موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين قفقاز جنوبی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/ Tue, 18 Feb 2020 04:00:16 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Tue, 18 Feb 2020 04:00:16 GMT قفقاز جنوبی 60 فراز و فرود سیاسی روبرت کوچاریان در عرصه سیاسی ارمنستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3874/فراز-فرود-سیاسی-روبرت-کوچاریان-عرصه-ارمنستان روبرت کوچاریان در ۳۱ اوت ۱۹۵۴ در شهر استپاناکرت (خان کندی) مرکز جمهوری ناگورنو-قره باغ (به تعبیر ارامنه آرتساخ) زاده شد. دهه سوم زندگی کوچاریان با فروپاشی اتحاد شوروی و آغاز مناقشه قره باغ همراه بود. از زمانی که «جنبش ملی آزادی آرتساخ»[1] در فوریه 1988 میلادی شکل گرفت، کوچاریان یکی از اعضای ارشد این جنبش محسوب می­شد. کوچاریان سپس به عضویت سازمانی به نام «کرونک»­[2] درآمد. پس از این که سازمان کرونک منحل شد، کوچاریان سازمان جدیدی تحت عنوان «میاتسوم» (یکچارچگی)[3] را بنیان نهاد و خود رهبری آن را بر عهده گرفت. در فاصله سال­های 1989 تا 1990 نیز کوچاریان به عنوان نماینده شورای عالی ارمنستان و نیز به عضویت ریاست شورای عالی برگزیده شد. کوچاریان نقش مهمی را در روند شکل­گیری نظام دفاعی و امنیتی قره­باغ ایفا نمود و در اوت 1992 میلادی، ریاست کمیته دفاعی دولتی[4] و نیز مسئولیت نخست­وزیری قره­باغ را بر عهده گرفت. چند ماه پس از اعلام آتش بس، شورای عالی جمهوری ناگورنو- قره­باغ، روبرت کوچاریان را در 24 دسامبر 1994 میلادی به عنوان نخستین رئیس جمهور قره­باغ انتخاب نمود. در 30 آوریل سال 1995 میلادی دومین دوره انتخابات پارلمانی قره­باغ برگزار شد. نخستین دوره انتخابات در 28 دسامبر سال 1991 میلادی صورت گرفته بود.[5]     اما در ادامه سیر صعودی کوچاریان، این سیاستمدار کهنه­کار توانست توانست در نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری قره­باغ در 24 نوامبر سال 1996 میلادی مجدداً عهده­دار سمت ریاست جمهوری قره­باغ شود. در این مقطع، شرایط سیاسی جامعه ارمنستان بسیار پر التهاب بود و همین امر به صورت مستقیم بر تحولات قره­باغ تاثیر گذاشت. در ارمنستان، رویکردهای عمل­گرایانه دولت ترپطروسیان در قبال بحران قره­باغ و نیز نحوه تعامل با آذربایجان و ترکیه موجب چالش جدی میان دولت و احزاب مخالف به ویژه حزب داشناکسوتیون، کمیته دفاع مردمی قره­باغ و جنبش آرتساخ شد که این امر نقش مهمی در تداوم تنش سیاسی در جامعه ارمنستان ایفا نمود؛ به گونه­ای که پیامدهای آن تا بحران سیاسی انتهای دهه 1990 میلادی نیز دامنگیر جامعه ارمنستان بود.     پس از استعفای آرمن سارگسیان از مسئولیت نخست وزیری در 28 فوریه 1998 (به دلیل وخامت اوضاع جسمی)، روبرت کوچاریان، رئیس جمهور منطقه قره­باغ از سوی ترپطروسیان در 20 مارس سال 1997 میلادی به نخست­وزیری ارمنستان منصوب شد. صعود کوچاریان در عرصه قدرت ارمنستان از آن رو حائز اهمیت بود که محور جدید و قدرتمندی از سیاستمداران عضو کمیته قره­باغ و حزب جمهوری­خواه موسوم به «وزیران قدرتمند»[6] در دولت ترپطروسیان شکل گیرد که در راس آن محور روبرت کوچاریان و وازگن سارگسیان (وزیر دفاع) قرار داشت. این طیف که بدنه اصلی حزب محافظه­کار جمهوری­خواه را در آن مقطع تشکیل می­دادند، توانستند این حزب را به فاصله کوتاهی  تبدیل به حزب مسلط و حاکم جامعه ارمنستان نمایند و ارکان اصلی قدرت را در کنترل خود گیرند؛ هر چند باید به این نکته اشاره نمود که کوچاریان هیچ گاه به طور رسمی عضویت خود را در حزب جمهوری خواه اعلام نکرد، اما در عمل، صحنه سیاست ارمنستان همواره او را در اردوگاه حزب جمهوری خواه تعریف کرده است.     پس از بحران سیاسی سال 1998 که به استعفای لئون ترپطروسیان انجامید، طبق قانون اساسی ارمنستان روبرت کوچاریان به عنوان کفیل ریاست جمهوری[7] مسئولیت برگزاری سومین دوره انتخابات فوق­العاده[8] ریاست جمهوری ارمنستان را برعهده گرفت تا طی آن جانشین ترپطروسیان مشخص شود. کوچاریان که نقش مهمی در کناره­گیری ترپطروسیان از قدرت داشت، خود را به عنوان نامزد انتخابات معرفی کرد. در این بین، صلاحیت کوچاریان برای ثبت نام در انتخابات با ابهاماتی مواجه شد. طبق قانون اساسی ارمنستان هر کاندیدای ریاست جمهوری باید حداقل ده سال سابقه شهروندی ارمنستان را داشته باشد. کوچاریان متولد منطقه­ای از قره­باغ بود که از نظر فنی و حقوق بین­الملل در قلمرو مناطق مسلمان­نشین آذربایجان محسوب می­شد. کوچاریان که از ابتدای دهه 1990 میلادی وارد فضای سیاسی ارمنستان شده بود، تا مقطع ثبت نام در انتخابات عملاً تنها هفت سال از شهروندی وی سپری شده بود. از این رو منتقدین و برخی از رسانه­ها بر این باور بودند که کوچاریان حق شرکت در انتخابات را ندارد. کوچاریان در پاسخ به این انتقادات و شبهات مطرح شده، در مصاحبه­ای با خبرنگاران در 24 فوریه 1998 میلادی اظهار داشت: «بیش از ده سال است که جمهوری ارمنستان موجودیت پیدا کرده است. علاوه بر این، من هفت سال نماینده پارلمان ارمنستان بودم و یک سال نیز به عنوان نخست وزیر ارمنستان خدمت کردم. اگر من صلاحیت ندارم، پس چه کسی دارای صلاحیت است؟»[9]  در نهایت، دادگاه قانون اساسی اعلام نمود که ارمنستان شوروی به عنوان کشور سابق[10] شهروندان ارمنی محسوب می­شود. بدین ترتیب، کوچاریان توانست در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند. فضای سیاسی ارمنستان در آستانه انتخابات بسیار پرهیجان بود. ممنوعیت فعالیت حزب داشناکسوتیون لغو شد، انتشار روزنامه یرگیر (ارگان رسمی حزب داشناکسوتیون) از سرگرفته شد، بسیاری از رهبران و اعضای احزاب مخالف به ویژه رهبران داشناک­ها از زندان آزاد شدند و ائتلاف­های سیاسی جدیدی شکل گرفت که برآیند حضور بیش از 12 کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری مارس 1998 بود. اما در نهایت در رقابت تنگاتنگی که بین روبرت کوچاریان و کارن دمیرچیان صورت گرفت، کوچاریان توانست با کسب 5/38 درصد آرا به عنوان دومین رئیس جمهور ارمنستان انتخاب شد.[11]     کوچاریان توانست در چهارمین انتخابات ریاست جهوری ارمنستان که در فوریه 2003 برگزار شد، چالش مهم سیاسی او برای تداوم در عرصه قدرت بود. رقابت اصلی در این انتخابات عملاً میان سه کاندیدا یعنی روبرت کوچاریان، استپان دمیرچیان (فرزند کارن دمیرچیان، رئیس سابق پارلمان ارمنستان که در جریان حمله تروریستی به پارلمان در اکتبر 1999 کشته شد) و آرتاشس گغامیان (شهردار وقت ایروان) شکل گرفت. کوچاریان به اعتبار رشد اقتصادی ارمنستان و نیز حمایت احزاب مختلف سیاسی به ویژه حزب جمهوری­خواه وارد رقابت­های انتخاباتی شد و سرژ سارگسیان، وزیر دفاع وقت که بعد از کوچاریان به ریاست جمهوری ارمنستان رسید نیز هدایت مبارزات انتخاباتی کوچاریان را برعهده گرفت.[12] جدی­ترین رقیب کوچاریان در عرصه انتخابات، استپان دمیرچیان بود که با پشتوانه سیاسی پدر فقید خود یعنی کارن دمیرچیان و حمایت حزب مردم ارمنستان به انتقاد از سیاست­های کوچاریان به ویژه فساد دولتی پرداخت و عملاً خود را به عنوان یک کاندیدای ضد فساد[13] معرفی کرد. فضای دو قطبی انتخابات که حول محور روبرت کوچاریان و استپان دمیرچیان شکل گرفته بود، برای جامعه ارمنستان تداعی­کننده رقابت روبرت کوچاریان و کارن دمیرچیان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1998 میلادی بود. اما در نهایت این انتخابات که به جرات می توان آن را رقابتی ترین انتخابات ارمنستان و نیز منطقه قفقاز دانست، به دور دوم کشیده شد و در نهایت کوچاریان با 45/67 درصد آرا توانست برای دومین بار در جایگاه ریاست جمهوری ارمنستان قرار گیرد و این مسئولیت را تا 9 آوریل 2008 حفظ کند.[14]     اما بدون تردید یکی از چالش برانگیزترین فصول زندگی سیاسی روبرت کوچاریان در ماه های پایانی دوره ریاست جمهوری اش رقم خورد که دولت او مسئولیت برگزاری پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ارمنستان را در فوریه 2008 برعهده داشت. در این انتخابات سرژ سارگسیان، از اعضای قدیمی و برجسته حزب جمهوری خواه و نخست وزیر دولت کوچاریان در مقابل لئون ترپطروسیان، رهبر جنبش ملی ارامنه قرار گرفت که بعد از نزدیک به ده سال از پس استعفا در سال 1999 در صدد بازگشت به قدرت برآمد. در این انتخابات، نیکول پاشینیان، نخست وزیر کنونی ارمنستان مسئولیت ستاد انتخاباتی لئون ترپطروسیان را برعهده داشت. در نهایت، سرژ سارگسیان با 544/863 هزار رای (86/52 درصد آرا) در جایگاه نخست و ترپطروسیان نیز با 5/21 درصد آرا در جایگاه دوم قرار گرفت. اما اپوزیسیون ارمنستان به رهبری لئون ترپطروسیان نتیجه انتخابات را نپذیرفت و در اعتراض به نتایج انتخابات، اعتراض های مردمی، فراگیر و خشونت باری در اول مارس 2008 صورت گرفت که حداقل 10 کشته و صدها زخمی برجای گذاشت. با این وجود، روبرت کوچاریان حاضر به تغییر نتایج انتخابات یا برگزاری مجدد انتخابات نشد و علی رغم هزینه های سنگین سیاسی داخلی و خارجی از جمله اعلام سه هفته وضعیت فوق العاده در کشور، به حمایت سیاسی و معنوی خود از سرژ سارگسیان ادامه داد و همین امر شکاف سیاسی بزرگی را در فضای سیاسی ارمنستان به وجود آورد که از جمله نتایج مهم آن تشکیل «کنگره ملی ارامنه»[15] متشکل از 18 حزب مخالف سیاسی به رهبری لئون ترپطروسیان بود. در دو دوره ریاست جمهوری سارگسیان که از سال 2008 تا 2018 به طول انجامید، روبرت کوچاریان در حاشیه سیاست ارمنستان قرار گرفت و با وجود تاثیرگذاری و نفوذ سیاسی، از دخالت مستقیم و آشکار در تحولات سیاسی ارمنستان خودداری می کرد.   نیکول پاشینیان نیز که مسئولیت ستاد انتخاباتی لئون ترپطروسیان را بر عهده داشت، فعالانه در اعتراضاتی که پس از اعلام نتایج انتخابات آغاز شد، شرکت داشت. پس از سرکوب تظاهرات در اول مارس 2008، پاشینیان به دلیل اتهامات ناشی از سازماندهی این تظاهرات به مدت یک سال و چهار به صورت مخفیانه زندگی کرد. اما در نهایت در اول ژوئیه 2010 به صورت داوطلبانه به دادسرا رفت و در نتیجه دستگیر و به هفت ماه زندان محکوم شد. پاشینیان پس از تحمل 1 سال و 11 ماه زندان و هم زمان با بیستمین سالگرد استقلال ارمنستان مورد عفو قرار گرفت. فعالان حقوق بشر معتقدند که مقامات این کشور تحت فشارهای بین المللی مجبور شدند تا با آزادی وی موافقت کنند.[16]      اما آرامش سیاسی و حاشیه نشینی روبرت کوچاریان با وقوع تحولات اعتراضی فراگیر و بی سابقه در ارمنستان در آوریل 2018 برهم خورد. مسائل و مشکلات اقتصادی گسترده جامعه ارمنستان، انباشت مطالبات و بازگشت مجدد سرژ سارگسیان به قدرت در جایگاه نخست وزیری باوجود اعلام قبلی مبنی بر عدم کاندیداتوری برای مسئولیت نخست وزیری در ساختار سیاسی پارلمانی موجب شد جنبشی مردمی تحت عنوان «نه به سرژ» (به ارمنی مِرژیر سرژ) در امتداد «جنبش نه» و «جبهه رهایی عمومی ارمنستان جدید» در مخالفت با همه پرسی اصلاحات قانون اساسی دسامبر 2015 و فراتر از نتایج انتخابات پارلمانی و آرایش نیروهای سیاسی ٢٠١٧ شکل گیرد و با استعفای سارگسیان از قدرت در نهایت رهبر مخالفان، نیکول پاشینیان به قدرت رسید و فصل جدیدی در عرصه سیاسی ارمنستان آغاز شد که از جمله مهم ترین نتایج آن حذف کامل حزب جمهوری خواه و طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) از بدنه دولت ارمنستان پس از گذشت نزدیک به دو دهه (از زمان به قدرت رسیدن روبرت کوچاریان در سال 1999) بود.      به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان و گشودن پرونده های مفاسد اقتصادی و پرونده های سیاسی و امنیتی مربوط به اعتراضات خشونت بار مارس 2008 موجب بازگشت روبرت کوچاریان از حاشیه به متن سیاست ارمنستان پس از گذشت یک دهه شد. به موازات بازداشت ژنرال بازنشسته مانول گریگوریان (از نمایندگان ارشد عضو حزب جمهوری خواه و نظامی کهنه کار جنگ قره باغ)، هایک و  نارک الکساندر سارگسیان (برادر زاده های سرژ سارگسیان) و ده ها نفر دیگر از مقامات سابق ارمنستان، روبرت کوچاریان و یوری خاچاطوروف، دبیر کل وقت سازمان پیمان امنیت دسته جمعی در 26 جولای 2018 بازداشت شدند که بازتاب بسیار گسترده­ای از نظر داخلی و خارجی داشت و نشان داد که روند مقابله با فساد در دولت جدید ارمنستان تنها مربوط به حوزه اقتصادی نیست و حوزه های سیاسی و امنیتی را نیز در بر می گیرد. اتهام اصلی این دو مقام بلندپایه ارمنی، سرکوب متعرضان ارمنی در جریان اعتراضات انتخابات ریاست جمهوری در مارس ٢٠٠٨ میلادی بود که ده کشته (٨ نفر از معترضین و ٢ نیروی پلیس) برجای گذاشت و ژنرال بازنشسته مانول گریگوریان که در آن مقطع فرماندهی نیروهای انتظامی ارمنستان را برعهده داشت، پس از دستگیری اعتراف کرد که در سال 2008 فرمان تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان را راساً از روبرت کوچاریان دریافت کرده است. هرچند كوچاریان اتهام های وارد شده به خود را بی اساس و دارای انگیزه سیاسی دانست، اما کاملاً روشن بود که زخم های کهنه حوادث مارس 2008 پس از گذشت نزدیک به 13 سال مجددا در فضای سیاسی ارمنستان سرباز کرده است و مسئول وقت ستاد انتخابات لئون ترپطروسیان اکنون در جایگاه               نخست وزیر ارمنستان، رئیس جمهور سابق و دیگر مقامات ارشد سیاسی و امنیتی وقت را به پای محاکمه کشانده است. کوچاریان اندکی پس از بازداشت محاکمه شد و در 13 اوت 2018 به طور موقت و با قرار وثیقه آزاد شد. در دسامبر 2018 کوچاریان برای دومین بار بازداشت شد و این بار با یک اتهام دیگر نیز یعنی دریافت 3 میلیون دلار رشوه روبرو شد. کوچاریان هدف این پرونده را توقیف دارایی هایش اعلام کرد، چرا که بر اساس پرونده اول این امکان وجود نداشت. متعاقب این تحولات، از ابتدای سال 2019 کلیه امول متعلق به او نیز از سوی دادگاه ضبط شد. کوچاریان برای دومین بار در 18 می 2019 با قید وثیقه از زندان آزاد شد اما به فاصله کوتاهی در 25 ژوئن 2019 برای سومین بار بازداشت شد. این روند فرسایشی بازداشت، محاکمه و آزادی موقت کوچاریان تبدیل به یکی از چالش های مهم سیاسی، امنیتی و قضایی ارمنستان در دو سال اخیر شده است که آثار و پیامدهای بسیار مهمی را در عرصه داخلی و خارجی این کشور به دنبال داشته است که به برخی از مهم ترین موارد آن اشاره می شود:   1- چالش دولت نیکول پاشیان و مجلس ملی با هیرار توماسیان، رئیس دادگاه قانون اساسی ارمنستان بدون تردید نخستین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید چالش دولت نیکول پاشیان با دادگاه قانون اساسی ارمنستان دانست. روند بازداشت و محاکمه کوچاریان آن گونه که پاشینیان و اطرافیانش به ویژه اعضای ائتلاف حزب حاکم «گام من» در مجلس ملی ارمنستان می خواستند، پیش نرفت و همین امر نارضایتی و چالش شدیدی را بین دولت و مجلس ارمنستان را با دادگاه قانون اساسی ارمنستان در پی داشت. این چالش زمانی آغاز شد که قاضی پرونده کوچاریان تصمیم به توقف محاکمه گرفت و پرونده را به دادگاه قانون اساسی ارسال کرد تا آن دادگاه درباره مجاز و قانونی بودن این پرونده اظهار نظر کند، این تصمیم قاضی در واقع به به معنای نپذیرفتن شکایاتی بود که از سوی دادستان کل و وکلای مدافع افرادی بود که بستگانشان در حوادث اول مارس 2008 کشته شده بودند. دادگاه قانون اساسی ارمنستان نیز در بررسی پرونده روبرت کوچاریان اعلام کرد، «حق آزادی» وی مورد تعدی قرار گرفته است. این رای پس از آن صادر شد که هشت قاضی دادگاه قانون اساسی ارمنستان برای پاسخ به این سؤال که آیا پیگرد قانونی و دستگیری رئیس جمهور پیشین مطابق با قانون اساسی است، در سپتامبر 2019 جلسه مشورتی تشکیل دادند. وکلای مدافع روبرت کوچاریان شکایتی را به دادگاه قانون اساسی ارائه و مدعی بودند که کوچاریان به عنوان رئیس جمهور سابق از مصونیت از پیگردهای سیاسی برای وقایع رخ داده در زمان مسئولیتش برخوردار است. در رای دادگاه قانون اساسی ذکر شد که در پرونده کوچاریان، ماده ۳۵ قانون اساسی به ویژه ماده ۲۷ که حق آزادی را برای روسای جمهور سابق تضمین می کند، نقض شده است. بنابراین، رای دادگاه قانون اساسی ارمنستان قانونی بودن پیگرد قضائی روبرت کوچاریان را به چالش کشید.[17]    روشن بود که اتخاذ چنین تصمیماتی مورد رضایت کوچاریان و اعضای ائتلاف حزب گام من در مجلس ملی ارمنستان نبود. پاشینیان پس از حکم دادگاه درباره کوچاریان خواهان ارزیابی فوری همه قضات رده بالا از جمله اقداماتی مانند افشای کامل ارتباطات سیاسی قضات، وضعیت اموال و همچنین ویژگی های شخصی و حرفه ای آن ها شد. همه قضاتی که با احکام خود باعث نقض حقوق متهمان شده و آرایشان توسط دادگاه اروپایی حقوق بشر لغو شده بود و منجر به جبران خسارت وارده به متهمان توسط دولت شده بود، می بایست برکنار شوند. دستور نخست وزیر ارمنستان همچنین شامل معرفی مکانیسم های مختلف انتقالی در حوزه قضایی و در صورت احتیاج اصلاحات در قانون اساسی می باشد. در ادامه همین روند تقابلی، فشارها برای برکناری هرایر توماسیان از ریاست دادگاه قانون اساسی ارمنستان افزایش یافت.   نیکول پاشینیان در کنفرانسی خبری در ۱۶ سپتامبر 2019، رای دادگاه قانون اساسی را غیرقانونی خواند. پاشینیان گفت که این رای تحت تاثیر این واقعیت است که رئیس فعلی دادگاه قانون اساسی عضو حزب جمهوری خواه ارمنستان است که در نتیجه انقلاب مخملی سال گذشته از قدرت کنار گذاشته شد. وی هم چنین اظهار داشت دو تن از قضات دادگاه قانون اساسی خودشان در پرونده اتفاقات ۱ مارس ۲۰۱۸ متهم هستند. افزون بر این، پاشینیان دادگاه قانون اساسی را متهم به دست داشتن در یک سری تخلفات قانونی در ارمنستان کرد که از زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۹۶ در این کشور شروع شد. وی گفت: «آن ها فکر می کنند که می توانند علیه مردم کار کنند؟ به نام فساد و کلاهبرداری؟ پارلمان و مردم باید فکر کنند که با چنین دادگاه قانون اساسی چه باید کرد؟»