سفر وزیر امور خارجه آمریکا به آسیای مرکزی

تاملی بر ماهیت و اهداف مکانیسم ١+ ٥

تاریخ انتشار : شنبه ۷ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۰۲:۳۷
Share/Save/Bookmark
 
ترکیب 1+5 در ادبیات سیاسی سال های اخیر بیش از هر چیز تداعی¬کننده ترکیب پنج کشور عضو دائم شورای امنیت به اضافه آلمان در روند مذاکرات هسته ای با ایران بود. اما طی هفته های اخیر ترکیب 1+5 کاربرد دیگری نیز یافت و برای اطلاق به همکاری های پنج کشور منطقه آسیای مرکزی با ایالات متحده آمریکا نیز مورد استفاده قرار گرفت؛ البته با این تفاوت که در نگارش انگلیسی آن به جایP5+1 که در مورد مذاکرات هسته ای ایران به کار می رفت، از ترکیب C5+1 برای نشان دادن ترکیب کشورهای آسیای مرکزی و آمریکا استفاده شده است.
 
ایراس: ترکیب C5+1 برای نخستین بار در جریان سفر وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا به منطقه آسیای مرکزی مطرح شد؛ سفری که از ٣١ اکتبر تا ٣ نوامبر ٢٠١٥ (٩ تا ١٢ آبان ١٣٩٤) به طول انجامید و طی آن جان کری در شهرهای بیشکک، سمرقند، آستانه، دوشنبه و عشق‌آباد با مقامات ارشد پنج کشور منطقه آسیای مرکزی دیدار و رایزنی کرد و علاوه بر دیدارهای جداگانه، برای نخستین بار طی ٢٥ سال گذشته اجلاس مشترک آمریکا و پنج کشور منطقه آسیای مرکزی در چهارچوب فرمول١+٥ (پنج کشور آسیای مرکزی و آمریکا) در شهر سمرقند تشکیل شد. مجموع این تحولات موجب شد سفر وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا به منطقه آسیای مرکزی از معنا و مفهوم خاص و متفاوتی نسبت به سفر وزرای خارجه پیشین آمریکا به این منطقه برخوردار باشد که برخی از مهم ترین جنبه های این سفر دیپلماتیک در این یادداشت تحلیلی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
 
١- به فاصله اندکی پس از شناسایی استقلال کشورهای آسیای مرکزی توسط ایالات متحده در دسامبر 1991، جیمز بیکر، وزیر امور خارجه وقت آمریکا (در دولت جرج بوش پدر) به هر پنج کشور منطقه آسیای مرکزی در فوریه ١٩٩٢ سفر کرد تا سفارت های آمریکا را در پایتخت های این منطقه افتتاح کند. پس از آن مقطع، وزیران خارجه آمریکا نظیر  وارن کریستوفر، کالین پاول، کاندولیزا رایس و هیلاری کلینتون به مناسبت های مختلف به منطقه آسیای مرکزی سفر نمودند؛ اما هیچ یک از آن ها هم زمان از پنج کشور این منطقه به ویژه ترکمنستان دیداری نداشتند. لذا نخستین ویژگی مشخص و بارز سفر جان کری، دیدار از هر پنج کشور منطقه آسیای مرکزی یعنی تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ترکمنستان است که این امر برای نخستین بار طی ٢٥ سال اخیر و پس از سفر فوریه 1992 جیمیز بیکر صورت پذیرفته است که از این منظر سفر اخیر جان کری به منطقه آسیای مرکزی دارای اهمیت است.

