روند حل و‌ فصل بحران اوکراین: برون رفت ها، موانع و چشم‌اندازها

ولادیمیر بروتر
تاریخ انتشار : يکشنبه ۸ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۴۶
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراس: بحران سوریه برای جامعه بین‌الملل و مراکز اصلی قدرت در جهان نسبت به بحران اوکراین از اهمیت بیشتری برخوردار است. واقعیت این است که درگیری‌ها در اوکراین تا حد زیادی «ساختگی» هستند و می‌شود و باید از آن‌ها اجتناب کرد. در حالی‌که نشست چهارجانبه‌ی نورماندی از منظر حصول و حفظ آتش‌بس موفقیت‌آمیز بوده، ولی از نظر حل‌وفصل وضعیت سیاسی شرق اوکراین چندان موفقیت‌آمیز نبوده است. به‌طور کلی، هنگامی‌که در مورد رژیم آتش‌بس صحبت می‌شود، همه چیز کم‌وبیش روشن به نظر می‌رسد، ولی وقتی بحث حل‌وفصل مسایل سیاسی به میان می‌آید، تفاسیر گوناگون از توافقنامه مینسک ۲ آن‌هم عمدتاً از سوی مقامات اوکراین و حامیان مالی ـ سیاسی غربی آن‌ها شروع می‌شود. این‌دست تفاسیر نیز اغلب تحت تاثیر این واقعیت هستند که در عمل گفتگوی سیاسی بین کی‌یف، دونتسک و لوهانسک آغاز نشده و کی‌یف نیز کماکان تعهدات خود در توافقنامه مینسک ۲ را عملی نکرده است. همین امر به‌منزله‌ی یک گره جدی در مسیر حل بحران اوکراین رخ می‌نمایاند و حتی فراتر از آن به‌مثابه بستری برای زایش بحران ظاهر می‌شود.

کی‌یف بر پایه‌ی دلایلی معتقد است که بدون جلب رضایت شرق اوکراین و یا همان جمهوری‌های خودخوانده می‌تواند اصلاحات مورد نیاز در این مناطق را طراحی و اعمال نماید. به‌صورتی بدیهی این روش برای حل‌وفصل سیاسی بی‌اثر است. از این منظر، ظرفیت‌های نشست چهارجانبه نورماندی (در واقع نشست سه‌جانبه، زیرا اوکراین مستقیما ذینفع است و موضع دارد و به‌دشواری زیر بار تعهدات می‌رود) محدود است. بدون شک، روسیه، فرانسه و آلمان با تلاش‌هایی مشخص، کی‌یف را به تن دادن به شرایط توافقنامه مینسک ۲ وادار می‌کنند. هرچند، کی‌یف تمایلی به پیروی از این سه کشور ندارد. شاید، دلیل این رویکرد سران کی‌یف نیم‌نگاه آن‌ها به صندوق‌های رأی و نیازشان به احساسات میهن‌پرستانه‌ی غلیان‌یافته‌ در جامعه باشد. لذا در مورد روند حل‌وفصل بحران اوکراین و مواضع سران این کشور باید مولفه‌ی صندوق‌های رأی و تقویم انتخابات را نیز مورد توجه قرار داد.

با وجود این شرایط به نظر می‌رسد که دو برون‌رفت شایان توجه در روند حل‌وفصل مسائل اوکراین وجود دارد. اولین مورد نظارت دقیق بر رژیم آتش‌بس، تشنج‌زدایی موثر و کاهش واقعی زمینه‌ها و مخاطرات منجر به زایش مجدد بحران است. البته موارد ذکر شده می‌توانند توصیفات مختلفی داشته باشند. به هر روی، استفاده اوباما از حق وتوی خود جهت گنجاندن بند مربوط به کمک نظامی مستقیم به اوکراین در بودجه نظامی ایالات متحده بیانگر این واقعیت است که سران آمریکا بحث درگیری‌های نظامی در شرق اوکراین را مسأله‌ای اولویت‌دار در رویکردهای نظامی ـ امنیتی خویش می‌دانند. موضع ایالات متحده در حل‌وفصل سیاسی مناقشه اوکراین نیز کماکان تغییر نکرده است و همچنان پاشنه‌ی سیاست غیرمنعطف و مصرانه‌ی واشنگتن بر درِ محدود کردن نفوذ روسیه در اوکراین به هر وسیله‌ی ممکن می‌گردد.

