موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Mon, 23 Sep 2019 04:27:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Mon, 23 Sep 2019 04:27:26 GMT 60 حوزه های تحول در سیاست خارجی ازبکستان در دوره شوکت میرضیایف http://www.iras.ir/fa/doc/article/3865/حوزه-های-تحول-سیاست-خارجی-ازبکستان-دوره-شوکت-میرضیایف    با استقلال ازبکستان در 31 اوت سال 1991 میلادی، سیاست خارجی این کشور تازه استقلال‌یافته تحت تاثیر عوامل متعدد داخلی و خارجی قرار گرفت. شخصیت اقتدارگرای اسلام کریم­ اف که ریشه در سابقه طولانی سیاسی و اجرایی وی در دوران کمونیسم از جمله دبیر اولی حزب کمونیست ازبکستان[1]، مشکلات اقتصادی ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دوران گذار در جامعه پرجمعیت ازبکستان که تقریبا نیمی از جمعیت منطقه آسیای مرکزی را در خود جای داده بود، اسلام سیاسی و تهدید ساختار سکولار و غیر‌دموکراتیک ازبکستان، تهدید افراط‌گرایی دینی و تروریسم به ویژه از ناحیه حزب­ التحریر ازبکستان، جنگ داخلی در تاجیکستان که عملا ازبکستان را به یکی از طرف­ های جنگ تبدیل کرد و مسائل تاریخی، قومی و زبانی سمرقند و بخارا را بین دو کشور زنده ساخت، مسائل و مشکلات آبی ازبکستان به عنوان کشوری پایین­ دست با دو کشور تاجیکستان و قرقیزستان به عنوان کشورهای بالادست، رقابت­ها و چالش­های شخصی اسلام کریم ­اف با نورسلطان نظربایف[2]، رئیس جمهور قزاقستان برای رهبری منطقه آسیای مرکزی، تحولات داخلی افغانستان و حمایت آشکار دولت ازبکستان از ژنرال عبدالرشید دوستمِ[3]  ازبک در مقابل حمایت دولت تاجیکستان از احمد شاه مسعودِ تاجیک[4]، کوشش دولت ازبکستان برای جلوگیری از نفوذ روسیه به موازات توسعه مناسبات با چین و در نهایت چالش­­ های مداوم ازبکستان با جهان غرب در موضوعات حقوق بشر و دموکراسی از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار بر سیاست خارجی ازبکستان در دوران طولانی ریاست جمهوری اسلام کریم ­اف (1991 تا 2016) بود.         برآیند کلی این تحولات، رویکرد سینونسی، متغیر و بی ثبات ازبکستان در عرصه سیاست خارجی بود. عدم عضویت در پیمان امنیتی شانگهای (گروه شانگهای- پنج) در سال 1995، خروج ازبکستان از پیمان امنیت دسته جمعی و عضویت در پیمان امنیتی گوام در سال 1999، عضویت در سازمان همکاری شانگهای در سال 2001، واگذاری پایگاه نظامی خان­ آباد به نیروهای آمریکایی پس از حادثه 11 سپتامبر  2001 و حمله نظامی آمریکا به افغانستان، تعطیلی فعالیت پایگاه نظامی خان­ آباد در سال 2005 متعاقب حوادث اندیجان و انتقادات حقوق بشری آمریکا و اروپا، خروج ازبکستان از پیمان امنیتی گووام در 5 می 2005، عضویت ازبکستان در «جامعه اقتصادی اوراسیا»[5] به موازات بازگشت ازبکستان به پیمان امنیت دسته جمعی (پس از هفت سال) در ژانویه 2006 میلادی، خارج ­شدن ازبکستان از جامعه اقتصادی اروسیا در نوامبر 2008، مخالفت ازبکستان با تشکیل نیروهای واکنش سریع در سازمان امنیت دسته جمعی در فوریه سال 2009 میلادی، خارج شدن از پیمان امنیت دسته جمعی (برای دومین بار) در 28 ژوئن 2012 میلادی و کوشش مجدد در جهت بهبود مناسبات  با آمریکا و حتی اعطای مجدد پایگاه نظامی[6] از جمله موارد مهمی است که به روشنی گویای یک سیاست متغیر و بی­ ثبات در جهت­گیری کلان سیاست خارجی و دفاعی ازبکستان در دوره رهبری اسلام کریم ­اف است.    اما با درگذشت ناگهانی اسلام کریم­ اف در سپتامبر 2016 (شهریور 1395) و پیروزی از قبل پیش­بینی شده شوکت میرضیایف در انتخابات ریاست جمهوری ازبکستان در دسامبر ٢٠١٦ (آذر ١٣٩٥)، فضای جدید و نسبتا متفاوتی در عرصه سیاست داخلی و خارجی این کشور مهم آسیای مرکزی شکل گرفت و میرضیایف به پشتوانه تجربه سیزده ساله دوران نخست وزیری و حمایت ­های بیرونی به ویژه از ناحیه چین و روسیه توانست در عرصه داخلی جایگاه سیاسی خود را به صورت قابل توجهی تثبیت کند و برنامه اصلاحات اقتصادی مورد نظر خود را به مرحله اجرا دربیاورد. در عرصه سیاست خارجی، سیاست درهای باز[7] با رویکرد بهبود و توسعه مناسبات با کشورهای آسیای مرکزی و قدرت­ های پیرامونی و منطقه ­ای در دستور کار شوکت میرضیایف قرار گرفته است. اعلام برنامه­ های شوکت میرضیایف در حوزه سیاست خارجی با تاکید بر مواردی چون عدم دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، گسترش همکاری‌های عملی با تمام کشورهای خارجی و جامعه جهانی؛ عدم اجازه استفاده از خاک ازبکستان برای حمله به خاک کشوری ثالث؛  عدم اعزام نظامیان ازبک برای انجام عملیات نظامی در خارج از کشور؛ تحکیم بیش از پیش روابط دوستانه و همکاری­ های متقابل سودمند با تمام کشورها با اولویت­ دهی به کشورهای همسایه، حاکی از رویکرد جدید ازبکستان در عرصه سیاست خارجی بود. میرضیایف در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورك نیز تاکید کرد که اولویت دولت او برقراری همكاری با كشورهای آسیای مركزی در حوزه سیاست خارجی است و آمادگی خود برای هرگونه مصالحه را اعلام می كنم. این امر در عرصه عملی در رابطه با برخی از کشورها در منطقه آسیای مرکزی از نمود بیشتری برخوردار بود که سال ها سردی و تنش را در روابط با ازبکستانِ دوران اسلام کریم اف تجربه کرده بودند.     نخستین حوزه مهم تحول در سیاست خارجی جدید ازبکستان، تنش زدایی و بهبود مناسبات با جمهوری تاجیکستان بود. دیدار تاریخی شوکت میرضیایف از تاجیکستان در 9 مارس 2018 میلادی و سفر امام       علی­ رحمان به تاشکند در 17 اوت 2018 میلادی که نخستین دیدار رسمی رئیس جمهور تاجیکستان از ازبکستان پس از 17 سال به شمار می­ رفت فضای روابط دوشنبه و تاشکند را وارد مرحله جدید و متفاوتی نمود. برقراری مجدد خطوط هوایی و پرواز مستقیم برقراری نخستین پرواز مستقیم از دوشنبه به تاشکند در 20 فوریه 2017 و از تاشکند به دوشنبه در 11 آوریل 2017 میلادی، موضع ملایم ازبکستان در زمینه مسائل آبی از جمله شرکت حضور وزیر انرژی ازبکستان در مراسم افتتاح نخستین توربین نیروگاه سد راغون[8] در ١٦ نوامبر سال ٢٠١٧ میلادی (٢٥ آبان ١٣٩٧)، بازگشایی مرزهای زمینی و گذرگاه ­های مرزی و گمرگی دو کشور از جمله بازگشایی بیش از 9 گذرگاه مرزی بین دو کشور به ویژه گذرگاه مرزی «سرزم-جرتپه»[9] در شهر پنجکنت،[10] گذرگاه­ «اوچتورگان-کوشکِنت»[11]و «گذرگاه مرزی راه ­آهن «خاشدی- آموزنگ»[12] در مارس 2018 میلادی، حرکت اولین قطار باری از از ایستگاه تِرمذ در ولایت سرخان‌دریای ازبکستان به سمت ایستگاه خاشدی[13] در ناحیه شهر توس در ولایت ختلان تاجیکستان، برگزاری برنامه روزهای فرهنگ تاجیکستان در ازبکستان در فروردین 1397 که در پاسخ به برگزاری جشنواره روزهای فرهنگ ازبکستان در تاجیکستان در در 20 اردیبهشت 1396 صورت گرفت، گشایش نخستین خط اتوبوس‌رانی بین‌المللی در مسیر «تاشکند- خجند- تاشکند» مجوز سوار و پیاده‌کردن مسافر قطارهای مسافربری شرکت راه‌آهن تاجیکستان در شهرهای تِرمِذ، سمرقند و قرشی ازبکستان و انعقاد ده­ها موافقتنامه بین دو کشور در حوزه­های مختلف گویای وقوع تحولات جدیدی در مناسبات ازبکستان و تاجیکستان پس از به قدرت رسیدن قدرت رسیدن شوکت میرضیایف در سپتامبر 2016 میلادی است که بر فضای کلی منطقه آسیای مرکزی نیز بسیار تاثیرگذار بود.      دومین حوزه تحول قابل توجه، بهبود مناسبات ازبکستان با قرقیزستان بود که در دوره ریاست جمهوری شوکت میرضیایف، روند جدید و متفاوتی را تجربه کرد. سفر میرضیایف به بیشکک در سپتامبر 2017 میلادی، نخستین سفر رئیس جمهور ازبکستان به قرقیزستان پس از 17 سال بود. دو کشور طی کمتر از یک سال موفق به حل و فصل بخش مهمی از مشکلات مرزی، استفاده از منابع آب و همکاری­های نظامی شدند که در زمان ریاست جمهوری اسلام کریم­ اف غیر قابل تصور به نظر می­رسید.    سومین حوزه تحول در سیاست خارجی ازبکستان، بهبود مناسبات این کشور با قزاقستان بود. روابط تاشکند و نورسلطان (آستانه) که همواره تحت­ الشعاع اختلافات مختلف از جمله شخص اسلام کریم ­اف و نورسلطان نظربایف در رهبری منطقه آسیای مرکزی بود در دوران شوکت میرضیایف وارد مرحله جدید و متفاوتی شد و رهبران قزاقستان و ازبکستان دیدارهای مختلفی با یکدیگر داشته­ اند که قابل قیاس با شرایط گذشته نیست و نورسلطان نظربایف در دیدار با شوکت میرضیایف در شهر سمرقند، سال 2018 را «سال ازبکستان» نامید که با توجه به سابقه اختلافات دو کشور و رقابت ­های همیشگی بین شخص نظربایف و اسلام کریم­ اف، تحول متفاوت و شایان توجهی به شمار می­رود. قاسم ژومارت توکایف، رئیس‌جمهور جدید قزاقستان نیز پس از پیروزی در انتخابات توسعه مناسبات با همسایگان را یکی از اولویت‌های سیاست خارجی خود عنوان کرد که این امر روند توسعه مناسبات قزاقستان و ازبکستان را سرعت بیشتری بخشید. در این راستا، عسکر مامین، نخست‌وزیر قزاقستان در 2 تیر 1398 به تاشکند سفر کرد و اعلام نمود که قزاقستان متعهد به توسعه همکاری‌ها با ازبکستان در تمام حوزه‌ها است و مشارکت راهبردی که پیش از این میان نورسلطان و تاشکند طی سال‌های اخیر شکل گرفته است، تداوم خواهد یافت.   اما فراتر از آسیای مرکزی و در عرصه های منطقه ای و بین ­المللی نیز به موازات ایجاد ثبات در روابط ازبکستان با چین  و روسیه از جمله توافق میرضیایف و پوتین برای برگزاری رزمایش مشترک نظامی در خاک ازبکستان بود که پس از سال 2005 دیگر برگزار نشده بود، میرضیایف کوشید سطح مناسبات با ایران، ترکیه، اتحادیه اروپا، ایالات متحده آمریکا، هند و پاکستان را نیز توسعه دهد و از این طریق توازن بیشتری را در رویکرد کلان سیاست خارجی ازبکستان ایجاد کند. در این راستا بهبود نسبی مناسبات ازبکستان و ایران که با سفر عبدالعزیز کامل­اف؛ به تهران (مهر ١٣٩٦) و سفر محمدجواد ظریف به تاشکند (آبان ١٣٩٦) همراه بود، از جمله تحولات مهم سیاست خارجی نوین ازبکستان محسوب می­شود. با این وجود، تحول در مناسبات افغانستان با چند بازیگر بیش از سایر بازیگران شایان توجه بود.    نخستین حوزه مهم تحول، افزایش نقش و توجه ازبکستان به تحولات افغانستان بود. افتتاح کنسولگری افغانستان در شهر تِرمز جمهوری ازبکستان، مشارکت ازبکستان در طرح کریدور ترازیتی لاجورد، حمایت ازبکستان از طرح راه آهن حیرتان - مزارشریف - هرات به ایران و خطوط انتقال برق سرخان- پل خمری از جمله مهم ترین تحولات در روابط ازبکستان با افغانستان در دوره رهبری شوکت میرضیایف محسوب می شود.  اما بدون تردید مهم ترین تحول صورت گرفته، نقش و حضور فعال ازبکستان در مذاکرات با طالبان است که این کشور در آمریکا، روسیه، چین و قطر به یکی از طرف های اصلی مذاکره با طالبان تبدیل کرده است. افزایش حضور شبه‌نظامیان در ولایت‌های شمالی افغانستان باعث شده صلح و ثبات در این کشور برای تاشکند اهمیت بیشتری یابد. همچنین با افزایش فعالیت طالبان و گروه‌های تروریستی مانند داعش، یا افزایش شمار مخالفان مسلح چون داعش ازجمله در مناطق شمالی هم‌جوار مرز با آسیای مرکزی تهدیدی برای کشورهای منطقه و پیمان امنیت جمعی و ازبکستان است . در این بین رایزنی‌های امنیتی با توجه به تحولات افغانستان و تاثیر آن بر فضای امنیتی آسیای مرکزی منجر به بر ضرورت تقویت تعاملات نظامی و امنیتی میان کشورهای منطقه ، افزایش همکاری‌های اطلاعاتی و عملی ازبکستان با کشورهای «همسود» تشدید همکاری در حوزه مبارزه با تروریسم، مقابل با ناامنی های ناشی از تروریسم شده و تاشکند را مایل به حضور بیشتر در افغانستان و روند صلح این کشور کرده است. در جریان کنفرانس افغانستان در تاشکند، دولت ازبکستان با دعوت از همه کشورهای تأثیرگذار و برگزاری اجلاس مربوط به افغانستان، بر روند افغانستان آمادگی خود را برای کمک به امنیت افغانستان و برقراری صلح را به اثبات برساند. در این میان ازبکستان تلاش می‌کند به عنوان یک میانجی و میزبان برای شکل‌گیری گفت‌و‌گوهای میان طالبان و دولت افغانستان به درخواست کابل با طالبان در تماس باشد و زبان مشترکی میان حکومت افغانستان و طالبان پیدا کند. افغانستان برای سال ها از عرصه های سنتی چالش تاجیکستان و ازبکستان (با محوریت ربانی-احمدشاه مسعود و ژنرال دوستم) بود و لذا در شرایط جدید و با افزایش نقش ازبکستان در روند صلح در افغانستان، این امر می‌تواند جایگاه تاشکند را در بین ازبک های افغانستان ودولت این کشور بیش از گذشته تقویت کند.[14]    دومین حوزه مهم تحول، بهبود مناسبات ازبکستان با ترکیه است. بعد از انفجار سال 1999 در تاشکند، ازبکستان نظام سفر بدون روادید برای شهروندان ترکیه را لغو کرد که واکنش مقابله به مثل ترکیه را به دنبال داشت. هرچند سفر رجب طیب اردوغان در سال 2003 به ازبکستان تا حدودی از میزان سردی روابط دو کشور کاست، اما پس از وقوع شورش اندیجان در سال ٢٠٠٥ میلادی و انتقاداتی که در آن مقطع از سوی عبدالله گل و رجب طیب اردوغان در رابطه با سرکوب معترضان و نقض حقوق بشر مطرح شد، روابط تاشکند و آنکارا بیشتر سردی گرائید و ازبکستان از حضور شورای همکاری کشورهای ترک زبان خودداری کرد. با درگذشت اسلام کریم اف، این فضا تغییر کرد. اردوغان در 18 نوامبر 2016 ، دو ماه پس از درگذشت اسلام کریم اف و زمانی که شوکت میرضیایف کفیل ریاست جمهوری ازبکستان بود به سمرقند رفت و برای ادای احترام به اسلام کریم اف در مسجد خضر این شهر حضور یافت. بعد از این دیدار،  شوکت میرضیایف در اکتبر ٢٠١٧ میلادی به آنکارا سفر کرد که نخستین سفر رئیس جمهور ازبکستان به ترکیه پس از گذشت 20 سال بود. متعاقب این سفر، رجب طیب اردوغان در 11 اردیبهشت 1397 از ازبکستان دیدار کرد که طی آن 25 سند و توافقنامه اقتصادی بین دو کشور به ارزش سه میلیارد دلار به امضاء رسید، شورای عالی همکاری استراتژیک دو کشور به امضاء رسید و تصمیم ازبکستان برای پیوستن به شورای همکاری کشورهای ترک زبان مورد حمایت و استقبال رهبران ترکیه قرار گرفت.    سومین حوزه تحول، بهبود مناسبات ازبکستان و ایالات متحده آمریکا بود. پس از انتقاد دولت آمریکا از سرکوب معترضان در شورش اندیجان در سال 2005 که به تحریم رهبران و مقامات ارشد ازبکستان از سوی جهان غرب و تعطیلی پایگاه نظامی خان آباد منجر شد، روابط تاشکند و واشنگتن به سردی گرایید. با درگذشت اسلام کریم اف این شرایط تغییر کرد. سفر رسمی شوکت میرضیایف به آمریکا در ١٥ می ٢٠١٨ (٢٥ اردیبهشت ١٣٩٧) و دیدار با دونالد ترامپ (پس از گذشت 16 سال از دیدار اسلام کریم ­اف و جرج بوش پسر) گویای ورود دو کشور به مرحله جدیدی از روابط بود. هر چند این دیدار نخستین مواجهه روسای جمهور دو کشور نبود. در حاشیه اجلاس مشترک سران کشورهای اسلامی و آمریکا که در ٣٥ می ٢٠١٧ در ریاض عربستان سعودی برگزار شده بود، گفتگوی کوتاهی بین ترامپ و میرضیایف صورت گرفت که در آن رئیس جمهور ازبکستان از انجام اصلاحات گسترده اقتصادی در داخل کشور و علاقه مندی به توسعه مناسبات تجارت خارجی صحبت نمود که ظاهراً مورد توجه ترامپ نیز قرار گرفته است و این دیدار کوتاه مقدمه ای بر دیدار رسمی اخیر میرضیایف از واشنگتن شده است. تنها چند روز مانده به این دیدار، مقامات قضایی ازبکستان اقدام به آزادی فحریدین تیلایف،[15] از فعالان حقوق بشر در ١٢ می ٢٠١٨ نمودند که بیش از چهار سال در زندان بود. بسیاری از ناظران، این اقدام را نوعی چراغ سبز به آمریکا با هدف کاهش منتقدین توسعه مناسبات آمریکا با ازبکستان تلقی می کنند. در جریان سفر جان کری به سمرقند در نوامبر ٢٠١٥ نیز موضوع آزادی زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر از زندان های ازبکستان دوران اسلام کریم اف مطرح شده بود؛ اما در آن مقطع اتفاق خاصی در این زمینه روی نداده بود.  میرضیایف که بیش از ١٣ سال نخست وزیری ازبکستان را در دوره کریم اف تجربه کرده است، در حوزه اقتصادی مخالف حضور نیروهای امنیتی در عرصه فعالیت های اقتصادی است که نمونه بارز آن حذف رستم عنایت اف، رئیس قدرتمند و باسابقه سازمان امنیت ملی ازبکستان در ابتدای سال ٢٠١٨ میلادی بود. میرضیایف مدافع تجارت آزاد و لیبرال و حمایت از صنایع کوچک، تقویت دیپلماسی اقتصادی و جذب سرمایه گذاری خارجی است و در همین راستا، با جدیت در صدد عضویت کامل ازبکستان در سازمان تجارت جهانی است که این موضوع در دیدار با رئیس جمهور آمریکا مطرح شد و ترامپ نیز قول مساعد را در این زمینه به رئیس جمهور ازبکستان داد. به همین دلیل، موضوعات اقتصادی و تجاری در کانون مذاکرات رهبران دو کشور قرار داشت و ترامپ و میرضیایف در مورد گسترش بیش از پیش همکاری‌های متقابل در زمینه‌ های کشاورزی، انرژی، شیمی، مالی، گردشگری، صنایع نساجی، بهداشت و فن‌آوری ‌های دیجیتالی به توافق رسیدند و بین شرکت‌های اقتصادی و تجاری ازبکستان و آمریکا بیش از 20 قرارداد به ارزش 4 میلیارد و 800 میلیون دلار به امضا رسید. اهمیت این قراردادهای اقتصادی از آن جهت است که حجم مبادلات اقتصادی و تجاری ازبکستان و آمریکا بسیار پایین است و ایالات متحده جایگاهی در بین شرکای اصلی تجارت خارجی ازبکستان ندارد. ازبکستان در سال ٢٠١٦ میلادی، در جایگاه ١٠٨ صادرکنندگان محصولات به آمریکا و ١٥٠ واردات از این کشور قرار داشته است. ضمن آن که میزان صادرات آمریکا به ازبکستان در سال ٢٠١٦ معادل ٣١٨ میلیون دلار و حجم واردات آمریکا از ازبکستان نیز تنها ٣١ میلیون دلار بوده است. بنابراین با توجه به رویکردهای تجاری و اقتصادی دونالد ترامپ و شوکت میرضیایف و انعقاد قراردادهای اخیر می توان انتظار بهبود نسبی حجم مبادلات دو کشور را داشت. هرچند، مسائل اداری، بانکی، بیمه، حمل و نقل و مقررات گمرگی همچنان از چالش ها و موانع توسعه مناسبات تجاری و اقتصادی ازبکستان و آمریکا محسوب  می شوند که چالشی جدی برای شوکت میرضیایف به شمار می رود که رویای الحاق کامل ازبکستان به سازمان تجارت جهانی را در سر دارد.    در نهایت چهارمین تحول مهم در سیاست خارجی ازبکستان، بهبود شایان توجه مناسبات این کشور با فرانسه است. سفر میرضیایف به فرانسه در 15 اکتبر 2018 که به انعقاد قرارادهای متعدد اقتصادی از جمله لغو ویزای سفر شهروندان فرانسوی به ازبکستان منجر شد، نقطه عطف روابط تاشکند و پاریس در دوره جدید بود. فرانسه نخستین کشور اروپایی بود که میرضیایف از آن دیدار می کرد. اما چرا فرانسه برای اولین سفر رئیس جمهور به اروپا انتخاب شد؟ ولادیمیر پارامونوف، از کارشناسان ازبک معتقد است که با توجه به نقش بالای فرانسه در اتحادیه اروپا، این دیدار بیشتر جنبه سیاسی و شناختی داشته است. به نظر می‌رسد که این سفر بیشتر مرتبط با بررسی واکنش کشورهای پیشرو اروپایی به اصلاحات در ازبکستان و کاوش برای زمینه‌های همکاری بیشتر بوده است.[16] به هر ترتیب، میرضیایف در این سفر با رئیس جمهور فرانسه، مقامات مجلس، نمایندگان شركت های بزرگ و نهادهای مالی فرانسه دیدار و گفت‌وگو كرد و بیش از 10 سند بین دولتی و بین اداری از جمله قراردادهای همكاری در زمینه‌های اقتصادی و مالی، حمل و نقلی، گردشگری، محیط زیستی، فرهنگی و هنری، برنامه همكاری بین سازمان‌های امور خارجه به امضا رسید. لغو یک طرفه ویزا برای شهروندان فرانسوی از جمله توافقات مهم این سفر بود که می تواند تاثیر مثبتی را در ورود گردشگران و سرمایه گذاران فرانسوی به ازبکستان داشته باشد.    