[18] جدی ترین فشار سیاسی و حقوقی از طریق ائتلاف حزب گام من در مجلس ملی ارمنستان صورت گرفت. نمایندگان پارلمان عضو حزب حاکمِ گام من تحت رهبری نیکول پاشینیان، در ۱۹ سپتامبر 2019 میلادی لایحه ای را در پارلمان ارمنستان مطرح کردند. این لایحه حدودا ۱۰۰ صفحه ای در چهار زمینه، پیشنهاداتی برای خاتمه اختیارات رئیس دادگاه قانون اساسی با استناد به قوانین ملی و نیز قوانین بین المللی ارائه داد. بر اساس این لایحه، توماسیان متهم است در روند رسیدگی به پرونده رئیس جمهور سابق ارمنستان، تخلفات عدیده ای داشته است. دادگاه قانون اساسی با رای دادن به نفع روبرت کوچاریان، اصل بی طرفی این دادگاه را نقض کرده است؛ چرا که رئیس این دادگاه هم حزبی سابق کوچاریان می باشد. توماسیان در زمان ریاست جمهوری کوچاریان پست های مختلفی داشته است. در دوران ریاست جمهوری سرژ سارگسیان نیز در سال ۲۰۱۰ وزیر دادگستری شد و در سال ۲۰۱۴ نیز به ریاست پارلمان این کشور رسید. هرچند جناح حزب حاکم در پارلمان ارمنستان معتقد بود دلایل کافی برای عزل رئیس دادگاه قانون اساسی وجود دارد. اما نمایندگان اپوزیسیون با این نظر همراه نیستند. آن ها در رای گیری پیرامون این لایحه شرکت نکردند چرا که معتقد بودند این تصمیم پارلمان نیست که درباره ماندن یا عزل رئیس دادگاه قانون اساسی نظر بدهد. از توماسیان برای شرکت در جلسه رای گیری پارلمان دعوت شده بود، ولی وی از این کار امتناع ورزید. از میان ۱۳۲ نماینده پارلمان ارمنستان، ۱۰۱ نماینده در رای گیری شرکت کردند و ۹۸ نماینده به خاتمه اختیارات هیرار توماسیان به عنوان رئیس دادگاه قانون اساسی رای دادند.[19] متعاقب رای مجلس ملی ارمنستان، نیکول پاشینیان نیز در 30 ژانویه 2020 اعلام کرد که هرایر توماسیان نمی تواند دیگر رئیس دادگاه قانون اساسی ارمنستان باشد. با توجه به چنین اظهاراتی برکناری هرایر توماسیان از ریاست دادگاه قانون اساسی ارمنستان در آینده نزدیک بسیار بالاست که همین امر می تواند زمینه را برای محاکمه مجدد و زندانی شدن روبرت کوچاریان – مطابق با خواست و مطالبه پاشینیان و اعضای ائتلاف گام من در مجلس ملی ارمنستان- فراهم کند. روشن است که چالش نیکول پاشینیان با هرایر توماسیان تنها از ابعاد حقوقی و قضایی برخوردار نیست و از انگیزه های سیاسی شایان توجهی نیز برخوردار است. توماسیان عضو حزب جمهوری خواه ارمنستان است و پست های کلیدی متعددی را در زمان قدرت این حزب بر عهده داشت که در پیش تر به آن اشاره شد. علاوه بر این، هرایر توماسیان یکی از طراحان اصلی اصلاحات قانون اساسی ارمنستان در سال ۲۰۱۵ بود که بر اساس همه پرسی صورت گرفته در دسامبر ۲۰۱۵، نظام سیاسی این کشور از یک دولت به ریاست شخص رئیس جمهور به یک سیستم پارلمانی با ریاست نخست وزیر تبدیل شد که زمینه را برای بازگشت سارگسیان به قدرت در جایگاه نخست وزیری را به دنبال داشت. به همین دلیل پاشینیان معتقد است توماسیان در هماهنگی با سرژ سارگیسیان اصلاحات قانون اساسی را طراحی کرد تا سرگیسیان بتواند همچنان در قدرت باقی بماند. اظهارات پاشینیان در یک مصاحبه خبری به روشنی گویای این امر است: «ما به یک دادگاه قانون اساسی دیگر احتیاج داریم. به نظر می رسد که هرایر توماسیان، با کمک سرژ سرگیسیان و گاگیک هاروتیونیان رئیس سابق دادگاه قانون اساسی این دادگاه را تا جایی که ممکن بوده است خصوصی سازی کرده اند. ما امروز با این واقعیت روبرو هستیم که در ارمنستان در سال ۲۰۱۹ با دادگاه قانون اساسی مشابه سال ۱۹۹۵ روبرو هستیم».[20]   2- چالش دولت نیکول پاشیان با مقامات امنیتی و پلیس ارمنستان دومین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تشدید چالش دولت نیکول پاشیان با مقامات امنیتی و پلیس ارمنستان دانست. هرچند به موازات بازداشت روبرت کوچاریان، چهره های باسابقه امنیتی ارمنستان مانند یوری خاچاطوروف و ژنرال بازنشسته مانوئل گریگوریان که در آن مقطع فرماندهی نیروهای انتظامی ارمنستان را برعهده داشت نیز بازداشت شدند، اما پاشینیان همانند انتقاد و نارضایتی که از نظام قضایی ارمنستان در برخورد جدی تر با پرونده کوچاریان داشت، از رویکرد و عملکرد نیروهای امنیتی و پلیس در این پرونده نیز رضایت نداشت. لذا ولادیمیر گاسپاریان، رئیس پلیس و همچنین گئورگی کوتویان، رئیس سرویس امنیتی ارمنستان به پیشنهاد نیکول پاشینیان با دستور آرمن سرکیسیان، رئیس جمهوری ارمنستان از سمت های خود برکنار شدند. هر چند به صراحت به ارتباط این برکناری ها با پرونده روبرت کوچاریان اشاره ای نشد اما بسیاری از ناظران و کارشناسان مسائل ارمنستان معتقد بودند این امر به دلیل مخالفت گئورگی کوتویان، رئیس سرویس امنیتی ارمنستان با گردآوری مدرک و به عبارتی پرونده سازی علیه کوچاریان صورت گرفته است. کشف جسد جسد گئورگی کوتویان در خانه اش در 17 ژانویه 2020 که بنا به اعلام پلیس ارمنستان با شلیک گلوله کشته شده است و نیز به قتل رسیدن هایک هاروطونیان رئیس سابق پلیس ارمنستان این گمانه را در ارمنستان بیش از پیش تقویت کرده است که قتل این اشخاص با هدف نابود کردن برخی از شاهدان برای حضور در دادگاه و شهادت علیه کوچاریان صورت گرفته است.   3- تشدید تقابل نیکول پاشیان با حزب جمهوری خواه و فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) سومین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تشدید تقابل نیکول پاشیان با حزب جمهوری خواه و فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) دانست. هر دو حزب سیاسی باسابقه و بانفوذ ارمنستان به نوعی خود را وامدار روبرت کوچاریان می دانند. هرچند کوچاریان هیچ گاه رسماً خود را از اعضای حزب جمهوری خواه معرفی نکرد، اما این کوچاریان بود که موجب شد پس از نزدیک به یک دهه حاکمیت جنبیش ملی ارامنه به رهبری لئون ترپطروسیان، حزب جمهوری خواه را در انتخابات سال 1999 به قدرت برساند و به محرومیت داشناکسوتیون از فضای سیاسی ارمنستان نیز پایان بدهد و اعضای آن را وارد دولت و نیز مجلس ملی ارمنستان کند. بنابراین بدیهی بود که هر دو حزب سیاسی راست (جمهوری خواه) و چپ (داشناکسوتیون) در مقابل بازداشت و محاکمه کوچاریان به مخالفت با دولت پاشینیان برخیزند. به همین دلیل، پس از گشوده شدن پرونده اعتراضات سیاسی مارس 2008 و بازداشت روبرت کوچاریان، داشناکسوتیون و حزب جمهوری­خواه با صدور بیانیه­هایی حمایت خود را از روبرت کوچاریان اعلام کردند که این بیانیه با توجه به حضور دو وزیر از اعضای داشناکسوتیون در ترکیب کنونی دولت پاشینیان بسیار شایان توجه بود. این روند با توجه به همراهی داشناکسوتیون با حزب جمهوری‌خواه و حزب ارمنستان شکوفا در تصویب مصوبه مجلس ملی ارمنستان در رابطه با به تاخیر افتادن برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی در دوم اکتبر ٢٠١٨ (١٠ مهر ١٣٩٧) به نقطه اوج خود رسید که اخراج وزیران دو حزب داشناکسوتیون و ارمنستان شکوفا از سوی نیکول پاشینیان را در پی داشت و اختلافات دولت پاشینیان با داشناک­ها را وارد مرحله جدیدی نمود. موضع نیکول پاشینیان در آن مقطع نیز به روشنی گویای این تقابل بود: «نمایندگان احزاب داشناک و ارمنستان شکوفا با رای دادن به این طرح حزب جمهوری‌خواه عملاً به حمایت از ضد انقلاب پرداختند و به همین دلیل نیز من حکم اخراج وزرا و استانداران عضو این دو حزب را امضا کردم. همچنان که در روز اول می 2018 از همین جایگاه اعلام کردم، به نظر می‌رسد برخی احزاب سیاسی در ارمنستان با چنین رفتارهایی به سمت خودکشی حرکت می کنند».  تاثیر این تحولات سیاسی بر پیروزی پاشینیان و «ائتلاف قدم من» بر انتخابات پارلمانی زودهنگام پارلمانی در دسامبر 2018 بسیار محسوس بود که با شکست و حذف هر سه حزب جمهوری خواه، داشناکسوتیون و ارمنستان شکوفا از از پارلمان ارمنستان شد که در ساختار سیاسی پارلمانی (نیمه ریاستی) این کشور که از ابتدای ژانویه 2018 اجرایی شد از اهمیت و جایگاه به مراتب بالاتری نسبت به گذشته نیز برخوردار بود. بنابراین، دولت پاشینیان توانست با بازداشت و محاکمه افرادی مانند روبرت کوچاریان، مانول گریگوریان­، یوری خاچاطوروف، هایک سارگسیان، نارک الکساندر سارگسیان، دیوید آمبارتسومیان و برادرش گور آمبارتسومیان، عملاً به هسته سخت و مرکزی حزب جمهوری خواه را هدف قرار دهد و در فرایند این تقابل دو حزب داشناکسوتیون و ارمنستان شکوفا را نیز از سر راه بردارد.       4- ایجاد چالش بین دولت نیکول پاشینیان با رهبران منطقه قره باغ و طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) چارمین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید ایجاد چالش بین دولت نیکول پاشینیان با رهبران منطقه قره باغ و طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) دانست. چنانچه در ابتدای این نوشتار اشاره شد، کوچاریان متولد استپانکرت (خان کندی) در منطقه قره باغ است و صعودش به عرصه قدرت در جایگاه نخست وزیری و سپس ریاست جمهوری ارمنستان در انتهای دهه 1990 عملاً به معنی صعود طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) در ساختار سیاست و قدرت ارمنستان بود که توسط سرژ سارگسیان و دیگر قره باغی ها به مدت بیش از دو دهه ادامه یافت. بنابراین طبیعی بود که بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان نمی توانست با بی اعتنایی و بی توجهی رهبران منطقه قره باغ مواجه شود. علاوه بر این، رهبران منطقه قره باغ بازداشت ژنرال مانوئل گریگوریان را نیز با نگرانی دنبال می کردند که در مقطع جنگ قره باغ، نقش تعیین کننده و موثری ایفا کرده بود. به ویژه آن که  وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان در ١٨ ژوئن ٢٠١٨ او را به مشارکت در کشتار جمعی در خوجالی و دیگر جنایات جنگی متهم کرد که نشان می دهد جمهوری آذربایجان از روند مقابله با فساد و بازداشت چهره های شاخص سیاسی و امنیتی در داخل ارمنستان به ویژه طیف قره باغی (جناح آرتساخ) درصدد بهره برداری در راستای منافع و اهداف خود در صحنه تحولات سیاسی و میدانی قره باغ است. در چنین شرایطی، باکو ساهاکیان رئیسِ جمهوری خودخوانده قره باغ و آرکادی قوکاسیان، رئیس جمهور سابق قره باغ با ابراز حمایت از روبرت کوچاریان به دنبال تأثیرگذاری بر تصمیم دادگاه برآمدند. این دو از قاضی دادگاه خواستند که کوچاریان را حتی پیش از شروع محاکمه آزاد کند. در ساهاکیان و قوکاسیان شخصاً در دادگاه کوچاریان حضور یافتند و اظهار داشتند که در صورت آزادی کوچاریان تضمین می کنند که وی از محاکمه فرار نکند. بدیهی بود که چنین سطحی از حمایت سیاسی و حقوقی مورد خوشایند و رضایت پاشینیان نباشد و همین امر به چالش بین دولت پاشینیان و رهبران منطقه قره باغ دامن زد. به گونه ای که متعاقب این تحولات، پاشینیان اعلام کرد که مجلس ملی ارمنستان کمیسیون                       ویژه ای را برای تحقیق در خصوص شرایط جنگ چهارروزه علیه جمهوری آذربایجان در آوریل 2016 که در خطوط مرزی منطقه قره باغ کوهستانی رخ داد، تشکیل خواهد داد. پس از بیانیه پاشینیان بود که گاگیک هاروتیونیان رئیس شورای عالی قضایی، نهادی که در سال 2018 کمی قبل از تحولات اعتراضی 2018 ارمنستان ایجاد شده بود، از مسئولیت خود کناره گیری کرد.    اختلاف نظر پاشینیان با رهبران قره باغ زمانی آشکارتر شد که باکو ساهاکیان و آرکادی قوکاسیان با ارسال نامه ای به پاشینیان خواستار آزادی و شرکت روبرت کوچاریان در مراسم سالگرد تصرف شوشا شدند که به شدت توسط نیکول پاشینیان رد شد و در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد که «ارمنستان یک کشور مستقل است و من اجازه نمی‌دهم که رهبران قره‌باغ در مسائل داخلی ارمنستان دخالت کنند. ساآکیان و قوکاسیان در نامه‌ای که به دادستان ایروان نوشته‌اند از اتحاد ملی صحبت کرده‌اند اما این اتحاد صورت نمی‌گیرد چرا که با مسئولین و اقوامشان که از راه نامشروع، میلیونر شده‌اند نمی‌توان متحد شد». علاوه بر پرونده کوچاریان، اختلاف نظرهای دیگری نیز بین نیکول پاشینیان و رهبران منطقه قره باغ در مورد حل و فصل مناقشه قره باغ وجود دارد که موجب تشدید اختلاف ها بین ایروان و استپانکرت (خان کندی) شده است. به گونه ای که «ویتالی بالاسانیان» رئیس شورای امنیت ملی قره‌باغ در مصاحبه با نشریه «168 Jam» به صراحت اعلام کرد که: «­تنش های زیادی بین ارمنستان و قره باغ به وجود آمده است. تنش‌های موجود بین ارمنستان و قره‌باغ را نمی‌توان انکار کرد. این تنش‌ها را قره‌باغ ایجاد نکرده است. حتی در 8 ماه مه 2018 یک روز پس از آن که نیکول پاشینیان به عنوان نخست‌وزیر ارمنستان انتخاب شد به استپانکرت (خان کندی) سفر کرد و ما به گرمی از وی استقبال کردیم. حتی در همین روز در جلسه‌ای که درباره مسائل مختلف به تبادل نظر می‌پرداختیم در هیچ مورد مخالف نظر پاشینیان صحبت نکردیم. همین روابط گرم و رفتار صمیمانه با نخست‌وزیر جدید ارمنستان را در مقطع‌های زمانی مختلف حفظ کردیم. اما تنش‌ها زمانی آغاز شد که در سفر آخری که به استپانکرت (خان کندی) داشت نتوانستیم درک کنیم که پاشینیان بر چه اساسی می‌گوید که برای حل مناقشه قره‌باغ کوهستانی بخشی از خاک این منطقه را باید تحویل دهیم؟ پاشینیان برای این که مسئولیتی در قبال از دست رفتن بخشی از خاک قره‌باغ نداشته باشد اعلام می‌کند که آینده قره‌باغ را باید مردم این منطقه تعیین کنند».[21] در همین راستا، خبرهایی از اعمال فشار پاشینیان برای برکناری «ویتالی بالاسانیان» از ریاست شورای امنیت ملی قره‌باغ و کاهش کمک های مالی دولت ارمنستان به این منطقه نیز مطرح شده است که با توجه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری قره باغ در سال 2020 از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و این احتمال می رود پاشینیان در جهت حمایت از یک کاندیدای همسو با دولت خود در منطقه قره باغ و کنار رفتن رهبران گذشته این منطقه که نزدیک به حزب جمهوری خواه، داشناکسوتیون و نیز فدراسیون روسیه بودند، گام بردارد.   5- تاثیر منفی بر برنامه پاشینیان در مقابله با فساد در ارمنستان (سیاسی شدن مبارزه با فساد) پنجمین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تاثیر منفی این موضوع بر برنامه پاشینیان در مقابله با فساد در ارمنستان دانست. هرچند بازداشت افرادی مانند هایک سارگسیان (برادر زاده سرژ سارگسیان به اتهام سوء قصد به جان دیوید سیمونیان در اول آوریل ٢٠٠٧)، بازداشت نارک الکساندر سارگسیان (برادرزاده سرژ سارگسیان در پی شناسایی انباری از مواد مخدر و سلاح)، دستگیری دیوید آمبارتسومیان (شهردار ماسیس) و برادرش گور آمبارتسومیان به اتهام حمله به معترضان در ایروان، بازداشت آرتور آساتریان (سرکرده خلافکاران ملقب به دون پیپو در اچمیادزین) بود، انعکاس بسیار گسترده و البته مثبتی در افکار عمومی جامعه ارمنستان داشت، اما با این وجود یکی از مهم ترین عواملی که می تواند تضمین کننده موفقیت روند مقابله با فساد در ارمنستان و همراهی افکار عمومی باشد، جلوگیری از «سیاسی شدن» آن و عدم ایجاد این شائبه در سطح جامعه باشد که هدف نهایی از مقابله با فساد، حذف رقیب از صحنه باشد. از این رو گشودن هم زمان پرونده مفاسد اقتصادی با پرونده سیاسی و امنیتی اعتراضات 2008 ارمنستان به ویژه بازداشت روبرت کوچاریان در این مقطع می تواند به روند مقابله با فساد در ارمنستان و انجام اصلاحات ساختاری و مدیریتی در این کشور آسیب وارد کند. و یکی از موفقیت ها ودستاوردهای مهم دولت پاشینیان را تبدیل به نقطه ضعف و پاشنه آشیل او تبدیل کند.   6- پیامدهای منفی بازداشت کوچاریان بر روابط ارمنستان و روسیه  ششمین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تاثیر منفی این موضوع بر روابط خارجی ارمنستان با فدراسیون روسیه دانست. دولت نیکول پاشینیان به موازات بازداشت روبرت کوچاریان، اقدام به بازداشت و محاکمه افرادی مانند روبرت کوچاریان، مانول گریگوریان و یوری خاچاطوروف نمود که به طور سنتی از روابط بسیار نزدیکی با روس ها در دو دهه گذشته برخوردار بوده اند. بازداشت یوری خاچاطوروف آن هم در مقطعی که مسئولیت دبیر کلی سازمان پیمان امنیت جمعی را برعهده داشت، خشم و عصبانیت                 روس ها را به همراه داشت. متعاقب بازداشت خاچاطوروف، وزارت امور خارجه ارمنستان از کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی درخواست کرده است تا روند جایگزینی دبیر کل این سازمان را آغاز کنند در این بین، والری سِمِریکوف، جانشین یوری خاچاطوروف اعلام نمود که با وجود این تحولات، دبیری کلی این سازمان تا سال 2020 میلادی در اختیار ارمنستان باقی خواهد ماند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در تماس تلفنی با زهراب مناتساکیان، همتای ارمنی خود تاکید کرد اگر ایروان چنین تصمیمی اتخاذ کرده است خود باید در مورد خلع ید شهروند خود از دبیر کلی سازمان پیمان امنیت جمعی اقدام کند. علاوه بر موضوع خاچاطوروف که تبدیل به یک موضوع چالشی در روابط روسیه و ارمنستان در دوره پاشینیان تبدیل شد و بررسی آن از حوصله و توان این نوشتار خارج است، اقدام جنجال‌برانگیز ولادیمیر پوتین در ارسال نامه تبریک سال نو میلادی (ژانویه 2018 میلادی) برای روبرت کوچاریان رئیس‌جمهور سابق و محبوس ارمنستان نیز از جمله تحولاتی بود که به روشنی تاثیر بازداشت های داخلی ارمنستان بر روابط مسکو و ایروان را نشان داد. پوتین در این نامه تبریک برای کوچاریان سلامتی، استقامت و تعالی روح آرزو کرده بود. این پیام تبریک جنجالی که بلافاصله پس از پایان مذاکرات نیکول پاشینیان و ولادیمیر پوتین در مسکو صادر شده بود، با واکنش ها و انتقادات فراوانی در داخل ارمنستان مواجه شد و بر اساس اطلاعاتی که رسانه infoteka24 روسیه از مذاکرات روسای جمهوری روسیه و ارمنستان فاش کرده است، پوتین خطاب به پاشینیان اظهار داشته است که «کوچاریان دوست من است و هر چه زودتر ایشان را آزاد کنید» و پاشینیان نیز پاسخ داده است که «برای شما متأسفم که دوستی مانند کوچاریان دارید».[22] طبیعی است که چنین درگیری های کلامی به موازات توسعه روابط ارمنستان با ایالات متحده آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا بر روابط مسکو با نیکول پاشینیان تاثیر منفی برجای بگذارد که عدم دیدار دوجانبه پوتین با پاشینیان در اجلاس اتحادیه اقتصادی اوراسیا در ایروان در اکتبر 2019 نمونه ای از تاثیرگذاری منفی است که قابل مقایسه با روابط گرم و نزدیک پوتین با روبرت کوچاریان و سرژ سارگسیان نیست.     