گزارش (رویداد) ایراس

«نشست تهران و آینده بحران سوریه»

نشست تخصصی
تاریخ انتشار : يکشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۰۰
Share/Save/Bookmark
 
در ادامه سلسله نشست‌های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، نشست مشترکی به صورت ویدئوکنفرانس در روز چهارشنبه مورخ 14 شهریور ماه 1397 از ساعت 16 با حضور برخی از اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس و کارشناسان شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) با عنوان «نشست تهران و آینده بحران سوریه» به مدیریت آقایان دکتر داوود کیانی، قائم مقام موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و روسلان مامدف، مدیر برنامه شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) برگزار شد.
 

در ادامه سلسله نشست‌های علمی و تخصصی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، نشست مشترکی به صورت ویدئوکنفرانس در روز چهارشنبه مورخ 14 شهریور ماه 1397 از ساعت 16 با حضور برخی از اعضای محترم شورای علمی موسسه مطالعات ایراس و کارشناسان شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) با عنوان «نشست تهران و آینده بحران سوریه» به مدیریت آقایان دکتر داوود کیانی، قائم مقام موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و روسلان مامدف، مدیر برنامه شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) برگزار شد.
 
در این نشست مشترک، آقایان دکتر حمیدرضا عزیزی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایراس و دکتر ولی گل محمدی، استاد مدعو دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل ترکیه از طرف موسسه مطالعات ایراس و آقایان دکتر واسیلی کوزنتسف، رئیس مرکز تحقیقات عربی-اسلامی انستیتو شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه و دکتر یوری بارمین، پژوهشگر شورای امور بین‌الملل روسیه (ریاک) از طرف موسسه ریاک به ارائه دیدگاه های خود و تبادل نظر پرداختند.
 

اهم اظهارات و دیدگاه ها
 
دکتر حمیدرضا عزیزی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایراس
 
"با نگاه به وضعیت کنونی سوریه، چهار روند کنونی و مرتبط به یکدیگر وجود دارد که بر نشست سران ایران، روسیه و ترکیه در تهران تاثیر خواهد گذاشت: 1) آماده سازی ارتش سوریه و نیروهای مسلح این کشور برای آزادسازی و بازپس‌گیری ادلب؛ 2) تشدید رایزنی ها و تعاملات کشورهای ضامن آتش بس در سوریه (این نکته حائز اهمیت است که همراه شدن ترکیه با ایران و روسیه در این زمینه امر مهمی بوده است، به ویژه اقدام این کشور در به رسمیت شناختن هیئت تحریر الشام به عنوان یک گروه تروریستی که اقدام نظامی را برای روسیه و ارتش سوریه جهت هدف قرار دادن تروریست ها آسان می کند)؛ 3) اتهام زنی های کشورهای غربی و به ویژه آمریکا به دولت سوریه درباره احتمال استفاده از تسلیحات شیمیایی؛ 4) تشدید حملات اسرائیل  به سوریه (به طوریکه شاهد حمله هفته گذشته این رژیم  به فرودگاه المزه و مناطقی از حمص و حما بوده ایم)."
 
"این چهار روند به نبرد سرنوشت ساز در ادلب مرتبط است، زیرا این منطقه آخرین منطقه تحت کنترل شورشیان و تروریست ها است و کنترل یافتن ارتش سوریه بر آن، موازنه قوا میان در این کشور را میان طیف های مختلف به طور کلی دستخوش دگرگونی خواهد کرد. ناگفته نماند که همواره قبل از حملات مهم ارتش و همپیمانان سوریه، ایالات متحده و برخی از کشورهای اروپایی ادعاها در خصوص حمله شیمیایی دولت سوریه علیه غیرنظامیان را مطرح می کند."
 
