه است که مهمترین این اصول عبارتند از:
 
1- سیاست روسیه در مرزهای غربی اش با اروپا دفاعی خواهد بود و نه تهاجمی، برخلاف ترس و واهمه اروپای شرقی، هیچ عکس العمل نظامی علیه اعضای جدید ناتو از جانب روسیه روس نخواهد داد.
اتفاقات و تنش های هوایی، دریایی و سایبری مجددا رخ خواهند داد، اما این تهدیدات و تصادفات اتفاقی است نه از روی برنامه ریزی قبلی. هزینه های دفاعی در خطی تهاجمی به روسیه بدون شک در اولویت سران ناتو خواهد بود.
شاید ما شاهد رقابت های تسلیحاتی منطقه ای نیز باشیم و فعالیت های نظامی در دو طرف به عنوان عاملی تحریک کننده و عنصری از جنگ هیبریدی دیده خواهد شد. اما دو طرف به یکدیگر احترام خواهند گذاشت.
 
2- هر تلاشی از جانب غرب به منظور نفوذ در فضای نظامی و اقتصادی شوروی سابق از جانب روسیه به عنوان دشمنی و وضعیتی نامطلوب تلقی خواهد گردید.
حتی اگر چنین دخالت و نفوذی از جانب غرب با همکاری و مشارکت روسیه رقیق و کمرنگ شود بازهم در نزد روس ها با شک و به عنوان  بازی با حاصل جمع صفر نگریسته خواهد شد. محیط شوروی سابق یا حوزه کشورهای مشترک المنافع از جانب روس ها به عنوان عرصه ژئوپولتیک نگریسته می شود نه همکاری!
این مساله با ضعف ذاتی و درونی کشورهای این منطقه نیز تشدید می شود. چراکه بدون مداخله آشکار بیرونی این کشورها دچار بحران می شوند. این ضعف کشورهای مشترک المنافع رقابت بر سر منافع و مزیت های این مناطق را افزایش داده است.
روسیه در این منطقه سعی خواهد کرد مشکلات را از طریق اتحاد بیشتر با کشورهای باثبات و همکاری با کشورهای ضعیف تر حل کند. برای مثال از طریق موسساتی چون اتحادیه اقتصادی اوراسیا.
 
3- یکی دیگر از اصول سیاست خارجی روسیه بررسی و زیرنظر داشتن هرج و مرج و بی نظمی، جلوگیری از سقوط دولت ها و حفظ دولت مرکزی است.
روسیه اتحاد موقت یا طولانی مدتی با دیگر بازیگران منطقه ای و جهانی برقرار می سازد که چین در این دکترین جایگاه ویژه ای برای روسیه دارد.
 
4- روسیه در حال تبدیل شدن به یک بازیگز سیاسی-نظامی فعال تر در بیرون از مرزهای خود است. اگرچه این نقش آفرینی به علت منابع محدود روسیه گزینشی و هدفمند خواهد بود.
در کنار سوریه یک نقطه احتمالی مداخله روسیه بکارگیری و استفاده از تعهدات قید شده در معاهدات آسیای مرکزی می تواند باشد. به ویژه در موضوعات مربوط به تهدیدات تروریسم.
 
5- روسیه به دنبال توسعه و گسترش موسسات منطقه ای و بین المللی از قبیل بریکس و پیمان شانگهای می باشد. روسیه مجبور به طراحی مکانیسم هایی برای تعامل با بازیگران غیر غربی خواهد بود. در عین حال روسیه روابط تجاری با غرب را حفظ و گسترش خواهد داد با دانستن این نکته که همکاری اقتصادی دوطرفه با غرب ضریب ریسک بحران سیاسی در پروژه ها و طرح هایش را افزایش خواهد داد.
روسیه به دنبال به هم ریختن اقتصاد جهانی و تبدیل شدن به یک کشور مطرود نیست. اقتصاد نسبتا ضعیف این کشور از طریق قوت و توان سیاسی جبران می گردد. در این زمینه تلاش ها به منظور تقویت نقش سازمان ملل از دیگر ویژگی های سیاست خارجی روسیه است.
 
6- نهادهای امنیتی اروپا و معاهدات مهم آنها با روسیه در حال فرسایش و زوال خواهد بود. اما مسکو احتمالا چندان به دنبال حذف آنها نیست. روسیه به طور زیرکانه ای دیالوگ با امریکا را در زمینه ثبات و امنیت راهبردی حفظ می کند در حالی که این دیالوگ با توسعه و گسترش سلاح های راهبردی بین دو طرف دست به دست می شود.
 
7- اقتصاد و انتظارات عمومی درباره نوسازی اقتصادی به صورت روزافزونی به عنصری مهم در سیاست خارجی روسیه تبدیل می شود. توانایی روسیه در ضمانت و ثبات قوانین و تسهیل ظهور و بروز بخش خصوصی از مولفه های کلیدی اصلاحات اقتصادی است.

***

ایوان تیموویف، دکتری علوم سیاسی و مسوول برنامه شورای روابط بین الملل روسیه در راشا دایرکت/ گزینش و ترجمه: ماشاالله ذراتی
منبع: اندیشکده راهبردی تبیین http://tabyincenter.ir
کد مطلب: 843