نشست تخصصی ایراس

«پيمان راهبردي امريكا و افغانستان؛ ابعاد و تبعات منطقه‌اي»

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۰۲
Share/Save/Bookmark
 
تهاجم و اشغال افغانستان از سوي امريكا نه تنها مشكلاتي را براي اين كشور ايجاد كرده، بلكه چالش‌هايي را نيز در ابعاد منطقه‌اي براي كشورهاي مختلف از جمله ايران، آسياي مركزي و روسيه به ارمغان آورده است. در اين ميان، هرچند طرح خروج امريكا از افغانستان در سال ۲۰۱۴ خرسندي‌هايي ايجاد كرده، اما شائبه‌هاي امضاء پيمان راهبردي اين كشور با كابل اسباب نگراني‌هايي در منطقه شده است. نظر به اهميت اين موضوع، مؤسسة مطالعات «ايران و اوراسيا (ايراس)» در چهاردهمين نشست تخصصي خود ميزگردي را با عنوان «پيمان راهبردي امريكا و افغانستان؛ ابعاد و تبعات منطقه‌اي» با سخنراني آقاي محمد ابراهيم طاهريان، سفیر سابق جمهوري اسلامي ایران در كابل، آقاي دكتر مهدي سنايي، عضو كميسيون امنيت ملي مجلس و نیز با حضور تني چند از كارشناسان اين حوزه در روز سه‌شنبه مورخ ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ صبح در محل این موسسه برگزار شد. در اين نشست دكتر سنايي، در باب «تحولات جاري در افغانستان و روابط تهران- كابل»، طاهريان، در باب «تحولات روابط افغانستان با ناتو و امريكا، پيمان امنيت راهبردي واشنگتن كابل» ، آقاي دكتر شوري، در باب «رويكرد روسيه به افغانستان» نكاتي قابل توجه را مطرح كردند كه مشروح آن در ادامه از نظر مي‌گذرد.
«پيمان راهبردي امريكا و افغانستان؛ ابعاد و تبعات منطقه‌اي»
 
ایراس؛ دکتر مهدی سنایی در این نشست سخنران اول بود. وی گفت: افغانستان كشوري مهم در سياست خارجي ايران است و همچنان كه روندها نشان مي‌دهد فرصت‌ها و تهديدهاي زيادي از ناحيه اين كشور ايران را مورد توجه قرار مي‌دهد. روندها نيز نشان مي‌دهد كه ايران طي سه‌ دهة گذشته به انحاء مختلف با افغانستان در مسائل و موضوعات مختلف در سطوح مختلف دوجانبه، ‌منطقه‌اي و بين‌المللي درگير بوده است. با نگاهي عميق‌تر به افغانستان مي‌توان به شكست قطعي روند يك‌جانبه‌گرايي در سياست خارجي امريكا كه از دهة ۹۰ آغاز و در هزارة سوم تداوم يافت نگاه كرد. اين روند كه نمود عيني آن را مي‌تواند در جنگ عليه افغانستان و عراق ديد، با ناكامي‌ نسبي امريكا در عراق و شكست بيشتر آن در افغانستان همراه شد كه همان طور كه اشاره شد مي‌توان آن را شكست قطعي اين رويه در سياست خارجي واشنگتن دانست. 

در اين ميان‌، همزماني مشكلات امريكا در افغانستان با بحران مالي در اين كشور، مقابله با استانداردهاي دوگانه واشنگتن در موضوع بهار عربي، كه بدبيني بسياري را در منطقه عليه امريكا دامن زده است را نمي‌توان ناديده گرفت.با اين ملاحظه، همچنان كه روندها نشان مي‌دهد، غرب عاجزانه به دنبال راه خروج از افغانستان است و قابل تأمل اين كه هيچ راه‌حل روشني را براي اين منظور در نظر ندارد و به ويژه ناآرامي‌هاي اخير افغانستان چالش‌هاي امريكا در اين كشور را بيش از پيش نشان مي‌دهد. مذاكرات با طالبان نيز به نتيجه مشخصي نرسيده است.

در بعد منطقه‌اي برخي تحليل‌گران بر اين باورند كه افغانستان در حال از دست دادن اهميت خود براي ناتو و امريكا است، و غرب مايل است كه مشكلات امنيتي موجود در افغانستان را به عنوان ميراثي براي كشورهاي منطقه از جمله ايران و روسيه باقي بگذارد كه در اين ميان حملات اخير عليه سفارت روسيه و ايران به روشني اين مسئله را نشان داد. 

