امنیت از خاورمیانه تا اوراسیا؛ مهدی سنایی

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۵
Share/Save/Bookmark
 
دکتر مهدی سنایی: امنیت مقوله ای اساسی در نزد بشر و سازمانهای بشری و دولت – کشورهاست که همواره تامین آن از حقوق اولیه و اساسی به شمار می رود. در قرن بیستم در نتیجه تحکیم و استقرار نظام وستفالی در اروپا، امنیت ملی بر امنیت دسته جمعی و جهانی پیشی گرفت و در اواخر قرن بیستم با بروز سیستم جهانی شدن و دهکده جهانی باز مقوله امنیتی در نظام بین المللی به عنوان یک پدیده غیر قابل تفکیک بلحاظ مفهومی و جغرافیائی مطرح گردید و در قرن بیست و یکم باید به مقوله امنیت منطقه ای و جهانی به مثابه امنیت ملی و یا فراتر از آن توجه گردد. از سوی دیگر تاثیر و تاثر این مقوله های امنیتی آنقدر زیاد است که به سختی قابل تفکیک خواهند بود
 
ایراس: امنیت مقوله ای اساسی در نزد بشر و سازمانهای بشری و دولت – کشورهاست که همواره تامین آن از حقوق اولیه و اساسی به شمار می رود. در قرن بیستم در نتیجه تحکیم و استقرار نظام وستفالی در اروپا، امنیت ملی بر امنیت دسته جمعی و جهانی پیشی گرفت و در اواخر قرن بیستم با بروز سیستم جهانی شدن و دهکده جهانی باز مقوله امنیتی در نظام بین المللی به عنوان یک پدیده غیر قابل تفکیک بلحاظ مفهومی و جغرافیائی مطرح گردید و در قرن بیست و یکم باید به مقوله امنیت منطقه ای و جهانی به مثابه امنیت ملی و یا فراتر از آن توجه گردد. از سوی دیگر  تاثیر و تاثر این مقوله های امنیتی آنقدر زیاد است که به سختی قابل تفکیک خواهند بود

در سالهای اخیر در نتیجه حوادثی بهار عربی در خاورمیانه، مراکز قدرت سنتی در خاورمیانه چون مصر، سوریه و عراق دستخوش بحران و درگیری شدند. حضور نیروهائی از مناطق مختلف جهان در گروه افراطی داعش بویژه از کشورهای حوزه آسیای مرکزی و قفقار ، گواه این مطلب بود که حوادث خاورمیانه با اوراسیا ارتباط تاریخی و تنگاتنگی داشته و تحولات این مناطق نسبت به هم سرایت داشته و از یکدیگر تاثیر پذیر خواهند بود تا جائیکه خود  سازمان های تروریستی و افراط گرا به آسیای مرکزی به عنوان آینده حوزه نفوذ اشاره داشته و برای آن برنامه ریزی کردند.

 به هر حال مسئولیت آینده هر منطقه ای و امنیت آن اولا به دوش خود کشورهای منطقه و ثانیا سایر بازیگران بین  المللی حاضر و فعال درمنطقه خواهد بود در این راستا همه اجزاء امنیت منطقه‌ای  با یکدیگر مرتبط بوده و متقابلاً به یکدیگر وابستگی دارند. هر سامانه امنیتی که برای منطقه خاورمیانه در نظر گرفته شود باید ماهیت فراگیر و بدور از اختلافات دینی و فرقه ای باشد.



به نظر می رسد، منطقه خاورمیانه وارد مرحله طولانی بی‌ثباتی فراگیر شده و طی چندی سال آینده دچار تلاطم شدید خواهد بود و ممکن است این بحران طولانی باعث شود سامانه کشورهای مستقل فرو پاشیده و سامانه های دیگری رخ دهد. ترتیبات نظم و  امنیت منطقه ای گذشته بهم ریخته است ولی  هنوز مدارهای نظم جدید هنوز روشن نیست تا وقتی این نظم مشخص و پابرجا نشود منطقه برای همه همسایگان و بعد از آن برای اتحادیه اروپا و روسيه، سرچشمه تروریسم، رادیکالیسم اسلامی، مهاجرت غیرقانونی، جنگ‌های داخلی و بین‌المللی، تبهکاری سازمان یافته و گسترش تسلیحات کشتار جمعی خواهد بود.

