ایران، جمهوری آذربایجان و تحولات جدید حوزه انرژی

تاریخ انتشار : شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۵
Share/Save/Bookmark
 
ولی کوزه گر کالجی: به نظر می رسد در روند توسعه شایان توجه مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان، عامل انرژی می تواند از نقش و جایگاه بسیار مهمی در تقویت روابط دو کشور برخوردار باشد. تهران و باکو از تجربه موفقی در زمینه سوآپ گاز در منطقه خودمختار نخجوان برخوردارند. بنابراین به موازات همکاری دو کشور در تامین گاز منطقه خودمختار نخجوان، مشارکت گسترده تر ایران در مرحله دوم توسعه میدان گازی شاه دنیز، فراهم ساختن حضور و مشارکت ایران خطوط انتقال گاز تاپ و تاناپ (در صورت توجه عملی به ملاحظات ایران) و تداوم همکاری و تعامل ایران و جمهوری آذربایجان در اوپک نفتی و گازی برای تثبیت و افزایش قیمت جهانی نفت و گاز، می توان این امید و انتظار را داشت که روابط تهران و باکو در حوزه انرژی وارد مرحله جدید و بسیار متفاوت از گذشته شده است ...
 
ایراس: با فروکش کردن شور و هیجانات مربوط به منابع نفت و گاز خزر، ارائه آمارهای واقع  بینانه تر از حجم ذخایر و احتیاط بیشتر شرکت های چند ملیتی برای ورود به این منطقه به موازات کاهش جهانی قیمت و نفت و گاز موجب شده است از میزان رویکرد یک جانبه و واگرایانه جمهوری آذربایجان در بهره برداری از منابع نفت و گاز و نیز انتقال انرژی کاسته شود و این کشور به موازات بهبود شایان توجه روابط سیاسی تهران- باکو که در در بالاترین سطح خود طی 25 سال گذشته قرار دارد و روسای جمهور دو کشور در آستانه هشتمین دیدار دو جانبه و چند جانبه طی سه گذشته هستند، رویکرد تعاملی تری را با همسایگان از جمله ایران  به ویژه پس از توافق هسته ای (برجام) در حوزه انرژی در پیش گیرد که با توجه به گذشته رقابتی و اختلافات گذشته دو کشور، تحول جدیدی به شمار می رود که نیازمند مطالعه و ارزیابی واقع بینانه است.
 
کاهش قیمت جهانی نفت و گاز طی سال های اخیر که موجب کاهش درآمد ملی، کسری بودجه، توقف و یا کندشدن اجرای بسیاری از طرح های اقتصادی و رفاهی و نیز بروز اعتراض های مردمی در برخی از مناطق جمهوری آذربایجان به کاهش درآمدها و تعهدات مالی و رفاهی دولت شده است، دولت آذربایجان را به صورت جدی به سمت کاهش وابستگی به اقتصاد نفت و گاز به ویژه خام فروشی سوق داده است. به همین دلیل در سند «آذربایجان 2020: نگاه به آینده مفهوم توسعه» (1) در بخش مستقلی تحت عنوان «بهبود ساختار اقتصادی و توسعه بخش غیر نفتی» (2) به این موضوع توجه جدی شده است. افزایش تولید و صادرات گاز طبیعی، توسعه صنعت پتروشیمی، سرمایه گذاری در بخش انرژی های نو و تجدیدپذیر، تقویت بخش خصوصی در ساختار اقتصادی و استفاده از ظرفیت فناوری های نوین از جمله محورهای مهم این سند با هدف جبران پیامدهای کاهش قیمت نفت در اقتصاد جمهوری آذربایجان به شمار می رود.
 
