دکتر بهرام امیراحمدیان در گفتگو با ایراس:

به رغم کارآمدی نوروز در دیپلماسی فرهنگی، جشن های نوروز در همسایگان ایران باشکوه تر برگزار می شود

تاریخ انتشار : شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۱۸
Share/Save/Bookmark
 
دکتر بهرام امیراحمدیان: ... در پاکستان به نوروز «عالم افروز» می گویند ... افغانستان، سین کیانگ چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان در آسیای مرکزی و آذربایجان در قفقاز و ترکیه و کردستان عراق و سوریه، همگی در حوزه نوروز قرار دارند. حتی در دوره ای پیش از حکومت بعثی صدام در عراق، مردم شیعه نوروز را در کاخ تیسفون (طاق کسری) جشن می گرفتند. در آنجا چادر می زدند و نوروز را برگزار می کردند. یعنی وقتی که صحبت از نوروز بشود، این حوزه، حوزه واحدی خواهد شد. منهای وجوه افتراقی که وجود دارد، عنصر بسیار قدرتمندی وجود دارد که می تواند مردم را به هم پیوند دهد و چرا ما نباید از این استفاده نکنیم؟
 
ایراس: نوروز يکي از جشن ها و آيين هاي کهن و برجسته به جامانده از ایران باستان است که بخشی از فرهنگ مشترک ايران و کشورهاي حوزه تمدني ايران محسوب مي شود. اين آيين علاوه بر ايران در ديگر کشورهاي همجوار ایران در غرب، شرق، شما و جنوب و کشورهای حوزه تمدن ايراني از آسياي مرکزي، قفقاز تا آسیای میانه و خاورمیانه مثل عراق و ترکيه هم جشن گرفته مي شود. بر این اساس هم به عنوان یک عامل مهم در دیپلماسی عمومی به شمار می­رود اما دکتر بهرام امیراحمدیان در گفتگو با موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) معتقد است برخی در ایران تلاش می­کنند این فرصت را از بین ببرند. دکتر امیراحمدیان این سوال را طرح می­کند که چرا (به عنوان مثال) در تمام شهرهای ایران –به استثنای شهرداری تهران- این جشن را «نوروز» می نامند و می نویسند، اما در تهران، آن را «جشن بهار» می نویسند. متن کامل این گفتگو را می­توانید در ادامه بخوانید:
 
ایراس: ارزیابی شما از جایگاه نوروز در دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی ما در شرایط فعلی چگونه است؟
 
دکتر امیراحمدیان: قبل از هر چیز باید به این نکته اشاره کنم که خیلی از کشورها سعی می کنند که در ارتباط با یکدیگر به نوعی وجه اشتراکی را پیدا کنند که به یکدیگر نزدیک تر شده و همکاری داشته باشند. این وجوه اشتراک، می­تواند در زمینه­های متفاوت باشد. ممکن است که شامل وجوه مادی، معنوی، اقتصادی یا بازرگانی و سایر مسائل دیگری باشد. زمانی که آقای لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل بود و به آن سوی اقیانوس اطلس در غرب آفریقا به آنگولا سفر کرده بود (کشوری که زبان مردمانش پرتغالی است)، در آنجا به آن کشور فقیر افریقایی گفته بود که چه خوب که زبان ما مشترک است و بنابر این ما می توانیم با هم همکاری هایی را داشته باشیم. در حالی که زبان پرتغالی هم برای آمریکای جنوبی و هم غرب افریقا، در دو سوی اقیانوس اطلس، زبانی استعماری است. هنگامی که یک زبان استعماری می تواند وجه اشتراکی بشود برای همکاری ها، برای گفتگوها و دیپلماسی فرهنگی و عمومی، پایه ای بشود، پس به طریق اولی سنن و آدابی که کشورها با یکدیگر در آن مشترک هستند، بهتر می تواند آنها را به یکدیگر متصل کند. ما در منطقه پیرامونی خودمان، قلمرو یا حوزه ای بنام «حوزه نوروز» داریم. در تابستان سال 1383 کمیسیون ملی یونسکو در ایران و سازمان میراث فرهنگی (پژوهشکده مردمشناسی)، کشورهایی را که در این حوزه قرار دارند دعوت کرده بود که برای تهیه مستند سازی و ثبت جهانی نوروز با یکدیگر همکاری نمایند و بنده نیز در این زمینه همکاری داشتم. سازمان میراث فرهنگی، پژوهشکده مردم شناسی، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، در کنار هم بودند. من هم از پژوهشکده مردم شناسی ایران در آنجا حضور داشتم. یک جریان و فرآیندی پایه گذاری شد برای اینکه نوروز بعنوان میراث بشری بطور رسمی از سوی یونسکو شناساسایی و ثبت شود. این کوشش ها ادامه پیدا کرد. تا اینکه در سال 2008 (1387) موفق شدند که نوروز را به ثبت سازمان ملل برسانند و سازمان ملل هم این میراث فرهنگی را در تقویم خود پذیرفت. کوشش های زیادی را کشورهای این حوزه انجام دادند که این ثبت صورت گرفت. به انضمام اینکه ایرانیانی که در غرب زندگی می کردند، یک کمپینی را در اینترنت برای ثبت جهانی نوروز راه انداخته بودند، توانستند و موفق شدند که نوروز را جهانی کنند.
 
