یادداشتی از اولگ بارابانوف

آیا در مواجه با ویروس کرونا میان جهان اول و سوم تفاوتی وجود دارد؟

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۲۰:۳۷
Share/Save/Bookmark
 
 
در حال حاضر بیماری مرگبار کرونا که منشا آن چین بود، مرزهای کشورهای دیگر از جمله اروپا را در می نوردد. در این میان، ایتالیا اولین کشوراروپایی بود که تعداد افراد آلوده در آن به بیش از صد تن رسیده است. همچنین شمار مبتلایان به این بیماری در فرانسه و سایر کشورها نیز رو به افزایش است. هر روز کشور جدیدی به نقشه پراکندگی مبتلایان به ویروس کرونا اضافه می شود و از همه بدتر روزانه شاهد افزایش شمار مرگ و میر بیماریان مبتلا به این بیماری در کشورهای مختلف اروپایی هستیم.
به دنبال همه گیر شدن این بیماری، روزانه شاهد انتشار گزارش ها و پیش بینی های تحلیلی در سراسر جهان هستیم، که به بررسی تاثیر این بیماری مرگبار بر وضع اقتصادی جهان می پردازند.
کاملاً طبیعی است که این روزها همچنین شاهد انتشار گزارشهایی باشیم که به مشکلات پزشکی و دارویی مرتبط با ویروس نوظهور کرونا پرداخته باشد و مواردی مانند تدابیر بهداشتی پیشگیرانه و همچنین قرنطینه را بیشتر در صدر گزارشهای خبری ببینیم.
از سوی دیگر، تجزیه و تحلیلهای مربوط به  ویروس  کرونا این روزها از موضوعات تخصصی پزشکی فراتر رفته است و کارشناسان به تاثیر آن بر اقتصاد منطقه ای و جهانی، روابط اقتصادی ، حمل و نقل جهانی و زنجیره های تولید می پردازند.
باشگاه مباحثه ای والدای نیز در گزارشی کارشناسی به  پیامدهای اقتصادی ویروس کرونا پرداخته است.
از هفته اول شیوع بیماری در ایتالیا و سایر کشورهای اروپایی، این مساله نه تنها از منظر پزشکی و اقتصادی بلکه به لحاظ درک عمومی از شرایط فعلی در کشورهای اروپایی که برای اولین بار پس از چندین دهه چنین حوادثی را در تجربه می کنند ، توجه همگان را به خود جلب کرده است.
پیش از بروز این بیماری مرگبار بنظر می رسید در دهه های اخیر، در کشورهای توسعه یافته به سبب بهره گیری از پیشرفت های پزشکی و استانداردهای بالای بهداشتی احتمال شیوع چنین بیماریهایی از بین رفته باشد  و صحنه های وحشتناک شهرهای گرفتاربیماری های مرگبار و قربانیان بیشمار در قرون وسطایی به تاریخ پیوسته باشد.
حتی شیوع بیماری های دیگری مانند ایدز نیز نتوانست به قدری که بیماری کرونا موفق شد میزان احساس امنیت را در افراد جامعه تحت الشعاع قرار داده است،  سبب بروز نگرانی در افراد در کشورهای اروپایی شود.
چراکه تاکنون تمرکز اصلی سیاست های پزشکی در کشورهای توسعه یافته بر بیماری هایی مانند سرطان و مشکلات قلبی عروقی بوده است. اما خطر انتقال بیماری های تنفسی تا کنون سبب بروز نگرانی تا این حد در این کشورها نشده بود.
چرا که به زعم کشورهایهای اروپایی شیوع بیماری های تنفسی و عفونی بیشتر مختص کشورهای جهان سوم است که از ضعف سیستم کارامد بهداشتی و درمانی توسعه نیافته رنج می برد و این کشورها بیشتر عادت داشتند در گزارشهای خبری و برنامه های تلویزیونی از چنین مسائل مطلع شوند و آنرا تجربه نکرده بودند.
همچنین افکار عمومی گسترده در غرب ، بیشتر بر این پایه بنا نهاده شده بود که  بیشتر این بیماری ها و همچنین درگیری های مسلحانه در مناطق دور از دسترس آنها مانند آفریقا به وقوع می پیوندد. برخی از آنها همچنین احساس می کردند که  کشورهای فقیرمحکوم به تحمل این خشونتهای مداوم هستند و این بخشی از سرنوشت آنهاست.
بنابراین آنها تصور می کردند شیوع بیماری های واگیردار در کشورهای در حال توسعه با نام های عجیب و غریب مانند تب دنگی و تب ابولا کاملا با زندگی سراسر جنگ و بدبختی کشورهای جهان سوم همخوانی دارد.
اگر چه دشوار است که چین مدرن را جزو کشورهای فقیردرجهان سوم به شمار آوریم ، اما نقش آن به عنوان مرکز شیوع بیماری جدید عفونی مرگبار قرن 21 مانند سارس و انفلوانزای خوکی نیز  اینچنین در افکار عمومی غربی ها رسوخ کرده است که چنین بیماریهایی وحشتناکی متعلق به دنیای آنها نیست و در جایی دور از آنها به وقوع می پیوندد.
اما در دو هفته آخر ماه فوریه، این بیماری مرگبار به شدت در ایتالیا افزایش یافته است و شمار زیادی از مبتلایان این بیماری در مناطق شمالی این کشور مانند لمباردی و ونتو و گزارش شده است. اکنون با ورود این بیماری به کشورهای مدرن؛ معاملات ذهنی کشورهای اروپایی برهم خورد.
شیوع این بیماری در اروپا همچنین تصور جهانی از این کشورها را مخدوش کرد. اکنون در این کشورها شاهد صحنه هایی از قفسه های سوپر مارکت های خالی و افرادی سرگردان و وحشت زده هستیم که شتابان در حال خرید مایحتاج خود و فرار از منبع عفونت هستند. میزان سرویس دهی در ایستگاههای حمل و نقل عمومی مختل شد است. هرج و مرج  شدیدی در دفاتر بلیط فروشی دیده می شود و دیگر تصاویر بیانگر اروپا شاد و مرفه که قبلا به تصویر کشیده می شد، نیست.

