تئاتر؛ كالايي مهم در سبد خريد خانواده‌ ها روس

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۷
Share/Save/Bookmark
 
تئاتر؛ كالايي مهم در سبد خريد خانواده‌ ها روس
 
ایراس؛ روسیه در همسایگی ايران و با مساحتي بالغ بر ۱۷۰۷۵۴۰۰ كيلومتر مربع، با وسعتي نزديك به ۱۱.۵ درصد خشكي‌هاي كره‌ي زمين بزرگترين كشور جهان محسوب مي‌شود و دارای فرهنگی بسیار والا و غنی است. اين كشور با در نظر گرفتن وسعت آن به دو بخش اروپايي و آسيايي تقسيم شده كه سلسله كوه‌هاي اورال آنها را از يكديگر جدا كرده است. در بخش شمالی دارای فرهنگی اروپایی است با مرکزیت پیتربورگ که از لحاظ ادبیات پیرو غرب (هلند، آلمان و فرانسه) است و در بخش جنوبی دارای فرهنگی است آسیایی با مرکزیت مسکو، که بیشتر گرایش به ادبیات ملی روسیه دارند. وجود مکتب‌های مختلف نقاشی روسی، معماری باروک، روکوکو و سبک گوتیک استالین، موسیقی روسی و آهنگ‌سازان بزرگی چون پیوتر ایلیچ چایکوفسکی و میخائیل گِلینکا، هنر سینما و فیلم‌سازانی چون آندری آرسن‌یِویچ تارکوفسکی و سرگِی میخائیلویچ آیزنشتاین، همگی بیانگر فرهنگ والای این کشور است.


نگاهي بر ادبيات نمايشي روسيه

ادبیات روسیه تاثیر ارزشمندی بر ادبیات جهان گذاشته است. آنتون پاولوویچ چخوف، آلکساندر سرگویچ پوشکین، لف نیکالاي‌یِویچ تالستوی، فیودور میخایلوویچ داستایِفسکی، میخائیل آفاناسی‌یویچ بولگاکوف و... نویسندگان بزرگی از سرزمین روسیه هستند که آثار آنها بارها به زبان‌های مختلف در کشورهای بسیاری منتشر شده‌است. ادبیات روسیه در قرن دهم با پذیرش مسیحیت تحت تاثیر قرار می‌گیرد و در قرن سیزدهم با تصرف این کشور توسط مغول‌ها دچار چالش شده و به شدت از اروپا عقب می‌افتد، اما برخی نویسندگان همچنان روحیه‌ی مذهبی خود را حفظ کرده و با انقلاب کمونیستی، ادبیات روسیه دچار یک دوگانگی می‌شود. این مذهب‌گرایی تا قرن هجدهم تا زمان پترکبیر که غرب‌گرایی جایگزین آن می‌شود، در آثار روسی به‌چشم می‌خورد. پترکبیر خود را تزاری فرهنگی می‌دانست و تحت تأثیر فلسفه‌ی لایبنیتس بود. ادبیات روسیه از ابتدا گرایشی رئالیستی داشت که از شرایط زندگی مردم و فقر آن‌ها ناشی می‌شد. بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ نیز ممنوعیت حکومتی، نویسندگان را مجبور به نوشتن آثار رئالیستی می‌کرد. 

در قرن‌های هجدهم و نوزدهم شاهد رواج مکتب رئالیسم انتقادی در روسیه هستیم. فاصله‌ی بین سال‌های ۱۸۲۰(زمان چاپ اولین اثر پوشکین به نام "روسلان و لودمیلا") تا ۱۸۸۳(زمانی که تورگینیف از دنیا رفت) عصر طلایی ادبیات روسیه به‌شمار مي‌رود. پرارزش‌ترین آثار ادبی عصر طلائی روسیه شامل رمان‌ها و اشعار تغزّلی است. گرچه بسیاری از داستان‌های کوتاه، خاطرات و نمایشنامه‌های این دوره نیز بسیار ارزشمندند. این دوران آغاز سلطه‌گری نثر بر نظم بود و نقد ادبی، ترجمه و روزنامه‌نگاری در این دوران بروز کرد. در دو دهه‌ی نخست این دوره رمانتیسم رواج یافت و در همین سال‌ها پوشکین و لرمانتوف اشعارشان را سرودند. در سال ۱۸۴۰ کم کم واقع‌گرایی جایگزین رمانتیسم شد، حتی برخی از آخرین آثار پوشکین جلوه‌هایی از واقع‌گرایی را به تصویر می‌کشیدند. 