در مجموع، بازداشت و محاکمه سیاستمدار کهنه کار، باسابقه و با نفوذی مانند روبرت کوچاریان، رویداد ساده ای نیست و چنانچه اشاره شد، آثار و نتایج بسیار مهمی در عرصه داخلی و خارجی ارمنستان برجای خواهد گذاشت. به نظر می رسد در صورت برکناری هیرار توماسیان از ریاست دادگاه قانون اساسی ارمنستان و به قدرت رسیدن کاندیدایی هم سو با نیکول پاشینیان در انتخابات ریاست جمهوری 2020 در منطقه قره باغ، فشارهای سیاسی و حقوقی برای محاکمه روبرت کوچاریان افزایش خواهد یافت و پاشینیان و اعضای ائتلاف سیاسی گامِ من خواهند توانست به بخش مهمی از اهداف و انتظارات خود در بررسی به حوادث خشونت بار مارس 2008 دست یابند.   [1] . Artsakh National-Liberation Movement [2] . Krunk organization [3] . Miatsum [Unification] organization [4] . Chairman of the State Defense Committee [5] . ولی کوزه­گر کالجی، تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان (1988- 2013). تهران: انتشارات آشیان، 1394، ص 120. [6] . power ministers [7] . acting president [8] . extraordinary election [9].  AStourian, Op. Cit. [10] . predecessor state [11] . همان، ص 140. [12] . “Armenia's opposition: plurality and conflict”, Eurasianet.org. December 30, 2002. [13] . anti-corruption candidate [14] . همان، ص 168. [15] . Armenian National Congress [16] . «نگاهی به پرونده قضائی کوچاریان رئیس جمهور سابق ارمنستان»، خبرگزاری تسنیم، 15 شهریور 1398. [17] . «نگاهی به پرونده قضائی کوچاریان رئیس جمهور سابق ارمنستان»، خبرگزاری تسنیم، 15 شهریور 1398.                     [18] . همان. [19] . همان. [20] . همان. [21] . « رئیس شورای امنیت ملی جمهوری خودخوانده قره‌باغ: اختلاف بین قره‌باغ و ایروان یک حقیقت است»، خبرگزاری تسنیم، 12 خرداد 1398. [22] . «­نامه جنجال‌برانگیز پوتین به رئیس‌جمهور محبوس ارمنستان»، خبرگزاری تسنیم، 10 دی 1397. ]]> قفقاز جنوبی Wed, 05 Feb 2020 19:43:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3874/فراز-فرود-سیاسی-روبرت-کوچاریان-عرصه-ارمنستان سه چالش پیش روی بریتانیا در سیاست استقرار صلح در قفقاز جنوبی پس از برگزیت http://www.iras.ir/fa/doc/note/3873/سه-چالش-پیش-روی-بریتانیا-سیاست-استقرار-صلح-قفقاز-جنوبی-برگزیت خروج بریتانیا از اتحادیه چه معنا و مفهومی برای جهت گیری این کشور در قبال قفقاز جنوبی، منطقه ای کوچک در حاشیه اروپا و شناخته شده با منازعه خواهد داشت؟ اگر چه بریتانیا مستقیماً درگیر هیچ یک از فرایندهای صلح در این منطقه نیست (به جز در مورد گفتگوهایی بین المللی ژنو[1] به عنوان یک عضو اتحادیه اروپا در مورد مناقشه های قومی در گرجستان)، با این وجود این کشور یکی از بازیگران مهم در ثبات قفقاز جنوبی از میانه دهه 1990 بوده است. به صورت کاملاً آشکاری، بریتانیا به تنهایی بزرگ ترین سرمایه گذار خارجی در نفت و گاز دریای خزر بوده است. فراتر از خطوط لوله، بریتانیا یک سرمایه گذار مهم در راهبردهای بلندمدت تحت رهبری جامعه مدنی در زمینه صلح سازی در قفقاز جنوبی بوده است. این امر از طریق برنامه موسوم به «منبع پیشگیری از منازعه های جهانی»[2] در اوایل دهه اول قرن بیست و یکم (2000 میلادی) و توسط اداره توسعه بین المللی[3] صورت گرفته است که پیشگام مداخلات استقرار صلح در سطح وسیعی مانند «ابتکار کنسرسیوم»[4] در زمینه مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان در فاصله سال های 2003 تا 2009  بوده است که شبکه های مدنی در قفقاز جنوبی با مشارکت انجمن های غیر دولتی بریتانیایی ایجاد کرد.        این تجربیات یک میراث قدرتمند روشنفکری را در سطح منطقه قفقاز جنوبی به جا گذاشته است. تجربه بریتانیایی در قفقاز جنوبی دربرگیرنده خبرگی خاصی در زمینه مناقشه ها است که به صورت خاصی در این منطقه و سایر نقاط جهان مورد توجه قرار گرفته است. همچنین یک سنت بسیار قدرتمند بورسیه های (دانشگاهی) بریتانیایی در قفقاز وجود دارد و دانشگاه های مختلف بریتانیا، واحدهای مختلف مرتبط با مسائل قفقاز را ارائه می کنند. از طریق طرح هایی مانند         «فرصت پژوهشی موسسه جان اسمیت»،[5] «فرصت پژوهشی آکادمی رابرت بوش در چاتم هاوس»[6] و «بورس های چیونینگ»،[7] تعداد قابل توجهی از رهبران جوان قفقاز جنوبی وقت خود را موسسات بریتانیایی صرف می کنند و ارتباط موثری را با این موسسات ایجاد می کنند.   سه چالش پیش روی بریتانیا این مقام به عنوان یک قهرمانی بلندمدت، صلح سازی استراتژیک و شکوفایی حوزه های خاصی از دانش نباید قربانی روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا و بازیگران درگیر آن شود. لذا ضرورت دارد این اطمینان با آگاهی از سه چالش پیش رو در سیاست قفقازی پسا برگزیت حاصل شود.    نخستین چالش پیش روی لندن، پرهیز از تعریف و ترسیم یک سیاست منطقه ای در قفقاز جنوبی به عنوان امتدادی از یک «خط مشی وسیع تر روسی»[8] (خط مشی ضد روسی) است. خراب شدن روابط روسیه و بریتانیا در سال های اخیر، گرایش به سیاست هایی را در همسایگی اروپا تقویت کرده است که از دریچه سنتی جنگ سرد و رقابت های روسیه و جهان غرب به این موضوع نمی نگرند. در واقع تمرکز فراگیر بر روسیه موجب ناکامی از حصول دیگر جنبه های مهم توسعه سیاسی در مناقشه های قفقاز جنوبی می شود. اگر چه اغلب به این مناقشه ها با عناوینی مانند سرزمین های «تجزیه شده»[9] و «اشغال شده»[10] اطلاق می شود، اما آبخازیا، اوستیای جنوبی و ناگورنو- قره باغ، مناطق بدون برخورداری از حکومت نیستند. این مناطق نمونه هایی از وضعیتی هستند که پژوهشگران از آن با عنوان «کشورهای دو فاکتو»[11] یاد می کنند که با درجاتی متفاوت، سرزمین هایشان را کنترل، حاکمیتشان را برقرار و حاکمیت داخلی را تمرین می کنند. تعداد اندکی با این نظر مخالف هستند که این موجودیت ها بدون حمایت خارجی قادر به بقا و ادامه حیات نیستند. اما هیچ یک از این دو به تنهایی قادر به توضیح پایداری این مناطق نیستند. محوریت و مرکزیت روسیه، آزادی عمل بریتانیا در تحت پوشش قراردادن گستره کامل پیش ران های محلی حافظ این موجودیت ها را کاهش می دهد و خط مشی هایی با تاثیر کمتر و دورنمای رقابت و محدودسازی را جایگزین می کند.    دومین چالش پیش رو، حفظ و توسعه موضع بریتانیا در زمینه جذب جمعیت هایی ساکن در این مناطق است. کشورهای دو فاکتو منطقه از قواعد حاکم بر نظام بین الملل خارج هستند. اما با این وجود، در موارد متعددی، جوامع مدنی آن ها از افرادی تشکیل شده است که به واسطه فعالیت های مهارتی و انگیزشی این مطالبه را از رهبرانشان دارند که طبق قوانین بین المللی، پاسخگو باشند. استراتژی های انزواسازی (ایزوله کردن) این صداها را نادیده می گیرد و به جای تحول در روابط خصمانه، جوامع بیمناک و دلسرد را جایگزین می کند. برقرار کردن این ارتباط با جامعه وسیع تر بین المللی و تسهیل کردن حمایت مالی از جوامع مدنی محلی در سرزمین های مورد مناقشه، گام مهمی در حفظ یک              خط مشی موثر از سوی بریتانیا در رابطه با حل و فصل این مناقشه ها خواهد بود.    سومین چالش پیش روی بریتانیا، حفظ یک رویکرد بلندمدت در قبال مناقشه های قفقاز جنوبی به موازات الزامات بالقوه کوتاه مدت در سایر زمینه ها در شرایطی است که روابط بریتانیا و منطقه به دوره پس از برگزیت منتقل می شود. در این محیط سیال بین المللی، اداره امور خارجی و مشترک المنافع[12] (بریتانیا) به عنوان یک قهرمان و مدافع استراتژی بلندمدت استقرار صلح و نیز هماهنگ کننده کوشش های بریتانیا با بازیگران چند جانبه درگیر در قفقاز جنوبی می تواند ایفای نقش کند. این بازیگران شامل سازمان ملل متحد، نمایندگی ویژه اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی و بحران در گرجستان[13] و نیز نماینده ویژه سازمان امنیت و همکاری اروپا[14] برای ریاست وقت این سازمان در قفقاز جنوبی هستند که جملگی آن ها روابطی را با بازیگران مرتبط در روی زمین (عرصه واقعیت) ایجاد می کنند.   توصیه ­ها جایگاه و موقعیت بریتانیا به عنوان قهرمان و مدافع یک رویکرد استراتژیک در تغییر مسالمت آمیز (مسائل قفقاز جنوبی) به فضای پسا برگزیت به شیوه های زیر می تواند حفظ شود:   نخست این که خبرگی و مهارت در خانه[15] (درون کشورهای منطقه) از نقشی حیاتی در برنامه های موثر استقرار صلح برخوردار است. تجزیه و تحیلی های پژوهشی اداره امور خارجی (بریتانیا) نقش حیاتی در ایجاد ابزارهای داخلی مستقل و مرتبط با جوامع آکادمیک و سازمان های غیر دولتی ایفا می کند. نقش این اداره می تواند به واسطه تثبیت یک سِمت مشاور در مناقشه های منطقه ای مستقر در تفلیس تکمیل شود که وظیفه تقویت حضور منطقه ای بریتانیا در مورد مناقشه و هماهنگی خط مشی ها در سطح منطقه ای را بر عهده خواهد داشت. این سِمَت با یک چشم پوشی می تواند تمامی مناقشه ها را تحت پوشش قرار دهد و محدوده ای از دانش و روابط را بین حجم بالایی از نخبگی و دانش ایجاد و به صورت شایان توجهی از نزدیک با جوامع مدنی محلی همکاری و مشارکت کند.    دوم این که برنامه ریزی باید بر مبنای حساسیت مناقشه و از طریق جداسازی و فارغ از وضعیت سیاسی ستیزه جویانه صورت گیرد. این امر می تواند جمعیت های محلی را به بهره مندی از مزایای حاصل از فرصت هایی برای حمایت مالی، مطالعه، زبان آموزی تطبیقی و توسعه حرفه ای (مشاغل) صرف نظر از موجودیت (سرزمینی) که آن ها در ساکن هستند، تشویق کند.  بورسیه های چیونینگ[16] نمونه های عالی در این رابطه هستند که از طریق آن متقضایان می توانند «قفقاز جنوبی» را طبق وابستگی هویتی شان از یک منوی قطره چکانی[17] انتخاب کنند.    در نهایت یک درک کل گرایانه از صلح، امری حیاتی است. برنامه ریزی در موجودیت های (سرزمین های) به رسمیت شناخته نشده اند یا بخشی از آن به رسمیت شناخته شده است، باید با آگاهی از این نکته صورت گیرد که استقرار موثر صلح نیازمند پذیرش و توجه به پویایی ها و فرایندهای سیاسی ورایِ تماس بین مناقشه ای و اعتمادسازی است. بازیگران محلی در چنین موجودیت هایی می توانند ورای ارتباطات بین مناقشه ای با ریسک بالا و غیر موثر در مباحثات داخلی انسداد صلح، به صورت انحصاری به منابعی از حمایت های مالی مورد نظر خود دست پیدا کنند. در حالی که تحرکات بین مناقشه ای، حیاتی و با اهمیت باقی می مانند، برنامه ریزی صورت گرفته در راستای مشارکت مدنی، دربرداری (شمول)، ظرفیت سازی جامعه مدنی، حقوق بشر و اقلیت ها  در سرزمین های مورد مناقشه و اعتمادسازی از درون با هدف ایجاد یک گفنگوی سازنده از اهمیت کمتری برخوردار نیستند.  «بریتانیای جهانی»[18] که در برگزیت قول آن داده شده است، به عنوان یک ایده شیک و پر زرق و برق باقی می ماند (در واقع عملی نخواهد شد). اما روی دیگر سکه، تلاش مستمر برای ساخت میراثی از سرمایه گذاری بلندمدت بریتانیا در استراتژی صلح برای قفقاز جنوبی، یک هدف دست یافتنی و واقع گرایانه است. منبع: لائورِنس برویرس،[1] پژوهشگر برنامه روسیه و اوراسیا در موسسه  چتم هاوس بریتانیا   [1] . Laurence Broers   [1] . Geneva International Discussions [2] . Global Conflict Prevention Pool [3] . Department for International Development (DfID) [4] . Consortium Initiative [5] . John Smith Fellowship Trust [6] . Robert Bosch Stiftung Academy Fellowship at Chatham House [7] . Chevening Scholarships [8] . wider Russia policy [9] . breakaway [10] . occupied [11] . de facto states [12] . Foreign and Commonwealth Office [13] . EU’s Special Representative for the South Caucasus and the Crisis in Georgia [14] . OSCE’s Special Representative [15] . in-house expertise [16] . Chevening Scholarships [17] . drop-down menu [18] . global Britain ]]> قفقاز جنوبی Sun, 26 Jan 2020 12:34:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3873/سه-چالش-پیش-روی-بریتانیا-سیاست-استقرار-صلح-قفقاز-جنوبی-برگزیت یادداشت های کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» در جمهوری کاباردینو- بالکاریا در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3867/1/یادداشت-های-کنفرانس-گفتگوی-قفقاز-2019-جمهوری-کاباردینو-بالکاریا-شمالی-فدراسیون-روسیه جمهوری کاباردینو- بالکاریا[1] یکی از جمهوری های خودمختار و مسلمان نشین قفقاز شمالی به مرکزیت شهر نالچیک[2]  است که در کنار جمهوری داغستان، چچن، اینگوش، قراچای‌چرکیس، استاوروپول و اوستیای شمالی، منطقه فدرال قفقاز شمالی روسیه را به مرکزیت شهر پتی گورسک (به معنی پنج کوه) تشکیل می دهد. یک اتوبان سراسری این جمهوری ها را به هم وصل    می کند که از شرق به غرب از شهر پتی گورسک تا کالباریا دو ساعت و از کالباریا تا چچن حدود 5 ساعت فاصله است. کالباریا از طبیعت بسیار زیبا، سرسبز و کشاورزی بسیار غنی به ویژه گندم و مرکبات برخوردار است. مزارع وسیع گندم، هزاران هکتار باغ های یکپارچه با شیوه های مدرن آبیاری و نگهداری و به ویژه وجود کارخانه های بزرگ کنسروسازی، بسته بندی و توزیع در مجاورت مزارع و باغ ها، از جمله نکات شایان توجهی است که در طول مسیر از پتی گورسک به کالباریا مشاهده می شود و گویای آن است که دولت روسیه توجه خاصی به این منطقه به عنوان یکی از قطب های کشاورزی دارد. در میانه راه پتی گورسک به بالکاریا، رشته کوه البروس قرار دارد که دارای ریشه و نام مشترک با رشته کوه البرز در ایران است. ارتفاع کوه البروس، 5 هزار و 642 متر است و روس ها بر این باور هستند که مرتفع ترین قله اروپا است، هرچند اروپایی ها اعتقادی به این موضوع ندارند. در پای کوه های البروس، میخائیل لِرمانتف[3] از نویسندگان و شعرای نامی تاریخ معاصر روسیه  در دوئل با دوئل با افسری به نام «مارتینف» در سال ۱۸۴۱ میلادی جان خود را از دست داد و بنای یادبوش در شهر پتی گورسک واقع شده است. بخش بزرگی از کوه البروس به صورت «پارک ملی و محافظت شده البروس» در آمده است که سالانه میزبان هزاران نفر از روسیه و خارج از روسیه است. در میانه کوه البروس، رودخانه خروشان باکسان[4] به طول 173 کیلومتر جریان دارد که پس از متصل شدن به سایر روخانه های قفقاز شمالی در نهایتاً به دریای خزر می رسد.     بخش عمده جمعیت بالکاریا، مسلمانان سنی مذهب حنفی هستند و بخش دیگر را مسیحیان تشکیل می دهند. از نظر قومی، بالکارها یا بَلقارها از گروه های قومی ترک‌تبار در شمال غربی قفقاز، در کنار روس ها یکی از دو قومیت اصلی جمهوری خودمختار کاباردینو-بالکاریا محسوب می شوند. زبان بالکاری اساساً با زبان قاراچایی-بالکاری که در جمهوری چرکس-قره‌چای بدان تکلم می‌شود یکسان است. بدین ترتیب بالکارها از نظر زبانی باقی‌مانده گروه‌های ترکی هستند که در امتداد استپ اوراسیا دست به مهاجرت زدند. بالکارها تا ۱۹۲۴ به خط عربی می‌نوشتند اما به‌دنبال تغییر کلی سیستم الفبایی در اتحاد جماهیر شوروی، نخست الفبای لاتین از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۷ و سپس از ۱۹۳۷ تا به امروز الفبای تغییریافته سیریلیک جایگزین رسم‌الخط عربی شد. در حال حاضر زبان روسی به عنوان زبان اول و رسمی جمهوری کاباردینو- بالکاریا شناخته می شود.   از نظر سیاسی، جمهوری کاباردینو- بالکاریا پس از کنگره هشتم حزب کمونیست شوروی در سال 1936 و تصویب قانون اساسی جدید شکل گرفت و پس از فروپاشی شوروی نیز این ساختار با تغییراتی ادامه یافت. در حال حاضر،  ساختار سیاست و حکومت در این جمهوری خود مختار بدین ترتیب است که از بین چند کاندیدای معرفی شده از سوی مسکو، پارلمان کاباردینو- بالکاریا که اعضای آن توسط مردم انتخاب می شوند به یکی از کاندیداها به عنوان «رئیس جمهوری کاباردینو- بالکاریا»[5] رای می دهند. کازبِک کوکوف[6] به عنوان چهارمین رئیس جمهور این منطقه از 26 سپتامبر 2018 تا کنون این مسیئولیت را برعهده دارد.     