همکاری‌های راهبردی ایران و روسیه: الزامات و ضرورت‌ها

روس‌ها چقدر به قول‌ها و وعده‌های خود پایبند هستند؟

تاریخ انتشار : شنبه ۶ شهريور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
سید احمد حسینی، کارشناس ارشد مسائل اورآسیا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آیا روسیه حاضر است در موضوعاتی مانند دسترسی ایران به بازار انرژی اروپا و یا رژیم حقوقی دریای خزر، نرمشی از خود نشان دهد؟
 
ایراس: استفاده از امکانات پایگاه هوائی شهید نوژه همدان برای بمباران مواضع تروریست ها در سوریه باعث گردید مجددا موضوع روسیه و روابط دوجانبه تهران مسکو در کانون توجهات قرار گیرد.

یکی از ویژگی هایی که برای تشریح همکاری دو کشور در موضوع پایگاه نوژه مطرح گردید عبارت روابط راهبردی بود که شرایط نوین منطقه و تهدیدات فراروی دو کشور از جمله تروریسم و افراط گرائی را از علل و زمینه های ورود دو کشور به این سطح از روابط ارزیابی کردند.

در ابتدای سخن باید اشاره کرد که واژه راهبردی برای روابط دو کشور زمانی پدیدار می شود که دو کشور به همگرائی بالائی در مناسبات رسیده و روابط آنچنان مستحکم می گردد که هر یک از طرفین حاضرند در صورت مواجهه طرف مقابل با چالش یا تهدید جدی، تعهدات مشخص و روشنی را بر عهده گرفته و بصورت عملیاتی وارد عرصه دفاع از منافع و مواضع شریک راهبردی خود گردند.

در این گزارش تلاش می گردد الزامات و ضرورت های دستیابی دو کشور و در این جا ایران و روسیه به ویژگی راهبردی در مناسبات نظری افکنده و در سایه آن مشخص گردد که تهران و مسکو در چه جایگاهی برای ورود به این سطح از روابط قرار دارند؟

قبل از ورود به این بحث باید اشاره گردد که ایران و روسیه در طول بیش از دو دهه گذشته تجربه بسیار گرانقدری در روابط کسب کرده و با وجود فراز و نشیب های فراوان، توانسته اند روابط دوستانه و نزدیکی را بین خود برقرار سازند. ایران از همان ابتدای فروپاشی شوروی و دوران ضعف و چالش های جدی روسیه، نگاه واقع بینانه ای به تحولات این کشور داشت و برداشتش این بود که روسیه در طول تاریخ، توانسته است چالش های فراروی را پشت سر گذاشته و به صحنه قدرت بازگردد. این ارزیابی، در شرایطی بود که کشورهای پیرامونی مانند ترکیه، عربستان سعودی و برخی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، پاکستان و غیره قائل به ضعف و امکان فروپاشی بیشتر فدراسیون روسیه بوده و عملا با پشتوانه قدرتهای غربی با حمایت از نیروهای واگرای روسیه به رویاروئی با این کشور و بطور مشخص در جنگ های چچن مشغول بودند.

گذر زمان نشان داد که همه کشورها به درک ایران از تحولات روسیه رسیده و حال که روسیه به منطقه خاورمیانه باز می گردد درصدد برقراری پیوند و استفاده از ظرفیت ها و توانمندیهای این کشور در جهت حفظ امنیت و تامین منافع خود هستند و این امتیازی برای ایران در درک صحیح مسائل روسیه و برقراری روابط به دور از تنش در طول دهه ها و سالهای اخیر است.

با این توضیح اجمالی، ذیلا به ذکر مهمترین فرازها و شرایطی که می تواند به تعمیق روابط دو کشور بر اساس منافع متقابل و آمادگی برای ورود به سطحی از روابط که آنرا راهبردی می نامند، می پردازیم:

الف- ذهنیت ها و برداشت ها:

در هر دو کشور ایران و روسیه، دیدگاهها و سلائق گوناگون و متفاوتی در خصوص مناسبات فیمابین وجود دارد. ذهنیت ها و برداشت ها در هر دو سوی بر روابط دوجانبه سایه انداخته و آن را با محدودیت ها و دشواریهائی مواجه ساخته است. آنچه مربوط به ما می باشد این است که درعین توجه به گذشته و از یاد نبردن آنها نباید خود را در یک برداشت تاریخی متوقف نموده و هیچ حرکتی در قبال این کشور انجام ندهیم. روسیه امروز کشوری با فرصت ها و زمینه های بسیار برای همه کشورها از جمله ایران است و بازارهائی در این کشور فراهم است که اگر آمادگی لازم را کسب کنیم امکان خوبی برای نقش آفرینی و گرفتن سهم از آنها می باشد.