مورد دوم، بحران مهاجران در اروپا است که آلمان و فرانسه را واداشته تا قدر توافقنامه مینسک ۲ را بیشتر بدانند و نسبت به سال گذشته تمایل افزون‌تری را برای حفظ ثبات و آرامش در اوکراین بروز دهند. پاریس و برلین دریافته‌اند که نه بحران اوکراین و نه بحران خاورمیانه بدون ایفای نقشی سازنده از سوی روسیه قابل حل نمی‌باشد.

البته این‌ها کماکان سبب پدید آمدن یک همگرایی مشخص در مواضع فرانسه و آلمان و روسیه نشده است و به دشواری می‌توان انتظار داشت که در آینده‌ای نزدیک چنین امری تحقق یابد، اما واقعیت این است که شمار اختلافات حل ناشدنی کاهش یافته است. اروپا تمایلی برای روبرو شدن با یک بحران جدید در اوکراین ندارد. و در ضمن اروپا دیگر نیازی به روس‌هراسی غیرضروری و عمدتا نمایشی مقامات اوکراین ندارد. این دلیل دیگری است مبنی بر این‌که تمامی طرف‌های درگیر در مناقشه بروز مجدد بحران را نامطلوب ارزیابی کنند.

در این میان، پوتین، رئيس جمهور روسیه به‌شکلی دقیق روشن ساخت که چگونه کی‌یف تفسیر خود از مفاد توافقنامه مینسک ۲ را دنبال و در ضمن تظاهر به انجام توافقات می‌نموده است. 

اکنون مشخص شده است که در جهت تبدیل وضعیت شرق اوکراین از تشنج‌زدایی به شرایط عادی باید از مراحلی عبور نمود که بدون وارد شدن به جزئیات و ظرایف حقوقی می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: 
- تمامی طرح‌هایی که پارلمان اوکراین در پی تصویب آن است باید با جمهوری‌های خودخوانده هماهنگ ‌شده باشند. 
- اصلاحات قانون اساسی در اوکراین نباید به واسطه ملاحظات انتقالی و یا زمانی محدود شوند.
- تمام محدودیت‌ها در حوزه حقوق بشردوستانه (روابط تجاری و اقتصادی و یا مسایل مربوط به تابعیت) جدای از بحث‌های کلی سیاسی و یا تطابق با قوانین اوکراین، باید فوراً برداشته شوند.

البته این تحولات به سرعت محقق نمی‌شود و این بدان معناست که اجرای فاز سیاسی توافقنامه مینسک ۲ هنوز آغاز نشده است و این همان مولفه‌ای است که خطر ظهور یک مناقشه منجمد جدید را بیش از همیشه به رخ می‌کشد و انتظار می‌رود که دست‌کم کی‌یف و حامیان غربی‌اش از آن استقبال نکنند. هدف اصلی از جلسه آتی در برلین، تقویت و تحرک‌بخشی به فاز سیاسی روند حل‌وفصل بحران اوکراین است.

هر چند در حال حاضر چگونگی تحقق این هدف مشخص نیست، اما چنین هدفی بخشی از دستور کار نشست آتی خواهد بود. بدون شک، برلین و پاریس فشارهایشان را بر کی‌یف تداوم خواهند بخشید، اما اثربخشی آن معلوم نیست. تاکنون، واشنگتن به‌صورت مستمر تلاش نموده که تمامی فشارها بر کی‌یف را خنثی نماید و لذا با ادامه‌ی چنین سیاستی از سوی ایالات متحده، اروپایی‌ها نمی‌توانند کی‌یف را به تن دادن به فاز سیاسی توافقنامه مینسک ۲ مجبور نمایند.
 

با این‌حال انتظار می‌رود که تلاش‌های دیگری از سوی برلین صورت پذیرد، اما میزان ثمربخشی آن‌ها بستگی به شماری از مولفه‌ها دارد که هم تعریف و هم تفکیک آن‌ها دشوار است. به هر حال نباید از خاطر برد که موضع افکار عمومی اوکراین در تعیین گرایش‌های دولت در قبال بحران بسیار مهم است که این مواضع نیز در موعد انتخابات مختلف این کشور نظیر انتخابات محلی آشکار می‌شود.

از سوی دیگر از منظر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، نباید از خاطر برد که بحران سوریه برای جامعه بین‌الملل و مراکز اصلی قدرت جهان از بحران اوکراین مهم‌تر است.