این خلاء امنیتی -  سیاسی پیدا شده در منطقه توسط رادیکالهای اسلامی و مراکز قدرت منطقه‌ای و یا بین المللی پر می‌شود. کشورهای بزرگ در این منطقه  از یک طرف امکان تقویت موضع خود در خاورمیانه را مشاهده کرده و از طرف دیگر نگران این هستند که رقبای آنها هم می‌توانند از این امکان بهره‌مند شوند. در نتیجه رقابت بین قدرتهای اصلی منطقه‌ای خاورمیانه خیلی شدیدتر شد. آنها سعی دارند هژمونی منطقه‌ای خود را در خاورمیانه ایجاد کرده و برای این منظور از اسلامیست‌ها و تروریست‌ها استفاده کرده و هم اکنون (در یمن و سوریه) وارد جنگ باواسطه با یکدیگر شده‌اند.

این نوع اقدام آبستن درگیریهای بزرگ نظامی  با عواقب فجیع برای امنیت منطقه، اروپا، روسيه و سراسر جهان بوده و باعث می‌شود هرج و مرج در میان کشورهای منطقه شدت یافته و از طراحی نظم سیاسی نوین جلوگیری شود. سوریه، یمن  که توسط برخی گروه ها و بازیگران منطقه ای، منفجر شدند، نمونه این واقعیت می‌باشد. سوال این است که آیا می‌شود این روند هرج ومرج را متوقف کرد و به آن شکلی داد که برای همسایگان خاورمیانه قابل قبول‌تر باشد؟ پاسخ به این سئوال مثبت می‌باشد. برای این منظور؛ چند مفروض مد نظر خواهد بود:



اول: نظم سیاسی نوین منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه و با حضور فعال بازیگران منطقه ای طراحی شود. تلاش برای تحمیل آن از خارج فقط آبستن امواج بیشتر بی‌ثباتی و انحطاط حکومت کشورها خواهد بود.

دوم: این نظم سیاسی لزوما به بروز رژیم‌های لیبرال دموکراتیک مشابه با حکومت کشورهای غربی در خاورمیانه منجر نخواهد شد ولی بازگشت به موقعیت سابق (دیکتاتوری‌های لائیک) هم ناممکن بنظر می‌رسد. در این رابطه برقراری گفتگوهای مسالمت آمیز ملی و منطقه ای می توانند، نقش مهمی ایفا کنند.

سوم: اولویت اصلی در سیاست بازیگران خارجی نسبت به کشورهای درگیر در " خاورمیانه" باید حفظ حاکمیت آنها باشد. اما طراحی رژیم سیاسی در چارچوب حکومت نیرومند به عهده ملت‌ها و نخبگان این کشورها است.

چهارم: نظم سیاست بین‌المللی جدید در منطقه باید با همراهی همه "قدرتهای بزرگ بین المللی و منطقه صورت گرفته و به کشور خاصی، موقعیت هژمون و مرکزیت ندهد.
روسيه، چین و اتحادیه اروپا از جمله قدرتهای بین المللی به شمار می روند که بلحاظ ژئوپلتیک، تاریخی، سنتی  در همسایگی خاورمیانه قرار گرفته اند و تحت تاثیر مستقیم مسائل خاورمیانه می باشند به همین خاطر است که هرگاه گروه های تروریستی تحت فشار بوده است به عملیات تروریستی در اروپا و یا روسیه و سایر مناطق نزدیک به خاورمیانه روی می آورد. لذا همراهی این قدرت های بزرگ  در این فرایند و تاثیر گذاری آنها بر نخبگان خاورمیانه نیز مشهود است.



 آمریکا چنانچه سیاست مستقلی را در زمینه منطقه خاورمیانه اتخاذ کند تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت. تاثیرگذاری مثبت آمریکا منوط به تغییر روش ها و رویکردهای این کشور است.

جمهوری اسلامی ایران درهمه سال های گذشته سیاست اصولی مبتنی بر پرهیز از ایجاد هرگونه درگیری و تلاش برای ایجاد ثبات، مخالفت با نظم تک قطبی مورد ادعای آمریکا، احترام به آراء ملت ها و حاکمیت منتخب آنها، پرهیز ار استفاده استانداردهای دوگانه و دفاع از استقلال و منافع ملی کشور را دنبال نموده است.

دکتر مهدی سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه
ارائه شده در اجلاس والدای – سوچی – 25 اکتبر 2016

انتهای متن/

 
کد مطلب: 2122