روسیه و کشورهای پادشاهی خلیج فارس از یکدیگر چه توقعی دارند؟

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۰۳:۳۷
Share/Save/Bookmark
 
دیمیتری فرالُفسکی: پس از خصومت چندین ساله در مناسبات روسیه و کشورهای پادشاهی خلیج فارس روند رو به رشد آشکاری بروز یافته است. با این حال، کرملین برای رسیدن به توافقات واقعی اغلب ناگزیر است با شیوخ دول خلیج فارس و آنهایی که حتی برای امتیازات کوچک حاضرند وارد مزایده‌ها و چانه زنی های سخت شوند از موضع قدرت گفتگو نماید. کوچکترین نقطه ضعف یا اشتباه محاسباتی از جانب مسکو می تواند به راحتی دستاورهای سال اخیر را به باد فنا داده و مناسبات روسیه با این کشورها را به سطح پیشین تنزل دهد ...
 
ایراس: پس از خصومت چندین ساله در مناسبات روسیه و کشورهای پادشاهی خلیج فارس روند رو به رشد آشکاری بروز یافته است. با این حال، کرملین برای رسیدن به توافقات واقعی اغلب ناگزیر است با شیوخ دول خلیج فارس و آنهایی که حتی برای امتیازات کوچک حاضرند وارد مزایده‌ها و چانه زنی های سخت شوند از موضع قدرت گفتگو نماید. کوچکترین نقطه ضعف یا اشتباه محاسباتی از جانب مسکو می تواند به راحتی دستاورهای سال اخیر را به باد فنا داده و مناسبات روسیه با این کشورها را به سطح پیشین تنزل دهد.
 
تا مدت ها به سختی می شد مناسبات مسکو با کشورهای خلیج فارس را مشارکت آمیز نامید. شیوخ عرب از اواسط دهه 1990 تا سال های 2000 به طور جدی از مبارزان قفقاز شمالی حمایت می کردند. کشورهای خلیج فارس با کمال میل به تروریست های فراری پناهندگی می دادند، عالمان محلی بانفوذ هم از ضعف تاریخی روسیه استفاده کرده و مبارزان قفقاز شمالی را به جداکردن دائمی مناطق مسلمان نشین از روسیه فرامی خواندند.
 
با این حال، روابط روسیه و کشورهای ثروتمند پادشاهی خلیج فارس پس از یک دهه رو به گرمی نهاده است. هر دو طرف به طور چشمگیری بر نفوذ خود در خاورمیانه افزودند. از این به بعد، آینده منطقه نه تنها در میادین نبرد سوریه و عراق که در راهروهای قصرهای دوحه و ریاض حل و فصل خواهد شد. مسکو واقف است که پی ریزی سیاست منطقه ای بدون همکاری با کشورهای خلیج فارس امکانپذیر نیست، و شراکت با این کشورها نه تنها از نظر ژئوپلتیک بلکه از نظر جلب سرمایه گذاری سودمند است. شیوخ عرب هم به نوبه خود، نقش جدید مسکو را که نفوذ آن در خاورمیانه پس از کارزار سوریه به شدت افزایش یافته، پذیرفته اند.   
 
تناقضات کشورهای پادشاهی خلیج فارس
 اگرچه کشورهای پادشاهی خلیج فارس
روابط روسیه و کشورهای ثروتمند پادشاهی خلیج فارس پس از یک دهه رو به گرمی نهاده است ... مسکو واقف است که پی ریزی سیاست منطقه ای بدون همکاری با کشورهای خلیج فارس امکانپذیر نیست
که از نظر قومی و دینی قرابت زیادی با یکدیگر دارند علاقمندند پیرامون همگرایی در چارچوب شورای همکاری دولت های عرب خلیج فارس اظهارنظر کنند، اما درعمل، از اینکه در روابط خود با روسیه و در رابطه با بسیاری از دیگر موضوعات، باهم در یک جبهه واحد قرار بگیرند بسیار فاصله دارند. ضمنا نه تنها بین سران برخی از این کشورها، تناقضات عمیقی وجود دارد، حتی در درون خاندان سلطنتی حاکم هم خانواده هایی هستند که با هم اختلاف دارند  و تنها در انتظار فرصتی مناسب برای به راه اندختن کودتای درباری می باشند.   
 
