رقبای قدیمی بر سر اسد قمار می کنند

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۳۶
Share/Save/Bookmark
 
 
ایراس؛ رقابت ایران و ترکیه در سده 21 ام، نسخه معتدل تری از رقابت فزایندۀ آنها در سده 16 ام بر سر موضوعاتی مانند شیعه گرایی در مقابل سنی گرایی و نبرد برای منافع اقتصادی و سرزمینی است. با توجه به نقش حقوق بین الملل، اصول اخلاقی و سیاست های مثبت در قبال همسایگان در عصر ما، چنین رقابت هایی به نوعی با احتیاط در پیش گرفته می شود و ابریشم و راه ابریشم جای خود را به نفت و خطوط نفتی، درگیری مستقیم با عنوان مذهب جای خود را به تقویت ایدئولوژی های دولت ها، و جنگ بر سر تصرف سرزمین ها جای خود را به نبرد برای کسب نفوذ بیشتر و در صورت امکان هژمونی داده است. با این حال نکته مثبت اینجاست که اکنون ایران و ترکیه به جای رویارویی با یکدیگر، منافع مشترک بیشتری برای همکاری دارند.

از زمان معاهده ارزروم 1847 ایران و ترکیه، دشمنی تاریخی که در ابتدای سده 16 ام آغاز شد، جای خود را به روابط صلح آمیزی داده که تا کنون به طول انجامیده است. هر دو کشور به غرب گراییدند و از نظام شوروی رویگردان شدند. با این وجود هنگامی که ترکیه در 18 فوریه 1952 به ناتو پیوست، موازنه قوا را به نفع خود تغییر داد و ارتش خود را از ایران پیشرفته تر ساخت. موج افزایش قیمت نفت در دهه 1970 شاه را برای تحکیم قدرت خود تقویت نمود و به او اجازه داد که سرمایه گذاری عظیمی در خرید تسلیحات نظامی انجام دهد. این ساخت نظامی، ایران را به یک قدرت منطقه ای مبدل کرد. پس از آن با تأسیس سازمان پیمان مرکزی (سنتو) ایران و ترکیه تا وقوع انقلاب اسلامی ایران در  سال 1979 هم پیمان بودند. اما تحول در سیاست ایران، توسط کمالیست های آنکارا به طور مشکوکی تعبیر شد.

رقابت میان ایران و ترکیه در دوران مدرن، با فروپاشی شوروی آغاز می شود. ایران از ترکیه عقب ماند اما آنکارا هم علی رغم وجود پیوندهای ترک زبانی-قومی خود، نتوانست جمهوری های تازه استقلال یافته – به جز آذربایجان - را از افتادن به دامان نفوذ رقیب تاریخی خود یعنی روسیه باز دارد.


► بهار عربی

بهار عرب تازه ترین حس رقابت جویی را فراهم نموده است و اصلی ترین فرقه گرایی و واگرایی ژئوپولتیک میان تهران و آنکارا را به بار آورده است که مسئله سوریه و بشار اسد در مرکز آن قرار دارد. در ابتدا در تونس و مصر، دو کشور از شش کشور بحران زده عربی، اسلامگرایان انتخابات را از آن خود ساختند در حالی که لیبی در کشاکش سکولارها و اسلام گرایان قرار دارد. چنین سناریویی هم در آنکارا و هم در تهران مورد استقبال قرار گرفته است. این مسئله نیروی دریایی ایران را قادر ساخت که که از کانال سوئز بگذرد و در بنادر سوریه لنگر بگیرد، تحرکی که موجب تضعیف اسراییل شد.