در این راستا، جمهوری آذربایجان به عنوان یک کشور خارج از اوپک نفتی و اوپک گازی به سمت همکاری و تعامل با کشورهای تاثیرگذار در این دو سازمان از جمله ایران و عربستان سعودی روی آورد. شرکت نماینده جمهوری آذربایجان همراه با روسیه و قزاقستان (سه کشور خارج از اوپک) در اجلاس کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در دوحه قطر در آوریل ٢٠١٦ میلادی و شرکت الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان به عنوان مهمان در اجلاس سران اوپک گازی در تهران در نوامبر ٢٠١٥ میلادی به روشنی گویای این امر است. رویکردی که در دو دهه گذشته به ویژه در مقطع افزایش بی سابقه قیمت جهانی نفت و گاز کم تر از سوی باکو شاهد بودیم.
 
تحول مهم دیگر، دعوت دولت آذربایجان از ایران برای توسعه میدان گازی شاه دنیز و مشارکت ایران در پروژه های گازی تاپ (ترنس آدریاتیک) و خط لوله تاناپ (ترنس آناتولین) و نیز انعقاد  قرارداد میان پژوهشگاه صنعت نفت ایران و موسسه نفتی سوکار آذربایجان برای توسعه ميدان‌هاي نفتي، بهبود برداشت از ذخاير و فعاليت‌هاي زيست محيطي در سال ٢٠١٤ میلادی از مواردی است که گویای تغییر رویکرد نسبتاً شایان توجه جمهوری آذربایجان در قبال کشورمان در حوزه انرژی است. در رابطه با دعوت از ایران برای توسعه میدان گازی شاه دنیز باید به این نکته اشاره نمود که ایران در توسعه میدان گازی شاه ‌دنیز آذربایجان یك دهه است كه مشاركت دارد. ایران سهمی 10 درصدی در این پروژه دارد، یعنی با توجه به این كه نوع قرارداد «مشاركت در تولید» است، 10 درصد از كل ذخایر این میدان در مالكیت ایران است. اما آنچه موجب تحرک و اشتیاق بیشتر طرف آذری برای مشارکت بیشتر ایران در توسعه میدان گازی شاه دنیز شده است را باید در دو نکته جستجو کرد. نکته اول این که جمهوری آذربایجان احساس می کند در شرایط پس از توافق هسته ای ایران با قدرت های بزرگ (برجام)، شرکت های ایرانی با شرایط مساعدتری امکان ورود و سرمایه گذاری در توسعه میدان گازی شاه را دارند. نکته دوم نیز به نگرانی های موجود به ویژه در اتحادیه اروپا در مورد عدم توانایی میدان گازی شاه در تامین حجم عظیم گازی مورد نیاز خطوط انتقال گاز تاپ (ترنس آدریاتیک) و تاناپ (ترنس آناتولین) است. در حال حاضر، این میدان دارای بیش از یك‌ تریلیون مترمكعب گاز قابل استخراج است كه هم‌اكنون از فاز اول آن روزانه 27 میلیون مترمكعب گاز و 50 هزار بشكه میعانات گازی استخراج می‌شود. بنابراین، دولت آذربایجان به شدت در پی اجرایی نمودن فاز دوم توسعه میدان گازی شاه دنیز است و در این روند خواستار مشارکت ایران است تا بتواند با افزایش ظرفیت تولید و صادرات، به تعهدات گازی گسترده خود در قبال اروپا جامعه عمل بپوشاند. به نظر می رسد در این بخش، مشکل و محدودیت خاصی برای همکاری دو کشور وجود نداشته باشد.
 
اما در رابطه با مشارکت ایران در دو خط لوله انتقال گاز تاپ و تاناپ، ایران با ملاحظاتی مواجه است. ملاحظه اول ایران، قیمت پایین گاز صادراتی در این دو خط لوله است که از دیدگاه ایران، ارزان، غیر استاندارد و مطابق با  واقعیت  های کنونی بازار جهانی گاز نیست. از  این رو، مشارکت ایران در تاپ و تاناپ را از منظر اقتصادی غیر قابل قبول و فاقد توجیه اقتصادی می داند و در شرایط کنونی، تمایلی از سوی وزارت نفت و شرکت ملی گاز ایران برای مشارکت در تاپ و تاناپ وجود ندارد. به نظر می رسد تنها در صورت رسیدن سرمایه گذاری ایران در فاز دوم حوزه گازی شاه دنیز به مرحله درآمدزایی و نیز تمایل جمهوری آذربایجان، ترکیه و طرف های اروپایی مشارکت کننده در تاپ و تاناپ برای افزایش قیمت و واقعی نمودن آن، می توان انتظار ورود و مشارکت ایران در این دو خط لوله انتقال گاز را داشت. توانایی یا عدم توانایی جمهوری آذربایجان در تامین حجم عظیم گازی مورد نیاز خطوط انتقال گاز تاپ و تاناپ یک مولفه تعیین  کننده در این زمینه است که با عملیاتی شدن این خط انتقال به صورت عملی و عینی این امر مشخص خواهد شد.
 
