چرخش دروایش در تکه مولانا ( به مناسبت ۷۴۰ سالگی وصلت مولانا)

رقص آنجا کن که خود را بشکنی

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۲۹
Share/Save/Bookmark
 
13 دسامبر هفتصد و چهلمین سالگرد پرواز مولانا جلال الدین رومی از دنیای خاکی است. از این رو مراسم سماع به مدت یک هفته در کشور ترکیه برگزار می گردد. سماع در لغت به معنی گوش دادن است و به دلیل تمرکز سماع‌کنندگان و گوش دادن به موسیقی خاص مراسم که با نی و دف نواخته مي‌شود، سماع خوانده مي‌شود. در این نوشته گوشه هایی از اين آیین به مثابه یکی از سنت‌های مهم در مراسم وصالات مولانا به اختصار تشریح می‌شود.
 
ایراس: برخی ابداع مراسم سماع را به بعد از مرگ مولانا و مربوط به سلطان ولد می‌دانند و معتقدند که این آیین از آن هنگام در زمان‌های خاصی اجرا می‌شده است. به اعتقاد برخی نیز آیین سماع در زمان مولانا و توسط خود وی اجرا شده است و در واقع مولوی پس از دیدار با شمس تبریزی در هر جا که حس شیفتگی به وی دست می‌داده به سماع و دست افشانی می‌پرداخته است. حتی برخی بر این باورند که سماع مربوط به تصوف است و نوعی از این آیین قبل از مولوی هم وجود داشته است. آنچه امروز در ترکیه اجرا می‌شود ، شکلی از سماع است که چارچوب آن در قرن پانزدهم توسط "پیرعادل چلبی" از صوفیان طریقت مولانا تنظیم شده و به اجرا درآمده است.

سماع به صورت منفرد و گروهی می‌تواند در هر مکانی انجام شود ولی معمولا و به صورت نمادین امروزه در اماکن مربوط به صوفیه نظیر ترکیه، سوریه و ... اجرا می‌شود. در این میان آنچه شهرت جهانی دارد، مراسم سماعی است که در سالگرد کوچ مولانا از این جهان فانی در برخی شهرهای ترکیه به ویژه قونیه و استانبول انجام می‌گردد. در ترکیه مکانی که مراسم سماع در آن انجام می‌شود ، "تکه" نام دارد؛ در سایر کشورها به این مکان "زاویه" و "دویره" هم گفته می‌شود. این مراسم با شرکت دروایشی که به این منظور ساعت‌ها و روزها آموزش های خاص دیده‌اند، انجام می‌شود. در آموزش سماع به دروایش هم تمرین روح و آمادگی روحی – ذهنی داده می‌شود و هم جسم آن‌ها برای این مراسم آماده می‌شود تا از تبعات احتمالی جسمی این چرخش‌های متوالی(مثل سرگیجه و...) مصون باشند.

مراسم سماع با مدح پیامبر اسلام (ص) آغاز می‌شود که در این آیین نعت ( به ترکی : ناات) گفته می‌شود. در بین دروایش در حال رقص، افرادی هدایت سماع کنندگان و حفظ هارمونی مراسم را بر‌عهده دارند که شیخ میدان‌دار (به ترکی : میدانجی) نامیده می‌شوند. این افراد به منزله رهبران ارکستر نظم و ترتیب و هارمونی حرکات دروایش را به عهده دارند و از برخورد فیزیکی آن‌ها جلوگیری می‌کنند. حرکات سماع بر روی خطوط منظم و با محوریت جایگاه فرضی حضرت مولانا انجام می‌شود که در آن شیخ بزرگ سماع یعنی" شیخ پوست‌نشین" که بر روی پوستینی سرخ رنگ می‌نشیند، قرار دارد. شیخ پوست نشین که سمبل روح مولانا محسوب مي‌شود، دستار خاصی بر سر می‌بندد و اگر وی از سلاله نبوی و خاندان اهل بیت عصمت و طهارت باشد، دستارش سبز و در غیر این صورت دستار سفید بر سر می‌بندد. دروایش هنگام سماع که عمدتا شامل چرخیدن بر محور یک پا و ذکر اسم جلاله و دعاهای مخصوص است، در چهار مرحله چهار بار به جایگاه حضرت مولانا سلام می‌کنند که شیخ پوست‌نشین این سلام‌ها را با سلام‌های مخصوص به زبان عربی پاسخ می‌دهد که هرکدام از این مراحل سلام‌های جداگانه‌ای دارند. چهار مرحله سماع را به ترتیب شریعت، طریقت، حقیقت و معرفت نام نهاده‌اند. به دراویشی که به کار سماع مشغولند سمازن هم گفته می‌شود.

