بررسی سیاست خارجی روسیه در سال 2014 در گفتگو با لوکیانوف

سالی سرد در کرملین

تاریخ انتشار : شنبه ۶ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۰۱
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراس؛ سال 2014 با بحران اوکراین و سقوط دولت نزدیک به مسکو در کی یف، سرمایی سخت بر سیاست خارجی روسیه وارد کرد و سیاستمدارن این کشور را با چالش رو به رو ساخت؛ از تحریم های اقتصادی گرفته تا اخراج از جی 8. اکنون تنها سه روز تا پایان این سال باقی مانده است، از این رو "احمد وخشیته" سردبیر سایت ایراس به گفتگو با "فئودور لوکیانوف" پرداخته تا سیاست خارجی فدراسیون روسیه در این سال را مورد بررسی قرار دهد.

"فئودور الکساندروویچ لوکیانوف" استاد علوم سیاسی و سردبیر مجله «روسیه در سیاست بین‌الملل» است که ریاست «شورای سیاست خارجی و دفاعی روسیه» را نیز بر عهده دارد. وی همچنین عضو هیات رئیسه «شورای روسیه در امور بین‌الملل»می باشد.
 

► سال 2013 برای دولتمردان روس که در حال آماده شدن برای جشن کریسمس و پس از آن برپایی المپیک سوچی بودند، با انفجارهای ولگاگراد پایان پیدا کرد. هنوز مدتی از آغاز سال نو نگذشته بود که سقوط دولت یانوکوویچ آغازگر شوکی نو بر کرملین نشینان بود. جنابعالی در کنار دیگر مسندهای تصمیم گیری سال ها سابقه سردبیری در مطبوعات روسیه داشته اید و یقینا در تحلیل های خود از
رئیس جمهور وقت اوکراین آقای یانوکوویچ در ارتباط با بسیاری از چهره های مهم اروپایی برخورد بی شرمانه و نامتعارفی از خود ارائه کرد و اگر بخواهم در دو جمله خلاصه کنم، ایشان آنها را فریب داد و در آخرین لحظه به آنها پشت کرد.
شم خبرنگاری هم بهره جسته اید. می خواهم این مصاحبه را این گونه شروع کنم که حتما سال گذشته چنین ایامی پژوهشگران و تحلیلگران روس و غیر روس نظر شما را می پرسیدند که سال جدید را چگونه ارزیابی می کنید؛ پیش بینی شما در آن هنگام چه بود؟

  
اول اینکه، باید عرض کنم به عقیده بنده، نباید دو حادثه ای که شما به آن اشاره کردید را در یک راستا قرار داد. البته حادثه انفجارهای ولگاگراد بسیار حادثه ای دلخراش و شوک بزرگی برای مردم و دولت روسیه بود؛ اما حقیقت امر این است که شاید امروز دیگر کمتر کسی آن حوادث را یادآوری کند. متاسفانه این حقیقت تلخی است که روسیه از دهه نود یا دقیق تر آغاز سال های 2000 همواره با خطر حوادث تروریستی مواجه است و جامعه روسیه همیشه آمادگی مواجهه شدن با چنین اتفاقاتی را دارد.

اما مسئله اوکراین را می توان به عنوان یک شوک واقعی مورد توجه قرار داد که همه سیاست روسیه را متحول کرد. من دقیقا یک سال پیش سخنرانی عمومی داشتم که مربوط به جمع بندی و گزارش سال 2013 می شد. در آن مقطع، سیاست های خارجی روسیه در اوج موفقیت خود قرار داشت. در آن هنگام مسئله سوریه و سلاح های شیمیایی دولت اسد مطرح بود و جالب اینکه حتی مخالفین سرسخت پوتین نیز به موفقیت دیپلماتیک وی در حل آن بحران اذعان داشتند. به مجموعه این موفقیت های پوتین، می توان آغاز گفتگو با ایران را اضافه کرد و بالاخره جلوگیری از توافق بین کشورهای ارمنستان و اوکراین درغالب برنامه همکاری های شرقی با اروپا را می توان از جمله دیگر موفقیت های سیاست خارجی روسیه در آن مقطع زمانی برشمرد.

در عین حال دو برداشت از مسائل پیش رو وجود داشت؛ تاکید می کنم، دو برداشت و نه پیش بینی. اول اینکه مسائل مربوط به اوکراین همچنان تمام شده نیست و ادامه دار خواهد بود؛ رئیس جمهور وقت اوکراین آقای یانوکوویچ در ارتباط با بسیاری از چهره های مهم اروپایی برخورد بی شرمانه و نامتعارفی از خود ارائه کرد و اگر بخواهم در دو جمله خلاصه کنم، ایشان آنها را فریب داد و در آخرین لحظه به آنها پشت کرد. برداشتی که از این مسئله می شد این بود که اروپایی ها این رفتار وی را به راحتی نمی بخشند. در ارتباط با افراد تاثیرگذار و بازیگران سرشناس عالم سیاست، چنین رفتاری پذیرفته نیست.

