گزارش کامل نشست «اوراسیای بزرگ: زمینه های همکاری و تهدیدات پیش رو»

«مسئله اصلی در گسترش روابط ایران و روسیه، فقدان شناخت کافی بین دو طرف است»

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۴۴
Share/Save/Bookmark
 
در ادامه سلسله نشست های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، عصر سه شنبه ١٢ بهمن ماه ١٣٩٥ نشست «اوراسیای بزرگ: زمینه های همکاری و تهدیدات پیش رو» با حضور دکتر ولادیمیر یاکونین، معاون سابق وزارت حمل و نقل روسیه و رئیس هیأت امنای «موسسه تحقیقاتی گفت وگوی تمدن ها» و دکتر جهانگیر کرمی استاد دانشگاه تهران در محل موسسه برگزار شد و مسایل پیرامون اوراسیای بزرگ و مشکلات پیش روی آن، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. متن کامل مباحث این نشست تقدیم علاقمندان شده است + PDF ...
 
ایراس: در ادامه سلسله نشست های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، عصر سه شنبه ١٢ بهمن ماه ١٣٩٥ نشست «اوراسیای بزرگ: زمینه های همکاری و تهدیدات پیش رو» با حضور دکتر ولادیمیر یاکونین، معاون سابق وزارت حمل و نقل روسیه و رئیس هیأت امنای «موسسه تحقیقاتی گفت وگوی تمدن ها» و دکتر جهانگیر کرمی استاد دانشگاه تهران در محل موسسه برگزار شد و مسایل پیرامون اوراسیای بزرگ و مشکلات پیش روی آن، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. متن کامل مباحث این نشست از قرار زیر است:
 
دریافت متن کامل (PDF)
 
دکتر محمود شوری، رئیس جلسه: موضوع بحث امروز در ارتباط با حوزه اوراسیا است. همچنین ارتباطی که این حوزه می تواند با حوزه خاورمیانه و آسیا غربی داشته باشد. ایران و روسیه دو کشوری هستند که در حوزه های منطقه ای ، دوجانبه و هم حوزه های بین المللی ارتباط خیلی گسترده ای با یکدیگر دارند. در اینجا لازم است از بحث های دو جانبه اگر چه دارای اهمیت هستند، بگذریم و تلاش نماییم درباره روابط دو جانبه ایران و روسیه در سطح بین الملل و در سطح منطقه ای گفتگوی بیشتری داشته باشیم. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرت های تعیین کننده در آسیای غربی و خاورمیانه محسوب می شود. فدراسیون روسیه هم بعنوان یک قدرت بزرگ جهانی ، قدرت تعیین کننده-ای در حوزه اوراسیا است. اگر چه حوزه خاورمیانه درگیر و گرفتار چالش های زیادی می باشد، ولی به اعتقاد من حوزه اوراسیا یکی از حوزه های مناطق در حال ظهور در سطح جهانی است. حتماٌ حوزه اوراسیا در آینده ، در اقتصاد و سیاست جهانی نقش تعیین کننده تری ایفاد خواهد نمود. به هرحال هر گونه گفتگویی بین ایران و روسیه می تواند گفتگوی بین دو منطقه هم تلقی گردد. بر این اساس از دکتر ولادیمیر یاکونین، معاون سابق وزارت حمل و نقل روسیه و رئیس هیأت امنای «موسسه تحقیقاتی گفت وگوی تمدن ها»  و آقای دکتر جهانگیر کرمی استاد دانشگاه تهران درخواست می کنیم دیدگاه خودشان را ارائه کنند. در پایان هم فرصتی برای پرسش و پاسخ خواهد بود.
 
دکتر یاکونین: زمان زیادی است که ما یکدیگر را می شناسیم. برنامه گفتگوی تمدن ها در سطح جهانی، پانزده سال است که وجود دارد. از سال گذشته از آنجا که من از مسوولیت های دولتی خود آزاد شده ام و دیگر هیچ گونه مسوولیت دولتی و نیمه دولتی را ندارم، برای من این امکان فراهم شده است که بتوانم به صورت دائمی فعالیت های موسسه جهانی گفتگوی تمدن ها را دنبال کنم. از آنجایی که بحث گفتگوی تمدن ها مربوط به تمامی تمدن ها می شود، از جمله موسسه گفتگوی تمدن ها که در برلین پی ریزی شده و از اقوام مختلف از جمله روس، امریکایی، آلمانی، فرانسوی، و سایر اقوام مختلف در آنجا حضور دارند. بر این اساس قبل از وارد شدن به مبحث امروز یعنی «اوراسیای بزرگ؛ زمینه های همکاری و مشکلات پیش رو»، باید گفت ما در دهکده جهانی زندگی می کنیم و بدون در نظر گرفتن رشد و توسعه کلی و همگانی تمدن ها، نمی توانیم به رشد تمدن بشریت دستیابی پیدا کنیم.
 
