موسسه مطالعات ایران اوراسیا 17 مرداد 1399 ساعت 19:00 http://www.iras.ir/fa/doc/note/3985/ایران-روسیه-علیه-یک-جانبه-گرایی-آمریکا -------------------------------------------------- عنوان : ایران-روسیه علیه یک‌جانبه‌گرایی آمریکا -------------------------------------------------- متن : حسن بهشتی پور روابط تاریخی ایران و روسیه نشان می دهد که هرکدام با اهداف بین المللی و منطقه ای و در سال هایی که از فروپاشی شوروی می گذرد با فاصله کمابیش مشخص و به شکلی محتاطانه به تعامل با یکدیگر پرداخته اند. کمی در خصوص این روابط طی این سال ها توضیح دهید؟ روابط تهران مـــسکو از ســــال 1370 تاکـــنون و طی 29 سال فراز و نشیب های بسیار داشته است؛ در 10 سال اول رویکرد روسیه به سمت غرب گرایی بود. نگاه بوریس یلتسین اولین رئیس جمهور روسیه و همکاران او بیشتر بر پایه توسعه مناسبات با غرب بود. درنتیجه روابط با ایران در آن زمان کمتر موردتوجه قرار گرفت و ابعاد گسترده ای به دلیل تمایلاتی که در حکومت روسیه وجود داشت، پیدا نکرد. پس ازاینکه ولادیمیر پوتین در سال 1999 نخست وزیر و پس ازآن در سال 2000 رئیس جمهور روسیه شد، رویکرد روسیه به تدریج نسبت به غرب تغییر پیدا کرد. پوتین در بهمن 1385 و در کنفرانس مونیخ با یک سخنرانی انتقادات گستـــرده ای به یـــک جانـــبه گــرایی آمریکا کرد و پس ازآن بود که فاصله خود را با آمریکا و به دلیل عدم پایبندی به توافقاتش بیشتر کرد. از طرفی روسیه نسبت به طرح سپر دفاع موشکی آمریکا احساس خطر کرده و آن را تهدید مستقیم علیه خود می دانست. در دور دوم ریاست جمهوری پوتین ما شاهد گسترش روابط ایران و روسیه بودیم. روابــطی که عــمدتا دیپــلماتیک و امنیتی و کمتر اقتصادی بود؛ شرکت های روسی نگران تحریم های آمریکا علیه خود بودند و تا اینکه برجام تصویب شد، با استفاده از این فرصت روابط خود را با ایران و در دوران پس از برجام تاحدی گسترش دادند. از طرفی همکاری های ایران و روسیه در سوریه از سال 2011 به بعد و در جهت مبارزه با تروریست گسترش پیدا کرد و دستیابی به نتایج مثبت در این خصوص به توسعه روابط این دو کشور کمک کرد. اما بعد از خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت97 روابط اقتصادی میان ایران و روسیه کم رنگ شد؛ شرکت های بزرگ روسی همچون گازپروم، لوک اویل عملا همکاری خود را با کشورمان متوقف کردند و روابط رو به کاهش رفت. حالا اما حرف از تمدید یک قرارداد 20 ساله به میان است. قراردادی که اگر منعقد شود و با توجه به تجربه هایی که در این زمینه وجود دارد، ممکن است در کنار دیگر مذاکراتی که امضا شد اما اجرا نشد، قرار گیرد. روسیه کشوری با سابقه استعماری است و به همین دلیل مخالفان بسیاری در ایران دارد. ضرورت ازسرگیری روابط ایران با این گونه کشورها و بدون در نظر گرفتن تجربه های گذشته آن ها چیست؟ اگر بخواهیم سوابق استعماری کشورها را در روابط بین الملل مدنظر قرار دهیم، باید قید کل روابط با خیلی از کشورها را بزنیم؛ کشورهایی همچون انگلیس، هلند، پرتغال، اسپانیا و فرانسه همگی دارای سوابق استعماری هستند و ایران با آن ها رابطه داشته و خواهد داشت. این ویژگی ها در برقراری رابطه ملاک نیست، ایران باید بر اساس شرایط و منافع و ضعف هایی که دارد، وارد گفت وگو و مذاکره با کشورهای دیگر شود و تنها اهداف خود را دنبال کند. داشتن این نوع نگاه درواقع تابیدن تاریخ است که هیچ نتیجه ای نخواهد داشت. کشورهای اروپایی نزدیک به 100 سال با یکدیگر در حال جنگ بودند، اما هم اکنون اتحادیه اروپا را تشکیل داده اند. آیا ایران در شرایطی است که منافع خود را به تنهایی تأمین کند؟ ما باید در سایه همکاری و گفت وگو با کشورهای مختلف به تأمین منافع ملی خود بپردازیم. نکته مهم دیگر اینکه ایران و روسیه همسایه یکدیگر هستند و باید ملاحظات همسایگی را در راستای تأمین امنیت و منافع مشترک به کار ببرند. از طرفی این روابط باید متقابلا سودمند باشد؛ به این معنی که ایران، روسیه نباید نفعی یک طرفه داشته باشند. چراکه در صورت یک طرفه بودن این توافقات، همکاری ها دوام پیدا نخواهد کرد. همکاری ها زمانی پایدار است که منافع متقابل باشد. پس دلیل مخالفت با روابط ایران و کشورهایی همچون چین و روسیه چیست؟ مخالفان می گویند که اقتصاد روسیه مکمل اقتصاد ایران نیست؛ ایران و روسیه هر دو نفت و گاز تولید می کنند. ایران باید با کشورهایی که مصرف کننده انرژی هستند، ارتباط برقرار کند نه با کشوری که خود تولیدکننده است. از طرفی مخالفان این امر کیفیت فناوری روسیه را زیر سؤال برده اند. آن ها معتقدند فناوری روسیه در مقایسه با کشورهایی همچون آلمان و فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی از کیفیت پایین تری برخوردار است که آن را در اختیار ایران می گذارد. آیا روابط ایران و روسیه طی این سال ها تنها به تجارت نفت و گاز ختم شده است؟ عمده همکاری ایران با روسیه طی این 39 سال پس از فروپاشی شوروی همکاری دفاعی و هسته ای بوده است. فناوری هسته ای که پس از پیروزی انقلاب هیچ کشوری جز روسیه در اختیار ما قرار نداد. فناوری که جوانان ایران توانستند آن را بومی کنند و از این طریق به تولید هزار مگاوات برق اتمی در سال دست پیدا کنیم. از سوی دیگر ارتباط ایران و روسیه در رابطه با مسائل دفاعی، خرید تسلیحات نظامی مانند موشکهای پدافندی اس 300 یا جنگنده های میگ و سوخو نیز بوده است. مواردی که ایران به دلیل تحریم ها با محدودیت های زیادی در خصوص آن ها مواجه بود. نگاه منتقدان به روابط ایران با کشورهایی همچون روسیه و چین به صورتی است که انگار ایران دارای حق انتخاب های متعددی بوده و به میل خود، روسیه و چین را انتخاب کرده است. اگر تحریم ها علیه ایران صورت نمی گرفت، آیا ایران بازهم به فکر توسعه روابطش با روسیه یا چین می افتاد؟ همان طور که پیش تر اشاره کردم، روسیه همسایه ایران است و رابطه با همسایه چه به آن کشور احتیاج داشته باشیم، چه نداشته باشیم، باید همیشه برقرار باشد. در جهان امروز کشوری موفق است که یک سبد متنوع از همکاری های اقتصادی با بیشتر کشورهای جهان در دست داشته باشد. ترکیه بهترین مثال برای این موضوع است که با کشورهای مختلف جهان در ارتباط است. بنابراین بر اساس منافع ملی ایران حتی در صورت لغو همه تحریم ها، به نفع ایران است که با همه کشورها در ارتباط باشد؛ نه اینکه خود را تنها