گفتنی است ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند، کسانی که از حوزه نوروز مثلاٌ از کردستان عراق، کردهای ترکیه، ازبکها یا آذربایجانی ها، اینها که در بیرون از سرزمین اصلی خودشان زندگی می کنند، نسبت به آداب و رسومی که گذشتگان و نیاکان آنها داشته اند، درکشورهایی که غریب هستند، نوروز برای آنها یک نوع حس نوستالژیک دارد و سعی می کنند برای حفظ هویت خودشان آن آیین ها، رسوم، و جشن ها را که ادامه و ماندگاری هویت خودشان است، پاسداری کنند. اینها هم کمک زیادی در این موضوع بود. پس دو موضوع بود. یکی اینکه سازمان های فرهنگی- دولتی در داخل ایران توانستند این موضوع را از داخل کشور زنده کنند و یونسکو را وارد قضیه کنند. از طرف دیگر، کمپینی که در فضای مجازی ایجاد شد، کمک کرد. سوم اینکه، کسانی که از قلمرو حوزه نوروز بودند، و بویژه کسانی که در کشورهای اروپایی این آداب و رسوم را اجرا و نگه می داشتند، سبب جهانی شدن نوروز شدند. نوروز بعنوان یک عنصر فرهنگی برای گفتگو، به عنوان ابزاری برای دیپلماسی عمومی به کار گرفته شد و دولت ها از این موضوع استفاده کردند و پیشنهاد دادند. کشورهای حوزه نوروز به سبب آنکه در یک حوزه قرار دارند، می توانند با یکدیگر در این زمینه همکاری کنند. مثلاٌ کشورهای عضو سازمان اکو منطبق بر این حوزه هستند.
 

اما چرا نوروز این قدرت را دارد که موجب همگرایی ملت­ها شود و جهانی شود؟ برای اینکه در نوروز، هیچگونه نمونه هایی از شرک، آیین بت پرستی و مسائل منفی در آن وجود ندارد. همه چیز در آنجا خدایی و انسانی است. و سپاس به درگاه یزدان است. جهانی پر از نور، روشنایی، حرکت، برکت، گندم و راستی است. زرتشت می گوید کسی که گندم می کارد، راستی می افشاند. در سفره هفت سین گندم هست. ما در حوزه نوروز می توانیم، بعنوان یک ابزار و عامل مهم نزدیک کردن این کشورها، مردم و دولت ها به یکدیگر از آن بهره بگیریم. اگر در پیرامون خود مشاهده کنیم، به جز جمهوری آذربایجان که شیعه و حدود نه میلیون نفر جمعیت دارد، تعداد کمی شیعه در پاکستان و افغانستان وجود دارد. ولی عمده این سرزمین هایی که در پیرامون ما  و سرزمین نوروز است، همه آنها سنی مذهب هستند. ما نمی توانیم از لحاظ دینی بگوییم که با یکدیگر اشتراکات مذهبی داریم. ترکمن ها در سالیان دراز در قرن نوزدهم، و اوایل قرن بیستم، به قلمروهای شیعه حمله و هجوم می آوردند و آنها را به عنوان اسیر می بردند و در بازار بخارا می فروختند. ازبک ها هم چنین کاری را انجام می دادند. آنها در ساخت برخی مساجد و مدارس دینی هزینه آن را از محل فروش برده های ایرانی و شیعه بدست آورده بودند. مدرسه شیرغازی خان در خیوه را اسرای شیعه ایرانی ساخته اند. بنابر این ما از لحاظ قرابت دینی، با آنها قرابتی نداریم. ما به سمت آنها برویم، آنها از ما فرار می کنند. آنها هم به سمت ما بیایند، ما از آنها فرار می کنیم.
 
ممکن است که در بحث های روشنفکری، کنفرانس ها و سمینارها، این مساله را عنوان کنند که وحدت هست. ولی وحدتی وجود ندارد. این یعنی اینکه ما از لحاظ سیستم های حکومتی با یکدیگر متفاوت هستیم. از لحاظ تاریخی هم با یکدیگر جنگ های خونینی داشته ایم. آنها به ما حمله کرده اند، کشت و کشتار کرده اند. تنها چیزی که به نظر من، می تواند ما را به یکدیگر نزدیک کند، مساله دینی نیست، بلکه فرهنگی است. البته فرهنگ هم بخشی از دین است. ولی ما به این تاکید می کنیم که غیر از دین، آداب و رسوم نوروز است. نکته دیگر اینکه زبان فارسی نیز می تواند محور وحدت باشد. من سفرهایی در مسیر جاده ابریشم از سین کیانگ، آسیای مرکزی (دره فرغانه و سمرقند و بخارا و خیوه و مرو و . . . ) تا مرزهای ایران زمین در آسیای مرکزی و قفقاز و آناطولی داشته ام، در همه این سرزمینها می توان آثاری از زبان فارسی و معماری ایرانی و جاینامهای فارسی یافت.
 