مجموع تحولات یاد شده به روشنی گویای تحولات جدیدی است که در سیاست خارجی ازبکستان پس از درگذشت ناگهانی اسلام کریم­ اف و به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف روی داده است و این تحولات تنها در لفظ و بر روی کاغذ باقی نمانده است و در حوزه های مختلف جنبه عملی و عملیاتی به خود گرفته است. به نظر می رسد ازبکستان برای حل مشکلات اقتصادی بیش از 30 میلیون نفر که بخش مهمی از آن را جوانان فارغ التحصیل و جویای کار تشکیل می دهد، به صورت جدی مسیر تعامل و همکاری با همسایگان و قدرت های بزرگ را در پیش گرفته است. این امر ظرفیت مناسبی را برای توسعه مناسبات ایران و ازبکستان فراهم نموده است. روابط ایران و ازبکستان در دوران اسلام کریم ­اف به دلیل سوء­ظن و بدبینی­ هایی که در رابطه با روابط نزدیک ایران و تاجیکستان، حمایت ایران از تاجیکان سمرقند و بخارا و توسعه تشیع و اسلام سیاسی وجود داشت، سطح مطلوب و بالایی را تجربه نکرد. اما پس از درگذشت اسلام کریم ­اف، شاهد بهبود نسبی در مناسبات دو کشور هستیم که دیدار دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری با شوکت میر ضیایف، رئیس جمهور ازبکستان در حاشیه نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی در قزاقستان (19 شهریور 1396)، سفر عبدالعزیز کامل­اف؛ وزیر خارجه ازبکستان به تهران (مهر ١٣٩٦)، سفر دکتر محمدجواد ظریف به تاشکند (آبان ١٣٩٦) و فعال­شدن کمیسیون اقتصادی مشترک دو کشور از جمله تحولات مثبتی است که در روابط تهران و تاشکند روی داده است. با این وجود، دیدار متقابل روسای جمهور دو کشور در تهران و تاشکند که بیش از دو دهه از آن می­گذرد، از جمله ضرورت­هایی است که در شرایط کنونی باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد. لذا برنامه­ ریزی در جهت برگزاری هر چه سریع­تر این دیدار ضرورت دارد و با توجه به تحرکات دیپلماتیک رقبای منطقه­ ای ایران از جمله ترکیه و نیز اروپا و آمریکا در توسعه مناسبات با دولت ازبکستان، تاخیر بیشتر در این زمینه به مصلحت سیاست خارجی و منافع ملی کشورمان نخواهد بود.       2 . اسلام کریم­اف در 30 ژانویه 1930 میلادی در سمرقند متولد شد و بیش از شش دهه (تا سن 61 سالگی در سال 1991)  از زندگی فردی و اجتماعی خود را در محیط فکری و سیاسی اقتداگرای اتحاد جماهیر شوروی گذراند. عضویت و سپس دبیر اولی حزب کمونیست در ازبکستان در سال 1989 بر نهادینه­شدن تفکر اقتدارگرایانه در اسلام کریم­اف نقش به سزایی ایفا نمود. با چنین پیش زمینه فکری و تجربه سیاسی، کریم­اف به مانند دیگر دبیران اول جمهوری­های سابق شوروی نظیر نظربایف، نیازاف، شورادنادزه و... رهبری سیاسی کشور تازه به استقلال رسیده را در قامت رئیس جمهور بر عهده گرفت و بر پایه همان تفکرات به اداره و مدیریت ازبکستان در حوزه داخلی و خارجی پرداخت. [2]. Nursultan Nazarbayev [3]. Abdul Rashid Dostum [4]. Ahmad Shah Massoud 6.. Eurasian Economic Cooperation 2. با بروز مشکلات بین آمریکا و قرقیزستان بر سر تمدید اجاره پایگاه نظامی مناس و انعقاد «توافقنامه مشارکت استراتژیک میان آمریکا و افغانستان»  و خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان تا سال 2014 موجب تشدید رویکرد واگرایانه تاشکند شد و رئیس جمهور ازبکستان، را بر آن داشت تا مجددا به سمت آمریکایی ها روی بیاورد و در همین راستا برای دومین بار از پیمان امنیت دسته جمعی خارج شود. [7] . Open Door Policy [8]. Rogun Hydropower Plant [9]. Sarazm-Dajartep [10]. Panjkent [11]. Qushkent- Uchturgan [12]. Khoshadi- Amuzang [13]. Khoshadi [14] . حضور پررنگ ازبکستان در صلح افغانستان: یافتن زبانی مشترک برای صلح، اینترنشنال، 28 آبان 1397. [15] . Fahriddin Tillaev [16] . چشم انداز روابط همکاری ازبکستان با فرانسه و اتحادیه اروپا از نگاه کارشناس ازبک، خبرگزاری تسنیم، 10 شهریور 1397. ]]> آسیای مرکزی Sat, 14 Sep 2019 07:30:17 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3865/حوزه-های-تحول-سیاست-خارجی-ازبکستان-دوره-شوکت-میرضیایف ابتکار روسی برای خلیج فارسی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3864/ابتکار-روسی-خلیج-فارسی پس از حدود سه دهه حاشیه ‌نشینی و دور بودن از متن رویدادهای استراتژیک در منطقه خلیج فارس، به نظر می‌رسد که رهبران روسیه با پیشنهاد طرح نظام امنیت جمعی در خلیج فارس بار دیگر به دنبال نقش‌آفرینی فعالانه در این منطقه هستند. با درس گرفتن از بحران سوریه ظاهرا این بار روسها علاقه‌ای ندارند که پس از وخیم شدن شرایط  به دنبال راه حل باشند. طرح روسیه برای ایجاد نظام امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس فارغ از آن که تا چه اندازه قابلیت عملیاتی شدن داشته باشد، حکایت از جدیت و فوریت دغدغه‌ها و نگرانی‌های رهبران روسیه در مورد شرایط امنیتی در منطقه خلیج فارس دارد. هرچند برخی از تحلیلگران پیشنهاد روسیه را به سرعت به کلیشه علاقمندی تاریخی روسها برای حضور در خلیج فارس پیوند زدند، اما ارائه این طرح از نظر تاثیری که بر معادلات قدرت در منطقه می‌گذارد حایز اهمیت است. در سندی که وزارت خارجه روسیه برای تشریح وضعیت و ابعاد طرح پیشنهادی خود ارائه کرده است، چند نکته محوری قابل تاکید است؛ - اول اینکه به شکل قابل انتظار و قابل درکی مهمترین تهدید ناشی از هرگونه بروز درگیری و ناامنی در منطقه خطر قدرت‌یابی مجدد گروههای تروریستی معرفی شده است. برای روسیه در شرایط موجود تهدید تروریسم در منطقه در صدر تهدیدات امنیتی قرار دارد و مقابله با آن اولویت نخست روسیه است. این سند با اشاره به این موضوع که شبکه اصلی تروریسم فراملی در مجاورت منطقه خلیج فارس شکل گرفته است، همه نیروهای علاقمند به حذف این کانون‌های تروریستی را به ایجاد یک ائتلاف واحد دعوت می‌کند. - دوم اینکه در این طرح در راستای رویکرد محوری سیاست خارجی روسیه به تحولات خاورمیانه، تمامی بحرانهای موجود در منطقه، از مسئله فلسطین و اسرائیل و مسئله سوریه گرفته تا تنش میان ایران و آمریکا و مسئله یمن، را موضوعاتی به هم‌پیوسته و مرتبط می‌داند و به همین دلیل طرح روسیه در نهایت به دنبال ایجاد چارچوبی است که تمامی این موضوعات در آن قابل طرح و قابل حل و فصل باشند؛ البته از منظری عمل‌گرایانه روس‌ها موضوع فلسطین و اسرائیل را امری می‌دانند که در درازمدت امیدوار هستند این ساختار بتواند به حل و فصل آن کمک کند. - سوم اینکه به لحاظ کارکردی و روشی پیشنهاد روسیه مبتنی بر سه اصل چندجانبه‌گرایی، حرکت گام به گام و محوریت حقوق بین‌الملل است. از نظر روسیه موفقیت نظام امنیت جمعی در خلیج فارس مستلزم مشارکت همه طرف‌های ذی‌نفع در فرایند اتخاذ و اجرای تصمیم‌ها و همچنین حرکت از مشکلات حادتر به سمت سایر مشکلات است. بر اساس این سند حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل مهمترین و یا تنها منابعی هستند که با ارجاع به آنها می‌توان به کاهش تنش‌های موجود کمک کرد. - چهارم اینکه روسیه در این طرح به دنبال ایجاد ساختاری شبیه ساختار سازمان کنفرانس امنیت و همکاری در اروپاست. چنین ساختاری الزاما مستلزم رویکردهای همسو میان کشورهای عضو نیست. کشورها با جهت‌گیری‌های متفاوت و یا حتی متعارض برای کاهش سطح تنش‌ها می‌توانند در این چارچوب امکانی برای گفتگو و رفع سو تفاهم‌های احتمالی پیدا کنند. - پنجم اینکه در سطح عملیاتی این طرح پایبندی تمامی کشورهای منطقه به تعهدات بین‌المللی همچون عدم توسل به زور و یا تهدید به توسل به زور و تعهدات متقابل در جهت گفتگو در خصوص دکترین‌های نظامی، تماس‌های منطقه‌ای وزرای دفاع، اطلاع‌رسانی  و تبادل ناظر در مانورهای نظامی و مهمتر از همه امتناع از استقرار دائم نیروهای نظامی کشورهای خارج ار منطقه و تبادل اطلاعات در مورد خریدهای تسلیحاتی و امضای توافقنامه در مورد کاهش تسلیحات و ایجاد مناطق کاهش تنش را پیشنهاد می‌کند. با وجود اینکه روس‌ها تمام تلاش خود را (از ارائه مکتوب و مفصل طرح گرفته تا برگزاری نشست و کنفرانس مطبوعاتی) به خرج دادند تا جدی بودن این پیشنهاد را به نمایش بگذارند، اما واکنش‌ها به پیشنهاد روسیه همان‌گونه که انتظار می‌رفت در سطح منطقه‌ای و جهانی چندان مشتاقانه و پرشور نبود. فقط چینی‌ها به دلیل نزدیکی اهداف و مواضعشان با روسیه از این طرح حمایت آشکارتری داشتند. حتی جمهوری اسلامی ایران به عنوان نزدیکترین همکار روسیه در منطقه تاکنون در حمایت از این پیشنهاد از تعارفات دیپلماتیک فراتر نرفته است. با این حال این بازخوردها به هیچ وجه معیار و ملاکی برای ارزیابی میزان حمایت از این پیشنهاد و یا موفقیت و تاثیرگذاری احتمالی آن در آینده نیست. مسائل واقعی‌تر و جدی‌تر زمانی بروز می‌کنند که تاثیر این طرح بر معادلات قدرت مورد ارزیابی قرار گیرد‌. از این منظر برای روس‌ها شاید نفس ارایه طرح و نه الزاما عملیاتی شدن آن حائز اهمیت بوده است. در شرایطی که آمریکایی‌ها با قدرت به دنبال ائتلاف سازی خطرناک برای تغییر موازنه قدرت در منطقه هستند، روسها از حق انتخاب زیادی برای تلاش در جهت تاثیرگذاری بر شرایط موجود برخوردار نیستند. روسیه نه مانند امریکا توانایی ایجاد ائتلاف سازی در منطقه را دارد و نه می‌توانند به انتظار بنشیند تا آمریکایی‌ها بازی خطرناک خود را به پیش ببرند. روس‌ها با درک این موضوع که آغاز هر گونه درگیری میان جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ایالات متحده امریکا از سوی دیگر عملا نه تنها فصل تازه‌ای از گسترش ناامنی (و بالتبع گسترش تروریسم و افراط گرایی) را در منطقه رقم می‌زند، بلکه ممکن است به تغییر ژئوپلیتیک و موازنه قدرت در منطقه منجر شود، از طریق ارائه این پیشنهاد به دنبال شکستن فضای دوقطبی موجود هستند. طرح روسیه هم پیامی برای آمریکایی‌هاست مبنی بر اینکه اجازه نخواهند داد امریکا بی‌محابا به تشدید تنش در منطقه بپردازد و هم احتمالا دریچه‌ای برای حضور فعال‌تر در تحولات منطقه است. این موضوع دوم البته آن‌گونه که برخی از تحلیل‌گران علاقمند هستند آن را برجسته کنند، به معنای زمینه‌سازی برای تحقق رویای تاریخی آنها برای حضور در خلیج فارس نیست. روسیه حداقل تا آینده قابل پیش‌بینی نه از توانمندی و ظرفیت مداخله‌گری نظامی در خلیج فارس برخوردار است و نه دلیل و انگیزه‌ای برای این کار دارد. روس‌ها فقط نمی‌خواهند به دلیل انفعال و بی‌تحرکی آنها امریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در خلیج فارس دست به اقداماتی بزنند که به گسترش ناامنی در منطقه منجر شده و یا موازنه قدرت موجود در منطقه را با تغییرات اساسی مواجه کند. روسیه به دنبال بیرون کردن امریکا از منطقه و احیاناً پر کردن جای خالی این کشور نیست، زیرا فاقد قدرت لازم برای چنین کاری است. به همین دلیل امر مطلوب برای روسیه عدم حضور هر نیروی نظامی فرامنطقه‌ای در خلیج فارس است؛ موضوعی که به صراحت در طرح پیشنهادی بر آن تأکید شده است. روس‌ها هنوز اهداف بلندپروازانه و جاه‌طلبانه‌ای در منطقه ندارند و بعید به نظر می‌رسد که حتی تا آینده میان‌مدت به توانمندی لازم برای دنبال کردن چنین اهدافی دسترسی داشته باشند. در حال حاضر تنها ابزار روس‌ها برای تأثیرگذاری بر شرایط منطقه عمومی خلیج فارس ابزار دیپلماسی است که تلاش می‌کنند به خوبی از آن بهره ببرند. برای جمهوری اسلامی ایران طرح روسیه علی‌العموم متضمن پیشنهادهای نامطلوبی نیست و حتی می‌توان گفت عملیاتی شدن آن حداقل در منطقه خلیج فارس شرایط بهتری را می‌تواند برای ایران رقم بزند، اما به چند دلیل جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند و نباید نقش حامی اصلی این طرح را در منطقه ایفا کند؛ - اول اینکه برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که بیشترین ساحل را در خلیج فارس دارد و به عنوان بزرگترین قدرت منطقه، به لحاظ پرستیژی امر مطلوب و قابل قبولی نیست که امنیت خود را در چارچوب طرح یک قدرت فرامنطقه‌ای تعریف کند. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه خود را صاحب طرح و ایده می‌داند و در وهله نخست باید بر طرح مورد نظر خود تأکید کند. حتی از نظر افکار عمومی داخلی نیز دنباله‌روی از روسیه در این چارچوب موضوع قابل قبولی نیست. - دوم اینکه طرح روسیه دارای اهداف گسترش‌طلبانه‌ای است که به حوزه خلیج فارس محدود نمی‌شود و به نظر می‌رسد که در بلندمدت نیم‌نگاهی به حل و فصل سایر بحران‌های خاورمیانه دارد. در این چارچوب حتی اگر نگاه و طرح ایران و روسیه برای امنیت در خلیج فارس مشابه و نزدیک با یکدیگر باشد، الزاماً این رویکرد مشابه ممکن است به سایر موضوعات و مشکلات امنیتی در خاورمیانه یا غرب آسیا از جمله موضوع فلسطین و یا حتی یمن قابل تسری نباشد. - و سوم اینکه مسائل امنیتی جمهوری اسلامی ایران برخلاف اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل وسعت جغرافیایی تنها به این حوزه محدود نمی‌شود. به همین دلیل ایران نمی‌تواند به خاطر امنیت در خلیج فارس تعهداتی را بپذیرد که امنیت کشور را در سایر موضوعات و حوزه‌های راهبردی دچار مشکل نماید. در نهایت این نکته قابل ذکر است که با توجه به فضای رقابتی میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی و همچنین مداخله امریکا به نفع عربستان، ایجاد ساز و کارها و یا چارچوب‌های منطقه‌ای با حضور همه کشورهای ذی‌نفع و برخی قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند روسیه و چین، مسیری کم هزینه‌تر و سهل‌الوصول‌تر برای کاهش تنش‌ها، مدیریت بحران‌ها و تضمین امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است. روابط دوستانه روسیه با اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس و عضویت این کشور در شورای امنیت سازمان ملل ظرفیت ارزشمندی است که جمهوری اسلامی ایران می‌تواند از آن در راستای تأمین امنیت و منافع ملی خود استفاده کند. به همین دلیل دستگاه دیپلماسی باید درخصوص طرح روسیه به گونه‌ای عمل کند طرح ایران و طرح روسیه در یک رابطه هم‌تکمیلی قرار بگیرند.        ]]> همسایگان اوراسیا Sat, 07 Sep 2019 18:11:47 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3864/ابتکار-روسی-خلیج-فارسی همایش اقتصادی شرقی 2019 http://www.iras.ir/fa/doc/report/3863/همایش-اقتصادی-شرقی-2019 مقدمه همایش اقتصادی شرقی سال 2019 پنجمین همایش از این قبیل است. همایش امسال روزهای 4 تا 6 سپتامبر در ولادیواستوک، مرکز سرزمین پریموریه، در خاور دور روسيه برگزار مي‌شود. هدف همایش تشویق سرمایه گذاری‌های خارجی در خاور دور روسيه و توسعه همکاری اقتصادی با منطقه آسیا اقیانوسیه است. در همایش همچنین امور مهم داخلی مربوط به منطقه خاور دور بررسی مي‌شود. این همایش بر اساس فرمان رئیس‌جمهور روسیه مورخ 19 می 2015 دایر شده است.  همایش سال گذشته در 11 تا 13 سپتامبر در جزیره "روسکی" برگزار شد. طی آن 220 موافقتنامه به مبلغ کل 3 تریلیون و 108 میلیارد روبل امضا شد[1]. لازم به ذکر است قراردادهای امضا شده استثنائاً به خاور دور ارتباط ندارد بلکه معامله‌هایی مانند تأسیس شرکت بزرگ در بخش اینترنت یا فروش هواپیماهای سوخوی سوپرجت 100 به شرکت "ارفلوت" هم بین آنها بوده است. یوری تروتنف (Yuri Trutnev) معاون امور خاور دور نخست وزیر و نماینده مختار رئیس جمهور در حوزه فدرال خاور دور در سخنرانی خود در همایش امسال اعلام نمود[2] در منطقه اقتصاد نو ایجاد مي‌شود. طی 5 سال گذشته از لحظه تأسیس همایش و اعلام توسعه خاور دور به عنوان اولویت ملی، در خاور دور 20 حوزه توسعه پیشتاز و 5 بندر آزاد به وجود آمده است. در نتیجه اجرای بیش از 1780 پروژه در بخش سرمایه گذاری به مبلغ 3,8 تریلیون روبل آغاز شده است. 17 کشور جهان مانند چین، پایگاه نظامی، کره جنوبی در فضای سرمایه گذاری خاور دور فعال هستند. 32% سرمایه گذاری‌های مستقیم خارجی در روسيه از سال 2014 تاکنون به خاور دور اختصاص داده شده است. سرعت رشد اقتصاد حوزه فدرال خاور دور بیش از 4% می‌باشد. این رقم دو برابر بیش از میانگین نمودار روسيه می‌باشد. ولی باید این رقم را به 6% رساند و همچنین باید فهمید چه باید کرد که کیفیت زندگی در خاور دور تا میانگین سطح زندگی در روسيه رشد کند. وقایع اصلی همایش امسال در 5 سپتامبر رخ می‌دهد.   همایش اقتصادی شرقی 2019 میخاییل کوروستیکوف (Mikhail Korostikov) کارشناس شورای روابط بین‌الملل روسيه در مقاله خود در آستانه آغاز اجلاس نوشت ویژگی اصلی اجلاس امسال حضور "فنی" هیئت چینی و گسترش محسوس دستور کار آسیایی همایش است. این همایش بطور سنتی یک انجمن روسی چینی تلقی مي‌شد و مذاکرات روسيه با کشورهای آسیایی در آن جای دوم و بررسی امور آسیا جای سوم را احراز می‌کند. ولی امروز بند دوم در جای اول قرار گرفته و چین به جای سوم منتقل شده است[3]. هرچند سهم چین در بخش تجاری دستور کار خیلی گسترده‌تر از این بوده و بزرگترین قراردادها با چینی‌ها امضا مي‌شود ولی امسال نارندرا مودی نخست وزیر هند مهمان اصلی این همایش خواهد بود. انتظار می‌رود هندی‌ها قراردادهایی از جمله در مورد استخراج زغال سنگ در خاور دور و ساخت کارخانه بهره وری جنگل در بایکال امضا کنند. نارندرا مودی در مصاحبه با روزنامه روسيسکايا گازتا اعلام نمود "همایش به ملاقات و تبادل نظر صرف محدود نمی‌شود. ما 6 ماه برای شرکت در آن آماده می‌شدیم. هیئت بزرگی از خاور دور مهمان ما شده بود. وزرای اصلی ایالات ما، وزرای دولت، تجار به خاور دور سفر کردند. حالا من سفر می‌کنم. اطمینان دارم این دیدار جهت جدید، انرژی جدید و سرعت جدیدی به روابط دو کشور خواهد داد"[4]. نخست وزیر هند بطور اخص از امکان اعزام کارگران هندی به خاور دور حرف زد که می‌تواند به توسعه این منطقه کم جمعیت کمک کند. ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه تقریباً تمام اولین روز همایش با نخست وزیر هند همراهی می‌کرد. پوتین و مودی ابتدا سوار کشتی شده و به محل ساختمان کارخانه کشتی سازی "ستاره" رفتند. توجه به این کارخانه وقتی مفهوم مي‌شود که به یاد آید روسيه سعی دارد زیردریایی هسته‌ای به قیمت بیش از 3 میلیارد دلار را به هند بفروشد، ولی تاکنون نتوانسته از عهده آن برآید. به دنبال بازدید از کارخانه آینده و بطور اخص زیردریایی واقع در محل، سران دو کشور روانه شهرک دانشگاه خاور دور شده و آنجا مذاکره کردند. پس از این مراسم، نخست وزیر هند و رئیس‌جمهور روسیه از نمایشگاه "خیابان خاور دور" بازدید به عمل آوردند. و در این محل هم رئیس‌جمهور روسيه غافل نمانده و سعی داشت بالگردهای روسی را به مهمان هندی بفروشد، ولی جواب مثبت معینی از نارندرا مودی شنیده نشد. مراسم شام هم، چون بالگردها، از طرف نخست وزیر هند (که گیاهخوار است) قبول نشد. روزنامه کمرسانت نتیجه‌گیری می‌کند که با هندی‌ها نه تنها در مورد بالگردها بلکه حتی در مورد صورت غذا توافق حاصل نشد[5]. برغم نتایج ناچیز، روزنامه نزاويسيمايا گازتا بر اساس دادن جایزه "آندری حواری اول" به نخست وزیر هند نتیجه‌گیری می‌کند که روسيه سعی دارد روابط با هند، کشور بزرگ دارای نقش فزاینده در سیاست و اقتصاد جهانی را به سطح بالاتری ارتقاء دهد و اعتراف می‌کند این مأموریت، با توجه به تلاش آمریکا برای جلب هند به مدار خود، کار سهلی نیست. در حال حاضر چین بین کشورهای سرمایه گذاری کننده در خاور دور جای اول را احراز می‌کند. 70 درصد سرمایه گذاری در منطقه از طرف چین انجام مي‌شود. ولی سازمان دهندگان همایش اقتصادی شرقی امسال سعی داشتند آن را به سوی دیگر کشورهای آسیایی، در وهله اول هند، گردش دهند[6]. طبق گزارش سایت کرملین، رئیس‌جمهور روسیه همچنین در چارچوب همایش اقتصادی شرقی با معاون نخست وزیر چین، نخست وزیران ژاپن و مالزی ملاقات داشت. طی ملاقات با مقام چینی، پوتین به ماهیت ویژه روابط دو کشور اشاره نمود. حجم بزرگ روابط دو کشور در حوزه‌های حساس و فوق العاده مهم ماهیت استراتژیک این روابط را تأیید می‌کند. دو کشور همچنین برای تقویت نهادهای بين‌المللي و سامانه‌های امنیتی، در بخش نظامی همکاری کرده و مواضع خود در صحنه بين‌المللي را هماهنگ می‌کنند. مقام چینی بنوبه خود به رشد صادرات محصولات کشاورزی روسيه به چین و بطور اخص سویا اشاره نمود[7]. طبق معمول نخست وزیر سیندزو آبه نماینده ژاپن در همایش اقتصادی شرقی بود. و طبق معمول همکاری اقتصادی و قرارداد صلح طی دیدار وی بررسی شد. صاحبنظران از ملاقات غیر علنی ریاست شرکت نفتی "روس‌نفت" با بزرگترین شرکت‌های ژاپنی بزرگترین انتظارها را دارند. پوتین طی ملاقات با نخست وزیر ژاپن اعلام نمود بسیاری از ابتکارات طرفین تحقق می‌یابد و روابط دوجانبه باثبات بوده و به شکل پویا پیش می‌رود. پوتین بطور اخص به هیئت بزرگ ژاپنی – بیش از 500 مقام و تاجر – اشاره کرد. سیندزو آبه از پوتین بخاطر کمک به برگزاری موفق اجلاس سران بیست‌گانه در اوساکا قدردانی کرد. آبه بین توافقات اجرا شونده از توافق بازدید ساکنان اسبق جزایر کوریل از قبرستان‌ها در این جزایر و اجرای پروژه‌های بزرگ اقتصادی سخن راند[8]. هیئت آسیای جنوب شرقی در همایش امسال بطور غیرمنتظره بزرگ است. از جمله نخست وزیر مالزی به روسيه سفر می‌کند اما سنگاپور در سطح معاون نخست وزیر حضور یافت. ولی دیدار نخست وزیر مالزی از منطقه ماهیت اولیه دارد در حالی که سنگاپور برای امضای موافقتنامه حوزه بازرگانی آزاد با اتحاد اقتصادی اورآسیا آماده مي‌شود که انتظار می‌رود اول اکتبر در پایتخت ارمنستان امضا شود. این وقایع توضیح مشخصی دارد: همایش اقتصادی شرقی گسترش می‌یابد و همه برای آن جالب هستند. لئونید پتوخوف مدیر "آژانس جلب سرمایه گذاری" می‌گوید طی 5 سال گذشته مأموریت ایجاد حوزه سرمایه گذاری جذاب در خاور دور بطور کلی حل شده و اینک وقت آن است که "مراکز رشد اقتصادی" در آن به وجود آید. وی می‌گوید "مأموریت ما این است که خروج مردم از منطقه را متوقف کنیم. باید کاری کنیم که مردم وارد این منطقه شوند". بنظر ایوان زوینکو کارمند علمی مرکز تحقیقات آسیا اقیانوسیه در انستیتوی تاریخ، باستان شناسی و قوم شناسی فرهنگستان علوم روسيه می‌گوید طی 5 سال فعالیت همایش "سه جهش بزرگ" رخ داده است: تعداد گردشگران چینی در منطقه و تقاضای تولیدات صنایع خوراکی و بخش کشاورزی روسيه بطور محسوس رشد کرده است. بنظر کووروستیکوف، ماهیت "غیرچینی" همایش می‌تواند حاکی از تلاش روسيه برای نمایش دستور کار مستقل خود در آسیا اقیانوسیه، به عنوان جایگزینی برای "یک کمربند - یک راه" چین، باشد. امکان دارد این اوضاع نشانه دور شدن نمایشی روسيه و چین از یکدیگر به منظور درک واکنش طرف مقابل و واکنش‌های بين‌المللي است. بر اساس نتایج همایش اقتصادی شرقی مي‌شود در مورد فایده امر برای هر کدام از طرفین نتیجه‌گیری کرد. ولی البته گردش از چین به سوی دیگر کشورهای آسیایی کار سهلی نخواهد بود. هیئت چینی در همایش اقتصادی شرقی طبق معمول یکی از بزرگترین هیئت‌ها بود. روزنامه دولتی روسيسکايا گازتا از این نقل می‌کند که امسال دو کشور ساخت دو پل روی رودخانه آمور را به پایان رساندند و صادرات محصولات کشاورزی روسيه به چین بطور چشمگیری رشد کرده است. به گفته نماینده تجاری روسيه در چین، صادرات سویا از روسيه به چین به یک میلیون تن نزدیک شده و او انتظار دارد این رقم طی چند سال آینده تا 4 برابر رشد کند. علت اصلی این رشد اختلاف تجاری چین با آمریکا است. روسيه همچنین صدور گوشت مرغ و شیر به چین را آغاز کرده است. ولی کار به بخش کشاورزی محدود نمی‌شود. شرکت‌های بزرگ چینی مانند Alibaba و بانک چین در همایش حضور پیدا کردند. برای مثال، حوزه بازرگانی آزاد چین در خاربین متوجه توسعه همکاری با روسيه در بخش فن‌آوریهای پیشرفته، امور مالی و گردشگری است. همچنین کاهش یا معافیت خدمات از مالیات‌ها در نظر است. همه این اقدامات باید به همکاری دو کشور ضربان جدید وارد کند[9]. معاون امور اقتصادی نخست وزیر و وزیر طراحی و مالی کره جنوبی در مصاحبه با روزنامه ايزوستيا[10] می‌گوید این کشور به اتمام هر چه زودتر مذاکره با روسيه در خصوص ایجاد حوزه بازرگانی آزاد در بخش خدمات و سرمایه گذاری‌ها امیدوار است. وی که رئیس هیئت کره جنوبی در همایش اقتصادی شرقی می‌باشد همچنین از روند مذاکره در خصوص تشکیل شبکه برق و خط لوله گاز روسيه و کره سخن راند که باعث شد سئول در مورد تأسیس صندوق سرمایه گذاری مشترک با روسيه برای سرمایه گذاری در تولید مصالح، لوازم یدکی و تجهیزات فکر کند. بین مراسم داخلی که در چارچوب همایش برگزار شد میتوان به جلسه شورای دولتی روسيه تحت ریاست ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه اشاره کرد. طی این نشست‌ها معمولاً امور توسعه خاور دور بررسی مي‌شود. یکی از امور جالب توجه سخنان رئیس‌جمهور روسیه در پاسخ به اظهارات رئیس منطقه یاقوتیا بود. رئیس منطقه گفت کسانی یک ربع قرن پیش می‌گفتند که روسيه به خاور دور نیاز ندارد (ولادیمیر ژیرینوفسکی رهبر حزب لیبرال دموکرات روسیه چنین فردی بود). پوتین در پاسخ گفت: "نمی‌دانم کدام احمق‌ها چنین گفته‌اند، من نمی‌توانم به این باور کنم"[11]. به گزارش روزنامه کمرسانت، در اولین روز فعالیت همایش به طرق جلب پول ارزان و بلندمدت به منطقه و همچنین رژیم‌های ویژه برای سرمایه گذاری توجه شد. وادیم ژیوولین (Vadim Zhivulin) معاون وزارت توسعه اقتصادی اعلام نمود: "امروز بجای رقابت شرکت‌های مقیم برای راه یافتن به منطقه یا محیط امتیازات مشخص، رژیم‌های ممتاز با یکدیگر وارد رقابت می‌شوند. اغلب این امر باعث مي‌شود امتیازات موجود بیش از پیش تقویت شود". به گفته وی، این نوع رقابت در هر مورد نیست که بر اقتصاد منطقه واگذار کننده امتیاز اثر مناسب می‌گذارد. وجود رژیم‌های ممتاز بسیار باعث مي‌شود آنها برای یکدیگر مشکل ایجاد کنند". در مجموع، به گفته یوری تروتنف، خاور دور از سال 2013 تاکنون توانسته بیش از 600 میلیارد روبل سرمایه گذاری خارجی جلب کند که 80% آنها سرچشمه روسی داشتند. اما در بخش جلب سرمایه گذاری با توجه به نوسان در بازار سرمایه خصوصی، اینک به جلب سرمایه صندوق‌های سرمایه گذاری و بازنشستگی و شرکت‌های بیمه توجه مي‌شود. میخاییل زادورنوف (Mikhail Zadornov، وزیر دارایی اسبق روسيه) رئیس بانک Otkritye از این حرف زد که دو سوم سرمایه گذاری‌ها در روسيه امروز به حساب امکانات خود شرکت‌های تجاری و 20 تا 25% از بودجه و فقط 10% از طرف بانک‌ها انجام مي‌شود. وی گفت ساختار سرمایه گذاری در دوران شوروی هم چنین بود. به گفته وی، بانک‌ها به وضوح در مورد برنامه‌های توسعه خاور دور و اجرای پروژه‌های  ملی نیاز دارند. فعلاً، طبق ارزیابی بنگاه رتبه سنجی AKRA، امکانات دولتی سرچشمه اصلی سرمایه گذاری در خاور دور است. در ضمن سرمایه گذاری سرانه در منطقه پایین‌تر از سطح این نمودار در روسيه است. ساخالین (75% سرمایه گذاری‌ها از طرف خارجیان انجام مي‌شود) و استان ماگادان و مناطق یاقوتیا و چوکوتکا (سرمایه گذاری‌های بالا در استخراج نفت و گاز همراه با جمعیت اندک) تنها موارد مستثنی از این قاعده هستند. در بنگاه رتبه سنجی "اکسپرت ار آ" بنوبه خود به کندی راه افتادن پروژه‌ها در حوزه‌های توسعه پیشتاز و بنادر آزاد توجه مي‌شود. در حوزه‌های توسعه پیشتاز از 31 پروژه اعلام شده فقط 7 پروژه (با 7 میلیارد روبل سرمایه گذاری) و در بنادر آزاد از 51 پروژه فقط 10 پروژه (با ارزش 1,2 میلیارد روبل) به مرحله اجرا گذاشته شده‌اند[12]. این واقعیات فقط ماهیت اقتصادی ندارد. اوضاع منطقه خاور دور برغم مساعی دولت روسيه برای پیشرفت منطقه به منظور متوقف کردن مهاجرت جمعیت آن ثمر نمی‌دهد. آرتیوم لوکین (Artyom Lukin) دانشیار کرسی روابط بین‌المللی دانشگاه فدرال خاور دور می‌گوید سیاست مسکو نسبت به خاور دور اثر مشخص داشته است. تولید صنعتی منطقه سال گذشته 4,4 درصد رشد داشت. ولی این رشد باعث عطف بنیادی در اوضاع اجتماعی اقتصادی خاور دور نشده است. ادامه روند خروج جمعیت از منطقه این واقعیت را اثبات می‌کند. خروج جمعیت از خاور دور در سال 2018 به 30 هزار نفر بالغ شد.  