تجربه تنش های اخیر روسیه و ترکیه، بخشی از این ظرفیتها را به روی ما گشود که علی رغم تلاشها، آمادگی ورود جدی به آن را نداشتیم. بحث در این باره بسیار است اما به این عبارت بسنده می کنیم که روسیه همسایه ماست و به قول روسها همه چیز را می توان عوض کرد اما همسایه را هرگز و بدترین حالت در تعاملات با روسیه این است که حلقه ها و پیوندها صورت نگیرد و این کشور رها باشد و دیگران به هر شکلی بتوانند از آن استفاده یا آن را خریداری نمایند. در این زمینه لازم است مدل های چین، هند و ترکیه را مورد توجه قرار دهیم که چگونه با وجود اختلافات، توانسته اند همکاریهای گسترده ای را شکل دهند.

ب- عنصر اعتماد:

وجود اعتماد و مطمئن بودن از اینکه تا چه حد می توان به رفتارهای شریک و طرف مقابل تکیه کرد از عناصر بنیادین و پیش نیازهای هر همکاری علی الخصوص از جنس روابط راهبردی است. باید برای این موضوع در مناسبات ایران و روسیه، توجه و دقت بسیار صورت گیرد و بصورت خاص اگر روسیه به دنبال بازگشت به خاورمیانه و احیاء قدرت است تدبیر جدی نماید. این همان نکته ای است که در رفتار اخیر روسها در موضوع نوژه تبلور یافت و وزیر دفاع ایران از اقدام روس ها با عباراتی مانند خودنمائی و بی معرفتی گلایه کرد.

البته باید به ویژگی در حال گذر بودن روسیه توجه داشت و آن اینکه مسکو برای آنکه نشان دهد یک قدرت است از پیدایش فرصت ها و زمینه های همکاری بعنوان ابزاری برای قدرت نمائی و نقش آفرینی استفاده می کند اما این رفتار فارغ از کاربرد کوتاه و مقطعی به اصل اعتماد در مناسبات و تعاملات آسیب جدی وارد می سازد. همین وجه رفتاری روسها موجب پیدایش این سوال جدی است که روسها در موضوع سوریه چقدر به قول ها و وعده ها، پایبند هستند و اگر موفقیت های میدانی وارد مرحله مذاکراتی گردد سهم ایران تا چه میزان از سوی مسکو مورد توجه قرار خواهد گرفت؟

ج- منفعت متقابل:

واقعیت این است که تعمیق همکاری و وارد شدن در فضای راهبردی هم شدنی است و هم می تواند بین ایران و روسیه شکل گیرد اما یکی دیگر از الزامات و پیش نیازهای آن در نظر گرفتن نفع متقابل و دوری از یکجانبه نگری است. درست است که ایران و روسیه در موضوع سوریه، در یک موضع قرار دارند اما باید قیمت گذاری نمود که همکاری ایران در دریای خزر یا پایگاه نوژه برای روسیه چقدر ارزش دارد و برای مسکو که بدنبال بازگشت به خاورمیانه است چه امکانی را فراهم می سازد؟ حال این سوال مطرح می گردد که روسیه آیا در مقابل این اقدام ایران، حاضر است در موضوعاتی مانند دسترسی ایران به بازار انرژی اروپا، صادرات گاز به قفقاز و اوکراین، دسترسی ایران به تسهیلات بندری در شمال دریای خزر و یا رژیم حقوقی این دریا، نرمشی از خود نشان داده و حقوق و جایگاه ایران به نحو شایسته ای تامین گردد. این عامل یکی از پایه های مهم قضاوت و شکل گیری همکاریها در تعاملات راهبردی است و از نگاه جامعه افکار عمومی پنهان نمی ماند.

د- مصالح طرفین در مواجهه با تهدیدات:

واقعیت این است که بحران سوریه و جریان های تروریستی و افراط گرائی که در این کشور تجمع کرده اند منبع تهدید و نگرانی برای کل منطقه، کشورهای فرامنطقه ای و به طریق اولی برای ایران و روسیه هستند. تردیدی نیست که همراهی تهران و مسکو در این زمینه یک فرصت و غنیمت است که باید به شکل درست مدیریت و از ظرفیت ها استفاده گردد.

طبعا نقش آفرینی روسیه با اهداف ژئوپلتیک و مقابله با جریان تروریستی جاری که اهداف ضد روسی آنها نیز بسیار قوی است یک زمینه بسیار مثبت برای تعامل تهران و مسکو است و روسها نیز دقیقا به نقش و اهمیت ایران در مقابله با این خطر و جلوگیری از نزدیک شدن تهدیدها به مرزهای خود واقف هستند اما این نکته نیز باید مدنظر قرار گیرد که آیا همه گزینه ها و امکان ها برای همکاری بکار گرفته شده است و هیچ فرصت و امکان بر زمین مانده ای وجود ندارد؟ در این زمینه، البته باید به قدرت نرم جمهوری اسلامی در منطقه و میان لایه های مردمی نیز توجه نمود که از اسباب ها و بسترهای الهام بخشی قدرت ایران هستند و ارزش و منزلت خود را دارد.

