موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين روسیه و اروپای شرقی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Wed, 17 Jul 2019 09:08:43 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 17 Jul 2019 09:08:43 GMT روسیه و اروپای شرقی 60 ملاحظاتی درباره روابط ایران و روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3835/ملاحظاتی-درباره-روابط-ایران-روسیه روزچهارشنبه  25 اردیبهشت 1398 در کنفرانس مطبوعاتی ، ولادمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه درپاسخ به سؤال خبرنگاری  که دیدگاه و مواضع او را در برابر سیاست «فشار حداکثری علیه ایران » پرسید،  گفت: «… ما آتش‌نشانی نیستیم و نمی‌توانیم چیزی را که کاملاً به ما وابسته نیست، نجات دهیم»  این جمله سوژه مناسب به رسانه‌های غربی داد تا این پاسخ پوتین را چراغ سبز او به ترامپ درباره وارد آوردن فشار بیشتر بر ایران توصیف کنند. برای بررسی دقیق سخنان پوتین که مخاطب اصلی آن اتحادیه اروپا و آمریکا بود در ابتدا چند اصل کلی را در تحلیل رفتار روسیه و پوتین  باید مورد توجه قرار داد. 1- روسیه در هیج کجا نه علنی و نه مخفی ادعا نکرده است که بخاطر ایران حاضر است با سایر کشورها درگیر شود. بلکه برعکس روس ها بارها و بارها اعلام کردند در مناسبات با سایر کشورها اولویت اول آنها تامین منافع ملی روسیه است و بعد سایر مسائل که به ترتیب درآخرین دکترین نظامی روسیه که در سال 2014 برای سال 2020 بتصویب رسید ، روابط با جمهوری های پیرامونی در اولویت نخست روسیه ،  و پس از آن با کشورهای اروپا  قرار دارد و رده های پنجم و یاششم نامی از ایران برده شده است. 2-  هیچ مقام دولتی ایران روی حمایت های روسیه در برابر چالش ایران با آمریکا حساب باز نکرده و چنین درخواستی را هم از روس ها مطرح نکرده است چون می دانسته که رد می شود. 3- روسیه بارها به ایران تاکید کرده است که بیرون آمدن از برجام به نفع ایران نیست و در این مورد هیچگاه پنهان کاری نکرده است چون ماندن ایران در برجام را به نفع روسیه و همه کشورها و از جمله ایران می داند. اما بیرون آمدن ایران از برجام برخلاف آنچه که بعضی در ایران تبلیغ می کنند به نفع روسیه نیست . زیرا روسیه برجام را یک توافق اساسی برای محدود کردن قدرت و توان هسته ای ایران می داند و روسیه افزایش توان هسته ای ایران را بویژه اگر به سمت سلاح هسته ای برود، تهدید علیه امنیت ملی خود می داند.  دقیقا به همین دلیل روسیه و چین به قطعنامه های  شش گانه فصل هفتم منشور ملل متحد درشورای امنیت رای مثبت دادند . بنابراین این تحلیل که روسیه از به هم خوردن مناسبات ایران و آمریکا استقبال می کند، زیرا منافع خود را در این می داند که بتواند از ایران بیشتر امتیاز بگیرد ، حداقل در مورد برنامه صلح آمیز هسته ای ایران  بی پایه است.  زیرا از نگاه روسیه تهدید ایرانی که بدون برجام به سمت سلاح هسته ای برود ، بسیار خطرناکتر از بهره برداری موردی روسیه از  برهم خوردن مناسبات ایران و آمریکا است. 4- ایران می داند خروج از برجام ضررش بیشتر از ماندن در برجام است. دلایل این موضوع مفصل است و درجای خود باید بررسی کنم اما در اینجا یادآور می شوم  که ماندن یا نماندن ایران در برجام دقیقا به این بستگی دارد که ایران چقدر بتواند منافع خود را تامین کند ایران  منتظر موضع سایر کشورها اعم از روسیه  و چین در این مورد نیست . 5- این تحلیل کلیشه ای که روسیه با کارت ایران در برابر آمریکا بازی می کند نافعی این واقعیت نیست که متقابلا ایران هم در مناسبات خود در روابط با سایر کشورها بر اساس منافع ملی خود با کارت دیگرکشورها بازی کرده  و می کند. برای درک اهمیت این موضوع باید بدانیم  معیار ما در تامین منافع ملی چیست و در نهایت اقدام های ایران  منافع چه طرفهایی را به چه میزان تامین  یا تهدید می کند. روسیه هم هر زمان منافعش اقتضا کند با ایران همکاری می کند مانند موضوع سوریه یا برقراری صلح در تاجیکستان و هر زمان منافعش اقتضاء کند با آمریکا وارد معامله می شود همچنانکه در سال 2003 در جریان توافق الگور معاون وقت رئیس جمهوری آمریکا  و چرنومردین نخست وزیر وقت روسیه در ازای دریافت کمک 2.4 میلیارد دلاری از آمریکا ، هر دو طرف توافق کردند پس از اتمام قرارداد فروش سلاح سال 1989 به ایران ، قرار جدید فروش تسلیحات  بین ایران و روسیه  امضاء نشود. همچنانکه در سال 2010 مدودوف بعد از جریان به اصطلاح ریست (شروع مجدد) روابط امریکا و روسیه پذیرفت اجرای توافق فروش موشکهای اس 300 به ایران را به حالت تعلیق درآورد. معنای سخنان اخیر پوتین در مورد ایران و برجام چیست؟ براساس  مواردی که برشمرده شد ، وقتی پوتین می گوید ما آتش نشانی نیستیم می خواهد به آمریکا بگوید تصور نکنید با خروج از برجام و اعمال فشار علیه ایران می توانید در منطقه  به هر اقدامی متوسل بشوید و هزینه آن را نپردازید  و از روسیه انتظار داشته باشید که در نقش آتش نشان ازشعله ور شدن جنگ در منطقه جلوگیری کند. به اروپایی ها هم هشدار می دهد اقدامی برای تامین انتظارات ایران در برجام ،بعمل آورند وگرنه روسیه در این مورد کاری از دستش ساخته نیست. تحلیل مناسبات  ایران و روسیه دو طرفه است یعنی نمی شود صرفا  اظهارات پوتین را در مورد ایران بدون در نظر داشتن موضع مسئولین ایرانی در باره روسیه تحلیل دقیق کرد . ضمن آنکه روسیه و ایران درهفت سال اخیر گام های بسیار مهمی درایجاد همکاریهای بیشتر نسبت به گذشته برداشته اند . به عنوان نمونه   ایران و روسیه در سوریه منافع مشترک دارند به همین دلیل با هم همکاری کردند ایران روی زمین و روسیه روی هوا از دولت اسد حمایت کردند. بطور قطع  هر کدام بدون دیگری موفق نمی شدند . همکاری  ایران و روسیه در سوریه به بحث باقی ماند یا نماندن دولت اسد محدود نبود در واقع هم ایران و هم روسیه نمی خواستند دولتی طرفدار آمریکا در دمشق بقدرت برسد. زیرا اگر دولت طرفدار غرب در دمشق بقدرت می رسید ، روسیه پایگاه خود را در شرق مدیترانه  یعنی بندر طرطوس از دست رفته می دید و ایران نیزخط مقدم جبهه مقاومت در برابر اسرائیل را ازدست می داد.  بنابراین هردو دولت تلاش کردند با همکاری هم دولت قانونی اسد را نگه دارند البته درمقطعی روس ها می خواستند با فرد دیگری غیر اسد کنار بیایند اما زده شدن جنگنده روسی توسط ترکیه در سال 2014  همه چیز را تغییر داد.   باید توجه داشت ایران و روسیه مثل همه کشورهای دیگر نقطه نظرات مشترک دارند در همان حال اختلاف نظر هم دارند در مورد سوریه ایران و روسیه در مواردی با هم اختلاف دارند مثلا روسیه حاکم شدن اسلام گرایان در سوریه را سم مهلک برای منافع خود می داند در حالی که ایران اسلام گرای را در کل رد نمی کند، بلکه حضور تکفیری ها ، سلفی ها و وهابی ها را به عنوان ترویست در سوریه قبول ندارد.  در مورد اسرائیل هم روسیه با اسرائیل روابط بسیار خوب و نزدیک دارد  . روسیه نه دنبال نابودی اسرائیل است و نه جبهه مقاومت در برابر اسرائیل را قبول دارد. فقط با مذاکره با اسرائیل و ایران تلاش کرد به منظور ممانعت از درگیری بین ایران و اسرائیل  در سوریه،  یک خط حائل  تا هشتاد کیلومتر منطقه جولان ایجاد کند. بطور کلی درگیری ایران  با اسرائیل نه به نفع روسیه است و نه به نفع ایران اما نگاه روسیه و ایران در این مورد کاملا متضاد هم است . بنابراین روسیه می تواند مانع حملات اسرائیل  علیه مواضع ایران بشود اما نمی شود زیرا مایل نیست بخاطر ایران منافع گسترده خود با اسرائیل را نادیده بگیرد . اما این به معنای آن نیست که چنین تحرکاتی را قبول دارد. روشن است که روسیه نه می تواند و نه می خواهد در صورت بروز هرگونه جنگی در منطقه به نفع ایران وارد کارزار با آمریکا و متحدانش بشود. برای روسیه مطلوب آن است که بتواند از طریق میانجیگری مشکلات موجود در روابط ایران با کشورهای منطقه ازجمله عربستان را حل و فصل کند تا زمینه برای حضور گسترده تر آمریکا و متحدانش در منطقه فراهم نشود. اگرمسئولین ایرانی این واقعیت را قبول داشته باشند که نباید  مناسبات با کشورها را به منافع سایر کشورها گره زد . در آن صورت با روسیه و سایر کشورها راحتر همکار خواهند داشت. همچناکه عربستان در حال حاضر همکاری بسیار وسیعی در زمینه خرید تسلیحات و راکتور هسته ای با روسیه دارد همچنین در مورد هماهنگی قیمت در بازار  نفت با هم بصورت اشتراکی کار می کند. همکاری روسیه و عربستان با سفر سلمان پادشاه عربستان به مسکو جهش فوق العاده ای پیدا کرد و به هیچ وجه تحت تاثیر تنش  در روابط ایران با عربستان قرار نگرفت زیرا روسیه هیچ ملاحظه ای برای توسعه مناسبات خود بصورت هم زمان با عربستان ، ترکیه و ایران ندارد. روسیه با وجود اختلاف شدید بین ریاض و آنکارا با هر دو  کشور کار می کند همچنانکه با ایران کار می کند. ایران هم می تواند بدون در نظر گرفتن روابط کشورهای ثالث ، مناسبات خود را با دیگران به گونه ای تعریف کند که در مرحله اول تضادی با دیگران پیدا نکند  و یا اگر هم تضادی داشت بدون درنظر گرفتن تضاد های احتمالی، بدنبال شرایط بهتری برای همکاری های دو یا چند جانبه بویژه با همسایگان خود باشد. جمع بندی : روسیه از جهت امنیت داخلی خود نگران سرنوشت برجام است زیرا از نگاه روسیه برجام یک توافق همه جانیه عدم اشاعه هسته ای است . بنابراین حتی اگر روسیه با آمریکا هم وارد معامله شود به هیچ وجه حاضر نیست توافق مهمی چون برجام را از دست بدهد حداکثر اینکه روسیه دنبال تکمیل برجام خواهد بود. ایران برای آنکه بتواند روسیه ، چین ، اتحادیه اروپا را به همکاری در چارچوب برجام بدون آمریکا متقاعد کند باید بتواند راههای همکاری و در همان حال افزایش توان هسته ای خود را زیر نظر آژانس شناسایی کند. خروج ایران از برجام روسیه ، چین و اتحادیه اروپا را به سمت آمریکا می کشاند در حالی که ایران می تواند با افزایش توان هسته ای خود زیر نظر آژانس بدون خروج از برجام بخشی از تعهدات خود را تا زمان تغییر رفتار آمریکا و اروپا به حالت تعلیق درآورد. نوشته حسن بهشتی پور چهارم خرداد 1398   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 26 May 2019 17:08:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3835/ملاحظاتی-درباره-روابط-ایران-روسیه سمت و سوی تحولات اوکراین با ریاست جمهوری ولادیمیر زلنسکی http://www.iras.ir/fa/doc/article/3834/سمت-سوی-تحولات-اوکراین-ریاست-جمهوری-ولادیمیر-زلنسکی پیروزی ولادیمیر زلنسکی در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین ( ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ ) بیم و امیدهایی را برای شهروندان اوکراینی و شرکای بین المللی این کشور  به همراه دارد. واقعیت وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی اوکراین و نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشورکه با پیروزی قاطع ولادیمر زلنسکی همراه بود ، تمایل جامعه اوکراین به ویژه قشر جوان این کشور به تغییر وضعیت موجود را نشان می دهد. ابزارهای سیاسی و اقتصادی کشورها،سازمان ها و نهادهای بین المللی کمک کننده به اوکراین و نیاز شدید این کشور به کسب این حمایت ها، برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های زلنسکی را با محدودیت مواجه خواهد کرد.