دومین
اگر روسیه امروز کریمه را از اوکراین نمی گرفت، بعد از 2 سال ناچار می شد وارد جنگ با اوکراین بشود.
برداشت، به توانایی ها سیستم دیپلماسی روسیه بر می گردد. برداشتی که براساس موفقیت هایی که اشاره کردم، ایجاد شده بود و اینگونه به نظر می آمد که روسیه به بالاترین سطح ممکن از موفقیت های دیپلماسی خود رسیده بود و عملاً به اهداف از پیش تعیین شده خود در دوران پوتین که شامل رسیدن به جایگاه کشور مهم و تاثیرگذار در عرصه بین المللی می شد، دست یافته بود. روسیه برای اینکه از سطح به دست آمده، قدم فراتر بگذارد، نیاز به سیستم اقتصادی قوی داشت که روسیه از آن محروم بود. بنابراین دو گزینه را پیش روی خود داشت:

نخستین گزینه، ثبات و استحکام بخشیدن به دست آوردهای یاد شده بود؛ در بورس های تجاری به این نوع فعالیت اصطلاحاً "تثبیت درآمد"  گفته می شود. به عبارت دیگر حفظ وجهه کشور قدرتمند در عرصه بین الملل در شرایطی که امکانات این کشور توسط کشورهای دیگر محدود شده است.

دومین گزینه، عبور از سطح به دست آمده، ادامه دادن به مسیری رو به بالا و رسیدن به جایگاه بازیگر مهمتر و تاثیرگذاری بیشتر در صحنه بین المللی بود.
برداشت من این بود که روسیه گزینه اول را انتخاب می کند، اما در عمل ما دیدیم که روسیه راه دوم را در پیش گرفت.                    


► به نظر می رسد مهمترین و تلخ ترین اتفاق سال 2014 برای روسیه، جدایی کی یف از مسکو و نزدیکی به غرب و اروپا بوده است. واکنش مسکو به این رویداد و جدا سازی کریمه از اوکراین و الحاق آن به خود عواقبی را هم به دنبال داشت؛ از جمله اخراج از گروه جی 8 و تحریم های اقتصادی فدراسیون روسیه. سوال اینجاست که روسیه از این اتفاقات چه تجربه ای را به دست آورد؟
چین، یقینا یک متحد برای روسیه به شمار نمی آید و راهکار های سیاسی این دو کشور به گونه ای است که وارد یک اتحاد نشوند.
آیا هزینه هایی که به روسیه تحمیل شد نسبت به آنچه به دست آورد، قابل توجیح و دفاع است؟


اینکه اوکراین به کدام سمت رفته است، هنوز برای ما مشخص نیست؛ فعلا در حال افول است. شرایط امروزی اوکراین، امکان ادغام در غرب یا شرق را از او گرفته و به نظر می رسد این کشور در حال فروپاشی است. از دیدگاه من بررسی این مسئله که آیا کریمه ارزشش را داشت یا نداشت، بی فایده است.

وقتی مسئله کریمه پیش آمد، پیش بینی بر این بود که بعد از 2 سال ناوگان نیروی دریایی روسیه مستقر در شهر بندری "سواستوپل" ملزم به ترک این منطقه خواهد شد. اگر روسیه امروز کریمه را از اوکراین نمی گرفت، بعد از 2 سال ناچار می شد وارد جنگ با اوکراین بشود. من فکر می کنم، جنگ می توانست شرایط بدتر و پیچیده تری را نسبت به وضعیت پیش آمده کنونی رقم بزند. بنابراین با اینکه این راه حل خوبی برای روسیه نبود، اما به نظر من جایگزین های آن می توانست نتایج بسیار بدتری به دنبال داشته باشد.


► به اصطلاح ما ایرانیان، روس ها برای دور زدن تحریم ها که ما سالهاست با آن مواجه هستیم، به گسترش روابط خود چین رو آورده و از آنها مدد خواسته اند. به موجب آن از سال 2018 برای مدت سی سال گاز خود را به چین خواهند فرستاد. قراردادی به ارزش 400 میلیارد دلار؛ یعنی بزرگترین قرارداد گازی جهان.به نظر شما نگاه روسیه به چین چگونه است؟ گذشته از مسئله اقتصادی، چین برای روسیه یک متحد به شمار می آید یا همکار؟ و اینکه چنین عقد چنین قرارداد بزرگی، امکان وابستگی روسیه به چین را ایجاد نمی کند؟

چین، یقینا یک متحد برای روسیه به شمار نمی آید و راهکار های سیاسی این دو کشور به گونه ای است که وارد یک اتحاد نشوند. آقای پوتین در نشست شورای امنیت در تابستان گذشته، به شکلی شفاف
روسیه عصای جادوگری ندارد که بتواند همه کشورها را قانع کند تا با یکدیگر به توافق برسند و رژیم حقوقی دریای خزر به نتیجه برسد.
اعلام کرد که "خدا را شکر که ما عضو یک اتحادیه نیستیم". در روسیه آزادی عمل یک ارزش مهم به حساب می آید. البته چین یک شریک بسیار نزدیک برای ما می باشد و در دهه های آینده گزینه دیگری درباره رابطه با چین وجود ندارد.