با مشارکت بنیاد الکساندر گورچاکف در مسکو و دانشگاه دولتی کاباردینو- بالکاریا، کنفرانس بین المللی «گفتگوی قفقاز 2019» از 23 تا 26 سپتامبر 2019 (1 تا 3 مهر 1398) در شهر نالچیک، مرکز جمهوری کاباردینو- بالکاریا در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه برگزار شد. در این کنفرانس که کارشناسانی از روسیه، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، ترکیه، ایران، اتریش و ایالات متحده آمریکا حضور داشتند، مسائل و روندهای جاری در منطقه قفقاز مورد بررسی قرار گرفت. از جمله نکات و ملاحظات مهم این کنفرانس و نیز منطقه کالباریا می توان به موارد زیر اشاره نمود:   1- مدیریت تمامی جلسات بر عهده دکتر سرگئی مارکدونف[7] از برجسته ترین کارشناسان مسائل قفقاز و عضو موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل (امی. مو) در مسکو بود. مباحث کنفرانس در پانل های مختلف به بحث گذاشته شد. روندهای کلان در تحولات منطقه قفقاز، وضعیت جمهوری کاباردینو- بالکاریا، منافع بازیگران خارجی در قفقاز (آمریکا، ترکیه، روسیه، اروپا و ایران)، قفقاز برای روسیه و روسیه برای قفقاز، اولویت های داخلی و سیاست خارجی کشورهای منطقه قفقاز، مشکلات اقتصادی و چشم انداز قفقاز و فضای اطلاعاتی[8] در منطقه قفقاز عناوین اصلی پانل ها را تشکیل می دادند. تاکید بر کاهش تنش بین روسیه و ناتو با تاکید بر محوریت مقابله مشترک با تروریسم و افراط گرایی، مدیریت مناقشات قره باغ، آبخازیا و اوستیای جنوبی و جلوگیری از وقوع جنگ فراگیر، تحلیل و ارزیابی سیاست خارجی نیکول پاشینیان در ارمنستان و برخی مواضع ضد و نقیض او در همکاری و تعامل با فدراسیون روسیه، توجه به نقش چین در قفقاز، سیاست خارجی غیر ایدئولوژیک ایران در قفقاز جنوبی در مواجهه با ارمنستان و آذربایجان و نیز سیاست اصولی ایران در عدم شناسایی استقلال مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی و آبخازیا از جمله موضوعات شایان توجه در این کنفرانس بود. 2- در سخنرانی نگارنده که تحت عنوان «سیاست خارجی ایران در قفقاز: اولویت­ها و منافع» ارائه شد بر چهار موضوع تاکید شد. نخست، غیرواقعی بودن ادعای گسترش الگوی حکومت اسلامی از سوی دولت ایران در قفقاز، غیرایدئولوژیک بودن سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی به واسطه میانجی گری بین دولت سکولار حاکم و حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و در قفقاز به واسطه حفظ هم زمان رابطه با ارمنستانِ مسیحی و آذربایجانِ مسلمان شیعی و میانجی­گری در مناقشه قره­باغ (بر خلاف استدلال ساموئل هانتینگتون در رابطه با رویارویی جهان مسیحیت و اسلام در مناقشه قره­باغ در کتاب برخورد تمدن­ها)، دوم؛ ساختار چند قومی و متکثر جامعه ایران و سیاست اصولی و منطقی ایران در عدم شناسایی هرگونه اقدام قومی تجزیه­طلبانه در مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی، قره­باغ، چچن و داغستان و اخیراً در اقلیم کردستان عراق؛ سوم، رویکرد تدافعی و نه تهاجمی ایران در منطقه قفقاز با هدف حفظ ثبات و امنیت پایدار در منطقه، میانجی­گری در مناقشات و کاهش سطح نفوذ مداخلات خارجی و به همین دلیل ایران هیچ گاه در جایگاه حامی یکی از طرفین مناقشات قفقاز قرار نگرفته است و از بین سه همسایه قفقاز یعنی ایران، ترکیه و روسیه، این تنها ایران است که دارای روابط دیپلماتیک با هر سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان است که ظرفیت خاصی به سیاست خارجی ایران بخشیده است. در حالی که روابط ترکیه و ارمنستان از سال 1993 و روابط روسیه و گرجستان از سال 2008 قطع است. چهارم؛ منافع و اولویت­های اقتصادی ایران در منطقه قفقاز است که در چهارچوب مکانیسم­های سه جانبه ایران، آذربایجان، روسیه و ایران، آذربایجان و ترکیه، اتصال شبکه ریلی ایران، آذربایجان و روسیه در راستای کریدور شمال- جنوب، طرح احداث راه آهن ایران و ارمنستان، صادرات برق و گاز به ارمنستان، لغو متقابل ویزا بین ایران با ارمنستان و گرجستان و امضای موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در دست اقدام و پیگیری است. 3- به موازات برگزاری این کنفرانس در جمهوری کاباردینو- بالکاریا، کنفرانس راه ابریشم نیز در شهر پتی گورسک       (با فاصله دو ساعته از بالکاریا) برگزار شد که حضور کارشناسان و مقامات چینی در این کنفرانس بسیار شایان توجه بود. به نظر می رسد روس ها درصدد برقراری ارتباط و تعامل بین اتحادیه اقتصادی اوراسیا و طرح راه ابریشم چین (ابتکار یک کمبرند- یک راه) هستند. علاوه بر منطقه آسیای مرکزی، به ظرفیت ها و امکانات طرح چینی ها در قفقاز نیز چشم اندوخته اند. چینی ها نیز پس از تثبیت جایگاه اقتصادی خود در آسیای مرکزی، تحرکات اقتصادی خود را در منطقه قفقاز در سال های اخیر افزایش داده اند و لذا حضور گسترده کارشناسان چینی در کنفرانس راه ابریشم در پتی گورسک در قفقاز شمالی در این راستا قابل توجه و ارزیابی است. 4- سطح بالای تساهل و تسامح دینی در جمهوری بالکاریا و همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان از جمله نکات بسیار شایان توجه بود و برخلاف تصور غالب از افراط گرایی دینی و تروریسم در قفقاز شمالی، فضای این جمهوری کاملاً متفاوت بود. اکثریت خانم های مسلمان بدون حجاب در سطح شهر و مراکز دولتی و دانشگاهی حضور پیدا        می کردند و در عین حال، مصرف مشروبات الکلی در مراکز عمومی به شدت محدود بود. مردم و نخبگان شهر این جمهوری به شدت بر این نکته تاکید داشتند که در عین پیوستگی جغرافیایی جمهوری های قفقاز شمالی، شرایط هر جمهوری با جمهوری دیگر تفاوت دارد و با وجود فاصله چند ساعته بین کالباریا با چچن و داغستان، شرایط متفاوتی در این جمهوری حاکم است. لذا باید از صدور حکم و قضاوت کلی در مورد افراط گرایی و تروریسم در قفقاز شمالی خودداری کرد و شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی هر جمهوری در نظر گرفته شود. 5- از نظر زیر ساخت های اقتصادی، توجه خاصی به منطقه قفقاز شمالی از سوی دولت فدرال روسیه در سال های اخیر شده است که نقش مهمی در کاهش و مدیریت افراط گرایی دینی و تروریسم در این مناطق داشته است. تمرکز اصلی بر بخش هایی مانند کشاورزی، دامپروری، توریسم و دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است. از جمله نکات شایان توجه، وجود یک مرکز آموزشی بسیار بزرگ به نام «شهر آفتاب» در شهر نالچیک است که روز دوم کنفرانس در این مرکز برگزار شد. در این مرکز به کودکان مناطق مختلف جمهوری کالباریا آموزش ها و مهارت های مختلفی آموزش داده می شود که وجود چنین مرکزی با وسعت چند هزارمتری به روشنی گویای این واقعیت است که روس ها موضوع آموزش کودکان این منطقه را جدی گرفته اند و از ریشه و پایه درصدد مقابله با گرایش کودکان و نوجوانان منطقه به تفکرات افراطی و جهادی هستند. 6- از نظر زیر ساخت های اقتصادی، توجه خاصی به منطقه قفقاز شمالی از سوی دولت فدرال روسیه در سال های اخیر شده است که نقش مهمی در کاهش و مدیریت افراط گرایی دینی و تروریسم در این مناطق داشته است. در کنار ساختمان ها و مراکز دولتی قدیمی متعلق به دوران شوروی، ساختمان ها و مراکز مدرن و فروشگاه های زنجیره ای نیز احداث شده است که ترکیبی از سنت و مدرنیته را به فضای شهری منطقه کالباریا بخشیده است. با این وجود، مشکل مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ به ویژه مسکو و سن پترزبورگ همچنان از چالش های مهم جمهوری کالباریا و دیگر جمهوری های قفقاز شمالی به شمار می رود. در بخش اقتصادی، تمرکز اصلی بر بخش هایی مانند کشاورزی، دامپروری، توریسم و دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است. کالباریا از طبیعت بسیار زیبا، سرسبز، آب فراوان، خاک حاصلخیز و کشاورزی بسیار غنی به ویژه گندم و مرکبات برخوردار است. مزارع وسیع گندم، هزاران هکتار باغ های یکپارچه با شیوه های مدرن آبیاری و نگهداری و به ویژه وجود کارخانه های بزرگ کنسروسازی، بسته بندی و توزیع در مجاورت مزارع و باغ ها، از جمله نکات شایان توجهی است که در طول مسیر از پتی گورسک به کالباریا مشاهده می شود و گویای آن است که دولت روسیه توجه خاصی به این منطقه به عنوان یکی از قطب­های کشاورزی دارد. لذا این شرایط مناسب و ظرفیت بالای بخش کشاورزی در قفقاز شمالی می­تواند تبدیل به یکی از زمینه­های همکاری ایران و روسیه در بخش کشاورزی، انتقال تجربیات و کشت فراسرزمینی شود. 7- از جمله نکات شایان توجه، وجود یک مرکز آموزشی بسیار بزرگ به نام «شهر آفتاب» در شهر نالچیک است که روز دوم کنفرانس در این مرکز برگزار شد. در این مرکز به کودکان مناطق مختلف جمهوری کالباریا آموزش ها و مهارت های مختلفی آموزش داده می شود که وجود چنین مرکزی با وسعت چند هزارمتری به روشنی گویای این واقعیت است که روس ها موضوع آموزش کودکان این منطقه را جدی گرفته اند و از ریشه و پایه درصدد مقابله با گرایش کودکان و نوجوانان منطقه به تفکرات افراطی و جهادی هستند. 8- از دیگر نکات شایان توجه در کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» در بالکاریا که تقریباً در تمامی کنفرانس های این منطقه به چشم می خورد، حضور، مشارکت و تعامل توام با احترام کارشناسان آذری، ارمنی و گرجی با وجود اختلافات ارمنستان و آذربایجان در مورد قره باغ، روسیه و گرجستان در مورد آبخازیا و اوستیای جنوبی است که نشان از سطح بالای فرهنگی و تمدنی منطقه قفقاز دارد. به واسطه نزدیکی مسافت، دانشجویان و کارشناسانی نیز از مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در این کنفرانس حضور داشتند که همین فضای احترام و تعامل با کارشناسان گرجی قابل مشاهده بود. در جریان کنفرانس سازمان همکاری شانگهای که در آوریل 2018 در شهر سوچی روسیه (در مجاورت منطقه قفقاز شمالی در ساحل دریای سیاه) برگزار شد، نگارنده شاهد الفاظ تند و اتهامات مختلف از سوی کارشناسان هندی، پاکستانی و افغانستانی علیه یکدیگر بود که در مقام مقایسه، سطح بالای فرهنگی و تمدنی قفقاز را نشان می دهد که یکی از دروازه های ورود مدرنیته به ایران در یکصد و پنجاه و سال گذشته نیز محسوب می شود. 9- حضور کارشناسان و دانشجویان مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» بسیار محسوس بود. بر استقلال از گرجستان همچنان تاکید و اصرار داشتند که نام مراکز این دو منطقه به جای «سوخومی» و «تسخینوالی» با حذف «ی» نسبت گرجی، «سوخوم» و «تسخینوال» خوانده شود و ظاهراً این موضوع در تمام مکاتبات رسمی این دو منطقه لحاظ می شود. هر چند از نظر رویکرد سیاسی تفاوت هایی بین دو منطقه مشاهده می شود. آبخازیا به واسطه عدم وجود قوم مشابه در قفقاز شمالی و نیز دسترسی به دریای سیاه و وجود شبکه راه آهن به سوچی که از دوران شوروی شکل گرفته است، خواهان حفظ استقلال سیاسی از روسیه و گرجستان است. اما اوستیای جنوبی به واسطه وجود اوستیای شمالی در قفقاز شمالی و نیز عدم دسترسی به راه های ارتباطی دیگر، تمایل جدی تری برای الحاق به روسیه و منطقه قفقاز شمالی دارد. با این وجود، شهروندان هر دو منطقه دارای تابعیت مضاعف روسی نیز هستند و دولت روسیه در قالب بودجه ویژه سالیانه به آن ها کمک می کند. 10- حضور کارشناسان گرجی در کنفرانس های روسیه از جمله کنفرانس گفتگوی قفقاز 2019 نیز با توجه به قطع روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان بسیار شایان توجه است. این کارشناسان عمدتاً متعلق به بخشی از جریان های فکری و سیاسی گرجستان هستند که خواستار بازسازی و بهبود روابط تفلیس و مسکو هستند. با توجه به فضای شدیداً ضد روسی حاکم بر گرجستان، معمولاً این کارشناسان در بازگشت به گرجستان از سوی نهادهای دولتی و امنیتی تحت فشارهای مختلف قرار می گیرند. 11- یکی از کارشناسان اهل داغستان در یکی از پانل های کنفرانس که به موضوع اسلام در قفقاز شمالی اختصاص داشت به اکران فلیم محمد رسوالله (ص) از مجید مجیدی اشاره نمود. در توضیحی تکمیلی به صحبت های ایشان، اشاره شد که نگارنده در آبان 1395 در سفری به منطقه پتی گورسک (مرکز قفقاز شمالی روسیه) به صورت اتفاقی همسفر آقای مجیدی، کارگردان فیلم محمد رسوالله (ص) بوده است. مجیدی پس از اکران موفق و استقبال شایان توجه فیلم محمد رسوالله (ص) در مسکو عازم داغستان در قفقاز شمالی بود. اکران این فیلم در داغستان نیز مورد استقبال قرار گرفت، اما در چچن که فاصله چندانی با داغستان ندارد و همانند سایر جمهوری­های کوچک قفقاز شمالی اهل تسنن حنفی است، با انتقاد علمای دینی چچن مواجه شد. در نتیجه این پرسش پیش آمد که علت واکنش متفاوت علمای دو منطقه داغستان و چچن که هر دو سنی مذهب حنفی هستند و فاصله چندانی از نظر بعد مسافت هم با ندارند در قبال این فیلم سینمایی چیست؟ در بررسی که صورت گرفت مشخص شد که علمای دینی داغستان عمدتاً فارغ التحصیل الازهر مصر هستند که به طور سنتی موضع ملایم­تری نسبت به تشیع داشته­اند و در مقابل علمای دینی چچن عمدتاً فارغ التحصیل حوزه­های دینی مکه و مدینه در عربستان سعودی هستند که متاثر از آموزه­های وهابی مواضع تندی در قبال مذهب تشیع دارند. با توجه به چنین تجربه ای، پیشنهاد شد که برای تقویت همزیستی دینی در قفقاز شمالی و نیز کاهش افراط گرایی دینی، ضرورت دارد جناح فکری و دینی الازهر در قفقاز شمالی تقویت شود که به صورت طبیعی بر نزدیکی هر چه بیشتر روابط این منطقه و روسیه با ایران نیز تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت.   [1] . The Kabardino-Balkar Republic [2] . Nalchik [3] . Mikhail Lermontov [4] . Baksan River [5] . Head of the Kabardino-Balkar Republic [6] . Kazbek Kokov        [7] . Sergei Markedonov [8] . Information Space ]]> قفقاز جنوبی Mon, 30 Sep 2019 05:30:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3867/1/یادداشت-های-کنفرانس-گفتگوی-قفقاز-2019-جمهوری-کاباردینو-بالکاریا-شمالی-فدراسیون-روسیه جمهوری ارمنستان و بحران سوریه؛ تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی ارامنه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3859/جمهوری-ارمنستان-بحران-سوریه-تکرار-تاریخ-حافظه-تاریخی-جمعی-ارامنه به لحاظ تاریخی ارمنستان تحت فرمان تیگران بزرگ، سوریه را تحت سلطه خود در آورده و آنتیوک (انطاکیه) را به عنوان یکی از چهار پایتخت امپراتوری ارامنه انتخاب نمود. با وجود آن­که سابقه حضور ارامنه در سوریه دارای تاریخی طولانی است، اما اکثر ارامنه پس از وقایع قتل عام ارامنه در سال ١٩١٥ میلادی در ترکیه به سوریه   آمده­ اند که نخستین کوچ (البته اجباری) ارامنه به سوریه و شامات محسوب می شد. در این مقطع، دومین موج کوچ گسترده ارامنه به خاک سوریه در سال 1938 صورت گرفت. در آن سال نیروهای فرانسوی اداره استانی را که امروز هاتای نامیده می شود به جمهوری ترکیه واگذار کردند و این مساله به شدت وحشت ارامنه را برانگیخت اما طی کنفرانس پاریس و در آخرین لحظه این مداخله واتیکان بود که دهکده قساب را در قلمرو سوریه قرار داد و ارامنه توانستند در آن جا بمانند.   بنابراین، ارامنه سوریه بخش مهمی از جامعه دیاسپورای ارمنی (مهاجرین ارمنی) در خارج از ارمنستان محسوب   می­ شوند که به لحاظ تاریخی متعلق به مناطق ارمنستان غربی در شرق ترکیه دوران عثمانی می­ باشند. هم اکنون بین ۶۰ تا ۷۰ هزار ارمنی در سوریه زندگی می­ کنند. بیشتر آن‌ها در حلب زندگی‌ می‌کنند و تعدادی نیز در شهر‌های دیگر سوریه مانند لاتاکیه، هومس، قمیشلی، جصاکه، رقه، کساب و البته پایتخت کشور دمشق ساکن‌اند. ارامنه سوری مناسبات و روابطی خاص با سوریه دارند. توروس تورونیان، نویسنده و ناشر هشتاد ساله ارمنی ساکن شهر حلب معتقد است: در همان حال که ترک ­ها ما را می کشتند و حتی از سوی مسیحیان اروپا نیز به فراموشی سپرده شده بودیم ، تنها این اعراب بودند که به ما کمک کردند. آنها بودند که ما را پذیرفته و این امکان را در اختیارمان گذاشتند که کلیسا و مدرسه بسازیم و زبان و فرهنگمان را حفظ کنیم. حلب و بیروت حتی امروز نیز یکی از پایگاه های بزرگ ارامنه محسوب می­شود . ارامنه سوریه و لبنان بر خلاف هم­کیشان خود در ارمنستان و ایران با لهجه ارمنی غربی صحبت می­کنند و به همین خاطر محلات ارمنی­نشین و روستاهای ارامنه در سوریه و لبنان امروزه یکی از معدود پایگاه های فرهنگ ارمنی غربی محسوب می شود.    به همین دلیل، سوریه برای ارامنه و ارمنستان از جایگاه تاریخی و فرهنگی بسیار بالایی برخوردار است. بسیاری از مقامات و شخصیت­ های شناخته شده ارمنستان، متولد سوریه هستند و همین امر خود نشانه دیگری از جایگاه و اهمیت سوریه برای ارامنه و ارمنستان است. از جمله این شخصیت­ ها می­توان به لئون ترپتروسیان، اولین رئیس جمهور جمهور ارمنستان (متولد حلب)، گارو کاهکجیان، از فرماندهان نظامی ارمنستان در جنگ قره­ باغ (متولد حلب) و واطان اوسکانیان، وزیر خارجه ارمنستان در سال­های ١٩٩٨ تا ٢٠٠٨ میلادی (متولد حلب) اشاره نمود.      با توجه به پیشینه تاریخی یاد شده، روابط جمهوری ارمنستان با سوریه پس از فروپاشی شوروی، شکل بسیار منسجم و نزدیکی به خود گرفت. دیدار رسمی لئون ترپتروسیان، رئیس جمهور وقت ارمنستان از سوریه، نخستین ملاقات رسمی بین ‌المللی یک رئیس جمهور ارمنی بعد از استقلال ارمنستان بوده است. خط هوایی حلب- ایروان نیز از جمله نخستین خطوط هوایی بود که در ابتدای دهه ١٩٩٠ میلادی و در اوج بحران­ های داخلی و خارجی ارمنستان ایجاد شد که حاکی از اهمیت این منطقه ارمنی­نشین سوریه برای ارمنستان بود.    بحران سوریه، قتل ­عام غیر نظامیان اعم از مسلمان و مسیحی، نابودی کلیساها از سوی داعش و سایر  گروه­ های تروریستی و به ویژه مداخله مستقیم ترکیه در تحولات سوریه، برای ارامنه به منزله تکرار تاریخ و یادآور وقایع قتل عام ارامنه توسط ترکان عثمانی در سال ١٩١٥ میلادی است. سوریه و مناطقی چون صحرای دیرالزور، شمال آناتولي، حلب و کساب یادآور مهاجرت و کوچ اجباری ارامنه توسط ترکان عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی است. به دلیل همین ذهنیت و پیشینه تاریخی، حمله گروه­ های تروریستی و تکفیری مورد حمایت ترکیه به روستاهای پر جمعیت ارمنی نشین منطقه کساب واقع درشمال غربی سوریه در استان لاذقیه بیش از هر چیز برای ارامنه جهان یادآور وقایع قتل­ عام ارامنه در ابتدای قرن بیستم میلادی بود و موجب واکنش، اعتراض و راهپیمایی ارامنه به این رویداد در نقاط مختلف جهان از جمله در ایران (شهرهای تهران و اصفهان) شد. سرژ سارگسیان، رئیس جمهوری سابق ارمنستان نیز در واکنش به این تحولات، از سومین تبعید ساکنان کساب سخن گفت که به روشنی گویای توجه تاریخی ارامنه به تحولات سوریه است. پس از سقوط بخش اعظم شهر حلب سوریه که موجب آوارگی ارامنه ساکن در این شهر شد، جمله معروف ارامنه حلب این عبارت بود که :"با پای برهنه به این جا آمدیم و با پای برهنه از این جا خواهیم رفت؛ عبارتی که اشاره به آوارگی و مهاجرت اجباری ارامنه از مناطق شرقی ترکیه به سوریه در اوایل قرن بیستم میلادی دارد.     به همین دلیل در بحران سوریه، اکثریت ارامنه سوریه حامی دولت این کشور و بشار اسد هستند. در واقع ارامنه سوریه، نگران آن هستند که گروه­های اسلامی تندرو جایگزین دولت سکولار سوریه (بشار اسد) شوند و آزادی اجتماعی، فرهنگی و مذهبی که طی چند دهه گذشته در سوریه داشته­ اند را از دست بدهند. به عنوان یک قاعده کلی، اقلیت های دینی و مذهبی در هر جامعه ای از نظام سیاسی سکولار بیش تر از یک نظام دینی حمایت می کنند؛ چرا که از فضا و آزادی عمل بیشتری برخوردارند. ارامنه سوریه نیز با چنین نگرشی، حاکمیت سکولار نظام سیاسی کنونی سوریه را بر یک نظام دینی آن هم از نوع اسلام سلفی و رادیکال داعش و جببه النصره ترجیخ می دهند.    در این راستا، دولت ارمنستان از ابتدای بحران سوریه، به صورت آشکار و قاطعانه از دولت بشار اسد حمایت نموده است. پیوندهای تاریخی عمیق ارمنستان با سوریه، تامین امنیت ارامنه ساکن در سوریه، حفظ میراث فرهنگی، تاریخی و مذهبی ارامنه به ویژه کلیساهای سوریه و مقابله با سیاست­های ترکیه در منطقه، از جمله   مهم­ ترین دلایل حمایت دولت ارمنستان از نظام سیاسی مستقر در سوریه به محوریت بشار اسد است. طی چند سالی که از بحران سوریه می­گذرد، مقامات بلندپایه­ ای از ارمنستان به سوریه مسافرت نموده­ اند که دیدار ادوارد نعلبندیان، وزیر امور خارجه سابق ارمنستان از دمشق (خرداد  ١٣٩٤) و متعاقب آن سفر یک هیئت پارلمانی ارمنستان به سوریه (خرداد  ١٣٩٤) از جمله دیدارهای مهم مقامات ارشد ارمنستان با مقامات سوریه به شمار  می­رود.      