بهار عربی همچنین موجب شد که حزب عدالت و توسعه رجب طیب اردوغان سیاست خارجی نئوعثمانی خود را تحقق بخشد که طراح این سیاست، احمد داوود اوغلو آن را به عنوان دکترین رسمی آنکارا انکار کرد. چهار سال پس از وقوع بهار عربی، شاهد آن هستیم که حزب النهضه اسلامگرایان تونس در برابر سکولارها شکست خورده و محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور اخوان المسلمین مصر توسط ژنرال عبد الفتاح السیسی بیرون رانده شده است. نتیجه بهار عربی در حال حاضر نه به سود ایران و نه به سود ترکیه بوده است. با این حال مدل حکومت حزب عدالت و توسعه در ترکیه برای بیشتر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا مدل مثبتی است. این در حالی است که از زمان صفویه، شیعه گرایی، ایران را از باقی جهان اسلام جدا ساخته است. به علاوه، رهیافت ایدئولوژیک ایران، این کشور را در خاورمیانه ای که دارای جمعیت غالب سنی است از ترکیه عقب تر نگه می دارد.

نتیجه رقابت منطقه ای ایران و ترکیه احتمالاً با نتیجه نبردی که در سوریه در جریان است تعیین می شود. در صورتی که اسد به هر وسیله ای بر جنگ داخلی فائق آید، و پس از آن با اعطای امتیازاتی به اپوزیسیون و یا از طریق اصلاحات در قدرت بماند، سلطۀ ایران بر خاورمیانه تقویت می شود. در چنین سناریویی ایران از طریق آنچه که آن را محور مقاومت می نامد، (ایران-عراق-حماس غزه و حزب الله لبنان) به طور چشمگیری خود را از ترکیه جلوتر می اندازد. با این حال، در صورت رفتن بشار اسد و استقرار دولت های طرفدار ترکیه در بغداد و دمشق، برگ برنده ایران در مذاکرات با غرب از دست خواهد رفت و سیاست های نفوذ ایران در خاورمیانه کم و بیش به مرزهای کنونی آن محدود خواهد شد و یا در بهترین حالت، به سوی شورای همکاری خلیج فارس متمایل خواهد شد. سوریه برای ترکیه میدان نبرد است و شورای همکاری خلیج فارس برای ایران. در سطح مشخصی، جنگ سوریه جنگ با ایران است؛ اگرچه فراتر از مرزهای آن.


► ترکیه-ایران: همگرایی و واگرایی منافع

بعد از سال 1980 شورشیان پ.ک.ک هم ایران و هم ترکیه را تهدید نموده اند، هر دو کشور مواضع طرفدارانه ای نسبت به فلسطین اتخاذ کرده اند، منافع آنان در آسیای مرکزی به مانند منافع اقتصادی تجارت دو جانبه آنها بویژه در خصوص انرژی، همگرا بوده است. علی رغم حفظ روابط همسایگی مطلوب، تمایزات و مواضع آنها، آنان را به سوی رقابت کشانده است. حزب اسلامی رفاه نجم الدین اربکان در سال 1996، حزب عدالت و توسعه اردوغان و دولت اصلاح طلب محمد خاتمی در سال 1997 و دولت حسن روحانی در ایران، هیچ یک تا کنون موجب وقوع تحولی رادیکال در روابط دوجانبه دو کشور نشده اند.

رفاه اقتصادی و امنیت در داخل و در طول مرزهای مورد مناقشه کنونی، دو نگرانی اصلی دو کشور ترکیه و ایران است که منافع و جاه طلبی های ملی و منطقه ای نیز آن را همراهی می کند. ایران نیاز به پیشرفت اقتصادی دارد و آنکارا باید همچنان به وعده های رفاهی که به مردم خود داده است عمل نماید. تحریم های مداوم و دشواری های اقتصادی می تواند با اعتراضات توده ای حکومت تهران را مورد تهدید قرار دهد، در حالی که افت اصلاحات اقتصادی و دست آوردهای آن ممکن است حزب عدالت و توسعه را در خانه تضعیف کند. بنابراین، فاکتور اقتصادی برای هر دو کشور عاملی حیاتی و یکی از نقاط همپوشانی منافع تهران و آنکارا است. با وجود اینکه تجارت ایران-ترکیه در سال 2013 به 16 میلیارد دلار از 22 میلیارد دلار در سال 2012 رسیده، مایۀ شگفتی است که دو کشور قصد دارند تا تجارت دوجانبه خود را در سال 2015 به 30 میلیارد دلار افزایش دهند. بیش از 70% از تجارت دوجانبه ایران-ترکیه از بخش انرژی حاصل می شود. اردوغان در ژانویه 2014 در تهران تأکید کرد که هر دو طرف "دارای عزم سیاسی برای دست یافتن به این هدف هستند". ترکیه یک بازار اقتصادی در حال ظهور و عضو G20 است که پیشرفت اقتصادی عجیبی را در طی بحران اقتصادی جهانی تجربه کرده است. در همین هنگام اقتصاد ایران به دلیل رهیافت ایدئولوژیک این کشور، به طور تاریخی از تحریم های اعمال شده از سوی غرب صدمه دیده است.

