چالشی جدی در اوراسیا؛

آیا پس از مناقشه دهلی نو و پکن، مثلث چین، هند و روسیه کماکان اهمیت دارد

تاریخ انتشار : جمعه ۱۳ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۰۷
Share/Save/Bookmark
 
آیا پس از مناقشه دهلی نو و پکن، مثلث چین، هند و روسیه کماکان اهمیت دارد
 

   بن ­بست در روابط چین و هند در خط کنترل واقعی[1] در هیمالیا، محک جدی برای سیاست روسیه در آسیا محسوب می­شود. روسیه که به ایجاد ثبات و رونق در اوراسیا امیدوار بود اکنون با شرایط پیچیده­ای مواجه شده است و باید اقدام به موازنه­سازی [در منطقه] نماید.
علی رغم نزدیکی مسکو با پکن، روابط روسیه و چین کماکان رابطه­ای اتحادگونه محسوب نمی­شود، زیرا هر دو طرف حتی با وجود تعمیق همکاری­های نظامی و سیاسی خود، اغلب در مورد جزئیات کار با یکدیگر اختلاف­نظر دارند. با این حال، نمی­توان انکار کرد که [سیاست] «محوریت روسیه در آسیا» تا حد زیادی به سیاست آن در قبال چین بستگی دارد. برخلاف روزهای باشکوه روابط دوستانه بین هند و شوروی، امروزه دهلی نو تردید بیشتری در این زمینه دارد که روسیه می­تواند کشوری قابل اتکا برای آن باشد یا خیر.
از آنجا که هند و چین هر دو شریک استراتژیک [روسیه] به حساب می­آیند، طبق انتظار، مسکو رویکردی بسیار محتاطانه را در قبال بحران مرزی آنها در پیش گرفته است. تا اوایل ماه ژوئن، مقامات روس در مورد این وضعیت اظهارنظری نکردند و ظاهراً سعی داشتند وضعیت را [برای خودشان] روشن کنند، زیرا نه دهلی نو و نه پکن رسماً توضیحی در مورد تحولات خط کنترل واقعی ندادند.
نیکولای کوداشف، سفیر روسیه در هند، در 2 ژوئن با هارش شرینگلا وزیر امور خارجه هند دیدار و با وی «در مورد مسائل اصلی منطقه­ای و بین­المللی» گفتگو کرد. پس از این دیدار، سفارت روسیه در هند بیانیه­ای مبنی بر این صادر کرد كه هر دو طرف می­توانند با استفاده از «سازوكارها و ابزارهای خاصی ... از جمله تماس از طریق خطوط ویژه، گفتگوی نمایندگان ویژه و حتی برگزاری نشست­های غیررسمی» از این بحران بیرون آیند. کنستانتین کوساچف، رئیس کمیته امور خارجه مجلس فدرال، نیز موضع مسکو را بیان کرد و اظهار داشت که «روسیه نباید در این نوع مناقشات دخالت کند ... و [این کشور هر دو طرف] را تشویق به گفتگو و عدم استفاده از نیروی نظامی می­کند.»
پس از درگیری 15 ژوئن بین سربازان هندی و چینی، روسیه در سطوح مختلف دیپلماتیک بسیار فعال بوده است. وزیر امور خارجه، سرگئی لاوروف، سخنگوی وزارت امور خارجه، ماریا زاخارووا، سخنگوی کرملین، دیمیتری پسکوف و همچنین مقامات سفارت روسیه در هند در مورد این حادثه اظهارنظر نموده و ابراز امیدواری کردند که این وضعیت تشدید نشود. در 17 ژوئن نیز گفتگوی تلفنی درباره وضعیت خط کنترل واقعی بین معاون وزیر امور خارجه روسیه ایگور مورگولوف و سفیر هند در روسیه ونکاتش وارما صورت گرفت که البته این گفتگو به ابتکار هند برگزار شد. شایان ذکر است که در همین مدت هیچ گونه تعاملی بین مقامات روس و چین صورت نگرفته و سفارت روسیه در چین نیز هیچ گونه اشاره­ای به این واقعه نکرده است.