موفقیت اوکراین منوط به اتخاذ سیاست متعادل در قبال غرب و روسیه خواهد بود.   مقدمه:  پیروزی ولادیمیر زلنسکی در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین ( ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ ) بیم و امیدهایی را برای شهروندان اوکراینی و شرکای بین المللی اوکراین به همراه دارد.ناظران بین المللی ، کارشناسان  مسایل سیاسی، اقتصادی و امنیتی ،با گمانه زنی  های خود دورنمای تحولات اوکراین را از زوایای مختلف مورد بررسی، کنکاش و تحلیل قرار داده اند.سئوال مهمی که در این رابطه وجود دارد این است که پیروزی زلنسکی و انتخاب او به عنوان رئیس جمهور، چه پیام و پیامدهایی می تواند برای اوکراین داشته باشد؟ و آیا زلنسکی قادر است  به وعده های خود عمل نموده و کشتی در حال تلاطم اوکراین را به ساحل نجات برساند؟ واقعیت وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی اوکراین و نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشورکه با پیروزی قاطع ولادیمر زلنسکی همراه بود ، تمایل جامعه اوکراین به ویژه قشر جوان این کشور به تغییر وضعیت موجود را نشان می دهد. وضعیت بد اقتصادی، آسیب پذیری اوکراین در داخل و خارج، عدم موفقیت برنامه اصلاحات ، فساد و... از جمله مواردی بود که رأی دهندگان ناراضی از وضعیت موجود به رغم داشتن سلایق مختلف، علیه نظام حاکم و در رأس آن پترو پروشنکو در یک راستا  حرکت کردند. در انتخابات ۲۱ آوریل ۲۰۱۹ ، بیش از 73 درصد رأی دهندگان به ولادیمیر زلنسکی که فاقد تجربه سیاسی و حکومت داری است رأی داند. زلنسکی توانست مردم  ناراضی از اوضاع کشورو سرخورده از وعده های اجرا نشده حاکمان قبلی،علیه وضعیت موجود متحد کند.بیش از ۶۰ درصد رأی دهندگان به این جهت به زلنسکی رأی دادند که اعتقاد داشتند انتتخاب آنها می تواند در سرنوشت آینده کشورشان تأثیر گذار باشد. ۳۰ درصد کسانی که به زلنسکی رأی دادند را جوانان زیر۳۰ سال  تشکیل می دهند و طبیعی است که از رئیس جمهور منتخب خود خواسته هایی داشته باشند.زلنسکی نیز در اجرای برنامه های خود با محدودیت هایی روبرو خواهد بود. مسایل و مشکلات اقتصادی اوکراین نقش به سزائی در نتایج حاصله در این دوره از انتخابات داشت. براین اساس، مهمترین دلیل برای کسب رأی بالای زلنسکی، نارضایتی های عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی کشور،اختلاف با روسیه و رسوایی مالی و فساد اداری مقامات ارشد دولتی است. زلنسکی در شعارهای خود بر موضوعاتی چون مبارزه با فساد و حل اختلافات خارجی از طریق مذاکره متمرکز  گردید و قرار است روز دوشنبه ۲۰ می ۲۰۱۹ برای به عهده گرفتن ریاست جمهوری سوگند یاد کند.سمت و سوی رویکرد سیاسی و اقتصادی زلنسکی نه تنها برای مردم اوکراین بلکه برای شرکای خارجی این کشور نیز حایز اهمیت می باشد. با عنایت به موارد فوق و در آستانه برگزاری مراسم تحلیف ولادیمیر زلنسکی ، این مقاله به ارزیابی وضعیت کنونی و دورنمای تحولات آینده اوکراین خواهد پرداخت.   تحلیل و تبیین  شریط  سیاسی ، اقتصادی: مسایل و مشکلات اقتصادی اوکراین نقش به سزائی در نتایج این دوره ازانتخابات ریاست جمهوری این کشور داشت. براین اساس، مهمترین دلیل رأی بالای زلنسکی را می توان نارضایتی های عمومی نسبت به وضعیت اقتصادی کشور،اختلافات اوکراین با روسیه و رسوایی مالی و فساد اداری مقامات ارشد دولتی دانست. زلنسکی در شعارهای خود با روشی متفاوت بر انجام اصلاحات،مبارزه با فساد و حل و فصل اختلافات خارجی از طریق مذاکره متمرکز شد و بدین وسیله توانست رقیب قدرتمند خود(پروشنکو)را تحت فشار قرار داده واو را مغلوب نماید. زلنسکی آگاهانه از ورود به مسایلی که احتمال داشت موجب انشقاق رأی دهندگان شود،اجتناب کرد. لذا بدون اعلام صریح برنامه های پیشنهادی اش، رأی دهندگان را در جهت تغییر وضع موجود تشویق و هدایت نمود. مردم اوکراین نیز در این تحولات ، دگر بار شانس خود را آزموده و تصمیم گرفتند که رهبری کشور را به فردی ناشناخته و غیر قابل پیش بینی بسپارند.منتقدان زلنسکی که وی را برای ریاست جمهوری اوکراین مناسب نمی دانند،ابهام در آینده نظام سیاسی این کشور را خطرناک توصیف کرده و با توجه به اختلافات و درگیری های اوکراین با روسیه و جدایی طلبان مورد حمایت روسیه شرق اوکراین هشدار می دهند. در نظام پارلمانی –ریاستی اوکراین، پارلمان این کشور نقش بسیار مهمی دارد.در ماه های آینده هم رئیس جمهور جدیدو هم مخالفان بر انتخابات پارلمانی که قرار است در ماه اکتبر برگزار شود، متمرکز خواهند شد.رئيس جمهور به منظور اعمال حاکميت مؤثر و پیشبرد برنامه های خود  نياز به يک ائتلاف  همسو با سیاست های خود در پارلمان دارد. در صورتی برنامه های دولت بدون مشکل پیش خواهد رفت که ائتلاف جدید پارلمانی طرفدار اصلاحات  و همسو با رئیس جمهور باشد.لذا  تلاش ها و عملکرد رئیس جمهور و جبهه مخالف او  در ماه های آینده  بر اثرگذاری بر ترکیب پارلمان  متمرکز خواهد شد. بسیاری از مردم اوکراین از وضعیت  زندگی  خود رضایت نداشته و نگران آینده می باشند. افزایش قیمت ها  بویژه در بخش انرژی  فشار مضاعفی بر مردم به خصوص قشر آسیب پذیر وارد کرده است. کاهش ارزش پول ملی ( گریونا) ، تأثیر جنگ با روسیه و تحریم های تجاری آن کشور علیه اوکراین ، ضربه شدیدی به اقتصاد اوکراین وارد کرده است. اوکراین به شدت نیاز به رشد اقتصادی ، رونق کسب و کار، ایجاد شرایط مساعد برای سرمایه گذاری و جذب سرمایه خارجی دارد. براساس نظرسنجی موسسه گالوپ، اوکراینی ها کمترین اعتماد را به حاکمیت و نهادهای حاکم بر این کشور دارند. بررسی های به عمل آمده نشان می دهد که پترو پروشنکو در زمینه اصلاحات قضایی در این کشور  کارنامه موفقی  نداشته است. کارشناسان ذی ربط معتقدند که هیچ یک از تحقیقات مقدماتی به عمل آمده از سوی اداره ملی مبارزه با فساد ، منصفانه نبوده است . فقط ۱۶ درصد اوکراینی ها به عملکرد و احکام دادگاه ها اعتماد دارند. در چینین شرایطی  با توجه به وعده های زلنسکی، حاکمیت  قانون، برقراری آرامش در کشور، تمرکز زدایی  از ساختار  دولت، اصلاح  نظام  بهداشتی و تأمین اجتماعی ، سیستم بانکی، ساختار مبارزه با فساد ، خاتمه دادن به انحصار اولیگارش ها از بخش های مختلف اقتصادی و  نیز اصلاح  ساختار و نحوه  خدمت در نیروهای مسلح ( از جمله خدمت سربازی)  وتقویت بنیه دفاعی برای دفع تهدیدات داخلی  و خارجی ( بویژه روسیه ) از جمله خواسته ها و اصلاحات مورد انتظار مردم اوکراین می باشد.  در حال حاضر اوکراین در شرایط دشواری قرار دارد. این جمهوری جدا شده از شوروی سابق به خاطر از دست دادن کریمه و بخش هایی از مناطق شرقی ، جنگ با جدایی طلبان طرفدار روسیه، تحریم های اقتصادی روسیه و...  تحت فشار شدید قرار دارد و هزینه های سنگینی را متحمل می شود.تأمین بخش قابل ملاحظه ای از این هزینه ها با دریافت انواع کمک های خارجی( که به نوعی وابستگی این کشور را به همراه دارد) امکانپذیر می باشد. در حالی که  اوکراین 80 میلیارد دلار بدهی خارجی دارد، ذخایر بین المللی این کشور به حدود 20 میلیارد دلار می رسد. بسیاری از صنایع بزرگ اوکراین نظیر هواپیماسازی آنتونوف، موشک سازی یوژماش، کشتی سازی نیکلایف، فولادسازی کرمنچوک ، صنایع شیمیایی اودسا ، خودروسازی زاپاروژیه و ... به مرز ورشکستگی رسیده و با رکود و بحران مالی مواجه شده اند. علاوه بر این، در ماه های اخیر بخش معدن و صنایع تولیدی، شیمیایی، ماشین آلات و تجهیزات، نساجی، پلاستیک، چوب ، متالوژی، ذغال سنگ، فرآورده های نفتی، رشد منفی را تجربه کردند. تولیدات صنعتی ۱۶ استان از ۲۴ استان اوکراین با رشد منفی مواجه شده و عدم اطمینان به آینده سیاسی و افشای رسوایی های بزرگ ناشی از فساد مالی موجب رکود سرمایه گذاری داخلی اوکراین شده است. در بحث سیاست های مالی و پولی ، علی رغم موفقیت هایی که در بخش بانکی و کنترل نرخ ارز حاصل شد ، دولت اوکراین با کسری بودجه و کاهش درآمد مواجه است و به خاطر تأمین مالی بودجه مقروض شده است. علی ر غم تلاش دولت برای ثابت نگهداشتن تورم، قیمت ها در بخش مسکن و آب و برق به شدت افزایش یافته است. در تجارت خارجی  نیز تراز تجاری اوکراین منفی است. از طرف دیگر، موضوع فساد، افزایش هزینه های زندگی از جمله افزایش چند برابری تعرفه های انرژی ، سیطره اولیگارش ها بر بسیاری از بخش های تجاری، و افزایش فشار اقتصادی بر مردم موجب شده تا مردم از وضعیت جاری نا امید شوند. در چنین شرایط بد سیاسی و اقتصادی، حداکثر تلاش زمامداران حاکم معطوف به مدیریت بحران و کنترل وضعیت موجوداست. با داده ها و واقعیت های اقتصادی موجود و نگاهی که زلنسکی به سیاست داخلی و خارجی خواهد داشت برآوردن انتظارات مردم نا امید از شرایط موجود و  همین طور، خواسته های شرکای بین المللی بسیار مشکل بنظر می رسد. همکاری و ارتباط نزدیک با آمریکا، اتحادیه اروپا، ناتو، ساختارهای مالی بین المللی از مؤلفه ها و اولویت های سیاست خارجی دولت اوکراین است حال که ولادیمیر زلنسکی  به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده، با این وضعیت بعید بنظر می رسد که تغییر قابل ملاحظه ای در همگرایی غربی اوکراین و همکاری این کشور با آمریکا ایجاد شود. نقش آمریکا و غرب در سیاست خارجی اوکراین تأثیر گذار است اما از طرف دیگر بحث روسیه هم مهم و غیر قابل کتمان است. با توجه به ناخرسندی غربی هااز عملکرد پروشنکو شاید زلنسکی بتواند به عنوان ابزار مناسبی برای غربی ها عمل کند. ادامه بحران بین اوکراین و روسیه و همین طور بین روسیه و غرب به نفع اروپا نیست.اگر زلنسکی همانطوری که در شعارهای خود، حل مشکلات با روسیه را از طریق گفتگو میسر دانسته ، بتواند به نوعی با روسیه به تفاهم برسد و به عنوان یک کاتالیزور عمل کند، به نفع اتحادیه اروپا هم خواهد بود و به طور طبیعی  اتحادیه از آن استقبال خواهد کرد. در صورت تحقق این شعار، انتظار می رود که علاوه بر کاهش تنش های سیاسی و امنیتی، در حوزه اقتصادی  اوکراین نیز گشایش هایی حاصل شود.البته ارزیابی دقیق این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد. بحث اولیگارش ها یکی از واقعیت های کنونی جامعه اوکراین است و شخص پروشنکو  نیز جزو این طبقه محسوب می شود. زلنسکی شعار مبارزه با فساد را سر داده و بر مسایل اقتصادی متمرکز شده است. طبعا موضوع مبارزه با اولیگارش ها نیز در این راستا قرار می گیرد. اما صرفنظر از وجود اراده زلنسکی برای عملی ساختن شعارهای خود، با توجه به نامشخص بودن ترکیب مجلس و ساختار قدرت در دولت آینده،ارزیابی راجع به امکان تحقق این شعار به گذشت زمان بیشتری نیاز دارد. از طرف دیگر، پروشنکو که در شعارهای انتخاباتی خود بر موضوعاتی چون مبارزه با روسیه و بازگرداندن کریمه متمرکز شده بود، مشخص  بود که در شرایط کنونی از  عملی ساختن شعارهای خود ناتوان است و زلنسکی باید از واقعیت، عبرت بگیرد.  نتیجه گیری:  زلنسکی برای پیشبرد برنامه های خود و ترسیم مسیر حرکت به اصطلاح کشتی نجات اوکراین چالش های متعددی را در پیش دارد.مردم اوکراین، جامعه بین المللی و سرمایه گذاران خارجی منتظر هستند تا رویکرد عملی زلنسکی را پس از استقرار در ساختمان ریاست جمهوری شاهد باشند.پس از مراسم تحلیف، موضوع بسیار مهم،حرکت در جهت اجرای مطالبات رأی دهندگان است.