"بر اساس چهار روند مذکور، انتظار می رود ایران همچون موارد اخیر در غوطه شرقی و نیز جنوب سوریه به چند دلیل، مستقیما وارد روند درگیری ها نشود: 1) حضور مستقیم نظامی ایران در میدان سوریه در زمانی بود که ارتش این کشور در چند جبهه در حال نبرد بود و اساسا بنا به درخواست دولت این کشور، ایران حضور پیدا می کرد، زیرا به حضور ایران در میدان سوریه نیاز بود. با این حال، در مواردی که ایران اطمینان دارد ارتش سوریه با حمایت هوایی روسیه قادر به دستیابی به هدف باشد، در این زمینه ورود مستقیم نمی کند؛ 2) حملات اخیر اسرائیل در داخل سوریه در حقیقت پیامی به طرف های مختلف بوده که نقش ایران در سوریه باید از آنچه که اکنون نیز هست، محدودتر شود. حضور مستقیم نظامی ایران می تواند بهانه های اسرائیل در این زمینه را بیش از پیش کند و کار آزادسازی مناطق را با دشواری مواجه سازد؛ 3) به دلیل حساسیت های موجود که آمریکا نیز پیوسته به آن دامن می زند، حضور ایران می تواند به عنوان نقش مخرب این کشور در مسائل منطقه ای تلقی شده و سبب افزایش فشارها شود. به همین دلیل، ایران ترجیح خواهد داد با خودداری از مداخله مستقیم، این بهانه را از دست آمریکا بگیرد."
 
"به طور کلی، به نظر می رسد ایران طی ماه های اخیر به تدریج تمرکز خود را از دوران جنگ در سوریه به تمرکز بر دوران پساجنگ تغییر داده است که البته حداقل دو نشانه نیز برای این مدعا وجود دارد: 1) ایران که در گذشته از مشارکت در فرایند تدوین قانون اساسی جدید خودداری کرده و این امر به دوره پس از جنگ و گذار سیاسی موکول کرده بود، اخیرا به نحو چشمگیری در چارچوب کمیته قانون اساسی سوریه با مشارکت روسیه و ترکیه فعال شده است؛ 2) در حوزه تعاملات دوجانبه با سوریه، تمرکز ایران بر موضوع بازسازی بوده است که سفر معاون وزیر راه به سوریه با هدف امضای موافقتنامه شراکت راهبردی، سفیر وزیر دفاع به دمشق و امضای قرارداد همکاری نظامی و سفر اخیر وزیر امور خارجه ایران به سوریه و تاکید بر نقش تهران در بازسازی سوریه از جمله مثال ها برای اثبات این موضوع است."
 
"هم اکنون ایران چهار ایده در زمینه بازسازی سوریه دارد: 1) فعال کردن شرکت های خصوصی در روند بازسازی سوریه به منظور فعال نگه داشتن اقتصاد در دوره ای که کشور تحت تحریم های آمریکا قرار دارد و متعاقبا بدست آوردن منافع اقتصادی از این مسیر؛ 2) حفظ نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی خود در آینده سوریه (ایران با درک واقعی از شرایط به دنبال پایگاه دائمی نظامی نبوده است. در عین حال، از طریق مشارکت در روند بازسازی نظامی سوریه نفوذ خود را حفظ خواهد کرد)؛ 3) کاهش آسیب پذیری راهبردی خود ویافتن راه های جایگزین در تعاملات بین المللی از طریق پیوند زدن ایران و عراق به مدیترانه در چارچوب طرح «کمربند و جاده» چین؛ 4) ترمیم وجهه خود و مقابله با تبلیغات سنگین غرب که نقش ایران را مخرب معرفی می کند (ایران قصد دارد نشان دهد همان طور که در دوره جنگ فعال بوده است، در دوره بازسازی نیز فعال می باشد)."
 

دکتر واسیلی کوزنتسف، رئیس مرکز تحقیقات عربی-اسلامی انستیتو شرق‌شناسی آکادمی علوم روسیه
 
"اگر دولت مرکزی سوریه بتواند کنترل ادلب را در دست بگیرد، به جرات می‌توان گفت دولت بشار اسد، بر تمامی نواحی سوریه اعمال حاکمیت کرده و ارتش این کشور کنترل امور را دست دارد و مسئله سوریه به صورت تمام و کمال از فاز نظامی به فاز سیاسی وارد شده است. غرب نگران است اگر محور آستانه و دولت مرکزی سوریه کنترل ادلب را اختیار بگیرد، نفوذ آنها در آینده سوریه به صورت چشم‌گیری کاهش یابد. بنابراین مسئله ادلب و چگونگی بازپس‌گیری آن، مسئله بسیار مهمی است. لذا، سران ایران، روسیه و ترکیه در نشست تهران با مشورت با یکدیگر درصدد آخرین هماهنگی‌ها در این باره هستند."
 