در سین کیانگ به قنات، کاریز می گویند. که این زبان فارسی است. مردان و دختران آنها اسامی شاهنامه ای دارند. ما هنوز اسامی فارسی را می توانیم در این حوزه ببینیم. کلمه «نماز»، «دست نماز»، «جانماز»، «نمازگاه» را به هر زبانی بگویند، با عنوان نماز تلفظ می کنند. نماز لغت فارسی است. به جایی که ما به آن «مصلی» می گوییم و لغت عربی است، آنها «نمازگاه» می گویند. در نامیدن نماز های روزانه از اسامی فارسی بهره می گیرند، نماز صبح را «بامداد» می گویند و نماز صبح نمی گویند. ما که ایرانی هستیم، می گوییم نماز صبح می خوانیم. ولی آنها می گویند نماز بامداد. این نشان می دهد ایرانیان نماز را به آنجا برده اند. بعد از آن نماز «پسین»، نماز عصر، نماز «شام»، نماز «خفتن» است. به همه زبانهای ازبکی، قرقیزی، قزاقی، قره­قالپاقی، اویغوری، همه به این اسم نماز را تلفظ می کنند. شاهنامه فردوسی هم در میان آنها متداول است. داستان هایی که با آنها مشترک است. در ارتباط با معماری ایرانی، در همه جای این منطقه که بروید فکر می کنید که در ایران هستید. زمانی که من در خیوه اقامت داشتم، توریست هایی که از سویس آمده بودند. به من می­گفتند که از کدام کشور هستم، به آنها گفتم ایرانی هستم. گفتند آیا در ایران هم چنین آثاری وجود دارد؟ به آنها گفتم که شما اکنون در ایران هستید، اینجا ایران است و هنر معماری ایرانی در اینجاست. اینجا در گذشته جزو قلمرو ایران بود.
 
اکنون ما بدنبال وجه اشتراکی می گردیم که آن وجه اشتراک ما را به یکدیگر متصل کند، بدون اینکه شائبه، کج فهمی، اختلاف دیدگاه در آن وجود داشته باشد، این در حالی است که همه در یک چیز با یکدیگر متحد هستند و آن «نوروز» است. نوروز جشنی است که برای همین منطقه است. در پیرامون ما یک قلمرو وجود دارد که در آن سال چهار فصل دارد. فصل زمستان طولانی و سیاه، خستگی و نبود آذوقه های کشاورزی، سخت مردمان را در پایان زمستان آزار می داد. چون این جهان، جهان کشاورزی بوده است. نبود آذوقه های کشاورزی و تمام شدن انبارها و خوردن کفگیرها به ته دیگ در پایان زمستان است، رنج آور بود. سپس، فصل دگرگون می شود بهارا می آید و همراه با خود سبزه و گل می آورد. و این نوید زندگی را می دهد. اینجاست که مردم با هم یک دل می شوند. بهمین سبب است، وقتی که ما وجه اشتراکی مانند نوروز را داریم، می توانیم خیلی کارها راجع به آن انجام بدهیم که تا حال انجام نداده ایم. در مزار شریف نوروز را که برگزار می کنند، به یک آیین عبادی تبدیل شده است. در آنجا در نوروز به مدت چهل روز جشنی بنام «میله گل سرخ» را برگزار می کنند، که ترانه معروف افغانی «بیا بریم به مزار ملا ممد جان» از اینجا نشات گرفته است. در سراسر کشور افغانستان که طالبان حکومت می کردند، مردم در آنجا نوروز را پنهانی جشن می گرفتند.
 
در دوره حکومت شوروی نوروز را در جمهوری های آسیای مرکزی و جمهور آذربایجان در قفقاز را بعنوان یک آیین مذهبی حذف و برگزاری آن را ممنوع کردند. مردم نوروز را پنهانی جشن می گرفتند.
 
وقتی که از نوروز صحبت می کنید، یعنی از ایران صحبت می کنید. چرا؟ اسم آن فارسی است. شما وقتی کامپیوتر یا ویندوز می گویید، امریکایی است همان اصطلاح را بکار می برید، این چیزی است که در خانه همه وجود دارد. وقتی سیستم عامل ویندوز را باز می کنید، امریکا با شما صحبت می کند. بنابراین نوروز هم عامل ایران در هر منطقه ای که برگزار می شود، آنجا جهان ایرانی است و خیلی خوب است که ما این را توسعه بدهیم. ما می توانیم از این عنصر استفاده و جشن هایی را هر ساله در کشور برگزار کنیم. جالب است زمانی که در سال 2008 در یونسکو به ثبت رسید، افغانستان و تاجیکستان با اینکه در حوزه نوروز بودند، نتوانستند مستندات خودشان را گردآوری کنند. استناد سازی و زمان می خواستند و آنها نتوانستند که این کار را انجام بدهند. اما امسال وارد این فرآیند شدند.
 

در پاکستان به نوروز «عالم افروز» می گویند و چه صفت زیبایی است. افغانستان، سین کیانگ چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان در آسیای مرکزی و آذربایجان در قفقاز و ترکیه و کردستان عراق و سوریه، در حوزه نوروز قرار دارند. حتی در دوره ای پیش از حکومت بعثی صدام در عراق، مردم شیعه نوروز را در کاخ تیسفون (طاق کسری) جشن می گرفتند. در آنجا چادر می زدند و نوروز را برگزار می کردند. یعنی وقتی که صحبت از نوروز بشود، این حوزه، حوزه واحدی خواهد شد. منهای وجوه افتراقی که وجود دارد، یک عنصر خیلی قدرتمندی وجود دارد که می تواند مردم را به هم پیوند دهد. و چرا ما نباید از این استفاده نکنیم؟ وقتی نوروز در جمهوری آذربایجان که قلمرو فرهنگی آن، فرهنگ آذری است، توسعه پیدا می کند و به آن سوی فدراسیون مرزهای روسیه به جمهوری تاتارستان می رود. در داغستان هم این چنین است. در داغستان بویژه در شهر دربند، نوروز را با شکوه جشن می گیرند. اگر ما بخواهیم از این عنصر استفاده کنیم، ببینم چه کاری انجام می دهد. اول اینکه در ارتباط فرهنگی، قلب ها را به یکدیگر نزدیک می کند. دوم اینکه خداشناسی را تقویت می کند. سوم اینکه از لحاظ اقتصادی هم خیلی مهم است. اگر ما به این خیلی اهمیت دهیم، می توانیم جذب توریست کنیم و در مکان هایی، «نوروزگاه» درست کنیم. سازمان میراث فرهنگی در برخی از نقاط ایران که جاذبه های زیبایی دارد، این کار را انجام داده است و جایی را به نام «نوروزگاه» فراهم کرده که جشن نوروز را در آنجا برگزار کنند. همین کار جذب توریست و گردشگر می کند.
 