ائتلاف‌های بزرگ بین‌المللی در درگیری‌های سوریه و در ابعاد کلان‌تر، در خاورمیانه دخیل هستند. در واقع در آن‌جا یک درگیری اساسی با افراط‌گرایی اسلامی، که یک عامل موثر در مقیاس جهانیست و مدعی به رسمیت شناخته شدن به‌مثابه یک نیروی مستقل و نوظهور است و به‌منزله‌ی یک قدرت غیر سیستماتیک، پرخاشگر و ویرانگر عمل می‌نماید، در جریان است. چیزی که مشابه آن در بحران اوکراین مشاهده نمی‌شود.

درگیری در اوکراین تا حد زیادی «ساختگی» است و باید از آن اجتناب شود، بر خلاف درگیری‌ها در سوریه و خاورمیانه، که نتیجه‌ی طبیعی فروپاشی استقلال شماری از کشورهای سکولار عربی است. فروافتادن رژیم‌های اقتدارگرا در شمال آفریقا و خاورمیانه، افراط‌گرایی اسلامی را به جذاب‌ترین نسخه‌ی بسیج سلسله مراتبی نیروها و فعال‌ترین ساختار شبکه‌ای در کشورهای خاورمیانه بدل کرد. همین مشخصه مبین این است که، صرف نظر از عملیات نظامی در سوریه، مناقشات در خاورمیانه و شمال آفریقا برای زمانی مدید به طول خواهد انجامید. درگیری‌ها در سومالی و سودان به تنهایی بیش از ۲۰ سال است که ادامه دارد. درگیری‌ها در سوریه بسیار جدی‌تر از درگیری‌های اوکراین است. روسیه و ایالات متحده در درگیری‌های سوریه بسیار عمیق‌تر گرفتارند، در حالی‌که درگیری در اوکراین برای آن‌ها از اهمیت کم‌تری برخوردار بوده و هست. با این وجود، دو تفاوت ظریف را نباید دور از خاطر نگه داشت.

نخست این‌که ایالات متحده آماده بازی‌های ژئوپلیتیک روی میزهای مختلف است و تحولات در اوکراین جدای از آن‌که چه کسی بر کرسی ریاست جمهوری امریکا تکیه زده باشد و یا بحران سوریه به چه سمتی رفته باشد، همواره و به‌صورتی ثابت مورد توجه امریکا خواهد بود. 

ایالات متحده نه تنها برای مهار روسیه بازی می‌کند، که به‌طور همزمان برای مهار هر کنشگری که به‌صورت بالفعل و یا حتی بالقوه قادر و مایل باشد که اراده‌ی امریکا برای سلطه‌ی یکجانبه‌اش در سطح جهانی را به چالش بکشد، دست به اقدام می‌زند. ایالات متحده، اوکراین را فراموش و یا ترک نخواهد کرد، حتی به‌رغم وضعیت فوق‌العاده پیچیده‌ی سیاسی داخلی اوکراین، که به‌طور مداوم به تحقق بدترین برآوردهای آمریکایی‌ها در این کشور منجر می‌شود. 

دوم این‌که بر خلاف ایالات متحده آمریکا، اروپای غربی برای «بازی‌های ژئوپولیتیک جهانی» آمادگی ندارد. بحران مهاجران به تنهایی و تا حد زیادی باعث تغییر موضع افکار عمومی اروپای غربی شده و آن‌ها از دولت‌هایشان خواستار فراهم آوردن زمینه بازگشت به شرایط عادی و آرامش هستند. در چنین شرایطی، مواضع آلمان و فرانسه در قبال اوکراین به وضعیت سیاسی داخلی آنها وابسته شده است. در کل دولت‌های اروپای غربی حتی‌المقدور مخالف درگیر شدن بیشتر کشورهایشان در مسایل خاورمیانه هستند که در این بین رویدادهایی نظیر حملات تروریستی پاریس شرایط را به گونه‌ای عکس اولویت‌هایی از این دست سوق می‌دهد.

بنابراین، وضعیت روند حل‌وفصل مسائل اوکراین نه تنها تحت تاثیر وضعیت سوریه و خاورمیانه است، بلکه با وضعیت عمومی جهان و اوضاع سیاسی داخلی دولت‌های اروپای غربی گره خورده است. واقعیت این است که تمامی مسایل جهان به طریق یا طرق گوناگون در هم تنیده شده‌اند و بحران اوکراین در این میان یک استثنا نیست.


نویسنده: ولادیمیر بروتر - کارشناس موسسه بین‌المللی مطالعات سیاسی و بشردوستانه
ترجمه: مهدی محمدبیگی کاسوایی

منبع: بنیاد مطالعات قفقاز - 
http://ccsi.ir/vdcd5s0f.yt0sz6a22y.html

-

 
کد مطلب: 989