رفتارمنفعت‌گرایانه کرملین درقبال روابط منطقه ای ایران وعربستان درخاورمیانه

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۴۷
Share/Save/Bookmark
 
رفتارمنفعت‌گرایانه کرملین درقبال روابط منطقه ای ایران وعربستان درخاورمیانه
 
حمید شایان

روسیه ازسال 2011 میلادی، با مشاهده اولین نشانه‌های ظهور نظم جدیدمنطقه‌ای در خاورمیانه رویکردهای جدیدی را نسبت به این منطقه راهبردی پیش گرفته است. رویکردهایی که نشان از بازیابی نقش‌آفرینی مسکو دراین منطقه دارد. با این وجود، خاورمیانه بطور بنیادین متفاوت با گذشته بوده و از پیچیدگیهای جدیدی برخوردار شده است. کشورهای این منطقه امروز از استقلال بیشتری برخوردارند و درهم تنیدگی حوزه‌های گوناگون منجر به شکل‌گیری‌ جبهه‌هایی پیچیده شده است. جبهه‌هایی که هرکدام الگوهای خاصی از روابط بین بازیگران را ایجاب می‌کند. این پیچیدگی‌ها منجر به ظهور یک رفتار منفعت‌گرایانه تجربی از سوی روسیه درقبال کشورهای این منطقه شده است، رفتاری که با اتکا به سیاست‌هایی مانند دخالت مستقیم نظامی، مبارزه با تروریسم، شکل‌دهی به ائتلاف‌های ضدغربی و پیگیری راهبردهای جهانی انرژی مبتنی بررویکردهای ویژه‌ای بوده است.

اصلی‌ترین مولفه‌های رفتار منفعت‌گرایانه روسیه در خاورمیانه را می‌توان تاکید بر ابعاد کارکردی، بازی با تمام بازیگران دولتی، تقسیم کار بدون ایجاد رویارویی و تعامل با بازیگران غیردولتی دانست. این رویکرد در قبال ایران و عربستان سعودی به عنوان دو بازیگر مهم منطقه‌ای با منافع متضاد و بعضا متقابل اعمال شده و روابط خوب و متوازن همزمان مسکو با تهران و هم با ریاض را به دنبال داشته است.

ایران و عربستان دو بازیگر کلیدی جنوب غربی آسیا به شمار می‌روند که دارای تضاد منافع منطقه‌ای می‌باشند. با این وجود، ازسال 2012 که مشارکت روسیه در خاورمیانه گسترش پیدا کرده است، شاهد این بوده‌ایم که کرملین روابط تقریبا خوبی را هم با تهران و هم با ریاض حفظ کرده است.

بحران‌های امنیتی منطقه‌ای
بحران‌های امنیتی در نقاط مختلف خاورمیانه را می‌توان نقطه کانونی تنظیم روابط بین بازیگران منطقه‌ای و جهانی در نظم جدید در نظر گرفت. درحال حاضر این منطقه، با دو بحران امنیتی شدید روبروست. در سوریه، روسیه دیدگاه نزدیکتری به ایران دارد. بحران مذکور کم کم تبدیل به جنگ نیابتی شده است. در این جنگ نیابتی ایران، حزب ا... و روسیه از دولت مرکزی سوریه و آمریکا، عربستان سعودی، ترکیه، فرانسه و قطر در چهارچوب ارایه تسلیحات لجستیک و پلتفرمهای جهانی از مخالفان دمشق پشتیبانی می‌کنند.

دراین راستا شاهد این بوده‌ایم که روابط ایران و روسیه در سالهای اخیر به بالاترین سطح خود رسیده است. در واقع می‌توان گفت بحران سوریه، تهران و مسکو را برای اولین بار در یک جبهه مشترک عملیاتی قرارداده است به همین دلیل این بحران نه تنها می تواند بر نظم امنیتی آینده خاورمیانه و جایگاه ایران و روسیه در آن تاثیرگذارباشد، بلکه حتی احتمالا نقش تعیین کننده‌ای در سطح همکاری‌های تهران و مسکودر سایر حوزه‌ها خواهد داشت. با گذشت چند سال از این تعاملات، بازتولید این همکاری کرملین و تهران را در جنبه‌های دیگر سیاسی و امنیتی در روابط دوجانبه نیز شاهد بوده ایم.