رويكرد جديد امريكا به شرق آسيا را نيز مي‌توان متغيري جديد در روابط اين كشور با افغانستان دانست كه در اسناد نظامي و سياست خارجي واشنگتن بر آن تأكيد شده است. در اين ميان، اين مسئله را مي‌توان فرصتي براي روسيه، چين و ايران دانست كه با تحكيم امنيت بومي- منطقه‌اي به امنيت‌سازي براي منطقه و خود اقدام كنند. در اين ميان، بايد به قدرت رسيدن پوتين و تأكيد او بر رويكرد اوراسياگرايي در سياست خارجي مسكو را مورد توجه قرار داد. كه مي‌تواند به تقويت اين ديدگاه كمك كند. در اين ميان، چين كمي ابهام در خصوص اقدام در خصوص امنيت‌سازي منطقه‌اي وجود دارد، هرچند تمايل به همكاري شرقي در سياست خارجي پكن نمايان است. 

با توجه به اين بستر، دستگاه ديپلماسي ايران بايد نگاه جدي‌تري به مسئله افغانستان، ثبات و امنيت منطقه‌اي داشته باشد. بايد به اين نكته توجه داشت كه طي سال‌هاي پيشتر بستر مناسبي براي همكاري ايران و روسيه در خاورميانه فراهم بود كه طرفين از آن استفاده نكرده، و نتيجه آن اين شد كه هم‌كنون غرب تحولات اين منطقه را به نفع خود در حال رقم زدن دارد. اين مسئله مي‌تواند درسي براي سياست خارجي تهران و مسكو باشد، چرا كه هم‌اكنون بستر مناسب در افغانستان نيز فراهم است كه در صورت عدم استفاده تهران و مسكو از اين بستر، اين كشور مي‌تواند در آينده به عرصه‌اي براي تأثيرگذاري كشورهاي فرامنطقه‌اي تبديل شود. 


روابط ايران و افغانستان

در باب روابط ايران و افغانستان نيز بايد به ظرفيت‌هاي بالقوه و بالفعلي كه در اين كشور در ابعاد مختلف سياسي، امنيت، اقتصادي و فرهنگي وجود دارد نگاه جدي‌تري داشت. در كميسيون امنيت ملي مجلس كه در باب افغانستان گاهاً بحث مي‌شود، اين نكته مورد تأكيد قرار مي‌گيرد كه افغانستان آن اهميت بايسته را در سياست خارجي ايران نيافته و اين گلايه و يا به عبارتي انتظار در مجلس وجود دارد كه نبايد در دستگاه ديپلماسي كشورمان افغانستان به عنوان يك موضوع «تكراري» نگريسته شود، بلكه بايد به اين كشور و ظرفيت‌هاي و تهديدهاي موجود در آن به عنوان موضوعي اصلي، اوليه و جدي نگريست.

سپس آقای طاهری به سخنرانی پرداخت و با تاکید بر پیمان راهبردی میان افغانستان و آمریکا گفت:
همچنان كه در برخي رسانه‌هاي انعكاس يافته پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا چندي پيش ميان سفير واشنگتن در كابل و مشاور امنيت ملي افغانستان به امضاء رسيد. كه طي آن موارد مختلف ديده شده، اما موضوع استقرار پايگاه‌هاي نظامي امريكا در افغانستان به واسطه مشكلات باقي‌مانده به آينده موكول شد كه احتمالاً طي يك قرارداد مستقل و يا الحاق به قرارداد پيمان، آن نيز به زودي (احتمالاً در جريان نشست سران ناتو در شيكاگو و ميان اوباما و كرزاي) امضاء خواهد شد. در اين ميان، بايد به اين نكته اشاره كرد كه در باب پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا از سوي دو كشور اطلاع‌رساني زيادي نشده و اطلاعات موجود به صورت قطره‌چكاني در اختيار رسانه‌ها قرار گرفته است.

نياز مقابل افغانستان و امريكا عامل اصلي امضاء پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا
در مورد چرايي موافقت افغانستان با امضاء اين پيمان بايد به اين مهم اشاره كرد كه اين كشور در مسائل و موضوعات مختلف با چالش‌ها و مشكلات مختلف دست به گريبان بوده و حسب يك نگاه استوار در داخل افغانستان گروه‌هاي مختلف دولتي و مخالفين دولت در اين كشور بر اين باورند كه كابل بايد براي رفع نيازهاي خود يك تكيه‌گاه داشته باشد و در اغلب موارد اين تكيه‌گاه يك كشور خارجي بوده است. 