ظهور گُگُل و انتشار داستان "شنل" در ۱۸۴۲ شروع واقع‌گرایی در ادبیات روسیه بود. در همین سال‌ها گُگُل، تورگینف، داستایفسکی و تالستوی نمایندگان ادبی روسیه به‌شمار می‌رفتند. اغلب قهرمانان آثار پوشکین، از قشر ثروتمند و اشراف جامعه بودند، در حالی‌که گُگُل در آثار خود، قهرمانان را از طبقه‌ی فرودست جامعه انتخاب می‌کرد. 

گُگُل، بنیان‌گذار مکتب رئالیسم انتقادی در روسیه، نویسنده‌ای است خلاق با ذهنی جستجوگر. بازی‌های زبانی و سادگی نثرش، وی را از نویسندگان دیگر متمایز می‌کند. نمایشنامه‌های "بازرس" و "شنل" دو اثر معروف از گُگُل، بیانگر این ویژگی‌ها می‌باشند. او درباره‌ی نمایشنامه‌ی "بازرس" می‌گوید: "در نگارش این اثر تمام عزم خود را جزم کردم تا با جمع‌آوری تمام پلشتی‌های روسیه، در مجموعه‌ای به یک‌باره آن‌ها را به تمسخر بگیرم". 

پیرامون ادبیات نمایشی روسیه سخن بسیار است، اما به اختصار می‌توان به اوایل قرن شانزدهم اشاره کرد که بر اساس مناسک کلیسا نمایش‌هایی خلق شد و بعد از آن آثاری به تقلید از درام‌های آلمانی توسط گروه‌های تئاتر دوره گرد وارد روسیه شد. بعدها نمایشنامه‌هایی به تقلید از آثار پییِرکورنی و ژان راسین نوشته شد که همچنان دارای ارزش ادبی چندانی نبودند. آلکساندر پتروویچ سوماروکوف نخستین درام کامل روسی(تراژدی خورف استوار) را به رشته‌ی تحریر درآورد. "باریس گادونوف" از مهم‌ترین آثار نمایشی پوشکین، یکی از نخستین آثار در زمینه‌ی تراژدی رومانتیک روسی است.
 
کشورهای غربی از طریق آثار ایوان سرگیویچ تورگینیِف با ادبیات روسیه آشنا شدند. وی شاعر، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس بود که رابطه‌ای دوستانه با تالستوی داشت، اما بعدها این رابطه تیره شد به‌طوری که در سال ۱۹۷۳ تالستوی به وی پیشنهاد دوئل داد. از دیگر افراد مؤثر در ادبیات نمایشی روسیه، چخوف بود که با اجرای نمایش "مرغ دریایی" در سال ۱۸۹۷ به شهرت رسید. این درحالی بود که همین اثر از او دو سال قبل از آن در تئاتر آلکساندریسکی واقع در پیتربورگ به اجرا درآمد، اما به دلیل استقبال بسیار کمی که از این نمایش شد، چخوف در میانه‌ی سومین اجرای نمایش سالن را ترک کرد و سوگند یاد کرد که دیگر برای تئاتر چیزی ننویسد، اما همان اثر با بازی بازیگران حرفه‌ای تئاتر مسکو، وی را به شهرت رساند. تا کنون آثار چخوف به هفتاد و سه زبان دنیا ترجمه شده‌اند. 

