نگاه امنیتی ترکیه به موصل و نیاز به ابتکارات دیپلماتیک روسیه

تاریخ انتشار : شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰۵
Share/Save/Bookmark
 
ولی گل محمدی: ترکیه دارای میزان بالایی از نفوذ، قدرت و قابلیت های مادی و گفتمانی در عراق است که بتواند در برابر تمامی آلترناتیوهایی که توسط رقبای وی برای آینده تحولات سیاسی عراق تعبیه شده و در آن نقشی برای ترکیه در نظر نگرفته شده است، موانع جدی ایجاد کند ... در چنین وضیعتی، راهبردی عمل گرایانه و دیپلماتیک برای کنترل رفتارهای تهاجمی و امنیت زای ترکیه ضروری بنظر می رسد. روسیه به عنوان بازیگری بانفوذی که بدنبال نقش آفرینی در شرق مدیترانه و کانون های بحران خاورمیانه بویژه سوریه و عراق است، می تواند به عنوان ناجی دیپلماتیک از شدت گرفتن تنش های سیاسی و نظامی در موصل و عراق بعد از داعش عمل کند ...
 
ایراس: رفتار تهاجمی ترکیه برای حضور نظامی در عملیات آزادسازی موصل و ترجیحات سیاسی اردوغان برای تسلط بر این منطقه بعد از خروج داعش موجب امنیتی تر شدن فضای پرآشوب معادلات سیاسی عراق و محیط راهبردی خاورمیانه شده است. با آغاز گفت  گوهای راهبردی برای شروع عملیات آزادسازی موصل (سپتامبر 2016)، دولت ترکیه مصرانه بر حضور نظامی  خود در این عملیات تاکید وافر داشته است. ترکیه اهداف خود را در راستای حمایت از نیروهای پیشمرگه کرد و گروههای شبه نظامی سنی برای آزادسازی موصل اعلام کرده است. اما اظهارات مقامات رسمی این کشور و روند تغییر گفتمان سیاست خارجی دولت حاکم تردیدهایی را نسبت به نیات و جاه  طلبی  های ژئوپلتیکی ترکیه بوجود آورده است. موضوعی که اگر از سوی بازیگران پرنفوذ در کانون  های بحران منطقه   بویژه ایران و روسیه کنترل و مدیریت نشود، می تواند به گسترش و تعمیق بی ثباتی در عمق استراتژیک آنها منجر شود.
  
برداشت غالب آنکارا در عراق این است که مشروعیت دولت شیعی عراق سالهاست که بخاطر جنگ داخلی و سیاست  های فرقه  گرایانه دولتمردان این کشور در تضعیف گروههای اهل سنت، ترکمن  های سنی و همچنین بیگانه ساختن کردها از دولت مرکزی بغداد، فرسایش یافته است. همان برداشتی که نسبت به دولت بشار اسد در دسامبر 2012 داشتند و با این ذهنیت که با تقویت گروههای سنی-اخوانی دولت مرکزی سوریه را خلع قدرت کرده و نیروهای طرفدار خود را به قدرت می رسانند. مرور اظهارت اخیر اردوغان در رابطه با دولت مرکزی عراق و انتقادات وی از حامیان آن سنخیت زیادی با ادعاهای وی در شروع بحران سوریه دارد. از نقطه نظر ترک  ها، اختلاف نظرهای اساسی بین بغداد و آنکارا در عدم حضور نیروهای ترکیه در البعشقیه اختلاف بین ترکیه و عراق نیست بلکه بین ترکیه و دولت شیعی تحت نفوذ ایران در بغداد است.
 