هم از اين رو بوده كه اين كشور مشابه چنين قراردادي را پيش از اين با هند و با برخي كشورهاي اروپايي از جمله ايتاليا بوده و همين سابقه بستر مناسب براي امضاء قرار داد مشابه با امريكا را فرآهم آورد. نكته مهمي كه در پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا وجود دارد، مصونيت نظاميان امريكايي در افغانستان بر اساس اين قرارداد است كه به تبع امضاء آن نشان مي‌دهد كه مقامات افغاني با اين مسئله موافقت كرده‌اند. بايد به اين مهم نيز توجه داشت كه در پيمان‌هاي راهبردي امريكا با كشورهاي مختلف اين بند وجود دارد و واشنگتن اين پيمان‌ها را بدون اين بند امضاء‌ نمي‌كند. 

به اين نيز بايد اشاره كرد كه سفير امريكا در افغانستان از ظرفيت بالاي مديريتي براي مذاكرات و فراهم آوردن بستر لازم براي پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا برخوردار است و همين تلاش‌ها بود كه اين مذاكرات را به نتيجه مطلوب امريكا رساند و توانست نظر موافق دولت و مخالفين دولت در افغانستان را به اين پيمان جلب نمايد. البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه مخالفين اندكي در افغانستان با امضاء اين پيمان مخالفت كردند كه از آن جمله مي‌توان به اسماعيل خان اشاره كرد. حسب اطلاعات موجود، مخالفين يا ترور فيزيكي شدند و يا اينكه همچون اسماعيل‌خان براي آنها پرونده‌سازي شد و به هر ترتيب ممكن از اين روند كنار گذاشته شدند. لذا، با طراحي خاص امريكايي‌ها مسئله حساس «مصونيت قضائي» نظاميان امريكايي در پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا نيز حل شد. 


مسئله دوم؛ پايگاه‌هاي نظامي

هرچند در نگاه اول اين گونه به نظر مي‌رسد كه ايجاد پايگاه نظامي امريكا در افغانستان با حساسيت‌هايي همراه باشد، اما واقعيت‌ها نشان مي‌دهد كه تمام گروه‌هاي افغاني با اين مهم موافق بوده و حتي به اين مسئله به عنوان يك «آرزو» نگاه مي‌كنند. در پارلمان افغانستان نيز همه مايل به امضاء اين پيمان هستند. در اين ميان، اكنون بحث‌هاي حول اين مسئله است كه پايگاه‌هاي امريكا در افغانستان ۳ يا ۵ و يا ۷ پايگاه مستقر شود. با توجه به اينكه يكي از اهداف اصلي امريكا از استقرار اين پايگاه‌ها كنترل چين، ايران، روسيه، هند و كشورهاي آسياي مركزي است، بعيد به نظر مي‌رسد كه واشنگتن به كمتر از سه پايگاه رضايت بدهد. در اين ميان، پايگاه بگرام، مهم‌ترين پايگاهي است كه امريكايي‌ها به احتمال زياد از آن استفاده خواهند كرد. 

بايد توجه داشت كه هرچند امريكا به دنبال حداكثر امتياز‌گيري از افغانستان در اين موضوع است و در سوي ديگر، دولت كرزي نيز علاقه‌مند به بالاترين‌ روابط با واشنگتن مي‌باشد. لذا، هرچند برخي گروه‌هاي داخلي در افغانستان به مسئله استقرار پايگاه‌هاي امريكايي در خاك اين كشور حساسيت نشان داده‌اند، اما نگاه كلان اين است كه اين پايگاه‌ها مي‌توان به ثبات و امنيت اين كشور كمك كند. همان طور كه اشاره شد، بايد به نيازهاي افغانستان در ابعاد مختلف به يك كمك خارجي براي تأمين ضرورت‌هاي اين كشور دقت كرد از جمله اين واقعيت كه حداكثر درآمد افغانستان حدود ۵ ميليارد دلار است (هرچند از ناحيه فروش مواد مخدر حدود ۷۰ ميليارد دلار به اين كشور سرازير مي‌شود، اما كمتر از ۵ درصد اين ميزان به دولت اختصاص مي‌يابد)، زيرساخت‌هاي اقتصادي در اين كشور به هيچ وجه وضعيت مطلوبي ندارد و وضعيت امنيتي آن نيز كه به نحو مشهودي نابسامان است. در سوي ديگر، افغان‌ها مي‌دانند كه كشورهاي ديگر از جمله روسيه نيز نمي‌توانند كمك مشابه امريكا را به اين كشور ارائه نمايند.