احتمالاً بخشی از اقدامات دیپلماتیک روسیه در پشت صحنه صورت می­گیرد. برخی رسانه­ها «اقدامات محتاطانه» مسکو را از منظر تنش­زدایی در روابط هند و چین می­بینند، اما لاوروف در کنفرانس مطبوعاتی خود که پس از کنفرانس ویدئویی میان روسیه، هند و چین برگزار شد اظهار داشت که وی «هیچ دلیلی نمی­بیند روسیه یا هر کشور دیگری کمک خود را به هند و چین تحمیل کند.» در واقع، با این که منافع مسکو در گروی اطمینان از برقراری صلح بین دهلی نو و پکن است، روسیه علناً هیچ اقدام خاصی برای حل این بحران نکرده است.
در مسکو اعتقاد بر این است که امنیت و ثبات منطقه اوراسیا تا حد زیادی به تعاملات مثلث دهلی نو، مسکو و پکن بستگی دارد. بر این اساس، این رابطه سه جانبه در حکم بستر اصلی بسیاری از ابتکارات سیاست خارجی روسیه از منع گسترش سلاح­های هسته­ای گرفته تا تروریسم بین­الملل و قاچاق مواد مخدر است. علاوه بر این، برنامه مسکو در زمینه «مشارکت در اوراسیای بزرگ­تر» نیز مطرح است - مفهومی ژئوپلیتیک که چهار سال پیش رئیس­جمهور ولادیمیر پوتین آن را مطرح کرد. سازوکارهای منطقه­ای نظیر سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و گروه روسیه-هند-چین (ریک) به عنوان بخش جدایی­ناپذیر این طرح تلقی می­شوند. در صورت بروز اختلاف جدی بین دهلی نو و پکن، طرح روسیه در مورد «اوراسیای بزرگ­تر» که تاکنون چندان مورد استقبال شرکاء قرار نگرفته است به احتمال زیاد کنار گذاشته می­شود. علاوه بر این، عملکرد مناسب گروه بریکس نیز تا حد زیادی به گروه روسیه-هند-چین بستگی دارد.
تصمیم­گیرندگان با تحلیل اخیر اندیشمندان مطرح روس موافق هستند. بر اساس اجماع موجود، مسکو باید به دنبال حفظ استقلال استراتژیک در این جهان به شدت دو قطبی باشد. گروه محققان دانشکده عالی اقتصاد به سرپرستی استاد سرگئی کاراگانوف در گزارش خود در زمینه نظراتی در مورد سیاست خارجی جدید روسیه پیشنهاد دادند که روسیه در سناریوی فعلی باید رهبری «جنبش عدم تعهد» جدید را برعهده گیرد و برای ایجاد اتحاد در این جنبش نیز همکاری با هند امری ضروری است. دمیتری ترنین، مدیر مؤسسه کارنگی روسیه، با تشریح چشم­انداز منطقه­ای اظهار داشت که «هدف استراتژیک روسیه ارتقاء روابط خود با هند تا سطح روابط خود با چین است»، چرا که این رابطه موازنه ژئوپلیتیک بسیار ضروری برای مسکو در حوزه اوراسیا را ایجاد می­کند. این نظرات مؤید نگرانی روزافزون مسکو در مورد ضرورت عدم ایفای نقش «شریک زیردست» پکن و تأکید بر نقش بسیار مهم هند در محاسبات ژئوپلیتیک روسیه است.
برگزاری کنفرانس ویدئویی میان روسیه، هند و چین درست یک هفته پس از حادثه دره گالوان در واقع اتفاقی پیش آمد. قرار بود این جلسه در 22 مارس برگزار شود، اما به دلیل شیوع کرونا به تأخیر افتاد و چند روز قبل از درگیری در خط کنترل واقعی، امکان برگزاری کنفرانس ویدئویی برای 22 ژوئن فراهم شد. انجام این جلسه سه جانبه به دلیل برگزاری اجلاس آتی گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای به میزبانی روسیه در سن پترزبورگ (پاییز امسال) برای مسکو مهم بود. توافق وزارتخانه­های امور خارجه هند و چین با برگزاری این جلسه بیانگر موضع مناسب روسیه به عنوان شریکی مطلوب برای هر دو کشور است.