٢- از مقطع فروپاشی شوروی در دسامبر ١٩٩١ تا کنون (نوامبر ٢٠١٥)  هیچ یک از روسای جمهور ایالات متحده آمریکا از منطقه آسیای مرکزی دیدن نکرده اند. شاید بتوان سفر جان کری را مقدمه نخستین سفر رئیس جمهوری آمریکا به منطقه آسیای مرکزی پس از گذشت ٢٥ سال از استقلال کشورهای این منطقه دانست تا به بخشی از فشار منتقدین و کارشناسان مسائل آسیای مرکزی در داخل آمریکا به ویژه بدنه کارشناسی وزارت امور خارجه، پنتاگون و مراکز مطالعاتی و دانشگاهی در رابطه با بی توجهی روسای جمهور ایالات متحده به این منطقه پاسخ داده شود. به باور این منتقدان، حذف نام آسیای مرکزی در سند استراتژی امنیت ملی سال2010 و عدم مسافرت ریاست جمهور ایالات متحده به منطقه می تواند منجر به کاهش نفوذ آمریکا در این منطقه و واگذاری عرصه رقابت به رقیبان قدرتمندی چون فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین شود. به عنوان مثال، «راس ویلسون» (Ross Wilson) سفیر سابق آمریکا در آذربایجان و ترکیه و مدیر «مرکز اوراسیایی دینو پاتریکیو در شورای آتلاتنیک» (Dinu Patriciu Eurasia Center at the Atlantic Council) در واشنگتن از جمله این منتقدین است که در انتقاد از رویکرد آمریکا در قبال آسیای مرکزی معتقد است:
«تا کنون، هیچ یک از روسای جمهور آمریکا از منطقه آسیای مرکزی دیدن نکرده اند. اکنون وقت آن فرار رسیده است که رئیس جمهور آمریکا به کشورهای آسیای مرکزی سفر کند. ما نیاز به تعادل مجدد و هماهنگی بهتر در دیپلماسی خود نسبت به آسیای مرکزی داریم. در واشنگتن، ریاست جمهور آمریکا باید یک مدیر ارشد را برای آسیای مرکزی در شورای امنیت ملی منصوب کند تا سیاست خارجی آمریکا در این منطقه با جدیت و تاثیرگذاری بیشتری دنبال شود».[1]
 
٣- چنانچه در مقدمه این یادداشت اشاره شد، به جز سفر جیمز بیکر در سال 1992، سایر  دیدارهای وزرای خارجه پیشین آمریکا به منطقه آسیای مرکزی به صورت جداگانه برای هر یک از کشورها تعریف می شد، در جریان سفر جان کری، وزیر خارجه آمریکا علاوه بر دیدارهای جداگانه از هر یک کشورها، برای نخستین بار اجلاس مشترک آمریکا و پنج کشور منطقه آسیای مرکزی در چهارچوب فرمول ١+ ٥ در سمرقند تشکیل شد که حاکی از کوشش واشنگتن برای ایجاد هماهنگی در راستای پیشبرد هماهنگ سیاست های طراحی شده در این منطقه یعنی 
دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ» (Greater Central Asia) و «استراتژی راه ابریشم جدید» (New Silk Road Strategy) است که در قالب آن، ایالات متحده در صدد ایجاد یکپارچگی اقتصادی و پیوستگی ژئوپلیتیکی میان دو منطقه آسیای مرکزی و جنوبی با محوریت افغانستان برآمده است. اتخاذ این رویکرد حتی منجر به تغییرات ساختاری در وزارت امور خارجه ایالات متحده و ایجاد بخش جدیدی تحت عنوان «اداره امور آسیای مرکزی و جنوبی» (Bureau of South and Central Asian Affairs) و تعیین مسئولیت جدیدی با عنوان «دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای مرکزی و جنوبی» (Assistant Secretary for South and Central Asian Affairs) شده است که در مجموع تحرک جدیدی را در سیاست خارجی آمریکا در قبال این مناطق به ویژه در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما در پی داشته است که تشکیل اجلاس مشترک آمریکا و پنج کشور منطقه آسیای مرکزی در قالب1+5 نمونه بارز آن به شمار می­رود.
 