وقتی که گردشگران به سمت ایران و در حوزه نوروز بیایند، و یا اینکه ما به سمت حوزه نوروز آن مناطق برویم، خیلی می تواند سبب تحرکات در صنعت گردشگری بشود. در داخل کشورها چون مردم لباس نو می پوشیدند، در بخش اقتصاد و تولید صنایع سبک و پوشاک، در مواد غذایی که برای نوروز استفاده می کنند، در افغانستان هفت گیاه هست، آنها هفت گیاه و هفت میوه خشک را فراهم می کنند. در ایران آجیل و شیرینی می گذارند. صنایع غذایی و صنایع تبدیلی میوه، هتلداری، رستوران، حمل و نقل، از همه لحاظ نوروز خیلی می تواند برای اقتصاد مفید باشد.
 
اما نکته ای وجود دارد و برای اینکه ما بتوانیم از ابزار دیپلماسی استفاده کنیم، باید در داخل به آن اهمیت بیشتری بدهیم. مثلاٌ منهای شهرداری تهران، در تمام شهرهای ایران، این جشن را «نوروز» می نامند و می نویسند. اما در تهران، آن را «جشن بهار» می نویسند. ما در فرهنگ جشن فصلی نداریم، جشن یک روز، دو روز، یک هفته است. به نظر می رسد که یک عده ای می خواهند این عنصر دیپلماسی عمومی را کم رنگ کنند. اسم نوروز را بردارند، با توجه به ویژگی هایی که عنوان کردم، حتی اسم مردان را به سبب اهمیت و قداست نوروز، هم «نوروز» یا «نوروز علی» می گذارند. برخی می خواهند نام نوروز را بزدایند و با نام بهار تغییر دهند. در صورتیکه بهار سه ماه تمام است. هیچگاه بهار را جشن نمی گیرند. ما فصل ها را هیچ وقت جشن نگرفته ایم. جشن تابستان هم نداریم. اگر جشن تابستان داشتیم، جشن بهار هم داشتیم. بنابر این، این ضد توسعه و ضد دیپلماسی عمومی است که جشن بهار می نویسد. می خواهد که اسم نوروز را بردارد. در حالی که وزارت امورخارجه و سایر ارگانها سعی می­کنند که این اسم را حفظ کنند. چون اگر ما این کار را نکنیم، رقبا می­کنند.
 

کشورهای ترک زبان می گویند نوروز یک جشن ترکی است و فارسی نیست. درصورتی که این سرزمین ماست که زادگاه نوروز است اما ما در حال تضعیف آن هستیم. به نظر من نوروز را بایستی در تمام شئونات خودش پاس بداریم. زیرا تک تک عناصری که در سفره نوروز گسترده می شود، آداب و رسومی که پیش از نوروز و در حین نوروز و پس از نوروز است، همه اینها جلوه گاه خداوند است. هیچ عنصر شرک پرستی و بت پرستی در آن وجود ندارد. آتش در اسلام جزو مطهرات است. وقتی که یک عنصر نجس را می سوزانند، پاک می شود. در خیلی از جاها به آتش قسم می خورند. افروختن آتش در شب چارشنبه سوری یا شب سال نو در برخی نقاط ایران بویژه در غرب ایران و در کردستان ایران و عراق، خود نماد جهان ایرانی است. روشن کردن آتش در مراسم چهارشنبه سوری در تمام کشورهای حوزه نوروز، به همین مفهوم است. ما باید از این سنت ها و آئینهای زیبا و ارزشمندی که بخشی از هویت ماست، محافظت کنیم. سالها است که من در روزنامه ها و جاهای مختلف اشاره داشته ام که به جای اینکه ما از روشن کردن آتش و ترقه بازی جلوگیری کنیم و بجای برخورد سلبی ایجاب کنیم، وسایل برگزاری مراسم و ائینها محصول سرگرمی خوب تولید کنیم. استاندارد کنیم و کسب و کار راه بیندازیم تا مردم در این روز با سلامتی و بی خطر شادی کنند، این چه ایرادی دارد؟ اگر آتش بد بود، در جشن های بیست و دو بهمن یا میلاد پیامبر (ص)  آتش آتش بازی نمی کردند. از این جهت بایستی سعی کنیم که برای نزدیکی ملت ها به یکدیگر این جشن را به صورت پایدار نگه داریم. سازمان میراث فرهنگی این کار را انجام داده است. در دولت  قبلی چندین کنفرانس بین المللی برگزار شد و خیلی  هم مثبت بود. در دوره آقای احمدی نژاد بود که نوروز ثبت بین المللی شد که با تلاش سازمان میراث فرهنگی بود. امسال می خواهند نوروز را در کاخ گلستان جشن بگیرند. قرار است سفرا را دعوت کنند و این موضوع خیلی عالی است. به نظر من ما در میراث فرهنگی می توانستیم چنین نشستی را برگزار کنیم. راجع به نوروز صحبت کنیم. از کسانی که با ما در ارتباط هستند، دعوت بعمل بیاوریم. از فلسفه نوروز صحبت کنیم و از اینکه چه ابزاری را در اختیار ما قرار می دهد و ما می توانیم از آنها استفاده کنیم.
 