اما رابطه با چین بدون ریسک هم نخواهد بود و دلیل آن عدم تعادل اقتصادی بین دو کشور است. روسیه نیز برای جبران این مشکل به دنبال شرکای دیگری در آسیا و آمریکای لاتین است. متاسفانه باید اعتراف کنم نزدیکی به چین از زمانی آغاز شد که اختلاف با غرب آغاز گردید و چین از این شرایط بهره می برد؛ البته چین نیز به گسترش روابط با روسیه علاقمند است.

 
► اجلاس وزرای خارجه کشورهای حاشیه دریای خزر در مسکو و بعد از آن اجلاس سران این کشورها در آستاراخان، از دیگر رویداد های مهم سال 2014 به حساب می آید. براساس گزارش ها و تحلیل های رسانه های جمعی، این دو اجلاس به نتیجه مطلوب منتج نشد و نتایج چشمگیری در پی نداشت و بسیاری از اختلافات دو جانبه حل نشده باقی ماند. به عقیده شما با توجه به نفوذ سنتی روسیه بین کشورهای منطقه، آیا راهکاری برای تخقق رژیم حقوقی دریای خزر از جانب روسیه وجود دارد؟
 
بدون شک روسیه عصای جادوگری ندارد که بتواند همه کشورها را قانع کند تا با یکدیگر به توافق برسند. روابط روسیه با کشورهایی حاشیه دریای خزر(ترکمنستان، آذربایجان و قزاقستان) بسیار متفاوت و البته پیچیدگی های خاص خود را داراست. اما به عقیده بنده شاید در سال آینده به توافق هایی برسند. دلیل آن را مرتبط به حاد شدن شرایط در آسیای میانه و شرق اوراسیا می دانم و فشارهای خارجی که وجود دارد. این موضوعات کشورهای منطقه را بر آن داشته است تا حداقل یکی از مسائل موجود در این منطقه را حل کنند.
 

► سوریه بحرانی است که روس ها سه سالی می
روسیه با شک و تردید به ائتلاف ضد داعش می نگرد. رهبری این ائتلاف برعهده ایالات متحده آمریکاست و سیاست آمریکا در خاورمیانه کاملا احمقانه و غلط است
باشد که با آن دست و پنجه نرم می کنند که به واسطه آن منافع ترکیه و روسیه در مقابل یکدیگر قرار گرفت. سال 2013 عراق نیز به این بحران افزوده شد و گروه تروریستی به نام داعش تولد یافت اما این بار ائتلاف جهانی علیه داعش شکل گرفت. آیا این موضوع می تواند باعث نزدیکی میان ترکیه و روسیه شود؟

 
به نظر نمی آید که این مسئله باعث نزدیکی روسیه و ترکیه شود، اما روسیه و ترکیه در زمینه های دیگری به هم نزدیک می شوند. 


► سفیر اخیر آقای پوتین در یکم دسامبر هم حامل این پیام نبود؟
 
این دو مسئله متفاوت است، موضوع همکاری های استراتژیک دو کشور در زمینه اقتصاد و در زمینه های سیاسی و منطقه ای در ارتباط با منطقه بالکان و اتحادیه اروپا است. دیدگاه های دو کشور در رابطه با سوریه همچنان مخالف یکدیگر است و هیچ تغییری ایجاد نشده است. دیدگاه پوتین و اردوغان بر این مسئله است که اختلاف نظر در این موضوع را به شکلی دور بزنند تا لطمه ای به همکاری در سایر زمینه ها بین دو کشور وارد نشود.

درباره ائتلاف جهانی برعلیه تهدید داعش، باید عرض کنم که روسیه با شک و تردید به این ائتلاف می نگرد و این سئوال مطرح است که این ائتلاف چه کاری می خواهد انجام بدهد؟ رهبری این ائتلاف برعهده ایالات متحده آمریکاست و سیاست آمریکا در خاورمیانه کاملا احمقانه و غلط است، روسیه در چنین ائتلافی شرکت نخواهد کرد و به نظر من موضع روسیه در این باره تغییری نداشته است و در همه مسائل جاری، روسیه از دولت های قانونی در سوریه و عراق حمایت خواهد کرد و این حمایت به شکل مستقیم و نه با حضور در ائتلاف خاصی خواهد بود.
 

► پیش بینی شما از سال آینده میلادی برای روسیه چیست؟
 
سال سختی را در پیش خواهیم داشت، به ویژه از لحاظ اقتصادی و تحمل آن آسان نخواهد بود.


مصاحبه کننده: احمد وخشیته، سردبیر سایت ایراس؛
تنظیم: علیرضا چاروسائی، دبیر سایت روسی ایراس؛


پایان نوشتار/
کد مطلب: 556
مولف :