4- بعد مهم دیگر سفر جان کری به آسیای مرکزی، تحولات افغانستان و نگرانی شدید کشورهای منطقه آسیای مرکزی از گسترش موج بی­ثباتی، افراط­گرایی، تروریسم و قاچاق مواد مخدر از افغانستان به فضای آسیای مرکزی است. خروج بخش اعظم نیروهای آمریکایی، ایساف و ناتو از افغانستان تا پایان سال ٢٠١٦ و ناتوانی احتمالی ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان در کنترل موثر شرایط امنیتی، در کانون نگرانی کشورهای منطقه آسیای مرکزی به ویژه سه کشور ازبکستان، ترکمنستان و تاجیکستان (سه کشور همسایه افغانستان) قرار دارد. نگرانی اصلی کشورهای آسیای مرکزی این است که در شرایط کنونی، شرایطی مشابه خروج ارتش سرخ شوروی در ابتدای دهه1990 تکرار شود؛ مقطعی که افغانستان تبدیل به جولانگاه نیروهای افراطی، تروریستی و جنگ داخلی شد. هر چند شرایط کنونی افغانستان از جهات مختلف قابل قیاس با شرایط ابتدایی دهه 1990 نیست، اما چنانچه اشاره شد نگرانی های فراوانی درباره توانایی دولت افغانستان در کنترل شرایط امنیتی پس از سال 2016 وجود دارد. مقامات سیاسی و امنیتی کشورهای آسیای مرکزی، از ظهور داعش در افغانستان (به عنوان بخشی از خراسان تاریخی مورد ادعای این جریان) و تحولاتی که در سال گذشته در بدخشان روی داد و یا سقوط سریع شهر قندوز توسط گروه طالبان، به عنوان شاهدی بر ناتوانی دولت افغانستان در کنترل اوضاع امنیتی پس از خروج نیروهای آمریکایی، ناتو و ایساف یاد می کنند. بر پایه همین نگرانی عمیق بود که جان کری در سفر به آسیای مرکزی درصدد اطمینان بخشی به رهبران منطقه برآمد و این موضوع را مورد تاکید قرار داد که نحوه خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان به گونه ای نخواهد بود که امنیت کشورهای آسیای مرکزی به مخاطره افتد؛ به ویژه آن که باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا پیش از این اعلام کرده بود که ۵۵۰۰ نظامی آمریکائی پس از سال ۲۰۱۶ نیز در افغانستان باقی خواهد ماند. به دلیل اهمیت مسائل افغانستان بود که در پایان نشست١+٥ (پنج کشور آسیای مرکزی و آمریکا) در شهر سمرقند، سند مشترکی صادر شد که در آن از افغانستان و رشد و توسعه آن مثل یک کشورمستقل و با فضای آرام پشتیبانی شد و بر این نکته تاکید گردید که امنیت و توسعه افغانستان برای اعتدال اوضاع در کشورهای منطقه آسیا مهم است. همچنین، بر اساس این سند مشترک، کشورهای آسیای مرکزی متعهد شدند که همکاری ها را در دفاع از تهدیدهای فرامرزی و در مبارزه با تروریسم تقویت بخشند.
 
5- نکته مهم دیگر سفر جان کری به منطقه آسیای مرکزی، ایجاد هماهنگی بیشتر در مورد وضعیت «شبکه توزیع شمالی» (Northern Distribution Network/NDN) برای خروج نیروها و تجهیزات نظامی از افغانستان به اروپا است. عواملی چون ناامنی شدید مسیر پاکستان موسوم به «شبکه توزیع جنوبی» (Southern Distribution Network/SDN) و نیز تشدید تنش میان روسیه و غرب در جریان بحران اوکراین و دستور دیمتری مدودف، نخست­وزیر روسیه برای انسداد مسیر روسی شبکه توزیع شمالی در ژوئن ٢٠١٥، موجب شده است نقش کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز در شبکه توزیع شمالی بیش از پیش افزایش یابد. این مسیر ارتباطی که از آلمان شروع می شود، با عبور از کشورهای اتریش، مجارستان و رومانی به بلغارستان می رسد و سپس با عبور از دریای سیاه به بندر «پوتی» گرجستان و منطقه قفقاز  وارد می شود. پس از عبور از مسیر جمهوری گرجستان به بندر باکو در جمهوری آذربایجان در ساحل دریای خزر و از آنجا نیز با عبور تجهیزات و کانتیرها از عرض دریای خزر به بندر «آکتاو» قزاقستان به ازبکستان می‏رسد و در نهایت به شهر ترمز در داخل ازبکستان و از آنجا به مزار شریف افغانستان منتقل می شود.
 