ایراس: شما لطف کردید و پاسخ پرسش دوم ما را درباره قلمرو نوروز و تفاوت ها و شباهت­ها پیش از طرح آن ارائه کردید. اما بفرمایید آیا وارد شدن دولت به این ابزار دیپلماسی عمومی، جنبه سیاسی به این موضوع نمی دهد؟ و آیا جنبه سیاسی شدن این مساله واکنش برانگیز نخواهد بود؟
 
دکتر امیر احمدیان: قبل از اینکه این پاسخ را بدهم، عرض می کنم در کشورهایی که آنجا نوروز زادگاه نیست، و نوروز را به هر ترتیب منهای ایران برگزار می کنند، در آنجا جشن ها به آن صورتی که در ایران وجود دارد، نیست. این جشن در آنجاها با تفاوت هایی انجام می شود. مثلاٌ در مزار شریف تا چهل روز جشن می گیرند. در تاجیکستان بیش از یک الی دو روز جشن نمی گیرند. چون در یک دوره ای متوقف شده است، و زایش دوباره نوروز در آنجا دوباره رخ داده است و نوروز تبدیل به جشن دولتی شده است. این جشن در ایران دولتی نیست، بلکه در درون نهاد خانواده و جامعه است. در خانه است. ولی چون در آنجا دولتی شده، نوروز را در یک روز جشن می گیرند. اما در ایرانی که زادگاه نوروز است هیچ چیز نتوانست آن را از مردم بگیرد. پس از حمله اعراب به ایران خیلی از آداب و سنن پابرجا ماند. ولی در قلمروهای دیگر مانند مصر، دگرونی فرهنگی به وجود آورد که در نهایت مردم مصر زبان و فرهنگ خود را از دست دادند و عرب شدند. ولی در ایران زمین، آداب رسومی همچون جشن های مهرگان، سده، تیرگان، نوروز به حیات خود ادامه داد. فاتحان مسلمان مشاهده کردند این ویژگی هایی که در نوروز است، خیلی زیبا است. در ارتباط با وحدانیت است. اکثر ائمه ما روی این مساله تاکید دارند. نوروز فقط عنصر ظاهری ندارد، بلکه عنصر روحانی هم دارد. عنصر روحانی آن سر زدن و عیادت از بیماران است. رفتن به نزد بزرگترها، که احترام به بزرگتر و ریش سفیدان است. دادن عیدی و آشتی دادن کسانی که با یکدیگر قهر بودند. پاکیزه کردن درون و برون، پاک کردن کینه ها از درون و خانه تکانی و پاکیزه کردن ظاهر از برون، اینکه نو و تازه شدن برای سال نو باشد. بخاطر همین است که روی آن خیلی تاکید شد و متفاوت هم عمل شد. اما اینکه آیا نوروز سیاسی شود یا نشود، چرا ما نباید هراس داشته باشیم. مثلاٌ آموزش زبان فارسی در کشورهای مختلف. برای چه این کار را می کنیم؟ این یک دیپلماسی عمومی است. می گوییم که ما می خواهیم مردم آن کشورها را به مردم خودمان نزدیک کنیم و در آینده هم دولت ها به یکدیگر نزدیک بشوند. ارتباط با مردم یا در حقیقت عناصر دیپلماسی عمومی و فرهنگی، بخاطر این است که  دولت ها نمی خواهند مستقیماٌ خودشان وارد بشوند، می خواهند از طریق ملت ها و فرهنگ به یکدیگر نزدیک شوند.
 
در نهایت هر یک از این عناصری که دیپلماسی فرهنگی و عمومی را کار می کند، که شامل مطبوعات، آموزش زبان فارسی، برگزاری جشن های نوروز، فیلم ها و سینماها و رادیو می­شود، برای این است که  بتواند به دولت کمک کند که روابط سیاسی خود را تقویت نماید. تقویت روابط سیاسی و یافتن دوستان بیشتر، سبب خواهد شد که جایگاه آن واحد سیاسی در جهان ارتقاء پیدا کند و کوشش همه کشورها از طریق دیپلماسی سیاسی و فرهنگی این است که جایگاه خودشان را بالا ببرند و هزینه های زیادی را در این راه خرج می­کنند. هر چه که کشور قدرتمند تر بشود، هزینه های بیشتری را صرف دیپلماسی عمومی می کند. مهاجر می پذیرند، بورسیه می دهد. ولی ما در این میان یک موضوعی مانند نوروز را داریم که سالی یک بار این اتفاق می افتد. برای همین است که می گوییم سیاست خارجی مثبت، سیاستی است که از دل سیاست داخلی مثبت و آینده نگر زاده می شود. در اینجا هم همین طور است که ما باید دیپلماسی فرهنگی و نوروز را در داخل کشور خودمان تقویت کنیم و آن را با شکوه تمام و در سطحی گسترده در شهر ها و روستاها، جشن بگیریم. همه جا را نوروزی کنیم و به آن اهمیت بدهیم. توریست جذب کنیم. بیایند، بینند و بروند.
 