شکست استانداران در انتخابات سال گذشته در دو منطقه خاور دور نمودار احوال بخش محسوس جمعیت آنها بود. اطلاعات مربوط به کاهش سطح فعالیت تجاری هم اثر نگران کننده دارد. برای مثال، سال گذشته تعداد شرکت‌های ثبت شده در ولادیواستوک، پایتخت خاور دور، 15% کاهش داشت. اجرای پروژه‌های کلان مانند خط لوله نفت سیبری شرقی - اقیانوس آرام ، خط لوله گاز نیروی سیبری یا پایگاه فضایی واستوچنی باعث رشد تولید ناخالص منطقه شده ولی بر اوضاع جمعیت اثر نمی‌گذارد[13].   سخنرانی رئیس‌جمهور روسیه در همایش اقتصادی شرقی سخنرانی رئیس‌جمهور روسیه در جلسه همایش اقتصادی شرقی مهم‌ترین واقعه طی این اجلاس تلقی مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه در سخنرانی امروز گفت ذخایر هنگفت منابع طبیعی و امکانات لجستیک مانند راه دریایی شمال و دیگر راه‌های سراسری اورآسیا از امتیازات رقابتی منطقه و البته همسایگی با آسیا اقیانوسیه می‌باشد. رهبری روسيه در این رابطه از سال 2000 بطور اخص به باز بودن این منطقه و همگرایی آن با آسیا اقیانوسیه توجه داشته است. نیل به باز بودن منطقه بدون توسعه روابط با کشورهای همسایه ممکن نبود. پوتین  از توسعه روابط با هند، چین، کره جنوبی، مالزی، مغولستان، ژاپن یاد کرد. پوتین گفت مساعی حکومت طی یک و نیم دهه گذشته باعث شده راه برای انتقال خاور دور به مسیر رشد پیشتاز باز شود. البته درک مي‌شود که هنوز کار بسیاری در پیش است، ولی کار بسیاری هم انجام شده است. پوتین در این رابطه از ایجاد 20 منطقه توسعه اقتصادی پیشتاز، ثبت 369 شرکت مقیم این منطقه و امضای موافقتنامه‌هایی به مبلغ 2,5 تریلیون روبل و تعهد ایجاد 60 هزار شغل جدید حرف زد. این شرکت‌ها قبلا 345 میلیارد روبل سرمایه گذاری کرده و 20 هزار شغل جدید به وجود آورده‌اند. 1404 شرکت مقیم از امتیازات بندر آزاد ولادیواستوک استفاده و موافقتنامه‌هایی به مبلغ 700 میلیارد روبل امضا کرده‌اند و قبلاً 95 میلیارد روبل سرمایه گذاری شده است. در مجموع از سال 2015 به بعد 612 میلیارد روبل سرمایه گذاری شده و 39 هزار شغل جدید به وجود آمده است. در نتیجه تولید صنعتی خاور دور طی 5 سال قریب به 23 درصد رشد کرده که 3 برابر بیش از نمودار کلی روسيه است. رئیس‌جمهور روسیه همچنین از این حرف زد که بدون مردم و بدون همت آنها نیل به مقاصد دولتی میسر نمی‌شود. در نتیجه مساعی بکار گرفته شده سطح مهاجرت جمعیت از منطقه از سال 2005 تاکنون دو برابر کاهش داشته است. ولی این دستآورد کافی نیست.  در این رابطه بطور اخص باید به جوانان توجه شود. پوتین اعلام نمود درصد بهره وام مسکن برای خانواده‌های جوان در خاور دور در حدود 2 درصد تعیین مي‌شود. وی گفت هدف از این اقدام جلب کارکنان ماهر به  خاور دور می‌باشد زیرا این امر ضروری برای توسعه منطقه است. سامانه بهداشتی منطقه باید معاصر و در دسترس باشد. اقدام دیگر – ساخت مجتمع فرهنگی آموزشی و موزه‌ای - متوجه توسعه بخش آموزش و پرورش و فرهنگی و فضای انسانی است. همچنین باید به کودکان منطقه امکان کسب تحصیلات معاصر و مرغوب داده شود. باید روند دادن شهریه برای کسب حرفه‌های مورد نیاز گسترش یابد. باید به ارتقاء سطح مجازی کردن تحصیلات هم توجه شود. در بخش توسعه فن‌آوریهای پیشرفته رئیس‌جمهور روسیه پیشنهاد کرد صندوق سرمایه گذاری‌های ریسک دار در خاورمیانه ایجاد شود. پوتین همچنین از ضرورت ایجاد مرکز گردشگری طبیعی جهانی در خاور دور سخن راند. هم اکنون طبیعت فریبای منطقه صدها هزار گردشگر را جلب می‌کند. باید برای توسعه مشارکت بخش‌های دولتی و خصوصی در حوزه گردشگری اقدام کرده و همچنین برای تسهیل ورود گردشگران از روادیدهای الکترونیک استفاده شود. شبکه راه‌های هوایی منطقه توسعه داده شده و 40 فرودگاه منطقه تا سال 2024 بازسازی مي‌شود.   سخن آخر خاور دور در روسيه امروز منطقه گسترده‌ای است که مناطق کشور از سواحل اقیانوس آرام تا دریاچه بایکال را در بر می‌گیرد و اخیراً مناطق شمالگان هم به آن الحاق شد. رهبری روسيه سعی دارد از خالی شدن این مناطق جلوگیری کند که ثروت‌های طبیعی عظیم آن از پایه‌های اصلی اقتصاد کشور می‌باشد. بخش اعظم نفت و گاز روسيه در این اراضی استخراج مي‌شود. ولی جمعیت منطقه از این ثروت‌ها بی نصیب مانده، سطح زندگی، زیرساخت، بهداشت و تحصیل در آن فوق العاده پایین بوده، و به همین دلیل جمعیت و بطور اخص جوانان سعی بر عزیمت از آن دارند. اینها اموری است که رئیس‌جمهور روسیه هم به آنها اعتراف می‌کند. همزمان در سخنرانی وی از دادن امتیاز جدی به مردم منطقه حرفی در کار نیست. دادن وام مسکن با درصد پایین نمی‌تواند مشکلات مردم را حل و جوانان را از عزیمت از منطقه منصرف کند. رئیس‌جمهور روسیه از ضرورت توجه به مردم حرف می‌زند ولی اقدامات پیشنهادی که اساساً از طرف دولت انجام مي‌شود نمی‌تواند باعث رونق یافتن اوضاع منطقه شود. پیشنهادهایی چون بهبود سطح زندگی و بهداشت و آموزش و پرورش طی تمام دوران حکومت پوتین تکرار شده ولی اجرای آنها سابقاً هم جریان چندان رضایت بخش نداشت و در اوضاع اقتصادی ناجور کنونی تحقق آنها دشوارتر مي‌شود. بیهوده نیست که حتی در مقاله صاحبنظران در سایت وابسته به دولت روسيه هم از این سخن می‌رود که برغم بهبود اندک اوضاع، تغییر عاطفی رخ نداده، سرمایه گذاران، اعم از داخلی یا خارجی، به منطقه روانه نشده‌اند، و پروژه‌های کلان به مبلغ دهها میلیارد دلار چون خط لوله گاز نیروی سیبری یا خط لوله سیبری شرقی - اقیانوس آرام که تولید ناخالص منطقه بر اساس آنها رشد می‌کند، بر اوضاع مردم منطقه اثر مثبت نمی‌گذارد. همایش اقتصادی شرقی که رئیس‌جمهور روسیه برای جلب سرمایه گذاران خارجی به منطقه طراحی کرده در واقع نتوانسته این مأموریت را انجام دهد و آماری که فوقاً از آنها یاد شد این را اثبات می‌کند. حضور سران کشورهای مختلف در این همایش بیشتر از نقطه نظر پرستیژ اثر گذار است تا ورود سرمایه گذاران خارجی به کشور.     [1]https://ru.wikipedia.org/wiki/%D0%92%D0%BE%D1%81%D1%82%D0%BE%D1%87%D0%BD%D1%8B%D0%B9_%D1%8D%D0%BA%D0%BE%D0%BD%D0%BE%D0%BC%D0%B8%D1%87%D0%B5%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9_%D1%84%D0%BE%D1%80%D1%83%D0%BC [2] https://forumvostok.ru/about-the-forum/ [3]  ما به دهلی دور رسیدیم میخاییل کوروستیکوف (Mikhail Korostikov)، دمیتری بوترین (Dmitri Butrin) روزنامه کمرسانت ، 03/09/ 2019 https://www.kommersant.ru/doc/4080392   [4] میخاییل گوسمان (Mikhail Gusman) معاون اول مدیر کل خبرگزاری تاس روزنامه روسيسکايا گازتا ، 04/09/ 2019 https://rg.ru/2019/09/03/premer-indii-rasskazal-ob-osobennyh-otnosheniiah-s-putinym-i-planah-na-vef.html [5]  امروز مودی چنین است روزنامه کمرسانت، 05/09/2019 https://www.kommersant.ru/doc/4081749?from=main_2 [6]  همایش اقتصادی شرقی به هند رو می‌کند روزنامه نزاويسيمايا گازتا، 05/09/2019 http://www.ng.ru/world/2019-09-04/7_7667_forum.html [7]  ملاقات با هو چونهوا معاون نخست وزیر چین سایت رسمی کرملین، 05/09/2019 http://kremlin.ru/events/president/news/61450 [8] ملاقات با سیندزو آبه نخست وزیر ژاپن سایت رسمی کرملین، 05/09/2019    http://kremlin.ru/events/president/news/61449 [9] بازرگانی رشد می‌کند کنستانتین شچپین (Konstantin Schipin) روزنامه روسيسکايا گازتا ، 04/09/ 2019 https://rg.ru/2019/09/03/reg-dfo/chem-zajmetsia-kitajskaia-delegaciia-na-vef.html [10] ما می‌توانیم پروژه‌های خوبی در خاور دور پیدا کنیم ناتالیا پورتیاکووا (Natalya Portyakova) روزنامه ايزوستيا، 04/09/ 2019 https://iz.ru/917225/nataliia-portiakova/my-smozhem-naiti-perspektivnye-proekty-na-dalnem-vostoke [11] https://www.kommersant.ru/doc/4081749?from=main_2 [12]  در همایش اقتصادی شرقی امکانات داخلی جستجو مي‌شود تاتیانا یدووینا (Tatyana Yedovina) روزنامه کمرسانت، 05/09/2019 https://www.kommersant.ru/doc/4081651?from=main_5   [13]  گردش آسیایی روسيه فعلاً باعث شکوفایی خاور دور نشده است سایت باشگاه مباحثه والدای، 04/09/2019 http://ru.valdaiclub.com/a/highlights/aziatskiy-razvorot-rossii-ne-prines-protsvetaniya/ ]]> اقتصاد و انرژی Sat, 07 Sep 2019 08:52:55 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3863/همایش-اقتصادی-شرقی-2019 نگاه قزاقی به فرصت‌های روابط تازه ایران و اتحادیه اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3862/نگاه-قزاقی-فرصت-های-روابط-تازه-ایران-اتحادیه-اوراسیا مقدمه: هسته اولیه شکل‌گیری اتحادیه اقتصادی اوراسیا به رویکرد نهادگرایانه روس‌ها برای حفظ نفوذ نسبی خود در جمهوری‌های شوروی سابق در دهه 1990 باز می‌گردد. در این دوره رویکرد مسکو مبتنی بر ایجاد مکانیزم‌های نهادی به منظور بازگشت نسبی روندها و فرایندهای پیش از فروپاشی برای حفظ جایگاه خود در اوراسیا بود. هسته اولیه شکل‌گیری یک اتحادیه گمرکی برای تسهیل مبادلات درون منطقه‌ای، در همین زمان کلید خورد و هم‌زمان با چارچوب‌های سیاسی (CIS) و امنیتی (CSTO) با سرعتی کمتر پیش می‌رفت. با این حال از سال 2014، هم‌زمان با اعمال نخستین تحریم‌ها علیه روسیه در نتیجه تنش‌های اوکراین، شاهد تحول در نقش و کارکردهای این نهاد بودیم. در این زمان روسیه، بلاروس و قزاقستان تحت رهبری مسکو کارکردهای گسترده ‌تری برای این نهاد تعریف کرده اند که تحت عنوان «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» مطرح شد. به زودی دولت‌های هم‌سو نظیر قرقیزستان و ارمنستان نیز به عضویت این سازمان درآمده و یک روند تکاملی در ساختار اتحادیه مشاهده شد. اتحادیه اقتصادی اوراسیا به لحاظ محتوایی و کارکردی، یک رویکرد درون‌زا، همگرایانه و الگوگرفته از اتحادیه اروپا، اما در یک روند معکوس (از سیاست به اقتصاد) بود. روسیه درحقیقت تلاش کرده تا یک بلوک اقتصادی قدرتمند با حداقل وابستگی به غرب در حوزه نفوذ خود بسازد که فرایند ایزولاسیون در مقابل اقدامات طرف مقابل خود را تکمیل نماید. در جریان سفر ولادیمیر پوتین به تهران، نخستین بار به صورت جدی‌تری زمزمه‌های عضویت ایران در این اتحادیه مطرح شد. پس از کش و قوس‌های دیپلماتیک، طرفین اعلام کردند یک توافق موقت 3 ساله برای ایجاد یک منطقه آزاد تجاری بین ایران و این اتحادیه نتیجه این تصمیم بوده است. پس از مدتی این توافق به امضا رسیده و در پارلمان‌های تمامی 5 کشور عضو و نیز مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. با این حال یک ابهام جدی در این زمینه همچنان وجود دارد. این سازمان یک نهادِ تکامل یافته در ساختارِ اوراسیاییِ شوروی سابق است و کشورهای غیراوراسیایی همچون جمهوری اسلامی ایران آیا توانایی سازگاری با چنین ساختاری را خواهند داشت یا خیر؟ در پاسخ برخی تحلیل‌گران بر این عقیده‌اند که موقت بودن این توافق دقیقا در پاسخ به همین ابهام صورت گرفته است. در حقیقت این اقدام یک فرصت سه ساله از سوی روسیه به جمهوری اسلامی ایران است تا زیرساخت‌های خود را در راستای سازگاری با این اتحادیه در فرصت مذکور فراهم آورد؛ لذا بهره‌مندی حداکثری از چنین فرصتی برای ایران می‌تواند متضمن منافع بیشتری در آینده باشد. با این حال دیدگاه‌های بدبینانه‌تر نیز مسائلی نظیر ضعف کارکردی ساختار اتحادیه، عدم توازن میان اقتصادهای عضو، گفتمان های غیراوراسیایی اقتصاد ایران و مسائلی از این دست را نشانی بر «نمادین» بودن این اقدام مشترک در فضای هیجانی موقت همکاری‌ها در سوریه و برجام در نظر گرفته و آن را فاقد ارزش راهبردی مطرح می‌کنند. برای بررسی بیشتر این موضوع ؛ دیدگاه‌های «سانات کشکومبایف» معاون رئیس مرکز مطالعات استراتژیک قزاقستان را  در این زمینه جویا شده‌ایم که حاصل این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:   ایران شرقی: آیا با اجرایی شدن موافقتنامه سه ساله ایجاد منطقه آزاد تجاری بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، می‌توان انتظار «تحول» در مبادلات اقتصادی دو طرف را داشت؟   کشکومبایف: ارائه امتیازاهای گمرکی و مالیاتی در چارچوب تفاهم‌نامه موقت، تنها به بخشی از کالاهای مورد علاقه هر دو طرف مربوط می‌شود. اگر در دوره اعتبار تفاهم‌نامه موقت، تجارت ترجیحی بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا موثر و متقابل سودمند، ارزیابی شود، گسترش فهرست محصولات امکان پذیر است. با این حال، باید به یاد داشت که هر گونه تغییر در فهرست کالاها نباید مخالف تعهدات تعرفه‌ای باشد و هر گونه محدودیت‌های کَمّی ، پیرامون واردات یا صادرات کالاها، نباید بازارهای داخلی دو طرف را تهدید کند. علاوه بر این، عوامل ژئوپلیتیکی مانند تحریم‌ها، وضعیت جهانی رو به وخامت و امنیت منطقه‌ای در خاورمیانه؛ به طور اجتناب ناپذیر تاثیر خود را خواهند داشت. اما این وضعیت در حالیست که توسعه روابط حسن همجواری و شراکتی با ایران یکی از اولویت‌ها در سیاست خارجه قزاقستان است. به عنوان مثال، در حال حاضر، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا؛ عوارض واردات را برای 502 کالای ایرانی (به ویژه مواد غذایی) کاهش داده‌اند.  بدین ترتیب، میزان تجارت متقابل با ایران در سال 2018 به 516.3 میلیون دلار رسید که صادرات محصولات قزاقستان به ایران تقریبا 427 میلیون دلار آن را تشکیل می‌دهد. قزاقستان در توسعه بیشتر همکاری تجاری-اقتصادی، در وهله اول، قرارداد مربوط به اتحادیه اقتصادی اوارسیا، تفاهم‌نامه موقت پیرامون ایجاد منطقه آزاد تجاری بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین تفاهم‌نامه‌های دوجانبه را، ملاک عمل قرار می‌دهد.  ایران شرقی: اقتصاد ایران در یک فضای تحریمی سخت قرار دارد. اتحادیه اقتصادی اوراسیا در سال 2014 نیز هم‌زمان با آغاز اعمال تحریم‌ها علیه روسیه تاسیس شد. چه چارچوب‌ها و مکانیزم‌های حقوقی، اقتصادی و سیاسی در اتحادیه؛ به منظور مقابله با تحریم‌های غرب تدارک دیده شده است؟    کشکومبایف: قزاقستان مخالف هر گونه تحریم است. موقعیت ما در این مسئله مشخص است. اما ما از ضدتحریم‌ها حمایت نکرده و معتقدیم که تمام این اقدامات امکانات گفتگوی بیشتر را دشوار می‌سازد. ما اتحادیه اقتصادی اوراسیا را به عنوان یک اتحادیه اقتصادی در نظر گرفته و مخالف این هستیم که آن را به عنوان یک اتحادیه ژئوپلیتیک در نظر بگیریم. کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا سعی دارند از منافع خود در حوزه‌ اقتصادی و متقابلا سودمند حمایت کنند. در داخل این اتحادیه، هنوز مشکلات اقتصادی زیادی وجود دارد. در ماه می سال جاری، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا موفق شدند مشکلات بازار انرژی را حل و فصل کنند. در همین راستا، قراردادی پیرامون تامین بازار مشترک انرژی برق منعقد شد. این امر امکان رسیدن به شفافیت قیمت‌های بازاری برق را فراهم آورده و به کاهش هزینه‌های تولید کمک خواهد کرد. علاوه بر این، کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا، تفاهم‌نامه مربوط به مکانیسم ردیابی کالاهای وارد شده به قلمروی گمرکی اتحادیه اقتصادی اوراسیا را امضا نمودند. این تفاهم‌نامه امکان جلوگیری از قاچاق کالاها و تقویت کنترل گمرک-مالیات را فراهم می‌آورد. اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا باید بر فرآیندهای هماهنگ سازی قوانین به منظور ایجاد بازارهای مشترک جدید متمرکز شوند.   ایران شرقی: طی سال‌های اخیر زمزمه‌هایی از اختلاف میان اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا (به عنوان مثال مسائل میان قرقیزستان و قزاقستان و یا میان روسیه و بلاروس) و عدم توانایی حل کامل این اختلافات توسط کمیسیون اقتصادی اوراسیا موجب تردیدهایی در این باره شده است. چه تضمینی برای حل اختلافات و عدم تسری آن با اضافه شدن اعضای جدیدی همچون ایران وجود دارد؟   کشکومبایف: هر گونه اتحادیه چندجانبه با خطرات مختلف همراه است. افزایش امکانات تجاری، از یک سو، مزایای اقتصادی هنگفتی به دنبال دارد و از سوی دیگر، کشورهای عضو را به سمت مانور در فعالیت تجاری خارجی (با توجه به ویژگی‌های اقتصاد داخلی) سوق می‌دهد. چشم‌اندازهای آینده توسعه اتحادیه اقتصادی اوراسیا با سطح روابط تجاری-اقتصادی بین اعضای آن تعیین خواهد شد. علاوه بر این، پویایی روابط هر عضو با شرکای بزرگ و همچنین فرایندهای سیاسی داخلی نیز بر توسعه اتحادیه تاثیر دارد.  ایران شرقی: برخورد احتمالی جریان اروپا و آمریکا با افزایش میزان مبادلات اتحادیه اقتصادی اوراسیا با ایران و عضویت احتمالی جمهوری اسلامی در این سازمان چگونه خواهد بود؟ آیا ابزار کارآمدی در مقابله با توسعه این اتحادیه خواهند داشت؟   کشکومبایف: اتحادیه اروپا در ارزیابی‌های خود پیرامون همکاری اتحادیه اقتصادی اوراسیا با ایران میانه‌روتر است. واکنش آمریکا قابل پیش‌بینی تر است. واشنگتن همواره شک و تردید داشته و به وضوح با این همکاری مخالفت می‌کند. علاوه بر این، دیگر تغییرات ژئواکونومیک جهانی (مانند پیچیدگی روابط آمریکا و چین) نیز بر توسعه همکاری اقتصادی در قاره اوراسیا تاثیر دارند.   هر گونه تحریم صرف نظر از دلایل ظهور، به طور مستقیم یا غیر مستقیم به هر یک از اعضای اتحادیه مربوط شده و در عملیات ارزی منعکس می‌شود. علاوه بر این، تحریم‌ها بازارهای فروش را تحت فشار قرار داده و اعضای اتحادیه را به سمت تقویت هماهنگی سیاست در چارچوب اتحادیه اقتصادی اوراسیا سوق می‌دهد.   اروپا حسن نیت بیشتری نسبت به رشد احتمالی تجارت دارد.  ساخت شرکت تخصصی INSTEX برای تجارت و دور زدن تحریم‌ها، گواه این امر است. با این حال، ارتقاء این ابزار مستلزم توافق تمام اعضای اتحادیه اروپاست. عامل ارز جهانی بسیار مهم است. بدیهی است که باید از گفتگو پیرامون افزایش سهم تجارت در ارزهای ملی به اقدامات واقعی منتقل شد. اما در اینجا محدودیت‌های خاصی وجود دارد. تمام این موارد مستلزم تلاش‌های مشترک متقابلا سودمند است.   ایران شرقی: تاجیکستان همچنان از ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا امتناع می کند. دلایل تردید تاجیکستان از توسعه روابط با این اتحادیه چیست؟    کشکومبایف: در سال‌های اخیر تاجیکستان راهبرد بیم و امید را در رابطه با اتحادیه اقتصادی اوراسیا داشته است. این روش با تمایل به ارزیابی امتیازهای عملی حاصل از مشارکت در فرآیند همگرایی در ارتباط است. در این پس زمینه، تاجیکستان به نوبه خود به نتایج حاصل از مشارکت قرقیزستان و ارمنستان استناد خواهد کرد. تاجیکستان در سال 2013 به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمد و در حال حاضر، نیازمند ارزیابی خطرات احتمالی ناشی از رعایت تعهدات در قبال سازمان تجارت جهانی و اتحادیه اقتصادی اوراسیاست. علاوه بر این، شک و تردید تاجیکستان با مسئله چارچوب قانونی که باید با آن سازگار شود در ارتباط است. باید توجه داشت که تاجیکستان از همان ابتدا علاقه‌ای به فرآیندهای قانونی اتحادیه اقتصادی اوراسیا نداشته است. با این وجود، عضویت احتمالی تاجیکستان برخی مزایا را بدنبال دارد: امکانات جدید برای حوزه‌های اقتصاد تاجیکستان و دریافت سود حاصل از تجارت. در همه جا جوانب مثبت و منفی وجود دارد. بنابراین، خود دوشنبه باید برآورد کرده و در مورد شکل همکاری با اتحادیه اقتصادی اوراسیا تصمیم‌گیری کند.   