نکته شایان توجه در دیدار مقامات ارمنی و سوری، شبیه­ سازی تحولات کنونی سوریه به ویژه نقش حمایتی سوریه با قتل ­عام (نسل­ کشی) ارامنه از سوی ترکان عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی است. چنانچه ولید المعلم، وزیر خارجه سوریه در نشست خبری مشترک با ادوارد نعلبندیان در دمشق اظهار داشت: «نوادگان عاملان  نسل­کشی ارامنه امروز در حال انجام همان جنایات در سوریه هستند. اگر جامعه جهانی عاملان کشتار ارمنی­ها در گذشته را مجازات می­ کرد، نوادگان آن ­ها امروز جرات نمی­ کردند این جنایت­ ها را تکرار کنند». بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز در دیدار با ادوارد نعلبندیان، اظهار داشت: «آنچه که ارمنی‌ ها به واسطه اقدامات ترکیه در گذشته از آن رنج بردند، تمام اقشار ملت ما با همان ابزارهای کشتار و تروریسم از آن رنج می‌برند، هر چند که روش تغییر کرده است. سوریه و ارمنستان دو قربانی نسل‌کشی ترکیه هستند». در همین راستا، دولت سوریه در سال ٢٠١٥ میلادی اقدام به شناسایی قتل ­عام ارامنه در سال ١٩١٥ به دست ترکان عثمانی به عنوان «نسل­کشی» (ژنوساید) نمود که از زمان استقلال سوریه در سال ١٩٤٦ میلادی بی ­سابقه بود.      دیدار ولید المعلم با ادوارد نعلبندیان، وزیر خارجه سابق ارمنستان در دمشق، 27 می 2015 میلادی اما یکی از مهم ­ترین و چالش برانگیزترین مباحث مرتبط با موضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه، وضعیت مهاجرت ارامنه سوریه به ارمنستان و اسکان آن­ ها در مناطقی چون قره ­باغ است که این موضوع در سال های اخیر با اعتراض جمهوری آذربایجان مواجه شده است. از مقطع آغاز بحران سوریه بیش از ١٥ هزار نفر از ارامنه سوریه به ارمنستان منتقل شده اند که ٢٥٠٠ نفر از آن­ها در تابستان ٢٠١٦ وارد این کشور شده­اند. به همین دلیل، ارمنستان یکی از مهم­ ترین مقاصد مهاجران سوری پس از کشورهای اروپایی به شمار می­ رود. تیگران بارسقیان، معمار کل شهر ایروان طی نشستی که در وزارت دیاسپورا ارمنستان در آن مقطع برگزار شد، اعلام نمود که برای اسکان مهاجرین ارمنی سوریه، منطقه­ ای با وسعت تقریبی ٥ هکتار با عنوان "حلب جدید" در منطقه آشتاراک ایروان احداث خواهد شد. هرچند به دلیل مشکلات مالی دولت ارمنستان عملاً اقدامی عملی در این زمینه صورت نگرفت.    این در حالی است که، معضل مسکن یکی از مهم ترین مشکلات آوارگان ارمنی سوری در ارمنستان است. بر اساس این گزارش، تنها 30 درصد از آوارگان ارمنی سوری، توانسته ‌اند در ارمنستان برای خود مسکن تهیه کنند. بخشی از این آوراگان اما هنوز در پناهگاه ها و یا منازل نزدیکان خود در ارمنستان زندگی می کنند. این در حالی است که خانواده‌های آوارگان ارمنی سوری که دارای کودکان خردسال و یا افراد معلول هستند تحت پوشش برنامه ویژه دولت ارمنستان قرار گرفته اند. بر اساس این طرح، پرداخت پول اجاره خانه این خانواده‌ها بر عهده دولت ارمنستان است. همچنین یکی دیگر از مشکلات آوارگان ارمنی سوری در ارمنستان، نداشتن کار است. بر اساس برخی گزارش‌ها، 65 درصد از این آوارگان در ارمنستان بی کار هستند. این در حالی است که برخی از سازمان‌های اجتماعی ارمنستانی با برگزاری دوره‌های تخصصی، تلاش دارند این آوارگان را وارد بازار کار ارمنستان کنند. این سازمان‌های اجتماعی همچنین تلاش می کنند نقش آوارگان ارمنی سوری را در جامعه ارمنستان افزایش دهند تا ضمن همگرایی، حضور فعالی در توسعه اقتصادی این کشور داشته باشند.[1]    شاید بتوان مهم ترین مشکل مهاجرین ارمنی سوری در ارمنستان را چالش تطابق فرهنگی و اجتماعی دانست. هر چند ارامنه سوریه بخشی از جامعه دیاسپورای ارمنی محسوب می شوند اما از نظر فرهنگی و اجتماعی در فضای یک کشور عربیِ خاورمیانه ای با نظام اجتماعی و شرایط جغرافیایی متفاوتی پرورش یافته اند که این امر انطبابق آن ها با جامعه ارمنستانِ قفقازی را دشوار ساخته است که این امر برای کودکان و نوجوانان شاغل به تحصیل در مدارس ارمنستان به مراتب دشوارتر از بزرگ سالان است.   تصویری از یک خانواده مهاجر سوری اهل دیرالزور در ایروان، پایتخت جمهوری ارمنستان      اما مهم ترین بخش چالش برانگیز این موضوع، طرح مباحث مختلفی است که در رابطه با انتقال برخی از مهاجران ارمنی سوری به منطقه مورد مناقشه قره باغ مطرح شده است. دولت ارمنستان اساساً پذیرش مهاجرین و آورگان ارمنی سوریه را یک اقدام انسانی و حقوق بشری می داند. اما در مقابل، جمهوری آذربایجان این اقدام را اقدامی در جهت افزایش جمعیت ارمنستان و تغییر ترکیب جمعیتی قره باغ می داند. در مورد نخست، کارشناسان و مقامات آذری بر این باورند که ارمنستان به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی از روند مهاجرت معکوس رنج می­برد و رشد پایین جمعیت و مهاجرت قابل توجه شهروندان این کشور به اروپا و آمریکا (با هدف الحاق به جوامع دیاسپورایی ارامنه در این مناطق) از جمله تهدیدات جدی امنیت ملی ارمنستان به ویژه در قبال جمهوری آذربایجان است که با جمعیتی تقریبی ١٠ میلیون نفری (٩ میلیون و ٩٦١ هزار و ٣٩٦ نفر در سال ٢٠١٧) از جمعیتی تقریبا سه برابر جمعیت  ٣ میلیون نفری ارمنستان و قره­باغ (٣ میلیون و ٤٥ هزار و ١٩١ نفر در سال ٢٠١٧) برخوردار است. لذا دولت ارمنستان، شرایط بحرانی ارامنه سوریه را فرصت مناسبی برای جذب جمعیت مهاجران ارمنی و بهبود وضعیت جمعیتی خود می­بیند. به همین دلیل، المار ممدیاروف وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان در نشست «همکاری مشترک برای تقویت امنیت دریای مدیترانه، در عصر تشدید مهاجرت» که از طرف سازمان امنیت و همکاری اروپا در پالرموی ایتالیا برگزار شد، اظهار داشت:   «سوءاستفاده مقامات ارمنستان از بحران پناهجویان در منطقه ادامه دارد. آن ها، ارامنه سوریه را به مناطق اشغالی در جمهوری آذربایجان منتقل می‌کنند. بعضی رهبران ترادژی های پناهجویان را برای منافع خودشان به کار می گیرند. ارمنستان با نقض آشکار حقوق بین المللی، ارمنی ها سوریه را در اراضی آذربایجان اسکان می دهد. این اقدام ارمنستان بهترین نمونه سوء استفاده از ترادژی انسانی است».[2]   پس از تحولات اعتراضی فراگیر در ارمنستان در آوریل و می 2018 میلادی که منجر به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان شد، دولت جدید ارمنستان توجه بیشتری به جوامع دیاسپورایی ارمنی در خارج از ارمنستان نمود که در این بین، ارامنه سوریه به دلیل وضعیت و خاص شان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. اعزام تیمی از کارشناسان مین‌ زدایی و پزشکی به شهر حلب واقع در شمال سوریه، ماموریت صلح بانی ارمنستان در سوریه در هماهنگی با روسیه که در پی دیدار نیکول پاشینیان و پوتین صورت گرفت و با واکنش منفی فرانسه نیز مواجه شد و ارسال چندین محموله کمک های انسان دوستانه با همکاری نیروی هوایی روسیه به سوریه به ویژه شهر حلب از مهم ترین تحولات صورت گرفته در روابط ارمنستان و سوریه در دوره نیکول پاشینیان است.     با این وجود، نقش و تاثیرگذاری ارمنستان در معادلات سیاسی و میدانی سوریه اندک است. علاوه بر امکانات محدود و محذورات اقتصادی، ملاحظات سیاسی این کشور نیز مانع از نقش آفرینی بیشتر در معادلات سوریه شده است. موضع ارمنستان در حمایت از نظام سیاسی مستقر در سوریه این کشور را به مواضع ایران و روسیه نزدیک می سازد، اما از سویی دیگر اختلافات دیرپا و سنتی ارمنستان و ترکیه و شناسایی نسل کشی ارامنه از سوی دولت سوریه در سال 2015 میلادی مانع از همکاری ایران، روسیه و ارمنستان در صحنه تحولات سوریه شده است. همچنین ارمنستان به ویژه در دوره نیکول پاشینیان گرایش و توجه بیشتری نیز به جهان غرب داشته است و از این رو در صحنه تحولات سوریه تا جایی پیش می رود که انتقادات جهان غرب را در پی نداشته باشد. واکنش منفی فرانسه به توافق پاشینیان و پوتین برای اعزام ماموران صلح بانی به سوریه نمونه بارزی است که احتیاط و ملاحظه را بر نوع کنشگری ارمنستان در سوریه حاکم ساخته است. ورای همه این ملاحظات سیاسی، بحران سوریه، کشتار بخشی از جمعیت ارامنه در سوریه و تبعید و مهاجرت اجباری ارامنه این کشور به ارمنستان بیش از هر چیز برای ارامنه تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی آن ها است.           [1] . «افزایش مهاجرت ارامنه ساکن سوریه به ارمنستان»، پارس تودی، 27 مهر 1395. [2] . «انتقال ارامنه سوریه توسط ارمنستان به مناطق اشغالی قره باغ»، سایت تحلیلی- خبری حقایق قفقاز، 4 آبان 1396. ]]> قفقاز جنوبی Sun, 01 Sep 2019 11:18:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3859/جمهوری-ارمنستان-بحران-سوریه-تکرار-تاریخ-حافظه-تاریخی-جمعی-ارامنه مراسم رونمایی از کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» برگزار شد http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3369/1/مراسم-رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار ایراس: آیین رونمایی و معرفی کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» که به کوشش و ویراستاری علمی آقای ولی کوزه‌ گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی اخیراً از سوی انتشارات ایراس منتشر شده است، در جلسه‌ای با حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر فرهاد عطایی، استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و با حضور برخی از نویسندگان این مجموعه، اعضای شورای علمی موسسه ایراس، آقای روبن مورگوشیا، از مسئولان سفارت گرجستان در ایران و آقای دماوندی، مسئول انجمن دوستی ایران و ارمنستان و تنی چند از مدعوین و علاقمندان در عصر دوشنبه 24 مهر ١٣٩٦ در محل موسسه ایراس برگزار شد. در این مراسم ابتدا آقای دکتر کیانی، قائم مقام موسسه مطالعات ایران و اوراسیا(ایراس) ضمن خوشامدگویی به حضار، به کمبود اطلاعات و ادبیات علمی در حوزه سیاست خارجی ایران و به خصوص پیرامون آسیای مرکزی و قفقاز و در کل مناطق پیرامونی اشاره کردند و این کتاب را به دلیل توجه به سیاست خارجی ایران و نیز روابط ایران و دولت های قفقاز حائز اهمیت دانستند. دکتر کیانی به این نکته نیز اشاره کردند که دیگر ویژگی این کتاب که آن را از سایر ادبیات موجود در این حوزه متمایز می کند، این است که نمایندگان چند اتاق فکر در ایران و منطقه مطالب این کتاب را نگاشته اند، لذا نگاهی صرفا ایرانی بر این کتاب حاکم نیست. در ادامه آقای دکتر عطایی، استاد دانشگاه تهران که سخنران اصلی این جلسه بودند ضمن ابراز خرسندی از برگزاری و حضور در این مراسم، به روند روبه رشد مراکز پژوهشی دنیا در یکی دو دهه گذشته اشاره کرده و بر این موضوع تأکید کردند که به خصوص در حوزه مطالعات منطقه ای، مراکز پژوهشی دنیا به سمتی میل پبدا کرده اند که شاهد کاهش آثار علمی تک نگارنده هستیم و به مرور کتاب هایی که نویسندگان متعددی دارند رو به افزایش است. ایشان این روند را درست و مثبت ارزیابی کردند. چراکه به جای آن که یک نویسنده سال ها موضوعی را مورد مطالعه قرار داده و بعد به نگارش و انتشار آن اقدام نماید یک نفر که در زمینه خاصی تخصص دارد از دیگر پژوهشگران حوزه مربوطه دعوت می کند تا مجموعه ای علمی با دیدگاه های متفاوت در یک حوزه خاص تهیه و منتشر شود و ویراستاری علمی آن را به عهده می گیرد. لذا دکتر عطایی به لحاظ این ویژگی، این کتاب را دست کم در ایران و در این حوزه، اثری جدید و بی سابقه دانستند. همچنین ایشان نقش آقای کالجی را در جمع آوری و ویراستاری علمی کتاب مذکور بسیار پررنگ و مهم تر از آنچه در این اثر تح عنوان «به کوشش» به آن اشاره شده، ارزیابی کرده و تلاش و علاقمندی آقای کالجی در امر پژوهش را ستودند. دکتر عطایی در ادامه ضمن تأکید بر ساختار قابل توجه کتاب که از روندی منطقی پیروی می کند خاطرنشان کردند: این کتاب در سه بخش با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» آماده شده است. در بخش نخست، نویسندگان کم و بیش به یک موضوع مشخص یعنی کشمش و یا درواقع تصمیم گیری بین روسیه و جهان غرب پرداختند که پس از فروپاشی شوروی و استقلال دولت های قفقاز، چالش مشترک هر سه جمهوری است؛ این که سیاست خارجی این کشورها باید به کدام سمت سوق پیدا کند، هم موضوع روز و هم مهم ترین موضوعی است که جمهوری های قفقاز پس از فروپاشی با آن مواجهند.    بخش دوم کتاب به ایران و روابط ایران با جمهوری های قفقاز برمی گردد. در این بخش مقدمه ای که آقای کالجی نگاشته اند به درک بهتر مطالبی که سه پژوهشگر آذری، ارمنی و گرجی ارائه کرده اند کمک می کند. ضمنا  این مطالب در قالب آسیب شناسی مطرح شده است. به هرحال روابط ایران و همسایگانش در حد کمال مطلوب نیست و جای بهبود دارد. ضمنا در این بخش به موضوع دیپلماسی عمومی که امروزه اهمیت ویژه و روزافزونی پیدا کرده نیز اشاره شد و که این موضوع در مقالات آقایان دهشیری، امیراحمدیان، حق پناه، کاظم زاده و خانم کوهی اصفهانی مورد بررسی قرار گرفته است.    دکتر عطایی بخش سوم این کتاب را را یک نوآوری دانسته و خاطرنشان کردند: در این بخش، قفقاز  جنوبی در ارتباط با تحولات منطقه ای مورد ارزیابی قرار گرفته است. به لحاظ منطقه ای ایران، از یک طرف کشوری خاورمیانه ای است اما زبان غالب این کشورها را که زبان  عربی است (منهای اسرائیل و ترکیه) ندارد. از یک سو کشوری در حوزه ی آسیای جنوبی و کنار پاکستان و هند و ... محسوب می شود اما جزء این منطقه نیست. از طرف دیگر با کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز همسایه است و سابقه تاریخی و اشتراکات زیادی با این منطقه دارد و درعین حال تجربه اتحاد شوروی را که این جمهوری پشت سرنهاده اند لمس نکرده است. درواقع، این بخش بحثی فراتر از خود منطقه قفقاز را مطرح کرده و مهم ترین موضوعات روز و تحولات خاورمیانه یعنی موضوع سوریه و حتی بحث کردستان (کردها) را مورد توجه قراد داده است.       ایشان در ذکر دیگر ویژگی شاخص این کتاب، این نکته را مورد اشاره قرار دادند که نویسندگان این مقالات یا متخصصان و کارشناسان عالی مراکز راهبردی، یا از اساتید دانشگاه و یا مسئولان اجرایی هستند که علاوه بر فعالیت دیپلماتیک از تحصیلات آکادمیک مرتبط برخوردار هستند. لذا همه اینها موجب خلق کاری متوازن و جامع الاطراف شده است. دکتر عطایی همچنین ضمن اشاره به کاستی اغلب آثار پژوهشی که صرفا به مباحث تئوریک می پردازند به عدم ارتباط متقابل به آثار پژوهش و سازو کارهای اجرایی اشاره کرده و در رابطه با این کتاب که نگاهی صرفا آکادمیک بر آن حاکم نیست و در آن بیشتر به مباحث اجرایی پرداخته شده است، آن را از دیگر مزایای کتاب برشمردند و این ویژگی را بسیار مغتنم دانستند.     آقای کالجی نیز در سخنانی کوتاه ضمن تشکر از دکتر کیانی و دکتر عطایی و کلیه نویسندگان این مجموعه، به این موضوع اشاره کردند که در حوزه مطالعات منطقه ای به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز، معمولاً در بیشتر کارها و تولیدات پژوهشی «نگاه از بیرون» سیطره دارد و به همین دلیل، در این مجموعه سعی شده است که نگاه ها و دیدگاه های کارشناسان داخلی منطقه قفقاز و در واقع «نگاه از درون» مورد توجه قرار گیرد. هرچه به نگاه از داخل نزدیک تر شویم دید ما واقع بینانه تر می شود. آرمان ها جایگزین واقعیت نمی شود و در نهایت این امر به سیاست خارجی ما کمک می کند. آقای کالجی، کار مطالعاتی و تحقیقاتی در حوزه قفقاز را «سهل و ممتنع» دانستند. سهل از این بابت که اشتراکات و پیوندهای تاریخی بسیاری با این منطقه داریم و دشوار از این جهت که در عین اشترکات بسیار، شکاف ها و اختلافات موجود در منطقه نیز غیرقابل انکار است به طوری که این امر، نویسندگان ایرانی را گاها ناگزیر به خودسانسوری و نگفتن برخی مطالب می کند. اما نپرداختن به مسائل کمکی به حل آن ها نمی کند. وقتی رابطه دو کشور دچار بحران می شود، این امر واقعا ناگهانی و یک باره نیست. بلکه ریشه در عدم بیان مسائل و مشکلات به صورت شفاف است که زمینه بروز چالش و بحران را فراهم می کند. به ویژه آن که منطقه قفقاز، منطقه ای دینامیک، پویا و پرتلاطم است. مهم ترین چالش سیاست خارجی این کشورها ایجاد موازنه بین روسیه و غرب در سطح کلان و در سطوح پایین تر بین چین، ایران و ...  می باشد که از این منظر سیاست خارجی جمهوری آذربایجان در ایجاد موازنه میان روسیه و جهان غرب و نیز همسایگان موفق تر عمل کرده است. ویراستار علمی کتاب ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی در پایان به این نکته اشاره نمود که در این مجموعه سعی شده است حدالمقدور از تکرار مسائل کلیشه ای و تکراری پرهیز شود و موضوعات جدیدی مانند تاثیر بحران اوکراین و کریمه بر گسل های قومی- سرزمینی قفقاز، تاثیر تحولات عراق و سوریه بر روند افراط گرایی دینی در قفقاز، نوع رویکرد ارامنه نسبت به کردهای سوریه، عراق و ترکیه و شرایط جدید آذربایجان و گرجستان در حوزه انتقال انرژی به اروپا پس از بحران در روابط روسیه و غرب در موضوع اوکراین مورد مطالعه قرار گیرد تا شناخت و درک بهتری از تحولات جدید این منطقه حاصل شود.      در ادامه جلسه، جناب آقای روبن مورگوشیا، از مسئولان سفارت گرجستان در ایران، ضمن ابراز خرسندی از حضور در این جلسه و خشنودی از بابت تولید چنین آثاری، در خصوص روابط ایران و گرجستان اشاره کردند که خوشبختانه یا متأسفانه گرجستان و ایران مرز مشترکی ندارند و لذا بسیاری از موضوعات روزمره و مشکلات مرزی در روابط ما و ایران وجود ندارد و ایران و گرجستان مثل دو برادری که از هم دورند با هم به خوبی کنار می آیند. فعالیت کمیسیون مشترک اقتصادی دو کشور، پروژه های مشترک بزرگ سرمایه گذاری و اقتصادی مثل پالایشگاه نفت با بیش از 2 میلیارد دلار سرمایه در نزدیکی دریای سیاه و همچنین احتمال راه اندازی خط ترانزیتی آستارا  تا پایان سال که از مسیر آذربایجان-گرجستان- دریای سیاه می گذرد و نیز خط ریلی در حال راه اندازی گرجستان  –ترکیه که هر دو مورد امکان ترانزیت کالاهای ایرانی را به اروپا و بالعکس فراهم می آورد، از مهم ترین تحولات مثبتی است که در سطح منطقه و روابط ایران و گرجستان ایجاد شده است. آقای مورگوشیا در مجموع روابط سیاسی، اقتصادی و حتی دیپلماسی عمومی دو کشور را خوب ارزیابی کردند و با توجه به اهمیت بحث دیپلماسی عمومی، به لغو مجدد روادید ایران و گرجستان اشاره کردند و اظهار داشتند که در 9 ماه گذشته 275 هزار توریست ایرانی به گرجستان سفر کرده اند و امیدواریم تا پایان سال این شمار به 300 هزار نفر افرایش یابد.      