دولت های مودی و روحانی چگونه می توانند روابط خود را گسترش دهند

تاریخ انتشار : دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۲۴
Share/Save/Bookmark
 
روابط دوستانه و دیرپای ایران و هند چندی است که در بازی های سیاسی بر سر انرژی هسته ای ایران، دچار کاستی شده است. در نوشتار زیر، انگیزه هند از رفتارهای محافظه کارانه و راه های پیش روی دو کشور برای بازگشت به پیوند دیرین، بررسی شده است.
 
ایراس؛ سال گذشته، ایرانیان، هیجان زده و نگران نگاه خود را به تصمیمی دوخته بودند که سرنوشت چهار سال آینده کشورشان را رقم می زد. ناخرسندی مردم از سیاست های دو دوره گذشته احمدی نژاد، شانس پیروزی روحانی را از دیگر رقیبان، بیشتر ساخته بود. او با نامزدهایی چون سعید جلیلی و حداد عادل رقابت می کرد که هوادارِ همان سیاست دوره پیشین بودند اما اغلب مردم خواهان دگرگونی و دمیدنِ هوای تازه به کشور بودند. حسن روحانی و محمدرضا عارف که گویا علاقه مندان بیشتری داشتند، نمی توانستند همزمان به رقابت انتخاباتی بپردازند، چه آنکه آراء میان این دو، بخش می شد و انتخابات به دور دوم و رقابت با کسی از جبهه دیگر، می کشید. ولی انتخابات با پادرمیانی کسی بیرون از گردونه رقابت ها، هرگز به دور دوم کشیده نشد. محمد خاتمى، ریيس جمهور اصلاح طلبِ پیشین، با دوست دیرین خود، دکتر عارف گفتگو نمود و در پایان به این نکته رسیدند که گرچه عارف گزینه خوبی است، ولی بهتر آن است که پا پس کشیده و راه را برای روحانی باز کند تا از روی کار آمدن یک محافظه کار جلوگیری کرده باشد. این فداکاری عارف، روحانی را در دفتر ریاست جمهوری نشاند. پس از آن روحانی برنامه اجرایی خود را برای دولت آینده مطرح نمود. روحانی خواهان برهمکنش با غرب، چاره جویی بر سر جستار هسته ای، کمک به ایران برای رهایی از تحریم ها و گشودن دروازه های کشور به روی غرب بود. گرچه وی تا کنون در این راه موفق بوده ولی داوری این مهم را باید به تاریخ سپرد.

جایگاه جهانی هند در جنوب آسیا، جایگاهی متفاوت است. همه کشورها، هند را قدرت بزرگ نوپدیدی می دانند که می کوشد تراز قدرت را در جهان به سود خود دگرگون سازد. انتخابات زمانبر نخست وزیری با پیروزی نارندرا مودی از رهبران حزب مردم هند (BJP) و سَر وزیر ایالت گجرات و با شکست راهول گاندی از حزب کنگره به پایان رسید. گویا مردم هند نیز همچون ایران به دنبال دگرگونی هستند. پس از ده سال ناتوانی حزب کنگره و متحدان آن، مردم باز هم برای تشکیل یک دولت، به حزب مردم اعتماد کردند. مردم خواهان رفاه اقتصادی بیشتر، کارآفرینی، افزایش نرخ رشد، کاهش تورم و نیز دولتی اعتمادپذیر بودند، و این درست همان چیزی است که مودی در مبارزات انتخاباتی خود وعده داده است. در این راستا پویایی اقتصادی و رشد هند باید بر پایه روابط خوب بازرگانی با جهان باشد و ایران، این همسایه منطقه ای و دوست دیرین و بازیگر خاورمیانه نباید از دید مقامات هند دور افتد. نکته آن که در زمان نخست وزیری سینگ نیز ایران و هند روابط خوبی داشتند.
در این راه باید چشم اندازی از آنچه ایران از دولت جدید دهلی انتظار دارد و نیز راه های نزدیکی و همکاری هرچه بیشتر دو کشور در همه سویه ها، از انرژی، اقتصاد و ماموریت مبارزه با دزدان دریایی گرفته تا روابط علمی و فرهنگی، در دست باشد. بنابراین جستار مورد گفتگوی ما، دو بخشی خواهد بود. در بخش نخست درباره روابط گذشته دو کشور، و در بخش دوم از آینده این روابط سخن خواهیم گفت. هدف این نوشتار، بررسی روابط ایران و هند برای دستیابی به یک همکاری بزرگ میان دولت روحانی و مودی است.