به تعداد معدودی از کشورها محدود کند. در حال حاضر نیز که تحریم هستیم مجبوریم که با چین، روسیه، هند و ونزوئلا و ترکیه و عراق و هر کشور دیگری که مایل به روابط با ایران باشد در ارتباط باشیم. خردمندی در این است که ایران به نحوی برنامه ریزی کند که با همه کشورهای دنیا ارتباط خوبی داشته باشد. توضیح شما در خصوص تحریم های تسلیحاتی علیه ایران که در اکتبر آینده نیز به سر خواهد رسید و آمریکا در تلاش برای تمدید آن است، چیست؟ آیا نزدیکی ایران و روسیه در حمایت این کشور از ایران و در وتو کردن این پیشنهاد از سوی آمریکا به شورای امنیت است؟ همگی این ها یک نوع فضاسازی مطبوعاتی بیش نیست. روابط ایران و روسیه که تنها به این قطعنامه برنمی گردد. ایران از سال ها پیش با روسیه در ارتباط بوده است. زمانی که روسیه به همراه چین به قطعنامه های تحریمی علیه ایران رأی می داد، یکی از دلایلش این بود انها تصور می کردند ایران بدنبال تولید سلاح هسته ای است بر این اساس ایران دارای سلاح هسته ای را یک خطر و تهدید به حساب می آوردند. چین و روسیه تنها به دلیل منافع و امنیت خود به آن قطعنامه ها رأی می دادند نه به خاطر تبعیت از آمریکا. همچنانکه وقتی ایران برجام را پذیرفت در چارچوب این قطعنامه برنامه ریزی کرد و فعالیت هسته ای خود را شفاف سازی کرد و نشان داد که به دنبال سلاح هسته ای نیست و استانداردهایی که در برجام آورده شده است را رعایت می کند. از آن زمان چین و روسیه خط خود را از آمریکا جدا کردند و نه تنها به قطعنامه های پیشنهادی آمریکا رأی ندادند، بلکه جلوی آن ها همچنان ایستاده اند و با قدرت از ایران حمایت و البته منافع خود را نیز دنبال می کنند. از طرفی این دو کشور به دنبال دشمنی با آمریکا نیستند بلکه به دنبال رقابت با آن هستند و اینکه بتوانند در مقابل یک جانبه گرایی آمریکا بایستند. بنابراین اینگونه نیست که ما تصور کنیم هر سیاستی که اتخاذ کنیم آنها بدلیل دشمنی با آمریکا از ایران حمایت خواهند کرد. ایران می داند که روابط خود را با چین و روسیه باید مستقل از روابط با غرب طراحی کند. درنهایت چه سازوکارهایی برای بسط و بهبود روابط ایران و روسیه در آینده با توجه به شرایط و موقعیت ایران در منطقه و خارج از آن وجود دارد؟ اولین راهکار این است که یک نظر کارشناسی در مجلس یا شورای عالی امنیت ملی یا هر نهاد تصمیم گیرنده دیگری مطرح شود؛ اینکه باید در روابط با چین یا روسیه سیاست واحدی اتخاذ کرد. این درست نیست که بلافاصله پس از ارتباط با این کشورها مخالفان و موافقان این موضوع با یکدیگر بجنگند. سیاست خارجی کشور نباید اسیر بازی های جناحی شود. سیاست خارجی یک مسئله فراجناحی و فراگروهی است و باید بر اساس منافع ملی و منافع اکثریت ملت ایران انجام شود. باید با یکسان سازی سیاست ها و تصمیم دقیق بر اساس منافع کشور پیش رفت و 80 میلیون نفر نیز با قدرت از آن سیاست حمایت کنند. از آن سو وزارت امور خارجه نیز بتواند با قدرت و قوت به اجرای این سیاست ها بپردازد؛ نه اینکه متهم به خیانت شود. این دعواهای جناحی باعث می شود که طرف مقابل نیز به فکر امتیاز گیری بیشتر از ایران باشد و با دیدن این شرایط به نفع خود عمل کند.