پایان «سازمان همکاری شانگهای»

محمد زارع
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۴۶
Share/Save/Bookmark
 
محیط ژئوپلیتیک چین چه در شرق و جنوب شرقی و چه در محیط امنیتی غربی این کشور، استعداد به نتیجه رساندن کامل ابتکارات همگرایانه این کشور را به شدت کاهش خواهد داد و به همین دلیل نمی توان چندان به ابتکارات منطقه ای چین محور امیدوار بود ...
 
ایراس: سازمان همکاری شانگهایی یکی از مجموعه ابتکارات چین برای پاسخ به تهدیدات منطقه ای بود که در سال 2001 و با مبنا قرار دادن سه هدف مبارزه با تروریسم، جدایی طلبی و افراط گرایی تشکیل شد و تا کنون هم به صورتی کاملا خنثی به کار خود ادامه می دهد. این سازمان در هفدهمین اجلاس سران خود در قزاقستان دو عضو دیگر یعنی هند و پاکستان را هم به صورت رسمی به مجموعه اعضای خود اضافه خواهد کرد تا نشان دهد که این سازمان هنوز از پویایی و تحرک لازم برای قاعده نویسی منطقه ای برخوردار است، لیکن واقعیت آن است که چرخه ناکارامدی این سازمان امروز بیشتر از گذشته در حال آشکار شدن است. در این رابطه می توان دلایل مختلفی را بیان داشت که در ادامه تلاش شده است تا به صورت مختصر به برخی از این دلایل اشاره شود.

شاید بتوان یکی از دلایل مهم ناتوانی این سازمان را در وهله اول به این مسئله مربوط دانست که اساسا شانگهای یک پدیده فرهنگی (cultural phenomena) نیست و پیوستارهای فرهنگی در تعریف و ایجاد چنین سازمانی از ابتدا نقش چندانی نداشته است. در بهترین حالت، شاید بتوان این سازمان را یک سازمان دوفرهنگی (Bicultural) با نیات متعارض متشکل از چین و روسیه تعریف کرد که فقدان همین گره های اتصال بخش فرهنگی، یکی از موانع جدی حرکت و اثرگذاری این سازمان در آینده خواهد بود. این سازمان برخلاف آنچه در ادبیات سیاسی به عنوان یک سازمان چندجانبه از آن یاد شده است بیشتر یک سازمان دوجانبه است و دو کشور چین و روسیه جهت دهی به ماهیت و محتوای این سازمان را در اختیار دارند. کشورهای آسیای مرکزی عضو این سازمان اساسا نه توان شکل دهی و جهت دهی به این سازمان را دارند و نه تمایلی به این مهم دارند.

دومین مانع مهم آینده و پویایی این سازمان را می توان در تاثیر ساختار جدید منطقه ای بر رفتار و عملکرد بازیگران عضو این سازمان دانست. شکل گیری تدریجی محورهای ژئوپلتیکی جدید در منطقه از جمله محور چین-پاکستان - روسیه و محور آمریکا- هند و افغانستان و تشکل یافتگی دولت های عضو این سازمان در یکی از دو محور فوق، علاوه بر اینکه میزان تعلق این دولت ها را به سازمان کاهش خواهد داد همچنین مانعی جدی برای آینده این سازمان و میزان موفقیت آن خواهد بود. به بیان دیگر می توان گفت که تعلق به سازمان همکاری شانگهای به نسبت تعلقات این بازیگران به محورهای ژئوپلتیکی جدید در مرحله ثانویه قرار خواهد داشت و طبیعی است که این مسئله می تواند این سازمان را با کژکارکرد های اساسی در آینده مواجه سازد.

علاوه بر آنچه در فوق ذکر آن رفت، همچنین می توان فقدان تجربه چین برای هدایت و جهت دهی بوروکراسی های چندجانبه فراملی را از دیگر دلایل ناتوانی و ناکارامدی این سازمان در آینده دانست. هر چند چینی ها تلاش دارند تا متناسب با میزان ساخت یافتگی قدرت خود، در قالب های متفاوت از جمله استراتژی کمربند اقتصادی جاده ابریشم و همچنین خود سازمان همکاری شانگهای این توانمندی را کسب نمایند لیکن به نظر می رسد که هنوز این کشور از تجربه لازم برای هدایت و سمت دهی چنین نهادهای فراملی برخوردار نیست و همین امر هم خود یکی از دلایل تمایل بیشتر چین به برقراری و ترجیح روابط دوجانبه با روابط چند جانبه با بازیگران مختلف باشد. اساسا چین در بازی های دو جانبه فضای برد بیشتری می تواند برای خود تعریف نماید.

ادراک متقابل تهدید چین و روسیه نسبت به یکدیگر، ی از دیگر موانع عمق یابی و تحرک بیشتر سازمان همکاری شانگهای در آینده است. افزایش نگرانی روس ها به خصوص در سال های اخیر از نفوذ چین در منطقه آسیای مرکزی، امکان رسیدن فرایندها و ابتکارات چین – محور به بلوغ و پختگی لازم را سلب و تقویت دامنه همکاری های چین و روسیه را در بلندمدت کاهش خواهد داد. به بیان دیگر محیط ژئوپلیتیکی چین چه در شرق و جنوب شرقی و چه در محیط امنیتی غربی خود، استعداد به نتیجه رساندن کامل ابتکارات همگرایانه این کشور را به شدت کاهش می دهد. به بیان دیگر از آنجا که حضور چین در این دو محیط امنیتی می تواند به بازتوزیع قدرت و نظم سابق منجر شود، طبیعی است که با مقاومت روسیه در محیط امنیتی غربی و آمریکا در محیط امنیتی شرقی روبرو خواهد شد. بنابراین نمی توان به ابتکارات چین محور در مقطع فعلی و ظرفیت های آن چندان امیدوار بود.

----------
نویسنده: محمد زارع

----------
به نقل از: اینترنشنال
http://theinternational.ir/west-of-asia/item/473-


 
کد مطلب: 3201