سناریوی اسرائیل برای آینده سوریه؛ یک نگاه روسی

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۰
Share/Save/Bookmark
 
سرگی مِلکانیان: فرآیندهای برهم‌زننده ثبات در منطقه خاورمیانه که منجر به خلاء قدرت شده است، شرایط مطلوبی را برای تقویت موقعیت سازمان‌های تروریستی و همچنین مداخله تعداد پر شماری از بازیگران در بحران سوریه ایجاد کرده است. موقعیت اسرائیل نیز مستقیما در مجاورت عرصه‌های مبارزه قرار دارد. از زمان تأسیس دولت یهود، سوریه به کرات در جنگ علیه اسرائیل شرکت داشته است. به عقیده تعدادی از کارشناسان، جمهوری سوریه (که برخی ناظران آن را به «هلال شیعی» ارتباط می‌دهند) تداعی‌گر قدرت تهران است که اسرائیل یکی از دشمنان اصلی آن در منطقه به شمار می‌آید. و اما سوال اصلی؛ بحران سوریه چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را برای اسرائیل ایجاد کرده است؟
 
ایراس: فرآیندهای برهم‌زننده ثبات در منطقه خاورمیانه که منجر به خلاء قدرت شده است، شرایط مطلوبی را برای تقویت موقعیت سازمان‌های تروریستی و همچنین مداخله تعداد پر شماری از بازیگران در بحران سوریه ایجاد کرده است. موقعیت اسرائیل نیز مستقیما در مجاورت عرصه‌های مبارزه قرار دارد. از زمان تأسیس دولت یهود، سوریه به کرات در جنگ علیه اسرائیل شرکت داشته است. به عقیده تعدادی از کارشناسان، جمهوری سوریه (که برخی ناظران آن را به «هلال شیعی» ارتباط می‌دهند)  تداعی‌گر قدرت تهران است که اسرائیل یکی از دشمنان اصلی آن در منطقه به شمار می‌آید. و اما سوال اصلی؛ بحران سوریه چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را برای اسرائیل ایجاد کرده است؟
 
تهدیدهای عمده برای اسرائیل
می توان برخی از تهدیدهای خارجی برای امنیت اسرائیل را بدین گونه برشمرد: نخست؛ تقویت مواضع «حزب الله» در امتداد مرزهای لبنان و سوریه و  پیشروی احتمالی آن در مناطق جنوب غربی سوریه (واقع در مرزهای سوریه–اسرائیل) جبهه جدیدی را برای اسرائیل در نزدیکی بلندی‌های جولان (که طی جنگ شش روزه در سال 1967 اشغال شده) ایجاد می‌کند. البته، تقویت «حزب الله» در پی عرضه فعال تسلیحات از ایران صورت گرفته که اسرائیل به طور سیستماتیک در صدد متوقف کردن آن است. تعداد مبارزان «حزب الله» که در خاک سوریه به جهاد می‌پردازند افزایش یافته است:  شمار آنها در ابتدا حدود 4-5 هزار نیرو بود که با آغاز عملیات تهاجمی در حلب، علاوه بر نیروهای قبلی، 5 هزار نفر دیگر نیز به سوریه اعزام شده‌اند. ضمنا «حزب الله» با تانک‌های سوری Т-54 و  Т-55 و موشک های ضدتانک و توپخانه هم مجهز است. طبق اظهار یکی از افسران دفاعی اسرائیل، «حزب الله» همچنین دارای تسلیحات آمریکایی عرضه شده به لبنان به خصوص نفربرهای زرهی جدید  М113А1/М113А2 و حدود 40 توپخانه است.
 
دوم اینکه؛ با گسترش حضور قوای نظامی ایران در خاک سوریه، خطر ایجاد میدان عملیات استراتژیک برای تحت فشار قراردادن اسرائیل وجود دارد. البته ممکن است که این اعمال فشار به طور مستقیم نباشد اما از طریق تضعیف گروه‌های پراکنده‌ای که در جنوب غرب سوریه و در نزدیکی بلندی‌های جولان حضور دارند و برخی از اعضای آن از جانب اسرائیل مورد حمایت قرار می‌گیرند، صورت پذیرد. در این صورت، برای تل-آویو اعمال نفوذ و اثرگذاری در اوضاع جاری در این منطقه دشوراتر خواهد بود و این امر، به نوبه خود، منطقه حائل امنیتی ایجادشده توسط اسرائیل را به خطر می‌اندازد.
 
همچنین، نیروهای امنیتی اسرائیل همزمان با انهدام محموله تسلیحاتی ایران به «حزب الله»، عملیاتی را برای ازبین بردن افسران جنبش شیعه انجام خواهند داد. در این رابطه لازم است به عملیاتی اشاره کرد که نتیجه آن خنثی کردن اقدامات جهاد مغنیه- پسر عماد مغنیه فرمانده «حزب الله»- بود که از جانب ایران بر ایجاد زیرساخت های نظامی در بلندی‌های جولان نظارت داشت؛ این امر بخشی از طرح‌های ایران برای ایجاد جبهه جدید مبارزه با اسرائیل می‌باشد.
 