با گسترش همه گیری بیماری کرونا در ایتالیا؛ سایر کشورهای اروپایی  اواخر ماه فوریه ، در واکنش به این مساله، مرزهای خود را به روی ایتالیا بستند. اتریش خطوط راه آهن خود به ایتالیا را مسدود کرد. کرواسی به گردشگران خود نسبت به سفر به ایتالیا هشدار داد و کویت ممنوعیت مسافرت به ایتالیا را وضع کرد.
در نتیجه ، در افکار عمومی و رسانه ها در ایتالیا بلافاصله این ایده شکل گرفت که این کشور اروپایی نیز مانند چین گرفتار این بیماری مرگبار شده است.
اکنون این سوال در ذهن مطرح می شود که آیا می توان در مواجهه با این بیماری مرگبار با  اروپایی ها همانند مردم کشورهای در حال توسعه رفتار کرد. البته پاسخ صحیح به این سوال خیر است.
به نظر می رسد این وضعیت برای درک کلیشه های ماندگار در مورد چگونگی برخورداری افراد از سطوح مختلف توسعه اقتصادی به عنوان طبقه اول و دوم حایز اهمیت باشد. 
وقتی زمان عمل کردن به لفاظی های بزک کرده مربوط به حمایت های جهانی، همبستگی و ایده آل گرایی می رسد، وضعیت تغییر می کند.
واضح است نگرانی ناشی  از یک بیماری همه گیر کشنده جدید سبب می شود، هر کسی منفعت خود را بر دیگری ترجیح دهد.
در چنین شرایطی، پسامدرنیسم می تواند به رفتارهای قرون وسطایی تبدیل شود. شاید بکارگیری اصطلاح "اصول اخلاقیات مربوط به ویروس کرونا" برای توصیف عکس العمل عمومی به این بیماری مناسب باشد. حال سوالی که مطرح می شود این است اگر جهان را به عنوان یک سیستم احتماعی واحد در نظر بگیریم آیا در مقابله با این بیماری مرگبار تفاوتی میان گروههای مختلف در جامعه مدرن جهانی مانند ثروتمندان و فقیران وجود دارد؟

نگارنده: اولگ بارابانوف
کد مطلب: 3883