ترکیه با داشتن 1200 کیلومتر مرز مشترک با سوریه و عراق، از هنگام آغاز جنگ داخلی در سوریه در مارس 2011 با میزبان شدن حدود 1.6 میلیون مهاجر سوری  متحمل 4 میلیارد دلار هزینه شده است. ایران که فاقد مرز مشترک با سوریه است و از سیل مهاجران در امان بوده، در عوض در پی نگه داشتن رژیم اسد از طریق حمایت نظامی، و بنا بر گزارش ها، پرداخت ماهیانه 600-700 میلیون دلار به دمشق بوده است.

به دو دلیل تاکتیکی مختلف، هیچ یک از دو کشور ایران و ترکیه قصد ندارند که در ائتلاف ضد داعش به رهبری امریکا نقش نظامی ایفا کنند. از سویی ترکیه ادعا می کند که حملات هوایی به تنهایی برای از پا در آوردن داعش کافی نیست و همکاری فعال نظامی خود علیه داعش را منوط به ایجاد یک "منطقه پرواز ممنوع" در شمال سوریه کرده است و آن را به حرکت به سمت غرب برای سرنگونی اسد محدود می کند. ایران از سوی دیگر با اینکه گارد انقلابی آن به بطور فعالی با داعش در نبرد است، ادعا می کند که داعش زاده غرب و نتیجه نیات شیطانی غرب است.

ایران در کوتاه مدت و از طریق حل و فصل مذاکرات هسته ای خود با غرب برای تحکیم موقعیت خود به عنوان یک بازیگر منطقه ای مبارزه می کند. ترکیه در بلند مدت خواستار این است که از طریق موقعیت ژئواستراتژیک، اقتصاد و مدل رو به رشد خود و نیز روابط حسنه با غرب خود را در موضع تأثیرگذارتری قرار دهد.
ترکیه با موقعیت ژئواستراتژیک قرار داشتن در بین اروپا و آسیا، تنگه بسفر در دریای سیاه را در دست دارد که در حال حاضر یکی از مسیرهای اصلی نفت برای غرب است. با توجه به اینکه ایالات متحده به انحصار روسیه بر ترانزیت انرژی پایان داده است و نیز با توجه به سیاست "هر چیزی بدون ایران"، ترکیه تا کنون به عنوان یگانه کشور قابل اعتماد در بازوی غربی ترانزیت انرژی از آسیای مرکزی و خاورمیانه باقی مانده است. خط لوله بزرگ باکو-تفلیس- جیحون و یا هر مسیر مطرح دیگری برای انتقال نفت و گاز که از خاورمیانه یا منطقه دریای خزر سرچشمه می گیرد و می تواند به هر ترتیب از ایران به سوی خلیج فارس بگذرد، از قلمرو ترکیه عبور می کنند.