دکتر جعفر حق پناه یکی از نویسندگان این مجموعه مقالات  کوتاهی فاصله زمان شروع به کار و زمان چاپ و انتشار کتاب را از مزایای این کار برشمردند. آقای اردشیر پشنگ، یکی دیگر از نویسندگان این مجموعه مقالات ضمن اشاره به تازگی و جذابیت موضوع مورد مطالعه ایشان (رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه) اظهار داشتند که در ذهن ما این تصور وجود دارد که 4 کشور ایران، ترکیه، سوریه و عراق از جمعیت کرد برخوردارند. اما کشور پنجمی هم وجود دارد و آن ارمنستان است که ملاحظات و رویکردهای خاص خود را در قبال کردها در داخل کشور و نیز سطح منطقه دارد که کمتر به آن توجه شده است. آقای دماوندی، مسئول انجمن دوستی ایران و ارمنستان نیز ضمن تقدیر از زحمات آقای کالجی و اشاره به سرعت عمل ایشان در تولید محتوا، تولید آثار مربوط به این حوزه را یک نیاز ارزیابی کرده و اظهار داشتند: ما این منطقه را حوزه تمدنی ایران می دانیم. اما حجم آثار و تولیدات مربوط به این حوزه در ایران اندک بوده و نمی تواند پاسخگوی این ادعا باشد. شناخت درست از یک کشور برای قضاوت بهتر و برقراری ارتباط موثرتر ضروری است و تا وقتی که شناخت امروزی به این کشورها نداشته باشیم، افراد و ساختارها را نمی‌شناسیم و طبیعتا نمی توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. به نظر می رسد 25 سال، زمانی کافی برای ورود به فاز ارتباط گسترده و روزآمد با این کشورها باشد.     در پایان جلسه، دکتر کیانی ضمن اشاره به همکاری مشترک موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) با مراکز پژوهشی کشورهای منطقه از جمله شورای امور بین الملل روسیه (ریاک) و مرکز تحقیقات ریاست جمهوری آذربایجان (سام) بر ایجاد دیالوگ و دیپلماسی خط دو تأکید کردند و اظهار داشتند که ویژگی این منطقه به گونه ای است که لازم است اتاق های فکر منطقه با هم دیالوگ برقرار کنند. چراکه فهم مسئله بخشی از حل مسئله است. در پایان این مراسم، کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» نوشته ی ولی کوزه‌¬گر کالجی؛ توسط جناب آقای دکتر عطایی رونمایی شد.        لازم به ذکر است کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدیدترین اثر علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین‌المللی می باشد و دومین اثری است که در موسسه ایراس از آن رونمایی شده است. این مجموعه حاوی 16 مقاله است که در 328 صفحه و در سه بخش با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و همچنین «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» تهیه و تنظیم شده است. نسخه روسی این مجموعه نیز در دست چاپ است و به زودی از سوی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر و در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.  شایان ذکر است از آقای ولی کوزه‌گر کالجی، ده‌ها مقاله علمی و پژوهشی و چندین کتاب‌ ارزشمند در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز منتشر شده است که برخی از عناوین کتاب‌هایی ایشان عبارتند از: جریان‌های سیاسی جمهوری ارمنستان؛ مبانی فکری، دیدگاه‌ها و رویکردها (1393)؛ تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان 1988- 2013 میلادی (1393)؛ مجموعه امنیتی منطقه ای قفقاز جنوبی با مقدمه شیرین آکینر (۱۳۹۳)؛ ایران، روسیه و چین در آسیای مرکزی: تعامل و تقابل با سیاست خارجی آمریکا با مقدمه سرگی مارکدانف (۱۳۹۵) و همچنین سیاست خارجی آمریکا در آسیای مرکزی: روندها و چشم اندازها با مقدمه دکتر سیدمحمد کاظم سجادپور (۱۳۹۵).   پایان گزارش   ]]> Tue, 17 Oct 2017 09:34:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3369/1/مراسم-رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-برگزار معرفی کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3364/معرفی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی ایراس: جمهوری اسلامی ایران در سه دهه اخیر با تحولات ژئوپلیتیک مهمی در محیط منطقه ای خود روبرو شده که یکی از آنها پیدایش مناطق نوظهور آسیای مرکزی و قفقاز بوده است. منطقه ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی از زمان استقلال تا کنون یکی از مناطق مهم و بحرانی جهان بوده که بویژه با دو منازعه مهم روسیه و گرجستان بر سر استیای جنوبی و آبخازیا و منازعه ارمنستان و آذربایجان بر سر قره باغ شناخته شده است. این منطقه، علاوه بر بعد امنیتی مهم آن، به لحاظ موضوع ارتباطات و حمل و نقل و انتقال انرژی نیز اهمیت گسترده ای دارد و وجود دالان تراسیکا و کریدور شمال جنوب در کنار خطوط انتقال نفت و گاز، اهمیت سیاسی و اقتصادی ویژه ای به آن داده است. اهمیت منطقه از دیر باز برای ایران و کشورهای مجاور آن موضوعی برای تعامل و رقابت و منازعه بوده و در سه دهه اخیر بر ابعاد آن و بازیگران درگیر افزوده شده است. فقدان چشم انداز روشنی برای این رقابتها و منازعات موجب توجه روز افزونی به فعل و انفعالات سیاسی و امنیتی و حتا اقتصادی منطقه شده است.  در ارتباط با این منطقه و مسائل آن آثار متنوعی به زبانهای خارجی منتشر شده اما متاسفانه در زبان فارسی آثار علمی محدودی وجود دارد و بویژه جای فعالیتهای تحقیقاتی مشترک در همکاری با محققان و صاحبنظران منطقه خالی ست. کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی»  یک گام مهم برای پر کردن این خلاء می باشد که امیدواریم چنین حرکتهایی ادامه یابد و شاهد آثار نو تر و مهم تری در این عرصه باشیم. ویژگی این اثر به عنوان دومین اثر مشترک پژوهشی میان محققان ایرانی و بین المللی در موسسه ایران و اوراسیا، آن را به اتفاق خوشایند و موثری در جامعه علمی کشورمان تبدیل نموده است.  کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» جدید ترین اثر علمی منتشره موسسه مطالعات ایران و اوراسیا و دومین کار مشترک با مراکز پژوهشی بین المللی می باشد. این مجموعه در 328 صفحه با ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی ( پژوهشگر جوان و پر تلاش ایرانی و کاندیدای دریافت درجه دکتری مطالعات اوراسیای مرکزی از دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس)  و مشارکت جمعی از نویسندگان ایرانی، آذری، ارمنی و گرجی است. هدف اصلی این مجموعه، طرح شفاف و تحلیلی‌انتقادی مسائل مختلف بوده است تا زمینۀ فهم و برداشتی واقع‌بینانه از روند تحولات منطقۀ قفقاز جنوبی و روابط ایران به سه کشور این منطقه فراهم شود؛ به تعبیر ماکس وبر نوعی فِرِشتهِن  مبتنی بر فهم معنای کنشگران. بدیهی است این مجموعه مدعی ارائۀ اثری جامع پیرامون موضوع مورد پژوهش نیست و مسلماً نقص‌های آن از دیدگاه صاحب‌نظران آگاه به مسائل این منطقه دور نخواهد ماند و امید است اساتید و صاحب‌نظران این حوزه با نقد عالمانۀ خود، زمینۀ غنای بیشتر آن را در آینده فراهم نمایند. همچنین،  این اثر با هدف درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر انجام شده و در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» ارائه شده است که شامل 16 مقاله مستقل است. نویسندگان این مجموعه طیف متنوعی از پژوهشگران منطقه هستند که عبارتند از آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، سبحان طالب­ لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق­ شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، محمدرضا دهشیری (دانشیار رشتۀ علوم سياسي در دانشكدۀ روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه)، بهرام امیراحمدیان (عضو شورای علمی موسسۀ ایراس)، حامد کاظم زاده (سرپرست گروه مطالعات قفقاز مرکز مطالعات اروپای شرقی در دانشگاه ورشو لهستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، حسین دهشیار (استاد عضو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، منوچهر مرادی (رئيس ادارۀ اول مشترك­ المنافع وزارت خارجه)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان)، روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) و اردشیر پشنگ (پژوهشگر مسائل کردهای خاورمیانه)، که اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.      با توجه به نکته‌ها و ضرورت‌های یادشده، این مجموعه با عنوان ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی شکل گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند. در این راستا، مجموعۀ پیش‌رو در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» شکل گرفته است که ۱۶ مقاله به شرح زیر از سوی نویسندگان ارائه شده است:  آزاد غریب‌اف، سیاست خارجی جمهوری آذربایجان را از منظر چالش‌های ایجاد موازنۀ میان غرب و روسیه بررسی می‌کند و ضمن اشاره به برخی اصول و مبانی سیاست خارجی جمهوری آذربایجان نظیر پراگماتیسم (عملگرایی مطلوبیت‌محور) و چندجانبه‌گرایی، تأکید می‌کند بر رویکرد دولت آذربایجان در ملحق‌نشدن به سازمان‌های منطقه‌ای روس‌محور و یوروآتلانتیک‌محور و جایگزینی آن با مکانیسم‌های سه‌جانبه، مانند ایران‌، روسیه‌ و آذربایجان.  روبن محرابیان، سیاست خارجی جمهوری ارمنستان را از منظر سیاست تکمیل متقابل واکاوی می‌کند و در یک رویکرد انتقادی، سیاست‌های فدراسیون روسیه و خط مشی رهبران ارمنستان در دو دهۀ گذشته را عامل اصلی تحقق‌نیافتن سیاست تکمیل متقابل، یعنی ایجاد موازنه میان جهان غرب و روسیه، در عرصۀ سیاست خارجی ارمنستان می‌داند. نویسنده حمایت ارمنستان از روسیه در بحران اوکراین، الحاق به اتحادیۀ اقتصادی اوراسیا، توقف مذاکرات مربوط به موافقت‌نامۀ تجارت آزاد با اروپا و استفاده‌نکردن لازم از ظرفیت‌های روابط ایران و ارمنستان را مصادیق مهم تحقق‌نیافتن عملی سیاست تکمیل متقابل معرفی می‌کند.  گولبات رتسخیلادزه، سیاست خارجی گرجستان را بعد از کناررفتن میخائیل ساکشویلی و تضعیف جایگاه حزب جنبش ملی متحد مطالعه کرده است. از دیدگاه نویسنده، با وجود تحولات مهم سیاسی نظیر تغییر ساختار سیاسی از ریاست جمهوری به پارلمانی، انتخاب گئورگی مارگولاشویلی به ریاست جمهوری گرجستان، به‌قدرت‌رسیدن حزب رؤیای گرجی به رهبری بیدزینا (بوریس) ایوانیشویلی، نخست‌وزیری ایراکلی غریباشویلی و تعیین «نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر گرجستان در موضوع روابط با روسیه» تغییری در رویکرد کلان یوروآتلانتیکی سیاست خارجی گرجستان در نزدیکی و الحاق به اتحادیۀ اروپا و ناتو ایجاد نشده است و موضوع استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، همچنان مهم‌ترین مانع عادی‌سازی مناسبات متفلیس‌مسکو باقی مانده است.  ولی کوزه‌گر کالجی، در بررسی الزامات سیاست یکپارچه و متوازن ایران در قفقاز جنوبی به این واقعیت اشاره می‌کند که در حال حاضر در بین سه همسایۀ جغرافیایی بلافصل منطقۀ قفقاز، یعنی ایران، روسیه و ترکیه، فقط ایران است که با هر سه جمهوری قفقاز جنوبی مناسبات رسمی و دیپلماتیک دارد؛ با توجه به این نکته، مطرح می‌کند که روند مناسبات دیپلماتیک ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی نسبت به دوره‌های گذشته، به‌ویژه دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی (1368- 1376)، از روند تقریباً متوازن فاصله گرفته است. از دیدگاه نویسنده، توجه به چهار عامل «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ دیپلماسی»، «نقش و جایگاه گرجستان در مدیریت رویکرد متوازن»، «مدیریت رویکرد متوازن در عرصۀ داخلی ایران» و «نقش مکانیسم‌های چندجانبه در رویکرد متوازن» می‌تواند تضمین‌کنندۀ تحقق اهداف سیاست یکپارچه و متوازن ایران در سطح منطقۀ قفقاز جنوبی باشد.  سبحان طالب‌لی از دیدگاهی آذری روابط ایران و جمهوری آذربایجان را آسیب‌شناسی کرده است. نویسنده ضمن مرور تاریخی روابط دو کشور به بهبود شایان توجه مناسبات دو کشور در سال‌های اخیر، به موضوعات مهمی چون موضع ایران در مناقشۀ قره‌باغ کوهستانی، مسئلۀ رژیم حقوقی دریای خزر و همکاری تهران و باکو در حوزه‌های اقتصادی، تجاری و ترانزیتی اشاره می‌کند. او بر این باور است که روابط ایران با جمهوری آذربایجان اهمیت ویژه‌ای دارد. واقع‌شدن هر دو کشور در مکان جغرافیایی مهم به اهمیت آن‌ها در روابط اقتصادی و تجاری به‌عنوان کشورهای ترانزیتی می‌افزاید.  هرچند به‌دلیل نظام سیاسی و مذهبی ایران و نظام سکولار جمهوری آذربایجان، روابط فرهنگی بین دو کشور در تمام زمینه‌ها نمی‌تواند پیش برود و در چهارچوب خاصی توسعه می‌یابد.  وارطان وسکانیان از دیدگاهی ارمنی  روابط ایران و ارمنستان را آسیب‌شناسی می‌کند و به دلایل و پیامدهای نزدیکی ایران به‌عنوان کشوری که تکیه‌گاه اسلام شیعی است با ارمنستان به‌عنوان کشوری که تنها همسایۀ مسیحی ایران به شمار می‌رود، توجه می‌کند. باوجوداین نویسنده مخاطرات بالقوۀ روابط ایران و جمهوری ارمنستان را مطرح می‌کند که نیازمند توجه و برنامه‌ریزی از سوی مقامات دو کشور است و عبارت‌اند از چهار عامل مسئلۀ حل‌نشدۀ آرتساخ (ناگورنو قره‌باغ)، وجود روابطی خاص میان ایروان و مسکو و حضور ملموس سیاسی و اقتصادی روسیه در ارمنستان، احتمال ازسرگیری یا تشدید تحریم‌های غرب، و همچنین احتمال تهدید نظامی از جانب امریکا و متحدان آن علیه ایران و وجود گروه‌های لابیِ خاص، هرچند تا حد زیادی ضعیف و حاشیه‌ای، در ایران و ارمنستان که منافع نیروهای ثالثی را دنبال می‌کنند.  دیوید سوخیاشویلی در تحلیل آسیب‌شناسی روابط ایران و گرجستان از دیدگاه گرجی، با مرور سیر تحولات روابط دو کشور از ابتدای فروپاشی شوروی تا سال 2016 میلادی، به کاهش تدریجی سطح مناسبات سیاسی توجه می‌کند، از جمله دیدارنکردن رؤسای جمهور ایران و گرجستان از سال 2004 میلادی تاکنون و میزان تعاملات اقتصادی بین دو کشور. از دیدگاه نویسنده، تشدید رویکردهای غرب‌گرایانه در گرجستان پس از انقلاب گل رز و تنش در رابطۀ ایران با جهان غرب دربارۀ موضوع هسته‌ای از جمله دلایل اصلی کاهش مناسبات بین دو کشور است. باوجوداین از دیدگاه نویسنده، لغو تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران و برقراری مجدد رژیم لغو ویزا، زمینۀ مناسبی برای توسعۀ مناسبات ایران و گرجستان در حوزه‌های سیاسی، انتقال انرژی، گردشگری و انتقال آب آشامیدنی فراهم کرده است. ضمن این‌که در سند «راهبرد سیاست خارجی گرجستان در سال‌های 2018-2015» که توسط وزارت امور خارجۀ گرجستان تهیه شده است، بر ضرورت تعمیق روابط دوجانبه با ایران تأکید شده است.  محمدرضا دهشیری، در بررسی دیپلماسی عمومی ایران در قفقاز جنوبی به این نکته اشاره می‌کند که از میان سه همسایۀ بلافصل قفقاز یعنی ایران، روسیه و ترکیه تنها ایران است که با هر سه کشور این منطقه روابط رسمی و دیپلماتیک دارد که این امر یک ظرفیت و فرصت برای دیپلماسی عمومی کشورمان در مقایسه با روسیه و ترکیه به شمار می‌رود. نویسنده پس از آن که در بخش نخست به بررسی دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان می‌پردازد، الزامات دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایران در قفقاز جنوبی را مطرح می‌کند، مواردی چون اتخاذ رویکرد کلان تمدنی به دیپلماسی عمومی، تأکید بر دیپلماسی آشکار رسانه‌ای، تقویت دیپلماسی مشارکتی، دیپلماسی چندبعدی، دیپلماسی مبادله، هماهنگ‌سازی ساختاری و کارکردی و سیاست توازن‌بخشی. و راهبردهای تحقق این دیپلماسی را منطقه‌گرایی نوین، نقش‌آفرینی مؤثر در حل مسالمت‌آمیز بحران‌های منطقه‌ای و ایجاد امنیت پایدار، اعتمادسازی، جامع‌نگری و ارتباطات در خدمت دیپلماسی عمومی می‌داند.  بهرام امیراحمدیان در بررسی همکاری‌های اقتصادی و تجاری ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی، معتقد است مهم‌ترین بخش روابط اقتصادی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی را بخش تجارت خارجی به خود اختصاص می‌دهد. باوجوداین به‌سبب وجود رقبای قدرتمندی چون فدراسیون روسیه (در جمهوری ارمنستان به‌طور مسلط، در جمهوری آذربایجان قابل توجه و در گرجستان تا حد متوسط) که نفوذ سیاسی و نظامی در منطقه دارد امکان حضور و گسترش روابط اقتصادی ایران با منطقه در حد انتظار فراهم نشده است؛ اتحادیۀ اروپا به‌سبب سرمایه‌گذاری اقتصادی در زیرساخت‌های انرژی و خطوط انتقال انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی دیگر در بخش‌های اقتصادی؛ ترکیه به سبب قرابت‌های فرهنگی و گره‌خوردن اقتصادی با آذربایجان در مسئلۀ خطوط انتقال انرژی و سرمایه‌گذاری کلان، در گرجستان به سبب سرمایه‌گذاری در بخش حمل‌ونقل و زیرساخت‌ها. حامد کاظم‌زاده در بررسی نقش و جایگاه ایران در حوزۀ انرژی دریای خزر و قفقاز در دوران پساحریم معتقد است حصول توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 در 14 ژوئیه 2015 میلادی و سپس آغاز اجرای این توافق از ژانویه 2016 میلادی سبب لغو یا کاهش بخش مهمی از تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران شد که سال‌ها، مانعی در مسیر توسعۀ تعاملات اقتصادی بین‌المللی ایران با منطقۀ قفقاز جنوبی بودند. از دیدگاه نویسنده، اگر ایران بتواند در این منظر با رفع اختلافات دیپلماتیک و رفع تناقض در منافع با ایالات متحدۀ امریکا، نظر کشورهای قفقاز و اروپا را جـلب کـند، آن‌گاه باید شاهد آغاز عملی رقابت‌های ژئوپولیتیکی ایران‌روسیه برای کنترل کریدور انرژی حـوزۀ دریـای خزر و قفقاز جنوبی بود. در یک جمع‌بندی کلی مـی‌توان گـفت که ایران با وجود همۀ مشکلات و چالش‌ها به‌عنوان بخشی از تصویر آیـندۀ انـرژی بـاقی می‌ماند و تأمین انرژی اروپا و تکمیل تمامی طرح‌های انرژی منطقه، بدون آن ممکن نخواهد بود.  