ملاحظه مهم دیگری که در این روند برای کشوررمان شایان توجه است، مشارکت احتمالی ترکمنستان در دو خط لوله تاپ و تاناپ است. به طور کلی، برای انتقال گاز طبیعی ترکمنستان به اروپا و اتصال به خط تاناپ دو مسیر زمینی و دریایی قابل تصور است. مسیر زمینی از طریق شبکه خطوط انتقال گاز در مناطق شمالی ایران و مسیر دریایی از طریق احیای مجدد طرح ترانس خزر (انتقال گاز طبیعی از بستر دریای خزر).
 
مجموع تحولات سالهای 2015 و 2016 میلادی گویای آن است که دولت ترکمنستان و نیز سایر طرف ها از جمله جمهوری آذربایجان و ترکیه عمدتاً مایل به صادرات گاز ترکمنستان از مسیر ترانس خزر هستند. اهمیت این موضوع برای کشورمان از آن رو است که جمهوری اسلامی ایران به همراه فدراسیون روسیه به دلیل پیامدهای شدید زیست محیطی عبور خط لوله از بستر دریای خزر و نیز عدم حل و فصل کامل رژیم حقوقی دریای خزر، همواره مخالف اجرای طرح ترانس خزر بوده است. لذا جلوگیری از احیای مجدد خط لوله ترانس خزر  و تاکید بر استفاده از مسیر شمالی و زمینی خطوط انتقال ایران برای صادرات گاز ترکمنستان به اروپا از ملاحظات جدی ایران برای مشارکت احتمالی در دو خط لوله تاپ و تاناپ به شمار می رود.
 
در مجموع به نظر می رسد در روند توسعه شایان توجه مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان، عامل انرژی می تواند از نقش و جایگاه بسیار مهمی در تقویت روابط دو کشور برخوردار باشد. تهران و باکو از تجربه موفقی در زمینه سوآپ گاز در منطقه خودمختار نخجوان برخوردارند. در حال حاضر، روزانه آذربایجان در حدود یك ‌میلیون ‌و 200 هزار متر مكعب گاز تحویل ایران می‌دهد که ایران نیز با كسر مقداری از این گاز به عنوان حق سوآپ، حدود یك‌ میلیون مترمكعب گاز را تحویل نخجوان می‌دهد. بنابراین به موازات همکاری دو کشور در تامین گاز منطقه خودمختار نخجوان، مشارکت گسترده تر ایران در مرحله دوم توسعه میدان گازی شاه دنیز، فراهم ساختن حضور و مشارکت ایران خطوط انتقال گاز تاپ و تاناپ (در صورت توجه عملی به ملاحظات ایران) و تداوم همکاری و تعامل ایران و جمهوری آذربایجان در اوپک نفتی و گازی برای تثبیت و افزایش قیمت جهانی نفت و گاز، می توان این امید و انتظار را داشت که روابط تهران و باکو در حوزه انرژی وارد مرحله جدید و بسیار متفاوت از گذشته شده است که موجب در هم تنیدگی هر چه بیشتر دو کشور در سطح دو جانبه و نیز در سطح منطقه ای خواهد شد.
 
 
نویسنده: ولی کوزه گر کالجی - پژوهشگر ارشد مرکز تحقیقات استراتژیک و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
 
 
یادداشت ها:
1- Azerbaijan 2020: Look Into The Future Development Concept
2- The improvement of the economic structure and the development of the non-oil sector
 
 
کد مطلب: 3075