از سال 2002 حزب اسلام گرای عدالت و توسعه توانسته است ثبات اقتصادی و سیاسی را برای جامعه سنتی ترکیه به ارمغان بیاورد. این امر از طریق معرفی قابل توجه حقوق بشر و حقوق زنان و نیز "گشایش کردی" در سال 2009، مسیری را به سوی دموکراسی هموار کرده است. در حالی که اصلاحات مشابه در ایران اتفاق نیفتاده و یا چندان چشم گیر نبوده است. سه فاکتور یاد شده (جغرافیا، اقتصاد و حکومت در پیوند با اسلام معتدل) به اضافه داشتن روابط خارجی به عنوان یک قدرت مبتنی بر قواعد دولت ملت، ترکیه را در موقعیت برتری نسبت به ایران قرار می دهند.

ایران به دلیل رهیافت های ایدئولوژیک و سرسختانه خود علی رغم وجود سعادتی که در مورد دارا بودن منابع هیدروکربنی نصیب آن شده است، تدبیری برای میزبانی یک خط لوله بین المللی بزرگ و خاص نداشته است و از لحاظ اقتصادی در رنج است و از نظر بین المللی نسبت به ترکیه مطلوبیت کمتری دارد. دو مسئله ای که به گونه ای تصویر بین المللی ایران را بهبود بخشیده و راه را برای آشتی و مصالحه با قدرت های بزرگ هموار کرده است از این قرارند: عزم ایران برای حل و فصل نگرانی بین المللی از بلند پروزای های اتمی آن و نیز ظهور داعش. ظاهراً به نظر می رسد که جامعه بین الملل پذیرفته است که ایران می تواند در مهار داعش کمک کننده باشد اما نسبت به وارد کردن ایران برای پیوستن به ائتلاف ضد داعش تردید دارد.


► دیدگاه ایران نسبت به ترکیه در برابر داعش

ایران بشدت نسبت به کنش های غرب و آنکارا و نیات آنها در نبرد علیه داعش بدبین است و آن را به عنوان دستاویزی برای امریکا در جهت "گسترش حضور نظامی خود در خاورمیانه" می بیند و درخواست امریکا را برای همکاری رد می کند. رهبر ایران آیت الله سید علی خامنه ای اظهار داشته اند که: "وزیر امور خارجه امریکا جان کری اعلام کرده است که امریکا از ایران برای مشارکت در ائتلاف ضد داعش دعوت نخواهد کرد و خود او (جان کری) به صورت شخصی از وزیر امور خارجه ایران دکتر جواد ظریف درخواست همکاری علیه داعش کرده است، اما دکتر ظریف پیشنهاد او را رد کرده است.  اکنون آنان به غلط ادعا می کنند که ما اجازه نخواهیم داد که ایران بخشی از ائتلاف ضد داعش باشد در حالی که ایران از ابتدا مخالفت خود را با شرکت در ائتلاف ضد داعش بیان کرده است. با این حال گارد انقلابی ایران به رهبری قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران در حال حاضر در حال جنگ با داعش در عراق و سوریه است. سردار یحیا رحیم صفوی، یکی از مشاورین رهبری ایران اظهار داشت که جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری قدرتمند، محور اصلی نبرد علیه تروریست های تکفیری است، و اضافه کرد که داعش در حال فروش نفت عراق و سوریه به بهای 25 دلار به جای 100 دلار است. رئیس کمیسیون نفت مجلس ایران در این ادعا پیش تر رفته و بیان داشته که ایران باید به ترکیه در مورد تأثیرات منفی خرید نفت عراق از داعش هشدار دهد. او همچنین هشدار داد که "ترکیه نباید رابطه بلند مدت خود با کشورهای نفتی، به ویژه ایران را در مقابل سود کوتاه مدت خرید نفت از داعش قربانی کند".

رییس مجلس ایران علی لاریجانی نیز اشاره کرد که "حرکات خطرناک ترکیه در سوریه و عراق نباید نادیده گرفته شود". رئیس دفتر سیاسی گارد انقلابی ایران سرتیپ یدالله جوانی "عربستان سعودی، قطر، ترکیه و اسراییل را به حمایت از داعش در سوریه و عراق متهم کرد" و هشدار داد که "اگر آنکارا رفتار خود را تغییر ندهد، شورش های عراق و سوریه به ترکیه سرایت خواهد کرد".