سیاست مداران ایران و چین با یکدیگر روابط نزدیکی را دارند، اما سیاست مداران چینی درکی از اوراسیای بزرگ ندارند و این مساله برای دوستان چینی زنگ خطری است. از سوی دیگر این سوال مطرح است که جهت گیری سیاست های روسیه، آیا از سمت شرق به غرب تغییر خواهد نمود. سعی من در تمام سخنرانی ها و فعالیت هایی که در مراکز گفتگوی تمدن ها دارم، بر این است که این مساله را توضیح و نشان بدهم و ثابت کنم که در بحث اوراسیای بزرگ، سیاست کشور بزرگی مانند روسیه و یا ایران، و یا هر کشور دیگری مطرح نیست. در یکی از سخنرانی هایی که داشتم، درباره جهت گیری سیاست های آلمان تشریح کردم که در واقع این یک نوع مازوخیسم یا خود آزاری است. چرا من اسم این را خود آزاری سیاسی گذاشتم، در واقع سیاست های لیبرال اروپایی و همچنین جهت گیری هایی که داشته اند، در مقابل با فرهنگ و تمدن شرقی و در گستره و ارتباط با غرب بود و به همین دلیل ضد ارزش محسوب می شود. می خواهم توضیح بدهم دلیل اتفاقی که بین روسیه و اروپا افتاد و تغییر و اختلافاتی که پیش آمد چه چیزی است. هیچ کدام از سیاست مداران اروپایی باور نمی کنند که تانک های روسی وارد شهرهای اروپای شرقی مانند استونی و لیتونی بشوند، ولی برای یک عده ای ایجاب می کند که تنش های بین مرز روسیه و اتحادیه اروپا حفظ گردد. قذافی در سالهای آخر حکومت خود برای چه کسی ایجاد مزاحمت می کرد. بر عکس لیبی نقش یک دیوار حائلی را بازی می کرد که آن قسمت فقیر وعقب افتاده افریقا را از قسمت اروپایی و پیشرفته و ثروتمند جدا می کرد و در نهایت با از بین رفتن این مرز، این جمعیت به اروپا سرازیر شدند. منافع چه کسی ایجاب می کرد که مانع همکاری ها و همگرایی های اقتصادی روسیه و آلمان شود. دلیل این چه بود و چه کسی از این بابت متضرر می شد؟!
 
دیدگاه های اقتصادی نشان می دهد اقتصاد اروپا با دو کشور رقابت دارد؛ یکی ایالات متحده امریکا و دیگری تا حدودی کشور چین است. بنابر این همکاری های اروپا و روسیه، برای امریکا ناخوشایند و خطر ساز بود. بنابراین  از دیدگاه روسیه، این رقیب اروپا یعنی آمریکا است که از خراب شدن روابط اقتصادی بین روسیه و کشورهای اروپایی سود می برد. به یاد دارید که در مارس سال 2008 بهترین نمایندگان اقتصادی سیاست های اقتصادی فوق العاده ای را پیشنهاد دادند. سه ماه بعد از آن مساله، در ابتدا ما با بحران مالی روبرو شدیم و بعد از آن هم بحران اقتصادی مالی فراگیر شد. بالاخره هم به این نتیجه رسیدند که یک کار سیستماتیک بود. امروز ما شاهد نتایج انتخابات ریاست جمهوری امریکا هستیم و امیدواریم که سیاست های اقتصاد جهانی توسعه یابد. سعی ما در مرکز گفتگوی تمدن ها بر این است ، چون مدل های قدیمی برای پیشرفت توسعه جهانی دیگر کاربرد نخواهند داشت و ما نیز مدل لیبرال توسعه جهانی را رد می کنیم ، مدل های جدیدی را برای توسعه جهانی شدن ، پیشنهاد دهیم. سال گذشته ما در سوئیس یک نشستی را برگزار کردیم که نام آن«سیاست یا پدیده جهانی شدن بر علیه سیاست منطقه ای شدن» بود. در آن زمان مسائلی مانند منافع ملی اروپا، استقلال این دولت ها، کلمات نامطبوعی به حساب می آمدند. امروز وزیر سابق کشور آلمان اعلام می کند پایان توسعه جهانی شدن فرا رسیده است. ما فکر می کنیم مدلی که برای آینده این مساله پیش بینی و در نظر گرفته شده، شامل بخش های مختلفی است. بخش بزرگان و صاحب نظران، و اگر بخواهیم از امریکا شروع کنیم و اگر آقای ترامپ در مدت زمان زیادی در راس کار بماند، نخبگان و صاحب تفکرات اقتصادی امریکا مخالف این سیستم فعلی گسترش جهانی هستند. متخصصان سیاسی اقتصادی جهان امروز معتقد به دنیای چند قطبی با مراکز مختلف هستند.
 