سمازن‌ها در هنگام چرخش که همراه با موسیقی خاص (نی و دف) صورت می‌گیرد، دست راست را رو به بالا و دست چپ را رو به پایین می‌گیرند و این باور وجود دارد که این‌ها کرامات و فیوضان الهی را با دست راست از آسمان می‌گیرند و با دست چپ به زمینیان انتقال می‌دهند و خودشان واسطه بین جهان معنوی و دنیای مادی هستند. چرخش دروایش نماد چرخش سیارات به دور خورشید و کل مراسم سماع، بازخوانی آفرینش کائنات است. حرکات دایره‌وار تداعی کننده تکامل و ازلی - ابدی بودن هستی است. دروایش سمازن در کنار توجه خاص به ارتباط معنوی با روح مولانا به مثابه واسط روح قدسی، در بین خود و نیز در ارتباط با مردم تمرین ملاطفت و محبت نیز می‌کنند. آن‌ها هنگام چرخش در مراسم سماع، هنگام رو به رو شدن با هم با تبسمی ظریف که اصطلاحا "سیر جمال" گفته می‌شود با نگاهی گذرا و بدون کلام به هم سلام می‌کنند.

به طور کلی روح حاکم بر مراسم‌های مربوط به مولانا بر این اصل استوار است که مرگ انسان‌ها در این جهان، پر کشیدن از دنیای مادی و وصال به جهان ابدیت است و از همین رو است که این مراسم‌ها همه جنبه شادی، وجد و شعف دارد، این روحیه در دوران حیات خود مولانا هم جاری بوده و مولانا به وصیت "حسام الدین چلبی" عمل کرد و پیکر وی را بعد از مرگ با نی و دف به خاک سپرد و برای بعد از خودش هم چنین وصیت کرد که سلطان ولد فرزند وی با فراگیر و نهادینه کردن این مراسم به وصیت پدر و مراد خود بخوبی عمل کرد.

شادی موردنظر مولانا نه از جنس شادی‌های دنیوی، بلکه از جنس آسمانی و در راستای تعالی روح بشری است و در دنیای امروزی تبلیغ آموزه‌های متعالی این اعجوبه بشریت کاری بس سترگ است که نیاز به همدلی و مشارکت بین همه مللی است که در حوزه تاثیر فرهنگ مولانا هستند.

استقبال از آیین‌های طریقت مولانا در جمهوری ترکیه روز به روز بیشتر می‌شود و این نشان از روح تشنه مردم این دیار به معنویت شرقی در هیاهوی هجوم فرهنگ غربی است. این اشتیاق در ترکیه امروز در حال تبدیل به باور اجتماعی است به گونه‌ای که جریانات سیاسی هم با قرار گرفتن در مسیر این جریان هویت خواهی شرقی - اسلامی، سعی در افزایش مشروعیت خود دارند.
آنچه به اختصار گفته شد ، یاد آوری گوشه‌ای کوچک از سماع به مثابه یکی از آیین‌های به جای مانده از مولانا است و خود مولانا در اشعار زیر بخوبی ماهیت این کار را تبیین می کند:
رقص آنجا کن که خود را بشکنی
پنبه را از گوش شهوت برکنی
رقص وجولان بر سر میدان کنند
رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستی زنند
چون جهند از نقص خودرقصی کنند
 

نويسنده: الیاس واحدی، کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز و عضو شورای نویسندگان ایراس
کد مطلب: 291