► رابطه ایران- هند، آنچه بوده است

دولت های ایران، پس از انقلاب و فاصله گیری این کشور از غرب، روابط خوبی با دهلی نو برقرار ساختند تا جاییکه در آخرین نشست جنبش عدم تعهد، تهران میزبان نخست وزیر سینگ و گروه های پرشماری از هند بوده است. در ژانویه 2003 که آخرین بارِ به قدرت رسیدن حزب مردم هند بود، نخست وزیر واجپایی و خاتمى رییس جمهور ایران از تهران و دهلی نو بازدید کرده و اعلامیه دهلی نو را برای افزایش روابط دو سویه و همکاری های منطقه ای و جهانی به امضا رساندند. هند این بیانیه را در امنیت انرژی به کار می برد.

رویهمرفته، در روابط میان دو کشور چهار زمینه مهم شناسایی شدند:
 
  • • پیوند منطقه ای
    • افزایش بازرگانی دو سویه و همکاری های اقتصادی
    • همکاری در جستارهای امنیت منطقه ای
    • افزایش تماس فرهنگی مردم با مردم
در سال 2002، جستار هسته ای ایران با سیاست جهانی درگیر شد و برنامه ها آنگونه که باید جلو نرفت. حفظ و گسترش ارتباط هند با ایران و آمریکا در این زمینه بسیار کلیدی است. بنابراین وجود دولتی برخاسته از حزب مردم، نشانه بدی برای تهران نبوده و یادآور روابط پربار دو سویه میان دو کشور است. بی گمان، فعالیت های هسته ای ایران ریشه پدید آمدن درگیری میان دو کشور بوده است.

تحریم های غرب و سازمان ملل متحد، ذهنیت بدی از هند در ذهن سیاست گذاران ایران بر جای گذاشت. با پیشینه برنامه هسته ای هند و چگونگی ایستادگی آن در برابر ان.پی.تی همراه با دشواری های قانونی که از دو گروه شدن کشورها و قرارگیری همه تعهدات بر دوش سویه ضعیف تر داشت، ایرانیان می اندیشیدند که هند شرایط تهران را بهتر از دیگران درک می کند. ولی چنین نبود، رای هند علیه تهران در 24 سپتامبر سال 2005 و چهارم فوریه 2006 در سازمان ملل متحد، ایران را ناامید کرد. در این زمان هند ادعا کرد که مخالف فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت است. در واقع، هند انتظار داشت که این موضوع در آژانس بین المللی انرژی اتمی چاره جویی شود. حتا مجلس قانونگذاری هند، نخست وزیر را در این باره به پرسش کشاند چراکه به باور برخی، این رای گیری و تصمیم گیری زیر فشار ایالات متحده انجام شده و با سیاست خارجیِ عدم تعهدِ هند سازگار نبوده است.

رویهمرفته، مان موهان سینگ در زمینه سیاست خارجی هند در برابر ایران نقش کلیدی داشت. مردم هند ناخرسند از همکاری با ایالات متحده، از روابط ایران و هند پشتیبانی گسترده ای نمودند. از دید مردم هند «ایران این حق را دارد که به فناوری صلح آمیز هسته ای دست یابد».

پس از آن، کنار کشیدن هند از خط لوله ایران-پاکستان-هند(IPI) و امضای توافقنامه هسته ای هند و آمریکا، دیده بانان را مطمئن ساخت که این توافقنامه، پاداشی از سوی آمریکایی ها برای رای هند علیه ایران و کنار کشیدن از طرح خط لوله بوده است. گرچه دیدگاه ایران در این باره زیر فشار بودن هند توسط آمریکا بود ولی، باید با نگاهی دیگر به آن نگریست. با پیوستن به IPI، راه انرژی هند وابسته به پاکستان خواهد بود، و اگر درگیری میان این دو پیش آید، پاکستان به آسانی می تواند خط لوله را بسته و دردسرسازی کند، بنابراین هند با تصمیم به کناره گیری از IPI، از هدر رفتِ نیروی خود برای همسایه نه چندان دوست خویش جلوگیری نمود. همچنین، توافقنامه 123 میان هند و ایالات متحده جهش بزرگی برای هند بود. با امضای این توافقنامه، هند به گروه تامین کنندگان هسته ای (NSG) که برای کوتاه کردن دست کشورهایی چون هندوستان از دستیابی به فناوری هسته ای ساخته شده بود، پیوست و همچنین تاسیسات هسته ای غیر نظامی هند در پناه آژانس بین المللی انرژی قرار گرفت. بنابراین چنانچه کسی از دیدگاه عملگرای هند به این رخدادها بنگرد، به سادگی انگیزه این تصمیم گیری را در می یابد. همچنین، جنبش تازه دسترسی به گاز ایران از راه خط لوله های عمیق دریایی ایران-عمان- هند، نشان دهنده علاقه مندی هند به گاز ایران بی حضور پاکستان است. این خط لوله، آینده بهتری برای خط لوله کنونی ایران و پاکستان فراهم می آورد.