با این حال، کماکان پرسش­هایی در مورد عملکرد موفق گروه روسیه، هند و چین وجود دارد. آیا این مثلث صرفاً حالت نمادین دارد؟ آیا این مجمع فقط محلی برای گفتگو است؟ نتایج جلسات سه جانبه چیست؟
گروه روسیه، هند و چین مانند بسیاری از مجامع چندجانبه دیگر، فرصت بیشتری را در اختیار دیپلمات­های ارشد هر کشور برای بیان نظرات خود در مورد سیاست خارجی و بحث پیرامون تهدیدات و مسائل مشترک فراهم می­کند. از این گذشته، وظیفه دیپلمات­ها مذاکره و یافتن نقاط مشترک حتی با شرکای مشکل­ساز است. وجود نظم در جلسات [گروهی]، حتی در مواقع بروز اختلاف، معمولاً نشان­دهنده رابطه پایدار آن گروه است. علاوه بر این، با ابتکار عمل روسیه از سال 2018 مجمع سه جانبه دو بار در سطح سران و در هر دو مورد در حاشیه اجلاس سران گروه 20 برگزار شده است.
به رغم وجود تنش­های مداوم بین هند و چین، نتایج آخرین کنفرانس ویدئویی در سطح وزرا نشان می­دهد که احتمال برگزاری نشست سه جانبه سران و یک جلسه مشورتی جداگانه بین وزرای دفاع سه کشور در اواخر سال جاری وجود دارد. کشورهای روسیه، هند و چین همچنین قصد دارند «تعامل خود را با ساختارهای آسه­آن» از جمله در زمینه مسائل مربوط به کرونا افزایش دهند. به طور خلاصه، این نشست راه را برای گسترش گفتگو و تعاملات بیشتر در سطوح مختلف [بین این کشورها] هموار کرد.
با این حال، این مطلب را نیز باید ذکر کرد که جلسات گروه روسیه، هند و چین گرچه ظاهراً تأثیرگذارند، اما اغلب ناموفق­اند. حتی در دوران روابط پربار چین و هند، [تعامل] این گروه نتایج عملی اندکی داشت و اکنون با افزایش بی­اعتمادی استراتژیک در روابط هند و چین، تردید بیشتری در مورد نتایج آتی این سازوکار سه جانبه وجود دارد. بعید است تعاملات ایجاد شده در سطوح جدید مانند برگزاری جلسه بین وزرای دفاع کشورهای روسیه، هند و چین بتواند تغییر زیادی در پویایی این مثلث ایجاد نماید.
در واقع، برگزاری جلسات منظم این سه کشور - از جمله در سایر مجامع چندجانبه - کمک چندانی به اعتمادسازی بین هند و چین نکرده است. [به عنوان مثال،] به رغم نارضایتی هند از طرح کمربند و جاده چین، پکن کماکان به دنبال پیشبرد این پروژه است. [از طرف دیگر،] چین با طرح مسأله کشمیر در شورای امنیت سازمان ملل موجب عصبانیت هند شده است - و از اوت 2019 رایزنی­های پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل در مورد این موضوع دو بار، با حضور منفعل روسیه، صورت گرفته است. [در اینجا این سؤال پیش می­آید که] در صورت وجود اختلاف­نظر بین دهلی نو و پکن در مورد مسائل منطقه­ای، آنها چگونه می­توانند دید مشترکی درباره نظم جهانی داشته باشند؟ علاوه بر این، حتی به رغم حمایت روسیه از ظهور هند به عنوان قدرتی جهانی، چین آشکارا مانع پیشرفت هند - از جمله عضویت این کشور در شورای امنیت سازمان ملل و گروه تأمین­کنندگان مواد هسته­ای - می­شود. از این رو، نباید اهمیت خاصی به این تعاملات سه جانبه بخشید.