ایران شرقی: به اعتقاد شما ورود احتمالی ایران در پذیرش یا عدم پذیرش اعضای جدید چه تاثیراتی خواهد داشت؟   کوشکومبایف: در وهله اول باید در انتظار تکمیل مراحل حقوقی قبل از اجرای تفاهم‌نامه موقت منطقه تجاری آزاد بود. در حال حاضر، تمام کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همچنین ایران این تفاهم‌نامه را تصویب کرده‌اند. با توجه به مزایای اقتصادی حاصل از همکاری، من معتقدام که این تفاهم‌نامه موقت توسط شورای اقتصادی عالی اوراسیا به رسمیت شناخته خواهد شد. این تفاهم‌نامه تا سه سال اعتبار دارد. اما در شرایط فعلی پیش بینی بیش از یک سال دشوار است. بنابراین، باید تفاهم‌نامه فعلی را اجرا کرد و اقدامات بعدی به آن بستگی دارد. در عین حال، من معتقدم که تصویب این تفاهم‌نامه شرایط مساعدی را برای اجرای وظایف اتحادیه فراهم می‌آورد که همین امر تاثیر مثبتی بر پذیرش بالقوه اعضای جدید در پس زمینه رقابت روزافزون در اقتصاد جهانی دارد.   ایران شرقی: ایده ایجاد اتحادیه اقتصادی اوراسیا متعلق به «نورسلطان نظربایف» نخستین رئیس جمهور قزاقستان می باشد که این موضوع مورد توجه کشورهای خواستار عضویت یا تعامل با این سازمان قرار گرفته است. به نظر شما «نورسلطان» نسبت به بحث عضویت ایران در این اتحادیه چه نگاهی خواهد داشت؟  کشکومبایف: نورسلطان نظربایف بارها خاطرنشان کرده است که اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک اتحادیه اقتصادی است که هدفش ایجاد شرایط لازم برای توسعه پایدار اقتصادهای هر یک از کشورهای عضو می‌باشد. قزاقستان همواره حامی باز بودن اتحادیه اقتصادی اوراسیا بوده و به مشارکت ایران در آن علاقه‌مند است. در ماه آوریل سال جاری کشورهای عضو اتحادیه در مورد استفاده از بنادر ایران به عنوان مراکز لجستیک برای افزایش صادرات به بازارهای خلیج فارس توافق کردند. مشارکت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، گواه توسعه بیشتر اتحادیه در شرایط رقابت جهانی خواهد بود.  پارلمان قزاقستان جزء اولین ارگان‌هایی بود که تفاهم‌نامه موقت را تصویب کرد. علاوه بر این، رئیس‌جمهور توکایف در حال حاضر، قانون مربوط به تصویب این تفاهم‌نامه را امضا کرده است.   ایران شرقی: به نظر شما علت استقبال «مسکو» از حضور ایران در این اتحادیه چیست؟ روسیه از این حضور چه انتظارات احتمالی دارد؟  کشکومبایف: بعد اقتصادی نقش مرکزی را ایفا کرده و مزایایی که روسیه از این تفاهم‌نامه دریافت می‌کند به شرح زیر است: کاهش هزینه مواد غذایی در بازار داخلی و گسترش بازار فروش برای کالاهای خود. همچنین کریدور اقتصادی بین ایران و منطقه قفقاز هم توجه خاصی را به خود جلب کرده است. بدین ترتیب، خط لوله گاز بین ایران و ارمنستان مورد توجه است. در حال حاضر، مزایای اقتصادی برای روسیه در این مسئله به روابط دوجانبه روسیه با کشورهای قفقاز بستگی دارد. احتمالا روسیه در انتظار دستیابی به بازارهای جدید برای فروش کالاهای خود است. منبع:http://www.easterniran.com/fa/doc/interview/2022/   ]]> اقتصاد و انرژی Wed, 04 Sep 2019 12:43:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3862/نگاه-قزاقی-فرصت-های-روابط-تازه-ایران-اتحادیه-اوراسیا واکنش های مقامات و صاحبنظران روسيه به عملیات ادلب و اعتراض ترکیه http://www.iras.ir/fa/doc/report/3861/واکنش-های-مقامات-صاحبنظران-روسيه-عملیات-ادلب-اعتراض-ترکیه مقدمه جای تردید ندارد: روسيه از آغاز با پیشروی ارتش سوریه به سوی ادلب مخالفت نداشت، و تنها مانع سر راه عملیات توافقات حاصله با ترکیه بود. ترکیه بلافاصله پس از اجلاس سوچی در سپتامبر 2018 نشان داد قصد رعایت توافقات حاصله را ندارد. تعهد جدا کردن نیروهای اپوزيسيون از گروه‌های تروریست که ترکیه متقبل شده بود تاکنون نه تنها اجرا نشده، بلکه در واقع تمام این حوزه که ترکیه مسئول آن است تحت کنترل گروه‌هایی قرار گرفته که روسيه آنها را تروریست تلقی می‌کند. روسيه به کرات از طرق دیپلماتیک و از طریق رسانه‌ها این واقعیت را به آنکارا بیان کرده و ترکیه هر بار قول داده اقدام ‌کند. ولی بجای اقدام اساساً علیه حمله نیروهای دولتی سوریه به ادلب هشدار داده، که به گفته ترکیه باعث بروز فاجعه و روانه شدن 3 میلیون غیرنظامی ساکن ادلب به خاک آن مي‌شود. مسکو مدت طولانی دندان روی جگر گذاشته، و نه تنها خودش علیه شبه‌نظامیان مستقر در ادلب اقدام نکرده، بلکه دمشق (و از قرار ایران) را هم متقاعد کرده بود از اقدام علیه گروه‌های سنگر گرفته در این ناحیه طفره بروند. هرچند مسکو به کرات به این اشاره کرده که پایگاه نیروهای هوافضایی آن در حمیمیم بطور منظم از طرف شبه‌نظامیان سنگر گرفته در ادلب مورد حمله قرار می‌گیرد. بنظر می‌رسد در نهایت طاقت مسکو تاق شد، یا دمشق و تهران توانستند آن را به ضرورت آغاز حمله به مواضع شبه‌نظامیان در خان شیخون متقاعد کنند. عملیاتی که با تصرف این شهر مهم به پایان رسید.   حمایت علنی مسکو از عملیات خان شیخون  طی مذاکرات نورسلطان (آستانه سابق) در 2 اوت، طرفین در مورد آتش بس به توافق رسیدند. فرماندهی ارتش سوریه اعلام نمود درصورتی که ترکیه تعهدات خود را رعایت کند آتش بس خواهد شد. سه روز بعد، 5 اوت، در رابطه با عدم رعایت آتش بس از طرف اراذل،عملیات ارتش سوریه از سر گرفته شد. به دنبال آن، عملیات فعال نیروهای دولتی سوریه و گروه‌های همراه متشکل از واحدهای شیعه و مستشاران ایرانی در جهت ادلب آغاز و آنها توانستند در عمق ادلب پیشروی کنند. هرچند این پیشروی امر ساده‌ای نبود. طی چند ماه اخیر ارتش سوریه چند صد کشته داد. ولی تعداد مقتولین از طرف مقابل خیلی بیشتر بود. پیشرفت واقعی وقتی میسر شد که روسيه به بمباران فعال شمال حما و جنوب ادلب پرداخت. در نتیجه بسیاری از اهداف و دهها یا حتی صدها شبه‌نظامی از بین برده شدند. فرماندهان گروه‌های تروریست هم بین مقتولین بودند. این امور موضع دشمنان دمشق را متزلزل کرد. حملات با پشتیبانی دیپلماتیک روسيه همراه بود. 19 اوت وزارت دفاع ترکیه از کشته شدن 3 غیرنظامی و 12 مجروح در جریان حمله به ستون نظامی ترکیه در ادلب اطلاع داد. وزارت امور خارجه سوریه اعلام کرده بود زرهپوشهای ترکیه از مرز سوریه عبور و در جهت خان شیخون به حرکت درآمده‌اند. به گزارش ترکیه، نیروی هوایی سوریه به این ستون ضربه زد. به دنبال این وقایع سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، 20 اوت اعلام نمود مسکو به آنکارا اطلاع داده که شبیخون‌های تروریست‌ها در حوالی حوزه تشنج زدایی ادلب بشدت سرکوب مي‌شود. وی هشدار داد "نظامیان ما در حوزه تشنج زدایی ادلب حضور دارند. تشکیل این حوزه، تعهد همکاران ترک برای تأمین جدایی اپوزيسيون مسلح آماده شرکت در مذاکره و گروه‌های تروریستی را در بر داشت. وی خاطر نشان می‌کند: طی مدت سپری شده اراضی تحت کنترل شبه‌نظامیان گروهک هیئت تحریر شام بطور محسوس گسترش یافته است. وی افزود طی تمام سالجاری اقدامات تحریک آمیز این گروهک قطع نشده بود[1]. در همان روز 20 اوت ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه، قبل از آغاز مذاکره با امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه، اعلام نمود مسکو از تهاجم دمشق در جهت ادلب حمایت می‌کند. پوتین گفت: "ما از مساعی ارتش سوریه در جهت انجام عملیات محدود به منظور خنثی کردن خطر تروریستی حمایت می‌کنیم. هرگز از این حرف زده نشده بود که تروریست‌ها می‌توانند در حوزه تشنج زدایی ادلب متمرکز شده و احساس آسایش کنند". پوتین گفت تا 90 درصد اراضی این حوزه تحت کنترل تروریست‌ها قرار داشته و نظامیان روس انتقال شبه‌نظامیان از این حوزه به مناطق مختلف جهان را ردیابی کرده‌اند[2]. البته صاحبنظران و رسانه‌های روسيه خیلی بی پرواتر در این مورد اظهار نظر می‌کردند. ولادیمیر موخین (Vladimir Mukhin) مفسر روزنامه نزاويسيمايا گازتا در مقاله‌ای تحت عنوان "ترکیه هم اکنون در ادلب با روسيه می‌جنگد" در خصوص سخنان رئیس‌جمهور روسیه نوشت[3]: روابط روسيه و ترکیه در رابطه با عملیات دمشق و مسکو در ادلب رو به وخامت رفته است. روسيه قبلاً به نقش منفی ترکیه در امور منطقه اشاره نمی‌کرد ولی حالا رئیس‌جمهور روسیه از این حرف می‌زند که تروریست‌ها امروز تا 90% از اراضی حوزه تشنج زدایی ادلب را کنترل می‌کنند. وی این سخنان را پس از ضربه هوایی به کاروان نظامی ترکیه بیان کرد که بنظر رسانه‌های سوریه مشغول رساندن اسلحه و مهمات به شبه‌نظامیان محاصره شده در شهر خان شیخون بود. ترکیه در پاسخ جنگنده‌های خود را به خان شیخون فرستاد. مسکو و دمشق هم دست روی دست نگذاشتند و از جمله مسکو جنگنده‌های "سوخوی 35" را به هوا بلند کرد که جنگنده‌های ترک را از حریم سوریه بیرون راندند. یوری نتکاچف (Yuri Netkachev) صاحبنظر نظامی روس گفت مي‌شود حتی انتظار درگیری مستقیم ترکیه با سوریه را داشت و هم اکنون نظامیان روس به این رویارویی کشیده شده‌اند. روسيه چند سال برای حل مسئله از راه دیپلوماسی تلاش کرده ولی این اقدامات ثمر نداده است. مسکو خواهان رویارویی با ترکیه نیست و به همین دلیل ضمن جنگ با نیروهای ترک گرا، روسيه اقدام تجاوز گر ترکیه را بظاهر مشاهده نمی‌کند. سمیون باگداساروف (Semyon Bagdasarov) مدیر مرکز مطالعه کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی بنوبه خود در خصوص سخنان لاوروف در مورد ضربات وارده به ادلب اظهار نظر کرده و گفت خیلی وقت پیش باید برای سرکوب شبه‌نظامیان مستقر در ادلب اقدام می‌شد. وی خاطر نشان می‌کند ترکها مشغول انجام عملیات رزمی در خاک کشور بیگانه هستند و از عهده مأموریت تشکیل حوزه تشنج زدایی برنیامدند. بگذار به کشور خودشان بروند. بنظر وی روسيه می‌تواند به ناله و شیون ترکها توجه نکند. ترکها از درگیری با روسيه طفره می‌روند و ترکیه کشوری است که سامانه ضدهوایی اس400 را همراه با فنآوری‌های مربوطه از مسکو دریافت کرده است[4]. آلکسی لئونکوف (Aleksey Leonkov) صاحبنظر نظامی روس بنوبه خود به پایگاه اطلاع رسانی svpressa.ru گفت ناتوانی ترکیه از کنترل اپوزيسيون مسلح و تروریست‌ها علت اصلی آغاز عملیات است. یعنی آنکارا تعهدات خود را رعایت نکرده و لذا موافقتنامه سوچی به شکل اولیه آن نمی‌تواند اجرا شود[5]. طبق توافق سوچی (در سال 2018) پوتین و اردوغان درگیری در شمال غرب می‌بایست منجمد و پیرامون حوزه تشنج زدایی خارج از کنترل دمشق نوار غیرنظامی ایجاد می‌شد. حالا که اینطور نشد پس تنها راه حل نظامی باقی مانده بود. بنظر لئونکوف، مسئله ادلب امروز برای ترکیه چندان مهم نیست. اردوغان از همکاری با روسيه خیلی بهره‌مند شده است. برای مثال، سامانه ضدهوایی اس400 به اردوغان اجازه می‌دهد بسیاری از اراضی مورد بحث را تحت پوشش قرار داده و استخراج گاز در حوالی قبرس شمالی را بدون هراس از حمله احتمالی قبرس، یونان یا هر کس دیگر آغاز کند. مسکو علاوه بر این از شرکت ترکیه در پروژه‌های اقتصادی گروه بریکس حمایت می‌کند که برای اقتصاد متزلزل ترکیه فوایدی در بر دارد. اما خط لوله گاز جریان ترکی و نیروگاه هسته‌ای "آق قویو" "گل سر سبد" هستند. خبرنگار svpressa.ru بر این باور است که کرملین توانسته با آنکارا به توافق برسد. نیروهای اسد ضمن پیشروی به پاسگاه ارتش ترکیه نزدیک نشدند. ترکها هم در نبرد شرکت نکردند هرچند رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه قبلاً تهدید کرده بود درصورت حمله به ادلب به "رژیم" ضربه خواهد زد. بسینه شعبان مشاور رئیس‌جمهور اسد به شبکه المیادین لبنان گفته بود ارتش سوریه می‌تواند پاسگاه‌های ترکیه را از میان بردارد زیرا تروریست‌ها از این طریق اسلحه دریافت می‌کنند. در نهایت 22 اوت ارتش سوریه توانست شهر خان شیخون را تصرف کند. دیدگاه مربوط به نقض توافقات از طرف ترکیه از قرار استدلال اصلی روسيه برای شرکت در این عملیات است. بوریس دولگوف (Boris Dolgov) کارمند علمی ارشد مرکز مطالعات عربی و اسلامی انستیتوی شرق شناسی به خبرگزاري ريا نووستي گفت: "ترکیه تعهدات متقبل شده در سوچی را رعایت نکرده و نمی‌کند. ترکیه می‌خواهد منافع خود را پیش ببرد. و منافع ترکیه عبارت است از حفظ واحدهای مسلح اسلامیست که بنظر آن معتدل هستند"[6].   وقایع پس از تصرف خان شیخون روزنامه ودمستی به نقل از منبع نزدیک به وزارت دفاع روسيه تصرف شهر خان شیخون توسط نیروهای سوری را تأیید کرد. نیروهای سوری به نیروهای در حال پیشروی از شرق رسیده و به این ترتیب حلقه محاصره پیرامون شبه‌نظامیان در این ناحیه بسته شد. پاسگاه نیروهای ترک هم درون حلقه قرار گرفت. منبع گفت عملیات کاملاً موجه بود و تصرف خان شیخون به معنی آغاز عملیات سرکوب گروه جنوبی افراط گرایان است. منبع نزدیک به وزارت دفاع روسيه به نشریه گفت ترکیه که باید از حملات شبه‌نظامیان جلوگیری می‌کرد "در این مورد هیچ فعالیتی نمی‌کند". ترکها بنوبه خود از حمله نیروی هوایی سوریه به ستون نظامی خود به عنوان امر مغایر با توافقات روسيه و ترکیه در مورد سوریه می‌نامند. پس از این حادثه رؤسای ستاد کل دو کشور وارد مذاکره شدند ولی نتایج آنها افشا نشده است. نماینده رئیس‌جمهور ترکیه اعلام نمود بزودی اردوغان با پوتین تلفنی در مورد اقدام طرفین در ادلب صحبت می‌کند. سخنگوی رئیس‌جمهور روسیه از تصرف خان شیخون استقبال کرد. وی اعلام نمود: "مبارزه با گروه‌های تروریستی در همه حوزه‌ها ادامه داده مي‌شود. مخصوصاً با تروریست‌هایی که حمله به نیروهای سوری و پایگاه روسيه در حمیمیم را ادامه می‌دادند". پسکوف مکالمه تلفنی پوتین و اردوغان در آینده نزدیک در رابطه با اوضاع سوریه را ممکن نامید[7]. اردوغان ضمناً طی مکالمه تلفنی با پوتین در 23 اوت گفت نبردهای ادلب امنیت ترکیه را تهدید می‌کند. به گفته وی، عملیات نیروهای سوری در ادلب توافق مربوط به تشنج زدایی در منطقه را نقض می‌کند. بخش مطبوعات کرملین در این خصوص از دیدگاه دیگری اظهار نظر کرده و اعلام نمود رؤسای جمهور دو کشور در مورد فعال سازی مساعی متوجه از بین بردن خطر تروریستی از طرف ادلب به توافق رسیده‌اند[8]. ترکیه به مکالمه تلفنی اردوغان با پوتین اکتفا نکرده و به تقویت پاسگاه‌های خود در ادلب پرداخت. برای این منظور نیروهای زرهی، نظامی و محموله‌های حاوی مهمات به شمال غرب سوریه اعزام شده‌اند[9]. آلکساندر شومیلین (Aleksandr Shumilin) رئیس مرکز درگیری‌های خاورمیانه در انستیتوی ایالات متحده و کانادا عملیات خان شیخون را بزرگترین درگیری نیروهای مسلح بشار اسد با ترکیه ارزیابی کرد. وی خاطر نشان می‌کند برای همه روشن است که هدف واقعی اردوغان جلوگیری از فاجعه و روانه شدن آوارگان به ترکیه نیست. هدف اصلی اردوغان کنترل منطقه برای جلوگیری از راه یافتن کردها به آن است. و در این رابطه ترکیه در مورد خلع سلاح واحدهای اسلامی عجله بخرج نمی‌دهد. آمریکا بنوبه خود نگران سرکوب کردها است و ژنرال‌های پنتاگن که اخیراً وارد آنکارا شدند، می‌خواهند اردوغان را به عدم اعزام نیرو به نواحی کرد نشین متقاعد کنند. در این صورت پنتاگن آماده است با ترکیه در ایجاد حوزه‌های امنیتی در نوار مرزی همکاری کند. شومیلین می‌گوید برای ترکها مهم نیست هواپیماهای روسی در حمله به ستون زرهی آن شرکت داشتند یا نه. آنها در هر حال روسيه را مسئول امر تلقی می‌کنند. مسکو متعهد شده بود از عملیات تهاجمی دمشق و تهران جلوگیری کند. بنظر شومیلین اینجا سئوال بروز می‌کند که مسکو تا چه اندازه می‌تواند بر دمشق و تهران اعمال نفوذ کند. و همچنین این سئوال به میان می‌آید که آیا روسيه خواهان حفظ حوزه تشنج زدایی ادلب است یا می‌خواهد به هر قیمت این "لانه تروریسم" را از میان بردارد؟ از قرار سخنان سرگئی لاوروف در مورد "ادامه روند نابودی تروریست‌ها در ادلب" حاکی از همین است. شومیلین می‌پرسد آیا این "روند" برای روسيه قیمت گزافی نخواهد داشت؟[10]   بعد داخلی وقایع ادلب ولادیمیر ایسایف پروفسور انستیتوی کشورهای آسیا و آفریقا در دانشگاه دولتی لومنوسف مسکو به مسئله مهم دیگر برای روسيه یعنی مسئله حضور شبه‌نظامیان تبعه روسيه و کشورهای جامعه مشترک‌المنافع در حوزه تشنج زدایی ادلب اشاره می‌کند. وی به شبکه اول تلویزیون روسيه گفت: "آنجا واحدهایی مانند "سربازان قفقاز" یا "سمرقند" یا "لژیون ترکستان" هست. اگر این افراد امروز در ادلب محاصره نمی‌شدند به کجا می‌رفتند؟ آنها به نزد ما می‌آمدند. و به این ترتیب ما از ضربه جدی به خودمان جلوگیری کردیم. گفته مي‌شود حداقل، در کمترین میزان، 10 تا 12 هزار تن از شوروی سابق در جریان عملیات ارتش سوریه تحت حمایت نیروهای هوافضایی روسيه نابود شده‌اند. اما در مجموع 80 هزار شبه‌نظامی از میان برداشته شدند"[11].     مذاکرات پوتین و اردوغان در مورد اوضاع ادلب پس از وقایع رخ داده در ادلب و تصرف خان شیخون، رؤسای جمهور روسيه و ترکیه تلفنی در مورد مذاکره کردند. پس از این مکالمه تلفنی معلوم شد رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه قصد دارد به روسيه سفر کرده و با نمایندگان روسيه مذاکره کند. اردوغان اعلام نمود قصد دارد ملاقات‌هایی در روسيه داشته و از نمایشگاه هوافضایی "ماکس-2019" بازدید به عمل آورد[12]. به گزارش خبرگزاري ريا نووستي، علت دیدار یک روزه اردوغان از روسيه این است که ترکیه قصد دارد بجای هواپیماهای غربی، هواپیماهای روسی یا چینی خریداری کند و بازدید از نمایشگاه شانس فروش جنگنده‌های "سوخوی 35" روسيه به ترکیه را افزایش می‌دهد. در کرملین گفته شد پوتین و اردوغان از نمایشگاه بازدید کرده و طی این بازدید همکاری در بخش همکاری نظامی - فنی و اوضاع ادلب را بررسی می‌کنند[13]. هرچند در دیگر گزارش‌ها در وهله اول به بررسی امور ادلب طی دیدار اردوغان از روسيه و اصرار مسکو بر ضرورت انجام عملیات اشاره مي‌شود. از جمله دمیتری پسکوف سخنگوی رئیس جمهور روسیه اعلام نمود پوتین و اردوغان پس از بازدید از نمایشگاه هوایی، با یکدیگر به منظور بررسی اوضاع ادلب مذاکره می‌کنند. پسکوف در پاسخ به سئوال خبرنگار در خصوص جواب پوتین به سخنان اردوغان در مورد بروز بحران انسانی در ادلب و خطر برای امنیت ملی ترکیه در نتیجه عملیات ارتش سوریه گفت: "پوتین به کرات گفته که نسبت به نگرانی همکاران ترک در این رابطه تفاهم نشان می‌دهد، ولی همزمان رئیس‌جمهور روسیه نگرانی خود از فعال شدن اقدام تروریست‌های ادلب را حفظ و آن را بطور مکرر بیان کرده است. و این نوع اقدام نمی‌تواند با سرکوب و نابودی این تروریست‌ها همراه نباشد. به همین دلیل رؤسای جمهور قرار گذاشتند برای بررسی این اوضاع بغرنج در مسکو ملاقات کنند. این ملاقات فردا (سه شنبه 27 اوت) برگزار مي‌شود[14]. در خاتمه بجا است به اظهارات سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در خصوص اوضاع جاری در خان شیخون اشاره شود که نقض توافقات از طرف روسیه را انکار نمود. وی گفت نیروهای دولتی سوریه با حمایت نیروهای هوافضایی روسيه هیچ توافقی با ترکیه را نقض نمی‌کنند. وی در کنفرانس مطبوعاتی برگزار شده در مسکو گفت: " نیروهای مسلح سوریه با حمایت ما هیچ توافقی را نقض نمی‌کنند. یادآور شوم که ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه به کرات به این اشاره کرده است"[15].   سخن آخر عملیات خان شیخون موردی بود که در آن منافع روسيه، ایران و دولت سوریه با یکدیگر یکسان بود. هر سه خواهان کنترل دولت مرکزی سوریه بر حوزه تشنج زدایی ادلب هستند. برای روسيه این امر از چند لحاظ اهمیت دارد. امر شماره یک نیل به اهداف آن از مداخله در سوریه است. روسيه می‌خواهد تمامیت ارضی سوریه احیا شده و روند بازسازی این کشور شروع شود. در نتیجه روسيه هم از پیروزی خود سخن رانده و هم از ضرورت شرکت در عملیات رزمی در کشور رها مي‌شود. احیای تمامیت ارضی سوریه پیروزی واقعی روسيه خواهد بود که در دوران حکومت کنونی سوریه چند پایگاه در خاک سوریه به دست آورده و قصد منصرف شدن از آنها را ندارد. این امر همچنین امکان ترکیه برای انجام عملیات خود در خاک سوریه و تلاش آن برای تصرف بخشی از خاک کشور و تقویت نفوذ خود را عقیم می‌گذارد. در نتیجه مقاصد ترکیه برای ایجاد نوار امنیتی مرزی درون خاک سوریه بیش از پیش از تحقق دور مي‌شود. آنکارا در آن صورت در مذاکره با روسيه خواه ناخواه موضع ملایم‌تری پیشه می‌کند. در نهایت مسئله از نقطه نظر مبارزه روسيه با بقایای واحدهای تروریست تشکیل شده از اتباع خود آن و دیگر کشورهای جامعه مشترک‌المنافع پیشرفت خواهد داشت. مقامات امنیتی روسيه طی تمام دوران جنگ سوریه از امکان بازگشت این شبه‌نظامیان به روسيه و تبدیل شدن به خطر امنیتی جدی ابراز نگرانی کرده‌اند. همچنین جای تردید ندارد که تقویت دولت مرکزی سوریه و کنترل اراضی بیشتر کشور به معنی وارد شدن فشار بر آمریکا خواهد بود که حضور خود در اراضی کرد نشین را ادامه می‌دهد. درصورت رفع خطر ترکیه و تقویت دولت مرکزی، امکان دارد کردها هم (با توجه به دورنمای خروج نیروهای آمریکایی) با دمشق مدارای بیشتری بکنند. عملیات خان شیخون نشان داد نیروهای دولتی سوریه قادر هستند برغم حمایت علنی و غیر علنی آنکارا و حتی اعزام نمایشی نیروهای ترک، بر شبه‌نظامیان غلبه کنند. این عملیات می‌تواند قدم دیگری در جهت پایان دادن به جنگ داخلی خونین سوریه تلقی شود که سال‌ها است مردم آن را از آسایش و آرامش محروم کرده، باعث جان باختن هزاران هزار نفر شده و میلیون‌ها تن را آواره کرده است. در این شرایط سیاست ترکیه که متوجه حفظ واحدهای شبه‌نظامی، واحدهای اساساً تروریست، در منطقه می‌باشد در عمل باعث طولانی‌تر شدن جنگ داخلی و رنج‌های مردم سوریه مي‌شود.       [1] https://ria.ru/20190820/1557671777.html [2] https://www.bfm.ru/news/422369 [3] http://www.ng.ru/politics/2019-08-20/1_7654_idlib.html   [4] https://www.mk.ru/politics/2019/08/20/ekspert-ocenil-slova-lavrova-ob-udarakh-po-idlibu-davno-pora.html [5] https://svpressa.ru/war21/article/241800/ [6] https://ria.ru/20190819/1557634307.html [7] https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/08/22/809442-turetskie-popali-okruzhenie [8] https://iz.ru/913396/2019-08-23/erdogan-zaiavil-ob-ugroze-bezopasnosti-turtcii-iz-za-boev-v-idlibe [9] https://www.interfax.ru/world/673657 [10] https://www.novayagazeta.ru/articles/2019/08/23/81709-mezhdu-terroristami-i-kurdami [11] https://www.1tv.ru/news/2019-08-25/371078-pravitelstvennye_voyska_sirii_vzyali_han_sheyhun_v_idlibe [12] https://regnum.ru/news/2698754.html [13] https://ria.ru/20190826/1557925914.html [14] https://ria.ru/20190826/1557910292.html [15] https://ria.ru/20190826/1557906974.html ]]> همسایگان اوراسیا Mon, 02 Sep 2019 09:31:15 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3861/واکنش-های-مقامات-صاحبنظران-روسيه-عملیات-ادلب-اعتراض-ترکیه عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، فرصتی برای گذر از تحریمهای غرب http://www.iras.ir/fa/doc/note/3860/عضویت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-فرصتی-گذر-تحریمهای-غرب مقدمه: منطقه آسیاي مرکزي به دلیل سابقه ارتباطات فرهنگی و تمدنی و اهمیت ژئوپلیتیک آن در سیاست خارجی جمهوري اسلامی ایران در سال هاي پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروي، همواره مورد توجه اهداف دیپلماسی اقتصادي ایران بوده است. اکنون بیش از 28 سال از استقلال کشورهاي این منطقه در مرزهاي شمالی ایران می گذرد. در حالی که طی این مدت وجه غالب رفتار سیاست خارجی ایران در منطقه متأثر از گفتمان ژئوپلیتیک و داراي وجهی عمل گرایانه و منفعت محور بوده است، دولت یازدهم و دوازدهم نیز در چارچوب گفتمان اعتدال گرایی با اقتصادمحور اعلام کردن سیاست خارجی خود، توجه ویژه اي را به گسترش روابط اقتصادي با جمهوري هاي آسیاي مرکزي از جمله کشورهای عضو اوراسیا معطوف داشته است. همچنین از آن روی که منطقه اوراسیا همواره در قلب تحولات ژئوپلیتیک بوده است، توجه بازیگران مهم این منطقه به ویژه روس ها به رقابت های بین منطقه ای سبب شده است تا سایه سنگین تقابلات سنتی بر مدل همکاری ها و اتحادهای اقتصادی  تجاری این مجموعه ادامه داشته باشد. در فصل اول مقاله به موضوع جایگاه و موقعیت ایران در ابعاد مختلفی از جمله موقعیت جغرافیایی و نقش سیاسی و اقتصادی در منطقه «هارتلند اوراسیا»، ریشه های تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا و اهمیت آن در مبادلات تجاری و اقتصادی آینده این منطقه اشاره شد. همچنین در فصل دوم نیز به بررسی جنبه هایی دیگر از جمله موقعیت استراتژیک ایران در منطقه آسیای میانه و قفقاژ، چگونگی و محدوده زمانی عضویت و اهداف عضویت در اوراسیا بر اساس مفاد توافق نامه اعضاء در اوراسیا به تفصیل پرداخته شد. بنابر نظریه ژئواکونومی، پس از تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا ایران الزامات اقتصادی جدیدی پیش روی دارد که بدون توجه به آن ها توان رقابت های ژئوپلیتیک خود را در ماهیت نوین اقتصادی از دست خواهد داد. در فصل سوم که جنبه عملیاتی و اجرایی این اتحادیه را بیشتر نمایان خواهد کرد، به بررسی الزامات ایران برای عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا به ویژه در حوزه اقتصادی اشاره دارد. الف- اهداف و اولویت های اتحادیه اقتصادی اوراسیا: کمیسیون اقتصادی اوراسیا در گزارشی که از وضعیت این اتحادیه در شش ماهه نخست سال 2015 ارائه کرده است، تشکیل اتحادیه را باعنوان یک مجمع اقتصادی یکپارچه گرا با هدف حفظ منافع اقتصادی مجمع به شکل عام و کشورهای مشارکت کننده به شکل خاص معرفی می کند. مؤسسان اتحادیه اقتصادی اوراسیا تصمیم دارند که از آن، یک سازمان بین المللی با » شخصیت حقوقی بین الملل» و با هدف یکپارچگی اقتصادی منطقه ای بسازند. در حقیقت این سازمان می خواهد تا یک عنصر معنادار در معماری و ساختار اقتصادی جهان باشد. معاهده ای ای یو معین کرده که این اتحادیه باید درون قلمرو خود به اجرای فعالیت های بین المللی بپردازد و البته این فعالیت ها با هدف حل مشکلاتی انجام می شودکه اتحادیه با آنها مواجه خواهد بود. معاهده ای ای یو (Eurasian Economic Commission,2015)  نه فقط اصول کلی برای همکاری گسترده تر بین امضاکنندگان خود را تعیین می کند، بلکه حوزه های دقیقی را که همکاری در آن ها رخ می دهد نیز مشخص می کند. این مسئله از راه تعیین اولویت ها و تاریخ گذاری برای رسیدن به اهداف صورت می پذیرد. با تعیین این زمان ها، امضاکنندگان معاهده توافق کرده اند تا برای رسیدن به هدف طرح شده در اولویت ها اقدام به حذف تمام موانع موجود فنی، مدیریتی و هرگونه مانعی کنند که بر سر راه تجارت آزاد قرار بگیرد. مفهوم بازارهای مشترک در شناخت اولویت های اتحادیه بسیار مؤثر است. این بازارها، فضاهای نوینی از یکپارچگی و تعامل بین دولت های عضو در اتحادیه اقتصادی اوراسیا هستند. همچنین، معاهده اتحادیه اقتصادی اوراسیا به تعریف اولویت های اصلی در زمینه سیاست های حمل ونقل، تشکیل و اجرای یک سیاست کشاورزی مورد پذیرش همه و نیز تعریف اهداف بلندمدت و اهداف عملیاتی برای سیاست های صنعتی در اتحادیه بر اساس اصول و مکانیسم های همکاری صنعتی اقدام کرده و مقرر شده است که توسعه و اجرای سیاست ها در زمینه تجارت و مبادله، گمرک و تعرفه ها، رقابت در مالکیت عمومی، حمل ونقل و زیرساخت ها، توسعه کسب وکار، تنظیمات فنی و سایر حوزه ها باید منافع مربوط به توسعه صنعتی در کشورهای عضو را در نظر داشته باشد. از آنجا که تصور عملکرد مؤثر در اتحادیه اقتصادی اوراسیا بدون به کارگرفتن سیاست های منسجم در زمینه اقتصاد کلان غیرممکن است، این سیاست ها که شامل توسعه و اجرای کنش های مشترک از سوی دولت های عضو در اتحادیه می شود، باهدف به دست آوردن توسعه اقتصادی متوازن در اتحادیه تنظیم شده است. اگرچه کشور ثالثی مانند ایران در صورت تمایل به بکارگرفتن سیاست های همکاری جویانه در این چارچوب با مفهوم واحدی به اسم اتحادیه اقتصادی اوراسیا مواجه است که ماهیتی مستقل دارد؛ اما بدون شناخت منافع و دیدگاه های هریک از اعضای اتحادیه نمی تواند برای خود به عنوان کشور ثالث جایگاه مناسبی باز کند. (میرفخرایی، 1394) ب- ضروریات ژئواکونومیک ایران برای عضویت در اوراسیا: پس از انحلال اتحاد شوروی و قدرت گیری روسیه در صحنه معادلات بین المللی به ویژه با وقوع مسئله اوکراین، نقش روسیه در راهبری منطقه خارج نزدیک خود رو به افزایش است. از سویی ایران با روسیه  به عنوان محور حرکت های راهبردی در اوراسیا  و نیز سایر کشورهای این منطقه روابط حیاتی برقرار ساخته است و در برخی مناطق همچون ارمنستان نوعی منافع ژئوپلیتیک مستقیم نیز دارد و از سوی دیگر، رقابت های راهبردی روسیه با بازیگران بزرگ دنیا سبب شده است تا این کشور از راه محاسبه متغیرهای امنیتی و جریان مبادلات انرژی دست به تشکیل اتحادیه اوراسیا بزند با این هدف که تا جای ممکن این منطقه را به سمت ضریب بالاتری از اتحاد سوق دهد. هر درجه که این اتحاد بالاتر می رود، رقابت های راهبردی درمورد این منطقه نیز مهم تر می شود. از آنجا که مناطق آسیای مرکزی و قفقاز ادامه مناطق ژئواستراتژیکی همچون خاورمیانه هستند، با اهمیت تر شدن این منطقه در منازعات رقابتی می تواند کشورهای خاورمیانه ای همجوار را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد. واقع شدن چین در کنار این منطقه و تأثیر عمیق چین در سازمان همکاری شانگهای، مسئله راه های ابریشم پیشنهادی، نگاه اروپا به مسیر عبور تا قلب مشرق زمین و اهمیت آسیا پاسیفیک برای امنیت ملی آمریکایی ها بر ضرورت حضور و تعامل های چندجانبه در این منطقه بر اهمیت آن در مسیر اهداف ژئوپلیتیک ایران می افزایند. در کنار تمامی این موارد، ارتباطات تجاری و اقتصادی ایران در منطقه اوراسیا و اشتراکات انرژی پایه با اقتصاد روسیه سبب می شود که جمهوری اسلامی الزامات اقتصادی بیشتری در جغرافیای اوراسیا داشته باشد. در حقیقت ایران با یک منطقه تجاری مواجه خواهد بود که افزون بر حفظ استقلال سیاسی واحدهای عضو، یکپارچگی درحال پیشرفتی ازنظر اقتصادی و تجاری دارد و انسجام بیشتری نیز کسب خواهد کرد. ازآنجا که پیشنهاد اولیه تشکیل اتحادیه اقتصادی اوراسیا در راستای کنش اقتصادی متحد بین کشورهای اتحاد شوروی بوده است، هرگونه حرکت این اتحادیه به سوی یکپارچگی سیاسی به ضرر ایران خواهد بود. در این مورد ایران را باید با اروپا و شاید با چین هم نظر و از یک موضع استراتژیک دانست. بنابراین نباید کنش اقتصادی ایران در قبال ای ای یو نیز به شکلی صورت گیرد که مشوق یکپارچگی سیاسی به صورتی نزدیک به ساختار پیش از جنگ سرد باشد. در حقیقت هرگونه ارتباط اقتصادی و تجاری دولت و بخش خصوصی ایران با ای ای یو باید ضمن شناخت الزامات و اهداف این اتحادیه درحد امکان با حفظ ماهیت مجزای دولت های عضو صورت گیرد و در کنش های ژئواکونومیک با این اتحادیه بر ماهیت مستقل واحدها تأکید شود. چنان که ایران به عنوان بخشی از پازل بین المللی برای حرکت به سوی احیای دوباره اتحاد شوروی  در هر میزان که مقصود روس ها است عمل کند، بازیگران بزرگ بین المللی را بیشتر به سیاست محدودسازی ایران تشویق می کند. روس ها اهداف ژئوپلیتیک خود را از راه ابزارهای اقتصادی دنبال می کنند؛ بنابراین هرقدر نقش اوراسیا در محاسبات امنیت اروپایی به عنوان رکن ثانویه افزایش پیدا کند و بیشتر هم طراز رکن یوروآتلانتیک شود، محاسبات اروپاییان هم بیشتر به سمت روسیه و اوراسیا میل خواهد کرد و البته این امر برای تعامل ایران با اروپاییان پیامدهای متعددی خواهد داشت. با توجه به اینکه چین یک مشتری مهم برای نفت ایران است و اقتصاد آینده این کشور نقش مهمی در جهان ایفا خواهد کرد، توجه به مفهوم اوراسیا به عنوان پل ارتباطی بین اروپا و آسیا-پاسیفیک بسیار ضروری است. ایران باید در این پل ارتباطی حضور داشته باشد و با پر رنگ ساختن روابط اقتصادی خود در این مسیر، استراتژی آمریکا برای مهار چین را به متغیر روابط تجاری و اقتصادی خود مقید کند. از سویی زیرساخت های انرژی ایران، می تواند بستر مناسبی برای انتقال انرژی اوراسیا به آب های آزاد باشد. ج- ضروریات تجاری و اقتصادی ایران در همکاری با اوراسیا: ایران ملزم است تا برای گسترش برنامه های همکاری جویانه با اقتصاد اوراسیا، به سوی هماهنگ سازی ساختارهای اقتصادی خود با مدل های اقتصادی رایج در دنیا بپردازد. نخستین مسئله که در تحولات ژئواکونومیک دنیا مدنظر قرار می گیرد، مفهوم بخش خصوصی فعال در بدنه حرکت های اقتصادی دولت ها است. بخش خصوصی هماهنگ با خواست های رقابت جویانه دولت، می تواند آستانه ورود ایران به همکاری های اقتصادی با ای ای یو را هموارتر سازد. این بخش خصوصی البته امکان سنجی کالاها و عرصه های ورود خویش را باید براساس درک درست از منطق تعارض حاکم بر تحولات ژئواکونومیک اوراسیا تنظیم کند. در غیر این صورت هم بخش خصوصی هم جهت گیری های ژئواکونومیک ایران دچار شکست خواهند شد. جمهوری اسلامی البته نباید بپندارد که با تقویت بخش خصوصی نمی تواند تا جهت گیری های ژئوپلیتیک خود را در منطقه اوراسیا به پیش ببرد؛ زیرا معمولاً منطق بخش خصوصی متکی نبودن به دولت ها است. شناخت دقیق از میزان پذیرش شرکت های خصوصی ایرانی در منطقه اوراسیا، سبب می شود تا میزان حمایت های دولت از بخش خصوصی نیز تعریف شود. به عبارت دیگر، به همان سطح که شرکت های رقیب بخش خصوصی ایران از یارانه دولت های متبوع خود بهره می برند، شرکت های ایرانی هم باید مورد حمایت های دولت خویش باشند. این اتفاق ممکن است از سوی دیگر یعنی از سوی شرکت های خصوصی اوراسیایی هم رخ دهد. این بخش های خصوصی ابزارهای ژئواکونومیک دولت های منطقه اوراسیا هستند. یکی از ابزارهای مهم ایران در این زمینه برخورداری از زیرساخت های تولید انرژی در کشور است. در صورتی که ایران نتواند زیرساخت های تولید نفت و گاز را بروز رسانی کند و از پهنه گسترده سیستم انتقال انرژی در کشور بهره برداری نوین کند، یکی از ابزارهای رقابتی خود در عرصه ژئواکونومیک را از دست داده است. در صورت ارتقای این سیستم می توانیم برای جذب همکاری های اقتصادی در حوزه انتقال و پالایش انرژی یک مزیت رقابتی به دست آوریم. از آن روی که قزاقستان به عنوان تولیدکننده انرژی با مقام دوم در اوراسیا، به تعقیب هدف نوسازی زیرساخت های انرژی در این منطقه می پردازد؛ بنابراین ایران می تواند در موقعیتی همجوار یک بدیل کم هزینه تر برای تبادلات اقتصادی درزمینه انرژی منطقه اوراسیا باشد. این مشارکت ایران در زمینه انتقال انرژی زمینه کاهش هزینه های روسیه در همین موضوع نیز خواهد بود. توافق هایی که اتحادیه اقتصادی اوراسیا بر سر موضوعات حمل و نقل کرده نیز شبیه موضوعات انرژی است. فضای مشترک حمل و نقلی مدنظر این اتحادیه یک راه ابریشم منسجم است که می تواند میزان موفقیت خود را در آینده نشان دهد. فضای مشترک حمل ونقل در کنار سیاست های کشاورزی و همچنین صنعتی گسترده در این اتحادیه، نشان از الزام ایران به همکاری های فعال با اعضای ای ای یو با هدف تأثیر بر شکل گیری این فضاهای اشتراکی دارد. درصورتی که ایران نتواند به کمیسیون های مربوطه (به عنوان شکل دهندگان بازارهای مشترک) وارد شده و دیپلماسی اقتصادی مؤثری را پیش بگیرد، قطعاً مسیر ترانزیت مؤثر و تعاملات مشترک کشاورزی و سرمایه گذاری های صنعتی و بازاریابی های صحیح را در منطقه اوراسیا از دست خواهد داد. چون روسیه سفید یک کشور با ساختارهای صنعتی و البته نیازمند انرژی است، به عنوان یک متحد خوب جمهوری اسلامی می تواند مسیر ترانزیت ایران را برای صادرات قلب صنعتی خود انتخاب کند تا از این راه ایران به یک ابزار رقابتی از نوع تجاری دست یابد و بتواند قلب صنعتی اوراسیا را به شاهرگ های صادراتی خویش متصل کند. اگر ایران به راه های ابریشم مختلف نیز معتقد باشد بهتر است به مسیر ابریشم طراحی شده توسط متحدان روس خود بیاندیشد و این راه را به آسانی از دست ندهد. حضور ایران در مسیر ابریشم اتحادیه اوراسیا می تواند توان حرکتی در پیشبرد اهداف ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی را با کمک ابزارهای اقتصادی افزایش دهد. آنچه وضعیت کشور ثالثی مانند ایران را در اوراسیا دقیق تر می کند، مفهوم بازارهای مشترک و رژیم های تنظیم کننده مقررات برای این بازارها است. چنانچه ایران بخواهد کالاهای صادراتی خود را به کشورهای عضو اتحادیه اوراسیا عرضه بدارد، با مسئله بازارهای مشترک مواجه است که برای هر کالا تعریف شده و اهداف زمانی مشخصی را نیز برای آن ها تعیین کرده اند. اگرچه اصل عدالت یکسان برای جلوگیری از رخدادهایی همچون دامپینگ در رأس برنامه های ای ای یو قرار دارد؛ اما ایران به عنوان اقتصادی که جهت گیری بازار آزاد را انتخاب کرده می تواند بازارهای مشترک اوراسیا را بشناسد و طی یک دیپلماسی اقتصادی جهت حضور و عرضه کالاهای ایرانی در این بازارها نقش متناسبی بازی کند. این دیپلماسی اقتصادی باید هدف گیری خود را مبتنی بر تعامل با کمیسیون های اتحادیه قرار دهد تا بتواند بر وضع قوانین اتحادیه که مدل بازارهای مشترک را شکل می دهند تأثیر بگذارد. مسئله بسیار مهم در کلیت تعاملات ژئواکونومیک با این اتحادیه ها یا هر اتحادیه اقتصادی دیگر، مسئله قوانین گمرکی و یکسان سازی سطوح تعرفه ای بین اعضای اتحادیه های اقتصادی است. از آن روی که یکی از گام های مهم تشکیل ای ای یو توجه به اصل اتحادیه گمرکی اوراسیا بود، لزوم تنظیم قوانین گمرکی و محاسبه ضریب هزینه ها و منافع رعایت این قوانین مسئله ای بسیار ضروری است. درصورتی که تعرفه های گمرکی ما بالاتر از حد متناسب با تعرفه ای ای یو باشد شکل گیری تعاملات ژئواکونومیک با شکست مواجه می شود و اگر از حد متناسب پایین تر باشد درنهایت ابزارهای برتری اقتصادی را به دست رقیب بخشیده ایم. کار با قوانین گمرکی این اتحادیه می تواند ایران را به درخواست تعیین سطوح گمرکی مطلوب خود از رقبای اروپایی نیز سوق دهد. منابع: 1- دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال و دامن پاک جامی، مرتضی(1395)، « دیپلماسی اقتصادي جمهوري اسلامی ایران در آسیاي مرکزي؛ ارزیابی 25 سال روابط اقتصادي ایران و جمهوري ها پس از استقلال»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 96، زمستان 96، ص 25-65 2- میرفخرایی، سیدحسن(1394)، «اتحادیه اقتصادی اوراسیا و الزامات ژئواکونومیک آن برای ایران»، فصلنامه مطالعات روابط بین الملل، سال هشتم، شماره 32، زمستان 94،صص 143-175 ]]> اقتصاد و انرژی Sun, 01 Sep 2019 11:59:52 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3860/عضویت-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا-فرصتی-گذر-تحریمهای-غرب جمهوری ارمنستان و بحران سوریه؛ تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی ارامنه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3859/جمهوری-ارمنستان-بحران-سوریه-تکرار-تاریخ-حافظه-تاریخی-جمعی-ارامنه به لحاظ تاریخی ارمنستان تحت فرمان تیگران بزرگ، سوریه را تحت سلطه خود در آورده و آنتیوک (انطاکیه) را به عنوان یکی از چهار پایتخت امپراتوری ارامنه انتخاب نمود. با وجود آن­که سابقه حضور ارامنه در سوریه دارای تاریخی طولانی است، اما اکثر ارامنه پس از وقایع قتل عام ارامنه در سال ١٩١٥ میلادی در ترکیه به سوریه   آمده­ اند که نخستین کوچ (البته اجباری) ارامنه به سوریه و شامات محسوب می شد. در این مقطع، دومین موج کوچ گسترده ارامنه به خاک سوریه در سال 1938 صورت گرفت. در آن سال نیروهای فرانسوی اداره استانی را که امروز هاتای نامیده می شود به جمهوری ترکیه واگذار کردند و این مساله به شدت وحشت ارامنه را برانگیخت اما طی کنفرانس پاریس و در آخرین لحظه این مداخله واتیکان بود که دهکده قساب را در قلمرو سوریه قرار داد و ارامنه توانستند در آن جا بمانند.   بنابراین، ارامنه سوریه بخش مهمی از جامعه دیاسپورای ارمنی (مهاجرین ارمنی) در خارج از ارمنستان محسوب   می­ شوند که به لحاظ تاریخی متعلق به مناطق ارمنستان غربی در شرق ترکیه دوران عثمانی می­ باشند. هم اکنون بین ۶۰ تا ۷۰ هزار ارمنی در سوریه زندگی می­ کنند. بیشتر آن‌ها در حلب زندگی‌ می‌کنند و تعدادی نیز در شهر‌های دیگر سوریه مانند لاتاکیه، هومس، قمیشلی، جصاکه، رقه، کساب و البته پایتخت کشور دمشق ساکن‌اند. ارامنه سوری مناسبات و روابطی خاص با سوریه دارند. توروس تورونیان، نویسنده و ناشر هشتاد ساله ارمنی ساکن شهر حلب معتقد است: در همان حال که ترک ­ها ما را می کشتند و حتی از سوی مسیحیان اروپا نیز به فراموشی سپرده شده بودیم ، تنها این اعراب بودند که به ما کمک کردند. آنها بودند که ما را پذیرفته و این امکان را در اختیارمان گذاشتند که کلیسا و مدرسه بسازیم و زبان و فرهنگمان را حفظ کنیم. حلب و بیروت حتی امروز نیز یکی از پایگاه های بزرگ ارامنه محسوب می­شود . ارامنه سوریه و لبنان بر خلاف هم­کیشان خود در ارمنستان و ایران با لهجه ارمنی غربی صحبت می­کنند و به همین خاطر محلات ارمنی­نشین و روستاهای ارامنه در سوریه و لبنان امروزه یکی از معدود پایگاه های فرهنگ ارمنی غربی محسوب می شود.    به همین دلیل، سوریه برای ارامنه و ارمنستان از جایگاه تاریخی و فرهنگی بسیار بالایی برخوردار است. بسیاری از مقامات و شخصیت­ های شناخته شده ارمنستان، متولد سوریه هستند و همین امر خود نشانه دیگری از جایگاه و اهمیت سوریه برای ارامنه و ارمنستان است. از جمله این شخصیت­ ها می­توان به لئون ترپتروسیان، اولین رئیس جمهور جمهور ارمنستان (متولد حلب)، گارو کاهکجیان، از فرماندهان نظامی ارمنستان در جنگ قره­ باغ (متولد حلب) و واطان اوسکانیان، وزیر خارجه ارمنستان در سال­های ١٩٩٨ تا ٢٠٠٨ میلادی (متولد حلب) اشاره نمود.      با توجه به پیشینه تاریخی یاد شده، روابط جمهوری ارمنستان با سوریه پس از فروپاشی شوروی، شکل بسیار منسجم و نزدیکی به خود گرفت. دیدار رسمی لئون ترپتروسیان، رئیس جمهور وقت ارمنستان از سوریه، نخستین ملاقات رسمی بین ‌المللی یک رئیس جمهور ارمنی بعد از استقلال ارمنستان بوده است. خط هوایی حلب- ایروان نیز از جمله نخستین خطوط هوایی بود که در ابتدای دهه ١٩٩٠ میلادی و در اوج بحران­ های داخلی و خارجی ارمنستان ایجاد شد که حاکی از اهمیت این منطقه ارمنی­نشین سوریه برای ارمنستان بود.    بحران سوریه، قتل ­عام غیر نظامیان اعم از مسلمان و مسیحی، نابودی کلیساها از سوی داعش و سایر  گروه­ های تروریستی و به ویژه مداخله مستقیم ترکیه در تحولات سوریه، برای ارامنه به منزله تکرار تاریخ و یادآور وقایع قتل عام ارامنه توسط ترکان عثمانی در سال ١٩١٥ میلادی است. سوریه و مناطقی چون صحرای دیرالزور، شمال آناتولي، حلب و کساب یادآور مهاجرت و کوچ اجباری ارامنه توسط ترکان عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی است. به دلیل همین ذهنیت و پیشینه تاریخی، حمله گروه­ های تروریستی و تکفیری مورد حمایت ترکیه به روستاهای پر جمعیت ارمنی نشین منطقه کساب واقع درشمال غربی سوریه در استان لاذقیه بیش از هر چیز برای ارامنه جهان یادآور وقایع قتل­ عام ارامنه در ابتدای قرن بیستم میلادی بود و موجب واکنش، اعتراض و راهپیمایی ارامنه به این رویداد در نقاط مختلف جهان از جمله در ایران (شهرهای تهران و اصفهان) شد. سرژ سارگسیان، رئیس جمهوری سابق ارمنستان نیز در واکنش به این تحولات، از سومین تبعید ساکنان کساب سخن گفت که به روشنی گویای توجه تاریخی ارامنه به تحولات سوریه است. پس از سقوط بخش اعظم شهر حلب سوریه که موجب آوارگی ارامنه ساکن در این شهر شد، جمله معروف ارامنه حلب این عبارت بود که :"با پای برهنه به این جا آمدیم و با پای برهنه از این جا خواهیم رفت؛ عبارتی که اشاره به آوارگی و مهاجرت اجباری ارامنه از مناطق شرقی ترکیه به سوریه در اوایل قرن بیستم میلادی دارد.     