نکته اساسی که من به آن خیلی تاکید دارم، آن است که هنگامی که توریست خارجی را در هر جای ایران ببینم نظر او را راجع به ایران، پیش از آمدن به ایران و پس از اینکه در ایران بوده را جویا می شوم. همه آنها می گویند که کاملاٌ متفاوت بوده است. ما هرگز فکر نمی کردیم که ایران اینقدر خوب و پیشرفته باشد. آیا ما می توانیم همه مردم جهان را به ایران دعوت کنیم که به اینجا بیایند و بگویند که ایران خوب است؟ این کار برای زدودن کج فهمی مردم دیگر کشورها نسبت به ایران ناشدنی است. بنابر این باید از دیپلماسی عمومی استفاده کنیم. از رادیو، تلویزیون، سینما که در جهان منتشر شود و ایران را به جهانیان بشناسانیم. اگر فیلم خوب تولید کنیم، می گویند این سینما از نهاد یک کشوری بوجود آمده است که برآیند و هنر هفتم آن کشور است. و این هم در نوروز نهفته است. وقتی که بیایند و نوروز را ببینند، ایران را بهتر خوالهند شناخت. ما باید راجع به نوروز پروژه بدهیم. پروژه گردشگری در نوروز، ایجاد تورهای ارزان قیمت، جذب توریست کنیم. هتل های خودمان را آماده کنیم. چون در ایران بیشتر سفرهای خانگی است که می خواهند بروند و دیداری از اقوام داشته باشند، پس فضاهای هتل های بین المللی ما در آن مدت می تواند خالی باشند. چون ما در داخل که مسافرت می کنیم، هتل نمی رویم. چون عمدتاٌ شهرهای ما به سبب مهاجر پذیری، همه به شهرهای خودشان می روند و مشاهده می کنید که اتوبوس ها در این ایام چه حرکتی دارند. از این منظر جاهایی که جاذبه های توریستی دارد، مانند کاخ پاسارگاد، تخت جمشید، حافظیه، سعدیه، اصفهان، تبریز و سایر مکان های مختلف دیگر ایران، نوروزگاه درست کنیم. نوروزگاه به دیپلماسی عمومی ما کمک می کند. اینکه بگوییم وقتی چنین مکان هایی را در سرزمین خود بوجود می آوریم، دلیل بر اهمیت دادن به آن است، که مخصوصاٌ در مورد نوروز حائز اهمیت است. من یک موردی را در سال 2000 در تاجیکستان مشاهده کردم، یک عرصه بزرگی از میدان ورزشی بود که آن را به نوروزگاه تبدیل کرده بودند. در آنجا چوگان بازی می کردند، صنایع دستی آورده بودند، همه چیز را به نمایش گذاشته بودند. در واقع آنجا یک دائره المعارفی از زندگی روستایی بود. و این کمک می کرد که توریست ها در آنجا جمع بشوند.
 
ایراس: در ارتباط با مشترک بودن نوروز بین کشورهای عضو اکو اشاره نمودید. به نظر شما آیا از مشترک بودن ما در نوروز با کشورهای عضو اکو در جهت همگرایی هم استفاده شده است ؟ آیا در چارچوب اکو می شود از آن استفاده بیشتری نمود؟ با توجه به اینکه یکی از پیشنهادات کارشناسان در مورد ضرورت احیاء اکو می باشد؟
 
دکتر امیراحمدیان: بله. چون از سالهای قبل موسسه فرهنگی اکو راجع به این موضوع کار کرده است و ما باید این را بیشتر تقویت کنیم. در حقیقت ما باید به موسسه فرهنگی اکو که دبیرخانه آن در تهران است کمک کنیم. و این موضوع را ببریم و در آنجا مطرح کنیم. نمایشگاه عکس بگذاریم و سخنرانی داشته باشیم. نشریاتی را داشته باشیم. بنده خود پروژه ای را برای پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات انجام داده ام. در آنجا عناصر ایرانی را در جهانی که ایران شهری است، از حوزه نوروز از سین کیانگ، افغانستاتن، پاکستان، هندوستان،  تا آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه (که قلمرو اکو را نیز در بر می گیرد)، روسیه و بین النهرین را بررسی کرده ام. می­توان نوروز را در اوراسیا هم در یک مجموعه ای فراهم کرد. این اطلاعات موجود است و اگر موسسه ایراس علاقه مند باشد، می توان کتابی در حدود دویست صفحه ای منتشر کرد. اینکه نوروز را چگونه و با چه ویژگی هایی در ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، آذربایجان، برگزار می کنند، اطلاعات آنها را داریم. می توانیم مجموعه ای فراهم کنیم و آن را ترجمه کنیم. یا اینکه می تواند به زبان فارسی باشد. این مجموعه برای ما آماده است. روی آن کار شده و بعنوان بخشی از مجموعه ای که می تواند چاپ بشود. همه مدارک همراه با عکس و سند فراهم است. می توانیم با اکو در تماس باشیم و با همکاری ایراس راجع به موضوع نوروز در اکو کار کنیم. مجموعه ای که با کلی مستندات و مطلب موجود است. این پیشنهاد من است.
 