در حال حاضر ایران در مقایسه با نگرانی اصلی خود یعنی حفظ اسد و نیز استقرار مجدد دولتی دوست در عراق، نسبت به داعش و تجارت نفتی آن نگرانی کمتری دارد.

موازنه قوای بی ثبات و بی نظم در خاورمیانه که از تهدید داعش ناشی شده، ظاهراً موجب شده است که رهیافت نوعثمانی گرایی ترکیه بخواهد تأثیر خود را هم در خاورمیانه و هم در شمال افریقا گسترش دهد. این امر ممکن است برای دولتی که تا آغاز سده 20 ام یک قدرت منطقه ای مسلط بوده است، بلند پروازی ناروایی نباشد. با این حال حقایق و معادلات سده 21 ام به طور واضحی از حقایق و معادلات سده 20 ام متمایز اند.

ترکیه نو تحت حاکمیت حزب عدالت و توسعه خواهان این است که النهضه و اخوان المسلمین در تونس، مصر، سوریه، لبنان و در صورت امکان در عراق قدرت را در دست بگیرند. در مورد تونس و مصر این اتفاق تنها برای مدتی کوتاه رخ داد. اخوان المسلمین با حضور برهان غلیون مدرس سکولار دانشگاه سوربن، توانست بر اپوزیسیون بشار اسد به نام شورای ملی سوریه فائق آید. اما در حال حاضر رسانه ها نه تحت تسلط شورای ملی سوریه و نه ارتش آزاد سوریه، بلکه در اختیار گروه داعش است.

از قضا عربستان سعودی که مهد اسلام در میان کشورهایی همچون مصر و کشورهای عربی خلیج فارس است، اخوان المسلمین را به عنوان یک تهدید داخلی روشن می بیند. آنکارا و تهران خلاف این نظر را دارند. ترکیه و قطر بطور همزمان از نهضت فلسطین و حماس حمایت می کنند که هم پیمان نزدیک ایران است. در ضمن عربستان سعودی که در اختلاف با حماس است، از شورای امنیت سازمان ملل تقاضا کرده که هم پیمان ایران یعنی حزب الله لبنان را به عنوان یک سازمان تروریستی اعلام نماید.

ترکیه و شرکای آن در شورای همکاری خلیج فارس نمی خواهند شاهد ظهور ایران شیعی به عنوان یک قدرت مسلط منطقه ای باشند و برای رسیدن به این هدف هیچ وسیله ای بهتر از براندازی رژیم علوی دمشق عمل نمی کند. در صورتی که اسد نباشد، هیچ راه زمینی جهت ارسال تسلیحات برای حماس در غزه و حزب الله در لبنان وجود نخواهد داشت. رقابت های منطقه ای که در حال حاضر بر اساس این جمله قدیمی است که "دشمن دشمن من دوست من است"، تا کنون به هیچ بازیگری بیشتر از داعش سود نرسانده است.

همیشه در پی منافع ملی بودن لزوماً منافع ملی بلند مدت را تضمین نمی کند. به نظر می رسد که همه سرویس های اطلاعاتی و مشاورین دولتی از واشنگتن گرفته تا ریاض شکست خورده اند و یا از ارزیابی سود و زیان ظهور گروه های جهادی در عراق و سوریه خصوصاً داعش بازمانده اند. همانگونه که طالبان و القاعده در ابتدا هدف مبارزه علیه شوروی را برآورده کردند و سپس موجب حملات 11 سپتامبر شدند، داعش نیز در ابتدا موجب تضعیف رژیم اسد شد، اما سپس تبدیل به ثروتمندترین، سازمان یافته ترین و مخوف ترین گروه تروریستی شد. اگر داعش خود را به عنوان یک دولت مستقر سازد، نه همسایگان آن یعنی ترکیه، اردن، ایران و عربستان و نه جهان غرب نمی توانند در داخل احساس امنیت کنند.