بیش از ده نقطه مسکونی در قسمت جنوبی خاک سوریه و در مجاورت با بلندی‌های جولان وجود دارد که در تصرف نیروهای داعش است. در صورت وجود تهدیدات امنیتی، نظامیان اسرائیل، عملیاتی را جهت نابودی این نیروها ترتیب خواهند داد.
 
تقسیم سوریه؛ گزینه ای قابل قبول برای اسرائیل
از هم پاشیدگی اوضاع در سوریه بنا به دلایلی برای اسرائیل مطلوب است. نخست این که عدم وجود دولت مرکزی واحد امکان برخورداری تعداد قابل توجهی از قوا و تجهیزات را به منظور انجام عملیات نظامی علیه اسرائیل از سوریه سلب خواهد کرد. بازسازی توان اقتصادی  و متعاقب آن توان نظامی، در صورت برقراری نظام روابط اقتصادی میان تمامی استان‌ها امکان می‌یابد. باقی‌ماندن اوضاع تکه تکه و فروپاشی شده ساختار سرزمینی، امکان بازسازی سطح لازم توسعه اقتصادی را ایجاد نخواهد کرد. طبق داده‌های بانک جهانی، در سال 2014 خسارت جنگ در شش استان (حلب، درعا، حماء، حمص، ادلب و لاذقیه) به  3.7 -4.5 میلیارد دلار رسیده است. صندوق بین‌المللی پول تنها میزان خرابی‌های مستقیم در خاک سوریه را 200 میلیارد دلار برآورد کرده است. طبق گزارش کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد برای بخش غرب آسیا، خسارت تولید ناخالص داخلی سوریه طی سال‌های 2011- 2015، به میزان 169.7 میلیارد دلار شده است. طبق پیش‌بینی سازمان ملل متحد، دست کم 30 سال برای بازگرداندن اقتصاد سوریه به سطح ماقبل جنگ نیاز است.
 
دوم اینکه، افتراق و پراکندگی سوریه بر حسب تفاوت‌های قومی به تل- آویو این امکان را می‌دهد که مواضع خود را در بلندی‌های جولان تقویت نماید. گفتنی است شورای امنیت سازمان ملل اقدام اسرائیل را در الحاق بلندی‌های جولان غیرقانونی دانسته است. سوریه‌ی ضعیف و از هم گیسخته تقریبا شانس بازگشت به این اراضی را از دست داده است. در این رابطه زمان هم به نفع اسرائیل است، در آینده کوتاه‌مدت تل- آویو می‌تواند پرونده این موضوع را ببندد. در صورت تجزیه سوریه به واحدهای قومی، آخرین مانع در مسیر تحکیم و تقویت اراضی اشغالی که دولت یهود تحت کنترل خود درآورده، از میان خواهد رفت.
 
به نظر می‌رسد تقویت بعدی نفوذ اسرائیل در جنوب غربی سوریه در استان درعا امکان‌پذیر باشد. این احتمال با عواملی چند در ارتباط است. نخست اینکه، اسرائیل، طبق اخبار برخی رسانه‌ها نه تنها از برخی از گروه‌های مسلح و معارض حمایت می‌کند، بلکه از برخی اعضای  خاص داعش  نیز در نزدیکی‌ بلندی‌های جولان پشتیبانی می‌نماید. این مطلب توسط ولید معلم وزیر امور خارجه سوریه در 71 امین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز اعلام شده است. دوم اینکه، تحکیم نفوذ اسرائیل در رابطه با رویارویی «حزب الله» که تعدادی از نقاط را در مرز سوریه –اسرائیل و در نزدیکی بلندی‌های جولان تحت کنترل دارد حائز اهمیت خواهد بود. برای اسرائیل ایجاد منطقه حائل امنیتی در مناطق جنوب شرق که در اشغال گروه های معارض (سوری) قرار دارد و مبارزه با اسرائیل، در شمار اولویت‌های نخست آنها نمی باشد ضروری است.
 
بر اساس استراتژی نظامی دفاعی اسرائیل که در سال 2015 به تصویب رسیده، قوای نظامی در صورت وجود تهدید بالقوه امنیتی بر حسب زمان و وسعت تهدید، عملیات‌های ضربتی و محدودی را اجرا خواهند کرد. این اقدامات آسیب احتمالی به دشمن را در صورت وخامت و بدترشدن اوضاع نشان می‌دهد.. در این رابطه هرگونه فعالیت «حزب‌الله» برای ایجاد زیرساخت‌هایی در نزدیکی بلندی‌های جولان و تداوم آن به جنوب از سوی اسرائیل تحمل نخواهد شد، همانطور که پیش‌تر هم چنین بوده است.
 
