ترجمه کتاب: «روسیه؛ چالش های دوران گذار» - قسمت اول: مقدمه

مترجم: علیرضا عیاری
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۱۲
Share/Save/Bookmark
 
«روسیه: چالش های دوران گذار»، عنوان کتابی است که در قالب مقدمه و پانزده فصل، به همراه پیشگفتار و خاتمه ای در ابتدا و انتهای آن تدوین شده و «انتشارات دانشگاه نیویورک» با همکاری «شورای پژوهش های علوم اجتماعی (SSRC)» آن را در 491 صفحه و در سال 2011 منتشر کرده است. این کتاب، با ویراستاری «پیوتر داتکیوکز» و «دمیتری ترنین»، حاوی مجموعه ای است که اساتید و پژوهشگران برجسته ای در هر یک از موضوعات و مباحث، وظیفه نگارش فصل های مختلف آن را بر عهده داشته اند.
 
ایراس: «روسیه: چالش های دوران گذار»، عنوان کتابی است که در قالب مقدمه و پانزده فصل، به همراه پیشگفتار و خاتمه ای در ابتدا و انتهای آن تدوین شده و «انتشارات دانشگاه نیویورک» با همکاری «شورای پژوهش های علوم اجتماعی (SSRC)» آن را در 491 صفحه و در سال 2011 منتشر کرده است. این کتاب، با ویراستاری «پیوتر داتکیوکز» و «دمیتری ترنین»، حاوی مجموعه ای است که اساتید و پژوهشگران برجسته ای در هر یک از موضوعات و مباحث، وظیفه نگارش فصل های مختلف آن را بر عهده داشته اند.

موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، در جهت غنی تر کردن ادبیات این حوزه پژوهشی و فراهم کردن زمینه بهره مندی هر چه بیشتر مخاطبان فارسی زبان از مباحث این کتاب ارزشمند، به ترجمه آن همت گمارده و توسط علیرضا عیاری، آن را به فارسی برگردانده است. سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در نظر دارد تا برگردان فارسی این اثر را در قمست های پیاپی (سریالی) منتشر کرده و در اختیار پژوهشگران، دانشجویان و سایر علاقه مندان قرار دهد.

در این چارچوب، قسمت اول برگردان کتاب «روسیه: چالش های دوران گذار»، شامل مقدمه، تقدیم حضور علاقه مندان شده است.

---------


مقدمه
دراین کتاب به بازاندیشی در مورد روسیه خواهیم پرداخت. پس از گذشت سالها، همچنان جوامع دانشگاهی و بطور گسترده تری رسانه های جهان در خصوص مسأله شکست روسیه پس از گذار از کمونیسم به دموکراسی توجه خاصی می نمایند و همگی آنرا انحراف در گذار می نامند. در مقابل، گروهی گرایش جدیتری مبنی بر ارتقاء ارزشهای تحکیم کشور پس از طوفان و غوغای دهه های 1980 و 1990 در روسیه رواج می دهند. این گروه سرافرازانه شعار " روسیه بر پای خود ایستاده است" را سر می دهند. از این دیدگاه، جهان باید در برابر روسیه بی طرف باشد.  
 
برخلاف انتظار رهبران روسیه که این کشور را پناهگاه امنی میدانستند، هر دو این نگرشها در اثر بحران اقتصادی جهان از بین رفتند. در عوض روسیه جزء آسیب پذیرترین اقتصادهای جهان قرار گرفت. سرعت بهبود وضعیت آهسته بود. اما این بحران عیوب و کاستی های نظامهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آمریکای شمالی، اروپا و ژاپن را که الگویی برای سایر کشورها از جمله روسیه بود آشکار ساخت. بنابراین قطعا هم اکنون بحث در مورد پیروی از خطوط آشنای الگوی غربی پایان یافته و دور جدید تفکر در مورد آن آغاز شده است.
 
شایعه نوسازی روسیه در همه جا به گوش  می خورد. رئیس جمهور مدودف در مقاله خود به نام "روسیه رو به پیشرفت" که اولین بار در سپتامبر 2009 منتشر شد، برای بحث و مناظره در یک طیف گستره ای روشی را پی ریزی کرد. این امر تنها با جلوگیری از فساد، متنوع ساختن اقتصاد کشور، کاهش وابستگی به صادرات انرژی  و ایجاد دانش صنعتی محقق خواهد شد. در غیر اینصورت ممکن است آینده روسیه اسفناک باشد. پیشنهاد دیگر برای نوسازی    حاشیه نشینی است. با وجود مخالفت عده کمی در مورد ایجاد آینده روشنی و ایده آل برای روسیه ، اما درباره چگونگی موفقیت در این هدف بحثهای پیچیده و مؤثری در جریان است.
 