شش کشور عضو شورای همکاری دولت های عرب خلیج فارس به سه گروه عمده تقسیم می شوند. تأثیرگذارترین آنها عبارتند از عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی که اخیرا قطر را محاصره کردند. البته بحرین بیش از حد به ریاض وابسته است و بسیاری هم امارات را به عنوان بخش غیررسمی عربستان سعودی تصور می کنند. با این حال، امارات متحده عربی از گروه های رادیکال اسلامی حمایت نمی کند و سعی در حفظ وحدت پادشاهی های عرب دارد، لذا از این لحاظ که مواضع سازنده ای دارد از سایر کشورهای پادشاهی خلیج فارس متمایز است. 
 
از سوی دیگر قطر، دولت کوچکی که به لطف ذخایر عظیم گاز و سیاست خارجی کارآمد به یکی از موثرترین کشورهای خاورمیانه تبدیل شده، تحت محاصره قرار گرفته است. دوحه نسبت به مواضع پیشگام عربستان سعودی و امارات متحده عربی معترض است و ضمنا در وحدت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اختلال ایجاد می کند.
 
و درنهایت، کویت و عمان که سعی در کناره جویی دارند، در حالی که همچنان حمایت از روابط با کلیه مراکز قدرت را دنبال می کنند. عمان  زمانی با طرح ارائه شده از سوی ریاض در رابطه با ادغام قوای نظامی کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس تحت یک فرماندهی مشترک موافق نبود. البته کویت پس از محاصره اخیر قطر از جانب انئلاف عربستان، به عنوان میانجی‌گر اصلی ظاهر شده است. هر دو کشور از اقدام نظامی علیه ائتلاف صالح – حوئی در یمن حمایت نکرده و از شرکت در عملیات نظامی فاصله گرفتند. مسقط و کویت همچنین در حال توسعه روابط نزدیک با تهران هستند، حسن روحانی رئیس جمهور ایران در فوریه سال جاری سفری به هر دو کشور داشته است.  
 
سیاست خارجی همه کشورهای پادشاهی عرب بسیار وضعی است. آنها حاضرند به راحتی توافقات و  ائتلاف های موجود را تغییر دهند تا وقایع درحال تغییر تنظیم شود. تا همین اواخر شیوخ دول عرب که باورنمی کردند روسیه در باتلاق سوریه وارد شود، اکنون شکست پروژه های ایجاد رژیم های وفادار
شیوخ دول عرب، اکنون شکست پروژه های ایجاد رژیم های وفادار در سوریه و عراق را پذیرفته و حاضر به هماهنگی اقدامات خود با مسکو هستند ... ریاض هم اکنون، در رویارویی با تهران هم با مشکلات جدی روبرو شده است، به خصوص، سقوط موصل موقعیت تهران در عراق را هرچه بیشتر تقویت کرده است
در سوریه و عراق را پذیرفته و حاضر به هماهنگی اقدامات خود با مسکو هستند. کرملین از فرصت های جدید آگاه است و سعی دارد از این فرصت ها به خصوص پس از محاصره قطر که تضاد و اختلاف مابین شیوخ دول عرب خلیج فارس را کاملا آشکار کرده، استفاده کند.  
 
عربستان سعودی
در وهله نخست ارتباط ریاض و دوحه برای اهداف ژئوپولتیک روسیه در منطقه حائز اهمیت است. هر دو کشور به طور فعال از گروههای اسلامی اپوزوسیون [بنیادگرایان اسلامی] در خاورمیانه و قفقاز شمالی حمایت می کنند. فروپاشی واقعی سوریه، عراق و لبنان با ظهور هزاران نفر از گروهای اسلامی که با یکدیگر در ستیزند، تا حد زیادی دال بر حمایت بنیادهای مالی خصوصی و حامیان سخاوتمند خلیج فارس از این گروه ها است. از این رو کرملین مایل است چنین خصومت هایی به پایان برسد و یا حداقل به طورقابل توجهی کاهش یابد.
 