موضوع تحقیقات و فعالیت هایی که ما انجام می دهیم به صورت تئوریک است و می تواند بعنوان منبع و پایه گذار مدل آینده توسعه جهانی باشد. البته اوراسیای بزرگ هم یکنواخت نیست. چین یک کشور بسیار توسعه یافته و صاحب قدرت است و متخصصین و کارشناسان پیش بینی می کنند که تا سال 2020، تولید ناخالص ملی این کشور سهم 15 الی 20% از سطح تولید ناخالص جهانی را داشته باشد و اقتصاد امروز امریکا که 20 الی 21% تولید ناخالص ملی جهانی را در اختیار دارد، تا 15% کاهش پیدا کند. در واقع ما با فرهنگ و سیستم تفکری آنگلوساکسون-های امریکایی آشنا هستیم. درچارچوب توسعه جهانی و جهانی شدن، امریکایی ها هیچ گاه نخواهند پذیرفت که در مرحله دوم قرار بگیرند و امریکا تمام سعی خودش را خواهد نمود که در سطح اقتصاد و سیاست جهانی با پیدا نمودن متحدین و همکاری های مختلف ، بتواند در سطح بالا و به صورت یک ابر قدرت باقی بماند. در ارتباط با این مساله ما همکاری های اقیانوس آرام و همچنین پیمان آتلانتیک (ترانس آتلانتیک) را داریم. آنها محاسبات صحیحی داشتند، اینکه بتوانند اروپا و بخش گسترده ای از آسیا را به سمت خودشان جذب نمایند، با این سناریوهایی که پیش بینی کرده اند، اقتصاد آنها را غیر قابل شکست خواهد کرد. اما با امضاء اولین فرمان آقای ترامپ مبنی بر خروج از همکاری های اقیانوس آرام، مساله پپیچیده تر شد. چینی ها هم به خوبی به این مساله واقف هستند که نمی توانند به تنهایی با امریکا رقابت کنند. بخاطر همین چینی ها پذیرفتند که با روسیه پیمان گسترش اقتصادی و راه جدید ابریشم جدید را امضا کنند. البته می دانید که چینی ها خیلی محتاطانه با پیمان های چند جانبه جهانی برخورد می کنند.
 
همه شما با سازمان بریکس آشنایی دارید. یک راه جدید که همان راه جدید ابریشم است و این راه می تواند به سوی پیشرفت باشد و همه اینها می توانند بعنوان عناصر آینده برای گسترش جهانی شدن باشند. ما در این مسیر مشکلات زیادی را شاهد خواهیم بود. ما حتی در دوران بعد از شوروی با کشورهای جدا شده از شوروی سابق هم مشکلات زیادی را داشتیم. در منطقه قفقاز، آذربایجان و ارمنستان قرار دارند و خارج از این منطقه، ترکیه و ایران می باشند که میان این مجموعه مسائل و مشکلاتی وجود دارد. اگر بخواهیم در بحث توسعه جهانی شدن مساله اقتصاد و فرمول منطقه ای شدن را در نظر بگیریم، به نظر می آید که این پیمان اوراسیای بزرگ پیمان قابل اعتمادی است. مطمئناٌ چینی ها سعی خواهند کرد که جدا و خارج از پیمان هایی که وجود دارد، به صورت انفرادی تکروی کنند. گرچه در پیمان های بین المللی حضور دارند. همچنین اندونزی از جمله کشورهایی از اقیانوس آرام است که پیش بینی می شود رشد کند. می توانیم اینگونه تحلیل کنیم که دنیا تغییرات شگرف و بزرگی را در پیش رو دارد.
 
ما هنوز نمی دانیم که نتیجه انتخابات فرانسه و آلمان چه خواهد شد. پیروزی طرف هایی که شاید خیلی مطبوع ما نباشند، ما روی آنها خط قرمز خواهیم کشید. توسعه پروژه های زیر ساختی همچون راه ابریشم نوین و اوراسیای بزرگ ، برای ما خیلی اهمیت دارد. ما از مطلبی که آقای پوتین ارائه کردند، حمایت کامل می کنیم. این مطلب تحت عنوان همگرایی اوراسیای بزرگ است. ایشان عنوان می کنند که پیشرفت در اوراسیای بزرگ در نتیجه گسترش همگرایی، فرهنگی، ارزشی،اقتصادی و سیاسی است. اما خطری که ما را تهدید می کند چه چیزی است؟ به همان ترتیب که نمی توانید بگویید منشاء تروریسم یک کشور و یا فرهنگ بخصوص است، به همان ترتیب هم نمی توانیم بگوییم که لیبرالیسم جهان شمول ، فقط منشاء آن امریکا می تواند باشد، یا از امریکا می آید. آن هم ، متعلق به همه جهان است. بنابر این ما نمی توانیم پیش بینی کنیم در دنیای امروز که همچنان در حال تغییر و تحول است، از کدام سمت و ناحیه با خطر مواجه هستیم. تنها راه دفاع و محافظت این است که همگرایی اوراسیایی و همچنین گفتمان اتفاق بیفتد. اینکه راه و روش دیگری وجود ندارد ...
ادامه دارد ...
 
دریافت متن کامل (PDF)
 
پیش از این، گزارش تصویری این نشست نیز در سایت موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) منتشر شده است که از طریق این لینک قابل دستیابی و مشاهده است.

 
 
کد مطلب: 3032