6- علاوه بر مسائل منطقه ای و چند جانبه، جان کری در جریان این سفر کوشید سطح مناسبات دو جانبه با کشورهای آسیای مرکزی را نیز بهبود ببخشد. نخستین مقصد سفر وزیر خارجه آمریکا، بیشکک پایتخت جمهوری قرقیزستان بود. این سفر از آن رو حائز اهمیت است که روابط بیشکک- واشنگتن پس از تعطیلی پایگاه ماناس در ژوئن ٢٠١٤ و نیز لغو توافق نامه همکاری میان قرقیزستان و آمریکا در٢٠ اوت ٢٠١٥، متعاقب اعطای جایزه حقوق بشر از سوی وزارت امور خارجه آمریکا به عظیم جان عسکر‌اف (Azimjon Askarov)، از فعالان سیاسی زندانی در قرقیزستان [2]، شرایط سرد و حتی پرتنشی را تجربه نمود. ازبکستان دومین مقصد سفر جان کری بود؛ کشوری که پس از یک دوره روابط پرتنش با آمریکا، متعاقب حوادث اندیجان و تعطیلی پایگاه نظامی خان آباد، مجدداً به سمت واشنگتن روی آورده و با خروج از ترکیب پیمان امنیت دسته جمعی و ایفای نقش فعال در شبکه توزیع شمالی درصدد توسعه مناسبات با ایالات متحده برآمده است. برگزاری نشست ١+٥ در شهر سمرقند نیز به روشنی گویای باز تعریف مناسبات ازبکستان و آمریکا در شرایط کنونی است. سومین مقصد وزیر خارجه آمریکا نیز آستانه قزاقستان بود. بدون تردید، مستحکم ترین و نزدیک ترین روابط میان کشورهای آسیای مرکزی و ایالات متحده را باید روابط آستانه- واشنگتن دانست که طیف مختلفی از همکاری های سیاسی (­در چهارچوب مذاکرات راهبردی آمریکا و قزاقستان)، اقتصادی (به طور مشخص حوزه انرژی) و امنیت (مبارزه با تروریسم و افراط­گرایی) را در بر می گیرد که سطحی کاملاً متفاوت از روابط دو جانبه را در قیاس با سایر کشورهای منطقه آسیای مرکزی نشان می دهد. چهارمین مقصد وزیر خارجه آمریکا نیز تاجیکستان بود که مسائل افغانستان در کانون مذاکرات جان کری با مقامات تاجیکی قرار داشت. مرز مشترک ١٣٠٠ کیلومتری افغانستان و تاجیکستان، عملیات طالبان در بدخشان و قندوز که در مرز مشترک دو کشور روی داد و نیز مسائل داخلی اخیر تاجیکستان (تعطیلی حزب نهضت اسلامی و وقوع درگیری مسلحانه میان نیروهای امنیتی تاجیکستان با ژنرال عبدالحلیم میرزا نظرزاده، معاون وزارت دفاع تاجیکستان) موجب شده است دوشنبه به موازات گسترش مناسبات با مسکو، نگاهی جدی نیز به توسعه مناسبات با واشنگتن با هدف تامین امنیت نقاط مرزی مشترک با افغانستان داشته باشد. آخرین مقصد سفر جان کری به آسیای مرکزی نیز ترکمنستان بود که از جنبه های مختلف بسیار حائز اهمیت بود. سفر جان کری به ترکمنستان نخستین سفر وزیر خارجه آمریکا به این کشور بعد از سفر جیمز بیکر، وزیر خارجه وقت آمریکا در دولت جرج بوش پدر به عشق آباد محسوب می شود که در آن مقطع با هدف افتتاح سفارت آمریکا در فوریه ١٩٩٢ صورت گرفت. به همین دلیل، جان کری نیز در جریان سفر به ترکمنستان به این نکته این گونه اشاره نمود که «من اولین وزیرخارجه آمریکا هستم که پس از سال 1992 به ترکمنستان سفر می کنم اما من در نظر دارم سال آینده میلادی (2016) سفر دیگری به ترکمنستان داشته و امیدوارم که فرصت بیشتری داشته باشم از این کشور بازدید و گفت و گوهایی که هم اکنون شروع کردیم را به صورت گسترده ادامه بدهیم». علاوه بر موضوع تحولات افغانستان که موجب نگرانی شدید ترکمنستان است، توسعه مناسبات آمریکا و ترکمنستان به ویژه در حوزه انرژی از مهم ترین محورهای مذاکرات جان کری در عشق آباد بود. انتظار واشنگتن حضور موثرتر ترکمنستان در تامین انرژی افغانستان، پاکستان و هند به ویژه خط لوله گاز تاپی است که در راستای دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ­» و «استراتژی راه ابریشم جدید» از سوی ایالات متحده دنبال می شود.
 