طبق پیش­بینی وزیر امور خارجه وقت روسیه، یوگنی پریماکوف، این مثلث استراتژیک از همان آغاز کار خود محکوم به شکست بود. حتی بسیاری از کارشناسان روسیه تردید داشتند که به دلیل عدم قطعیت روابط هند و چین، این مثلث بتواند موجودیت یابد. به علاوه، پکن و دهلی نو هر دو در ابتدا ایده [تشکیل] گروه روسیه، هند و چین را رد کردند، چرا که نمی­خواستند در بلوکی ضدغربی شرکت کنند. با این حال، در اواخر دهه 1990 حداقل دو دلیل مشخص برای تجمیع منافع این سه کشور وجود داشت: اول، اصلاح تدریجی روابط دوجانبه فیمابین و دوم، تلاش برای ایجاد سیستمی چندقطبی. امروزه مسلماً پیش نیازهای کمتری برای ایجاد حس وحدت در این گروه وجود دارد، زیرا ظهور چین به عنوان یک «قطب» را می­توان در سیاست­های هژمونیک این کشور در کل منطقه مشاهده کرد که این امر باعث تضعیف مواضع هند [در منطقه] می­شود و به مرور زمان تهدیدی نیز برای منافع روسیه تلقی می­گردد.
صرف­نظر از سطح کارایی پایین گروه روسیه، هند و چین، نشست مجازی وزرا در کنار سفر سه روزه وزیر دفاع هند، راجنات سینگ، به مسکو نقش مهمی در توسعه روابط روسیه و هند ایفا می­کند. تصمیم دهلی نو برای برگزاری کنفرانس ویدئویی سه جانبه را چندان نباید در چارچوب اهمیت گروه روسیه، هند و چین - چه در امور منطقه­ای یا اولویت­های سیاست خارجی دهلی نو - ملاحظه کرد، بلکه آن را باید اقدامی در جهت حفظ روابط حسنه با مسکو دانست. حضور سینگ در رژه نظامی برگزار شده در میدان سرخ با وجود اوضاع متشنج در خط کنترل واقعی و به رغم نگرانی در مورد بیماری کرونا، نشان­دهنده ارتباط پایدار این دو کشور است که روسیه از آن بسیار استقبال می­کند. مسکو نیز به نوبه خود چاره­ای جز حمایت از هند ندارد و تا حد امکان طبق درخواست آن برای تسریع ارسال تجهیزات نظامی مورد نیاز عمل می­کند.
ظاهراً رابطه نه چندان جدی روسیه با چین بسیار پیش رفته است، اما مادامی که روسیه تحت فشارهای مالی و سیاسی غرب است احتمالاً وابستگی روسیه به پکن برای مدت زمان طولانی به همین منوال باقی می­ماند. در عین حال، مسلماً زمان آن فرا رسیده است که مسکو روابط خود را با هند مجدداً تنظیم کند. این امر عامل اصلی دستیابی به موازنه ژئوپلیتیک واقعی در منطقه است. بدیهی است روسیه برای پیشبرد برنامه­های جهانی و منطقه­ای خود به هر دو شریک نیاز دارد. از این رو، این کشور کماکان به ایجاد موازنه­ای حساس [بین آنها] ادامه می­دهد و گروه روسیه، هند و چین، حتی در سطح صرفاً نمادین، ارزش خود را برای سیاست خارجی روسیه حفظ می­کند.
الکسی زاخاروف پژوهش­گر مؤسسه مطالعات شرقی آکادمی علوم روسیه است.
https://thediplomat.com/2020/06/after-galwan-valley-standoff-does-the-russia-india-china-trilateral-still-matter/
 
[1] خط جداسازی است که قلمروی تحت کنترل هند را از قلمروی تحت کنترل چین در منطقه جامو و کشمیر جدا می کند [م].
کد مطلب: 3951