در این راستا،همکاری پارلمان و رئیس جمهور نقش مهمی در پیشبرد برنامه هادارد.رئیس جمهور، رئیس سازمان امنیت ، رئیس ستاد ارتش، دادستان کل، رئیس بانک مرکزی و وزرای خارجه و دفاع را تعیین می کند، اما پارلمان نیز  باید  انتصاب های رئیس جمهور را تصویب نماید. در صورتی که همکاری و همسویی بین دو قوه نباشد، اصطکاک بوجود می آید و روند اجرای امور با مشکل مواجه خواهد شد. گرچه زلنسکی ، پروشنکو را در انتخابات ریاست جمهوری قاطعانه شکست داد، اما بعید است که در انتخابات پارلمانی ( که قرار است در ماه اکتبر برگزار شود) زلنسکی بتواند اکثریت  پارلمانی را بدست آورد. در صورتی که زلنسکی بخواهد سیاست های خود را از طریق ائتلاف پارلمانی پیش ببرد،شاید به گزینه انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی روی آورد( البته در صورتی که موانع قانونی وجود نداشته باشد) چالش دیگر زلنسکی، کادر سازی و چینش نیروها در دستگاه های دولتی به ویژه در بخش های  کلیدی و تأثیرگذار است.برای فایق آمدن بر مشکلات و پرهیز از اشتباهات، وی نیاز به یک تیم  با تجربه و دارای مهارت کافی  دارد. در این راستا زلنسکی در مبارزات انتخاباتی،دو  مقام سابق را  به عنوان مشاور انتخاب نمود: الکساندر دانیلوک وزیر سابق دارایی  و  آویواراس آبراموویچ  وزیر سابق اقتصاد. نقش گروه مشاوران زلنسکی در پیشبرد برنامه های دولت آینده حائز اهمیت می باشد.  شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که دانیلوک یا به عنوان وزیر خارجه انتخاب می شود و یا ریاست نهاد ریاست جمهور را بر عهده خواهد گرفت. گرچه  زلنسکی  تجربه ای در سیاست خارجی ندارد اما بنظر می رسد  وی کسی را به عنوان وزیر خارجه منصوب خواهد کرد که از حمایت دولت های غربی برخوردار باشد. چالش دیگر اوکراین، صندوق بین المللی پول( IMF ) است. کمک مالی نهادهایی نظیر صندوق بین المللی پول، اقتصاد اوکراین را سرپا نگهداشته است.  لذا در شرایطی که اوکراین در وضعی نامناسب اقتصادی قرار داشته و بدون کمک خارجی قادر به بازپرداخت بدهی های خود نمی باشد، تداوم حمایت IMF ازاین کشور حیاتی بنظر می رسد.عدم همراهی اوکراین با سیاست های IMF برای این کشور مشکل آفرین خواهد شد. از طرفی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در انتظار توافقات اوکراین با صندوق بین المللی پول  به سر می برند و از طرف دیگر، مردمی که به زلنسکی رأی دادند در انتظار کاهش قیمت های گاز و برق و .. هستند.لذا هر اقدام زلنسکی در این زمینه پیامدهای خاص خود را در پی خواهد داشت.هیأت صندوق بین المللی پول هم اکنون در اوکراین به سر می برد. نتایج مذاکرات این هیأت با مقامات اوکراین، روشن خواهد ساخت که اوکراین به چه سمتی حرکت خواهد کرد( همراهی با مردم، یا تبعیت از خواسته های صندوق). چالش دیگر دولت زلنسکی، بانک پریوات(PRIVAT ) است. این بانک متعلق به اولیگارش معروف ( ایگور کالامویسکی ) بود که در سال ۲۰۱۶ ملی( دولتی ) شد. در این رابطه، زمزمه های مبنی بر خصوصی شدن دو باره این بانک به گوش می رسد و با ورود کالامویسکی به اوکراین شایعه لغو دولتی شدن بانک پریوات قوت گرفته است. از جمله نگرانی های موجود، فساد و نفوذ اولیگارش ها در اقتصاد اوکراین است.زلنسکی در شعارهای انتخاباتی خود بر مبارزه با فساد تأکید داشت. کالامویسکی که در انتخابات از زلنسکی حمایت می کرد، به کشور بازگشته است . بانک مرکزی اوکراین نیز با حکم دادگاه کی یف مبنی بر لغو دولتی شدن بانک پریوات مخالفت نموده و قضیه را پی گیر است.با این حال،موضوع بانک پریوات می تواند به چالشی بین دولت اوکراین و صندوق بین المللی پول نیز تبدیل گردد. عامل روسیه در سیاست خارجی اوکراین غیر قابل کتمان است.در میان رؤسای جمهور و سران دولت های جهان که برای زلنسکی پیام تبریک فرستادند، نام ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه( همسایه و برادر بزرگ اوکراین) وجود نداشت.زلنسکی در شعارهای انتخاباتی خود بر حل اختلافات از طریق گفتگو تأکید داشت. گرچه سیگنال هایی از سوی دو طرف برای حل مشکلات مخابره شده ولی باید دید که آیا  زلنکسی روس زبان خواهد توانست با پوتین و زمامداران کرملین وارد مذاکره شده و اختلافات بین دو کشور را حل و فصل نماید  و آیا چنین شرایطی برای این کار فراهم می شود؟. در صورتی که زلنسکی بتواند در عین همراهی با غرب،با روسیه به توافق برسد،منافع  سیاسی، اقتصادی و امنیتی زیادی برای اوکراین به همراه خواهد داشت. ابزارهای سیاسی و اقتصادی کشورها، سازمان ها و نهادهای بین المللی وام دهنده و کمک کننده به اوکراین و نیاز شدید این کشور به اخذ وام های جدید برای پوشش بدهی های سنگین، برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های رئیس جمهور جدید را با محدودیت و یا حداقل در کوتاه مدت با خطر از دست دادن برنامه های حمایت مالی مواجه خواهد کرد. از طرفی،رشد اقتصادی، رونق کسب و کار، بهبود وضعیت اشتغال، جذب سرمایه گذاری خارجی، مبارزه با فساد،کاهش تعرفه های مصرف انرژی از جمله انتظارات جامعه از دولت حاکم است. با توجه به این شرایط، بنظر نمی رسد که زلنسکی به عنوان رییس جمهور منتخب، قدرت زیادی برای مانور داشته و بتواند بر همه مشکلات فائق آید.از این رو بنظر می رسد  که وی به خاطر ضعف و نیاز مالی کشور و مسایل امنیتی ناگزیر خواهد بود کمابیش سیاست همگرایی با غرب را ادامه داده و این کشور همچنان تحت فشار و نظارت شرکای غربی و نهادهای مالی بین المللی خواهد بود. درخواست اخیر بانک جهانی و گروه هفت(G7 )از اوکراین برای احیای قانون مسئولیت کیفری در رابطه با کسب ثروت نامشروع( غیر قانونی)،و فشار صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا به این کشور برای افزایش تعرفه های گاز و برق در همین راستا قابل توجیه است.علاه براین،درخواست جدید سفرای گروه ۷( شامل آمریکا، انگلیس، کانادا،ایتالیا،فرانسه،آلمان،ژاپن) از پروشنکو برای انتقال قدرت به زلنسکی، نشانه آشکار ورود مستقیم آنها به مسایل داخلی اوکراین است. از این رو،با وضعیتی که اوکراین دارد،بی توجهی سکاندار ریاست جمهوری اوکراین به انتظارات این قبیل شرکای خارجی بعید به نظر می رسد. لذا موفقیت و پیشرفت اوکراین در صورتی حاصل خواهد شد که اوکراین بتواند در روابط با غرب و روسیه سیاست تمکیل متقابل و متعادل ایجاد نموده و آن به پیش ببرد.   *رضا مهدی: کارشناش ارشد مسائل بین الملل   منابع:      http://prismua.org/eap-think-bridge/ https://www.kyivpost.com/ https://www.unian.ua/ https://www.ukrinform.net/ https://censor.net.ua/ https://en.interfax.com.ua/ http://www.usubc.org/ http://www.me.gov.ua/?lang https://www.minfin.gov.ua/en       ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 21 May 2019 20:29:56 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3834/سمت-سوی-تحولات-اوکراین-ریاست-جمهوری-ولادیمیر-زلنسکی تکرار تراژدی،کمدی درانتخابات اوکراین http://www.iras.ir/fa/doc/article/3827/تکرار-تراژدی-کمدی-درانتخابات-اوکراین مقدمه مارکس درکتاب "هجدهم برومرلوئی بناپارت" نکته مهی را درباره تکرار تاریخ یادآوری می کند: «هگل درجایی می نویسد که« تمام حوادث  و شخصیتهای بزرگ تاریخ جهانی به اصطلاح دوبار ظهور می کنند.»[1] ولی او فراموش می‌کند که اضافه کند: نخست به صورت تراژدی، و بار دوم به صورت کمدی مسخره » [2] این جمله مارکس دقیقا وصف حال اوکراین امروز بعد ازاعلام نتایج  دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در روز یکشنبه اول اردیبهشت 1398 است. زیرا انتخابات دوره قبل در سال 2014  یک تراژدی بزرگ در اوکراین را شکل داد و اینبار یک کمدی تلخ را برای مردم این وسیع ترین کشور اروپا بعد از فرانسه، رقم زده است . چراکه بر اساس نتایج نهایی این انتخابات ولدیمیر زیلینسکی (Volodymyr  Zelensky )  کمدینی که هیچ سابقه سیاسی قابل توجه ای ندارد، در سن 41 سالگی[3] زمام امور اوکراین را بدست گرفت! در تحلیل پیش رو سعی دارم نشان دهم چگونه سرنوشت مردم اوکراین در نتیجه سیاست های غلطی که سیاستمداران این کشور در دو دهه گذشته در پیش گرفتند بازیچه رقابت های قدرتهای بین المللی از یکسو روسیه و از سوی دیگر آمریکا و اتحادیه اروپا شده است.   پیشینه بحث :  ویکتور یاناکوویچ رئیس جمهور وقت  اوکراین، در تاریخ  سی ام آبان 1392 (21 نوامبر ٢٠١٣ ) از امضای قرارداد تجاری و اقتصادی با اتحادیه ی اروپا سرباز زد و از اتحادیه ی گمرکی با روسیه، بلاروس و قزاقستان دفاع  کرد. البته او برای این امر به شدت از جانب روسیه تحت فشار بود. مخالفان یاناکوویچ ابتدا با سرزنش وی حرکتی را آغاز کردند؛ اما پس از نادیده گرفتن خواستشان ، این حرکت خیلی زود به یک اعتراض عمومی تبدیل گردید. در ادامه میدان استقلال کی یف به  مرکز تجمع مخالفان دولت  تبدیل شد. اعتراضات به تدریج شدید و گسترده تر شد و معترضان با چوب، سنگ و کوکتل مولوتف و در روزهای پایانی با تفنگ بادی وحتی کلاشینکوف بانیروهای پلیس درگیر شدند. آنان تحت حمایت تبلیغات انبوه رسانه های غربی  در مقابل فشارهای پلیس و تک تیراندازها مقاومت کردند، درسرمای جان سوز زمستان "کی یف" میدان استقلال را خالی نکردند، وتا رسیدن به خواسته هایشان از پای نایستادند ونهایتا با هم سرنگونی یاناکوویچ رئیس جمهور هوادار روسیه را  درسوم اسفند 1392 جشن گرفتند. ازآن پس مسیر بحران تغییر کرد اینبار طرفداران یاناکوویچ و مناسبات نزدیک با روسیه بودند که با انجام تظاهرات در شرق اوکراین، اعتراض خود را به مداخله آمریکا و اتحادیه اروپا درکشورشان نشان دادند و خواستار بازگشت به قدرت یاناکوویچ شدند. اما این اعتراضها بجایی نرسید . کرملین  که می دید  همه چیز برای بقدرت رسیدن یک دولت طرفدار غرب در کی یف آماده شده است ، پیش دستی کرد و ازطریق لشکر کشی به  کریمه در هفتم اسفند 1392(26 فوریه 2014) و سپس با برگزاری همه پرسی برنامه ریزی شده در 25 اسفند 1392(16مارس 2014) ، این شبه جزیره استراتژیک متعلق به اوکراین در شمال دریای سیاه را ضمیمه روسیه کرد. به موازات آن همچنین دو استان شرقی اوکراین"دونتسک" و "لوهانسک"  که جمعیت آنها عمدتا روس تبار هستند،  تحت حمایت روسیه جنگهای جدایی طلبانه را علیه دولت مرکزی در کی یف آغاز کردند و اوکراین پنج سال است که  در بحران جدایی طلبی گرفتار شده است. حتی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری درچهارم خرداد1393(25می 2014) وانتخابات پارلمانی درچهارم آبان 1393(چهارم نوامبر 2014) هم نتوانست مشکلات جدایی طلبان شرق اوکراین را حل وفصل  کند. به همین دلیل اوکراین ازسال 1393  تاکنون صحنه منازعات قدرتهای بازیگر خارجی یعنی روسیه ، اتحادیه اروپا و آمریکا قرار گرفته است.   