اما مشکل بزرگتر از GDP و یا حتی ساختار، میزان رشد و کیفیت آن و بهره مندی از فناوریهای جدید می باشد. اقتصاد یک کشور از مردمی که در آن کشور کار می کنند جدا نبوده و طیف کاملی از مسائل مربوط به جامعه را در بردارد. اقتصاد روسیه بسیار انعطاف پذیر است و بطور باورنکردنی در جریانهای سخت عبور از حکومت گذشته و ورود به حکومت جدید و حقایق ناگوار آن، فرو رفته است. اقتصاد کشور زنده است اما به ناچار باید تغییر یابد. از نظر مردم، طرفداران نظام اشتراکی(سوسیالیستی) روسیه کنونی را به سمت خصوصی سازی برده اند. مردم روسیه نه تنها شهروند نیستند بلکه مصرف کنندگانی بیش نیستند. در حالیکه روسیه بدنبال ی ملیتی برای خود می باشد. همانگونه که یوگنی یاسین، وزیر پیشین کابینه و رئیس غیر رسمی اقتصاددانان لیبرال روسیه بطور کنایه آمیزی می گوید: "حرکتی به سوی شعار نوسازی صورت نمی گیرد."
 
به هرحال نوسازی روسیه روشی از بالا به پایین است و یادآور دوران پتر کبیر، الکساندر دوم، استالین، استالیپین و گورباچف می باشد. آیا در قرن بیست و یکم تغییری رخ خواهد داد؟ نوسازی ممکن است یک روحیه کارگشا در سال جهانی سازی باشد و از رهنمودهای حرکتی پیشی گیرد. مشکل بزرگتر دیگر این است در حالیکه نظام دولتی یک نظام کاملا بسته و محافظت شده می باشد، آیا نوسازی در قلمرو اقتصادی می تواند موفق باشد؟ مقامات منتقد لیبرال صریحا طعنه می زنند که تغییر هر چیز بدون تغییر خود آن سخت و مشکل است.
 
براستی وضع دشواری که مقامات روسیه با آن مواجه هستند بسیار جدی است. کسانیکه صادقانه بدنبال نوسازی کشور هستند اگر تنها می خواهند کشور را در بخش مجزایی قرار داده و رتبه مناسبی را در سلسله مراتب جهان بدست آورند باید گورباچف بیچاره را در نظر گیرند. در واقع گورباچف برای نوسازی کشور تلاش میکرد اما در پایان هدف خود را از یاد برد  و کشور با شکست مواجه شد. از سوی دیگر، کسانیکه بر ثبات حکومت بعنوان والاترین ارزش تأکید دارند اگر تنها منافع اعطا شده خود را حفظ نمایند باید  آخرین تزار بیچاره را که کشور و خانواده خود را در موج نارضایتی مردم از دست داد به یاد آورند. بنابراین نوسازی روسیه باید از میان صخره اشتیاق ناآگاهانه گورباچف و دریای ژرف واکنش خودسرانه نیکلاس عبور نماید.
 
با وجود تیرگی حاکم بر این مسیر، روسیه براحتی نا امید نمی شود. طبقه اشراف و عامه مردم از تاریخ درسهای زیادی را آموخته اند. توهم کمتری از هر نوع وجود دارد. درخواست زیادی برای اصلاح تمام راه حلها وجود ندارد. به هرحال تاکنون مناسبترین نتایج حاصل شده است که کمتر کسی درباره قمار کردن با آن کمتر مخالفتیدارد. نارضایتی مردم مورد نقد است و کنترل دولت محدودتر شده است. روشنتر شدن مرزها، نشان می دهد که روسیه در جهانی وسیعتر و ویژه حضور دارد، اما در این جهان  روسیه کشوری بی همتا نمی باشد.
 
تلاشهای قانونی برای حفظ نوسازی در روسیه بگونه ای است که محدودیتهای کشور را به طور صریح و به سرعت مورد هدف قرار می دهد. بعنوان مثال مقابله مؤثر با فساد بهای پذیرش هر نوع تغییر مثبت واقعی است. بهر حال تنبیه کردن از طریق هرس برخی شاخه های نا منظم و چشم پوشی از بدنه و ریشه های اصلی نظام اقتصادی-سیاسی غیر ممکن است. اصلاحات عمومی و وسیع وزارت کشور (پلیس) و سازمان قضایی شاخص معتبری برای تعیین میزان موفقیت وضع کنونی می باشد.
 