ايران و افغانستان

ايران طي سال‌هاي اخير كمك‌هاي زيادي به افغانستان كرده و همان طور كه روندها نشان مي‌دهد شايد به جرأت بتوان گفت كه در ميان كشورهاي خارجي ايران بيشترين كمك‌هاي را به تقويت زيرساخت‌هاي اقتصادي افغانستان كرده است. در اين ميان بايد به اختصاص ۵۰۰ ميليون دلار به افغانستان به صورت ۲۵۰ ميليون دلار وام و ۲۵۰ ميليون دلار بلاعوض اشاره كرد كه افغانستان از بخش اول (وام) استفاده نكرده، اما مبلغ دوم را دريافت و در مسائل عمراني اين كشور استفاده كرده است.
 
بايد به اين نيز اشاره كرد كه پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا در بدترين شرايط افكار عمومي افغانستان از جمله به تبع سوزان قرآن، كشتار غيرنظاميان در اين كشور امضاء شد، اما روندها نشان مي‌دهد كه افزون بر مقامات، افكار عمومي نيز واكنشي به امضاء اين پيمان نشان ندادند. به هر تقدير، به نظر مي‌رسد كه بخش اهم پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا تمام شده و تنها موضوع استقرار پايگاه‌ها باقي مانده، كه همان طور كه اشاره شد، آن نيز به احتمال زياد به زودي امضاء خواهد شد.


تأثيرات پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا

به‌رغم بدبيني‌هاي ابراز شده، به نظر مي‌رسد كه تأثيرات پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا بيش از وضع موجود نباشد. هم‌اكنون حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار نيروهاي خارجي از ۳۷ كشور جهان در افغانستان حضور دارند كه وضعيت مشخصي را از جمله به ايران و روسيه از جمله در موضوع هواپيماهاي بدون‌سرنشين ايراد مي‌كنند.
 
در سوي ديگر، بايد به اين نكته توجه داشت كه با امضاء پيمان راهبردي ميان افغانستان و امريكا شرايط حضور امريكا در اين كشور شكل مشخص‌تري خواهد گرفت از جمله اينكه مشخص خواهد شد كه اين كشور چه تعداد نيرو و در چه قسمت‌هايي از اين كشور دارد كه اين مسئله به لحاظ امنيتي براي كشورهاي همسايه افغانستان از جمله ايران كه نگراني‌هاي امنيتي از جانب اين كشور دارند، احتمالاً بهتر خواهد بود. بايد به اين نكته نيز اشاره كرده كه به نظر مي‌رسد امريكايي‌ها به اين ظرفيت رسيده‌اند كه فضا را مديريت كرده و روندها را از جمله در افغانستان براي ميان و بلندمدت به نفع خود رقم بزنند، اين در حالي است كه تا پيش از اين آنها براي رسيدن به يك مزيت هزينه‌هاي زيادي را پرداخت مي‌كردند. 

از اين جمله مي‌توان به روابط مساعد امريكا با دولت‌هاي فعلي افغانستان و پاكستان اشاره كرد، كه به‌رغم مشكلات زياد و مخالفت‌هاي داخلي بسيار، تنها با حمايت امريكا همچنان بر سركار هستند، و امريكا نيز مزيت‌هاي خود را از اين رابطه مي‌برد. لذا، آنها براي مديريت هزينه‌هاي خود در افغانستان تجربه مغتنمي به دست آورده‌اند.


روابط دوجانبه ايران و افغانستان

در روابط دوجانبه ايران و افغانستان مسائل مهمي در ابعاد مختلف امنيتي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي وجود دارد كه در اين ميان دو مسئلة مهاجرين و قاچاق مواد مخدر حائز تأمل‌تر هزينه‌هاي زيادي را به ايران تحميل كرده‌اند. در بعد مسائل امنيتي بايد به اين مهم اشاره كرد، كه طي سال‌هاي اخير از جمله در موضوع گروه جندا... و هواپيماهاي بدون سرنشين امريكايي، افغانستان هزينه‌هايي را به ايران تحميل كرده كه تا به حال هيچ يك از همسايگان ايران چنين هزنيه‌هايي را به تهران تحميل نكرده‌اند. با اين ملاحظه، و با توجه به اين واقعيت كه گردش مالي ايران و افغانستان هم‌اكنون حدود ۱ ميليارد دلار است، لذا مي‌توان ادعا كرد كه ايران بيش از آني كه در مقطع حاضر به دنبال مزيت در افغانستان باشد، بيشتر مايل است تهديد‌ها و مضاري از اين كشور به ايران سرازير نشود. همان طور كه اشاره شد در ميان مسائل مختلف موضوع مهاجرين افغان در ايران هزينه‌هاي زيادي، را به ايران تحميل كرده‌اند. 