تحلیل نتایج انتخابات: دردوردوم  انتخابات که در روز یکشنبه اول اردیبهشت 1398 (21 آوریل 2019) برگزار شد، ازجمعیت 43 میلیون نفری اوکراین  در حدود 30 میلیون نفر از اوکراینی ها شرایط لازم را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری داشتند که از این میان 18,491,837 نفر در انتخابات شرکت کردند یعنی بیش از 60 درصد رای دهندگان در انتخابات دور دوم شرکت داشتند . از این جهت حضور قابل قبولی برای دور دوم  بشمار می رود. [4] در این میان  13,541,528 نفربه ولدیمیر زیلینسکی رای دادند  تا او درهفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اوکراین پس از استقلال این کشور در سال 1991 از شوروی ، با بدست آوردن بیش از 73 درصد آراء شرکت کنندگان در انتخابات [5] به عنوان هفتمین رئیس جمهوری برگزیده شود. انتخاب پترو پوروشنکو ( Petro Poroshenko ) درانتخابات پنج سال پیش با آنکه تحت حمایت آمریکا و اعضای اصلی اتحادیه اروپا بدست آمد ، به یک تراژدی بزرگ برای مردم اوکراین تبدیل شد.  زیرا از یکسو وعده های انتخاباتی این میلیونرمعروف به سلطانِ شکلات تحقق پیدا نکرد  و اقتصاد اوکراین همچنان بحران زده باقی ماند و از سوی دیگر شبه جزیره استراتژیک کریمه ازحاکمیت اوکراین خارج شد و ازآن بدتر اینکه دردو استان شرقی این کشورهمچنان بحران جدایی طلبی ادامه یافت.  اکنون این پرسش اساسی در افکارعمومی مطرح است : « بازیگرکمدی محبوب که مهمترین عامل مشهورشدنش بازی درسریال تلویزیونی بسیار جذاب"خادمان مردم" در نقش رئیس جمهور اوکراین در سال 2015 بوده است» چگونه می تواند مشکلات پیش روی اوکراین از جمله مهم ترین آنها : - بازگشت حاکمیت اوکراین بر کریمه ، -بحران جدایی طلبی روس تبارهای در دو استان شرق اوکراین ، - بهبود وضعیت اقتصاد بحران زده اوکراین - وسرانجام  موضوع پیوستن اوکراین  به اتحادیه اروپا و ناتو را پیگیری و به سرانجام مثبت برساند؟ درپاسخ به این سئوال مهم باید گفت مردم اوکراین به یک کمدین محبوب که نقش رئیس جمهور  را بازی می کرد ،رای دادند. اما در دنیای واقعی سیاست ، کمدین های انتقادی جایگاهی ندارند و آقای زیلینسکی باید بتواند به کمک تیم مشاورانش ازجمله الکساندر دانلیوک، وزیر سابق امور مالی،آیواراز آبراموویچ  وزیرسابق توسعه اقتصادی و تجاری  و سرگی لیشچنکو شخصیت معروف مبارزه با فساد و کالامویسکی میلیاردر حامی مالی و رسانه ای اش، به وضعیت نابسامان اقتصادی اوکراین سروسامان بدهد. این مهم بدست نمی آید مگر آنکه او بتواند بنوعی روابط از دست رفته با روسیه را بدون آنکه از اتحادیه اروپا فاصله بگیرد ، احیاء کند. 73 درصد کسانی که در حدود 33 هزار و 500 مرکز رای گیری انتخابات رای خود را به صندوق ها ریختند، امیدوارند زیلینسکی بتواند به وعده خود در مورد مبارزه با فساد در سیاست داخلی و مذاکره با پوتین در سیاست خارجی عمل کند. کاری که سَلف او یعنی پوروشنکو بشدت از آن اجتناب می کرد. زیرا می دانست مذاکره با پوتین درعمل نتیجه ای جز تثبیت حاکمیت روسیه بر کریمه نخواهد داشت. سه روز پیش از زمان برگزاری انتخابات در اوکراین "دمیتری مدودف" نخست وزیر روسیه در پایان نشست روز پنجشنبه 29 فرودین هیات دولت این کشور گفت: «به دلیل تداوم اقدامات خصمانه اوکراین و اعمال محدودیت این کشور در مراودات اقتصادی، مسکو صادرات انواع مواد سوختی، نفت و مشتقات آن را به این کشور متوقف می کند. براین اساس ازاول جون 2019 صادرات کالاهای خاص به اوکراین نیازمند مجوز ویژه خواهد بود که این محصولات شامل سوخت و انرژی از جمله ذغال سنگ، نفت و فراورده های نفتی است. مسکو باید از منافع خود دفاع کند واقدام متقابل انجام دهد.» [6] این اقدام نخست وزیر روسیه  کاملا برای تحت فشار قرار دادن رئیس جمهوری منتخب اوکراین است که کار خود را از خرداد ماه آینده بصورت رسمی آغاز خواهد کرد . روسیه ترجیح می دهد با ابزار کنترل صادرات انرژی (نفت،گاز، ذغال سنگ) برای اوکراین، رئیس جمهوری آینده را به نرمش بیشتر در برابر مسکو وادار سازد . با این حال روسیه که خود تحت فشار تحریم های غرب قرار دارد  از لحاظ اقتصادی قدرت مانور زیادی در برابر دولت آینده زیلینسکی در اوکراین ندارد. همچنانکه بنا به گزارش وزارت اقتصاد روسیه این کشور در سال 2018 با وجود همه اختلاف ها با کی یف  پنج میلیارد دلار کالا از اوکراین وارد کرده است و مجموع واردات کالاهایی که توسط روسیه تحریم شده‌اند طی سال 2018 تنها 510  میلیون دلار ارزش داشته است. مقام های روسیه مرتبا تاکید می کنند در صورتی که کی یف تحریم‌های خود علیه واردات کالاهای روس را لغوکند ،این کشورمتقابلا تحریم‌ها راعلیه اوکراین  لغو خواهد کرد.[7] در این میان سرمایه گذاران نیز به دنبال گرفتن تضمین از کاندیدای پیروز و رییس جمهور آتی اوکراین برای سرعت بخشیدن به اصلاحات و حفظ کمک‌های خارجی و افزایش سرمایه گذاری خارجی در این کشور هستند. زیلینسکی وعده داده است که با فساد در این کشور43 میلیون نفری که یکی از کشورهای کم درآمد در اروپا محسوب می شود، مبارزه کند. با آنکه پوروشنکو وضعیت دشواراقتصادی و امنیتی سال ۲۰۱۴ را تاحدودی بهبود بخشید و موفق شد اصلاحات جزئی در نظام اقتصادی اوکراین  اجرا کند، اما او نتوانست بسیاری از وعده های بلند پروازانه خود را به اجراء گذارد. بویژه  او در مبارزه با فساد موجوددر دستگاه حکومتی  ناکام ماند و شاید یکی از دلایل مهم ناکامی وی در جلب آراء شرکت کنندگان در انتخابات روز یکشنبه همین فساد موجود دراقتصاد و سیاستمداران نزدیک به دولت  اوکراین بود. به نظر می رسد  به همین دلیل زیلینسکی سعی کرد کمتر وعده بدهد و اصولا از شیوه‌های مرسوم در مبارزات انتخاباتی  کمتر بهره گرفت. او تلاش کرد در تجمع های انتخاباتی کمتر شرکت کند تا کمتر مجبور به سخنرانی شود.  بجای آن سعی کرد در چند مصاحبه محدود با رسانه‌ها ، ایده های خود را برای آینده اوکراین معرفی کند و از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغ این ایده ها بدرستی بهره بگیرد. نتیجه گیری: زیلینسکی در شرایطی زمام امور را در دست می گیرد که باید بتواند با استفاده از تجربه های شکست خورده روسای جمهوری پیشین راه مستقلی را از روسیه و آمریکا و اتحادیه اروپا در پیش بگیرد. نتایج عملکرد چهار رئیس جمهور پیشین اوکراین یعنی ویکتور یوشچنکو( 2004 تا  2010) و پترو پوروشنکو ( 2014 تا 2019 ) پیش روی او است. آنها هر کدام در دوره ای تلاش کردند برای رهایی اوکراین از مشکلات اقتصادی  پشتیبانی اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا را کسب کنند. اما در عمل دیدند این کشورها مایل نیستند بخاطر اوکراین، با روسیه درگیر شوند. درنتیجه وقتی جدایی کریمه از اوکراین اتفاق افتاد و تمایلات جدایی طلبی در شرق اوکراین با تحریک روسیه به جنگ مسلحانه نیز کشیده شد ، اتحادیه اروپا و آمریکا تنها به محکومیت صرف و اعمال تحریم های اقتصادی روسیه بسنده کردند . در مقابل  آنها ، تجربه لئونید کوچما (1999 تا 2004) و ویکتور یاناکوویچ ( 2010 تا 2014) دو رئیس جمهور روس گرا نیز پیش روی زیلینسکی قرار دارد.  این دو رئیس جمهوری اوکراین در زمان زمامداریشان، کوشیدند با اتکاء به حمایت روسیه ، اوکراین را از وضعیت بحرانی آن زمان خارج کنند. اما همچنان رقابت های آمریکا و اتحادیه اروپا با روسیه  ، درعمل هر دوی آنها را در اجرای برنامه های خود ناکام گذاشت. اتکاء یکسویه آنها به روسیه، تضاد موجود بین شرق و غرب  اوکراین را نه تنها کاهش نداد ،بلکه درعمل موجب افزایش تمایلات واگرایانه به سمت اتحادیه اروپا و ناتو درغرب این کشورشد. در دوره  اخیر ، دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا  بجای کمک اقتصادی به اوکراین کنگره آمریکا را ترغیب کرد  250 میلیون دلار کمک نظامی به اوکراین اختصاص دهد. همچنین  کانادا و انگلستان  علاوه بر صدور اسلحه وظیفه آموزش و پشتیبانی ارتش اوکراین را برعهده گرفتند.[8] آنها به بهانه تقویت ارتش اوکراین برای مهارجدایی طلبان اوکراینی در شرق این کشور هزینه های نظامی را به اوکراین تحمیل کردند . اما اقتصاد ناتوان اوکراین بیشتر نیاز به سرمایه گذاری در اقتصاد و امور زیربنایی دارد تا بتواند بحران موجود را پشت سربگذارد. به نظر می رسد اگر آقای زیلینسکی می خواهد بر مشکلات موجود فایق شود، مجبور است حداقل در کوتاه مدت موضوع عضویت در ناتو را کنار بگذارد تا بتواند به نوعی توازن در مناسبات خود با روسیه و غرب دست پیدا کند. روسیه می داند بدون اوکراین نمی تواند مرزهای غربی خود را امن نگه دارد و اوکراین هم می داند بدون روسیه در عمل باید تجزیه شرق اوکراین را بپذیرد تا بتواند به عضویت ناتو درآید. چیزی که نه برای روسیه قابل قبول است و نه برای اکثریت مردم اوکراین. اما باید واقع بین بود در جهان سیاست که قدرت حرف اول را می زند تجربه زیلینسکی کمتر از آن است که بتواند چنین موازنه ای را بین روسیه و غرب برقرار کند با این حال از قدیم گفتند آرزو برجوانان عیب نیست.  شاید نیروی جوانی و انگیزه های ماجراجویانه او بتواند به او کمک کند بعد ازحدود سه دهه ، حرکت پاندولی ساعتِ سیاست در اوکراین، بین روسیه و غرب متوقف شود و زیلینسکی برخلاف سلف خود برای ساختن اوکراین جدید نخستین بار بجای قدرت های خارجی  به مردم این کشور اتکاء کند.   پانوشت ها :   [1] هگل:«سخنرانیهای مربوط به فلسفه تاریخ» جلد سوم ، انگلس در بخشی از نامه ای  که به مارکس در تاریخ سوم دسامبر 1851 می نویسد این گفته هگل را یادآوری کرده است  . [2] به نقل از کتاب کارل مارکس، "هجدهم برومر لوئی بناپارت" چاپ سال (۱۸۵۲) ترجمه محمد پورهرمزان،برلین، چاپ چهارم 1386، ص 28 [3] ولدیمیر زیلینسکی متولد 25 ژانویه  1978 در کریوی ریح، SSR اوکراین  دریک خانواده  پدر و مادر یهودی متولد شد. او تا پیش از وارد شدن در سیاست ، فیلمنامه نویس، بازیگر و مدیر استودیوی اوکراین بود.  پدر او، الکساندر زیلینسکی استاد دانشگاه است که ریاست دانشکده علوم سایبرنتیک و سخت افزار محاسباتی را در موسسه اقتصاد کریمه برعهده داشت. مادرش ریما زلنسکا به عنوان مهندس کار می کند. زیلینسکی پیش از ورود به دبیرستان، چهار سال در مغولستان در شهر Erdenet  در محل کار پدرش زندگی می کرد. زیلینسکی رشته حقوق در دانشگاه اقتصاد ملی کیف را به پایان رسانده است. اما هیچگاه به عنوان حقوق دان کار نکرده است. زیلینسکی در سال 2017 حزبی را با نام سریال «خادم ملت»به ثبت رساند و از طریق همین حزب در انتخابات ریاست جمهوری اوکراین شرکت کرد. حامی زیلینسکی  را گروهی از الیگارش های مالی که کالامویسکی از معروف ترین آن هاست. تشکیل می دهند. کالامویسکی ملیتی اوکراینی وتابعیت اسرائیلی دارد، او رئیس انجمن یهودی های اوکراین، میلیاردر و موسس گروه مالی- صنعتی «پریوات»،است. او به عنوان ششمین فرد ثرتمند اوکراین، تا سال 2015 فرماندار ایالت دنپروپتروفسک را برعهده داشت و بعد از آن به دلایل نا روشن با پوروشنکو  اختلاف پیدا کرد و استعفا داد. با وجود آمدن اختلاف بین او پوروشنکو و متهم کرن او به فساد او هم اکنون در اسرائیل زندگی می کند. از آن جا که بیشتر رسانه های اوکراینی در دستان میلیاردرها یعنی همان آلیگارخ هاست زیلینسکی با کالامویسکی ارتباط برقرار می کند. زیلینسکی در سپتامبر 2003، زیلینسکی با اولنا زلنسکا (نای کیوشکو) ازدواج کرد. آنها هر دو در یک مدرسه ی گرامر هم کلاسی بودند. یک دخترو یک پسر دارد . اولدانا دختر اول او در ژوئیه 2004 متولد شد. پسر او، سیریل زیلینسکی، در ژانویه 2013 متولد شد. به نقل از :                 https://en.wikipedia.org/wiki/Volodymyr_Zelensky [4] https://www.cvk.gov.ua/pls/vp2019/wp095pt001f01=720pt049f01=0.html [5] https://www.cvk.gov.ua/pls/vp2019/wp300pt001f01=720.html [6] خبرگزاری صدا و سیما به نقل از خبرگزاری تاس 29/01/1398 [7] همان [8] https://www.chathamhouse.org/expert/comment/security-policy-not-debate-ukraine-elects-new-president ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 26 Apr 2019 09:43:53 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3827/تکرار-تراژدی-کمدی-درانتخابات-اوکراین دیدار سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه با اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3802/1/دیدار-سفیر-جمهوری-اسلامی-ایران-روسیه-اعضای-شورای-علمی-موسسه-مطالعات-ایراس ایراس: روز شنبه، مورخ 22 دی 1397، در محل موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) دیداری بین دکتر مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه با اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس صورت گرفت. در این جلسه ابتدا آقای دکتر سنایی به شرح اخرین وضعیت روابط جمهوری اسلامی ایران با روسیه در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخت. ایشان در این دیدار بیان داشتند که روابط دو کشور به دلیل رشد نیازهای متقابل دوجانبه و شرایط منطقه ای دچار تحول اساسی شده است. به گفته دکتر سنایی از زمان اجرای برجام، روابط اقتصادی چند برابر شده است لیکن هنوز تا تحقق کامل ظرفیت های توسعه روابط فاصله وجود دارد. سفیر کشورمان در روسیه حضور فرهنگی ایران را در روسیه چشمگیر ارزیابی نمود. دکتر سنایی تحول در روابط سیاسی و امنیتی میان تهران و مسکو راطی چند سال اخیر را بی نظیر ارزیابی نمود. رویکردها و چشم اندازهای مشترک دو کشور نسبت به روندهای جهانی و منافع مشترک منطقه ای به ویژه در قبال تحولات خاورمیانه مهمترین محرک های توسعه روابط سیاسی میان دو کشور از منظر ایشان ارزیابی گردید. در ادامه جلسه اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس به بیان نظرات و پیشنهادات خود در خصوص روابط پرداخته و پرسش هایی را نیز از سفیر جمهوری اسلامی کشورمان در روسیه مطرح نمودند. ]]> روسیه و اروپای شرقی Sun, 27 Jan 2019 08:08:08 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3802/1/دیدار-سفیر-جمهوری-اسلامی-ایران-روسیه-اعضای-شورای-علمی-موسسه-مطالعات-ایراس تلاش برای احیای مبادلات تاریخی بین ایران و آستاراخان روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3379/تلاش-احیای-مبادلات-تاریخی-بین-ایران-آستاراخان-روسیه مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه طی سفری یک روزه به آستاراخان روسیه در دیدار با الکساندر ژیلکین استاندار آستاراخان با اشاره به امضای اسناد دولتی و گمرکی برای حل مشکلات موجود در سال‌های گذشته برای توسعه صادرات اجناس ایرانی به فدراسیون روسیه و ایجاد زیربنای لازم برای گسترش فعالیت تجار دو کشور ابراز امیدواری کرد که بخش خصوصی دو کشورهمچون سایر بخش‌ها وارد چرخه توسعه همه جانبه روابط شود. سفیر ایران در روسیه همچنین با اشاره به آغاز بکار کشتی مسافرتی- تفریحی بین ایران و روسیه در دریای خزر در سال آتی، این امر را قدمی مثبت در تسهیل تردد تجار و گردشگران دو کشور دانست. الکساندر ژیلکین استاندار استان آستاراخان روسیه نیز در دیدار با سفیر ایران در روسیه ضمن استقبال از توسعه صادرات محصولات ایرانی بخصوص  محصولات کشاورزی به این استان، خواهان همکاری بیشتر بخش خصوصی دو کشور شد. مهدی سنایی همچنین در جریان سفر به آستاراخان روسیه طی سخنانی در دانشگاه دولتی آستاراخان با اشاره به توسعه همه جانبه روابط ایران و روسیه، چشم انداز روابط اقتصادی دو کشور در آینده نزدیک را بسیار روشن و نقش آستاراخان را بسیار برجسته برشمرد. وی با اشاره به سابقه 300 ساله تجارت بازرگانان ایرانی در شهر آستاراخان روسیه و حضور حدود هزار خانوار ایرانی در این شهر و ساخت مسجد و مهمانسرای ایرانی در آن طی قرون گذشته، تصریح کرد: می‌بایست در مسیر توسعه ارتباطات بین ملت‌ها و بازرگانان دو کشور از گذشتگان خود درس گرفته و سطح این ارتباطات را در آینده به سطحی بالاتر از آنچه در گذشته داشته ایم، افزایش دهیم. سفیر ایران در روسیه همچنین با اشاره به وجود کرسی زبان فارسی در دانشگاه دولتی آستاراخان و نیز حضور دانشجویان ایرانی در این دانشگاه خواستار ایجاد زمینه های لازم جهت تبادل همه ساله دانشجویان بین این دانشگاه و دانشگاه های ایران شد. در جریان سفر مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه به آستاراخان اولین مرکز تجاری ایران در خارج از کشور با حضور سفیر ایران در روسیه، شافعي رييس اتاق بازرگاني ، صنايع و معادن ايران، عسكراولادي عضو هيات رئيسه اتاق بازرگاني تهران ، روساي اتاق هاي بازرگاني ١٤ استان كشور و نيز الكساندر ژيلكين استاندار استراخان روسيه و مقامات ارشد اين استان ، بطور رسمي فعاليت تجاري خود را آغاز كرد. سفیر ایران در فدراسیون روسیه  درجریان سفر به آستاراخان  از شبکه تلویزیونی «آستاراخان 24» بازدید و در گفت‌گویی  تلویزیونی با این شبکه با استناد به روابط دیرین ملت و بازرگانان ایران و روسیه که غالبا شهر آستاراخان نقش پل رابط بین آنان را ایفا کرده بود، ابراز امیدواری کرد که دو کشور با توجه به پتانسل بالای خود برای تامین اقلام مورد نیاز یکدیگر و نیز ایجاد زیرساختهای لازم برای تسهیل تجاری،  دراین حوزه نیز هر چه سریعتر سطح روابط را به سطحی در خورد شان سایر سطوح روابط ایران و روسیه افزایش دهند. منبع: کانال تلگرامی مهدی سنایی سفیر ایران در روسیه     ]]> روسیه و اروپای شرقی Wed, 25 Oct 2017 11:08:09 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3379/تلاش-احیای-مبادلات-تاریخی-بین-ایران-آستاراخان-روسیه مهدی سنایی: "تهدیدهای مشترکی همچون تحریم های ظالمانه غربی و یکجانبه گرایی آمریکا، باعث نزدیکی ایران و روسیه شده است" http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3376/مهدی-سنایی-تهدیدهای-مشترکی-همچون-تحریم-های-ظالمانه-غربی-یکجانبه-گرایی-آمریکا-باعث-نزدیکی-ایران-روسیه-شده دکتر مهدی سنایی، سفیر تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه و رئیس موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، به بیان دیدگاه‌های خود در خصوص چشم‌انداز روابط ایران و روسیه، تحولات کردستان عراق و برجام پرداخت که مشروح این گفتگو در ادامه از نظر می گذرد. چشم انداز روابط ایران و روسیه را چگونه می‌بینید؟ "از جنبه سیاسی روابط ایران و روسیه در دوره‌های گوناگون تاریخی از فضای بین‌المللی تأثیر پذیرفته و نقش منفی عامل سوم در روابط دو کشور، تأثیرگذار بوده است، رهبران دو کشور تلاش دارند این تأثیر گذاری منفی را از بین ببرند و در سال‌های اخیر به میزان زیادی موفق بوده‌اند. روابط ایران و روسیه اکنون شاهد دوره اوج خود است که بی‌سابقه به نظر می‌رسد. روابط سیاسی در بالاترین سطوح قرار داشته و روندی شتابان دارد." "مشکلات موجود بیشتر به جنبه تعاملات اقتصادی و فقدان زیر ساخت‌ها مربوط می‌شود. واقعیت این است که روابط اقتصادی و تجاری همپای روابط سیاسی رشد نکرده است. دو کشور صادر کننده انرژی هستند و طرف‌های اصلی تجاری‌شان خریداران انرژی آنها هستند. میان دو کشور با این ویژگی، تعاملات اقتصادی مشابه دو کشور فروشنده و خریدار انرژی شکل نمی‌گیرد و دشواری بیشتری دارد." "در چهار سال گذشته زمینه‌های قانونی فراهم شده و تفاهم‌نامه‌هایی که بسترهای لازم برای توسعه تعاملات دو کشور در زمینه‌های مختلف اقتصادی را فراهم می‌آورد، ایجاد شده‌اند. واقعیت این است که بخش‌های اقتصادی و به‌ویژه بخش خصوصی باید ظرفیت و توان خود جهت استفاده از این فضای جدید در روابط را افزایش دهند." "در مجموع می‌توانم اطمینان دهم که آینده نوید بخشی در زمینه‌های مختلف در روابط دو کشور وجود دارد. نشانه‌های رشد تعاملات اقتصادی میان دو کشور نیز بروز کرده است و در سال‌های آینده بیشتر خود را نشان خواهد داد." روسیه در خصوص تحولات کردستان چه مواضعی دارد و آیا مذاکرات و هماهنگی‌هایی با آنها داشته‌اید؟ "مواضع مقامات دولت روسیه در چارچوب تأکید بر یکپارچگی و تمامیت ارضی عراق بیان می‌شود و دولت روسیه بر ادامه گفتگوهای میان اکراد و دولت مرکزی جهت رسیدن به راه حل مرضی الطرفین (مورد پسند هر دو طرف) تأکید دارند. اینکه روسیه موضع اعلامی نرم تری نسبت به ایران و ترکیه در این زمینه داشته به دلیل سرمایه گذاری‌های روسیه در کردستان و روابط تاریخی با کردهاست." "در این چارچوب، رایزنی و مشورت میان ایران و روسیه در ابعاد مختلف مشکلات منطقه وجود دارد. طبیعی است که هر گونه اقدامی که منجر به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه شود به خصوص در شرایطی که همه توان موجود باید صرف از بین بردن گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه شود، می‌تواند فضایی برای بازسازی و قدرت‌یابی مجدد گروه‌های تروریستی ایجاد کند." در ایران رگه هایی از روس هراسی و در روسیه رگه هایی از ایران هراسی دیده می شود. این اقدامات چه تأثیری بر روابط دو کشور دارد؟ "به نظر می رسد این رویکرد ریشه در گفتمان تاریخ محور و شاید فضای روانی جنگ سرد و دوره شوروی دارد. فضای بین المللی وضعیتی سیال دارد به همین دلیل نمی توان در طول تاریخ، تصویری ثابت و بدون تغییر از کشورها ارائه کرد." "در واقع نگاه به کشورها باید به روز شود. باید برای آینده طراحی داشت نه اینکه در گذشته تاریخی متوقف ماند. واقعیات ایران امروز و روسیه امروز با آنچه برخی القا می کنند، متفاوت است. امروز دو کشور در صحنه بین المللی در بسیاری از مسائل رویکردهای مشترکی دارند. مخالفت با یکجانبه گرایی، مبارزه قاطع و همه جانبه با پدیده تروریسم، مقابله با قاچاق مواد مخدر و تلاش برای ایجاد ثبات در مناطق خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز در راستای منافع دو کشور است. تهدیدهای مشترکی همچون تحریم های ظالمانه غربی و یکجانبه گرایی آمریکا، باعث نزدیکی دو کشور شده است. همه اینها در کنار رفت و آمد گردشگران میان دو کشور که رو به افزایش است بتدریج در حال تغییر دادن شرایط به سمت و سوی بهتر است." روسیه در خصوص شکننده شدن برجام هشدار داده است. مواضع روس ها در زمینه کارشکنی های آمریکا چیست؟ "برجام محصول تلاش های همه طرف های شرکت کننده در مذاکرات بود که روسیه نقش مهمی در آن داشت. طبیعتا وقتی یک کشور قصد دارد این توافق مهم بین المللی را بهم بزند، اولا زمینه بروز یک ناهنجاری حقوقی در روابط بین الملل را فراهم می آورد که نتایج نامطلوبی خواهد داشت. دیگر اینکه برجام توافقی بود که در آن، دیپلماسی پیروز شد و همه طرف ها خود را برنده آن تلقی می کردند یعنی بازی برد - برد بود." "اینکه ترامپ با هدف از بین بردن تمام دستاوردهای اوباما در سیاست خارجی و داخلی آمریکا، دست به چنین اقدامی بزند، نه تنها موجب نارضایتی روسیه، بلکه سایر طرف های دخیل در مذاکرات بخصوص کشورهای اروپایی می‌شود. در واقع شکننده شدن برجام، به معنی شکننده شدن توافقات بین المللی و شکننده شدن دیپلماسی است. مقامات روس به صراحت موضع خود را اعلام کرده اند و خواستار حفظ برجام هستند و موضع اخیر آمریکا را غیر عاقلانه و ناقض حقوق بین الملل دانسته اند." ارزیابی شما از عملکرد روسیه در تحولات خاورمیانه (سوریه، یمن، عراق) چیست؟ "نکته محوری در ایفای نقش روسیه در تحولات خاورمیانه، مقابله با دو مقوله «تروریسم» و «یکجانبه گرایی» بوده است. غربی ها بویژه آمریکا، تروریست ها را به دو گروه خوب و بد تقسیم می کنند و از برخی از این گروه ها حمایت بعمل می آورند. در واقع این، نوعی هنجار سازی توسط غرب و نوعی استاندارد دوگانه است که باید با آن برخورد کرد." "جمهوری اسلامی ایران و روسیه طی اقدامی هماهنگ، به مقابله واقعی و بدون اغماض با همه گروه های تروریستی پرداخته اند و نتایج مثبت آن آشکار شده است. نکته دیگر اینکه قابل قبول نیست که غرب برای منطقه خاورمیانه طراحی کند و آن را اجرایی نماید. در واقع طراحی های غربی برای منطقه شکست خوردند و مجموعه این تحولات و واقعیات میدانی، بسیاری از کشورها را بر آن داشته تا واقعیات را بپذیرند و بتدریج از مواضع اولیه خود در قبال سوریه فاصله بگیرند." "آنچه مهم است این است که همکاری ایران و روسیه در خصوص سوریه، مهار بحران در این کشور و ممانعت از پیاده شدن توطئه های خارجی، تاکنون بسیار سازنده و موفق ارزیابی می شود." روس ها چقدر به تعهدات خود در قبال تصمیمات اتاق عملیات جهارجانبه پایبند بوده‌اند؟ "کارکرد اتاق عملیات چهارجانبه هماهنگی های فنی- نظامی است و با هدف هماهنگی و مبادله اطلاعات شکل گرفته است. در واقع تشکیل چنین مرکزی برای هماهنگی اقدامات چهار کشور در راستای مبارزه با تروریست ها ضرورت داشت و پیروزی های بدست آمده و ضربات کاری که بر داعش و سایر گروه های تروریستی وارد شده، نشان دهنده موفقیت این ساختار در انجام اقدامات هماهنگ  است." حضور همزمان ایران و روسیه در مذاکرات آستانه چقدر می تواند به افزایش تعداد نقاط کاهش تنش در سوریه کمک کند؟ "ایده مذاکرات آستانه با توافق ایران و روسیه در گرماگرم پیروزهای ارتش سوریه در شهر حلب شکل گرفت و این ایده با پیوستن ترکیه به آن تقویت شد. یکی از دستاوردهای مهم مذاکرات آستانه، شکل گیری مناطق کاهش تنش در سوریه بوده است که تاکنون چهار منطقه، ایجاد شده است." "امید می رود که این مناطق در آینده افزایش یابد زیرا روند پیوستن گروه های مسلح به روند مذاکرات و مناطق کاهش تنش در حال افزایش است. مذاکرات آستانه و توفیقات حاصل از آن، نشان داد رویکرد جمهوری اسلامی ایران، فدراسیون روسیه و ترکیه رویکردی واقع بینانه بوده است. چنانچه مقایسه ای بین مذاکرات ژنو و مذاکرات آستانه انجام شود، مشخص می شود که در ژنو مذاکرات پیش نرفت اما در آستانه پیش رفت و این دقیقا به ترکیب کشورهای حاضر در این دو روند باز می گردد زیرا کشورهای حاضر در مذاکرات آستانه مصمم به مبارزه با تروریسم بودند اما در ژنو ترکیب مختلط بود و بنابراین توفیق چندانی نداشت."       ]]> دکتر مهدی سنایی روسیه و اروپای شرقی Tue, 24 Oct 2017 05:42:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3376/مهدی-سنایی-تهدیدهای-مشترکی-همچون-تحریم-های-ظالمانه-غربی-یکجانبه-گرایی-آمریکا-باعث-نزدیکی-ایران-روسیه-شده توازن بخشی منطقه ای، نقش دیپلماتیک روسیه در خاورمیانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3374/توازن-بخشی-منطقه-نقش-دیپلماتیک-روسیه-خاورمیانه ایراس: روسیه سعی دارد تا به عنوان بازیگری جدید در روند تعادل قدرت خاورمیانه ظاهر شود و به نظر می رسد فروش سیستم دفاعی بهتر به سعودی ها (اس 400) نسبت به ایران (اس 300) با الگوی تلاش های این کشور برای تاثیرگذاری بر منطقه سازگار باشد. دیدگاه قابل ملاحظه در این رابطه به این موضوع بر می گردد که چرا مسکو بعد از سالها انتظار حاضر به فروش سامانه دفاعی اس 300 به ایران (به عنوان متحد خود، حداقل در برخی حوزه های راهبردی نظیر سوریه) می شود اما در مقابل خیلی سریع به درخواست عربستان (کشوری که به تازگی در تلاش برای بهبود روابط با کرملین است) برای خرید سیستم بسیار پیشرفته تر اس 400 پاسخ مثبت می دهد؟ «استفان برین»، یکی از مقامات پیشین پنتاگون در 13 اکتبر و در قالب تحلیلی برای آسیا تایمز می نویسد: «نه تنها پادشاه عربستان سعودی، بلکه ترکیه به عنوان یکی از دشمنان روسیه در جنگ سرد نیز خواهان دریافت سامانه اس 400 روسی است، چه این که این سامانه در برابر موشک های بالستیکی که ایران طی چند سال آینده به آنها دسترسی پیدا می کند، بسیار موثر عمل می کند».   فروش سلاح به دقت استاندارد سازی شده اس 400 روسیه به کشورهای حوزه خلیج فارس بر اساس الگوی ایجاد شده چین طی دهه گذشته است، بدین معنی که چین به صورت همزمان موشک هایی را به ایران و پادشاهی عربستان می فروخت اما موشک های پیشرفته تر را به سعودی ها عرضه می کرد، چرا که ریاض به مراتب از تهران دارای قدرت نظامی ضعیف تری است و پکن می خواست این تعادل بخشی را رعایت کند. به نظر می رسد  سیاست روسیه در خاورمیانه از «کار خراب کن» یا «بر هم زننده بازی ها» در حال تغییر است، به گونه ای که سیاست این کشور در هفته های اخیر همانند رویکرد تعادل قدرت کلاسیک شده است.   هنری کیسینجر می گوید: «صلح تنها می تواند با هژمونی یا با تعادل قدرت به دست آید». به عبارت دیگر، قدرت هایی که نمیتوانند هژمونی را تمرین کنند، تلاش میکنند تا تعادل را حفظ کنند. مثال کلاسیک در این رابطه بریتانیا است که در طول جنگهای ناپلئونی با پروس علیه فرانسه متحد شد و چندی بعد با فرانسه در برابر آلمان مخالفت کرد. بریتانیا نمیتوانست یک هژمون در قاره اروپا باشد، به همین دلیل به دنبال جلوگیری از فرمانروایی مطلق فرانسه یا آلمان بود. اکنون نیز روسیه نمی تواند جایگزینی برای هژمونی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه بیاید، بنابراین به دنبال تلاش برای تامین توازن در منطقه است.   میخائیل بوگدانف معاون وزیر امور خارجه روسیه چندی پیش خواهان میانجیگری میان تهران و ریاض شد اما به نظر می رسد گفتگو در این رابطه بسیار دور از ذهن و کم ارزش باشد. هرچند ایالات متحده با عرضه سیستم «تاد» به عربستان موافقت کرده است (به عنوان یکی پاسخ فوری برای معامله احتمالی روسیه و عربستان در زمینه اس 400) اما با توجه به تجزیه و تحلیل های نظامی، سعودی ها می خواهند با خرید اس 400 هرگونه منازعه احتمالی با جمهوری اسلامی ایران را نیز در نظر بگیرند.   تلاش دیگر روسیه برای تعادل بخشی قدرت در خاورمیانه به رویکردهای روسیه در سوریه بر می گردد، بدین صورت که از یک طرف ایران را به عنوان متحد مهم خود برای پشتیبانی از دولت بشار اسد می نگرد و از طرف دیگر نگرانی های امنیتی اسرائیل از حضور نیروهای ایرانی و حزب الله در مرزها را نیز در نظر می گیرد و به نوعی با تلاویو هماهنگ است. رسانه های اسرائیلی همواره از مشورت های سطح بالا بین مقامات تلاویو و مسکو گزارش های مکرری را منتشر کرده اند.   یکی از نکات مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کرد، دخالت روسیه در بحران سوریه است. دخالت نظامی روسیه در سوریه دلایل مختلفی داشت از جمله این که روسها نگران جهادی های قفقازی در سوریه و پس از آن بودند. از دیدگاه روسیه، حمایت طولانی مدت آمریکا از جهادگرایان سنی، پیامد ناخواسته تقویت القاعده و داعش را به دنبال داشته است. علاوه بر این جهادگرایان سنی به کرات روسیه را تهدید  کردند و وجود جمعیت عمده مسلمان سنی در روسیه، مسکو را بر آن داشت تا آشکارا حمایت از شیعیان را در دستور کار خود(دست کم به صورت تاکتیکی) قرار دهد. با این حال اکنون اهداف روسها در سوریه محقق شده است؛ دولت بشار اشد تقویت و تثبیت شده است، جهادگرایان سنی در سوریه به مراتب قدرت خود را از دست داده اند و پایگاه نظامی روسیه در طرطوس امن تر از هر زمان دیگری است. بنابراین مسکو قصد دارد در چنین شرایطی سیاستی دیگر را در پیش گیرد.   روسیه در تلاش است تا نفوذ دیپلماتیک خود در کردستان عراق را نیز حفظ کند. با وجود تهدیدات سخت کشورهایی نظیر ترکیه علیه رفراندوم کردها در عراق، به نظر می رسد مسکو خواهان حفظ سرمایه گذاری های کلان خود در کردستان است. علاوه بر این روسیه بعضا همدردی هایی را با آرمان های کردی از خود نشان داده است.   واقعیت این است که روسیه می خواهد توازن قدرت در خاورمیانه را مدیریت کند اما این که تا چه اندازه در این مهم موفق عمل می کند هنوز مشخص نیست. حمله نظامی روسیه به اهدافی در سوریه از طریق مسیر هوایی ایران اقدامی بود که پیشتر کمتر امکان تحقق داشت و این گونه همکاری هاست که باعث شده تا مسکو رویکردهای مثبتی را نسبت به ایران در پیش گیرد. با این حال باید گفت هرچند ایران دیدگاه های نزدیکی به روسیه دارد اما بدین معنا نیست که دست نشانده مسکو است و همیشه مطابق میل روسها رفتار می کند.   آمریکایی ها و پیش تر انگلیسی ها در زمینه سیاست های متعادل کننده قدرت در خاورمیانه ضعیف بوده اند و دلیل متقنی وجود ندارد که روسها از عهده این کار بربیایند. با این وجود تغییر موقعیت روسیه از یک «بازی خراب کن منطقه ای» به «متوازن کننده تعارض منافع بین قدرت های منطقه ای» یک نوع انقلاب دیپلماتیک است. این که آیا رویکردهای روسی باعث ایجاد نوعی از صلح و ثبات در خاورمیانه خواهد شد و آیا می توان شاهد ظهور یک خاورمیانه پساآمریکایی باشیم یا خیر، نیازمند گذر زمان است.     نویسنده: احسان تقوایی نیا – پژوهشگر مطالعات اوراسیا      ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 21 Oct 2017 09:34:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3374/توازن-بخشی-منطقه-نقش-دیپلماتیک-روسیه-خاورمیانه ​دیدار هیات های «نمایندگان مجلس» و «انرژی هسته ای» ایران با همتایان روسی http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی ایراس: دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رئیس کمیته انرژی دومای روسیه: هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران به سرپرستی آقای حسنوند رئیس کمیسیون انرژی ، آقای خالدی رئیس کمیته انرژی  های نو و تجدید پذیر کمیسیون مذکور و آقای ذوالنودی رئیس کمیته انرژی هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی  روز دوشنبه 24 مهر ماه سالجاری با آقای پاول زاوالنی رئیس کمیته انرژی دومای کشوری فدراسیون روسیه ملاقات و در زمینه همکاری های فی مابین گفتگو کردند. در این دیدار دو طرف ضمن تاکید بر اراده دولت و ملت دو  کشور به گسترش روابط دو جانبه و بین المللی به ویژه در حوزه انرژی، توافق کردند کارگروه مشترکی را ایجاد و با تدوین برنامه ای منظم به منظور: -تعیین ترکیب اعضای کار گروه از طرف دو مجلس ایران و روسیه -تعیین حوزه های همکاری های فیمابین  و اولویتهای مد نظر  - سفر به کشورهای ایران و روسیه از طرف اعضای کمیسیون های انرژی دو بار در سال - دعوت از شرکت های مرتبط با حوزه انرژی از دو کشور و حمایت  جهت مشارکت و سرمایه گذاری و دیگر موارد در کشورهای ایران و روسیه سازماندهی های لازم را انجام دهند. شایان ذکر است هیات نمایندگان مجلس شورای اسلامی به منظور شرکت در سمینار « 25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه  در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای » هیات سازمان انرژی اتمی ایران به سرپرستی آقای کمالوندی معاون امور بین الملل، حقوقی و مجلس  این سازمان را همراهی می کنند.     