شیوخ دول عرب نیز به این امر واقفند که روابط با تشکیلات مخفی اسلامی، اهرم های قدرتمندی را برای نفوذ بر مسکو در اختیار آنها قرار می دهد، در روح سنت های عربی هم در مذاکرات سعی می شود بهترین شرایط را برای خود چانه زنی کنند. برای مثال، طبق اخبار و اطلاعات غیررسمی، در سال 2013 بندربن سلطان، دبیر شورای امنیت عربستان سعودی، در دیدار با ولادیمیر پوتین، علاوه بر پیشنهاد قراردادهای انرژی و نظامی سخاوتمندانه، در ازای تسلیم رژیم بشار اسد، برای بازی های المپیک سوچی تضمین های امنیتی به پوتین ارائه کرد.  آن زمان، کرملین با ارزیابی وقایع آتی، این پیشنهاد را رد کرد؛ متعاقب آن بلافاصله دو عملیات تروریستی در ولگاگراد اتفاق افتاد که طرفداران تئوری توطئه دست سرویس های امنیتی سعودی را در این حملات دخیل می دانستند.
 
تاکنون، جنگ در سوریه منبع اصلی اختلافات در روابط مسکو و ریاض بوده است. سعودی ها یقین داشتند گروهک هایی که توسط آنها ایجاد شده اند مثل جیش الاسلام، به مرور زمان نیروهای دولتی را درهم می کوبند، با این حال، موفقیت های مسکو، عربستان سعودی را ناگزیر به نرم کردن مواضع خود کرد.  
 
ریاض هم اکنون، در رویارویی با تهران هم با مشکلات جدی روبرو شده است، به خصوص، سقوط موصل موقعیت تهران در عراق را هرچه بیشتر تقویت کرده است؛ در داخل کشور (عربستان) هم، افزایش بیکاری و کسری بودجه ای که در پی کاهش قیمت نفت بروز یافته، تهدیدی برای انفجار نارضایتی های اجتماعی به شمار می آیند.  لذا سعودی ها با اشراف به میزان زیاد آسیب پذیری خود، ناگزیر در پی برقراری روابط حسنه با مسکو برآمده اند.
 
در آینده نزدیک، سلمان بن عبدالعزیر آل سعود، پادشاه عربستان باید سفری به روسیه داشته باشد. سفر پادشاه عربستان به روسیه اولین بار است که در تاریخ روابط دوجانبه مسکو و ریاض اتفاق می افتد، و چنین سفری تاکنون بی سابقه بوده است. معمولا، نمایندگان عالی رتبه عربستان به کشورهایی که متحدان قابل اعتماد و از شرکای عربستان سعودی نباشند سفر نمی کنند.  
 
ناگفته نماند که چندی پیش، ولیعهد محمد بن سلمان هم به مسکو سفر کرده و اعلام
شیوخ دول عرب نیز به این امر واقفند که روابط با تشکیلات مخفی اسلامی، اهرم های قدرتمندی را برای نفوذ بر مسکو در اختیار آنها قرار می دهد
داشت روابط دو کشور یکی از بهترین دوره‌های خود را سپری می کند. وی در مصاحبه ای که در ماه آوریل با نشریه واشنگتن پست داشت با صراحت کامل هدف ریاض از برقراری روابط با مسکو را چنین اعلام کرد: «هدف اصلی ریاض متقاعدکردن روسیه برای امیدنبستن به ایران در منطقه است».
 
در کرملین حساسیت اوضاع را درک می کنند، اما ترجیح می دهند صبر پیشه نمایند. مسکو در وهله نخست، به دستیابی توافق در ارتباط با سوریه و تثبیت بیشتر اوضاع در منطقه، متوقف شدن حمایت مالی از تشکیلات مخفی فعال در قفقاز شمالی نیاز دارد. بالاخره آنچه درنهایت مسکو به آن نیاز دارد، تحکیم نتایج توافقات دوجانبه و قراردادهای تجاری متقابلا سودمند با عربستان است. فعلا سعودی ها برای چنین توافقاتی آمادگی ندارند، اما چنانچه نقش کرملین در منطقه افزایش یابد و ریاض هم با دشواری ها و چالش های جدیدی مواجه شود، همه چیز ممکن است به سرعت تغییر کند.     
 