"در حالی که ترکیه در ابتدای بحران سوریه و حتی تا چندین ماه پیش نزدیک به «غرب» بود، اینک به سمت محور آستانه حرکت کرده است؛ هرچند ترک‌‌ها از ابتدا گفته بودند که مخالف با باقی ماندن بشار اسد در قدرت هستند. فعلا آنچه میان سه کشور ضامن صلح در سوریه مطرح شده این است که بشار اسد تا زمانی که سوریه به تثبیت برسد و تهدید جدی متوجه‌اش نباشد و قانون اساسی جدید تدوین می‌شود، در قدرت باقی بماند. این مسئله البته به معنای برکناری بشار اسد از قدرت نیست."
 
"روسیه پس از تسهیل پیروزی نظامی بشر اسد، درجستجوی راه حلی سیاسی برای کشمکش سوریه است تا بتواند خود را در عرصه بین المللی بعنوان برقرار کننده صلح تحمیل کند."
 
"مسکو قبل ازهر چیز، تضعیف مخالفان و معارضان را مد نظر قرار داده است و از نبرد حلب به عنوان الگواستفاده میشود. هر چه بیشتر مخالفان ضعیف شوند، آنها رغبت بیشتری برای سازش نشان خواهند داد. در واقع، بواسطه پیروزی نظامی، مخالفین بالاجبار گفتگو با بشار اسد را خواهند پذیرفت."
 

دکتر ولی گل محمدی، استاد مدعو دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل ترکیه
 
"در خصوص منطقه ادلب، ایران سه گزینه پیش رو دارد: 1) مذاکره برای دستیابی به صلح؛ 2) عملیات گسترده نظامی؛ و 3) گفتگوهای موازی با عملیات نظامی در قیاس کوچک. تحولات میدانی و سیاسی در سوریه حاکی از آن است که هیچ دستاورد سیاسی بدون پیش روی نظامی برای تصرف و بازپس گیری سرزمین ممکن نخواهد بود."
 
"ترکیه به دو دلیل مخالف  عملیات نظامی در ادلب است: 1) ادلب بسیار به مرز ترکیه نزدیک است و در صورت بروز درگیری، نردیک ترین مقصد برای ساکنان منطقه، مرزهای ترکیه خواهد بود. 2) برآوردهای حکایت از آن دارد که بالغ بر 60 هزار جنگجو و تروریست در داخل و حومه ادلب مستقر هستند که بالغ بر یک چهارم از این تعداد تروریست از کشورهای خارج از منطقه آمده اند. چنانچه این تروریست ها قصد خروج از منطقه را داشته باشند، الزاما باید از خاک ترکیه عبور کنند و همین یک تهدید جدی تروریستی برای این کشور به شمار خواهد آمد."
 
"ترکیه در خصوص نبرد ادلب با دو گزینه رو به رو است: 1) حمایت کامل از تروریست ها از طریق مداخله نظامی در سوریه به منظور ممانعت از پیش روی ارتش سوریه که البته سنگین ترین و بدترین هزینه ها را می تواند برای این کشور به همراه داشته باشد. در واقع، این گزینه دارای دو پیامد برای آنکارا است: نخست آنکه ترکیه با حمایت از تروریست ها عملا از ابتکارهای سوچی و آستانه خارج شده است و دوم اینکه ترکیه با حمایت از تروریست ها، تاثیرگذاری خود بر آینده معادلات سوریه را تا حد زیادی از دست خواهد داد. 2) همکاری با روسیه و ایران برای یافتن راه حلی بر بحران سوریه. با توجه به تشدید تنش ها بین ترکیه و غرب، به نظر این بهترین گزینه برای آنکارا به شمار می آید."
 
"در خصوص آینده سوریه پس از پایان منازعات، چهار سناریو وجود دارد که پیش از توجه به این سناریوها باید به دو عدم قطعیت کلیدی و سوال جدی پاسخ داد. نخست، با فرض آنکه عملیات ادلب آخرین مرحله از عملیات های نظامی به شمار آید، آیا سطح تنش های نظامی در سوریه افزایش خواهد یافت یا کاهش؟ این سوال و عدم قطعیت از این جهت حائز اهمیت است که هم اکنون شرق فرات و جنوب شرقی سوریه تحت اختیار و نظارت نیروهای آمریکایی است. دوم، چه بواسطه نقشه راه سیاسی جامع یا استفاده از زور، وضعیت حکمرانی در سوریه به چه صورت خواهد بود؟ آیا حکمرانی در سوریه به سمت چندپارگی بیشتر خواهد رفت یا اینکه شاهد تمرکز قدرت در این کشور خواهیم بود؟"
 
بر اساس این عدم قطعیت و این سوالات مطرح شده، چهار سناریو برای آینده سوریه می توان متصور بود: 1) سناریو «خشونت کم و تمرکز قدرت»؛ 2) سناریو «خشونت زیاد و تمرکز قدرت»؛ 3) سناریو «خشونت زیاد و تمرکز زدایی از قدرت»؛ و 4) سناریو «خشونت کم و تمرکز زدایی از قدرت».
 