اما متأسفانه راهبردي مشخصي در قوه اجرايي و تقنيني ايران براي حل اين مسئله وجود ندارد دولت‌هاي مختلف در ايران رويكردهاي مختلفي نسبت به اين مسئله داشته و هر يك تصميمات متفاوتي را براي مواجهه با اين مسئله اتخاذ كرده‌اند. لذا به نظر مي‌رسد براي ارتفاع اين چالش اجتماعي براي ايران، در ابتدا بايد راهبرد مشخصي تدوين به اين مسئله به صورت جدي پرداخته شود. در بحث مواد مخدر بايد به اين موضوع اشاره كرد كه در افغانستان موضوع تروريسم، مواد مخدر و چالش‌هاي امنيتي مسائل به هم پيوسته‌اند و از جمله آمارها نشان مي‌دهد كه كشورهاي در مسير ترانزيت بيشترين آمار اعتياد را دارند و اين مسله يكي از آسيب‌‌هاي جدي در مورد بحث مواد مخدر، افغانستان و ايران است. در مسائل اقتصادي نيز بايد به اين توجه كرد كه كم‌كيفيت‌ترين محصولات اقتصادي به افغانستان صادر مي‌شود كه اين مسئله در اساس روابط تجاري ايران و افغانستان تأثير منفي دارد كه در اين زمينه نيز تدوين يك راهبرد مشخص ضرورت دارد.


مسکو نگاه مثبتی به خروج ناتو از افغانستان در سال ۲۰۱۴ ندارد

محمود شوري، كارشناس تحليل‌گر مسائل روسيه صبح سه‌شنبه در نشست تخصصي موسسه مطالعات ايران و اوراسيا با اشاره به نگاه روسيه به تحولات افغانستان، خاطرنشان كرد: روس‌ها نگاه فرامنطقه‌يي به افغانستان ندارند و نگاه‌شان متفاوت از نگاه غرب و ناتو به اين كشور است.او گفت: روس‌ها صرفا نگاهي امنيتي به مساله‌ي افغانستان و حضور آمريكايي‌ها در اين كشور دارند. با وجود اين‌كه روسيه به لحاظ ژئوپلتيك بازيگر مهمي در اين منطقه محسوب مي‌شود اما در رابطه با افغانستان چندان بازيگر فعالي نبوده است. 

اين مساله ناشي از سابقه‌ي تاريخي حضور روس‌ها در افغانستان است كه خاطرات تلخي را براي آن‌ها رقم زده است. شوري اظهار كرد: اگر روسيه مي‌خواست مي‌توانست با ابزارهايي كه در دست دارد به‌ويژه در چارچوب سازمان‌هاي بين‌المللي و منطقه‌يي در افغانستان نفوذ داشته باشد اما به نظر مي‌آيد دولتمردان روسي آگاهانه اراده‌اي بر اين كار ندارند. 

اين تحليل‌گر مسائل روسيه با اشاره به بحث مواد مخدر و تاثير آن بر روسيه گفت: با توجه به موضع‌گيري‌ها و اظهارات مقامات مسكو، روسيه اولين كشوري است كه از ترانزيت مواد مخدر افغانستان متاثر مي‌شود. ۳۰ تا ۴۰ هزار جوان روسي در سال در اثر مصرف مواد مخدر جان خود را از دست مي‌دهند كه مهم‌ترين منبع تغذيه آن افغانستان است.وي در رابطه با افراط‌گرايي مذهبي ناشي از افغانستان از نگاه روسيه خاطرنشان كرد: در اين مساله نيز روسيه نگاهي امنيتي دارد و معتقد است بايد از ورود اسلام‌گرايي افراطي به آسياي مركزي و روسيه جلوگيري شود. 

شوري با اشاره به رابطه ناتو و روسيه اظهار كرد: در حال حاضر ۱۲ هزار پرواز از روسيه به افغانستان براي انتقال نيروها و تجهيزات در چارچوب توافق ناتو و مسكو صورت مي‌گيرد. روس‌ها معتقدند همكاري با ناتو موجب بهبود امنيت روسيه و منطقه است و در رابطه‌اش با غرب نيز اثر مثبت دارد. او اضافه كرد: هم‌چنين مسكو نسبت به اين كه ناتو اعلام كرده است ۲۰۱۴ از افغانستان خارج مي‌شود نگاه مثبتي ندارد و بر اين نظر است كه ناتو بايد هر وقت احساس شد كه ديگر نيازي به حضور نظامي‌اش نيست، زمان خروج از افغانستان را اعلام كند.


پایان نوشتار/
کد مطلب: 43
مولف :