کنار آمدن دو کشور بسیار دشوار، اما شدنی است. آنها تا کنون، معاملات ژئوپولتیکی بزرگی را تجربه کرده اند. مسکو و ریاض در سال 2013 با وجود تلاش های قطر، به اتفاق، از تغییر حکومت در مصر حمایت کردند، خریدهای وسیع تسلیحات روسی توسط قاهره هم، به خصوص، به خاطر حمایت مالی عربستان سعودی از مصر امکانپذیر شد. و بالاخره اینکه مهمترین موفقیت در روابط دوجانبه روسیه و عربستان، توافق درباره کاهش استخراج نفت در سال جاری بوده است. کرملین می خواهد به کمک این راه حل، تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، به اقتصاد روسیه تکانی داده و به آن شتاب بخشد؛ محمد بن سلمان، ولیعهد جدید عربستان هم قصد دارد ارزش شرکت آرامکوی سعودی را در آستانه نخستین سرمایه گذاری سهام در آن، ارتقاء دهد.    
 
کرملین همچنین از توجه به پول و سرمایه بنیادهای سعودی غافل نیست. صندوق های اضطراری روسیه به سرعت در حال خالی شدن هستند، عربستان سعودی هم طی سالهای رونق بازار نفت، به طور فعال، ذخایر قابل توجهی را اندوخته است. در ماه ژوئن، نماینده هیئت مدیره شرکت آرامکوی سعودی و خالد فلاح، وزیر نفت عربستان سعودی مشترکا، برای ایجاد سرمایه گذاری مشترک به میزان 1 میلیارد دلار با یک صندوق سرمایه گذاری های مستقیم روسی اعلام آمادگی کردند. به این ترتیب، سعودی ها یک بار دیگر به کرملین فهماندند که در حوزه اقتصاد پیشنهاداتی برای ارائه دارند؛ میزان سرمایه گذاری
مهمترین موفقیت در روابط دوجانبه روسیه و عربستان، توافق درباره کاهش استخراج نفت در سال جاری بوده است. کرملین می خواهد به کمک این راه حل، تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، به اقتصاد روسیه تکانی داده و به آن شتاب بخشد ... کرملین همچنین از توجه به پول و سرمایه بنیادهای سعودی غافل نیست. صندوق های اضطراری روسیه به سرعت در حال خالی شدن هستند، عربستان سعودی هم طی سالهای رونق بازار نفت، به طور فعال، ذخایر قابل توجهی را اندوخته است
ها هم، به تناسب، وضعیت مناسبات دوجانبه را تغییر خواهند داد.       
 
قطر
در ماه های اخیر، عامل قطر نیز تا حد زیادی بر نتایج چانه زنی های ریاض و مسکو موثر بوده است. اختلاف بین دوحه و ریاض ریشه های عمیقی دارد که ازجمله به دلایل تاریخی برمی گردد. خاندان آل ثانی که در قطر حاکم است از جانب سعودی ها به عنوان خاندانی «تازه به دوران رسیده» تلقی می شود، این امیرنشین و تاریخ پیدایش آن نیز نتیجه تعیین حدود مرزهای عربستان سعودی توسط استعمارگران بریتانیایی است. استقلال قطر در سال 1971 و استقرار حکومت آل ثانی در آن، در عربستان سعودی احمقانه به نظر می رسد؛ در شرایط کنونی هم، سیاست مستقلی که قطری ها به نمایش گذاشته اند برای سعودی ها کاملا توهین آمیز است.   
 
