سیاست‌خارجی دولت روحانی و نگاه به منطقه اوراسیای‌مرکزی

تاریخ انتشار : شنبه ۸ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
وقتی دولتی با یک نگاه و ادعا و تیم جدید به قدرت می‌رسد طبعا تغییراتی را نیز ایجاد خواهد کرد و روش پیگیری اهداف و اولویت‌های موضوعی و منطقه‌ای سیاست‌خارجی و شیوه‌ها و تاکتیک‌های دستگاه دیپلماسی تغییر می‌کند. در تیم سیاست خارجی دکتر حسن روحانی نگاه به منطقه آسیای‌مرکزی و قفقاز یک موضوع جدی است و در واقع باید گفت که نگاه حرفه‌ای، آکادمیک و علمی به موضوع سیاست‌خارجی از نکات جدی این دوره از دولت در جمهوری اسلامی ایران است. جناب آقاي دكتر جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین‌المللی در دانشگاه تهران، در يادداشتي به بررسي و تحليل موضوع سیاست‌خارجی دولت جديد ايران و نگاه اين دولت به منطقه اوراسیای‌مرکزی پرداخته‌اند، كه در ادامه از نظر مي‌گذرانيد.
 
ایراس:  سیاست خارجی یکی از عرصه‌های مهم برای همه دولت‌هاست و حتی بسیاری از مسائل داخلی مانند توسعه، رفاه، اشتغال و ثبات داخلی به نوعی در پیوند با یک سیاست‌خارجی موفق ایجاد می‌شوند. معروف است که می‌گویند «سیاست‌خارجی ادامه سیاست داخلی است» و باید افزود که « سیاست داخلی موفق هم منوط به یک سیاست خارجی معقول و مناسب می‌باشد». همه کشورها یک سری اصول و سیاست‌های کلان دارند و معمولا در گذر زمان کمتر دستخوش تحولات تند می‌شود و با وجود عوض شدن رئیس‌جمهور و ایجاد نگرش جدید، موضوعات مهم اهداف و منافع ملی کشور عوض نمی‌شود؛ چرا که منافع ملی اساسا با هویت، تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و ارزش‌‌های یک ملت ارتباط دارند. اما معمولا وقتی دولتی با یک نگاه و ادعا و تیم جدید به قدرت می‌رسد طبعا تغییراتی را نیز ایجاد خواهد کرد و روش پیگیری اهداف و اولویت‌های موضوعی و منطقه‌ای سیاست‌خارجی و شیوه‌ها و تاکتیک‌های دستگاه دیپلماسی تغییر می‌کند.

۱. از مجموع نوشته‌ها و گفته‌ها و شناختی اجمالی که از آقای دکتر حسن روحانی وجود دارد می‌توان دریافت که سیاست‌خارجی دولت آینده جمهوری اسلامی ایران، عمدتا عمل‌گرایانه و تعامل‌گرایانه با جامعه جهانی خواهد بود که چارچوب و اصول کلی آن بر اساس سند چشم‌انداز ۲۰ ساله کشور تحت عنوان سیاست‌خارجی مبتنی بر «تعامل سازنده با جهان» مشخص شده است. سند چشم‌انداز به تصویب مقامات نظام جمهوری اسلامی رسیده و کارشناسی گسترده‌ای روی آن شده است و نوعی اجماع میان نخبگان و دولت‌مردان معتدل روی آن وجود دارد. این دولت مبنا را بر تحقق اهداف سند چشم‌انداز ۲۰ ساله قرار می‌دهد، چون حسن روحانی بارها در تبلیغات ریاست‌جمهوری خود بر آن تاکید کرده و خودش نیز نقش موثری در تصویب این سند در مجمع تشخیص مصلحت نظام داشته است. در دولت قبلی این سند تحت‌الشعاع برخی مفاهیم آرمانی‌تر و جهانی‌تر قرار گرفت، در حالی که سند چشم‌انداز بیشتر با جهت‌گیری منطقه‌ای و اولویت بخشی به قدرت منطقه‌ای جمهوري اسلامي ایران در آسیای جنوب غربی شامل ۲۷ دولت این منطقه پیرامونی، از پاکستان و افغانستان و آسیای مرکزی تا قفقاز و خلیج فارس و خاورمیانه است.
 
۲. ما شاهد دوره‌ای از سیاست‌خارجی خواهیم بود که تفاوت‌هایی با گذشته دارد و طبیعتا اولویت اصلی به محیط مرزی و منطقه پیرامونی ایران و نیز مهم‌ترین موضوعات مرتبط با سیاست‌خارجی کشور مثل پرونده هسته‌ای داده خواهد شد. همچنین می‌توان دریافت که این دولت بیشتر توجه خود را معطوف به منافع ملی مصلحت گرایانه، ارزش‌های مشخص و عینی و مرتبط با زندگی مردم، رفاه اقتصادی داخلی و توسعه ملی خواهد کرد. شخص آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد بیشتر سابقه کارهای اجرایی داخلی و فرمانداری و استانداری داشت و طبعا تجربه‌ای در مورد کارهای سیاست‌خارجی، دیپلماسی و یا حضور در خارج نداشت و در نتیجه ارزیابی مشخص و از پیش قابل دریافتی از پیامدهای اظهارات و بیان آرمان‌های انسانی و فردی خود نداشت. اما رئیس‌جمهور جدید تجربه زندگی، تحصیل، تعامل، دیپلماسی و کار سیاست‌خارجی و نیز حضور و ریاست مراکز اجرایی، مشورتی و مطالعاتی سیاسی بین‌المللی مهمی مانند کمیسیون سیاست‌خارجی مجلس، شورای امنیت‌ملی و مرکز تحقیقات استراتژیک را دارد و این می‌تواند سیاست‌خارجی و دیپلماسی متفاوتی را بدنبال داشته باشد. از این جهت می‌توان ایده اصلی حسن روحانی را «سیاست خارجی در خدمت توسعه اقتصادی» دانست و این هم میراث دولت‌های سازندگی و اصلاحات است و هم در آثار و نوشته‌های منتخب مردم و همکاران پژوهشی و انتشارات مرکز مطالعاتی او روشن است.
 