جعفر حق‌پناه و مرضیه کوهی اصفهانی در تحلیل نقش و جایگاه ایران در قبال مناقشۀ ناگورنوقره‌باغ به این نکته اشاره می‌کنند که این مناقشه همواره دغدغۀ امنیتی جدی برای تهران بوده است، به‌دلیل به‌خطرانداختن امنیت مرزها و همچنین امنیت داخلی ایران به‌دلیل توسعه و نفوذ تروریسم در منطقه، ظرفیت تحریک و تشویق حرکت‌های جدایی‌طلبانه، فراهم‌آوردن زمینه و بهانۀ حضور و نفوذ نیروهای فرامنطقه‌ای که با تلاش در حذف ایران از معادلات منقطه‌ای زمینۀ تهدید منافع کشور را فراهم می‌کنند. به همین جهت از ابتدای بحران تا امروز جمهوری اسلامی، ضمن حفظ موضع رسمی و دیپلماسی بی‌طرفی فعال تلاش کرده با درپیش‌گرفتن سیاست‌های مختلف اولاً بحران را کنترل کند و درصورت امکان حل کند. ثانیاً مانع به‌هم‌خوردن توازن قوا و تغییر معادلات منطقه‌ای به نفع یکی از طرفین درگیر شود و درعین‌حال تلاش‌های وسیع رقیبان و دشمنان برای به‌حاشیه‌راندن ایران را عقیم کند.  حسین دهشیار در بررسی نقش و جایگاه قفقاز در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی معتقد است کشورهای حوزۀ قفقاز جنوبی را هرچند که تاریخ سرشار از غنای حادثه‌ای و فرهنگی دارند باید کشورهای بسیار جوان در صحنۀ نظام بین‌الملی دانست. نویسنده بر این باور است که شکنندگی ثبات در داخل سبب شده است که سه کشور حوزۀ قفقاز جنوبی ظرفیت بالایی برای تحت‌فشار قرارگرفتن دربارۀ روابط خود با کشورهای دیگر داشته باشند و همچنین استعداد فزاینده‌ای را برای وابستگی شدید به بازیگران برتر نظام بین‌الملل به نمایش بگذارند. این واقعیت‌ها که ریشه در تاریخ، هویت، ارزش، ساختار و جغرافیای ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان دارد، جایگاهی را برای آنان در منطقه و اصولاً در نظام بین‌الملل رقم زده که زیست داخلی و خارجی آنان را بحرانی کرده است.   منوچهر مرادی در بررسی حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی، ابتدا این سؤال را مطرح می‌کند که اگر ایران و روسیه چنان ظرفیتی دارند که در بحرانی پیچیده و چندوجهی نظیر سوریه با یکدیگر همکاری کنند، چرا نتوانند در برابر تهدیدات مشترک در دیگر حوزه‌ها همکاری کنند؟ نویسنده معتقد است به‌رغم برخی اختلاف‌نظرها و رقابت محدود ایران و روسیه در این منطقه، فرصت‌های متنوعی برای همکاری و مشارکت در قفقاز جنوبی در اختیار دو کشور است. نگاه تهران و مسکو به بسیاری از موضوعات و متغیرهای حاکم در منطقه مشترک است و برداشت آنان از تهدید، به هم نزدیک‌تر است. در این راستا، نویسنده مواردی چون استقرار ثبات و امنیت در قفقاز، ممانعت از توسعۀ نفوذ سیاسی‌امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای، مقابله با افراط‌گرایی و تروریسم تکفیری و نیز مساعدت به توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشورهای منطقه از مهم‌ترین حوزه‌های همکاری ایران و روسیه در قفقاز جنوبی به شمار می‌رود.  رُشوان ابراهیم‌اف در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری آذربایجان در قبال بحران سوریه در بستر مناسبات جمهوری آذربایجان، روسیه و ترکیه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که سیاست اصلی جمهوری آذربایجان دربارۀ بحران سوریه، تلاش برای رسیدن به بالاترین احتمال ممکن برای مشارکت‌نکردن در آن است. این به معنای امتناع از پیوستن به هر یک از طرفین ائتلاف ضدتروریستی به رهبری غرب، روسیه و عربستان سعودی است. روسیه و ترکیه نیز در ائتلاف‌های متفاوتی قرار دارند که بیانگر بینش و تصورات متفاوت دربارۀ حل‌وفصل بحران سوریه است. در این مورد نیز جمهوری آذربایجان، حفظ توازن بین قدرت‌های مختلف درگیر در مناقشه، به‌ویژه روسیه و ترکیه را در راستای منافع ملی خود تا پایان بحران سوریه دنبال می‌کند.  روبرت مارکاریان در بررسی دیدگاه و رویکرد جمهوری ارمنستان در قبال بحران سوریه در بستر روابط سوریه، ارمنستان و روسیه به این نکته اشاره می‌کند که ارمنستان نقش‌آفرینی مستقیمی در بحران سوریه ندارد، اما به دلایل متعددی به صورت ناخواسته درگیر این بحران شده و از آن تأثیر پذیرفته است. اتحاد راهبردی میان ارمنستان و روسیه و تأثیرپذیری سیاست خارجی ارمنستان از سیاست‌های این کشور و همچنین حضور جامعۀ بزرگ ارامنه در سوریه از عوامل مهم قرارگرفتن بحران سوریه در کانون توجه دیپلماسی خارجی ارمنستان هستند. مواضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه نیز منطبق بر رویکردهای جامعۀ ارامنۀ سوریه بوده و همواره بر حمایت از دولت و ملت سوریه و به‌ویژه ارامنۀ ساکن در این کشور و حل این بحران از راه‌های مسالمت‌آمیز و سیاسی تأکید داشته است. هرچند واکنش محافل سیاسی داخلی در ارمنستان در قبال سیاست اصولی و واقع‌بینانۀ دولت این کشور در حمایت از دولت قانونی سوریه یکسان نیست و محافل عمدتاً غربگرای این کشور مخالف سیاست اتخاذشده از سوی مقامات این کشور هستند.  اردشیر پشنگ نیز در بررسی رویکرد ارمنستان در قبال اقلیم کردستان عراق و کردهای ترکیه و سوریه، ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که تحولات منطقۀ خاورمیانه طوری در حال پیشرفت است که کُردها در عراق داعیۀ جدایی از عراق، در سوریه خواهان ایجاد سیستم فدرالی و غیرمتمرکز و ایجاد منطقۀ خودمختار و در ترکیه خواهان بهبود جدی‌تر وضع خود شده‌اند. در این بین، ارمنستان که از یک سو خود دارای یک اقلیت کردزبان است و از سوی دیگر از دیرباز با بخشی از جامعۀ کُردها در ترکیه، عراق و سوریه همسایگی و پیوندهای مختلف دارد، سعی داشته تا دربارۀ این موضوع استراتژی خاص خود را دنبال کند. به باور برخی از تحلیلگران و سیاستمداران این کشور، کردها یکی از پرچمداران این موج برای ایجاد تغییرات در مرزهای سیاسی و وقوع نوعی بالکانیزاسیون در خاورمیانه هستند، اما در میدان عمل، ارمنستان با توجه به ظرفیت‌های قدرت نرم و سخت خود، اثرگذاری بسیار محدودی در روند قدرت‌گیری محتمل کردها و تحولات خاورمیانه دارد. آنچنان که اشاره شد ویژگی مهم این اثر تلاش مشترک محققان ایرانی و خارجی ست که گردآوردن آنها در چنین مجموعه ای جز با تلاش و پیگیری شبانه روزی محقق گرامی آقای کالجی  و تشویق ها و حمایتهای مدیریت محترم موسسه جناب دکتر کیانی، کمتر مجال توفیق می یافت. انشاالله که این تلاش موثر علمی از سوی این موسسه و محققان جوان آن ادامه پیدا کرده و در حوزه های ژئوپلیتیک مهم برای منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران شاهد خلق آثار پژوهشی جدید تر و با مشارکت پژوهشگران برجسته ایرانی و بین المللی باشیم تا زمینه هم فکری، فهم متقابل و مشترک از مسائل فراهم آمده و بتواند در تلطیف نگاه سیاستمداران و دولتمردان اثر گذاشته و روابط اجتماعی و فرهنگی میان مردمان همسایه شرائطی ایجاد کند که دولتها، امنیت را در صلح و توسعه و تجارت و روابط انسانی و بشری ببینند.   نویسنده: دکتر جهانگیر کرمی – دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران و عضو شورای علمی ایراس       ]]> دکتر جهانگیر کرمی قفقاز جنوبی Fri, 13 Oct 2017 18:03:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3364/معرفی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی رونمایی از کتاب «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» با سخنرانی دکتر فرهاد عطایی و نویسندگان کتاب http://www.iras.ir/fa/doc/news/3360/رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-سخنرانی-دکتر-فرهاد-عطایی-نویسندگان ایراس: جلسه رونمایی و معرفی کتاب مجموعه مقالات «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» که به کوشش و ویراستاری علمی ولی کوزه ­گر کالجی، عضو شورای علمی موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی اخیراً از سوی انتشارات ایراس منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است، در جلسه ای با حضور و سخنرانی جناب آقای دکتر فرهاد عطایی، استاد روابط بین­ الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و با حضور برخی از نویسندگان این مجموعه و اعضای شورای علمی موسسه ایراس برگزار خواهد شد.   این جلسه، روز دوشنبه مورخه 24 مهر ١٣٩٦ ساعت 16:00 در محل موسسه ایراس برگزار می شود. لذا از کلیه علاقمندان مسائل منطقه قفقاز جنوبی دعوت می شود با حضور در این جلسه و طرح دیدگاه و نقطه نظرات خود موجبات غنای هر چه بیشتر مباحث آن را فراهم سازند که در جهت بهبود کیفی دیگر آثار موسسه ایراس نیز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.     زمان: دوشنبه 24 مهر 1396   ساعت 16:00 مکان: خیابان ولیعصر(عج)، بالاتر از پارک ساعی، کوچه امینی، پلاک2، واحد 6 موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)   علاقمندان به حضور در این نشست می توانند با تماس از طریق شماره های 88792496 و 88770586  نسبت به هماهنگی اقدام نمایند.     ]]> قفقاز جنوبی Sun, 08 Oct 2017 20:23:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3360/رونمایی-کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-سخنرانی-دکتر-فرهاد-عطایی-نویسندگان کتاب «ایران و جمهوری های قفقاز جنوبی» منتشر شد http://www.iras.ir/fa/doc/news/3332/کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-منتشر ایراس: بیش از ۲۵ سال از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شکل‌گیری کشورهای مستقل در قفقاز جنوبی و آغاز روابط ایران با سه کشور جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان می‌گذرد؛ ازاین‌رو فرصت مناسبی است برای مطالعه و بررسی روابط پرفراز و نشیب ایران با جمهوری‌های قفقاز جنوبی، تا با آسیب‌شناسی وضعیت گذشته و حال، بتوان چشم‌انداز بهتر و روشن‌تری از مناسبات تعریف و ترسیم کرد. نکتۀ شایان توجه این است که این امر فقط به مناسبات دو جانبۀ ایران با سه جمهوری قفقاز جنوبی محدود و منحصر نمی‌شود و شرایط کنونی و پرالتهاب مناطق پیرامونی قفقاز، به‌ویژه منطقۀ خاورمیانه را نیز دربرمی‌گیرد که به‌شدت تحت تأثیر امواج افراط‌گرایی و تروریسم در عراق و سوریه قرار گرفته است.   با توجه به نکته‌ها و ضرورت‌های یادشده، مجموعه «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» در 328 صفحه به کوشش و ویراستاری علمی ولی کوزه گر کالجی، عضو شورای علمی ایراس و با مشارکت نویسندگان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی از سوی موسسه ایراس منتشر و در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است تا بتواند به درک و فهم دیدگاه‌ها و انتظارات متقابل جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان از یکدیگر یاری رساند. در این راستا، مجموعۀ پیش‌رو در سه بخش مستقل با عنوان‌های «سیاست خارجی جمهوری‌های قفقاز جنوبی»، «ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی» و «قفقاز جنوبی و تحولات منطقه‌ای» شکل گرفته است که شامل 16 مقاله مستقل است.   آزاد غریب اف (پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری آذربایجان)، روبن محرابیان (کارشناس و پژوهشگر مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی ارمنستان)، گولبات رتسخیلادزه (رئیس مرکز اوراسیایی گرجستان)، ولی کوزه گر کالجی (عضو شورای علمی ایراس)، سبحان طالب لی (عضو هیئت علمی انستیتوی شرق شناسی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان)، وارطان وسکانیان (رئیس کرسی ایران‌شناسی دانشگاه دولتی ایروان در ارمنستان)، دیوید سوخیاشویلی (استادیار دانشگاه ملی گرجستان)، محمدرضا دهشیری (دانشیار رشتۀ علوم سياسي در دانشكدۀ روابط بين‌الملل وزارت امور خارجه)، بهرام امیراحمدیان (عضو شورای علمی موسسۀ ایراس)، حامد کاظم زاده (سرپرست گروه مطالعات قفقاز مرکز مطالعات اروپای شرقی در دانشگاه ورشو لهستان)، جعفر حق پناه (عضو هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی)، مرضیه کوهی اصفهانی (محقق مدعو در دانشکده حکومت و امور بین الملل دانشگاه دورهام در بریتانیا)، حسین دهشیار (استاد عضو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، منوچهر مرادی (رئيس ادارۀ اول مشترك  المنافع وزارت خارجه)، رُشوان ابراهیم اف (عضو هیئت علمی دانشگاه قفقاز در باکو جمهوری آذربایجان)، روبرت مارکاریان (مسئول سایت دیده‌بان ارمنستان در کالیفرنیا، ایالات متحدۀ آمریکا) و اردشیر پشنگ (پژوهشگر مسائل کردهای خاورمیانه)، اساتید و کارشناسان ایرانی، ارمنی، آذری و گرجی هستند که در این مجموعه مشارکت داشته اند.   امید است کتاب ایران و جمهوری‌های قفقاز جنوبی که با مشارکت اساتید و کارشناسان چهار کشور ایران، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان صورت گرفته است بتواند به فهم بهتر پیچیدگی‌ها، برداشت‌ها و انتظارات موجود بین ایران و کشورهای منطقه کمک کند و سیاستگذاران و نهادهای مسئول در حوزۀ سیاست خارجی و نیز همۀ علاقه‌مندان به مباحث حوزۀ قفقاز از آن استفاده کنند.   ]]> Mon, 11 Sep 2017 22:07:40 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3332/کتاب-ایران-جمهوری-های-قفقاز-جنوبی-منتشر قفقاز جنوبی چه واکنشی نسبت به دولت ترامپ نشان خواهد داد؟ http://www.iras.ir/fa/doc/note/3323/قفقاز-جنوبی-واکنشی-نسبت-دولت-ترامپ-نشان-خواهد ایراس: در مقاله پیش رو، سه تن از کارشناسان موسسه «چاتم هاوس» انگلستان، آناهیت شیرینیان، زائور شیری اف و جورج مچدلیشویلی، به ارزیابی سناریوهای احتمالی سیاست خارجی دولت های قفقاز جنوبی در دوره ترامپ پرداخته اند. محور اصلی این متن، پاسخگویی به این پرسش اساسی است که در این دوره، ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان سیاست خارجی خود را در برابر رئیس جمهور جدید ایالات محتده، دونالد ترامپ، چگونه تنظیم خواهند کرد؟   ارمنستان همزمان با تلاش جهان برای فهم این موضوع که ریاست جمهوری دونالد ترامپ چه معنایی برای نظم جهانی و امنیت در اروپا خواهد داشت، همین سوال در ارمنستان نیز پرسیده شده است. ایالات متحده کماکان سیاست مشخص و منسجمی در قبال قفقاز جنوبی ندارد و در دوره ریاست جمهوری ترامپ، بعید است این موضوع تغییر کند. در عوض، روابط واشنگتن با ایروان، باکو و تفلیس احتمالا در سایه پویش های گسترده تر منبعث از روابط ایالات متحده با روسیه، ترکیه، ایران و نیز تحولات خاورمیانه کم اهمیت تر خواهد شد. در این شرایط، برخی معضلات بالقوه ممکن است بر محیط ژئوپلتیکی ای که ارمنستان در آن فعال بوده، تاثیرگذار باشد.   برخوردهای همسایگی در حالی که به لحاظ نظری و تئوریک، ایروان از روابط بهبودیافته واشنگتن و مسکو منتفع خواهد شد، چنین بحثی فاقد مبنایی درست خواهد بود، اگر این بهبود روابط، نتیجه بده بستانی میان دو طرف باشد که در اثر آن، اعمال قدرت روسیه در خارج نزدیک باعث تحدید حاکمیت جمهوری های پساشوروی گردد. برعکس، تشدید تنش ها میان ایالات متحده و روسیه (و غرب و روسیه) فضای مانور سیاست خارجی ارمنستان را محدود می سازد. با توجه به افول قدرت اقتصادی روسیه در نتیجه تحریم های اعمالی علیه این کشور، کاهش قیمت نفت و ناکامی در اصلاحات در سطح این کشور، عملکرد اقتصادی ارمنستان نیز بالتبع تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.   دومین معضل برای ارمنستان، رویکرد تقابلی رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران و حمایت وی از محور ضد ایرانی اعراب به رهبری عربستان سعودی است. توافق هسته ای سال 2015 و لغو تحریم های ایران، فرصت های جدیدی در برابر ارمنستان به منظور تعمیق روابط با همسایگان خود و نیز تنوع بخشی به سیاست های خارجی، امنیتی و انرژی قرار داد.  با توجه به آنکه توافق هسته ای چندجانبه در اثر پایبندی دیگر طرف ها به این توافق، فرو نخواهد پاشید، لفاظی های جنگ طلبانه ترامپ در خصوص ایران صرفا به رقابت های منطقه ای دامن زده که به هیچ روی در راستای منافع ارمنستان نیست. این امر باعث خواهد شد تا فضا برای لابی های متعدد در واشنگتن مجددا فراهم شده تا از این طریق، از همکاری ارمنستان با آمریکا که بر مبنای همکاری تهران و ایروان بنا شده، ممانعت بعمل آورند. در چنین روایت ها و تحولاتی، معمولا ایستادگی های ارمنستان در برابر خصومت های جمهوری آذربایجان و ترکیه، با ایران مقایسه می شود. به عبارت دقیق تر، با توجه به منابع هیدروکربنی جمهوری آذربایجان به عنوان یک مشوق، این امر می تواند به عنوان تلاشی برای جلب نظر آمریکا به سمت ترکیه و جمهوری آذربایجان و دوری از ارمنستان تعبیر شود.   عوامل ورای ریاست جمهوری ترامپ این عوامل در سطح گسترده پیش از ریاست جمهوری ترامپ نیز وجود داشتند و دولت ارمنستان نیز ملزم به مقابله با این معضلات بود. افزون بر این، تردید و بدبینی کلی ای در خصوص این موضوع وجود دارد که با توجه به مخالفت های دموکرات ها و جمهوریخواهان بدبین به ترامپ، تا چه میزان رویکردهای رئیس جمهور کنونی ایالات متحده در سیاست خارجی و امنیتی واقعی این کشور بازتاب خواهد یافت. در این خصوص، مجموعه تحریم های جدید که کنگره برغم ناراحتی ترامپ علیه روسیه اعمال کرده، موید این موضوع است. به نظر می رسد که سیاست ایالات متحده در قبال قفقاز جنوبی از طریق وزارت خارجه و کنگره این کشور پیاده سازی و اجرا گردد.   دیگر عامل این است که روابط پویای آمریکا و ارمنستان مبتنی بر پیوندهای تاریخی و 5/1 میلیون دیاسپورای ارمنی است که در آمریکا زندگی می کنند. منافع آن ها که بطور گسترده ای همپوشان با منافع دولت ارمنستان است، بواسطه نمایندگان منتخب و گروه های لابیِ نهادینه­شده در نظام تصمیم گیری آمریکا بازتاب می یابد. لابی ذی نفوذ ارمنستان از کانال کنگره آمریکا کماکان بر سیاست این کشور در قبال موضوعات مورد نظر ارمنستان تاثیر گذاشته و دو کشور را به سمت گسترش همکاری ها سوق می دهد.   