سوم آنکه هنوز مسئله جمعیت دروزی‌ها که در بلندی‌های جولان، لبنان و در جنوب سوریه سکونت دارند برای اسرائیل به عنوان یک موضوع مهم باقی است. بخش بزرگی از دروزی‌های ساکن بلندی‌های جولان پس از 1967 از دریافت تابعیت اسرائیلی خودداری کرده و درانتظار تغییرات بعدی در جبهه سوریه و اسرائیل هستند، به ویژه در انتظار بازگشت احتمالی اراضی مذکور در ترکیب سوریه می‌باشند. امروزه تعداد دروزی‌هایی که تمایل به دریافت تابعیت اسرائیلی دارند افزایش پیدا کرده است. در سال 2015، کابینه وزرای اسرائیل، طرح پنجساله‌ی جدیدی با اعتباری بالغ بر 500 میلیارد دلار، برای توسعه نقاط جمعیتی دروزی و چرکسی تخصیص داده است؛ اقدامات مشابه به تقویت مواضع اسرائیل در بلندی‌های جولان کمک خواهد کرد.
 
تجزیه سوریه؛ فرصتی برای اسرائیل
موضع اسرائیل در ارتباط با مناقشات جاری در سوریه از جانب موشه یلعون - وزیر دفاع این رژیم اظهار شده است. وی اوضاع سوریه معاصر را به املت تشبیه کرده، که دیگر قابلیت بازگشت به حالت تخم‌مرغ را ندارد. در حقیقت، بسترهای لازم برای «بازگشت» سوریه به شرایط سابق در مرحله فعلی مشاهده نمی‌شود. به نظر می‌رسد، سناریوی تجزیه سوریه بر حسب قومیت، از سوی اسرائیل به طور کامل مورد حمایت قرار می‌گیرد. به این ترتیب سوریه به کردستان، علویستان و دروزستان تبدیل خواهد شد.
 
تجزیه سوریه می‌تواند به حل‌ و فصل یکی از مسائل عمده اسرائیل که همانا تضعیف موقعیت ایران است، بیانجامد. عدم توانایی تهران برای اثرگذاری در همه مناطق واضح و مبرهن است. در عین حال اسرائیل ضمن تداوم تماس‌های فشرده با گروه‌های معارض که قادر به اثرگذاری در وضعیت هستند، می‌تواند این امر را به ابزاری برای حضور خود و نفوذ بیشتر در فرآیندهای جاری در جنوب سوریه تبدیل نماید.
 
در این رابطه اسرائیل در روابط خود با همسایگانی که آنها را تهدیدی برای خود در نظر می‌گیرد،  آنگونه که به لحاظ تاریخی نشان داده است، سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» را پیاده خواهد کرد. تضعیف نفوذ دمشق در نواحی حاشیه‌ای به تل- آویو این امکان را می‌دهد که تماس‌های ضروری با طرف‌های مورد علاقه‌ای که قادر به تبدیل شدن به عنصر اضافی در تأمین امنیت اسرائیل هستند، برقرار نماید. به ویژه در این رابطه، بشار اسد در مصاحبه با روزنامه سوری الوطن  اظهار داشت که تنها دشمن و دشمن اصلی سوریه اسرائیل است، که هم از گروه‌های معارض و هم از گروه‌های تروریستی پشتیبانی می‌کند، ضمن آنکه همچنان به اشغال بلندی‌های جولان ادامه می‌دهد.
 
همچنین، اسرائیل ضمن خنثی‌سازی منابع بالقوه خطرِ موجود در سوریه در مراحل اولیه، حق اقدام پیشگیرانه را برای خود محفوظ می‌داند. با این‌حال، اجرای همه این طرح‌ها ممکن است دشوار باشد، چراکه تمام این‌ها به موقعیت و توافق ضمنی روسیه هم بستگی دارد؛ گفتنی است روسیه در خاک سوریه دارای پتانسیل نظامی بالایی از جمله بواسطه سامانه‌های موشکی اس- 300 و اس -400 است و مرز سوریه – اسرائیل هم در شعاع تحت پوشش عملکرد آن قرار دارد.
 
بنیامین نتانیاهو در مصاحبه با شبکه تلویزیونی CBS اظهار داشت بین روسیه و اسرائیل توافقات مناسبی وجود دارد که موجب اجتناب از برخورد اتفاقی می‌شود. بعید نیست این توافقات به عملیات اسرائیل علیه «حزب‌الله» و اقدامات نیروهای ایرانی مرتبط بوده، و هر نوع اقدامی علیه نیروهای وفادار به بشار اسد را مستثنی کرده باشد.
 
----------
نویسنده: سرگی مِلکانیان - شرق شناس و مدیر پورتال علمی –تحلیلی مطالعات بین المللی (International Studies)
 
----------
منبع اصلی:
http://russiancouncil.ru/inner/?id_4=8711#top-content
 
 
کد مطلب: 3085