► رابطه ایران- هند، آنچه باید باشد

با سوگند یاد کردن دولت در دهلی نو، تحلیلگران، انتظارات خود را از دولت مودی بیان داشتند. در خاورمیانه کارهای زیادی هست که باید انجام شود. هند از دیرباز روابط خوبی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس داشته و با هفت میلیون هندی که اینک در آنجا هستند، کشورهای نامبرده از اهمیت ویژه ای برای هند برخوردارند. ولی در آن سوی خلیج فارس، ایران قرار دارد، کشوری راهبردی که هند همواره با آن رابطه خوبی داشته است. بندر چابهار به دلایل بسیاری برای هند بسیار کلیدی است؛ با آمادگی نیروهای نظامی آمریکا برای ترک افغانستان، چشم انداز مشترک ایران و هند در این باره، رهایی افغانستان از طالبانی است که مورد پشتیبانی پاکستان هستند، و این چشم انداز نیازمند افزایش حضور این دو در این کشور است. هند با افغانستان هم مرز نیست و از راه پاکستان هم نمی تواند به آنجا دسترسی یابد، از این رو چابهار برای حضور هند در افغانستان و کمک به پیشرفت آن و کوتاه کردن دست طالبان بسیار مهم است. اکنون زیرساخت ها برای دسترسی به چابهار در افغانستان به سوی مرز ایران پیشرفت کرده و ساخت راه های دسترسی در ایران نیز باید شتاب بیشتری گیرد. اگر هند خواهان افزایش روابط با کشورهای سرشار از مواد معدنی و انرژی آسیای مرکزی باشد، بندری در راهروی شمال- جنوب برای هند بسیار مهم خواهد بود. همچنین راهروی بین المللی ترابری شمال-جنوب که هم اینک در ایران در دست اجراست، از دیگر دارایی های ایران است که باید توسط هند برای دسترسی به دیگر نقاط جهان، گسترش یابد.

شعار انتخاباتی مودی نوید رشد اقتصادی برای هند بود، و هند نباید خود را از داد و ستد و حضور در مناطق مهم جهان و از آن دست، آسیای مرکزی بی بهره سازد. تحریم های ایران، روابط دو کشور را کاهش داده و انتظار ایران از دولت جدید هند، افزایش روابط اقتصادی میان دو کشور و بستن دست کشور سومی همانند ایالات متحده یا اسراییل برای خدشه دار کردنِ رابطه تاریخی این دو برادر است. هند باید خرید نفت از ایران را که برای پالایشگاه های این کشور مناسب تر است، از سر گیرد و پرداخت پول را از راه های گسترش یافته دو سویه به انجام رساند. وضعیت کنونی اقتصاد ایران اجازه خواباندن پول در بانک های دیگر کشورها و یا خرید کالاهای پیش پا افتاده ای همچون برنج را نمی دهد.

در جهان انرژی، نیاز هند به گاز برای رشد اقتصادی، رفته رفته بیشتر می شود و ایران در این راه می تواند شریک راهبردی هند باشد. بخش نفت و گاز هند باید به ایران برای گسترش میدان پارس جنوبی کمک کرده و در ساخت کارخانه ها و کشتی های تولید گاز مایع طبیعی سرمایه گذاری کند، چرا که راه های نزدیک ترِ قطب انرژیِ خلیج فارس از ایران به بنادر هند، کارآمد بودن آن را بیشتر می سازد.
در سویه های سیاسی، هند می تواند روابط خوب خود را با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و ایران برای کمک به اعتمادسازی میان کشورهای همسایه بکار گیرد، چرا که پادشاهی عمان، یکی از همین همسایه ها، برای روابط ایران با اروپا و آمریکا، سال هاست که نقش کوشایی داشته است. چنانچه هند خواهان تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای است، باید برای افزایش اعتبار جهانی خود بکوشد، و با کمک به جستارهای منطقه ای به اعتبار خود بیفزاید. هند در همه زمینه ها در سنجش با قطر و عمان، کشوری نیرومندتر است، که تا کنون با سیاست خارجی آرام خود در برابر منطقه و دگرگونی های آن خفته مانده است.

با نگرش به آنچه گفته شد، می توان جایگاه راهبردی ایران را از دید هند و انتظارِ استقلال راهبردی رفتار هند را در برابر ایران، دریافت. یک قدرت منطقه ای مانند هند اگر خواهان تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ باشد، نباید زیر فشار کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا قرار گیرد و باید نشان دهد که می تواند ترازی در روابط خود با همه کشورها برقرار ساخته و یکی را برای خوشایند دیگری، کنار نگذارد.


نویسندگان: سیروس عامریان، دانشجو کارشناس ارشد مطالعات هند دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و عضو شورای نویسندگان ایراس؛ 
                   سعیده اسکندری، دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس؛
برگردان: آذر بهبهانی، دبیر سایت انگلیسی ایراس؛
منبع: موسسه مطالعات آسیایی مولانا ابوالکلام آزاد هندوستان؛


پایان نوشتار/
کد مطلب: 549