٧- هرچند بسیاری از ابعاد شکلی و ماهوی سفر جان کری به منطقه آسیای مرکزی، جدید و تا حدودی      بی سابقه بود، اما سایه سنگین موضوعات سنتی چالش برانگیز یعنی دو مقوله وضعیت «دموکراسی» و «حقوق بشر» در آسیای مرکزی به مانند گذشته بر سفر وزیر خارجه آمریکا به این منطقه سایه افکنده بود. در آستانه سفر جان کری به منطقه، «بن کاردین» (Ben Cardin)، سناتور جمهوری خواه ایالت مریلند و عضو ارشد کمیته مناسبات خارجی سنا که از جدی ترین مخالفان توافق هسته­ای ایران و 1+5 نیز به شمار می رود، در نامه ای خطاب به وزیر خارجه آمریکا خواستار توجه جدی جان کری به وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در این منطقه به ویژه وضعیت زندانیان سیاسی شد. در این نامه از جان کری خواسته شد در دیدار با رهبران منطقه از وضعیت افرادی چون ولادمیرکوزلوف (Vladimir Kozlov)، رهبر سابق یکی از احزاب مخالف قزاقستان [3]، قول­ گلدی آنّانیازاف (Gulgeldy Annaniyazov)، از فعالان حقوق بشر ترکمنستان [4]، عظیم جان عسکر‌اف (از فعالان سیاسی قرقیزستان)، زید سعیداف (Zaid Saidov)، موسس حزب تاجیکستان نو [5] و محمد بکجانف (Muhammad Bekjanov)، از زندانیان سیاسی باسابقه ازبکستان [6] به صورت شفاف صحبت کند و زمینه آزادی آنان را فراهم سازد. «کمیته حمایت از روزنامه نگاران» که مقر آن در نیویورک است، در نامه ای سرگشاده در 28 اکتبر 2015 از وزیر خارجه آمریکا درخواست کرد که در دیدار با روسای جمهوری کشورهای آسیای مرکزی، موضوع سرکوب و سانسور رسانه ها را مطرح کند. اما با وجود همه انتقادات و درخواست ها، در جریان سفر جان کری بار دیگر ملاحظات سیاسی، نیازهای ژئوپلیتیکی، منافع اقتصادی و ضرورت های ثبات و امنیت بر دو مقوله وضعیت «دموکراسی» و «حقوق بشر» در آسیای مرکزی غلبه کرد و وزیر امور خارجه آمریکا از بیان صریح این موضوعات و موضع گیری در قبال روند اقتدارگرایی و نقض حقوق بشر در این منطقه خودداری نمود.