ازسوی دیگر، عربستان سعودی مخالف جدی موضع ایران و روسیه دربحران سوریه بحساب می‌آید. گروه‌های مخالف دمشق با پشتیبانی ریاض و شیخ نشین‌های خلیج فارس شدیدا رادیکالیزه شده اند. ازاین جهت، روابط کرملین – ریاض در این مورد مناقشه برانگیز شده است. مناقشاتی که ریشه در منافع ژئوپلیتیک طرفین دارد. مساله مهم دیگری که درباره روسیه قابل ملاحظه است، همکاری با حزب ا...لبنان بعنوان بازیگر غیردولتی است. اسرائیل و عربستان سعودی در این رابطه به شدت مسکو را مورد انتقاد قرارداده‌اند. با این وجود، علیرغم رویارویی نیابتی شاهد این بوده‌ایم که روس‌ها هیچ وقت بطور مستقیم با ریاض وارد تقابل نشده و در چهارچوب برنامه‌های خاورمیانه‌ای خود ریاض را کنار نگذاشته‌اند.

دراین مدت اگرچه ناظر این بوده‌ایم که در مسیرهای دیپلماتیک روسیه برای برقراری صلح در سوریه، همچون گفتگوهای آستانه و یا نشست‌های تهران واستانبول، عربستان حضورفیزیکی نداشته است، اما مسکو توانسته از طریق راههای ارتباطی دو کشور و دعوت از مخالفان تحت پشتیبانی سعودی‌ها به نوعی مانع از کارشکنی ریاض شده و حتی نظر آنها را  نیز جلب کند.

از طرف دیگر در این منطقه شاهد بحران یمن هستیم. روسیه تا مقاطع اولیه بحران مذکور نقش فعالی از خود نشان نداد. اگر نگوییم انفعال، رویکردهای کرملین حاکی از در اولویت نبودن تحولات یمن در سیاست خاورمیانه‌ای روسیه بود. با این وجود بنظر می‌رسد ازسال 2017 شاهد تغییر رویکرد منطقه‌ای مسکو در قبال صنعا بوده‌ایم.

در این چهارچوب کرملین به دو دلیل در این کشور نقش‌آفرینی می‌کند. اول اینکه اهمیت ژئوپلیتیک یمن و سابقه حضور تاریخی روسها درآنجا باعث می‌شود تا مسکو یکبار دیگر توجه به این کشور را دراولویتهای خود قراربدهد. دوم اینکه فعال شدن کرملین در یمن اهرمی برای فشار به عربستان سعودی و یا تنظیم روابط با ریاض می باشد. درواقع روسیه به بحران یمن بعنوان موضوعی بلندمدت نگاه می‌کند و در این مورد هیچگونه توهمی درباره چشم‌انداز حضور واقعی برای منافع سیاسی و اقتصادی خود ندارد. افزون براین، مسکو هر نوع رقابت ایران و عربستان را با احتیاط دنبال می‌کند زیرا بطور جدی از درگیرشدن در منازعه شیعی – سنی هراس دارد.

در بحث انرژی نیز مسکو و ریاض توافق کرده بودند تا سطح تولید نفت را مشروط به همکاری شرکت‌های نفتی در آمریکا کاهش دهند، اما همانند آنچه که در اوایل سال روبرو بودیم و به جنگ بر سر قیمت نفت بین روسیه و عربستان سعودی منجر شد، دوباره این دو غول نفتی در مسیر اختلاف قرار گرفته‌اند.
ریاض خواستار تمدید توافق کاهش عرضه نفت اوپک پلاس تا سال 2022 است و مسکو می‌خواهد عرضه نفت خود را به بازارجهانی افزایش دهد.
طی روزهای گذشته و بعد از نشست وزرای نفت وانرژی اعضای اوپک پلاس نشانه هایی نسبت به تصمیم آن ها برای بالابردن عرضه نمایان شد . بنظرمی رسد کرملین نسبت به افزایش تقاضای نفت دربازارجهانی خوشبین است.