ه- اقدامات گام به گام:

یکی از چارچوب های رفتاری و روش های مدیریتی روسها، سیاست مرحله ای یا روش گام به گام است که در حل و فصل هر مساله یا بحرانی، سیاست گام به گام و مرحله ای را پیشنهاد می کنند. در همین راستا، اخیرا شاهد ارائه سلسله پیشنهاداتی از سوی روسها در رابطه با ایران مانند ایجاد منطقه آزاد تجاری اورآسیا و ایران و یا اجرائی نمودن کریدور شمال – جنوب از طریق اتصال خطوط ریلی دو کشور از طریق جمهوری آذربایجان و یا راه اندازی فازهای دیگر نیروگاه های هسته ای در ایران بوده ایم.

اینها عناصری هستند که هم همکاری های دوجانبه را تعمیق بخشیده و هم همگرائی های منطقه ای را بدنبال می آورد. حسن دیگر این اقدامات این است که باعث آمادگی ذهنیت ها برای پیشبرد همکاری ها در بخش های حساس و پراهمیت می گردد. ایران و روسیه باید در این مسیر با جدیت گام بردارند و همه تلاش های خود را بکار برند تا این پروژه ها چهره ها عملیاتی و واقعی بخود گیرد. در آنصورت می توان بصورت گام به گام به بخش های راهبردی دو کشور نیز وارد گردید.

و- همکارهای راهبردی و افکار عمومی:

همکاری های راهبردی همانگونه که از اثرگذاری و حساسیت خارجی و بین المللی برخوردارند در داخل هر کشور نیز با حساسیت و توجه بسیار دنبال می شوند چرا که افکار عمومی نسبت به آنها دغدغه و انتظار بسیار دارد. مهمترین عامل در این گونه موضوعات، برخورد اصولی، رعایت پروسه های لازم و احترام و اقناع افکار عمومی و لحاظ نمودن جایگاه و نقش نهادهای قانونی کشور است.

آنچه در موضوع استفاده روسیه از پایگاه هوائی نوژه مشاهده گردید برخورد شتابان و بدون توجه به حساسیت ها با موضوع بود که باعث نگرانی و واکنش ها گردید. قاعدتا باید رسم بر این باشد که نهادهای ذیربط اصل این پیشنهاد و طرح را از کشور درخواست کننده گرفته و بصورت کاملا قانونی و رسمی در اختیار نهادهای ذیربط قرار داده و اطلاع رسانی هدفمند و با برنامه نیز صورت گیرد. آنچه می توان گفت این است که رعایت این اصول هم به اقناع افکار عمومی در داخل و هم به قدرت مانور و چانه زنی کشور در مقابل کشور درخواست کننده کمک کرده و آنها را ملزم می سازد که منافع و خواسته های کشور میزبان را به دقت رعایت کنند.

جمع بندی:

روابط ایران و روسیه همواره موضوعی حساس و پرمساله با طرفداران و مخالفان جدی خود است که متاسفانه با ذهنیت ها و پیش داوری های کلیشه ای و تاریخی از هر دو سوی گره خورده و البته غربی ها نیز بشدت نسبت به آن حساسیت و موضع دارند.

دو کشور در بخش های مختلف، ظرفیت ها و پتانسیل های بسیار همکاری دارند و هر قدمی که در جهت عملیاتی و اجرائی شدن زمینه های همکاری برداشته می شود منفعت دو سویه برای هر دو کشور دارد. پیوند خوردن بخش های اقتصادی، تجاری و خصوصی دو کشور هم با منطق اقتصادی و مادی و هم با مولفه های تامین امنیت پایدار دو کشور منطبق است.

حال که در هر دو کشور ثبات و عزم سیاسی برای یک همکاری وجود دارد باید از فرصت ها و شرایط بهره برد و مقطع کنونی که روسیه با مجموعه غرب در چالش و رویاروئی قرار دارد فضای سهل وآسان تری برای تعمیق همکاریها وجود دارد. از سوی دیگر اجرائی شدن برجام نیز قدرت ایران برای تعاملات با همه کشورها اعم از کشورهای غرب و روسیه را فراهم نموده و این بهترین شرایط است که روابط همه جانبه با هر دو بخش و بطور همزمان دنبال گردد تا از ایجاد انحصار و شکنندگی در سیاست خارجی جلوگیری گردد.

طبعا با چنین اقدامات و گام هائی می توان چشم اندازی برای روابط پایدار و مستحکم با این همسایه شمالی متصور و زمینه ها را برای آمادگی به فاز همکاریهای راهبردی تسهیل نمود. در غیر اینصورت، عجله و شتاب زدگی می تواند سوءتفاهم ها بین دو کشور را افزایش و عملا فرصت ها از هر دو سوی گرفته می شود.

نویسنده: سید احمد حسینی، کارشناس ارشد مسائل اورآسیا

منبع: دیپلماسی ایرانی

انتهای متن/




 
کد مطلب: 1837