روسیه بازیگر مهم دیگری در سیاست های منطقه ای است. اتحاد ترکیه-ناتو و مناسبات تهران-مسکو دو اتحاد استراژیک منطقه می باشند. محور ژئوپلیتیک روسیه-ارمنستان-ایران حاصل منافع مشترک در تقابل با گسترش محور امریکا-ترکیه-آذربایجان و حفظ موازنه قوا است. همانگونه که روسیه به نقش منطقه ای ایران نیازمند است، حمایت قاطع روسیه در سیاست ها و سازمان های بین المللی برای ایران ارزشمند است. همکاری بلند مدت روسیه در طرح های هسته ای ایران نشان می دهد که روسیه به ایران به عنوان یک متحد و قدرت بزرگ منطقه ای می نگرد. ایران و روسیه دارای منافع مشترکی در ورای مناسبات تجاری خود در بخش دفاعی و صنعت هسته ای صلح آمیز هستند. نزدیکی میان دو کشور بیشتر می تواند به اعتبار موفقیت ایران در بر طرف کردن نگرانی روسیه نسبت به نیات ایران در آسیای مرکزی بیافزاید. ظهور محور امریکا-ترکیه-آذربایجان موجب شده است تا مناسبات روسیه-ارمنستان-ایران به یک ضرورت ژئوپلیتیک مبدل شود.


► ترکیه-ایران: وضعیتی تقریباً متعادل

به استثنای یک فاکتور یعنی قدرت منابع طبیعی، ایران و ترکیه در وضعیت برابری قرار دارند. هر دو کشور قدرتمندترین نیروی نظامی را در منطقه دارا هستند. از لحاظ جمعیتی تقریباً یکسان می باشند. هر دو کشور دارای منابع قابل توجهی هستند. برای نمونه، ایران چهارمین کشور دارای نفت و دومین کشور دارای گاز طبیعی، و ترکیه راه ترابری انرژی از منطقه دریای خزر و خاورمیانه به غرب است. منابع آب آن نیز از اهمیت بسزایی برخوردارند و از آب معمولاً به عنوان منبعی یاد می شود که نسل های بعدی بر سر آن خواهد جنگید. از لحاظ اقتصادی، در حالی که ترکیه در میان کشورهای G20 قرار دارد، ایران در تلاش است که روی پای خود بایستد. علاوه بر این، تنها در صورت برداشته شدن تحریم ها، میسر شدن یک اقتصاد موفق می تواند هدفی دست یافتنی باشد.

 در زمینه روابط خارجی، ایران آشکارا بعد از ترکیه قرار می گیرد. در حالی که ایران در تلاش برای چانه زنی با جامعه بین الملل و سازمان های بین المللی است، ترکیه چنین وضعیتی ندارد. برای نمونه، ایران پشتیبانی خود را از شیعیان حوثی یمن و بحرین اعلام کرده است و به طور رسمی و بر خلاف نظر قدرت های جهان حمایت خود را از نهضت فلسطین گسترش می دهد و فراتر از همه اینها اینکه طرح های بحث انگیز هسته ای خود را راه اندازی می کند و دست به تولید موشک های دور برد می زند. اما ترکیه در روابط خود با جامعه بین الملل تعامل را بر گزیده است. در نتیجه ترکیه با تبدیل شدن به یک شریک قابل اعتماد برای قدرت های جهانی، از لحاظ اقتصادی رونق یافته است و تصویر بین المللی خود را بهبود بخشیده است.