از سوی دیگر، ترکیه صرفاً نگران آینده موصل بعد از داعش نیست- هرچند به شدت به برهم خوردن بافت جمعیتی موصل و تضعیف گروههای سنی و ترکمن توسط گروههای شیعی حساسیت دارد- آنها در مورد آینده محیط همسایگی خود نیز دغدغه امنیتی-ژئوپلتیکی دارند، محیط راهبردی که از نظر آنها  ایران بدنبال تاسیس یک کریدور متصل امنیتی از عراق، سوریه، و اقلیم خودمختار کردستان است. کنترل این سرزمین  ها بصورت مستقیم یا نیابتی زمینه های نمایش قدرت منطقه  ای ایران را فراهم می سازد. آنکارا همچنین براین باور است که کسب چنین موقعیتی از سوی ایران موجب تضعیف حزب دمکرات کردستان و نیروهای بارزانی و تقویت جایگاه حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق(طالبانی) در اربیل خواهد شد. اتاق فکر اردوغان بر این باور است که ایران بدنبال تسلط بر یک کریدور سرزمینی از طرف سواحل مدیترانه سوریه و لبنان است که موصل می تواند میانبری استراتژیک در این کریدور قلمداد شود. برداشتی که خواست ترکیه برای بلوکه کردن این مسیر را تقویت کرده است.
 
اما محرک ناسیونالیستی سیاست اردوغان در خاورمیانه به طور اخص نگرانی مبرم ناشی از جنگ این کشور با کردهای ملی  گرا است که دستاوردهای پی.وای.دی و ی.پ.گ در شمال سوریه هم به آن دامن زده است. عنصر موجودیت سیاسی و نظامی کردهای پ.ک.ک از دیرباز روابط ترکیه با همسایگان جنوب شرقی اش را شکل داده است. درحال حاضر، پ.ک.ک حضور قدرتمندی در منطقه سینجار دارد که با هزینه  های جانی بسیاری در سپتامبر 2015 آن را از دست داعش خارج کرد و موقعیت ژئوپلتیکی خود را در شمال عراق به نحوی مستقر ساخته است. این مسئله در کنار پیشروی های نیروهای کردی منسوب به پ.ک.ک در سوریه نگرانی های امنیتی ترکیه را دوچندان کرده است و اردوغان به شدت مخالف حضور نیروهای پ.ک.ک در عملیات موصل بوده است. بنظر می رسد که ترکیه بخش از توان نظامی خود در شمال عراق را برای جلوگیری از پیشروی گروههای منسوب به پ.ک.ک در مرزهای سوریه- عراق و محور مرزی شمال سنجار متمرکز ساخته است؛ اگر این گروهها کنترل این مرزها را در اختیار بگیرند، منطقه روژوا که تحت کنترل پی.وای. دی سوریه است می تواند از محاصره زمینی تحمیل شده از سوی ترکیه در محور جرابلس-اعزاز در امان بماند. پاسخ به چنین دغدغه های امنیت ملی فوری ترکیه بویژه با توجه به افزایش شاخص های ناامنی در این کشور و شروع حملات گسترده هوایی بر علیه کردها در سوریه و نیاز به استقرار مستقیم نظامی در شمال عراق(مقر اصلی پ.ک.ک) نگاه راهبردی ترکیه برای حضور در آینده تحولات سیاسی موصل را قابل فهم تر می کند.
 
محرک دیگر اصرار ترکیه برای حضور نظامی و سیاسی در عملیات آزادسازی موصل به انگیزه راهبردی ترکیه برای تسلط و بیشینه سازی نفوذ خود در موصل بعد از داعش بر می گردد. برداشت اردوغان اینست که با عنایت به ضعف دولت مرکزی عراق و نفوذ در حال افزایش ایران در عراق بعد از 2003، تسلط و گسترش نفوذ سیاسی در موصل به عنوان دومین شهر بزرگ عراق ضروری می نماید. موضوعی که از الزامات ژئوپلتیکی برای سیاست خاورمیانه  ای ترکیه محسوب می شود. به همین خاطر است که آنکارا مصرانه از شرکت و داخل شدن گروههای شبه نظامی مورد حمایت ایران از جمله حشد الشعبی در عملیات موصل انتقاد می کند و به آموزش و تجهیز نظامی گروههای ترکمن(گروه سلطان مراد)، حشدالوطنی و نجیفی  ها برای ورود به عملیات موصل همت گمارده است. اردوغان این نگرانی خود را با گفتمان فرقه  گرایی منطقه  ای بین شیعه-سنی که به باور وی از طرف ایران و دولت مرکزی عراق تقویت می شود را وارد ادبیات سیاست خارجی ترکیه ساخته است.
 
