روابط روسیه- ترکیه؛ از ستیز تا اتحاد راهبردی

تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۳۹
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراس؛ "ولادیمیر پوتین" رئیس جمهور روسیه، در راس هیاتی بلندپایه به ترکیه رفت تا پس از پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیکهای جهان، دومین مقام خارجی بلندپایه ای باشد که توسط رجب طیب اردوغان، همتای ترکش در کاخ تازه ساخت و البته جنجالی «سفید»  پذیرایی شود. هرچند هدف از انجام این سفر، شرکت در پنجمین «اجلاس شورای عالی همکاری ترکیه‌-‌روسیه» عنوان شده و عمدتا رنگ و بوی اقتصادی دارد، اما در عین حال متأثر از تحولات امنیتی در منطقه خاومیانه و اروپای شرقی است؛ اما اراده رهبران دو کشور نشان از اهمیت بیشتر مسایل ژئواکونومیکی نسبت به ژئوپلتیکی دارد.
 

پیشینه روابط

در نظام بین الملل، کشورهای همسایه همواره روابط پر افت و خیزی داشته­ که جوهره این روابط نیز رقابت و تلاش برای برتری بر دیگری است. بر این اساس ترکیه و روسیه نیز در سده های گذشته همواره روابط پرتنشی داشته اند که تا فروپاشی شوروی نیز ادامه یافت. اختلافات مرزی در منطقه قفقاز و دریای سیاه روابط دو کشور را تا پیش از جنگ جهانی نخست سراسر جنگ و کشمکش ساخته بود. ستیز کلیسای ارتدوکس و خلافت عثمانی نیز به این اختلافات رنگ و جلای  ایدئولوژیکی داده بود. اما دوران جنگ سرد، زمانی بود که ترک ها با عضویت در ناتو و پیوستن به زنجیره امنیتی موسوم به «سد نفوذ»، برای خود حریم امنیتی دست و پا کردند. به نگاه برخی از رهبران روس، ترکیه از جمله برندگان فروپاشی شوروی بود که بدون تلاشی جدی، توانست هم از شر تهدیدات مرزی و ایدئولوژیکی رهایی یابد و هم فرصتی برای عرض­ اندام در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی و پیگیری سیاست های پان ترکیستی در این مناطق پیدا کند.

دهه 1990 اما روابط دو کشور هم متاثر از رقابت­ های امنیتی و اقتصادی غرب و روسیه در گسترش حوزه نفوذ ناتو و خطوط انتقال انرژی منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به غرب بود و هم تلاش رهبران دو کشور به شکل دادن گونه­ ای دیگر از مناسبات اقتصادی و سیاسی خود در قالب ابتکار عمل­ هایی چون سازمان «همکاری اقتصادی دریای سیاه» (BSCE) در 1992  در منطقه دریای سیاه به همراه یونان. اما در عمل تلاش گسترده ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا مبتنی بر «نگاه به غرب» از یک سو و آشفتگی های داخلی روسیه ناشی از فروپاشی شوروی و جابجایی نخبگان روسی، موانع عمده در تعمیق روابط دو کشور در دهه 1990 بود. اما با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین از اواخر دهه 1990 و همچنین زمامداری رهبران حزب عدالت و توسعه در ترکیه از اوایل دهه گذشته و پیگیری سیاست «تنش صفر با همسایگان» از سوی رجب طیب اردوغان و داوود اوغلو،  بستر مناسبی برای عملی شدن سیاست های دو کشور در توسعه روابط دوجانبه فراهم شد. رفته رفته ترکیه به یکی از بزرگترین شرکای تجاری روسیه تبدیل شد و در مقابل جریان نفت و گاز روسیه به صنایع ترک ها  جانی تازه بخشید، به طوری که سطح مناسبات اقتصادی دو کشور از 10 میلیارد دلار در 2004 به 15 میلیارد دلار در 2006 و 25 میلیارد دلار در 2007 و 32میلیارد و 700 میلیون دلار در 2013 رسید. اکنون ترکیه در بین شرکای تجاری روسیه در رده هفتم قرار دارد.