قطر هم به نوبه خود، نمی تواند به گونه ای دیگر عمل کند. قطر کشور کوچکی است که بر دریاچه عظیمی از گاز واقع شده است و از نظر ذخایر اکتشافی (با بیش از 25 تریلیون متر مکعب گاز) در مکان سوم و از نظر استخراج ذخایر، پس از امریکا، روسیه و ایران در مکان چهارم قرار دارد. دوحه برای وابستگی به کشورهای دیگری (غیر از عربستان)، بیش از حد ثروتمند است، وجود پایگاه نظامی امریکا و حضور نظامیان ترکیه در قلمرو قطر، به این کشور اجازه داد تا از دخالت در سرنوشت بحرین، که ارتش سعودی ریاض از سال 2011 به آن حمله کرده و از آن زمان تاکنون در حقیقت آن را تحت الحمایه خود درآورده است اجتناب نماید.   
  
از میان همه کشورهای پادشاهی خلیج فارس دوحه و مسکو متلاطم ترین تاریخ روابط را تجربه کرده اند. روسیه تنها کشوری است که به عقیده قطری ها در قلمرو قطر اقدام به بمب گذاری کرد که درنتیجه آن، یاندربیف، رئیس جمهور سابق چچن ایچکریا کشته شد. پس از این، دوحه کارمندان سرویس های ویژه روسیه را بازداشت کرد.
 
زمانی قطر روسیه را تهدید می کرد چنانچه به حمایت از رژیم اسد ادامه دهد در جهان عرب منزوی خواهد شد؛ در آن زمان، ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل در پاسخ تهدید قطر اظهار داشت: «اگر یک بار دیگر با چنین لحنی با من صحبت کنی، دیگر قطری وجود نخواهد داشت». بعدها سطح مناسبات دیپلماتیک دو کشور در پی ضرب و شتم ولادیمیر تیتورُنکو سفیر روسیه در فرودگاه دوحه به شدت کاهش یافت. آن ایام در قطر شایعاتی منتشر شد مبنی بر اینکه دیپلمات سرشناس روسیه در حالت خماری ناشی از مصرف مواد مخدر قرار داشته است.  
 
دوحه همچنان به تخصیص منابع مالی هنگفت برای حمایت از گروهک های افراطی و اپوزیسیون خاورمیانه، ادامه می دهد که موجب برافروختگی شدید مسکو می شود. افزون بر این، کانال تلویزیونی «الجزیره» قطر، علاوه بر انتقاد شدید از دیکتاتورهای عرب، سیاست داخلی پوتین نسبت به مسلمانان را شدیدا مورد انتقاد قرار می دهد. لذا، برای مسکو در ارتباط با دوحه همچون ریاض، قبل از همه، کاهش حمایت های مالی قطر از گروهک های تروریستی، و همچنین حتی الامکان تحکیم روابط حسنه بواسطه سرمایه گذاری های نافع حائز اهمیت است. علاوه بر این، کرملین خواهان آن است که دوحه در رسانه های تحت کنترل خود سیاستی را که بواسطه آن سعی دارد روسیه را به عنوان دشمن مسلمانان معرفی کند، متوقف نماید.   
 
برای دوحه دوستی با مسکو، برای آنکه بتواند تا حدی نفوذ خود را در خاورمیانه حفظ نماید، بسیار حائز اهمیت است. این امیرنشین کوچک (قطر) منابع زیادی را برای پرورش انواع و اقسام گروه های اسلامگرا سرمایه گذاری کرده است، اما مداخله روسیه (در منطقه) تهدیدی برای زدودن یک دهه تلاش و اتلاف سرمایه های چندمیلیاردی قطر در این رابطه به شمار می آید. قطر هنوز هم تمایل دارد سیاست خود در حوزه گاز را هر چه بیشتر با مسکو هماهنگ نماید و ضمنا در امور دفاعی هم  برای همکاری با روسیه آماده
از میان همه کشورهای پادشاهی خلیج فارس دوحه و مسکو متلاطم ترین تاریخ روابط را تجربه کرده اند ... برای دوحه دوستی با مسکو، برای آنکه بتواند تا حدی نفوذ خود را در خاورمیانه حفظ نماید، بسیار حائز اهمیت است ... رهبران کرملین نیز واقفند که محاصره فعلی قطر و موقعیت های دشوار مرتبط با آن دیر یا زود به آشتی ختم خواهد شد
است. در  سال گذشته، دو کشور توافق دوجانبه ای را در رابطه با همکاری نظامی منعقد کردند، اخیرا هم خالد بن محمد العطیه وزیر دفاع قطر در حاشیه نمایشگاه «ارتش -2017» از تمایل قطر برای خریداری تکنولوژی سامانه های دفاع ضد هوایی روسیه سخن گفت.   
 