دیدار هیات های  انرژی هسته ای ایران و روسیه: همچنین امروز در استانه برگزاری سمینار «۲۵ سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره برداری صلح امیز از انرژی هسته ای» هیات های انرژی هسته ای دو کشور به سرپرستی اقای کمالوندی معاون بین الملل و امور حقوقی و مجلس سازمان انرژی اتمی ایران و اقای اسپاسکی معاون امور بین الملل روس اتم روز دوشنبه مورخ ۲۴ مهر ۱۳۹۶ با یکدیگر ملاقات کردند و در مورد همکاری در زمینه های مختلف و متنوع برای استفاده صلح امیز از انرژی هسته ای بحث و تبادل نظر نمودند. قرار است سمینار مذکور با مشارکت سازمان انرژی اتمی،  روس اتم و وزارتخانه های امور خارجه دو کشور و حضور نمایندگان ۵+۱ طی روزهای ۲۵ و ۲۶ مهر ۱۳۹۶ در مسکو برگزار شود.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 10:36:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3371/دیدار-هیات-های-نمایندگان-مجلس-انرژی-هسته-ایران-همتایان-روسی سخنرانی دکتر مهدی سنایی در آکادمی فنی روس‌اتم http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم ایراس: سمینار «25 سال همکاری جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای: چشم‌اندازهای جدید ضمیمه 3 برجام» در آکادمی فنی روس‌اتم، مسکو از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. دکتر مهدی سنایی، سفیر کشورمان در روسیه، با حضور در این سمینار به ارائه سخنرانی پرداخت که متن کامل سخنرانی ایشان از این قرار است: دکتر مهدی سنایی، سفیر ایران در مسکو: اجازه دهید مراتب خرسندی خود را از حضور در جمع شما مقامات و متخصصان عرصه دیپلماتیک و فناوری هسته‌ای در این سمینار مهم اعلام و از سازمان دهندگان این سمینار جهت فراهم آوردن فرصت بحث و تبادل نظر در مورد این موضوع مهم قدردانی نمایم. نگاهی به گذشته نشان می‌دهد که روابط جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در عرصه‌های مختلف به ویژه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین‌المللی، از یک روند مطلوب توسعه‌ای برخوردار بوده و رشد 70 درصدی حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال گذشته مؤید این مطلب است. همچنین سفر مقامات بلند پایه دو کشور نشانی از تمایل و اعتماد بالای دو کشور در گسترش همکاری‌ها می‌باشد و هدف‌گذاری روسای جمهور دو کشور در سفر جناب آقای دکتر روحانی به فدراسیون روسیه (7-8 فروردین 1396) برای توسعه همکاری‌های راهبردی در زمینه‌های مختلف و امضای 14 سند همکاری، نقطه عطفی در تاریخ روابط دو کشور می‌باشد. سفر جناب آقای لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی به سنت پیترزبورگ نیز بیانگر تعامل خوب دو کشور در سطوح عالی قوای مقننه است. همچنین همکاری بین وزارتخانه‌های امور خارجه با برگزاری نشست‌های مشورتی و رسمی دو جانبه و چند جانبه بین وزرای خارجه، معاونین وزیر و مدیران کل در سطح خوبی در امور دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی ادامه دارد. حرکت رو به رشد فناوری، اقتصاد و تجارت جهانی، ایجاب می‌نماید کشورهای جهان از حداکثر ظرفیت‌های ممکن برای توسعه همکاری‌ها بهره ببرند و در این راستا، در سطوح دوجانبه و بین‌المللی در تمامی زمینه‌ها برنامه‌ریزی منظم و مدونی در اختیار داشته باشند. امروز بدون اغراق می‌توان گفت چنین برنامه‌ریزی در بسیاری از زمینه‌ها بین جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه وجود دارد و همکاری‌های دو کشور در عرصه مبارزه با تروریزم و بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای به عنوان نماد همکاری‌های مهم و استراتژیک دو کشور در عرصه دوجانبه و بین‌المللی شناخته شده است.   طی سال‌های اخیر، علاوه بر رشد همکاری‌های فنی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه در زمینه بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای، شاهد همکاری نزدیک و تنگاتنگ دو کشور در سازمان‌های بین‌المللی به ویژه نهایی‌سازی و اجرای برجام بوده‌ایم. در حال حاضر، همکاری فنی دو کشور طیف وسیعی از موضوعات از جمله بهره‌برداری از واحد یک نیروگاه بوشهر، ساخت واحدهای 2 و 3 آن و فعالیت فنی و علمی مشترک در تولید ایزوتوپ‌های پایدار را شامل می‌شود. بدون شک فدراسیون روسیه یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار در شکل‌گیری برجام و اجرای آن بوده و تحت شرایطی که برخی از طرف‌های متعاهد برجام نسبت به تعهدات خود عمل نکرده‌اند، روسیه از اجرای این سند چندجانبه و بین‌المللی حمایت نموده است. در اینجا لازم می‌دانم از تلاش‌های سازنده روسیه و سایر کشورهایی که در روند اجرایی برجام همکاری نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند قدردانی نمایم. امروز آنچه روند اجرایی برجام را با خطر مواجه ساخته، تفسیر غیرمنصفانه و ناعادلانه این توافق چند جانبه بین‌المللی و زمزمه‌های خروج برخی از اعضاء یا اظهاراتی در مورد اصلاح آن می‌باشد. این در حالیست که اکثریت اعضای 5+1 بر حفظ برجام و اجرای آن تأکید دارند. بدون شک هر گونه اقدامی که باعث تضعیف روند اجرایی این توافق شود تنها امنیت و اعتماد بین‌المللی را از بین می‌برد. جمهوری اسلامی ایران ضمن یادآوری پایبندی خود به برجام، با دیگر بر عمل به تعهدات تمامی کشورهای عضو در قبال تمامی مفاد برجام تأکید می‌نماید. همگی ما می‌دانیم سیاست اصلی جمهوری اسلامی ایران گسترش صلح و ثبات در منطقه و جهان است و در این راه، هیچ توهین و فشاری را نمی‌پذیرد. اظهارات اخیر رییس جمهور آمریکا در مورد ملت ایران توهین‌آمیز و به دور از واقعیت می باشد و تاریخ در مورد آن قضاوت خواهد کرد. متشکرم. شایان ذکر است سمینار 25 سال همکاری ایران و روسیه در زمینه بهره برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته ای از امروز (25 مهر ماه) به مدت دو روز در مسکو برگزار می‌شود. در دو روز برگزاری این سمینار که با سخنراني مهدی سنایی سفیر کشورمان در روسیه و معاون وزير امور  خارجه روسيه سرگئی ريباكوف و همکاري سازمان‌ انرژی اتمی ایران، روس اتم و وزارتخانه‌های امور خارجه دو کشور آغاز شد، کارشناسان و صاحبنظران هسته‌ای ایران و روسیه در زمینه راه‌های توسعه همکاری‌ها بحث و تبادل نظر می‌کنند. برگزارکنندگان این سمنار دو روزه با دعوت از نمایندگان 1+5 و اتحادیه اروپا قصد دارند ضمن تجلیل از همکاری طولانی هسته ای صلح آمیز ایران و روسیه این پیام را به جهان برسانند که برجام یک توافقنامه بین المللی است که باید توسط همه اطراف رعایت شود. منبع: بخش دیپلماسی رسانه ای سفارت ج.ا.ایران در فدراسیون روسیه پایان متن/   ]]> روسیه و اروپای شرقی Tue, 17 Oct 2017 10:05:01 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3370/سخنرانی-دکتر-مهدی-سنایی-آکادمی-فنی-روس-اتم چرا میانمار موجب بیداری قفقاز روسیه شد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه ایراس: مسکو در  قفقاز بدون آنکه زحمت برقراری تناسب درست بین اصول سکولار و مذهبی را به خود داده باشد، صرفا بر وفاداری حاکمان منطقه تکیه کرده است. این امر به تحلیل رفتن و انقباض سریع گفتمان سکولار در عرصه سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. در نتیجه نسل جدیدی ظهور کرده که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد. در اوایل ماه سپتامبر، قفقاز شمالی دوباره در صدر اخبار قرار گرفت. علت این امر نه حملات فاجعه بار تروریستی جهادی‌ها بود و نه درگیری‌های قومی، اختلافات ارضی و نه هرگونه اختلافات دیگر و حتی به استعفای پرسروصدای رجل سیاسی طراز اول در جمهوری‌های این منطقه هم ارتباطی نداشت. علت این امر و تیتر اخبار روز شدن قفقاز شمالی،  وقایع میانمار بود.   در نگاه نخست، پیدا کردن نقطه اشتراک در موضوعی مثل میانمار و قفقاز دشوار است. با این حال، در اوایل پاییز سال 2017 این دو موضوع به شکل عجیبی با هم گره خوردند. اخبار و گزارش‌های مربوط به آزار و شکنجه مسلمانان روهینگیا در یک کشور دور در آسیای جنوب شرقی، موجب بیداری جمهوری‌های قفقاز شمالی شد. رمضان قدیرف، رئیس جمهور چچن وقایع میانمار را به عنوان یک «فاجعه بشری» توصیف کرد و خواستار ابراز همدردی (اعلام همبستگی) با مسلمانان روهینگیا در شرایطی شد که «سکوت جامعه جهانی» نسبت به این وقایع حکمفرماست. رهبر چچن سخنانی درباره «توطئه سکوت» نسبت به تراژدی میانمار بیان داشت. البته این اولین سالی نیست که علاوه بر گزارش‌های سازمان ملل متحد، سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کارشناسان و موسسات دولتی کشورهای مختلف در رابطه با این موضوع اظهار نظر کرده‌اند‌. مناقشاتی که در ایالت راخین (اراکان) میانمار روی داده، ابعاد وسیعی دارد (و شامل اختلافات مذهبی بین بودایی‌ها و مسلمانان و همچنین  درگیری میان جریانهای قدرت و گروه‌های شبه نظامی روهینج می‌شود). این اختلافات و درگیری‌ها اولین سالی نیست که حادث شده بلکه چندین سال است که ادامه دارد و بعید است در آینده نزدیک نیز حل شود. این موضوع در فضای روسیه مسائل حاد زیادی را برمی انگیزد که از سطح استقلال رهبران منطقه‌ای و ویژگی خاص قفقاز شمالی شروع و به  برخورد میان وفاداری منطقه‌ای و دولتی ختم می‌شود. مورد اخیر نه تنها به قفقاز شمالی بلکه به بسیاری از مناطق دیگر روسیه نیز مربوط می‌شود. بی دلیل نیست که در سوم سپتامبر علاوه بر جمهوری‌های قفقاز شمالی در پایتخت روسیه نیز تجمعاتی در حمایت از مسلمانان میانمار برگزار گردید. همگرایی چچن، آنگونه که حوادث 15 سال گذشته نشان داده است، نه تنها مسکو را به گروزنی، بلکه گروزنی را هم به جانب مسکو سوق داده است. با این حال، آیا می‌توان گفت حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی قفقاز روسیه را بیدار کرده است؟ اکنون رهبران قفقاز شمالی  تا چه حد می‌توانند بر سیاست خارجی روسیه تأثیرگذار باشند؟ اختلافات مذهبی و دولتی از یک نظر، واکنش سریع و تا این حد متلاطم نسبت به اوضاع مسلمانان روهینگیا غیرمنتظره بود. با آغاز سال 2014 اوضاع قفقاز شمالی در سایه وقایع کریمه، دُنباس و سوریه قرار گرفت. البته برای این امر هم دلایل مشخصی وجود داشت که به هیچ وجه ارتباطی با اولویت‌های سیاست‌های اطلاعاتی دولت روسیه ندارد. تعداد حملات تروریستی در قفقاز شمالی در مقایسه با اوایل و اواسط سال‌های 2000 به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است. «امارت قفقاز» و زیرساخت‌های آن تقریبا به طور کامل از بین رفتند و شاخص‌ترین رهبران پشت پرده آنها همچون دوکو عمروف یا علی اصحاب کبکوف به هلاکت رسیده‌اند. پس از امارت قفقاز «ولایت قفقاز» جایگزین آن شد که ساختاری وابسته به تشکیلات ممنوعه «دولت اسلامی» در روسیه یا «داعش» است؛ این تشکیلات به رغم خطرات بالقوه، خوشبختانه نتوانسته از پیشینیان خود از نظر سطح فعالیت پیشی بگیرد. از دسامبر 2013 جهادی‌های قفقاز شمالی در خارج از منطقه هیچ عملیات تروریستی که از نظر وسعت با حملات تروریستی متروی مسکو، فرودگاه دومودو و یا زیرساخت حمل و نقل ولگاگراد قابل مقایسه باشد، انجام نداده اند. تصادفی نیست که طبق داده‌های لودا-سنتر در می‌2017، 41 درصد پاسخ دهندگان در پاسخ به پرسش مربوط به اوضاع قفقاز شمالی اوضاع آن را «آرام و مساعد» برشمردند، و تنها 4 درصد بر این باور بودند که اوضاع قفقاز شمالی انفجاری  و ملتهب است. برای مقایسه در نوامبر 2005 تنها 8 درصد از پاسخ دهندگان،  اوضاع این منطقه را آرام و 20 درصد اوضاع ان را بحرانی ارزیابی کرده بودند. با این حال با بررسی عمیق‌تر جریان فعلی، فعالیت و اقدامات (معترضانه) عمومی غافلگیرکننده نیست. از بسیاری جهات، مصالحه چچن همزمان با بازگشت مجدد به حوزه حاکمیتی روسیه (در حال حاضر این تنها نمونه در فضای شوروی سابق است که یک دولت جدایی طلب عملا تحت کنترل دولت مرکزی بازگشته است)، و تثبیت اوضاع سیاسی اجتماعی و کاهش تهدیدات تروریستی، متضمن یک خاص‌گرایی مدیریتی نیز بوده است. نکته این است که در این مورد، علاوه بر استقلال در اتخاذ برخی تصمیمات و عدم دخالت مرکز در بسیاری از امور چچن، آزادی ایدئولوژیک و همچنین تا حد خاصی آزادی در انتخاب خط مشیء سیاست خارجی هم برای این جمهوری لحاظ شد.   در ادبیات غرب معمولا از چچن به عنوان یک منطقه بسته صحبت می‌شود. اما بسته بودن از نظر کارشناسان غربی و فعالان حقوق بشر به معنای غیرعلنی بودن تماس با شخصیت‌های دینی و سیاسی موثر کشورهای خاورمیانه و خاورنزدیک نیست. در سال‌های 2015 تا 2017 رمضان قدریف به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین سفر کرده و در شمار میهمانان خارجی که به حضور پذیرفته می‌توان به سیاستمدار برجسته افغانی به نام ژنرال عبدالرشید دوستم اشاره کرد.   پس از آنکه رهبر چچن در اینستاگرام شخصی خود به ارزیابی وضعیت میانمار پرداخت، وبلاگ نویسان و نویسندگان مقالات سیاسی و اجتماعی در این باره وارد صحبت شدند که قفقاز شمالی تلاش برای شکل‌دهی به سیاست خارجی روسیه را شروع کرده است. البته اینطور هم نیست، چرا که قفقاز شمالی تقریبا از زمان فروپاشی شوروی در این راستا گام برداشته است. اگرچه در ابتدا این منطقه بیشتر به عنوان یک واحد تابعه در نظر گرفته می‌شد و شاخصی برای قدرت یا ضعف روسیه پسا شوروی بود، به تدریج در سیاست خارجی –به رغم نداشتن نماینده در سازمان ملل- موضوعیت پیدا کرد. مردمی که در پایتخت گروزنی گرد هم آمده بودند به تمام جهانیان اعلام کردند که ما اجازه شوخی با اسلام را نمی دهیم، اجازه نمی دهیم به احساسات مسلمانان توهین و بی حرمتی شود. این بیانات در واقع، فرازی از سخنرانی رمضان قدیرف در 19 ژانویه 2015 در اجتماعی است که در ارتباط با ماجرای نشریه فرانسوی شارلی ابدو شکل گرفته بود. در آن زمان پایتخت چچن برای طرفداران کمپین «ما شارلی نیستیم» به عرصه خاصی تبدیل شد. لازم به ذکر است که همراهی با این موضوع صرفا منحصر به فضای قفقاز شمالی نبوده است.   پذیرش این فرضیه که مبتنی بر رودرو قراردادن ساختگی «قفقاز کهن» و «روسیه پیشرفته» است، به معنای ساده‌سازی عامدانه اوضاع است. قدیرف از زمانی که به قدرت رسید در سیاست عمومی تجربه‌ای به دست آورد که ضمن برخورداری از واکنش سریع قادر است نه تنها منافع خود(جمهوری تحت حاکمیت خود)، بلکه منافع دیگر بخش‌های جامعه روسیه را که مواضع ضدغربی پیگیر و منسجمی دارند، بیان نماید. یعنی مردمی که نه تنها اماده مخالفت با خط مشیء امریکا و اتحادیه اروپا هستند، بلکه در داخل کشور از ایده «انتخاب تمدنی خاص» و بسیج جدی حول این محور حمایت به عمل می‌آورند. این یکی از عواقب وضعیت خاصی است که یک جمهوری واقع در ترکیب روسیه به طور جداگانه به خود گرفته است. این ویژگی و مشخصه خاص چچن می‌تواند سودمند هم باشد. روسیه به عنوان یک کشور چندقومی و چندمذهبی است که علاوه بر ساختارهای وزارت امور خارجه از طریق دیگر کانال‌ها امکان پیاده‌سازی سیاست خارجی خود را دارد. در این رابطه، تصویری که قدیرف از خود به جای نهاده به عنوان تصویر «مدافع مسلمانان» در برابر دشمن مسلمین یعنی داعش (که رمضان احمدویچ از آن به عنوان «ابلیس» یعنی دولت شیطانی یاد می‌کند) به عنوان طرف مذاکره با ژنرال‌های افغانی یا شیوخ و شاهزادگان عرب، نسبت به دیپلماتی که فارغ التحصیل دانشگاه پایتخت است و به دلیل ضرورت‌های اداری مسائل خاورمیانه را تحت نظر دارد، اعتماد بیشتری بر می‌انگیزد.      با این حال، این چشم‌انداز که تناقضی بین منافع دولت سراسری و منافع مذهبی منطقه‌ای دیده نمی شود، ممکن است جالب به نظر آید. بدیهی است تقویت روابط با پکن مستلزم واکنش جدی و محکمی نسبت به حوادث میانمار است. روسیه نمی تواند رویکرهای خود را با روشی که در چچن یا داغستان مورد پسند است یکی کرده و مشابه آن اقدام کند؛ مسکو باید با انعطاف پذیری و پیچیدگی بیشتری عمل نماید. لذا یک سوال اساسی پیش می‌آید و آن اینکه مسکو چگونه می‌تواند علاوه بر از دست ندادن اعتماد اتباع خود، اعتماد رهبران منطقه را هم که حساب خاصی روی سیاسی کردن دین و مذهب کرده‌اند از دست ندهد.  ثمرات اسلام گرایی مجدد با این حال، صحبت از قفقاز شمالی و بیداری آن در ارتباط با حوادث غم انگیز آسیای جنوب شرقی، ممکن بود به اشتباه همه چیز را به پدیده قدیرف و وضعیت ویژه چچن تقلیل دهد. در میان وبلاگ نویسان و فعالان مدنی علاوه بر مردم چچن، مردمان دیگر جمهوری‌های مسلمان قفقازشمالی نیز از مقامات روسیه خواسته اند که اقدام جدی‌تری (موضع قوی‌تری) نسبت به دولت میانمار صورت دهند، یا اینکه مسکو را متهم به بلوکه کردن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و سرپیچی از جاه طلبی‌های چین در آسیای جنوب شرقی کرده اند. در این میان، داغستانی‌هایی هم هستند که به سختی نسبت به همراهی با رهبر جمهوری همسایه و حتی رهبر خودشان بدگمان هستند. علاوه بر این، اغلب این افراد رهبران قفقاز شمالی را به خاطر انفعال عمل سرزنش می‌کنند و به رهبران خود توصیه می‌کنند که در جستجوی راهی برای دفاع از مسلمانان میانمار باشند. هویت دینی قفقاز شمالی به قدیرف ختم نمی‌شود. در اوایل دهه 1990، در این منطقه مناقشات زیادی وجود داشت. بعضی از این مناقشات مثل اختلافات (اُسِتیا –اینگوشیا و چچن به مرحله مسلحانه کشیده شد، دیگر مناقشات مثل منازعات ارضی در داغستان یا کاباردینو-بالکاریا) زیرخاکستر باقی ماند. با این حال، تقریبا در هیچ جا عامل مذهب نقش مهمی نداشت. این وضعیت تقریباً در آغاز دهه 2000 تغییر کرد. به قول احمد یارلیکاپُف «اسلامی سازی مجدد» در قفقاز شمالی روی داد که پس از آن حتی قسمت‌هایی که به طور سنتی نقش دین در آنها کمرنگ تر بود مثل کاباردینو-بالکاریا، قره‌چای چرکس، آدیغیه، ناحیه استاوراپُل نیز تحت تأثیر این عامل (اسلامی سازی مجدد) فرار گرفت.  این کارشناس می‌افزاید: «اسلام که سیاسی‌ترین دین جهان است به سرعت در قدرت نفوذ کرد ...، برقراری تماس‌های غیررسمی با نخبگان محلی به روش موثرتری برای گسترش نفوذ در ساختار دولتی تبدیل شد. این امر در داغستان، و به ویژه در مناطق شهری محسوس‌تر بود». افزون بر این، تقویت هویت دینی به اشکال مختلف، از وفاداری به مقامات گرفته تا اشکال افراطی آن به خودی خود اتفاق نمی افتد، بلکه در شرایط افت نهادهای غیردینی (سازمان‌های اجرای قانون و نهادهای قضایی) و بحران ایدئولوژی ملی روی می‌دهد.  مسکو به طور مکرر ایده «ملت سیاسی روسیه» را اعلام کرده اما در عمل برای تحقق این ایده تلاش خاصی انجام نداده است. برعکس، مرکز (مسکو) قبل از همه بر وفاداری حاکمان مناطق متکی بوده و برای ایجاد یک رابطه درست بین اصول سکولار و مذهبی هیچ زحمتی به خود نداده است. در نتیجه چنین رویکردی در قفقاز شمالی به انقباض سریع گفتمان سکولار در حوزه‌های سیاسی، اطلاعاتی و آموزشی انجامید. همه اینها به دلیل کاهش ارتباطات افقی بین انسانی، منطقه‌ای شدن تاریخ نگاری و عدم وجود چشم اندازی روشن از جانب مرکز برای اولویت‌های تاریخی و سیاسی در سراسر روسیه روی داده است (که بعید است چنین چیزی را بتوان التقاط از نمادهای امپریالیستی، اتحاد جماهیر شوروی و پساشوروی به حساب آورد). در نتیجه، ما صاحب نسل جدیدی شدیم که نسبت به پدران و اجداد خود، همگرایی بسیار بیشتری با دنیای اسلام دارد و در حال تجربه وقایعی در آن است که مختص این نسل می‌باشد.  اشکال و فرم‌های چنین تآثرات و تجربیاتی متنوع هستند و از مباحث و مناظره‌های الهیاتی و کسب علوم عالی اسلامی در خارج از کشور گرفته تا مشارکت در مناقشات خاورمیانه  را در بر می‌گیرد.   در پدیده جدید اسلامگرایی (اسلامی شدن)، عناصر متضاد متعددی وجود دارند. روسیه به عنوان کشوری که نقش فعالی در فضای پساشوروی و خاورمیانه ایفا می‌کند، باید موقعیت خود را نه تنها به عنوان یک کشور روسی، بلکه همچنین به عنوان دنیای  ترکی و اسلامی تعریف کند. اما روسیه دارای ابعاد بودایی هم هست که ارزش آن کمتر از سایر موارد مذکور نیست. در جریان وقایع میانمار هم، تلاش‌هایی که برای یکی شمردن سیاست دولت این کشور با بودیسم صورت می‌گیرد  بسیار خطرناک است. در عین حال، در تظاهراتی که در مسکو صورت گرفته بود معترضان شعارهای «بوداییان تروریستند» را سر می‌دادند، در شبکه‌های اجتماعی هم اعتراضات تحریک آمیزی نسبت به جمهوری کالمیکیا (1) به راه افتاد. متوجه باشیم که این واحد فدراسیون روسیه (کالمیکیا) با داغستان هم مرز است که بسیاری از بومیان بزرگترین جمهوری قفقاز شمالی در آن زندگی می‌کنند. به طور سنتی، متکلمان معتبر اسلامی معتقدند که تروریسم نباید با اسلام یکی شمرده شود. اما آیا نباید این قاعده را در مورد بودیسم اعمال کرد؟ بنابراین، وضعیت میانمار و انعکاس آن در قفقاز شمالی، مشکل یک منطقه مجزا در روسیه نیست. جمهوری‌های قفقاز شمالی نه محله اقلیت نشین‌هاست و نه قرق گاه اقوام، بلکه قلمرویی است که مشکلاتی که کل کشور با آن دست به گریبان است، به وضوح در آن روی میدهد. بیداری مسلمانان روسیه یک پیام جدی به مسکو داده است. بدون داوری و میانجیگری موثر بین اقوام و مناطق مختلف کشور و بدون تعیین دقیق قواعد بازی و مرزهای مشخص، دولت مجاز قدرتمندی هم ایجاد نمی شود. تا کنون ما از مقامات روسیه در مورد چرایی مناقشه‌ای که در جنوب شرقی آسیا روی داده و ارتباط آن با کشور ما و بخش‌های جداگانه آن، بیانیه‌ی روشنی نشنیده‌ایم. این سکوت خلائی را ایجاد می‌کند که به سرعت آن را با سایر ایدئولوژی‌ها پر می‌کنند. شبح میانمار در قفقاز روسیه این نکته را یادآور شده است که مسکو، علاوه بر تعامل با واشنگتن و بروکسل، لازم است که به دیگر مسائل و مشکلات سیاست داخلی توجه نماید. البته این توجه باید عمیق و پرمحتوا باشد و صرفا به خاطر مهیاکردن شرایط برای انتخابات و توزیع آرا در «جناح راست» صورت نگیرد.   نویسنده: سرگی مارکدانف - دکترای علوم تاریخی، دانشیار گروه آموزشی مطالعات منطقه ای و سیاست خارجی دانشگاه دولتی مسکو مترجم: رقیه کرامتی نیا - کارشناس ارشد مطالعات روسیه از دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران   منبع: سایت مرکز مسکوی کارنگی  یادداشت ها: 1. اکثریت ساکنان این جمهوری بودایی هستند.   ]]> روسیه و اروپای شرقی Mon, 16 Oct 2017 09:14:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3367/چرا-میانمار-موجب-بیداری-قفقاز-روسیه