8- آخرین بعد مهم سفر جان کری به آسیای مرکزی را باید نقش و جایگاه این سفر در رقابت های منطقه ای و بین المللی آمریکا و روسیه جستجو کرد. برخلاف برخی دیدگاه هایی که معتقد هستند به دنبال بحران اوکراین و سوریه، واشنگتن درصدد گشودن جبهه سومی از تقابل و تنش با مسکو در سطح منطقه آسیای مرکزی است، اینگونه به نظر می رسد که منافع ایالات متحده در مقطع کنونی به ویژه در رابطه با آینده تحولات افغانستان، وضعیت شبکه توزیع شمالی و مباحث مرتبط با حوزه انرژی، اقتضا نمی­کند که ایالات متحده درصدد اتخاذ چنین رویکردی باشد. هر چند این امر به معنی نفی کشمکش و رقابت سنتی آمریکا و روسیه در این منطقه نیست. روس ها پس از تعطیلی دو پایگاه نظامی خان آباد ازبکستان و ماناس قرقیزستان که عملاً به حضور نظامی آمریکا در منطقه آسیای مرکزی پایان داد، اقدام به تمدید فعالیت پایگاه کانت قرقیزستان تا سال ٢٠٣٢ و پایگاه موتوری 201 تاجیکستان تا سال ٢٠٤٢ نمودند که به روشنی گویای اهداف بلندمدت و راهبردی روسیه برای تثبیت و تضمین حضور سنتی در این منطقه است. در مقابل، ایالات متحده نیز در صدد است تا ضمن حفظ و گسترش روابط دو جانبه با کشورهای آسیای مرکزی، مکانیسم های چند جانبه مختلفی را برای حفظ کشورهای این منطقه در مدار سیاست خارجی آمریکا به اجرا بگذارد که اجرای دو طرح «آسیای مرکزی بزرگ­» و «استراتژی راه ابریشم جدید» و نیز شکل گیری چهارچوب جدیدی با عنوان C5+1 (پنج کشور آسیای مرکزی و آمریکا) از بارزترین مصادیق آن به شمار می رود.
 
 

نویسنده: ولی کوزه ­گر کالجی - پژوهشگر ارشد معاونت پژوهش های روابط بین الملل در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
 
 
[1]. Ross Wilson, “It’s time for U.S. President to visit Central Asia”, Dinu Patriciu Eurasia Center at the Atlantic Council, Washington, June 30, 2012.
[2].عظیم جان عسکراف، از فعالان قرقیزی، به اتهام ایجاد آشوب میان اقوام قرقیز و ازبک در درگیری های سال 2010 و به جرم مشارکت در قتل یک پلیس به حبس ابد محکوم شد.
[3]. ولادیمیر کوزلوف رهبر مخالفان حکومت قزاقستان به اتهام  سازماندهی تظاهرات برای سرنگونی حکومت نورسلطان نظربایف، رئیس جمهوری قزاقستان در مهرماه سال 1391 به هفت سال و نیم حبس محکوم شد.
[4]. قول­ گلدی آنّانیازاف در ژوئن 2008 در ترکمنستان بازداشت و به 11 سال زندان محکوم شد.
[5].زید سعیدف رئیس حزب تاجیکستان نو در 11 ماه می 2013، هنگام بازگشت از سفر دولتی اروپا در فرودگاه دوشنبه بازداشت و برای وی به اتهام فسادهای مالی پرونده قضایی تشکیل شد.
[6]. محمد بکجانف در سال 1999 به پانزده سال زندان محکوم شد. در حالی که در سال 2013 انتظار می رفت وی مشمول عفو بخشودگی واقع شود، به اتهام عدم رعایت قوانین زندان به تحمل پنج سال حبس اضافی محکوم شد.
کد مطلب: 868