زمینه‌های هویتی گرایش مردم آسیای مرکزی به افراط گرایی

مجتبی نوروزی
تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۷
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراسشاید بتوان افراط گرایی را مهم ترین پدیده اجتماعی و امنیتی جهان در سال های اخیر دانست. موضوعی که هر ناظر، پژوهشگر و بازیگری از زاویه ای به آن نگریسته و تلاش کرده است نسبت به تحلیل آن همت گمارد. در این بین برش های متعددی برای سهولت تحلیل و شناخت دقیق تر این پدیده صورت گرفته است. که این نوشتار دو برش مهم را مد نظر دارد. نخست، برش بین سطح فرماندهی و بدنه اجتماعی گروه های افراط گرا می باشد. می توان به دلایل متعدد این جمع بندی را تایید نمود که دلایل، زمینه ها و عوامل گرایش فرماندهان و بدنه اجتماعی این گروه ها به افراط گرایی تفاوت های جدی دارند. لذا باید برای شناخت درست تر چنین پدیده ای اگر این برش مورد توجه قرار نگیرد، منجر به خطاهای راهبردی جدی خواهد شد. 

دوم برش جغرافیایی است. که برش رایج تری در تحلیل ها می باشد. به این معنا که نوع افراط گرایی و گرایش مردم در مناطق مختلف جغرافیایی تفاوت های جدی با یکدیگر دارند ولو تصویر ظاهری و برونداد همه آن ها مشابه جلوه کند. بر این اساس و با استفاده از داده های متعدد موجود می توان به این گزاره مهم دست یافت که تعداد قابل توجهی از جوانان آسیای مرکزی طی سال های گذشته به سمت گروه های افراطی جذب شده و به صورت کامل در سطوح پایین این گروه ها قرار دارند. حتی اگر افرادی از این منطقه به عنوان فرماندهان چنین گروه هایی مطرح می شوند، فرماندهان نظامی میدانی هستند و در سطوح رهبری و مدیریتی این گروه ها خبری از آسیای مرکزی نیست. لذا می توان به این سوال اساسی پرداخت که ریشه های هویتی چنین گرایشی چیست؟

نگاهی به صحنه اجتماعی آسیای مرکزی در سال های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سه ویژگی مهم را عیان می سازد. نخست، گرایش عمیق و ذاتی به دین و پدیده های مذهبی. مردم این مناطق که به قدمت تاریخ خود همراه با هویت مذهبی زندگی کرده بودند به مدت بیش از هفت دهه با سرکوب جدی تمام مظاهر دینی مواجه بوده اند. لذا فروپاشی حکومت کمونیستی به منزله فوران حس مذهب گرایی و دین خواهی در سراسر این منطقه بود موضوعی که هیجانات ناشی از آن هنوز پس از گذشت بیش از دو دهه ادامه دارد و مردم گرایش دینی خود را به صورت جدی حفظ و حتی تقویت کرده اند. دوم، به رغم این احساسات سرکوب شده، اطلاعات و سواد مذهبی مردم در سطحی بسیار پایین تر از سایر کشورهای اسلامی قرار دارد که این موضوع خود ریشه در همان سرکوب حکومت شوراها دارد. لذا هیجان آزاد شده مردم با نوعی سردرگمی جدی مواجه بوده است. سوم، توده های مردم این مناطق عمدتا در سال های پس از فروپاشی تا به امروز با فقر گسترده به واسطه فقدان منابع یا عدم توزیع درست آن مواجه بوده اند. لذا ما در حال حاضر با خیل عظیم جوانانی مواجه هستیم که باورهای دینی به صورت عمیقی در ایشان نهادینه شده است، باورهایی که همراه با معرفت عمیقی نیست و زندگی در فقر گسترده و عوامل دیگر امکان دین پژوهی جدی را از ایشان سلب کرده است. 

از سوی دیگر در تمام این سال ها سه جریان جدی هویت ساز تلاش کرده است در شکل دادن به مفاهیم اساسی زندگی در بین نسل نوظهور این منطقه نقش ایفا نماید. نخست، حکومت هایی که با وجود تفاوت های جدی در مشی حکومتی در امتداد میراث استبدادی حکومت کمونیستی اشتراک فراوان داشته و دارند. همچنین تمام این حکومت ها پس از گذراندن دوران استقرار و تثبیت با مساله ای به نام هویت ملی مواجه بوده اند و تلاش کرده اند هر یک به نوعی پاسخی مطابق با شرایط خود به شکل گیری هویت ملی بدهند. در این بین تنها نقطه اشتراک مسیرهای متنوع شکل دادن به هویت ملی در این کشورها بی توجهی به عامل هویت ساز دین بوده است. که خود طیف گسترده ای از بی توجهی تا تقابل را در بر می گرفته است. لذا این بی توجهی و تقابل در برابر آن هیجان گسترده آزادشده نوعی سرخوردگی هویتی را موجب شد. دوم، جریان غرب گرایی که تلاش داشت تا در منطقه ای که برای دهه ها دور از دسترسش بود با ترویج فاکتورهای فرهنگی و هویتی خود جای پای خود را تثبیت نماید. این فاکتورهای هویتی طیف گسترده ای از آزادی های فردی، تفریحات غربی و ارزش های اجتماعی نظیر دموکراسی را شامل می شد. 

فاکتورهایی که برخی از آن ها به طور جدی در تقابل با باورهای سنتی مذهب گرا قرار می گرفت. تقابلی که در طول زمان و به واسطه فعالیت جریان سوم عمیق تر شده و نوعی هویت مقاومت جمعی را در برابر ارزش های غربی دست کم در بین توده های ساکن در مناطق دور از مرکز موجب شده است. سوم، جریان وهابیت سلفی که با استفاده از ابزار اقتصادی و سوء استفاده از حس دین گرایی عمیق مردم این مناطق تلاش نمود تا تفسیر خود از مذهب را در این منطقه گسترش دهد. تلاش و تفسیری که بیان جزئیات آن فرصتی فراخ می طلبد. به عبارتی در برابر چشمان بی تفاوت و بعضا راضی نخبگان حکومتی دو جریان دیگر مانند دو لبه یک قیچی عمل کرده و تنها راه گریز جوانان این مناطق را پیوستن به گروه های افراط گرا تصویر نموده اند. راه خطایی که در بسیاری از موارد از سر دین خواهی مخلصانه و در پاره ای موارد از سر ناچاری جوانان مذهب گرای دین ناشناس این مناطق را جذب خود کرده است.

 ----------

نویسنده: مجتبی نوروزی

----------
منبع: تابناک 
http://www.tabnak.ir/fa/news/579303
 
کد مطلب: 1078