ترکیه و روسیه در زمره بازیگران نوپیدای عرصه نظام بین­المللی به شمار می روند که وضعیت کنونی را چندان مطابق سیاست ها و اهداف ملی خود نمی دانند و بر آن هستند تا با در پیش گرفتن سیاست­ های هم­ طراز و همنوا، سهم بیشتری را از معادلات بین­المللی دنیای در حال قوام پس از جنگ سرد و 11 سپتامبر کسب کنند. این امر از سوی دیگر، با تغییر اولویت ­های امنیتی بازیگران از سیاسی- امنیتی به اقتصادی – سیاسی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. از این رو، تلاش و رقابت چنین کشورهایی برای یافتن شرکا و متحدان بیشتر از این منظر قابل توجه و تأمل است.

دلزدگی و رویگردانی رهبران دو کشور از سیاست­ های غرب به رهبری ایالات متحده عنصر تاثیرگذاری در هم­ آوایی مسکو- آنکارا به شمار می رود. به عبارتی دیگر، کشکمش ­های روسیه و غرب پس از جنگ سرد از دشمنی به رقابت و تلاش برای گسترش حوزه نفوذ تغییر چهره داده که تحولات اوکراین نقطه عطفی در این میان است. در همین حال، نواختن ساز ناکوک با ایالات متحده در مجوز ندادن به استفاده از خاک خود برای حمله علیه عراق در 2003 و همینطور در جریان عملیات ائتلاف علیه مواضع داعش در سال جاری، دادن رأی مخالف در پرونده هسته ای ایران در سال 2010، همراهی نکردن با هم­ پیمانان ناتو در تحریم علیه روسیه در بحران اوکراین به رغم درخواست پی در پی مقامات این سازمان از جمله شواهدی است که نشان از بازسازی الگوی رفتاری در سیاست خارجی ترکیه در قبال غرب و ایالات متحده دارد. این تغییر در الگوهای رفتاری ترک­ ها سبب شده تا برخی در غرب عنوان کنند که آیا می توان به ترکیه به عنوان یک متحد، آنهم در مواقع حساس اعتماد کرد. گفتنی است، ترکیه نخستین کشور عضو ناتو است که با خرید بالگردهای مسلح و مجهز موسوم به «کوسه سیاه» در دهه گذشته به جمع خریداران جنگ­افزارهای روسیه پیوست.

اما سفر اخیر پوتین به ترکیه از جوانب مختلفی قابل تحلیل است که عمده آن­ها به شرح زیر است:


حوزه اقتصادی- تجاری

اما مهمترین تحولی که در روابط دو کشور در جریان سفر پوتین به ترکیه رخ داده، شرکت دو رئیس جمهور در شورای همکاری اقتصادی با شرکت 10 وزیر دو کشور است. این شورا در راستای ترسیم افقی روشن تر از همکاری و مبادلات اقتصادی و تجاری دو کشور در سال 2010 تشکیل شده و اکنون دو کشور مصمم هستند تا حجم مبادلات تجاری خود را از 33 میلیارد دلار در سال 2014 به 100 میلیارد دلار در سال 2020 رسانده و به بزرگترین شریک تجاری یکدیگر تبدیل شوند. در راستای تحقق این هدف بلندمدت، دو طرف هشت توافقنامه همکاری در حوزه های اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری، حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط ترکیه ‌ای و همینطور اشتغال زایی را در روزهای اخیر به امضا رساندند.

پوتین در مصاحبه با خبرگزاری آناتولی ترکیه در این باره گفت: "خوشبختانه، دو کشور قادر به افزایش تجارت دوجانبه و همینطور ارتقای کیفیت همکاری های سرمایه گذاری در چارچوب منافع دو ملت هستند. حجم تجارت دو کشور در سال 2013 برابر با  32.7 میلیارد دلار بود. سرمایه گذاری مستقیم روسیه در ترکیه بالغ بر 1.7 میلیارد دلار است و ترکیه نیز نزدیک به 1 میلیارد دلار در روسیه سرمایه گذاری کرده است. ما مشتاقیم که این روند ادامه پیدا کند." در همین حال داد و ستد تحریم میان روس ها و اتحادیه اروپا، سبب شده تا دو کشور با انگیزه بیشتری افزایش مناسبات اقتصادی و تجاری را دنبال کنند.