"در خصوص این سناریوها، چهار نکته حائز اهمیت است: 1) ادامه درگیری ها حتی در خوشبینانه ترین سناریوها بسیار محتمل خواهد بود؛ 2) هرچه منازعات بیشتر ادامه پیدا کند، شناس تمرکززدایی و چندپارگی قدرت در سوریه بیشتر خواهد شد؛ 3) عامل بی ثبات کننده دیگر در آینده سوریه تنش ها بین دولت سوریه و کردها است. با توجه به اینکه سوریه و کردها از سوی قدرت های خارجی متفاوتی حمایت می شوند. این موضوع باعث خواهد شد تا جنگ درون و فراتر از سوریه ادامه و استمرار یابد؛ 4) فقدان حکومت و حکمرانی فراگیر بعلاوه وجود شورای های محلی متعدد عامل بی ثبات کننده دیگری در سوریه در دوران پس از منازعه و جنگ به شمار می آید."
 
"هم اکنون که در جنگ در سوریه رو به پایان است، ایران و روسیه باید بحث ها در خصوص تدوین راهبردی به منظور پیروزی صلح و نه صرفا پیروزی جنگ را آغاز کنند."
 

دکتر یوری بارمین، پژوهشگر شورای امور بین‌الملل روسیه (ریاک)
 
"فکر می‌کنم تا حالا کاملا آشکار شده که روسیه به این راحتی از شریکانش دست نمی‌کشد. اگر اینطور بود، روسیه خیلی وقت پیش بشار اسد و ایران را رها می‌کرد."
 
"مفاد توافقنامه‌های مناطق کاهش تنش در سوریه حاکی از موقت بودن این توافق‌ها است و قطعنامه‌های شورای امنیت به وضوح نشان می‌دهند که هر گونه آتش‌بسی که منعقد می‌شود شامل گروه‌های تروریستی نیست و باید به مقابله با آنها ادامه داد."
 
"آمریکا برای اجرای طرح جدیدی یعنی جداسازی جنوب سوریه از شمال آن آماده می‌شود؛ این در حالی است که ادلب برای ارتش سوریه به معنای گذرگاهی برای پایان دادن به تلاش‌های جدایی‌طلبانه کردها است. به همین دلیل آمریکایی‌ها از هشدار نسبت به بروز فاجعه انسانی در ادلب به‌عنوان پوششی برای حضور تروریست‌ها در آن استفاده می‌کنند.
 
"اجتناب از جنگ و حملات نظامی در ادلب در ازای عقب‌نشینی گروه‌های مخالف به نفع نیروهای دولت سوریه خواهد بود که با حمایت روسیه به مناطق محدودی پیشروی خواهند کرد. این مناطق شامل اطراف شرقی مناطق تحت کنترل دولت در ساحل و حما است به ویژه منطقه جسر الشغور به دلیل هم‌مرزی‌اش با منطقه ساحل که با تسلط بر آن ارتش سوریه مناطق در اختیار حامیان خود را امن می‌سازد."
 
"مسکو از تلاش‌های ترکیه برای اتحاد گروه‌های میانه‌رو در ادلب در ازای پایان دادن به پرونده هیئت تحریرالشام و دیگر گروه‌های تروریستی در این استان و حومه لاذقیه و ادلب، ممانعت از هدف گرفتن پایگاه حمیمیم روسیه، افتتاح جاده از حمص به حلب، امنیت جاده میان گذرگاه شمالی السلامه، گذرگاه جنوبی نصیب در حومه شمالی حماة تا مرزهای ترکیه حمایت می‌کند."
 
"هدف نهایی روسیه کنترل کامل دولت دمشق بر خاک سوریه در مرحله‌ای است که ممکن است دو سال طول بکشد. اجتناب از درگیری در ادلب و افتتاح جاده بین‌المللی به معنای پیروزی معنوی دولت سوریه نیست بلکه به آن در پروژه بازسازی کمک می‌کند."
 

 
 برای مشاهده ویدئو کامل این نشست، اینجا را کلیک نمایید.






 
کد مطلب: 3730