قطعا گرم شدن روابط مسکو و دوحه، ریاض را که به شدت برای بازگرداندن این امیرنشین کوچک (قطر) به اردوگاه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در تلاش است، نگران خواهد کرد. رهبران کرملین واقفند که محاصره فعلی قطر و موقعیت های دشوار مرتبط با آن دیر یا زود به آشتی ختم خواهد شد، طی چند هفته تعداد تقاضا برای اولتیماتوم قطر، از  13 به 6 مورد کاهش یافته است. از این رو، در حال حاضر مسکو سعی دارد از این فرصت مطلوب استفاده نماید. اگر پیش از این، امیدواری نسبت به ملایم شدن مواضع قطر در رابطه با سوریه دشوار بود، در شرایط  فعلی که قطر تحت محاصره قرار دارد این مواضع تا حد زیادی می تواند تغییرکند. حمایت دوحه از جانب تهران و آنکارا نیز به این معنا است که امکان تغییر در نگرش دوحه نسبت به اسد و کاهش سطح حمایت قطر از گروهک های اسلامگرای (افراطی) وجود دارد.
 
به احتمال زیاد، در دوحه هم سعی بر این است، با برقراری روابط حسنه موقت با مسکو از فرصت کنونی به طور کامل استفاده شود. اقدامات فعال فهد محمد العطیه سفیر جدید قطر در روسیه و همچنین انتصاب چنین شخصیت پرقابلیتی در این پست، به معنای آن است که قطر، به طور جدی پیرامون تغییر سیاست و خط مشیء خود  در روابط دوجانبه با روسیه اندیشیده است و سعی دارد به عنوان مبتکر و بانی گرم کردن روابط ظاهر شود. سفیر فعلی قطر، پیش از این، عهده دار ریاست برنامه ملی امور امنیت غذایی بود و به ویژه از نزدیکان امیر قطر می باشد. از قرار معلوم، انتصاب العطیه در سال گذشته صورت گرفته است. تقریبا در آن ایام، فراهم سازی پروژه خریداری سهام «روس نفت» توسط قطر آغاز شده بود. در تابستان جاری، دوحه به طور غیرمنتظره صدور روادید برای گردشگران روس را تسهیل نمود، سران دو کشور هم، از این زمان، به طور مرتب با هم به طور تلفنی در تماسند.
 
در نهایت  اینکه، پس از خصومت چندین ساله در مناسبات روسیه و کشورهای پادشاهی خلیج فارس، روند رو به رشد آشکاری در مناسبات روسیه با این کشورها نمایان شده است. با این حال، کرملین برای رسیدن به توافقات واقعی اغلب ناگزیر است با شیوخ دول خلیج فارس و کسانی که حتی برای امتیازات کوچک حاضرند وارد مزایده‌ها و چانه زنی های سخت شوند، از موضع قدرت گفتگو نماید. در چنین اوضاع و احوالی، کوچکترین نقطه ضعف یا اشتباه محاسباتی از جانب مسکو می تواند به راحتی دستاورهای سال اخیر را به باد فنا داده و مناسبات روسیه با کشورهای پادشاهی خلیج فارس را به سطح پیشین تنزل دهد.
 
 
نویسنده: دیمیتری فرالُفسکی - کارشناس خاورمیانه در مرکز مسکوی کارنگی
 
مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران
 
 منبع: سایت  مرکز مسکوی کارنگی
 
 
«آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحليلگران روسی منتشر شده است»
 
کد مطلب: 3324