انرژی

فروش و تأمین نیاز انرژی از جمله دیگر موضوعات مورد علاقه ترک ها و روس ها در نشست رهبران دو کشور بود. اکنون روسیه، با تأمین 60 درصد انرژی ترکیه بازار انرژی این کشور را قبضه کرده و در عین حال ترکیه نیز پس از آلمان دومین مصرف کننده انرژی روسیه است. در تبادل گازی آنکارا و مسکو، هر دو طرف اهدافی دارند که در جستجو تحقق آن هستند. از یک سو و در درجه نخست، روسیه به دنبال یافتن مسیر مطمئن تری برای انتقال گاز به بزرگترین بازار کنونی خود یعنی اروپای غربی است. در پی بحران اوکراین و خودداری بلغارستان و همینطور اتحادیه اروپا از همکاری در کشیده شدن خط لوله «جریان جنوبی»، روسیه اعلام داشت که از این طرح کنار کشیده است. هرچند خبرگزاری «نووستی» در روزهای اخیر در گزارشی از توافق شرکت «گازپروم» روسیه و شرکت «بوتاش» ترکیه خبر داد که بر اساس آن دو کشور در خصوص ساخت خط لوله جدیدی از طریق بستر دریای سیاه با ظرفیت انتقال 63 میلیارد مترمکعب گاز در سال با یکدیگر همکاری خواهند کرد. بنابر این توافق نامه، گاز روسیه به جای خط لوله «جریان جنوبی» از خاک ترکیه به سمت غرب اروپا منتقل خواهد شد.

 همچنین، روسیه در پی تنوع مشتریان گازی خود است تا بتواند افزون بر کسب درآمد بیشتر، از پیامدهای احتمالی در جریان فروش گاز  به معدود مشتریان خود همچون بحران کنونی اوکراین در امان بماند. چند ماه پیش روسیه با چین قرارداد بزرگ گازی به ارزش 400 میلیارد دلار بست و اکنون در قراردادی دیگر با ترکیه، که قرار است از آغاز سال جدید میلادی به اجرا درآید، میزان گاز صادراتی به این کشور را با تخفیف 6 درصدی به 30 میلیارد متر مکعب در سال افزایش داد. در چارچوب تفاهم نامه گازی یادشده، "آلکسی میلر" رئیس شرکت روسی گازپروم، اعلام داشت که ١٤ میلیارد مترمکعب از حجم کلی گاز انتقالی خط لوله جدید به ترکیه منتقل خواهد شد که این رقم معادل با حجم کنونی خرید گاز ترکیه از روسیه است و باقیمانده گاز نیز به سمت مرز ترکیه-یونان جریان پیدا می­کند. میلر همچنین اعلام کرد که ترکیه و روسیه درباره افزایش ظرفیت صادرات گاز خط لوله بلواستریم (از بستر دریای سیاه) از ١٦ میلیارد مترمکعب به ١٩ میلیارد مترمکعب به توافق رسیده اند.

از سوی دیگر نیز رشد شتابان اقتصادی ترکیه مستلزم امنیت جریان انرژی است. ایران پس از روسیه، با صدور  حدود 9.6 میلیارد مترمکعب گاز، دومین تامین کننده انرژی گاز ترکیه است، اما افزایش مصرف داخلی در ماه های سرد سال و طبیعتا افت و خیز جریان گاز به ترکیه و همچنین بهای بالای آن در قیاس با بازارهای بین المللی در زمره اختلاف نظرهایی است که ترک ها را بر آن داشته تا به فکر جایگزین دیگری باشند. این اختلافات گاه و از جمله در ژانویه 2012، به حدی افزایش یافت که شرکت بوتاش ترکیه علیه شرکت ملی گاز ایران به دیوان بین المللی کیفری با ادعای کم فروشی و گرانفروشی شکایت کرد.