چشم اندازها برای تعامل منطقه ای ایالات متحده جدیدترین مشارکت و تعامل ایالات متحده در منطقه، حمایت از تنش زدایی میان ارمنستان و ترکیه در طول سال های 2008 تا 2010 میلادی بود که در نهایت بنا به ملاحظات ژئوپلتیکی و در نتیجه عدم مشارکت واشنگتن در تحولات منطقه از آن زمان، رو به ضعف نهاد. در حال حاضر، واشنگتن احتمالا تلاش خواهد نمود تا نقش آفرینی خود در منطقه را در قالب چارچوب گروه مینسک سازمان همکاری و امنیت اروپا در فرایند حل منازعه ناگورنو قره باغ افزایش دهد. افزایش نقش آمریکا در قفقاز جنوبی به معنای کاهش احتمال جنگ و ایجاد موازنه در برابر برتری روسیه در سطح منطقه خواهد بود. ایروان باید رایزنی های خود با واشنگتن را آغاز نموده تا مطمئن گردد که اگر و هنگامی که ایالات متحده به منطقه بازگشت، حضور این کشور متناسب با حضور روسیه بوده و توازنی میان قدرت ایروان و باکو ایجاد نماید.   احیای روابط ارمنستان و ایالات متحده برای ایروان، عدم بهره مندی ایالات متحده از راهبردی در قبال ارمنستان و نیز تردید در سیاست خارجی آمریکا، الزاما مقولات نامناسبی به شمار نمی آیند، چرا که این فرصت را در اختیار ارمنستان قرار می دهد تا ابتکارعمل در اختیار ایروان قرار گرفته و این کشور همکاری های تاکتیکی با واشنگتن را گسترش بخشد.   در طول چند سال گذشته، روابط ارمنستان و ایالات متحده فراتر از حوزه های سنتی همچون به رسمیت شناختن قتل عام ارمنیان و امنیت منطقه ناگورنو قره باغ حرکت کرده و شاهد توسعه در دیگر حوزه ها بوده است. امضای «موافقتنامه چارچوب تجارت و سرمایه گذاری» در سال 2015 میان دو کشور، دورنمای جدیدی را برای افزایش تجارت متقابل و نیز سرمایه گذاری آمریکا در ارمنستان بخصوص در حوزه های فناوری اطلاعات و انرژی متصور شده است.   سفیر آمریکا در ارمنستان در ماه می 2017 خبر از احتمال سرمایه گذاری 8 میلیارد دلاری ایالات متحده در توسعه بخش انرژی تجدیدپذیر ارمنستان داد که در صورت تحقق، تاثیرات فوق العاده ای بر تنوع بخشی و استقلال انرژی ارمنستان، همکاری انرژی با ایران و گرجستان و بطور کلی جایگاه منطقه ای این کشور خواهد گذاشت. این امر همچنین می تواند سرمایه بیشتری را به سمت ارمنستان جلب کند، چنانکه تعهدات فرانسه و آلمان این گونه نشان می دهد. به جهت آنکه نتایج بلندمدت سرمایه گذاری آمریکا احتمالا می تواند اهمیت ژئوپلتیکی برای کاهش وابستگی انرژی این کشور به روسیه ایجاد نماید، مسکو احتمالا به این موضوع واکنش نشان خواهد داد. ایروان باید حداکثر تلاش خود را برای از میان برداشتن موانع داخلی و خارجی و فراهم ساختن شرایط سرمایه گذاری بکار بندد.   بدبینی نسبت به سیاست های دولت ترامپ احتمالا ادامه خواهد داشت. ایروان به جای انتظار برای تدوین رویکرد شفاف تر ایالات متحده در قبال منطقه باید بطور فعالانه با مقامات دوستدار ارمنستان در وزارت خارجه آمریکا، کنگره و کاخ سفید تعامل نماید. در طول ربع قرن گذشته، جامعه ارمنی-آمریکایی، تلاش ها و منابع زیادی صرف تعمیق روابط ارمنستان و آمریکا برغم محدودیت های ژئوپلتیکی نمودند. هم اکنون، توپ در زمین ارمنستان است و باید تلاش نماید تا این روابط به سطح بالاتری انتقال یابد.   جمهوری آذربایجان برغم ترجیح نخبگان آذربایجانی به پیروزی هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به جهت تجارب دست اول وی در منطقه قفقاز جنوبی، دولت جمهوری آذربایجان بصورت علنی نسبت به پیروزی جمهوریخواهان ابراز نگرانی نکرد. روابط ایالات متحده و جمهوری آذربایجان از سطح بسیار مطلوب و خوبی در دوران ریاست جمهوری جورج بوش برخوردار بود و این گونه تصور می شد که جمهوریخواهان فهم بهتری از تنش و منازعه ناگورنو قره باغ دارند، چرا که تاریخ نشان داده واشنگتن خون جدیدی به رگ های فرایند منازعه تزریق کرده بود. سوال و مشکل اصلی در خصوص دونالد ترامپ، لفاظی های وی علیه مسلمانان و پیش بینی ناپذیری رویکرد وی در قبال ایران، روسیه و دیگر کشورهای پساشوروی بود.   همزمان با کاهش تدریجی تنش ها از زمان مراسم سوگند دونالد ترامپ، رویکرد باکو در قبال دولت جدید آمریکا ویژگی مثبت تر و بهتری یافته است. سایه موضوعات قدیمی حقوق بشر بر سر روابط دوجانبه باعث تصویب لایحه تحریم هایی با حمایت دو حزب آمریکا با هدف مسئولیت پذیری آذربایجان در خصوص موضوعات حقوق بشری خود بوده است. اگرچه لایحه «دموکراسی 2015» جمهوری آذربایجان هیچ گاه تصویب نشد، تحریم های اعمالی آمریکا نگرانی هایی را نزد نخبگان آذربایجانی ایجاد نمود.   تصور جمهوری آذربایجان بر این بود که تمرکز دولت اوباما بر دموکراسی و حقوق بشر به معنای مداخله در امور داخلی این کشور است. این موضوع دقیقا مغایر بود با اعلام ترامپ مبنی بر آنکه "ایالات متحده دیگر در امور داخلی کشورهای مسلمان مداخله نخواهد کرد"؛ اظهارنظری که الهام علی اف، رئیس جمهور آذربایجان، آن را "تنها سیاست درست" خطاب کرد.   با این حال، پیشنهاد حذف بودجه 716/7 میلیون دلاری آژانس توسعه بین المللی آمریکا (USAID) به عنوان آخرین نهاد غربی فعال در حوزه توسعه در آذربایجان و عامل حیات جامعه مدنی در این کشور بود که در صورت تایید این پیشنهاد، پیام آشکاری است مبنی بر اینکه واشنگتن هیچ منافعی در جمهوری آذربایجان ندارد.   سیاست فعالانه گزینشی با این حال، باکو خواستار حمایت ایالات متحده در دو حوزه ناگورنو قره باغ و سیاست های انرژی است. ایالات متحده یکی از اضلاع اصلی گروه میانجی مینسک است. رویکرد دولت قبلی آمریکا شامل حفظ وضعیت کنونی و حمایت از فرایند «تجدید حیات» به رهبری روسیه بود. باکو به ویژه با توجه به نقش مستحکم آمریکا در اصول مادرید، علاقه ای به این رویکرد واشنگتن نداشت. در چارچوب اصول مادرید، برخی سوالات و مسائل در خصوص حل و فصل منازعه و تنش ناگورنو قره باغ از سوی ارمنستان و جمهوری آذربایجان مورد موافقت قرار گرفت، اما نظر به آنکه برخی از دشوار ترین سوال ها و معضلات بی پاسخ و راه حل باقی ماند، هیچ گاه به یک سند مبنایی برای توافق صلح تبدیل نشد. با وجود همه این مسائل، این فرایند دستاورد اصلی دولت بوش به شمار می آید، چرا که این فرایند پیچیده رهبری تاریخی روسیه بر منطقه را به چالش کشاند و مسکو را ملزم ساخت تا آمریکا را به عنوان یک بازیگر برابر با خود در رهبری گروه مینسک به رسمیت بشناسد.   با این وجود، تا همین اواخر، ایالات متحده صرفا نمایندگان غیردائم در گروه مینسک داشت و انتصاب رئیس جدید دائمی فی نفسه به معنای التزام و تعهد جدی این کشور به حیات بخشیدن مجدد به این فرایند تلقی نمی شد. در طول چند سال گذشته، ایالات متحده در قالب گروه مینسک ترجیح می داد بر همکاری فنی سطح پایین خود با روسیه تمرکز نماید و خوشنود از آن بود که به مسکو اجازه داده ابتکارعمل میانجیگری ها را در دست بگیرد. بخشی از این بدین دلیل بود که دیگر منازعات بخصوص بحران اوکراین به عنوان موضوعی تعیین کننده در روابط آمریکا/غرب با روسیه ظهور کرد. البته، ایالات متحده همان میزان توجهی را که صرف اوکراین نمود، برای بحران ناگورنو قره باغ اختصاص نداد، اما هرگونه اقدامی در این راستا، بهبود روابط باکو با واشنگتن را تقویت خواهد نمود.   باکو همچنین خواستار مشارکت ایالات متحده در تامین مالی پروژه های نفت و گاز و حضور کمپانی های انرژی این کشور در آذربایجان است. خطوط لوله کنونی جمهوری آذربایجان بطور گسترده ای نتیجه سیاست های واشنگتن در دهه 1990 است، اما آن دهه خیلی وقت است که پایان یافته و باکو کماکان نمی تواند خود را در این خصوص قانع کند. افزون بر این، در حال حاضر این نگرانی وجود دارد که تحریم هایی که گسترش یافته است، شرکت های روسی فعال در پروژه های انرژی جمهوری آذربایجان را نیز شامل شود. شرکت لوکویل روسیه، ده درصد از سهام کنسرسیوم شاه دنیز آذربایجان را در اختیار دارد که در صورت اجرای تحریم ها، تهدیدی برای کریدور جنوبی گاز به شمار می آمد. با این حال، مفاد تحریم ها تغییر کرد و شرکت های روسی تحریم شده ای که حداقل 33 درصد از سهام یک پروژه را در اختیار داشته باشند، آن پروژه شامل تحریم های جدید می شود.   پویش های منطقه ای پیچیده در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، اهمیت راهبردی باکو برای واشنگتن به محض دستیابی به توافق هسته ای با ایران کاهش یافت. همچنین، از حیث تبدیل تقابل ها به همکاری، این امر به نفع روابط باکو و تهران نیز بود. بطور مشابه، اهمیت باکو به عنوان مسیر تامین کمک های انساندوستانه به افغانستان از سوی ناتو و نیروهای آمریکایی دیگر آن اهمیت سابق را نداشت. اگرچه دولت ترامپ اعلام کرد که چندین هزار سرباز دیگر در افغانستان مستقر خواهد ساخت، ژنرال جوزف دانفورد، فرمانده ستاد مشترک ارتش ایالات متحده تصدیق کرد که "نیازی به افزایش دسترسی ها از مسیر جمهوری آذربایجان نمی بیند".   چالش دولت ترامپ با توافق هسته ای ایران می تواند برای باکو دردسرآفرین باشد، پویش های منطقه ای را به خطر انداخته و بدون دست یافتن به هر گونه امتیاز ارزشمندی از آمریکا، شرایط را به دوره قبل و تقابل با ایران بازگرداند. آنچه که باکو تمایل به تماشای آن دارد، اندکی تعامل بیشتر آمریکا در منطقه به منظور به چالش کشیدن نفوذ گسترده روسیه است. تلاش جمهوری آذربایجان به بهبود روابط با روسیه به قیمت کاهش سطح روابط خود با غرب در سال گذشته نتیجه معکوس داشت. به عنوان مثال، یک مجموعه بزرگ دیاسپورای آذربایجانی در مسکو تعطیل شد و نخبگان سیاست خارجی روسیه در اظهارنظرها و بیانیه های خود، موضع سخت تری نسبت به جمهوری آذربایجان اتخاذ نمودند.   بخشی از این مشکل همچنین ریشه در تلاش های آذربایجان مبنی بر بهبود روابط دوجانبه با مسکو به قیمت کاهش روابط باکو با غرب بود. خصومت این کشور با آمریکا و اتحادیه اروپا بخشی از تلاشی بود که که از سال 2014 با هدف جلب نظر روسیه آغاز شد، اما این تلاش ها منتج به ظهور انتظارات اغراق آمیز از حمایت روسیه در خصوص حل منازعه ناگورنو قره باغ گردید. چند ماه پس از جنگ چهار روزه در آوریل 2016 و هنگامی که مسکو صریحا اعلام کرد که به دنبال تجدید مذاکرات نیست، امیدها نسبت به مسکو از هم فروپاشید.   در غیاب یک رویکرد جامع، حمایت مقطعی ایالات متحده از جمهوری آذربایجان در خصوص موضوعات خاص صرفا باعث به خطر انداختن روابط نسبتا با ثبات باکو با تهران و مسکو خواهد شد. هر دو کشور ایران و روسیه، حمایت آذربایجان از لفاظی های واشنگتن را غیرقابل قبول می دانند.   از زمان روی کارآمدن دونالد ترامپ، آنچه باکو بسیار مشتاق به دریافت آن است، پیامی آشکار در خصوص سیاست واشنگتن در قبال جمهوری آذربایجان و اجرای سازوکاری برای مباحثه و قوام بخشیدن به روابط دوجانبه است. جدای از عقب نشینی آمریکا از موضوعات حقوق بشری و کمک های توسعه ای، تاکنون اقدام مشخصی در سطح روابط دوجانبه صورت نگرفته است. عقب نشینی ایالات متحده بعید است که تغییر کند، مگر آنکه رویکرد مشخصی با محوریت مهار نفوذ روسیه و ایجاد توازن در برابر فعال بودن تهران در سطح منطقه تدوین گردد. از این رو، با توجه به آنکه اتحادیه اروپا، بازیگری قوی در موضوعات امنیت منطقه ای به نظر نمی آید و از آنجا که ترکیه نقش توازن گر در برخی موضوعات منطقه ای را ایفا می کند، اما دنباله رو مسکو در دیگر موضوعاعت منطقه ای همچون سیاست های انرژی است، از نظر باکو هیچ جایگزینی برای آمریکا وجود ندارد. نخبگان ترکیه در سال های اخیر، لفاظی هایی علیه غرب داشته اند که نشان از تغییر محسوس نقش قبلی خود به عنوان پل اتصال غرب به شرق است. رویکرد دونالد ترامپ به توافق هسته ای ایران و تشدید تحریم ها علیه روسیه در غیاب مشارکت واشنگتن در امنیت منطقه ای به مثابه تهدید جدیدی برای پویش منطقه ای خواهد بود. این امر احتمالا بیش از پیش نقش آمریکا در قفقاز جنوبی را (به قیمت افزایش نفوذ روسیه و یا ایران در سطح منطقه) کاهش خواهد داد.   گرجستان در سطح کشورهای قفقاز جنوبی، گرجستان تنها کشور دموکراتیک و طرفدار غرب به معنای واقعی کلمه است. در برخی معیارهای دموکراسی سازی همچون شفافیت و فساد، رتبه گرجستان از برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا بالاتر است. گرایش غرب گرای سیاست خارجی گرجستان، این کشور را محبوب ایالات متحده و اروپا کرده، اما همچنین از زمانی که ولادیمیر پوتین، روسیه را متعهد به ممانعت از پیوستن همسایگان خود به بلوک غرب نمود، باعث شده تا تفلیس هدف خشم مسکو قرار گیرد.   موفقیت دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، گرجستان را مضطرب ساخت. برای تفلیس، ایالات متحده، نیروی موازنه کننده اصلی روسیه به حساب آمده و حضور قاطع واشنگتن، کارآمدترین ضامن (حتی بیش از ناتو) برای موجودیت گرجستان می باشد. بی تجربگی ترامپ در خصوص سیاستگذاری بین المللی باعث شد تا وی گزینه دوم مطلوب گرجستان در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 باشد (اگرچه چنین انتظاری در خصوص باراک اوباما در برابر جان مک کین در سال 2008 گفته می شد).   زمستان نارضایتی یکی از برداشت های اولیه و زودهنگام گرجستان این تصور بود که رویکرد ترامپ و دولت وی به روابط بین الملل، تجارت محور خواهد بود. گرجستان به دلیل مساحت کم و اقتصاد ضعیف، دارایی ارزشمندی برای ترامپ به حساب نمی آید و از این رو این کشور می تواند قربانی روابط بهتر واشنگتن با مسکو شود.   همفکری و همدلی آشکار میان دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بیش از پیش بواسطه جهالت عیان ترامپ نسبت به روابط بین الملل در هم آمیخته شد. علاوه بر این، اظهارات مردد ترامپ در خصوص ناتو منبع دیگری برای نگرانی گرجستان بود، چرا که به لحاظ تاریخی سیاست های واشنگتن در قبال منطقه قفقاز جنوبی زمانی بسیار موفقیت آمیز بود که در هماهنگی با اتحادیه اروپا و قدرت های اصلی اروپایی تنظیم  و اجرا می شد. حمایت قاطعانه آمریکا از پروژه خط لوله باکو-تفلیس-جیحون در اجرای موفقیت آمیز این پروژه نقش داشت و این حمایت، تهاجم روسیه به گرجستان در سال 2008 را متوقف ساخت و متعاقب آن، ایالات متحده کمک های نهادی و اقتصادی در اختیار تفلیس قرار داد که به تحول این کشور به یک دولت دموکراتیک مدرن کمک کرد و تمامی این ها صرفا مثال های اندکی از تاثیرات سودمند روابط قوی فراآتلانتیکی برای منطقه است.   چندان که به نظر می رسید، بد نبود چند ماه اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ بیانگر آن بود که برغم هرگونه لفاظی ها، دولت آمریکا در کنترل روسیه قرار ندارد. سیاست آمریکا در قبال روسیه (اگر چنین سیاستی وجود داشته باشد)، در واکنش به دستکاری ادعایی سیستم انتخاباتی از سوی روسیه، سخت تر و دشوارتر شد. به نظر می رسد، واشنگتن به سمت تطبیق خود با منافع روسیه حرکت نخواهد کرد.   در چارچوب روابط دوجانبه، تلاش های دیپلماتیک گسترده ای را صرف این موضوع کرد که نخست وزیر و وزیر امور خارجه این کشور جزو نخستین مقاماتی باشند که رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، مایک پنس، معاون رئیس جمهور، نمایندگان اصلی و کلیدی کنگره و نهایتا شخص رئیس جمهور را ملاقات نمایند. مایک پنس در ماه جولای 2017 از تفلیس دیدار داشت و سفر وی مقارن با آغاز مانور نظامی بزرگ «شریک جدید» با حضور 2800 نیروی نظامی به رهبری آمریکا در مدت دو هفته بود. مایک پنس در سخنرانی خود در جمع سربازان گرجستانی اظهارات صریحی علیه تجاوزها و تهاجمات روسیه بر زبان جاری ساخت. دو کشور «موافقت نامه کلی امنیت اطلاعات» را به امضا رساندند که مبنای حقوقی تبادل اطلاعات پنهان میان دو طرف را فراهم ساخته و ظرفیتی در راستای همکاری های ضدتروریستی به حساب می آید. این توافق به نوعی نقطه عطف همکاری های اطلاعاتی دو کشور تلقی می گردد.   کنگره آمریکا که اخیرا حمایت همه جانبه خود را از گرجستان اعلام کرده بود، چندین طرح قانونی را به تصویب رسانید که یکی از آن ها، دولت آمریکا را از ارائه کمک های مالی به دولت هایی که آبخازیا و اوستیای جنوبی (مناطق تحت اشغال روسیه) را به عنوان دولت های مستقل به رسمیت بشناشد، منع کرده است.   در مجموع، به رغم برخی نشانه های امیدوارکننده، علت هایی برای نگرانی و واهمه نیز وجود دارد. مسئولین چندین پست مهم در وزارت خارجه آمریکا هنوز مشخص نشده و مشخص نیست که رویکردهای سیاسی این بازیگران کلیدی، حمایت از گرجستان خواهد بود و یا به دنبال مصالحه با روسیه هستند؟     نویسندگان: آناهیت شیرینیان، زائور شیری اف و جورج مچدلیشویلی - تحلیلگران موسسه چاتم هاوس (Chatham House) انگلستان     منبع: مؤسسه سلطنتی روابط بین‌المللی انگلستان (چاتم هاوس)     «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسندگان از سوی «ایراس» نیست و تنها در راستای اطلاع رسانی و انعکاس نظرات تحليلگران غربی منتشر شده است» ]]> قفقاز جنوبی Sat, 02 Sep 2017 05:06:28 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3323/قفقاز-جنوبی-واکنشی-نسبت-دولت-ترامپ-نشان-خواهد جمهوری آذربایجان خریدار جدیدترین سلاح های ساخت روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/news/3314/جمهوری-آذربایجان-خریدار-جدیدترین-سلاح-های-ساخت-روسیه ایراس: به نقل از بخش آذری رادیو آزادی آمریکا، باکو و آنکارا از خریداران بالقوه سیستم « اس – ۵۰۰ » از روسیه هستند. در ۲۲ آگوست ، مراسم گشایش نمایشگاه و همایش «ارتش – ۲۰۱۷» در روسیه برگزار شد. برای نخستین بار در این نمایشگاه سیستم های کاملا نوین « پرومتی» Prometey ، «آنتی – ۴۰۰۰» Antey – 4000 و «اس – ۵۰۰» S-500 به نمایش درآمده است. کارشناسان می گویند جمهوری آذربایجان نیز از جمله خریداران بالقوه این تسلیحات است. ایزوستیا می نویسد خیلی از ویژگی های سیستم های نوین دفاع هوایی، توجه خیلی از مشتریان را به خود جلب کرده است. آندره فرولوف، سردبیر نشریه «اکسپورت ووروژنی» Eksport voorujeniy می گوید چین، هند، ویتنام، الجزایر، قزاقستان،جمهوری آذربایجان، ترکیه ، مصر ، ایران ، عراق و سایر کشورها به سیستم جدید دفاع هوایی تمایل نشان داده اند. برخی کشورهای خلیج ایران ( خلیج فارس) از جمله کویت و عربستان سعودی و قطر نیز به سلاح های جدید تمایل نشان داده اند. سیستم های « پرومتی» Prometey ، «آنتی – ۴۰۰۰» Antey – 4000 و «اس – ۵۰۰» S-500 در بخش محرمانه این نمایشگاه به خریداران بالقوه نشان داده شدند. منبع: قفقاز ]]> قفقاز جنوبی Wed, 23 Aug 2017 13:43:35 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3314/جمهوری-آذربایجان-خریدار-جدیدترین-سلاح-های-ساخت-روسیه