این یک لحظه حیاتی در تاریخ روسیه پس از کمونیسم می باشد. آیا حتی در صورت انجام اقداماتی برای حفظ و بهبود حکومت، در مورد مدیریت خواسته های  والای پیشرفت و توسعه با وجود مخالفت در خصوص عرصه نوسازی تصمیماتی اتخاذ شده است؟ آیا این مدیریت از یک الگوی شایسته سالاری یا دموکراسی بهره می جوید؟ آیا یک ائتلاف گسترده اجتماعی برای نوسازی وجود دارد که اکثریت قشر متوسط جامعه که هم اکنون مشغول کسب منافع اصلی بدون تفکر در خصوص مسؤولیت اجتماعی هستند را در بر می گیرد ؟ بعبارت دیگر آیا در روسیه یک فضای عمومی وجود دارد و آیا طرفداران و ارگانهای دولتی کافی برای پر کردن این فضا وجود دارد؟
 
از هنگام نگارش این کتاب، این سؤالات مطرح شده است. یکی از علل آن شناخت بسیار کم  از روسیه امروزی است. البته نظریه های محکم نقصی ندارند. بهر حال نظریه هایی که مردم در ایجاد اهداف خود بکار می برند در ایدوئولوژیهای انتزاعی ریشه دارند. این کنایه ای است از اینکه ما نمیدانیم در کدام کشور زندگی می کنیم؟ این کنایه پس از سه دهه ورود حیرت انگیز یوری آندروپف رئیس پیشین کا گ ب رایج شده است. هر شخصی مجبور است اعتراف کند که چه در داخل کشور و یا پشت مرزهای آن شناخت دقیق و فهم وی از روسیه معاصر کافی نمی باشد.
 
مقالات این کتاب وقایع مربوط به تقریبا دو دهه دگرگونی پس از کمونیسم می باشد. این مقالات پیروزیها و شکستهای روسیه را در این تسلط گسترده مورد مقایسه قرار می دهند. اگرچه برخی اوقات بنظر نامعقول بوده و یا قابل پیش بینی می باشند. در این مقالات بدنبال موضوعاتی از قبیل  تعیین میزان قابلیتهای کشور برای نوسازی، موانع موجود بر سر راه رسیدن به موفقیت و از همه مهمتر مشخص کردن مسیر پیشرفت می باشیم. البته ویراستاران نسبت به کمبود موجود منافع در غرب و نوسازی بعنوان یک موضوع دانشگاهی آگاه هستند. اما منافع آنها بیشتر سیاسی بوده تا دانشگاهی.  در حالیکه موفقیت و شکست نهایی روسیه همچنان یک پرسش بی پاسخ می باشد، توجه به هرکدام از آنها تنها برای خود ساکنین روسیه دارای اهمیت نمی باشد. حال زمان در نظر گرفتن کلیه جوانب این موضوع می باشد.
 
نویسندگان این کتاب از کشورهای روسیه، بریتانیا، کانادا، آلمان، اوکراین و آمریکا می باشند که مشتاقانه با یکدیگر بر اساس پژوهشهای جدید به بحث و گفتگو پرداخته و چشم انداز تازه ای را در مورد برخی مسائل کلیدی به نمایش گذاشته اند. آنها نظریات گوناگونی را پیشنهاد نموده و در برخی موارد با یکدیگر اختلافاتی دارند. بهرحال آنان در مورد مردود شمردن نظارت داخلی و انزوای بین المللی  و نیاز به ایجاد نوعی تغییر که برای متحد ساختن روسیه با جوامع بین المللی مناسب باشد با یکدیگر توافق دارند.   
 
نویسنده بخش اول پیوتر داتکیوکز (دانشگاه کارلتون، اوتاوا) خلاصه جامعی از سیر تکاملی اقتصاد و سیاستهای روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را ارائه می دهد. پروفسور داتکیوکز به حقایق زندگی مردم امروز روسیه که در این گذار زیان دیده اند، توجه خاصی می نماید. وی بر تجربیات کشور بخصوص بعنوان یک نوگرا فرصتهای کشور برای ادامه دادن به ایفای نقش خود در قرن بیست و یکم تأکید می نماید. در این بخش موضوع اصلی کتاب تا اندازه ای نگرش سیاه و سفید روسیه را در حمایت از نگرش متنوع و گرانبها تری حذف می کند.
 