► نتیجه گیری

سیاست های منطقه ای تهران-آنکارا هم رقابت جویانه و هم همکاری جویانه است. تمایزات آنها، پیمان های آنان با قدرت های خارجی و دولت های منطقه و اعمال قدرت و نفوذ آنها همگی این ظرفیت را به وجود می آورد که که تأثیر بسزایی را بر حیات سیاسی و مرزهای جغرافیایی کل منطقه داشته باشند. بدون شک یک رابطه بی ثبات میان ایران و ترکیه بالقوه می تواند موجب بی ثباتی در منطقه شود. با توجه به اینکه منافع این دو بازیگر منطقه ای در نقاط متعددی همپوشانی دارد، در نهایت همکاری می تواند بیشتر از تعارض برای هر دوی آنان مفید باشد. لیست این منافع مشترک مختصر نیست: اقتصاد و انرژی، حل و فصل تعارضات منطقه ای و قومی، مبارزه با تروریسم منطقه ای و گروه های افراط گرا، جلوگیری از تجزیه عراق و ماندن کرکوک تحت لوای عراق، حفظ تمامیت ارضی، حفظ امنیت در طول مرزهای پرتنش و حمایت از نهضت فلسطین از جمله منافع مشترک آنها به شمار می رود.

مسئله کرد برای هر دو کشور همسایه از اهمیت بالایی برخوردار است. با اینکه که هم تهران و هم آنکارا روابط خوب خود را با کردستان خودمختار حفظ کرده اند، اما هیچ یک در راستای منافع ملی خود علاقه ای به تقویت جامعه کرد در داخل ندارند. پژاک در ایران و پ.ک.ک در ترکیه توسط هر دو کشور به عنوان گروه های تروریستی شناخته شده اند. دو کشور در حال حفظ روابط اقتصادی خود و انرژی در محور آن هستند. در همین حال، آنها مصمم اند تا بلند پروازی های منطقه ای خود را پس از بهار عربی تحقق بخشند. ظاهراً اعراب این برادران بزرگتر را دوست ندارند. کودتای نافرجام در قاهره علیه مرسی طرفدار ترکیه و افول نوری المالکی طرفدار ایران در بغداد، همگی گواه بر محاسبات نادرست آنکارا و تهران از پویایی های داخلی کشورهای عرب و نشان از ناخرسندی آنهاست. در حال حاضر سؤال اصلی این است که سوریه به عنوان عامل تعیین کننده چه نتیجه ای را به بار خواهد آورد؟ قدرت های غربی بویژه امریکا همراه با قدرت های منطقه ای مانند ترکیه و نیز همه کشورهای عرب که شورشیان را تسلیح می کنند می خواهند اسد از قدرت کنار رود. چین و بویژه روسیه همراه با ایران چنین چیزی را نمی خواهند. اگر ترکیه بتواند متحدین غربی خود را برای سرنگونی اسد متقاعد سازد (چیزی که روسیه و ایران از آن به عنوان خط قرمز خود یاد می کنند) آنکارا می تواند از مقابله با شورشیان مسلح کرد مطمئن شود و جانشین نقش ایران در نهضت فلسطین گردد و به بیشتر آمال خود در خاورمیانه و شمال افریقا دست یابد. در صورتی که ایران با کشورهای 5+1 به توافق برسد، آنکارا باید رابطه جدیدی را با یک قدرت منطقه ای تازه به نام ایران باز تعریف نماید.

ترابری انرژی، اقتصاد پررونق و هواداری از یک اسلام معتدل سه نقطه قوت ترکیه در رابطه آن با ایران است و با توجه به منابع قدرت (طبیعی و مادی، جمعیتی، اقتصادی، سازمانی و نظامی) ترکیه و ایران تقریباً در وضعیت برابری هستند. آنچه که می تواند این موازنه را برهم زند بستگی به حرکت های منطقه ای آنها در آینده و گسترش نفوذ آنها در خاورمیانه دارد.          

نویسنده: مسعود ایمانی کله سر، دکتری روابط بین الملل از دانشگاه جواهرلعل نهرو هندوستان؛
مترجم: لیلا ساداتی، دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه عضو شورای نویسندگان ایراس؛
منبع: The Diplomatic Observer


پایان نوشتار/
کد مطلب: 563