۳. دولت روحانی در کنار سیاست‌خارجی شرق‌گرا، تعامل با غرب را نیز در دستور کار ویژه‌ای قرار خواهد داد و موضوعاتی مانند مدیریت جهانی، و عدالت‌گستری بین‌المللی و ورود به موضوعات چالشی‌تر بین‌المللی احتمالا در این سیاست جایگاهی نخواهد داشت، بلکه سیاست خارجی معطوف به منافع ملی مشخص‌تر و در حوزه‌های نزدیک‌تر و پیرامونی ایران خواهد بود تا بستر‌های بین‌المللی برای حل مسائل اقتصادی داخلی ‌و موضوعات منطقه‌ای پیگیری و در دستور کار قرار گیرد. روحانی در تعامل با قدرت‌های بزرگ دارای ایده‌های خاصی است، و بیشتر مسائل سیاست خارجی ما در منطقه پیرامونی و کشورهای همجوار و از محیط مرزهایمان است و متاثر از حضور قدرت‌های بزرگ می‌باشد و بدون تعامل با آنها شاید نتوان این مسائل را سامان داد. البته این به معنای فقدان تعامل در دوره گذشته نیست، بلکه موضوع اصلی این است که چنین موضوعاتی در دوره قبل از اولویت کمتری به نسبت مثلا روابط با امریکای لاتین برخوردار بودند.
 
۴. شاید یکی از دلایل برنده شدن روحانی در انتخابات، نگاه متفاوت او به موضوع هسته‌ای بود. از نگاه روحانی، موضوع هسته‌ای یک موضوع در کنار منافع دیگر کشور است نه موضوعی بر فراز منافع و موضوعات دیگر. به عبارتی مسئله هسته‌ای در تعامل و کنار سایر منافع ملی ایران از جمله منافع اقتصادی و ضرورت‌های داخلی و خارجی باید لحاظ شود و طبیعتا انتظار این است که موضوع هسته‌ای به گونه‌ای پیش برود که نه به یک پاشنه آشیل برای فشار خارجی بر ایران، بلکه به یک مزیت ملی تبدیل شود و روش‌های دیپلماتیک و تجربیات موجود در کشور به شکلی در این حوزه به کار رود که دولت بتواند با تعامل با جهان خارج، هم حق برخورداری از انرژی هسته‌ای مسالمت‌آمیز ایران حفظ شود و هم بهانه‌ها برای فشار و تحریم را از دست رقبای بین‌المللی بگیرد. برای این کار می‌توان از ظرفیت‌ها و تجربیات دیپلماسی کشور موضوع را به شکل مناسبی پیش برد و بحمداله در جمهوری اسلامی ایران ظرفیت دیپلماسی خارجی بالاست و با ترکیبی از شایستگان دستگاه دیپلماسی کشور این موضوع را می‌توان در چارچوب اصول کلان ایران و در خدمت منافع ملی حل و فصل کرد.

5. با توجه به سوابقی که دکتر حسن روحانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و حضور دو دهه‌ای وی در شورای امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و همکاری با دو دولت سازندگی (هاشمی رفسنجانی) و اصلاحات (محمد خاتمی)‌، و نیز نگرش‌های موجود در مرکز تحقیقات استراتژیک، می‌توان دریافت که منطقه آسیای‌مرکزی و قفقاز در اولویت بهتری در دولت جدید قرار خواهد گرفت و توجه ویژه به این منطقه خواهد داشت، چرا که این منطقه در دهه اول بعد از سقوط شوروی از اولویت‌های مهم ایران بوده است. شکل‌گیری روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه عمدتا از زمان دولت هاشمی رفسنجانی بوده است، هر چند در دوره خاتمی این منطقه اولویت گذشته را در سیاست خارجی پیدا نکرد و در دوره احمدی نژاد نیز به خاطر نوع متفاوتی از نقش آفرینی بین‌المللی، امکان بازیگری موثر در آسیای‌مرکزی و قفقاز کاهش یافت. در تیم سیاست خارجی دکتر حسن روحانی نگاه به منطقه آسیای‌مرکزی و قفقاز یک موضوع جدی است و در واقع باید گفت که نگاه حرفه‌ای، آکادمیک و علمی به موضوع سیاست‌خارجی از نکات جدی این دوره از دولت در جمهوری اسلامی ایران است و از آنجا که این دولت بر سند چشم انداز بیست ساله تاکید ویژه‌ای دارد می‌توان انتظار داشت که از اوراسیای مرکزی به عنوان بخش مهمی از منطقه مورد توجه آن سند (آسیای جنوب غربی) مغفول نخواهد گذاشت.
 

نويسنده: جهانگیر کرمی، دانشیار روابط بین‌المللی در دانشگاه تهران


پایان نوشتار/
کد مطلب: 215