ولادیمیر پوپوف (مدرسه عالی اقتصاد، مسکو) نویسنده بخش دوم این کتاب است. وی از طریق گلچین نمودن     داده های تجربی و ارزشمند اقتصادی و سیاسی مطالب را به شیوه ای جدید مورد بررسی قرار می دهد. او بررسی خود را با این پرسشها آغاز می نماید. آیا یک کشور عادی می باشد و از طریق برخی ارزیابی های منطقی پیش خواهد رفت؟ آیا روسیه متوجه خواهد شد که کلید اصلی نوسازی کشور، وضعیت نهادهای آن می باشد؟
 
تمرکز دو فصل آتی بر روی سلطه این نهادها و پتانسیل اصلاح شدن آنها می باشد. جورجی درلوجیان (دانشگاه نورث وسترن) می پرسد: "هم اکنون کشور از نقطه نظر استقلال دیوانسالاری در چه موقعیتی قرار دارد؟" ظاهرا هر کسی تلاش می کند شرایطی را اعمال نماید که منافع گروهی که تاکنون منافع مخصوص خود را داشتند را در نظر گیرند. ریچارد ساکوا (دانشگاه کنت) مرحله بعدی را به کمک تحلیل شرایط دوگانه مردم روسیه و ایجاد آنچه که وی حکومت مشروطه می نامد و در بدنه قانون و حکومت اداری دارای ارزش بوده و حقایق منافع گروهی را منعکس می کند را مورد بحث و بررسی قرار می دهد.  این امر تنشی را ایجاد خواهد کرد که هر کسی مراتب و نظم موجود را به مبارزه می طلبد.
 
در بخش پنجم تیموتی کالتون (دانشگاه هاروارد) می اندیشد که آیا هویت می تواند یک نیروی محرکه برای تحول باشد؟ وی مشکل مدیریت سیاسی را با تأکید بر مقررات مشترک و وظایف فعلی آن را بررسی می نماید. او طیفی از سناریوهایی از منافع عالی و مسائل اصلی را برای سال 2012 و پس از آن ارائه می دهد. از جمله می توان رهبران فرضی با قابلیت اداره کردن کشور در سطوح بالاتر توسعه را نام برد.
 
در بخش ششم، میخائیل خورشکوف (مؤسسه جامعه شناسی، مسکو) تصویری از جامعه معاصر روسیه در شرایط گذار را ترسیم می نماید. او فهرست مبسوطی از حقایق زندگی مردم روسیه  را ارائه می دهد که باید اسطوره هایی که انگیزه رفتاری روسی ها می باشد را بی ارزش می نماید.
 
لئونید گریگوریف (مؤسسه سیاست انرژی، مسکو) بطور موشکافانه و منتقدانه به طبقه ممتاز جامعه نگاه می کند. وی ساختار گروههای مختلف طبقه ممتاز جامعه و تکامل آنان را در بخش هفتم مشخص نموده و آنان را به گروههای مربوطه اتحاد جماهیر شوروی پیوند می دهد. از نظر تاریخی انشعابات طبقه ممتاز جامعه موجبات تکامل سیاسی و اجتماعی را فراهم می نماید. گریگوریف روابط بین طبقات ممتاز جامعه را نشان می دهد و مشخص می کند که چه کسانی بر دیگران تأثیر گذاشته و آنها را کنترل می نمایند. همچنین وی به بررسی روابط بین طبقات ممتاز جامعه و سایر طبقات آن بخصوص قشر متوسط می پردازد و می پرسد که آیا هم اکنون ورود به طبقات ممتاز جامعه ممنوع است و چگونه آنها قشر متوسط جامعه را که از نظر سیاسی منفعل بوده و تنها مخالفت خود را نسبت به طبقات ممتاز جامعه بیان می دارند را سرکوب می نمایند.
 
امروزه شتاب بخشیدن به اقتصاد و ابداع یک نظام بدون همکاری و کمک مؤثردانش و نظام آموزشی غیر ممکن می باشد. نیر کراباف (دانشگاه دوستی ملل مسکو) در بخش هشتم از همان نقطه نظر به ارزیابی تحول آموزش پس از دوره متوسطه در بیست سال گذشته می پردازد.
 
آلگ اتخوف و گوزل آلمباخوف یک اصل کلیدی در جامعه روسی یعنی سلامتی را مورد بررسی قرار می دهند. این مقاله روابط پیچیده بین وضعیت اشفته سلامت و آمارگیری جمعیت در روسیه و اتحاد و امنیت سازمان اجتماعی این کشور را به نمایش می گذارد.
 