ایراس: استفاده از نوروز در دیپلماسی عمومی این قدر اهمیت دارد که بتواند یک رقابتی بین کشورهایی که نوروز بین آنها مشترک است، ایجاد کند؟ با توجه به نقدی که خودتان داشتید اینکه عده ای در ایران هستند که می خواهند این آیین ها را کم رنگ کنند. به نظر شما اگر ایران نتواند از این ابزار در دیپلماسی عمومی خودش استفاده کند، آیا ممکن است که از کنترل ایران خارج بشود و در محوریت کشورهای دیگری قرار بگیرد؟
 
دکتر امیراحمدیان: بله. وقتی می گویند که حرمت امامزاده را متولی او باید داشته باشد، درست گفته اند. وقتی که ما آن را کم رنگ کنیم، جمهوری آذربایجان است که از آن بهره برداری می کند. این امکان وجود دارد چون آنها خیلی فعالیت می کنند. ما در مقابل جهان ایرانی، جهان ترک هم داریم. آنها خیلی کوشش می کنند که نوروز را برای خودشان مصادره کنند. اگر ما در داخل به آن اهمیت ندهیم و از لحاظ جهانی نتوانیم جایگاه خودمان را ثبت کنیم، داستان مانند تار می شود که آذربایجان تار و چوگان را به اسم خود ثبت کرد و از این مساله استفاده نموده است. اسم تار فارسی است. چگونه شده است که آذربایجان گفته است تار آذربایجانی است. پشت اسکناس های یک ماناتی که متداول ترین اسکناس در جمهوری آذربایجان است و خیلی دست به دست می شود، عکس دف، تار و کمانچه است. که هر سه اینها ایرانی و اسم شان هم فارسی است. این را به آنجا برده و گفته است که آلات موسیقی آذربایجانی است و بین مردم آن را اشاعه داده است. ما باید در مورد نوروز این کار را انجام بدهیم. پشت اسکناس های خودمان عکسی از جشن نوروز را بگذاریم. در مدارس و در هر جای دیگر این کار را انجام بدهیم. در آذربایجان دائره المعارف نوروز چاپ کرده اند. تمام اصطلاحات نوروز را در یک دائره المعارف رنگین و زیبا چاپ کرده اند و من سه سال پیش آن را از باکو خریداری کردم. بنابر این ما هم می توانیم یک دائره المعارف نوروز داشته باشیم. اصطلاحات نوروز، سمنو، و موارد دیگر را توضیح بدهیم. و از همین منظر ما می توانیم بهره ببریم.
 
ایراس: استفاده از ابزارهایی مانند نوروز در دیپلماسی عمومی چه کمکی به سیاست خارجی ما می کند؟    
 
دکتر امیراحمدیان: هدف از سیاست خارجی، تسهیل ارتباطات بین هر واحد سیاسی با واحدهای سیاسی دیگر است. همچنین پیاده کردن و دست یافتن به اهداف آن کشور در بیرون مرزهای سیاسی است. که این کار را دستگاه دیپلماسی انجام می دهد. دستگاه دیپلماسی به عناصری نیاز دارد. از جمله ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری و هر کدام همچنین پرسنل خودش را نیاز دارد. در برنامه های این دیپلماسی نرم می توان در سفارت خانه های ایران در خارج از کشور، در ایام نوروز، نوروز را تبلیغ کرد. همه را دعوت کنند، اعلام کنند که جشن نوروز را برگزار می کنند. ما این روش را داریم. ایران در تمام دنیا، نمایندگی دارد. دارای نمایندگی های سیاسی و فرهنگی است. دفاتری را در ارتباط با عید نوروز بازگشایی کنند. مانند کشورهای اروپایی و کشورهایی که مسیحی و در تهران نمایندگی دارند. همه با هم دید و بازدید سال نو را دارند و سال نو را جشن می گیرند. ما باید این کار را در تمام نمایندگی های خودمان در کشورهای مختلف انجام دهیم. از زمانی که نوروز در یونسکو به صورت رسمی ثبت شده است، در کاخ سفید سفره هفت سین پهن می کنند. یعنی ما با دیپلماسی خودمان توانسته ایم که نوروز را به کاخ سفید ببریم. در صورتی که اگر به زور و دستوری بود، نمی توانستیم آن را منتقل کنیم. چون با امریکا رابطه دیپلماتیک نداریم. آن خودش این را پیدا کرده است که این عنصر وحدت بخشی است. خیلی زیبا و یک جشن مردمی است و مردم می توانند از آن استفاده کنند. ایرانیانی که در کاخ سفید کار می کردند هم کمک کردند. خانمی که در کاخ سفید به عنوان مشاور اوباما کار می کرد توانست نوروز را به آنجا وارد کند. به همین سبب جایگاه ایران ارتقاء پیدا می کند. می گویند ایران کشوری است که دارای سابقه فرهنگی است. تاریخ کهنسالی دارد و جشن هایی دارد، که از آن زمان تا کنون برگزار می شود. زبان فارسی 1100 سال است که استفاده می شود. و تا کنون که آثار فردوسی و رودکی را می خوانیم، می فهمیم که چه می گوید و این زیبایی و کارایی این زبان است. در صورتی که در انگلستان اگر کسی بخواهد آثار شکسپیر را بخواند، نمی تواند بخواند. باید آن را تبدیل به انگلیسی مدرن کند و بعد بفهمد که چه می گوید. در صورتی که ما می توانیم آثار گذشتگان خود را براحتی بخوانیم و درک کنیم. در 1100 سال پیش رودکی می گوید:
 
هموار خواهی کرد گیتی را،
گیتی است کی پذیرد همواری.
 