علی رغم عدم وجود منافع استراتژیک و اولویت  های امنیتی مشترک بین ترکیه و ایران در عراق، اما دولتمردان دو کشور برای پرهیز از رویارویی مستقیم در تحولات موصل تلاش کرده و به دنبال یافتن گزینه  هایی برای برون رفت از احتمال وقوع سناریوی  های نامطلوب در روابط بین دو کشور و آینده تحولات سیاسی عراق هستند. بدون تردید، ترکیه دارای میزان بالایی از نفوذ، قدرت و قابلیت  های مادی و گفتمانی در عراق است که بتواند در برابر تمامی آلترناتیوهایی که توسط رقبای وی برای آینده تحولات سیاسی عراق تعبیه شده و در آن نقشی برای ترکیه در نظر نگرفته شده است، موانع جدی ایجاد کند. در یک نگاه کلان، حضور ترکیه براساس خواست و حمایت تمامی نیروهای سیاسی گریز از مرکز در عراق مبتنی است. اردوغان حضور مستقیم نظامی خود را به بهانه خواست همین گروههای گریز از مرکز مشروع ساخته و با حمایت  های بی شائبه نظامی، مالی و سیاسی از آنها در راستای به چالش کشیدن حکومت مرکزی بغداد گام بر می دارد. انتظار می رود که نیروهای سنی چه عرب باشند و چه ترکمن و کرد، در راستای منافع ملی ترکیه در آینده تحولات عراق و تضعیف نفوذ رقبای منطقه  ای اردوغان بویژه ایران حرکت کنند.
 
منطق قدرت و نفوذ در عراق به اندازه  ای اهمیت دارد که نباید در اختیار یگ گروه یا جبهه قرار گیرد؛ نیاز به یک نگاه چندجانبه و توازن نسبی قدرت در آینده تحولات عراق احساس می شود. در چنین وضیعتی، راهبردی عمل  گرایانه و دیپلماتیک برای کنترل رفتارهای تهاجمی و امنیت  زای ترکیه ضروری بنظر می رسد. روسیه به عنوان بازیگری بانفوذی که بدنبال نقش  آفرینی در شرق مدیترانه و کانون  های بحران خاورمیانه بویژه سوریه و عراق است، می تواند به عنوان ناجی دیپلماتیک از شدت گرفتن تنش  های سیاسی و نظامی در موصل و عراق بعد از داعش عمل کند. موازی ساختن رفتارهای سیاست خارجی ترکیه با سیاست های راهبردی روسیه در خاورمیانه از اهمیت محوری برای پوتین برخوردار است که در آن سیاست  های ترکیه را به چارچوب همکاری  های راهبردی بین ایران و روسیه متصل کند. براین اساس، ابتکارات دیپلماتیک از سوی دولتمردان ترکیه، روسیه و ایران می تواند در یافتن یک مکانیزم همکاری منطقه  ای برای جلوگیری از درگیری  های قومی-فرقه  ای و همچنین ثبات  بخشی به آینده عراق یکپارچه بعد از داعش بسیار تاثیرگذار باشد. با عنایت به ترمیم روابط روسیه و ترکیه بویژه بعد از اجلاس انرژی استامبول(10اکتبر2016)، دولتمردان روس می توانند از کانال  های دیپلماتیک خود به عنوان ابزاری برای نزدیک ساختن برداشت  های سیاسی-امنیتی متعارض ترکیه و ایران بهره برداری کنند. برقراری چنین گفتگوهای راهبردی از سوی روسیه از یک سو می تواند به ثبات مناطق نفوذ آنها در مرزهای شرق مدیترانه کمک کند و از سوی دیگر موفقیت در برقراری همکاری  های سه  جانبه در کانون  های بحران خاورمیانه می تواند ابتکارات و عملیاتی شدن راهبردهای تجزیه-طلبانه غرب بویژه آمریکا در منطقه را تضعیف نماید. البته باید گفت که چنین ابتکاراتی از سوی روسیه زمانی می تواند مثمرثمر واقع شود که رفتارهای ترکیه را به عنوان یک بازیگر مستقل و خارج از برنامه  هایی جبهه غرب و آمریکا در نظر بگیریم.
 
 
----------
نویسنده: ولی گل محمدی - پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک

 
کد مطلب: 2137