نتیجه اینکه تحولات ناشی از خیزش‌های مردمی در خاورمیانه موسوم به بیداری اسلامی ازسال 2011 به بعد که منجر به فروپاشی نظم بعد ازجنگ سرد سابق (افول نظام تک قطبی و هژمونی منطقه‌ای و جهانی آمریکا) و شکل‌گیری نظم جدید منطقه‌ای درخاورمیانه شده است، کرملین را برآن داشته تا دوباره نقش آفرینی خود را درعرصه تحولات منطقه‌ای احیاء کند.

مسکو خود را در خاورمیانه جدید متفاوت با وضعیت زمان جنگ سرد می‌بیند، بطوریکه کشورها از درجه استقلال بیشتری در سیاست خارجی (درمقایسه با نظام دوقطبی دهه 1990 تا 1970) برخوردارند و بازیگران منطقه‌ای نقش مهمی در نظم جدید خاورمیانه ایفا می‌کنند. همین امر، باعث پیچیدگی نقش آفرینی روس‌ها به عنوان بازگیر قدرتمند جهانی شد. با این وجود طی این سالها شاهد بوده‌ایم که مسکو در چهارچوب سیاست خاورمیانه‌ای جدید خود توانسته به نحوی به عرصه تحولات منطقه‌ای ورود موفقی داشته باشد.

دخالت مستقیم نظامی، مبارزه با تروریسم، شکل دهی به ائتلاف‌های ضدغربی و پیگیری راهبردهای جهانی انرژی اصلی‌ترین گزاره‌های سیاست خاورمیانه‌ای جدید روسیه راتشکیل داده است، اما خاورمیانه عرصه درگیری‌های چند وجهی در حوزه‌های گوناگون است که دستیابی همزمان به این گزاره‌ها را برای کرملین پیچیده می‌کند. این امرباعث شد تا مسکو کم کم به یک رویکرد منفعت‌گرایانه با تاکید بر ابعاد کارکردی سوق پیداکند. رویکردی که واقع‌گرایانه، غیرایدئولوژیک، مدرن و تماما" عمل‌گرایانه بود.

دراین راستا رفتار منفعت‌گرایانه روسیه را می‌توان ذیل چهارگزاره کلیدی تاکید برابعاد کارکردی ( توجه به کارکردهای موثر بازیگران جهت شکل‌دهی به صف بندی‌های مشترک درچهارچوب‌های مختلف)، بازی با تمام بازیگران (تکیه بر رویکردهای چندجانبه‌گرایانه و بازی با تمام بازیگران منطقه‌ای بدون کنارگذاشتن هیچ بازیگر موثر)، تقسیم کاربدون ایجاد رویارویی (بدون آنکه خود را درتقابل دیگران قراردهد و یا باعث شود تا یکی ازبازیگران در مقابل بازیگر دیگری قراربگیرد، اهداف خود را پیش برده است) تعامل با بازیگران غیردولتی ( تعامل با بازیگران غیردولتی برای تنظیم رفتار دولتها در منقطه) تحلیل وارزیابی کرد.

اگرچه روسیه در جنگ نیابتی سوریه کنار ایران و در مقابل عربستان سعودی قرارداشته است، اما هیچگاه وارد رویارویی مستقیم با ریاض نشده است. ازطرف دیگر، عربستان سعودی که تاکنون تجربه‌ای از تسلیحات روسی نداشته، مذاکراتی را برای دستیابی به سلاح‌های مدرن روسی همچون سامانه اس – 400 شروع کرده است که نقطه عطفی در روابط ریاض – مسکو به حساب می‌آید.

درحوزه اقتصاد و انرژی کرملین درکنار عربستان سعودی در مقطعی گفتگوهایی را برای تامین کسری تولید نفت ایران بعد از اعمال تحریم‌های آمریکاانجام داد و بنظر می‌رسد برای دستیابی به یک جریان تعیین کننده در بازار انرژی به توافق رسیده‌اند. این موضوع مورد خوشایند ایران نیست. تمام این مواضع در چهارچوب رفتارمنفعت‌گرایانه روسیه صورت گرفته و باعث شده تا کرملین به ساز وکار نسبتا" متوازنی درتعامل خود باتهران وریاض دست یابد.
کد مطلب: 4395