همه واژگان این شعر از واژه فارسی است. فردوسی می گوید: «توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود». هیچ واژه عربی در آن بکار نرفته است. کلمات خیلی ساده و در عین حال خیلی پر معنی است.


در آخر قرن بیستم، اطلاعات بود که دولت ها را قدرتمند می کرد. کسی می توانست در جنگ برنده بشود که اطلاعات بیشتری داشت. توانا بود هر که دانا بود. یعنی توانایی در دانایی است. به همین سبب است که فرهنگ ایرانی می تواند به سیاست خارجی ما کمک کند. اینکه ایران کشوری با فرهنگی غنی و تمدنی درخشان است و اگر می خواهد با جایی رابطه برقرار کند، دارای فرهنگ غنی است. کسی که به این سرزمین می آید چیزهای ارزشمندی یاد خواهند گرفت و با خود به سرزمین خود می برند. فرهنگ و زبان ایران این قدر غنی است که خیلی از مستشرقینی که خواسته اند ایران را بشناسند به یادگیری زبان فارسی همت گماشته اند تا ایران را بلا واسطه بشناسند. ابزار ایران شناسی در گام نخست زبان فارسی بوده است، بعد از آن جغرافیا و سرزمین بوده است. بعد از آن تاریخ ایران را باید بخوانند و سایر قضایا را بدانند. وقتی که آنها بیایند و مشاهده کنند که ایران کشوری با فرهنگ غنی است، دارای تمدنی ارزشمند و انسانی است. اینجا سرزمینی است که از هزاران سال پیش جشنی را برگزار می کند و هر زمان این را تقویت می کند، این خیلی خوب است. این ارزشها خیلی به دستگاه دیپلماسی عمومی کمک خواهد کرد.
 
ایراس: شما به اینکه از نوروز می شود برای صنعت گردشگری خودمان استفاده کنیم، اشاره کردید. آیا کشورهایی هستند که بهتر از ما از این موضوع استفاده کرده باشند؟
 
دکتر امیراحمدیان: بله. آذربایجان، ازبکستان، ترکیه، اینها برای استفاده از نوروز خیلی کوشش کرده اند. هتل های آنها در نوروز بسیار فعالتر از فصول دیگر می شود. بویژه در آذربایجان یا تاجیکستان که نوروز به صورت عمومی برگزار می شود، مقامات رسمی در آن جشن ها شرکت می کنند. رئیس جمهور از روی آتش می پرد. آنها در جشنهای بزرگ و باشکوه مشارکت می کنند و از مراسم بازدید می کنند. من خود سه سال پیش در ایام نوروز به عنوان توریست به آذربایجان رفتم و در آن مشارکت کردم. توریست های زیادی در این ایام از آذربایجان دیدار می کنند، مخصوصاٌ از ایران گردشگران زیادی به باکو می روند. اگر تاجیکستان با ما هم مرز بود، خیلی از ایرانی ها در نوروز به آنجا می رفتند. جشن نوروز در تاجیکستان بسیار با شکوه است. شاید با شکوه ترین جشن ها را در تاجیکستان بگیرند.  ازبکستان هم این چنین است.
 
ایراس: پیشنهاد شما برای اهدافی همچون توسعه صنعت گردشگری با استفاده از نوروز، چه هست؟
 
دکتر امیراحمدیان: در اين زمينه انجام کارهاي زير پيشنهاد مي‌شود:
 
- تأسيس سازماني مردم نهاد به نام«سازمان فرهنگي نوروز» مرکب از فعالان فرهنگي کشورهاي نوروز و ثبت بين‌المللي آن؛
- ترغيب کشورهاي حوزه براي توليد فيلم‌هاي تلويزيوني درباره نوروز و مبادله اين فيلم‌ها براي نمايش در تلويزيون‌هاي کشورهاي عضو؛ 
-   برقراري تورهاي گردشگري ارزان قيمت؛
- تسهيل در صدور رواديد؛
- سياست گزاري براي برگزاري جشن‌هاي مشترک و دوره اي در کشورهاي حوزه؛
- انتشار تمبرهاي مشترک يادبود نوروز؛
- برگزاري همايش‌هاي مشترک فرهنگي در اين زمينه؛
- گنجاندن مفاهيم و آداب نوروز در کشورهاي نوروز در کتاب‌هاي درسي کشورهاي حوزه؛
- تأسيس پايگاه اطلاع‌رساني نوروز به زبان‌هاي فارسي، انگليسي از سوي مردم و سازمان‌هاي مردم نهاد و تشويق ملت‌ها به مبادله اطلاعات نوروزي؛
- گنجاندن مطالبي درباره نوروز در کتاب‌هاي درسي؛
- معرفي نوروز به عنوان ميراث فرهنگي مشترک در پشت اسکناس‌هاي کشورهاي حوزه نوروز.
 
 
----------
مصاحبه کننده: عفیفه عابدی
 
 
کد مطلب: 3105
مولف : دکتر بهرام امیراحمدیان