فصلهای بعدی تا انتهای کتاب سیاست خارجی روسیه، روابط روسیه با کشورهای همسایه و بازیگران اصلی آن مانند آمریکا، اتحادیه اروپا و چین را بررسی می کنند. این بخش از کتاب این پرسش را مطرح می کند که روسیه در کجای این جهان گسترده قرار دارد؟ روسیه در برابر مشتریان و ایالتهای قبلی  چه نقشی می تواند بازی کند؟ چشم انداز روابط حسنه  ویا حتی اتحاد با اتحادیه اروپا چیست؟ آیا برقراری مجدد روابط با آمریکا پایدار خواهد بود؟ آینده روابط چین و روسیه چه خواهد بود؟
 
رودریک لین دیپلمات بازنشسته بریتانیا و سفیر انگلستان در مسکو در سالهای 2000 تا 2004 در بخش دهم نظری ساده به روابط روسیه با آمریکا و اروپا  می اندازد. تعمق آکاهانه وی در خصوص  این موضوع با خاطرات شخصی بی همتایی در هم آمیخته و این بخش را جذاب و گیرا ساخته است.
 
بخش یازدهم به سفیر لین و الکساندر رار از شورای روابط خارجی آلمان اختصاص دارد که اگرچه بندرت نکات مبهمی در آن یافت می شود آما بطور قطع ساده و هیجان انگیز می باشد. رار لزوم ورود روسیه به اروپا را مورد بحث قرار می دهد و بیان میدارد این امر برای روسها و اروپاییان مناسب خواهد بود. در این بخش وی مجموعه ای از توصیه های عملی به رهبران روسی و اروپایی را بمنظور ایجاد روابط کامل بین روسیه و غرب بیان می کند.
 
آندرو کوچینز کارشناس مطالعات راهبردی و بین المللی در واشنگتن دی سی به روابط آمریکا و روسیه نگاهی می اندازد. کوچینز سیاست اوباما در اداره روسیه را بررسی    می کند و خلاصه ای از نظریه برقراری مجدد روابط را ارائه می نماید. او مبدأ و منشأ نظریه برقراری مجدد روابط، ماهیت، محدودیتها و چشم انداز آن را بررسی می کند. علاوه بر چشم انداز آمریکاییها در فصل دوازدهم تحلیل جامعی از منافع و قابلیتهای روسها ارائه می شود.
 
بوبولو جانشین پیشین رییس هیآت اعزامی به سفارت روسیه در مسکو که هم اکنون در دانشگاه لندن مستقر می باشد یک کارشناس برجسته در روابط چین و روسیه می باشد. در بخش سیزدهم افق جالبی از روابط روسیه با کشورهای آسیایی به نمایش گذارده می شود. با توجه به اینکه در گذشته آسیا منطقه توسعه روسها محسوب می شد، امروزه پویایی شگفت انگیز اقتصادی، رشد سریع جمعیت شناسی و افزایش جرأت سیاسی روسیه را به مبارزه می طلبند. از طرف دیگر سلطه نسبی آمریکا و اتحاد جدید اروپا و پیشرفت آسیا بطور چشمگیری محیط بین المللی را برای روسیه تغییر داده است. پاسخ روسیه به ان چه خواهد بود؟  زیرا این امر در آینده کشو نقش تعیین کننده ای دارد.
 
رستم ژانگژا پژوهشگر قزاق و عضو آکادمی علمی و ملی اوکراین در کیف در بخش چهاردهم نگاه روسیه از نقطه نظر سرزمینهای مرزی امپراطوری پیشین در آسیای مرکزی را مورد توجه قرار می دهد. در این فصل مشخص می شود که خروج از دوره پس از امپراطوری چه از مرکز امپراطوری و چه در کشورهایی مستقل جدید بسیار مشکل می باشد.
 
سرانجام دمیتری ترنین از مرکز کارنجی مسکو داستانی طولانی را از طریق ترسیم یک خط در زیر پنج کشور باتجربه امپراطوری روسیه روایت می کند. وی در بخش پانزدهم به تحلیل فرود نرم روسیه از یک امپراطوری به یک قدرت بزرگ می پردازد. بهرحال وی استدلال می کند که ایجاد یک ابرقدرت و عدم رویارویی با یک فروپاشی دیگر و اجرای مرحله نوسازی لازم و ضروری می باشد.
 
پایان قسمت اول
ادامه دارد ...
کد مطلب: 896