تئاتر روسیه همچون ادبیات آن تأثیری شگرف بر تئاتر جهان دارد. تا قبل از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ تئاتر با وجود افرادی چون کانستانتین سرگِی استانیسلافسکی، وسه والود مِیِرهولد، آلکساندر تایروف و یوگنی باگراتینوویچ واختانگوف دوران طلایی خود را سپری می‌کرد. در دوران استانیسلافسکی کمک شایانی به رشد واقعی هنر صحنه‌ای شد. او می‌خواست از راه تئاتر، شادی و خوشبختی را وارد زندگی طبقه‌ی فقیر کند. او تلاش می‌کرد تا هنر را هرچه بیشتر به زندگی نزدیک کند، به همین منظور سیستمی علمی برای پرورش بازیگر ایجاد کرد که بیانگر قوانین عینی خلاقیت هنر بازیگر بود. برشت در این زمینه می‌گوید: "سیستم استانیسلافسکی مترقی است به دلیل آنکه سیستم است". 

میرهولد می‌کوشید تا بازیگرانش را به عروسک‌هایی تبدیل کند که به قول مارک سلونیم، تماشاگر را به یاد وزن لالایی‌های فرانسوی بیندازد. هر کدام از اجراهای او کاری گستاخانه بود و تئاتر را از واقع‌گرایی دور می‌کرد، اما این اجراها تماشاگرانی خاص داشتند و نتوانستند توجه عام را جلب کنند. میرهولد مدام در پی شکستن دیوار بین صحنه و تماشاگر بود. او بازیگران خود را میان تماشاچیان می‌برد و گاهی صحنه‌ی نمایش خود را طوری طراحی می‌کرد که تماشاچیان در صحنه حضور داشته باشند. این اقدام او انقلاب بزرگی بین تماشاگران ایجاد کرد و با استقبال زیادی روبه‌رو شد، به طوری‌که بعضی از تماشاگران بار اولی که به تئاتر می‌رفتند، برای تماشای نمایش میرهولد بود. 

بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، افول ادبیات بر تئاتر نیز بی‌تأثیر نبود. مارکسیست‌ها با توجه به تجربه‌ی آلمان‌ها و تکیه بر سیستم تئاتر تربیتی برشت، تئاتر را برای تثبیت حاکمیت خود انتخاب کردند. در طی پنج سال نخست بعد از انقلاب اکتبر، صد و بیست و پنج گروه تئاتری در شوروی تشکیل شد که این امر توجه مردم را به تئاتر معطوف داشت و مردم کمتر به هنرهای دیگر روی می آوردند. با این سیاست کمونیستی که برای تئاتر اتخاذ شده بود، در مدت کمی تئاترهای خصوصی زیر نظر کمیته ی دولتی تعلیم و تربیت قرارگرفتند و تئاتر مسكو به عنوان پايتخت تئاتر روسيه، زيرنظر شوراي عالي انقلاب روسيه قرار گرفت. این امر باعث شد که تئاتر، دیگر به عنوان یک هنر مطرح نباشد و به اين ترتيب اقتدار تئاتر در اين كشور از بين رفت. آثار مایاکوفسکی و گورکی که در این دوران به شدت تحت تأثیر حاکمیت بود، ترجمه شده و به کشورهای دیگر فرستاده می‌شد. 

تا قبل از جنگ جهانی دوم در نمایشنامه‌ها فقط قهرمان خوب وجود داشت و کشمکشی که باید بین قهرمان خوب و بد صورت گیرد، بین قهرمان خوب و خوب‌تر صورت می گرفت. اما بعد از جنگ جهانی دوم آلمان‌ها به عنوان قهرمان منفی وارد آثار شدند و به دستور ژوزف استالین، آثار کلاسیک روسی تنها به شرطی اجازه‌ی نشر داشتند که در جهت دشمنی با آلمان‌ها باشند. در دوران نیکیتا سرگیویچ خروشچف شاهد رشد دوباره‌ی نمایشنامه‌نویسی در شوروی هستیم. ظهور نمایشنامه‌نویسانی چون آلکساندر وانپیلوف که بنیان‌گذار نمایشنامه‌های کمدی-تراژیک بود، شوروی آن زمان را به دوران چخوف بازگرداند. در زمان خروشچف زندگی مادی مردم سروسامان یافته و مردم برای سرگرمی به تئاتر می‌رفتند.