ساخت نخستین نیروگاه هسته ای ترکیه «آق قویو» در بندر مرسین در سواحل مدیترانه و همچنین آموزش کارشناسان ترک، دیگر توافقی است که میان شرکت هسته ای دولتی روسیه (روس اتم) و وزارت انرژی ترکیه دیگر بسته شده است. ارزش این قرارداد 20 میلیارد دلار برآورد شده که بزرگترین سرمایه گذاری خارجی در ترکیه به شمار می رود. ترکیه علی رغم دهه ها رایزنی با غرب و ایالات متحده نتوانست آنها را به ساخت نیروگاه اتمی متقاعد کند و حال با بهره برداری از فاز نخست این نیروگاه در 2020، می تواند سیاست بهره­ گیری 20 درصدی از نیروگاه اتمی در تولید برق را عملی سازد. همچنین روسیه در حالی پای این قرارداد را امضا کرده که یک ماه قبل قرارداد مشابهی با ایران برای ساخت دو نیروگاه هسته ای دیگر به امضا رسانده بود.

 
رونق گردشگری

سخن به گزاف نیست اگر بگوییم صنعت گردشگری در اقتصاد ترکیه همچون نفت در اقتصاد کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس است. از حدود 800 میلیارد دلار درآمد ملی ترکیه، نزدیک به 32 میلیارد دلار آن از راه گردشگری به دست می آید. به گفته عثمان آییک، رئیس فدراسیون گردشگری و هتلداری ترکیه، این کشور ششمین میزبان گردشگران خارجی در دنیا است و از میان شهرهای مختلف آن، آنتالیا تنها 12 میلیون نفر از آنها را به خود جذب کرده است. از مجموع 35 میلیون گردشگر خارجی در ترکیه در سال 2013، بالغ بر 2.4 میلیون گردشگر روسی بودند که رتبه دوم پس از آلمان با 5 میلیون نفر را به خود اختصاص داده است. اما کاهش 30 درصدی ارزش روبل در برابر دلار، که ناشی از کاهش درآمدهای نفتی و گازی روسیه و همچنین پیامدهای بحران اوکراین است، و به تبع آن کاهش گردشگران روسی  به همراه بی ثباتی های داخلی و ناامنی های ناشی از بحران سوریه و عراق باعث افت درآمدهای گردشگری ترکیه شده است که نگرانی های مقامات ترک را نیز به دنبال آورده است. از این رو مقامات گردشگری دو کشور به منظور بهبود و تسهیل رفت و آمدهای شهروندان خود به خاک یکدیگر، قرارداد منع روادید و توانایی شهروندان دو کشور برای مسافرت دو تا سه ماهه به کشورهای یکدیگر را بستند.
 

کریمه؛ از پان ترکیسم تا پل دوستی

کریمه پیش از سلطه روس ها بر آن، در اختیار امپراتوری عثمانی بود که در پی جنگ های 1774-1768 و پیروزی روس ها به این کشور سپرده شد. در 1954 "نیکیتا خروشچف" رهبر وقت شوروی، آن را به جمهوری اوکراین سپرد تا اینکه در مارس گذشته دوباره به خاک روسیه ضمیمه شد.

اقلیت قابل توجه 300 هزار نفری از ترک های تاتار در کریمه زندگی می کنند که نزدیک به 12 درصد جمعیت آن را تشکیل می دهد و همچنین جمعیت چشمگیری از آنها نیز در ترکیه زندگی می کنند. با بحرانی شدن اوضاع در کریمه، ترکیه نگران تضییع حقوق آنها شد و به ویژه با مخالفت جامعه تاتارها نسبت به بازگشت به زیر سلطه روس ها، این موضوع از حساسیت بیشتری برخوردار شد. دولت ترکیه مبتنی بر سیاست پان ترکیستی خود، طرفدار حفظ یکپارچگی سرزمینی و وحدت ملی اوکراین بود و حتی آنکارا نسبت به نقض حقوق تاتارها هشدار داد.