فرهنگ مردم روسيه در ارتباط با تئاتر

این روند تاریخی در تئاتر روسیه، امروزه به جایی رسیده است که دیدن نمایش برای هر شهروند روسی نیازی است غیرقابل انکار. ساختمان بالشوی تئاتر که درحال حاضر با ۸ ستون، در میدان تئاتر مسکو واقع شده و در ایوان بالای آن کالسکه "آپولون" به چشم می خورد، چهار طبقه دارد که هر کدام از این طبقات شامل قسمت‌های متنوعی است. یکی از مهم‌ترین تالارهای آن، تالار بالشوی تئاتر است که بیش از ۲۱۳۵ نفر را در خود جای می‌دهد و هر یک از صحنه‌های آن به اندازه‌ی یک تالار بزرگ است. تالار بتهوون در طبقه‌ی دوم این مجموعه، در ابتدا سرسرای تزاری به شمار می‌رفت و عموم اجازه بازدید از آن‌را نداشتند، اما پس از انقلاب کمونیستی در سال ۱۹۲۱، یک نمایش کوچک در این تالار اجرا شد و این سالن برای تمرین ارکسترها اختصاص داده شد و با اجرای یک کنسرت عمومی در سال ۱۹۸۰ در این سالن، رسم برگزاری تئاتر در این تالار احیاء شد. 

سیستم آکوستیک منحصر به فرد این سالن برای شنوندگان کنسرت بسیار عالی ترتیب داده شده و ظرفیت پذیرش ۳۲۰ مهمان را دارد. مجموعه‌ی بالشوی تئاتر، یکی از زیباترین و بزرگترین سالن‌های تئاتر جهان محسوب می‌شود، اما با وجود عظمت این سالن، تهیه‌ی بلیت برای علاقه‌مندان بسیار دشوار است و بلیت‌ها معمولا از مدت‌ها قبل رزرو می‌شوند. 

خرید و فروش بلیت‌های بازار سیاه در این‌جا بسیار رایج است و اگر برای تهیه‌ی بلیت نمایشی همان روز اقدام کنی، باید چند برابر قیمت اصلی بلیت (که آن هم ارزان نیست) به افرادی که اطراف سالن پرسه می‌زنند بپردازی. جالب اینکه تعداد افرادی که حاضر به این کار هستند کم نیست تا مبادا دیدن نمایش مورد علاقه‌شان را از دست دهند. با این حال سالن‌های بسیار دیگری برای دانشجویان و اقشار کم‌درآمد جامعه وجود دارد و حتی در سرتاسر خیابانی به نام "استاری آربات" در مسکو، نمایش‌های خیابانی و اجراهای زنده‌ی موسیقی توسط جوانان می‌تواند ساعت‌ها مردم را به خود مشغول کند. 

برای دیدن یک اجرای تئاتر کلاسیک و یا باله، تماشاگران باید با لباس رسمی وارد سالن نمایش شوند و علت این کار را احترام به بازیگران و احترام به هنر تئاتر می‌دانند. آن‌ها هنگام ورود به سالن، لباس روی خود را به بخش تحویل لباس می‌سپارند تا در طول نمایش به آسودگی شاهد اجرا باشند. در سالن‌های بزرگی که دیدن بازیگران از تمام قسمت‌های سالن برای تماشاگر امکان‌پذیر نیست، قبل از ورود دوربین‌های مخصوص در اختیار هریک از آن‌ها قرار می‌گیرد تا حرکت، میمیک و رفتار بازیگران را به طور دقیق نظاره‌گر باشند. با این نگاه اجمالی به تاریخ فرهنگ و تئاتر روسیه می‌توان علت این ‌همه استقبال از تئاتر در جامعه‌ی امروز روسیه را دریافت.

نويسنده: مرضیه موسوی، عضو شوراي فرهنگي ايراس؛


پایان متن/
کد مطلب: 13