به دنبال پیوستن کریمه به خاک روسیه، اما موضع ترکیه با دگرگونی هایی همراه شد و با پذیرفتن واقعیت این رویداد، از دولت مرکزی روسیه خواهان رعایت حقوق آنها از جمله آموزش به زبان مادری و ... شد. اردوغان با اعلام آمادگی مسکو در پایبندی نسبت به این موضوع خطاب به همگان اعلام کرد "ما رویکرد روسیه در قبال وضعیت تاتارهای کریمه را مثبت یافتیم. آن‌ها اعلام آمادگی کردند تا به تاتارهای کریمه حقوقی را که تاکنون از آن‌ برخوردار نبوده‌اند، اعطا کنند." مبتنی بر همین موضع مشترک دو کشور، شورای ملی تاتارهای کریمه یک روز پیش از سفر پوتین، در درخواستی رسمی از بلندپایگان روسیه و ترکیه خواستند تا منطقه کریمه را «پل دوستی» بین دو کشور نامگذاری کنند.


سوریه

اما فارغ از وحدت نظر رهبران دو کشور در حوزه های اقتصادی و تجاری، موضوعاتی چون تحولات خاورمیانه و در راس آن سوریه از جمله موارد اختلاف بر انگیز دو کشور به شمار می رود. از یک سو، روسیه با رعایت پاره ای ملاحظات، خواهان حفظ حکومت بشار اسد و تغییر مسالمت آمیز قدرت است. این کشور در اوایل بحران سوریه، به همراه ایران توانست با اقناع کردن دمشق مبنی بر خروج توانمندی تسلیحات کشتارجمعی از کشور، مانع از تهاجم خارجی به رهبری ایالات متحده شود. در مقابل ترکیه اگرچه همنوا با غرب خواستار برکناری بشار اسد از قدرت بوده و از مخالفان مسلح پشتیبانی می کند، ولی نگران از کشیده شدن آتش درگیری ها به داخل خاک خود است. از این رو  دولت ترکیه، ضمن مخالفت بر چگونگی برخورد با داعش، همچنان طرفدار وضع منطقه پرواز ممنوع بر فراز مناطق مرزی سوریه با کشورش و تقویت گروه های مسلح با هدف سقوط دولت سوریه است. مقامات دو کشور اگرچه بر وجود اختلاف نظر خود در قبال مسایل سوریه تاکید می کنند، اما در عین حال پوتین و اردوغان عنوان کرده اند که مسکو و آنکارا بر ضرورت پایان دادن به بحران  اتفاق نظر دارند.


فرجام سخن

تحولات نظام بین الملل و پیدایش بازیگران تازه، سبب تلاش و رقابت هرچه بیشتر کشورها برای ایفای نقش برجسته تر شده است. شکل گیری ائتلافات و چارچوب های همکاری جدید و همینطور تغییر ائتلاف های قدیم از جمله مشخصات نظام نوین به شمار می رود و آنچه کشورها را بیشتر به سمت یکدیگر سوق می دهد، اشتراکات سیاسی، اقتصادی و شخصیتی رهبران کشورها است. در این میان، رشد اقتصادی، اشتراکات سیاسی، منش سیاسی و اجرایی اقتدارگرای رهبران ترک و روس و همچنین بدبینی مشترک از غرب فضای مساعدی برای نزدیکی هرچه بیشتری دو کشور روسیه و ترکیه که پیش از دو دهه قبل در زمره دشمنان یکدیگر  به شمار می رفتند را فراهم ساخته است.

دو کشور اگرچه در حوزه های امنیتی و سیاسی نسبت به تحولات منطقه ای و بین المللی اختلاف نظر دارند ولی نیاز متقابل و همچنین بی­میلی دوجانبه رهبران روس و ترک نسبت به تأثیرگذاری اختلاف نظرها بر این نیاز،  سبب شده تا الگوی جدیدی در روابط دو کشور شکل بگیرد که در آن موضوعات ژئواکونومیکی بیش از ژئوپلتیکی اهمیت پیدا کند. دلسردی و نومیدی ترک ها در پیوستن به بزرگترین اتحادیه جهان، اتحادیه اروپا، از یک سو و تلاش فراوان روسیه در گسترش حوزه جغرافیایی اتحادیه گمرکی می تواند نقطه مشترکی برای توسعه همکاری های اقتصادی دو کشور در آینده و البته زمینه چینی برای شکل دادن به نظم نوین جهانی باشد.

نویسنده: یاسر میری، کارشناس ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو شورای نویسندگان ایراس؛



پایان متن/
 
 
کد مطلب: 533