به همین دلیل در بحران سوریه، اکثریت ارامنه سوریه حامی دولت این کشور و بشار اسد هستند. در واقع ارامنه سوریه، نگران آن هستند که گروه­های اسلامی تندرو جایگزین دولت سکولار سوریه (بشار اسد) شوند و آزادی اجتماعی، فرهنگی و مذهبی که طی چند دهه گذشته در سوریه داشته­ اند را از دست بدهند. به عنوان یک قاعده کلی، اقلیت های دینی و مذهبی در هر جامعه ای از نظام سیاسی سکولار بیش تر از یک نظام دینی حمایت می کنند؛ چرا که از فضا و آزادی عمل بیشتری برخوردارند. ارامنه سوریه نیز با چنین نگرشی، حاکمیت سکولار نظام سیاسی کنونی سوریه را بر یک نظام دینی آن هم از نوع اسلام سلفی و رادیکال داعش و جببه النصره ترجیخ می دهند.    در این راستا، دولت ارمنستان از ابتدای بحران سوریه، به صورت آشکار و قاطعانه از دولت بشار اسد حمایت نموده است. پیوندهای تاریخی عمیق ارمنستان با سوریه، تامین امنیت ارامنه ساکن در سوریه، حفظ میراث فرهنگی، تاریخی و مذهبی ارامنه به ویژه کلیساهای سوریه و مقابله با سیاست­های ترکیه در منطقه، از جمله   مهم­ ترین دلایل حمایت دولت ارمنستان از نظام سیاسی مستقر در سوریه به محوریت بشار اسد است. طی چند سالی که از بحران سوریه می­گذرد، مقامات بلندپایه­ ای از ارمنستان به سوریه مسافرت نموده­ اند که دیدار ادوارد نعلبندیان، وزیر امور خارجه سابق ارمنستان از دمشق (خرداد  ١٣٩٤) و متعاقب آن سفر یک هیئت پارلمانی ارمنستان به سوریه (خرداد  ١٣٩٤) از جمله دیدارهای مهم مقامات ارشد ارمنستان با مقامات سوریه به شمار  می­رود.      نکته شایان توجه در دیدار مقامات ارمنی و سوری، شبیه­ سازی تحولات کنونی سوریه به ویژه نقش حمایتی سوریه با قتل ­عام (نسل­ کشی) ارامنه از سوی ترکان عثمانی در اوایل قرن بیستم میلادی است. چنانچه ولید المعلم، وزیر خارجه سوریه در نشست خبری مشترک با ادوارد نعلبندیان در دمشق اظهار داشت: «نوادگان عاملان  نسل­کشی ارامنه امروز در حال انجام همان جنایات در سوریه هستند. اگر جامعه جهانی عاملان کشتار ارمنی­ها در گذشته را مجازات می­ کرد، نوادگان آن ­ها امروز جرات نمی­ کردند این جنایت­ ها را تکرار کنند». بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز در دیدار با ادوارد نعلبندیان، اظهار داشت: «آنچه که ارمنی‌ ها به واسطه اقدامات ترکیه در گذشته از آن رنج بردند، تمام اقشار ملت ما با همان ابزارهای کشتار و تروریسم از آن رنج می‌برند، هر چند که روش تغییر کرده است. سوریه و ارمنستان دو قربانی نسل‌کشی ترکیه هستند». در همین راستا، دولت سوریه در سال ٢٠١٥ میلادی اقدام به شناسایی قتل ­عام ارامنه در سال ١٩١٥ به دست ترکان عثمانی به عنوان «نسل­کشی» (ژنوساید) نمود که از زمان استقلال سوریه در سال ١٩٤٦ میلادی بی ­سابقه بود.      دیدار ولید المعلم با ادوارد نعلبندیان، وزیر خارجه سابق ارمنستان در دمشق، 27 می 2015 میلادی اما یکی از مهم ­ترین و چالش برانگیزترین مباحث مرتبط با موضع دولت ارمنستان در قبال بحران سوریه، وضعیت مهاجرت ارامنه سوریه به ارمنستان و اسکان آن­ ها در مناطقی چون قره ­باغ است که این موضوع در سال های اخیر با اعتراض جمهوری آذربایجان مواجه شده است. از مقطع آغاز بحران سوریه بیش از ١٥ هزار نفر از ارامنه سوریه به ارمنستان منتقل شده اند که ٢٥٠٠ نفر از آن­ها در تابستان ٢٠١٦ وارد این کشور شده­اند. به همین دلیل، ارمنستان یکی از مهم­ ترین مقاصد مهاجران سوری پس از کشورهای اروپایی به شمار می­ رود. تیگران بارسقیان، معمار کل شهر ایروان طی نشستی که در وزارت دیاسپورا ارمنستان در آن مقطع برگزار شد، اعلام نمود که برای اسکان مهاجرین ارمنی سوریه، منطقه­ ای با وسعت تقریبی ٥ هکتار با عنوان "حلب جدید" در منطقه آشتاراک ایروان احداث خواهد شد. هرچند به دلیل مشکلات مالی دولت ارمنستان عملاً اقدامی عملی در این زمینه صورت نگرفت.    این در حالی است که، معضل مسکن یکی از مهم ترین مشکلات آوارگان ارمنی سوری در ارمنستان است. بر اساس این گزارش، تنها 30 درصد از آوارگان ارمنی سوری، توانسته ‌اند در ارمنستان برای خود مسکن تهیه کنند. بخشی از این آوراگان اما هنوز در پناهگاه ها و یا منازل نزدیکان خود در ارمنستان زندگی می کنند. این در حالی است که خانواده‌های آوارگان ارمنی سوری که دارای کودکان خردسال و یا افراد معلول هستند تحت پوشش برنامه ویژه دولت ارمنستان قرار گرفته اند. بر اساس این طرح، پرداخت پول اجاره خانه این خانواده‌ها بر عهده دولت ارمنستان است. همچنین یکی دیگر از مشکلات آوارگان ارمنی سوری در ارمنستان، نداشتن کار است. بر اساس برخی گزارش‌ها، 65 درصد از این آوارگان در ارمنستان بی کار هستند. این در حالی است که برخی از سازمان‌های اجتماعی ارمنستانی با برگزاری دوره‌های تخصصی، تلاش دارند این آوارگان را وارد بازار کار ارمنستان کنند. این سازمان‌های اجتماعی همچنین تلاش می کنند نقش آوارگان ارمنی سوری را در جامعه ارمنستان افزایش دهند تا ضمن همگرایی، حضور فعالی در توسعه اقتصادی این کشور داشته باشند.[1]    شاید بتوان مهم ترین مشکل مهاجرین ارمنی سوری در ارمنستان را چالش تطابق فرهنگی و اجتماعی دانست. هر چند ارامنه سوریه بخشی از جامعه دیاسپورای ارمنی محسوب می شوند اما از نظر فرهنگی و اجتماعی در فضای یک کشور عربیِ خاورمیانه ای با نظام اجتماعی و شرایط جغرافیایی متفاوتی پرورش یافته اند که این امر انطبابق آن ها با جامعه ارمنستانِ قفقازی را دشوار ساخته است که این امر برای کودکان و نوجوانان شاغل به تحصیل در مدارس ارمنستان به مراتب دشوارتر از بزرگ سالان است.   تصویری از یک خانواده مهاجر سوری اهل دیرالزور در ایروان، پایتخت جمهوری ارمنستان      اما مهم ترین بخش چالش برانگیز این موضوع، طرح مباحث مختلفی است که در رابطه با انتقال برخی از مهاجران ارمنی سوری به منطقه مورد مناقشه قره باغ مطرح شده است. دولت ارمنستان اساساً پذیرش مهاجرین و آورگان ارمنی سوریه را یک اقدام انسانی و حقوق بشری می داند. اما در مقابل، جمهوری آذربایجان این اقدام را اقدامی در جهت افزایش جمعیت ارمنستان و تغییر ترکیب جمعیتی قره باغ می داند. در مورد نخست، کارشناسان و مقامات آذری بر این باورند که ارمنستان به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی از روند مهاجرت معکوس رنج می­برد و رشد پایین جمعیت و مهاجرت قابل توجه شهروندان این کشور به اروپا و آمریکا (با هدف الحاق به جوامع دیاسپورایی ارامنه در این مناطق) از جمله تهدیدات جدی امنیت ملی ارمنستان به ویژه در قبال جمهوری آذربایجان است که با جمعیتی تقریبی ١٠ میلیون نفری (٩ میلیون و ٩٦١ هزار و ٣٩٦ نفر در سال ٢٠١٧) از جمعیتی تقریبا سه برابر جمعیت  ٣ میلیون نفری ارمنستان و قره­باغ (٣ میلیون و ٤٥ هزار و ١٩١ نفر در سال ٢٠١٧) برخوردار است. لذا دولت ارمنستان، شرایط بحرانی ارامنه سوریه را فرصت مناسبی برای جذب جمعیت مهاجران ارمنی و بهبود وضعیت جمعیتی خود می­بیند. به همین دلیل، المار ممدیاروف وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان در نشست «همکاری مشترک برای تقویت امنیت دریای مدیترانه، در عصر تشدید مهاجرت» که از طرف سازمان امنیت و همکاری اروپا در پالرموی ایتالیا برگزار شد، اظهار داشت:   «سوءاستفاده مقامات ارمنستان از بحران پناهجویان در منطقه ادامه دارد. آن ها، ارامنه سوریه را به مناطق اشغالی در جمهوری آذربایجان منتقل می‌کنند. بعضی رهبران ترادژی های پناهجویان را برای منافع خودشان به کار می گیرند. ارمنستان با نقض آشکار حقوق بین المللی، ارمنی ها سوریه را در اراضی آذربایجان اسکان می دهد. این اقدام ارمنستان بهترین نمونه سوء استفاده از ترادژی انسانی است».[2]   پس از تحولات اعتراضی فراگیر در ارمنستان در آوریل و می 2018 میلادی که منجر به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان شد، دولت جدید ارمنستان توجه بیشتری به جوامع دیاسپورایی ارمنی در خارج از ارمنستان نمود که در این بین، ارامنه سوریه به دلیل وضعیت و خاص شان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. اعزام تیمی از کارشناسان مین‌ زدایی و پزشکی به شهر حلب واقع در شمال سوریه، ماموریت صلح بانی ارمنستان در سوریه در هماهنگی با روسیه که در پی دیدار نیکول پاشینیان و پوتین صورت گرفت و با واکنش منفی فرانسه نیز مواجه شد و ارسال چندین محموله کمک های انسان دوستانه با همکاری نیروی هوایی روسیه به سوریه به ویژه شهر حلب از مهم ترین تحولات صورت گرفته در روابط ارمنستان و سوریه در دوره نیکول پاشینیان است.     با این وجود، نقش و تاثیرگذاری ارمنستان در معادلات سیاسی و میدانی سوریه اندک است. علاوه بر امکانات محدود و محذورات اقتصادی، ملاحظات سیاسی این کشور نیز مانع از نقش آفرینی بیشتر در معادلات سوریه شده است. موضع ارمنستان در حمایت از نظام سیاسی مستقر در سوریه این کشور را به مواضع ایران و روسیه نزدیک می سازد، اما از سویی دیگر اختلافات دیرپا و سنتی ارمنستان و ترکیه و شناسایی نسل کشی ارامنه از سوی دولت سوریه در سال 2015 میلادی مانع از همکاری ایران، روسیه و ارمنستان در صحنه تحولات سوریه شده است. همچنین ارمنستان به ویژه در دوره نیکول پاشینیان گرایش و توجه بیشتری نیز به جهان غرب داشته است و از این رو در صحنه تحولات سوریه تا جایی پیش می رود که انتقادات جهان غرب را در پی نداشته باشد. واکنش منفی فرانسه به توافق پاشینیان و پوتین برای اعزام ماموران صلح بانی به سوریه نمونه بارزی است که احتیاط و ملاحظه را بر نوع کنشگری ارمنستان در سوریه حاکم ساخته است. ورای همه این ملاحظات سیاسی، بحران سوریه، کشتار بخشی از جمعیت ارامنه در سوریه و تبعید و مهاجرت اجباری ارامنه این کشور به ارمنستان بیش از هر چیز برای ارامنه تکرار تاریخ در حافظه تاریخی و جمعی آن ها است.           [1] . «افزایش مهاجرت ارامنه ساکن سوریه به ارمنستان»، پارس تودی، 27 مهر 1395. [2] . «انتقال ارامنه سوریه توسط ارمنستان به مناطق اشغالی قره باغ»، سایت تحلیلی- خبری حقایق قفقاز، 4 آبان 1396. ]]> قفقاز جنوبی Sun, 01 Sep 2019 11:18:04 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3859/جمهوری-ارمنستان-بحران-سوریه-تکرار-تاریخ-حافظه-تاریخی-جمعی-ارامنه شاهکار پوتین: نقش نظامی و دیپلماتیک روسيه در سوریه از چشمان سوری و ایرانی http://www.iras.ir/fa/doc/note/3858/شاهکار-پوتین-نقش-نظامی-دیپلماتیک-روسيه-سوریه-چشمان-سوری-ایرانی وقتی نیروهای روس اواخر سال 2015 به سوریه اعزام شدند، اکثر ناظران آن را به عنوان تلاش مستأصل روسيه برای نجات متحد محکوم به فنا ارزیابی کردند، اقدامی که در نهایت به کشیده شدن به باتلاق منتهی خواهد شد. بجای این، نیروی هوایی روسیه با نمایش قابلیت ضربه زدن دقیق باعث تعجب ناظران در سوریه و خارج از آن شد. قابلیتی که فقط تعداد معدودی از نیروهای هوایی – در شمال آمریکا، غرب اروپا و اسرائیل – دارای آن هستند. روسها از این فراتر رفته و به مشورت به نیروهای زمینی سوریه در مورد راه‌های تغییر آرایش و کسب قابلیت مانور جنگی به منظور راه انداختن سیاست برقراری صلح (از جمله جلب دشمنان سابق) پرداختند، و، از قرار تعجب آورترین امر (پس از بحران اوکراین) تشکیل ساختار حل و فصل درگیری بود که مسکو در تحمیل آن به متحدان ایرانی و سوری خود موفق شد. این مقاله کوتاه تلاشی است برای تحلیل برداشت از اثر نظامی و دیپلماتیک روسیه در سوریه بر بخشی از بازیکنان دیپلماتیک، سیاسی و نظامی ایران و سوریه. اینجا همچنین عواملی بررسی مي‌شود که آنها را وادار کرد در شرایط وجود تردیدهای بسیار نسبت به مقاصد و تصمیم‌های روسيه، نقش برتر آن را بپذیرند. تحلیل موجود در این بخش اساساً بر مصاحبه با دیپلمات‌ها، مقامات و نظامیان ایرانی و سوری و همچنین فرماندهان و رهبران اپوزيسيون مسلح سوریه اتکا دارد که توسط یک تیم تحقیقی محلی در سال‌های 2017-2018 در سوریه انجام شده بود.   تاثیر هواپیماها و مستشاران روسیه تقریباً همه طرفین مصاحبه، گاه ناخواسته، اعتراف می‌کردند که مداخله نیروی هوایی روسيه نقطه عطف نظامی کلیدی در درگیری بود. همه فرماندهان اپوزيسيون قبول کردند که مقاومت بلندمدت در برابر بمبارانهای دقیق روسيه غیرممکن بود و اثر این ضربات خیلی بیش از حملات میلیشاهای تحت حمایت سپاه پاسداران (آغاز شده از سال 2013) بود. در این بخش، مستشاران سپاه پاسداران و فرماندهان میلیشای شیعه مرتبط با سپاه ادعا می‌کردند مداخله میلیشای بسیج شده از طرف پاسداران نقطه عطف واقعی در جنگ بود که برای اولین بار نیروی رزمی تهاجمی در اختیار رژیم اسد قرار داد. ولی آنها اعتراف می‌کردند که نیروی هوایی روسيه هم نقش کلیدی ایفا کرده است. ولی دیدگاه مقامات بلندمرتبه رژیم اسد مهم‌تر از همه است، زیرا آنها شرکای کلیدی روسها در پایان دادن به درگیری هستند. افسران و مقامات سوری، تقریباً بلا استثنا، مداخله روسيه را تعیین کننده‌ترین کمک دریافت شده ارزیابی می‌کنند، و طی سال 2017 آنها همچنان حمایت روسيه را حیاتی‌ترین کمک خارجی برای رژیم سوریه تلقی می‌کردند، هرچند حمایت ایران بلندمدت‌تر بوده و ایران حمایت پایدار خود از اسد را به نمایش گذاشته بود. در سال 2018، وقتی معلوم شد رژیم در حال پیروز شدن در جنگ است، حملات هوایی غربی (و بطور اخص اسرائیل) در قانع کردن رژیم به نیاز به حمایت بلندمدت روسيه نقش مهمی ایفا کردند، زیرا تنها روسيه می‌توانست به سوریه در ساخت پدافند ضدهوایی کمابیش مطمئن کمک کند (به بخش زیر توجه شود). بنظر می‌رسد مشاوران روس رژیم سوریه در طراحی سیاست آشتی بکار گرفته شده در اراضی تصرف شده توسط نیروهای دولتی نقش مهمی ایفا کرده‌اند. این نقش در رسانه‌های روسی تبلیغ شده، و بنظر می‌رسد بر تجربیات روسيه و شوروی در چچن و افغانستان اتکا داشته، و بطور اخص به فرماندهان اسبق اپوزيسيون که به تغییر موضع تن داده بودند، اطمینان می‌داد که آنها وارد چارچوب اجتماعی رژیم می‌شوند. هرچند ارزیابی اثر این سیاست‌های نو دشوارتر از ارزیابی اثر بمبارانهای روسيه است، ولی روسها می‌توانستند تجربیات تخصصی را در میان گذاشته باشند، که هم سوریها و هم ایرانی‌ها از آنها محروم هستند. حداقل، موارد وسیعاً تبلیغ شده آشتی فرماندهان اپوزيسيون با رژیم (در حضور مشاوران روس)، به بسیاری از فرماندهان اپوزيسيون نشان داد که جایگزینی برای مرگ زیر بمبارانهای روسيه یا کشته شدن از گلوله میلیشای تحت حمایت سپاه پاسداران وجود دارد. کمک روسيه به ارتش سوریه برای کسب یا احیای قابلیت مانور جنگی به وقت بیشتری نیاز داشت. ارتش عربی سوریه همچنین می‌تواند قابلیت‌های تاکتیکی خود را طی سال‌های طولانی جنگ بهبود داده باشد. هرچند طی سال‌های 2015 و 2016 ارتش معمولاً به شکل پشتیبانی از میلیشای سوری و خارجی اقدام می‌کرد. بنظر می‌رسد سپاه پاسداران قابلیت مانور ندارد، احتمالاً به این دلیل که فقط مشغول تعلیم میلیشا و پیاده نظام بود. میلیشاهای تعلیم دیده از طرف سپاه پاسداران و حزب الله، نیروی تهاجمی و دارای انگیزه از آب درآمدند، و توانایی‌های تاکتیکی برابر با بهترین واحدهای اپوزيسيون را داشتند. معلوم شد جمع زده شدن ضربات هوایی روسيه به این توانایی‌ها برای تغییر جریان درگیری کافی بود. ولی اگر ارتش عربی سوریه طی سال‌های 2017 و 2018 نقش برتری در نبردها ایفا نمی‌کرد، جنگ می‌توانست مدت طولانی ادامه داشته، و فوق العاده خونین و ویرانگر باشد. ارتش عملیات بغرنجی طراحی کرد که متوجه تبدیل اراضی تحت کنترل دشمن به قطعات جدا از یکدیگر بود. افسران سوری و سپاه هر دو می‌گویند مشاوران روس وزارت دفاع حامیان اصلی عقیده مربوط به احیای نقش برتر ارتش در جنگ بودند. ارتش و میلیشا سپس به محاصره این قطعات پرداخته و همزمان پیشنهادهای کمابیش جذابی برای تسلیم دشمن محاصره شده مطرح می‌کردند. وقتی این تاکتیک (از نبرد حلب به بعد) با موفقیت پیشروی کرد، روند احیای کنترل اسد بر سوریه بطور دراماتیک تسریع شد.   مانور دیپلماتیک ولیکن، حتی در شرایط توان هوایی روسيه، وجود میلیشای دارای احوال تهاجمی و قابلیت مانور جنگی، و سیاست‌های آشتی زیرکانه، درگیری، مخصوصاً در مناطق جنوبی و شمالی (در شرایط خطوط کوتاه لجستیک اپوزيسيون تا مرز اردن، اسرائیل و ترکیه و آمادگی کشورهای حامی برای پرداخت و تأمین سخاوتمندانه)، می‌توانست سالیان طولانی به درازا بکشد. در آن مقطع زمانی روسيه پوتین طی مداخله در سوریه دستآوردهای بزرگی داشت که ادامه بقای رژیم سوریه یکی از بندهای مهم آن بود، ولی این موفقیت برای پرهیز از درگیر شدن در باتلاق و ناچار شدن به ادامه عملیات دارای نتایج نامعلوم طی سال‌های آینده کافی نبود. به منظور دسترسی به پیروزی واقعی در سوریه، پوتین و دولت روسيه به تربیع دایره دیپلماتیک در بخش حل و فصل درگیری، همکاری با حداقل برخی از بازیکنان منطقه‌ای و به حاشیه راندن دیگران نیاز داشتند. این فرصت به دنبال شکست خوردن کودتای ژوئیه 2016 علیه اردوغان در ترکیه نمایان شد. اندکی بعد از آن روابط روسيه و ترکیه بطور محسوس گرمتر شد. طی یک رشته مساعی دیپلماتیک که پیرامون به اصطلاح مذاکرات آستانه متمرکز شده بود، روسها ابتدا برای ترتیب دادن زمینه انتقال سیاسی اقدام کردند که به تشکیل دولت ائتلافی و استعفای اسد منتهی می‌شد. اسد می‌بایست با نماینده دیگر حزب بعث سوریه تعویض می‌شد. در حال حاضر دشوار است گفت آیا روسها واقعاً به موفقیت مساعی خود اطمینان داشتند یا مشغول فراهم کردن زمینه برای مرحله بعدی استراتژی دیپلماتیک خود بودند. مصاحبه با مقامات سوری، منجمله بعضی‌ افراد خیلی نزدیک به اسد، نشان می‌دهد روسها واقعاً سعی بر برکناری اسد داشتند. در نهایت، بسیاری از احزاب دست اندر کار، پیشنهاد روسيه برای انتقال سیاسی منتهی شونده به سرکار آمدن رئیس‌جمهور جدید از حزب بعث را رد کردند. برغم این، مذاکرات به روسها اجازه داد اراده نیک خود را به نمایش گذاشته و وارد تبادل‌های دیپلماتیک فعال با برخی بازیکنان کلیدی منطقه مانند ترکیه و اردن شوند. دیپلمات‌های روسيه با مهارت از هراس اردن از تقویت فزاینده نفوذ گروه‌های جهادی رادیکال مانند داعش و القاعده در صفوف اپوزيسيون مسلح سوریه و بیگانگی ترکیه از آمریکایی‌ها استفاده کردند. مقامات سوری، فرماندهان اپوزيسيون و حتی یک منبع ترک در حزب اردوغان وجود توافق بین روسها و ترکها در ژانویه 2018 را تأیید کردند که اجازه می‌داد آنها، درصورت توانایی جدا کردن گروه‌های جهادی بين‌المللي از اپوزيسيون و کنترل اپوزيسيون، در حل و فصل درگیری (و متعاقباً کسب نفوذ دائمی در نظام پس از جنگ سوریه) نقش کلیدی ایفا کنند. طبق این توافق، بقایای اپوزيسيون سوریه پیرامون ادلب در شمال متمرکز شده، و می‌توانستند بین به زمین گذاشتن اسلحه و پیوستن به نیروهای تحت فرماندهی ترکیه در عفرین، یا نابودی، یکی را انتخاب کنند. در سال 2018 ترکها خطوط لجستیک سعودی عبور کننده از ترکیه به گروه‌های سعودی گرا در شمال سوریه را قطع کرده، و در ترتیب دادن تأمینات اپوزيسيون موقعیت انحصاری کسب کردند. توافق با روسيه این بود که آنها (ترک‌ها-م) گروه‌های مشتری خود را به رویارویی با جهادیون بين‌المللي و کردهای متحد شده با آمریکایی‌ها در شمال سوریه ترغیب می‌کنند. پس از "تقارن" اپوزيسيون تحت هدایت ترکیه از این طریق، آنها برای نیل به توافق سیاسی به منظور پایان دادن به درگیری، با رژیم اسد وارد مذاکره می‌شدند. در پاییز سال 2018 خودداری ترکیه از قبول ادامه حکومت اسد مانع اصلی باقیمانده سر راه این طرح بود. منابع مختلف اپوزيسيون سوریه در جنوب با منابع دولتی سوریه در این مورد توافق نظر داشتند که اردنی‌ها در اواخر زمستان و اوایل بهار 2018 با قطع خطوط تأمینات اپوزيسيون موافقت کرده و حتی چند کاروان تأمینات در حال حرکت در خاک خود را توقیف کردند. اطلاعات اردن از سال 2016 به بعد با روسها در مورد رد یابی اهداف "جهادی جهانی" در سوریه به توافق رسیده بود، و لذا توافق سال 2018 از خیلی وقت پیش بین گزینه‌های اردن قرار داشت. به این ترتیب، اسرائیل تنها منبع باقیمانده برای رساندن کمک به اپوزيسيون بود. اسرائیل سعی داشت به عنوان حامی علنی گروه‌های سلفی نمایان نشود و به همین دلیل فقط اجازه انتقال بخش محدود تأمینات را می‌داد. به دیگر سخن، توافقات ترتیب داده شده از طرف روسيه با ترکیه و اردن اساساً سعودی‌ها و دیگر کشورهای عرب خلیج، سخاوتمندترین حامیان گروه‌های اپوزيسيون، را از صحنه بیرون راندند. غلبه بر مقاومت متحدان اپوزيسيون سوریه در نتیجه مواجه شدن با کمبود امکانات در آخر سال 2018 به زانو در آورده شد. طرح سال 2017 روسيه که تشکیل دولت ائتلاف تحت ریاست جمهوری بعثی (ولی فردی به غیر از اسد) را منظور می‌داشت، برای بسیاری از گروه‌های اپوزيسيون که در آغاز آن را مردود دانسته بودند در سال 2018 به رؤیایی دور شباهت پیدا کرد. امری که چندان هم مشهود نبود این است که در آغاز طرح روسيه حتی از طرف اسد و اکثر اطرافیانش و همچنین ایرانی‌ها رد شده بود. مقامات سوری که با آنها در اواخر سال 2017 صحبت شده بود تأیید کردند که اسد، برغم فشار روسيه و حمایت برخی از مقامات ارشد رژیم که این برنامه را راهی برای نیل به صلح و حفظ بقیه رژیم تلقی می‌کردند، هرگز با پیشنهاد استعفا موافقت نکرده بود. پیروزی‌های نظامی رژیم این پیشنهاد را در بهار 2018 کهنه کرد، هرچند دولت ترکیه به اصرار بر ضرورت استعفای اسد ادامه می‌دهد. طرفین مصاحبه همچنین گفتند خیلی‌ها درون رژیم بعث در مورد تقسیم قدرت با اپوزيسيون تردیدهایی داشتند و با پیشنهاد واگذاری سمت‌های کلیدی در دولت به نمایندگان اپوزيسيون مقاومت می‌کردند. افسران سوری طی سال 2018 حدس زدند حتی توافق موقت روسيه و ترکیه در اواخر سال 2017 و اوایل سال 2018 (که اجازه داد ترکیه نوار مرزی سوریه را تحت الحمایه خود کند)، از دیدگاه رژیم اسد منفی بود، ولی دمشق زیر فشار روسيه ناخواسته با آن موافقت کرد، تا از اعزام نیروهای خود به این منطقه طفره برود. روسها در تابستان 2018 در تلاش برای پیدا کردن فرمول بلندمدت‌تری بودند که به اردوغان اجازه اعمال نفوذ دائمی بر سوریه، بدون تعرض به حاکمیت سوریه، را بدهد. بطور مشابه، ایرانی‌ها و بطور اخص سپاه پاسداران، بازیکن ایرانی اصلی در سوریه، در آغاز از پیشنهادهای روسيه در مورد نوعی حل و فصل سیاسی – دیپلماتیک به خشم آمده و اصرار می‌کردند پیروزی نظامی مستقیم تنها راه حل قابل قبول می‌باشد. به گفته منابعی در سپاه پاسداران، و دیپلمات‌های ایرانی، و همچنین مقامات و نظامیان سوری، ایرانی‌ها به نیل به تفاهم با ترکها علاقه چندانی نداشتند. ولی ایرانی‌ها در تابستان 2018 پشت سر روسها بر دولت سوریه فشار وارد می‌کردند تا اشغال نوار مرزی سوریه در شمال را تحمل کند. روسها چگونه به این عطف نایل شدند؟ البته انزوای بين‌المللي سوریه و انزوای فزاینده ایران یکی از این عوامل بود. برای مقایسه مي‌شود به موقعیت خیلی نیرومندتر روسيه در سامانه بين‌المللي اشاره کرد. ولی امر مهم‌تر استفاده صحیح روسها از برگه‌های موجود بود. واگذاری پدافند هوایی و حمایت دیپلماتیک دقیقاً سنجیده شده به سوریها و ایرانیان یکی از نمونه‌های بارز توانایی روسيه برای وادار کردن متحدان بی‌میل خود به حرکت در جهت مورد نیاز آن بود. پدافند ضدهوایی سوریه در اوایل سال 2018 خیلی کهنه و در نتیجه درگیری لطمه شدید دیده بود. ایرانی‌ها هم امکانات ضدهوایی محسوسی در سوریه نداشتند. روسها در مقابل از لحظه مداخله سامانه‌های ضدهوایی مدرن پیرامون لاذقیه مستقر کرده بودند و این سامانه‌ها در آینده تقویت شد. مسکو از آنها هرگز برای دفاع از سوریها، ایرانیان یا حزب الله در برابر حملات منظم اسرائیل یا حملات متفرقه ائتلاف آمریکایی - فرانسوی – انگلیسی استفاده نکرده بود. به گفته منابعی بین نظامیان سوریه، همراه با شدت یافتن حملات هوایی و گزارش اطلاعات سوریه (طی تدارک عملیات غوطه شرقی در سال 2018) از تدارک برنامه پشتیبانی از ضد حمله اپوزيسيون در جنوب به واسطه حملات هوایی گسترده آمریکایی، روسها ابتدا با احیا و به روز کردن سامانه ضدهوایی سوریه و سپس – در سپتامبر 2018 – با واگذاری سامانه‌های ضدهوایی اس300 به آن موافقت کردند. در عمل، روسها توانایی سوریها را بهبود دادند، ولی آن را به هیچ وجه به سطح لازم برای دور نگاه داشتن آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها نزدیک نکردند. به این ترتیب، به سوریها و ایرانی‌ها نشان داده شد: آنها به فنآوری‌های نظامی روسيه و موقعیت آن به عنوان قدرت هسته‌ای (که رویارویی مستقیم آمریکا با روسيه یا اسرائیل با روسيه را غیر محتمل می‌کند) تا چه اندازه بستگی دارند. منبع: از مجموعه "Russia’s Policy in Syria and the Middle East"، منتشر شده از طرف انستیتوی مطالعات اروپایی، روسی و اورآسیایی (دانشگاه جورج واشنگتن) و "Central Asia Program"، شماره 212، ژانویه 2019، ابتکار "اسلام در روسيه، روسيه در جهان اسلام" نویسنده: آنتونیو جیستوتسی محقق غیروابسته متولد ایتالیا است که درجه دکترای خود را از مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن کسب کرد. او نویسنده چند مقاله و رساله در مورد افغانستان و همچنین 6 کتاب، از جمله "هنر تحمیل" (انتشارات دانشگاه کلمیبا، 2011)، "میسیونرهای مدرنیسم" (Hurst, 2016) و "دولت اسلامی در خراسان" (Hurst, 2018) می‌باشد. او در مورد سوریه مقاله "برون سپاری خشونت دولتی: نیروی دفاعی دولتی، "قابلیت دولت بودن" و انعطاف پذیری رژیم در جنگ سوریه"، سیاست مدیترانه 22، شماره 4 (2017) را نوشته و مقاله‌های بیشتری در دست تحریر می‌باشد.   ]]> همسایگان اوراسیا Mon, 26 Aug 2019 07:46:14 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3858/شاهکار-پوتین-نقش-نظامی-دیپلماتیک-روسيه-سوریه-چشمان-سوری-ایرانی اوضاع نظامی سیاسی دریای خزر http://www.iras.ir/fa/doc/article/3857/اوضاع-نظامی-سیاسی-دریای-خزر دریای خزر بزرگترین پهنه آبی سربسته جهان است که به اقیانوس جهانی ارتباط نداشته ولی به واسطه کانال قابل کشتیرانی ولگا – دن به دریاهای آزوف و سیاه متصل شده است. این حلقه مهم شکل گیری سامانه راه‌های آبی داخلی روسيه ("سامانه واحد عمیق بخش اروپایی فدراسیون روسیه") در سال‌های 50 قرن بیستم است. اهمیت ژئوپلتیک دریای خزر با یک رشته عوامل ارتباط دارد. امر شماره یک وجود منابع محسوس نفت و گاز (تا 6,5 میلیارد تن معادل نفتی ذخایر اثبات شده و احتمالی نفت و گاز در فلات قاره و در بستر دریا، طبق ارزیابی سرویس اطلاعات انرژی ایالات متحده [1]) در دریای خزر می‌باشد. توان ترانزیتی، امکان اتصال راه‌های دریایی آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی برای حمل مواد انرژی‌زا و دیگر کالاها از طریق راهروهای حمل و نقلی موجود و آینده عامل دوم است. امر سوم موقعیت نظامی استراتژیک مناسب است که اجازه می‌دهد حوزه امنیتی هم در آسیای مرکزی و هم قفقاز و هم خاورمیانه کنترل شود. دریای خزر تا سال 1991 در واقع دریای داخلی دو کشور ایران و شوروی بود. رژیم حقوقی بر اساس قراردادهای فدراسیون سوسیالیستی روسيه و پرسیا مورخ سال 1921 و بین ایران و شوروی (سال‌های 1935 و 1940) تنظیم می‌شد. علاوه بر این، شوروی در سال 1934 بطور یکجانبه خط مرز از حسن قلی (ترکمنستان) تا آستارا (آذربایجان) را کشیده بود که بطور غیر علنی از طرف ایران قبول شد. شوروی ضمناً مأموریت‌های تأمین امنیت خود را رهنمود قرار داده بود – ایران تا انقلاب اسلامی سال 1979 در حوزه نفوذ ایالات متحده قرار داشت که به پاس روابط اتحاد با رژیم شاه، سعی داشت از نزدیکی ارضی ایران به مرزهای جنوبی اتحاد شوروی استفاده کند. هرچند محمد رضا شاه پهلوی به پیشنهادهای مکرر ایالات متحده در مورد استقرار پایگاههای نظامی در نزدیکی مرزهای زمینی ایران با شوروی یا در ساحل دریای خزر پاسخ منفی می‌داد زیرا نمی‌خواست رابطه با همسایه مقتدر خود را خدشه دار کند. از هم پاشیدن شوروی و شکل گرفتن انجمن غیررسمی گروه پنج گانه خزر (متشکل از آذربایجان، ایران، قزاقستان، روسيه و ترکمنستان) باعث شد بحث در مورد تقسیم حوزه‌های نفوذ در دریای خزر و مذاکره در مورد موقعیت آن آغاز شود. ایران و روسيه در سال 2001 قراردادی امضا کردند که ماده 12 آن طرفین را متعهد می‌کرد "تا بهینه سازی رژیم حقوقی خزر" هیچ نوع مرزی را در دریای خزر برسمیت نشناسند [2]. روسيه در اوایل سال‌های 2000 با قزاقستان و آذربایجان در مورد تقسیم بستر دریا بر اساس خط وسط اصلاح شده، به منظور بهره‌برداری از ذخایر بستر، به توافق رسید. در عین حال جنوب دریای خزر، که چند میدان بزرگ نفت و گاز در آن قرار داشت، در موقعیت محل تضادهای آذربایجان، ترکمنستان و ایران باقی ماند. ولی به غیر از چند حادثه [3، صفحات 20-21]، کار تا درگیری مسلحانه بین آنها نکشید و کشورهای ساحلی خزر امور مورد اختلاف را اساساً از راه دیپلماتیک – در ملاقات‌های منظم وزرای امور خارجه و رؤسای جمهور -  حل و فصل می‌کردند. اولین اجلاس دریای خزر روز 23 آوریل 2002 در عشق آباد برگزار شد، هرچند این اجلاس به حرکت کمابیش محسوس در حل مسائل به میان آمده کمکی نکرد. دومین اجلاس سران در 16 اکتبر 2007 در تهران باثمرتر بود. طی آن طرفین حق حاکمیت خود بر دریای خزر و ذخایر آن را ثبت، متعهد شدند خاک خود را در اختیار کشورهای ثالث قرار ندهند. سومین و چهارمین جلسات سران به ترتیب 18 نوامبر 2010 در باکو و 29 سپتامبر 2014 در آستراخان برگزار شدند. در آستراخان رؤسای جمهور 5 کشور اعلام کردند فعالیت آنها "بر اساس اصول هماهنگ شده از طرف خودشان، از جمله عدم حضور نیروهای مسلح غیر متعلق به طرفین در دریای خزر، انجام مي‌شود" [4]. اجلاس سران در آقتائو (قزاقستان) در 12 اوت 2018 باثمرتر از همه بود. در این اجلاس سند تاریخی – "کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر" – تأیید شد. "کنوانسیون" شرایط فعالیت مشترک سیاسی، نظامی، اقتصادی و اکولوژیک "گروه پنج گانه خزر" را تعیین و تضمین می‌کند. طبق مفاد موجود در سند در خصوص جلوگیری از حضور نیروهای مسلح کشورهای ثالث در دریای خزر، کشورهای ساحلی خزر متعهد می‌شوند خاک خود را "برای تجاوز و دیگر اقدام نظامی علیه هر کدام از طرفین" واگذارنکرده و اعلام می‌کنند قصد دارند "توازن باثبات تسلیحات در دریای خزر" را فراهم کنند و "ساخت نظامی را در محدوده ضرورت معقول با در نظر گرفتن منافع همه طرفین" انجام می‌دهند [5]. ضمناً اولویت‌های کشورهای ساحلی خزر در بخش مقابله با هم تهدیدهای نظامی سنتی و هم تهدیدهای غیر سنتی (مهاجرت غیرقانونی، قاچاق اسلحه، حمل مواد مخدر، صید قاچاق) در مجموع یکسان است. رویکردهای روسيه نسبت به تعامل با شرکا در دریای خزر، طبق ماده 60 "نظریه سیاست خارجی فدراسیون روسیه" (تأیید شده طبق فرمان رئیس‌جمهور روسیه در 30 نوامبر 2016)، "با در نظر گرفتن ضرورت تقویت مکانیزم همکاری 5 کشور ساحلی خزر بر اساس تصمیم‌های اتخاذ شونده بر اساس جمعی" در مرحله راه اندازی است  [6]. در سند دیگر که تا سال 2030 در کار خواهد بود، در "پایه‌های سیاست دولتی روسيه در بخش فعالیت نظامی دریایی"، ضرورت حضور روسيه در پهنه دریای خزر با شدت یافتن تمایل برخی کشورها برای دسترسی به "منابع مواد هیدروکربنی" موجود در منطقه توجیه مي‌شود  [7، بند 27 الف]. ناوگان خزر روسيه نیرومندترین ناوگان در منطقه تلقی شده و قادر است امنیت نه تنها روسيه بلکه شرکای آن را هم تأمین کند. ناوگان خزر به عنوان واحد عملیاتی نیروی دریایی روسيه، ناوهای روی آب، ناوهای کمکی و امدادی، گارد ساحلی، واحدهای لجستیک، فنی و ویژه را در بر می‌گیرد. روسيه در آوریل 2017 و در ژوئیه 2018 رزمایش‌های کلان همراه با شلیک رزمی برگزار کرد. منظور اصابت اهداف زمینی، دریایی و هوایی دشمن فرضی "حین انجام عملیات چند حوزه‌ای همراه با وارد کردن ضربات هوایی در میدان تیر دریایی" بود [8]. حضور نظامی در دریای خزر به روسيه اجازه می‌دهد منطقه ناآرام شمال قفقاز را کنترل کرده، بر دیگر کشورهای ساحلی اثر گذاشته و قصد آنها برای باز کردن پهنه آبی خود برای نیروی دریایی کشورهای ثالث – در وهله اول ایالات متحده و اعضای پیمان آتلانتیک شمالی – را باز دارد. عملیات روسيه در سوریه نشان داد دریای خزر برغم موقعیت پهنه آبی داخلی، می‌تواند همزمان برای پرتاب موشک‌های بالدار بکار گرفته شود. از جمله 7 اکتبر 2015 ناوهای "داغستان"، "اوگلیچ"، "گراد سوی‌یاژسک" و "ولیکی اوستیوگ" 26 موشک بالدار دریایی "کالیبر" به سوی پایگاه‌های "دولت اسلامی" در سوریه پرتاب کرده و 11 هدف واقع در مسافت 1,5 هزار کیلومتر را منهدم کردند [9]. در دوران شوروی باکو قرارگاه اصلی ناوگان خزر بود. پس از فروپاشی شوروی، ستاد و بخش محسوس واحدهای ناوگان خزر به آستراخان منتقل شدند (در سال 1992). ولی نظامیان معتقد بودند این محل از نقطه نظر استراتژیک چندان مناسب. نیست. مخصوصاً با توجه به اینکه در دومین دهه قرن بیست و یکم مأموریت‌های تأمین منافع ملی و دولتی در منطقه خزر و بطور اخص مسئله مقابله با تروریسم پیش روی روسيه قرار گرفت. بر اساس اوضاع نظامی سیاسی تغییر کرده و در رابطه با مأموریت‌های جدید در بخش تأمین منافع ملی روسيه در منطقه، وزارت دفاع روسيه به تقویت امکانات واحد عملیاتی نیروی دریایی در دریای خزر توجه کرده و در این رابطه تصمیم گرفته شد ناوگان خزر از آستراخان به شهر کاسپیسک داغستان منتقل شود. سرگئی شویگو وزیر دفاع روسيه که 2 آوریل 2018 این مقاصد را اعلام کرد، توضیح داد که کاسپیسک در موقعیت بهتر قرار داشته و از جمله به بخش مرکزی دریا نزدیک‌تر است. این واقعیت اجازه می‌دهد ناوهای بزرگ دریایی مجهز به تسلیحات دقیق در این محل مستقر شوند. آلکسی لئونکوف (Aleksey Leonkov) مدیر تجاری مجله "زرادخانه وطن" می‌گوید: "پس از وارد کار شدن پایگاه جدید، روسيه می‌تواند متحدان خود در ماوراء قفقاز، آسیای مرکزی  و خاورمیانه را تحت پوشش مطمئن قرار دهد". مخصوصاً با توجه به اینکه به پاس موشک‌های "کالیبر" شعاع "اصابت ناوگان خزر" هم رشد می‌کند [10]. اهداف اصلی ناوگان خزر عبارت است از: دفاع از نوار ساحلی، مبارزه با صید قاچاق، دفاع از منافع ملی در نواحی استخراج نفت. دیگر کشورهای دارای ساحل در دریای خزر هم این اهداف را بیان می‌کنند. ولی نیروی دریایی آنها از نقطه نظر کمی و کیفی بطور محسوس از روسيه عقب مانده‌اند. نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران از نقطه نظر توان خود پس از روسيه جای دوم را احراز می‌کند، هرچند ایران بخش اصلی آنها را در منطقه مهم‌تر برای امنیت خود – خلیج فارس – نگاه می‌دارد. نیروی دریایی ارتش ایران در دریای خزر و همچنین واحدهای دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سه پایگاه در جنوب خزر مستقر شده که محل فرماندهی آنها در بندر انزلی قرار دارد. نبود ناوهای بزرگ یکی از ویژگی‌های نیروی دریایی ایران است: این نیروها اساساً از ناوچه‌های سریع السیر خرد (به اصطلاح "ناوگان پشه‌ای") مسلح به موشک‌های کوتاه برد تشکیل شده‌اند. نیروی دریایی ایران اساساً برای انجام عملیات گشتی در حوزه دریایی ملی و جمع‌آوری اطلاعات در مورد فعالیت دریایی دیگر کشورهای ساحلی خزر منظور شده است. در عین حال، ایران از سال 2013 پیوسته رزمایش‌هایی ترتیب داده که طی آنها دفاع از راه‌های دریایی و تجاری، دفاع از تأسیسات ساحلی نظامی و غیرنظامی تمرین مي‌شود. رویکردهای ایران نسبت به مسئله امنیت در حوزه دریای خزر بر اساس اهداف استراتژی بلندمدت ایران تعیین مي‌شود که ناچار بوده طی دهها سال در شرایط فشار و تحریم‌های خارجی لاینقطع زندگی کند. تحریم‌های ایران که قبل از امضای برنامه جامع مشترک در سال 2015 در کار بود در 7 اوت و 5 نوامبر  2018 بطور کامل احیا شد. حوزه نفتی، پایه اقتصاد کشور، و همچنین حوزه بانکی، کشتی سازی، حمل و نقل دریایی، برخی از دیگر حوزه‌های اقتصاد هدف تحریم‌ها است. نه تنها ایران، بلکه هر کشور که همکاری با ایران در جهات تحت تحریم را ادامه دهد تحریم مي‌شود. در نتیجه این اقدامات دولت کنونی آمریکا، استراتژی ضد ایران که در میزان محسوس تحت تأثیر اسرائیل و لابی اسرائیل گرا در خود آمریکا شکل می‌گیرد، فضای مانور ایران در خاورمیانه و خلیج فارس محدود مي‌شود. ایران همزمان حضور نظامی کامل خود در دریای خزر را حفظ کرده که برای این کشور از نقطه نظر تحقق برخی جهات سیاست بين‌المللي آن، شایان اهمیت است. پروژه دیرینه ساخت کانال سراسری قابل کشتیرانی در ایران از دریای خزر تا خلیج فارس از این ردیف است. برای همسایگان ایران مانند قزاقستان و ترکمنستان که از ارتباط با اقیانوس جهانی محروم هستند این کانال فواید بسیار در بر خواهد داشت: دورنمای ارتباط آنها با اقیانوس هند فراهم مي‌شود. این کانال همچنین می‌تواند با ترکیه وارد رقابت شود که به پاس کنترل مطلق تنگه‌های دریای سیاه در واقع به تنهایی عبور کشتی‌های خارجی (از جمله ناوهای جنگی) به منطقه دریای سیاه و خزر را تعیین می‌کند. ولی جوانب منفی هم هست: پروژه از سال 1997 تحت تحریم آمریکا است و چشم‌اندازهای کشیدن کانال استثنائاً از خاک ایران به معنی وابستگی کامل دیگر کشورها به سیاست آن است (که اغلب نسبتاً غیر قابل پیشبینی می‌باشد). ایران برای دیگر پروژه زیرساختی – راهروی شمال - جنوب – هم اهمیت قایل است که باید تحویل محموله از هند و خلیج فارس به اروپای غربی و شمالی از طریق ایران را میسر نماید.  در مارس 2019 مراسم افتتاح اولین بخش راهروی شمال - جنوب – راه آهن بین شهرهای رشت و قزوین – در ایران برگزار شد. آذربایجان همسایه ایران ناوگان نسبتا بزرگی در دریای خزر دارد که جمهوری بخشی از آن را حین تقسیم ناوگان خزر شوروی دریافت کرده است (آن وقت آذربایجان 30 درصد ناوهای ناوگان را دریافت کرد). بخش دیگر طی سال‌های استقلال آذربایجان به وجود آمد. آذربایجان توانست میراث نیروی دریایی شوروی را تقریباً بطور کامل حفظ کند. این امر به نیروی دریایی کشور اجازه داد پس از روسيه و ایران جای سوم را در دریای خزر احراز کند. بندر باکو تا این اواخر محل اصلی استقرار نیروی دریایی آذربایجان بود. ستاد کل نیروی دریایی و دانشگاه نیروی دریایی آذربایجان هم در این شهر است. آذربایجان 25 ژوئن 2014 بجای پایگاه نظامی دریایی باکو پایگاه جدیدی برای نیروی دریایی خود در روستای پوتا افتتاح کرد. ساخت ناوهای جدید و مدرن سازی ناوهای قدیمی بین مقاصد نهاد دفاعی آذربایجان است. قزاقستان در لحظه کسب استقلال رسماً نیروی دریایی نداشت و در اوایل سال‌های 1990 ناوهای روسيه حفاظت از نواحی نفت خیز آن را به عهده گرفتند. نظربایف رئیس‌جمهور قزاقستان فرمان تشکیل نیروی دریایی را امضا کرد و در 7 ماه می 2003 فرمان رئیس‌جمهور "پیرامون اقدام در جهت بهینه سازی ساختار نیروهای مسلح قزاقستان" امضا شد. نظریه توسعه نیروی دریایی در قزاقستان طراحی و نیروهای اصلی تشکیل شد که تیپ های گارد ساحلی (تفنگداران دریایی)، توپخانه ساحلی، ناوگان خزر بین آنها بودند.  بندر آقتائو پایگاه اصلی نیروی دریایی و بندر بائوتینو پایگاه ثانوی بود. یعنی قزاقستان قصد دارد از حضور در دریای خزر نه تنها برای مصارف اقتصادی بلکه نظامی هم استفاده کند. ترکمنستان پس از انحلال شوروی حین تقسیم ناوگان خزر از سهم خود (25%) به نفع روسيه منصرف شد. این کشور مدت طولانی همراه با روسيه از سرحدات دریایی خود حراست می‌کرد. ساخت نیروی دریایی ترکمنستان و پایگاه نیروی دریایی آن در سال 2009 آغاز شد. آن وقت هم دکترین دریایی ترکمنستان تأیید شد که موقعیت بیطرف کشور، عدم پیوستن آن به پیمان‌های نظامی و ممنوعیت استقرار پایگاههای نظامی خارجی در خاک کشور  را در بر داشت.  متعاقباً، حضور نظامی کشورهای بیگانه در ترکمنستان  منتفی است. ولی این امر از همکاری فعال ترکمنستان حین تشکیل ناوگان خود، هم با همسایگان (ایران و روسيه) و هم کشورهای خارج از منطقه (ایالات متحده و ترکیه)، جلوگیری نمی‌کند. ترکیه شریک اصلی ترکمنستان در بخش ساختمان نیروی دریایی است. بند مربوط به ممنوعیت حضور پایگاههای نظامی کشورهای ثالث در سواحل دریای خزر باعث مي‌شود احتمال پیوستن کشورهای خارج از منطقه به اختلافات بالقوه در مورد منابع زیرزمینی دریا بطور محسوس کاهش یابد. شرایط برای بروز درگیری نظامی بلندمدت در این منطقه هم مختل مي‌شود. اینجا آمریکا سرچشمه اصلی چالش‌های متوجه منافع ایران و روسيه است که هنوز در سال 1996 اعلام کرد منطقه دریای سیاه و دریای خزر حوزه منافع استراتژیک آن می‌باشد. دریای خزر از نقطه نظر ژئوپلتیک می‌توانست دسترسی پنتاگن به آسیای مرکزی (همراه با ذخایر نفت و گاز آن)، استان‌های شمالی ایران و مناطق جنوبی روسيه را میسر کند. بنظر شوستوف (Shustov) صاحبنظر روس، استقرار نظامی در منطقه خزر برای ایالات متحده از نقطه نظر استراتژیک به اندازه حضور در افغانستان مفید است [11]. به همین دلیل ایالات متحده به راه انداختن همکاری با ساختارهای انتظامی مختلف برخی کشورهای ساحلی خزر پرداخته و سعی دارد نفوذ سیاسی خود در آنجا را تقویت کند. ایالات متحده در وهله اول به سه کشور ساحلی شرکت کننده در برنامه "مشارکت در راه صلح" ناتو – آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان – توجه داشت. نمایندگان نهادهای سیاسی و نظامی آمریکا با نمایندگان آنها پیوسته مذاکرات سربسته دوجانبه برگزاری می‌کنند، و همزمان فعالیت شرکت‌های نظامی آمریکا و شرکای (اسرائیلی، ترکی و اروپایی) آنها متوجه بیرون راندن روسيه از بازار اسلحه و تجهیز نظامی فنی ارتش و ناوگان کشورهای ساحلی خزر می‌باشد. ایالات متحده نتوانست به حضور نظامی بلندمدت در آذربایجان و ترکمنستان نایل شود اما با قزاقستان روابط نظامی سیاسی محکم‌تری برقرار شد. تعمیق آنها در شرایط آغاز وخامت شدید روابط آمریکا با روسيه از سال 2014 به بعد، از جمله در حوزه نظامی، بطور اخص مشهود بود.  روسيه در سال 2015 در مورد قطع ترانزیت محموله‌های آمریکا و ناتو از خاک خود تصمیم گرفت. 19 آوریل 2018 شرکت روسی "ولگا-دنپر" از ادامه همکاری با پیمان آتلانتیک شمالی در بخش انتقال محموله‌های نظامی منصرف شد. آن وقت ایالات متحده مذاکره با قزاقستان در مورد امکان استفاده از بنادر آن برای رساندن محموله‌های نظامی خود به افغانستان از طریق دریای خزر را فعال ساخت. واقعیتی که ظاهراً با مسئله دریای خزر ارتباط نداشت – بازداشت ناگهانی دارایی صندوق ملی قزاقستان (22 میلیارد دلار) سپرده شده به بانک "Bnk of New York Mellon" در آخر سال 2017 طبق شکایت آناتولی استاتی (Anatoly Staty) تاجر گمنام مولداوی و شرکت وی از دولت قزاقستان - اتخاذ تصمیم مثبت قزاقستان به نفع آمریکا را تسریع کرد. نورسلطان نظربایف که در ژانویه 2018 برای ملاقات با دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا به واشنگتن سفر کرده بود توانست در مورد رفع انجماد به توافق برسد، ولی قزاقستان بلافاصله بعد از آن با استفاده نظامیان آمریکایی از بنادر خود در دریای خزر موافقت کرد. پارلمان قزاقستان در آوریل پروتکل تغییر موافقتنامه دوجانبه قزاقستان و آمریکا مورخ 20 ژوئن 2010 را تصویب کرد [12] اما در 5 ماه می 2018 نظربایف قانونی را امضا کرد که اجازه ترانزیت آمریکا به افغانستان از طریق قزاقستان را می‌داد و بنادر آقتائو و قوریق را وارد مسیر حمل می‌کرد [13]. دورنمای حضور ناوهای حامل محموله‌های نظامی آمریکا در دریای خزر؛ یعنی در نواحی مجاور سواحل روسيه، در مسکو امر فوق العاده نامطلوب تلقی شد که بطور مستقیم منافع دولتی روسيه را تهدید می‌کند. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه طی ملاقات وزرای امور خارجه کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی در آلماتی در 11 ژوئن 2018 نگرانی‌های روسيه در مورد پیوستن قزاقستان به طراحی نظامی لجستیک ایالات متحده در خزر را به همتای قزاقستانی خود بیان کرد. منبع دیپلمات روس که نامش افشا نشد به روزنامه کمرسانت گفت "مسیر استفاده از بنادر دریای خزر از نقطه نظر اقتصادی و لجستیک توجیه شدنی نیست... آمریکایی‌ها برای حضور در خزر به این نیاز دارند، تا اینجا زیرساخت آنها نمایان شود" [14]. بخش مطبوعات سفارت قزاقستان در فدراسیون روسیه گزارش‌های رسانه‌ها و پرتال‌های اینترنتی روسيه در مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا از بنادر قزاقستان در دریای خزر را "کذبیات بی اساس" نامیده و خاطر نشان کرد که مسئله ترانزیت آمریکا "به مساعی مشارک جامعه جهانی در جهت مساعدت به برقرار کردن ثبات در افغانستان ارتباط دارد" [15]. تصمیم‌های سال 2018 گروه پنج گانه خزر در جهت تبدیل دریای خزر به پهنه آبی سربسته برای کشورهای ثالث، امکان تحقق پروژه‌های پنتاگن در جهت استقرار در منطقه دریای خزر را دور کرده و نهاد نظامی آمریکایی را وادار کرد به ابتکارات دارای بعد کمتر چون امور مربوط به تدارک واحدهای ویژه در آذربایجان و قزاقستان توجه کند. اشکال نسبتاً پایدار همکاری نظامی سیاسی شکل گرفت در منطقه در دوران پس از شوروی هم مانعی سر راه مقاصد آمریکا و ناتو برای باز کردن جای پا در دریای خزر است. روسيه و قزاقستان اعضای سازمان پیمان امنیت جمعی هستند که حفظ امنیت در منطقه دریای خزر هم بین مأموریت‌های آن قرار دارد. ترکمنستان (در رابطه با موقعیت بیطرف آن) و آذربایجان (ظاهراً در رابطه با نبود پیشرفت در حل در ناگورنو قره‌باغ) وارد این سازمان بين‌المللي نمی‌شوند ولی با آن در برخی جهات (خرید اسلحه، کشتی سازی، شرکت گزینشی در رزمایش‌ها، تعلیم نفرات نیروی دریایی آنها در آموزشگاههای روسيه و غیره) همکاری می‌کنند. قزاقستان و روسيه به عنوان اعضای تمام عیار جامعه مشترک‌المنافع و ترکمنستان به عنوان عضو وابسته جامعه در ساختارهای ویژه امنیتی این سازمان بين‌المللي شرکت می‌کنند. همه کشورهای گروه پنج گانه خزر وارد سازمان بين‌المللي سازمان همکاری شانگهای می‌شوند که روسيه و قزاقستان اعضای تمام عیار آن هستند اما آذربایجان شریک گفتگو و ایران کشور ناظر است. ترکمنستان هم به عنوان مهمان دعوت شده در جلسات سازمان حضور می‌یابد. به این ترتیب، منطقه دریای خزر با اساس مطلق می‌تواند یکی از موارد همکاری سازمان پیمان امنیت جمعی، جامعه مشترک‌المنافع و سازمان همکاری شانگهای نامیده شود. ضرورت واکنش جمعی به شدت یافتن تهدیدهای سنتی و غیر سنتی در پهنه دریای خزر، بروز درگیریهای نظامی در نزدیکی بلافاصله آن باعث شد مسئله ایجاد ساختار بین دولتین جدید مطرح شود که امور حفظ امنیت در منطقه دریای خزر بین مأموریت‌های آن خواهد بود. این مسئله در مذاکرات نمایندگان فرماندهی نیروی دریایی کشورهای ساحلی خزر در روزهای 5 تا 7 آوریل در سنت پطرزبورگ بررسی شد. ولی آنها تشکیل انجمن جدید بجای "گروه پنج گانه خزر" – سازمان غیر رسمی ولی نسبتاً مؤثر موجود - را زودرس تلقی کردند. روشن است که هر کدام از 5 طرف تعامل سیاسی بين‌المللي در دریای خزر منافع و اولویت‌های خود را دارد که در هر مورد و همیشه یکسان نیست. به همین دلیل آنها در جستجوی اهرم‌های تداوم توازن ژئوپلتیک خواهند بود. ولی این امر مانعی برای نیل کشورهای ساحلی خزر به توافق بر اساس رعایت توازن منافع نیست. به پاس آن تشکیل مدل جدید تعامل بین دولتین در دریای خزر ادامه خواهد یافت که اجازه می‌دهد شیوه‌های دیپلماتیک با شیوه‌های نظامی سیاسی تأمین امنیت به شکل مناسب هماهنگ شود.     فهرست منابع مأخذ: 1. Overview of oil and natural gas in the Caspian Sea region. – U.S. Ener- gy Information Administration. August 26, 2013. URL: https://www.eia.gov/beta/international/analysis_includes/regions_of_interest/Casp ian_Sea/caspian_sea.pdf (дата обращения: 27.08.2013). 2. قرارداد مربوط به اصول و پایه‌ها همکاری فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران. 12 مارس 2001. URL: http://www.kremlin.ru/supplement/3290  3. د. مالیشوا، 2002. روسيه و منطقه خزر: مسائل توسعه امن. مسکو. انستیتوی اقتصاد جهانی و روابط بین‌المللی. 4.  اعلامیه رؤسای جمهور آذربایجان، جمهوری اسلامی ایران، جمهوری قزاقستان، فدراسیون روسیه و ترکمنستان، 29 سپتامبر 2014. تاریخ مراجعه به لینک 30/09/2014 URL: http://news.kremlin.ru/ref_notes/4754 5. کنوانسیون  رژیم حقوقی دریای خزر  ، 12 اوت 2018،  تاریخ مراجعه به لینک 02/09/2018 URL: http://news.kremlin.ru/ref_notes/4754 6. نظریه سیاست خارجی فدراسیون روسیه.  تاریخ مراجعه به لینک 01/12/2016 http://publication.pravo.gov.ru/Document/View/0001201612010045?index=1&ra ngeSize=1 7.  فرمان رئیس‌جمهور فدراسیون روسیه مورخ 20/07/2017، شماره 327، "پیرامون تأیید پایه‌های سیاست دولتی فدراسیون روسیه در بخش فعالیت دریایی نظامی تا سال 2030"، تاریخ مراجعه به لینک 04/05/2019 URL: http://www.kremlin.ru/acts/bank/42117 8. رزمایش‌های چند حوزه‌ای نیروی هوایی روسيه در خزر آغاز شد. URL: http://armiya.az/ru/news/135175/На-Каспии-начались-многосферные- учения-военной-авиации-России 9. وزارت دفاع روسيه ویدئوی شلیک موشک به سوی مواضع "دولت اسلامی" از دریای خزر را منتشر کرد.  تاریخ مراجعه به لینک 07/10/2015 URL: https://russian.rt.com/article/121932 10. آ. زاکواسین. از آستراخان به داغستان: چرا ناوگان خزر محل استقرار خود را تغییر می‌دهد. تاریخ مراجعه به لینک 02/04/2018 https://russian.rt.com/russia/article/499196-kaspiiskaya-flotiliya-baza-dagestan 11. آ. شوستوف، پیرامون موقعیت دریای خزر دسیسه جدیدی شروع شد. "یورازیا اکسپرت"، 28/06/2018، تاریخ مراجعه به لینک 30/06/2018 URL: http://eurasia.expert/vokrug-statusa-kaspiya-razvernulas-novaya-intriga 12. موافقتنامه دولتین جمهوری قزاقستان و ایالات متحده آمریکا در مورد تأمین ترانزیت تجاری راه آهنی محموله ویژه از خاک قزاقستان در رابطه با شرکت ایالات متحده آمریکا در مساعی متوجه برقرار کردن ثبات و احیای جمهوری اسلامی افغانستان. تاریخ مراجعه به لینک 10/05/2019 URL: http://adilet.zan.kz/rus/docs/Z100000300_ 13. قانون تصویب پروتکل تغییر موافقتنامه دولتین جمهوری قزاقستان و دولت ایالات متحده آمریکا در مورد تأمین ترانزیت تجاری راه آهنی محموله ویژه از خاک قزاقستان در رابطه با شرکت ایالات متحده آمریکا در مساعی متوجه برقرار کردن ثبات و احیای جمهوری اسلامی افغانستان. تاریخ مراجعه به لینک 19/04/2018 URL: http://online.zakon.kz/Document/?doc_id=31081954 14. مسکو حرف دلش را به متحدان گفت. روزنامه کمرسانت، 11/06/2018، تاریخ مراجعه به لینک 12/06/2018 URL: https://www.kommersant.ru/doc/3656500 15. در خصوص گزارش‌های رسانه‌های روسيه در مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا از بنادر قزاقستان در دریای خزر. 26/04/2018، تاریخ مراجعه به لینک 30/04/2018 URL: http://www.kazembassy.ru/rus/press_centr/novosti/?cid=0&rid=1744     ]]> همسایگان اوراسیا Sat, 24 Aug 2019 14:29:51 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3857/اوضاع-نظامی-سیاسی-دریای-خزر بازتاب رسانه ای تظاهرات مرتبط با برگزاری انتخابات دومای شهر مسکو http://www.iras.ir/fa/doc/report/3856/بازتاب-رسانه-تظاهرات-مرتبط-برگزاری-انتخابات-دومای-شهر-مسکو انتخابات دومای شهر مسکو بطور غیرمنتظره به آزمون جدید و احتمالاً آزمون بزرگ برای حکومت روسيه تبدیل مي‌شود. نگرانی حکومت از شکست در انتخابات و تکرار افتضاح سال گذشته آن را وادار می‌کند از یک طرف نامزدان تحت حمایت خود را به شکل استتار شده روانه انتخابات کند، وقتی حزب حاکم روسيه واحد رسماً هیچ نامزدی در انتخابات پایتخت کشور پیشنهاد نمی‌کند، و از طرف دیگر با اقدامی زیاده از حد، از وارد شدن هر نامزد اپوزيسيون غیروابسته به انتخابات جلوگیری کند. واقعیت این است که حکومت روسيه با این اقدام به ریاست شهر مسکو لطمه جدی وارد کرد. در حال حاضر جمعیت مسکو بنظر از شهردار راضی است، وضع زندگی در این شهر خیلی بهتر از دیگر شهرهای کشور است و شانس پیروزی نامزدان اپوزيسيون – حداقل ظاهراً – ناچیز است. ولی مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. نتیجه این بود که جمعیت پایتخت به حرکت افتاد. خیلی‌ها از تظاهرات مطلع شدند. قریب به 2000 نفر روانه بازداشت موقت شدند. سردمداران اپوزيسيون به محض اتمام بازداشت کوتاه مدت روانه بازداشت کوتاه مدت دیگر می‌شوند. حکومت، کمیسیون انتخابات مسکو و کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه بی اعتبار شدند، و حتی صاحبنظران نزدیک به حکومت به دنباله دار بودن این ماجرا و امکان از سر گرفته شد تظاهرات – ضمناً در بعد خیلی گسترده تر پس از اتمام فصل مرخصی – اعتراف می‌کنند.   تدارک انتخابات هفتمین دومای شهر مسکو انتخابات هفتمین دومای شهر مسکو در روز واحد انتخابات در تاریخ 8 سپتامبر 2019 برگزار می شود. انتخابات بر اساس اکثریتی برگزار می شود ، 45 نماینده در 45 حوزه انتخاب می شوند، نمایندگان دومای شهر مسکو برای مدت 5 سال (تا سال 2024) انتخاب می شوند. طبق آمار اول ژوئیه 2019 ،  تعداد رأی دهندگان مسکو 7308،469 نفر است. والنتین گوربونف (Valentin Gorbunov) که از سال 1994 رئیس کمیسیون انتخابات شهر مسکو است، اعلام نمود 233 تن می‌توانند در انتخابات دومای شهر مسکو شرکت کنند. 171 تن از آنها نمایندگان احزاب سیاسی هستند: 45 تن از حزب لیبرال دموکرات روسیه، 44 تن از حزب کمونیست روسیه و 40 تن از حزب روسیه عادل. کمیسیون دو تن از نامزدان حزب "یابلوکو" و همچنین نمایندگان احزاب "رودینا" ، "نیروی مدنی"، "حزب سبز"، "کمونیست‌های روسيه" و "حزب رشد" را هم ثبت کرد. حزب حاکم روسیه واحد بطور رسمی نامزدی در انتخابات ندارد. نمایندگان آن به عنوان نامزدان سر خود ثبت نام می‌کردند. بعضی‌ها در اسناد تعلق خود به حزب را ثبت می‌کردند، دیگران خیر. انتخابات سپتامبر 2018 نشان داد حزب حاکم روسيه واحد موقعیت انحصاری خود در انتخابات را از دست می‌دهد. حتی برخی نامزدان ریاست مناطق که ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه بطور مستقیم از آنها حمایت کرده بود نتوانستند در انتخابات پیروز شوند. این واقعیت باعث شد طی یک سال اخیر تحولاتی در رابطه با تدارک انتخابات سال 2019 رخ دهد. در وهله اول مقامات سعی دارند با نامزدان برتر اپوزيسيون رسمی به توافق برسند تا آنها از شرکت در انتخابات خودداری کنند و نامزدانی که امکان پیروزی در انتخابات را ندارند بجای آنها ثبت شوند. ترفند دوم این است که امروز نامزدان حزب حاکم به عنوان نامزد غیروابسته در انتخابات شرکت می‌کنند. تا به این ترتیب تنفر مردم از این حزب بر نتایج آنها در انتخابات اثر نگذارد.  با نامزدان اپوزيسيون غیر رسمی به شکل سخت‌تری رفتار می شود. نامزدانی که قصد شرکت در انتخابات ریاست منطقه را دارند باید از "فیلتر محلی" عبور کنند. منظور این است که آنها باید از تعداد مشخص نمایندگان شوراهای محلی امضا جمع کنند. این ترفند در انتخابات رئیس شهر سنت پطرزبورگ بکار گرفته شده و در نتیجه برجسته‌ترین نماینده اپوزيسيون در شورای قانونگذار شهر نخواهد توانست در انتخابات رئیس شهر شرکت کند. افراد مایل به شرکت در انتخابات نمایندگان شوراهای شهر و استان به وسیله جعلی اعلام کردن امضاهای جمع شده به نفع آنها بین مردم از حق نامزدی در انتخابات محروم می‌شدند. در انتخابات دومای مسکو این ترفند بکار گرفته شد. در نتیجه 57 نامزد نتوانستند از مرحله ثبت در انتخابات عبور کنند. کمیسیون‌های انتخابات به نامزدان اپوزيسيون مانند ایلیا یاشین (Ilya Yashin)  رئیس شورای ناحیه کراسنوسلسکی، لیوبوف سوبول (Lyubov Sobol) حقوقدان بنیاد مبارزه با فساد (ساختار وابسته به آلکسی ناوالنی)، کنستانتین یاناوسکاس (Konstantin Yanauskas) نماینده شورای ناحیه زیوزینو، یولیا گالیامینا نماینده شورای ناحیه تیمیریازفسکی، به سیاستمداران اپوزيسيون دمیتری گودکوف (Dmitri Gudkov)، گنادی گودکوف (Gennady Gudkov)، ایوان ژوکوف (Ivan Zhukov) مدیر بنیاد مبارزه با فساد، و همچنین آلکساندر سولوویوف عضو تیم گودکوف و سرگئی میتروخین (Sergei Mitrokhin)  عضو کمیته سیاسی حزب "یابلوکو" (Yabloko)  پاسخ رد دادند[1]. همه آنها عدم ثبت نمایندگی خود را غیرقانونی اعلام کردند. نمایندگان اپوزيسيون در شوراهای نواحی مسکو 10 ژوئیه بطور انفرادی با پوسترهایی در برابر کمیسیون انتخابات حضور یافته و درخواست کردند نامزدان اپوزيسيون در انتخابات دومای شهر ثبت شوند[2]. شکایت نامزدان ثبت نشده به کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه هم نتیجه نداد.   تظاهرات اعتراض در مسکو این وقایع به تظاهرات اعتراض بزرگ منتهی شد که پس از انتخابات سال‌های 2011-2013 نظیر نداشت. اولین تظاهرات اپوزيسيون با درخواست راه دادن نامزدان آن به انتخابات دومای شهر مسکو در 14 ژوئیه برگزار شد. مقامات اجازه دادند این گردش بدون مجوز معترضین تا شهرداری برسد ولی در محل 40 تن بازداشت شدند که ایلیا یاشین، ایلیا یاشین ، یولیا گالیامینا (Yulia Galiamina)، لیوبوف سوبول بین آنها بودند[3]. راهپیمایی بعدی روز 20 ژوئیه در خیابان ساخاروف برگزار شد. شهرداری مسکو اجازه برگزاری این تجمع را داده بود. درخواست معترضین در این تظاهرات هم راه دادن نامزدان اپوزيسيون به انتخابات دومای شهر مسکو بود. در آن لحظه این تجمع بزرگترین تظاهرات اعتراض در مسکو طی سال‌های گذشته بود. طبق گزارش مرکز شمارش "شمارنده سفید" 22 هزار تن در محل حضور یافته بودند[4]. به گزارش پلیس مسکو 12 هزار تن در این تجمع شرکت کردند. آلکسی ناوالنی (Alexei Navalny) هم برای حمایت از نامزدان ثبت نشده در محل حضور یافت. در خاتمه تظاهرات به حکومت اتمام حجت شد: اگر طی یک هفته نامزدان اپوزيسيون به انتخابات راه نیابند تظاهرات بعدی 27 ژوئیه بدون مجوز برگزار مي‌شود. به دنبال این تظاهرات الا پامفیلووا (Ella Pamfilova) رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه با نامزدان ثبت نشده در انتخابات ملاقات داشت. پامفیلووا اعلام نمود ثبت همه نامزدان مردود ممکن نیست. وی در پاسخ به شکایات دریافت شده از اقدام کمیسیون انتخابات مسکو اعلام نمود این کمیسیون از کمیسیون مرکزی دستور نمی‌گیرد. تنها در مورد حضور نمایندگان کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه در جلسه کمیسیون انتخابات مسکو حین بررسی شکایت این نامزدان توافق حاصل شد. پامفیلووا روز بعد اعلام نمود درخواست نامزدان مردود برای ثبت همه آنها بدون بازرسی امضاهای جمع شده می‌تواند نشانه عدم تمایل به بازرسی شفاف "واقعیت باشد نه آنچه آنها در تظاهرات ادعا می‌کنند"[5]. 24 ژوئیه آلکسی ناوالنی در برابر خانه خود بازداشت و بخاطر درخواست برگزاری تظاهرات 27 ژوئیه به 30 روز حبس محکوم شد. اندکی بعد کمیته دادرسی روسیه پرونده‌ای تحت عنوان جلوگیری از تحقق حقوق انتخاباتی یا فعالیت کمیسیون‌های انتخابات باز کرد که افراد متهم به آن می‌توانند حداکثر به 5 سال حبس محکوم شوند. به دنبال اقدام کمیته دادرسی، اولگ استپانوف (Oleg Stepanov) رئیس ستاد ناوالنی در مسکو به اتهام درخواست برگزاری تظاهرات غیرمجاز بازداشت و به 8 روز حبس محکوم شد. عصر 24 ژوئیه در خانه دمیتری گودکوف و ایوان ژدانوف نامزدان ثبت نشده تفتیش شد. پس از تفتیش چند تن برای بازجویی احضار شدند. سپس 26 ژوئیه تفتیش‌های دیگری در خانه و دفاتر نامزدان ثبت نشده اپوزيسيون ترتیب داده شده و به دنبال آن ایلیا یاشین هم به بازداشتگاه منتقل شد. 25 ژوئیه کمیسیون انتخابات شهر مسکو تصمیم کمیسیون‌های انتخابات نواحی شهر در مورد عدم ثبت نامزدان معترض را تأیید کرد[6].  تظاهرات روز 27 ژوئیه در برابر شهرداری مسکو برگزار شد. دادستانی مسکو، پلیس و شورای حقوق بشر جنب ریاست جمهوری هشدار دادند که افراد سازمان دهنده و شرکت کننده در این تظاهرات مسئولیت خواهند داشت. مقامات همچنین هشدار دادند در این تظاهرات جوانان مشمول خدمت وظیفه برای احضار به خدمت دستگیر می‌شوند. صبح 27 ژوئیه پلیس رهبران معترضین – ایوان ژدانوف، لیوبوف سوبول، دمیتری گودکوف، ایلیا یاشین و یولیا گالیامینا را بازداشت کردند. تظاهرات ساعت 2 آغاز شد. تمام خیابان "تورسکایا" (محل ساختمان شهردای مسکو) حصارهای فلزی نصب و اتوبوس‌های حامل نفرات پلیس و کامیون‌های نگاه داشتن بازداشت شده‌ها در محل بودند. همه مغازه‌ها تعطیل بودند. تعداد مأموران در محل نظیر نداشت. طبق اطلاعات خبرنگاران، مأموران پلیس از دیگر مناطق برای مقابله با معترضین به مسکو برده شده بودند. فقط 500 تن در برابر ساختمان شهرداری حضور داشتند. به گزارش روزنامه ودمستی حداقل 5000 نفر در تظاهرات شرکت کردند. صلی اعلام می‌کند 3500 تن در تظاهرات شرکت کردند. هرچند مأموران در برگه بازداشت ایلیا آزار خبرنگار ویژه روزنامه نووایا گازتا نوشتند که 10 هزار نفر در محل بودند[7]. پلیس افراد جمع شده در محل را پراکنده کرد و آنها روانه دیگر خیابانها شده و شعارهایی سر می‌دادند.  طی این روز 1074 (به گزارش پلیس) تا 1373 نفر (به گزارش پرتال "او.و.د. اینفو" بازداشت شدند. پلیس همزمان در استودیوی ناوالنی را شکست که مشغول پخش مستقیم تظاهرات در "یوتیوب" بود. مجری پخش و 4 تن از کارکنان استودیو توقیف شدند. پلیس همچنین به دفتر شبکه تلویزیونی باران رفته که خودش هم مراسم را پخش می‌کرد. به سردبیر برگه احضار به بازپرسی داده شد. پلیس در پراکنده کردن تظاهرات با شدت اقدام کرد. علیه تظاهر کنندگان باتوم بکار گرفته شد. سگ‌های پلیس به سوی تظاهر کنندگان رانده می‌شدند:   ایلیا یاشین پیشنهاد کرد تظاهرات بعدی 3 اوت برگزار شود. ضمناً شبکه‌های فدرال از برگزاری تظاهرات خبر ندادند. ولی بزودی شبکه "Ren TV" در گزارشی تحت عنوان "نمایش قربانی" از این حرف زد که عملیات ماهیت سازمان یافته داشت و بظاهر جوانانی در رأس تظاهرات به دیگران دستور می‌دادند. دادگاه‌ها تا 30 اوت دستور حبس 61 نفر را صادر کردند. نامزدان ثبت نشده که قبلاً بازداشت شده بودند به حبس‌های مختلف از 7 تا 30 روز محکوم شدند. تا 2 اوت تعداد افراد محکوم به حبس کوتاه مدت به 88 نفر رسید. 332 نفر جریمه شدند[8]. 30 ژوئیه کمیته دادرسی پرونده اغتشاش باز کرد. روز بعد سرویس دفاع از نظم مشروع و مبارزه با تروریسم سرویس فدرال امنیت؛ اداره کل مقابله با افراط گرایی وزارت کشور و مرکز ضد افراط گرایی پلیس مسکو تفتیش خانه افراد شرکت کننده در اعتراضات را آغاز کردند. تظاهرات 3 اوت در نتیجه عدم توافق شهرداری و درخواست کنندگان برگزاری تظاهرات بدون مجوز برگزار شد. محل تظاهرات خیابان "بولوارنویه کالتسو" بود. در این زمان بسیاری از سردمداران اعتراض در حبس بودند. وزارت کشور اعلام نمود 1500 تن در این تجمع شرکت داشتند هرچند شاهدان از حضور هزاران تن حرف زدند. در این روز پلیس 1001 نفر را بازداشت شد. گفته شد حداقل 19 تن حین بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. مقامات همچنین برای منحرف کردن توجه از معترضین روز 3 اوت مراسم "ششلیک Live" در پارک گورکی را ترتیب دادند. به دنبال آن مقامات به درخواست اپوزيسيون برای برگزاری تظاهرات 10 اوت پاسخ مثبت دادند. سازمان دهندگان تظاهرات اعلام کردند خوانندگان محبوب بین جوانان در تظاهرات حضور خواهد یافت. 9 اوت بسیاری شخصیت‌های سرشناس در بخش رسانه‌ها و فضای وبلاگ دعوت کردند مردم در تظاهرات حضور یابند. شهرداری بنوبه خود کنسرتی در پارک گورکی ترتیب داد تا جوانان را به آن جلب کند. برغم این، 10 اوت بزرگترین تظاهرات اپوزيسيون در مسکو برگزار شد. به گزارش "شمارشگر سفید" 60 هزار نفر در محل حضور یافته بودند. پلیس اعلام کرد 20 هزار نفر در محل حضور یافتند. پس از تظاهرات چند هزار تن به سوی دفتر ریاست جمهوری به حرکت درآمدند. پلیس با بازداشت‌های خشونت بار با آنها مقابله کرد. طبق اطلاعات موجود 256 تن در مسکو بازداشت شدند. تظاهرات 10 اوت نشان داد سطح نارضایتی از حکومت و شیوه اقدام آن در پایتخت (که اوضاع جمعیت در آن خیلی بهتر از دیگر شهرها و مناطق کشور است) فوق العاده بالا است. و حکومت به این اعتراض با خشونت پاسخ می‌دهد. در برخی موارد حتی عابران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. پس از 10 اوت مقامات و نمایندگان اپوزيسيون در مورد برگزاری تظاهرات جدید به توافق نرسیده‌اند.   دیدگاه صاحبنظران و اپوزيسيون در مورد تظاهرات مسکو واکنش صاحبنظران و نمایندگان اپوزيسيون به این سرکوب‌ها چند بعد داشت. سیاستمداران اپوزيسيون از قصد حکومت برای برقراری رژیم سختگیر و قطع آزادیها حرف زدند. بین آنها در مورد اقدام بعدی وحدت نظر وجود ندارد. ناوالنی پیشنهاد می‌کند مردم برغم این اوضاع در انتخابات شرکت کنند. او راهبرد "رای دادن عاقل" را پیشنهاد می‌کند  تا به نامزدان رقیب حزب حاکم (بدون وابستگی به تعلق آنها به احزاب ظاهراً مخالف و واقعاً همراه حکومت) رأی داده شده و عدم اعتماد به حزب حاکم بیان شود. به گفته وی، معنای اصلی رأی گیری در هم شکستن موقعیت انحصاری حزب روسیه واحد در پارلمان پایتخت است (ناوالنی به اتهام نقض مقررات برگزاری تظاهرات در حبس 30 روزه در زندان بسر می‌برد). مأموریت اپوزيسيون رشد سطح حضور مردم در انتخابات می‌باشد تا نامزدان مورد حمایت شهرداری بازنده شوند. وی همچنین از مردم دعوت کرد شرکت در تظاهرات اعتراض را ادامه دهند[9]. بوریس ویشنفسکی (Boris Vishnevski) نماینده اپوزيسيون از سنت پطرزبورگ این پیشنهاد ناوالنی انتقاد کرده و آن را "رأی دادن ناعاقل" نامید[10]. وی به این اشاره کرد که ناوالنی در انتخابات دومای دولتی هم توصیه کرده بود مردم به مخالفان حزب حاکم رأی بدهند و احزاب اپوزيسيون رسمی در نتیجه وارد دوما شده و با حکومت در تصویب قوانین ضد مردمی همراهی کردند. ناوالنی سپس در تظاهرات ریاست جمهوری (که نامزدی خودش در آن ثبت نشد) پیشنهاد کرد در انتخابات شرکت نشود و به این ترتیب طرفداران پوتین در انتخابات شرکت کرده و باعث شدند این تصور بروز کند که همه از پوتین حمایت می‌کنند. این بگومگو حاکی از وجود اختلاف محسوس بین نمایندگان اپوزيسيون لیبرال است. امری که صاحبنظران نزدیک به حکومت بلادرنگ به آن اشاره کردند. کنستانتین کاستین (Konstantin Kostin) رئیس بنیاد توسعه جامعه مدنی (نزدیک به کرملین) از ممکن نبودن اتحاد اپوزيسيون حرف می‌زند. وی می‌گوید آنها فعلاً، در مقابله با حکومت، همراه شده‌اند ولی همین که اقدام در جهت نیل به اهداف مشخص مطرح شود، تعداد افراد شرکت کننده در تظاهرات بشدت کاهش یابد. کسانی که امروز درخواست‌های قلمبه به میان می‌آورند به قبول آنها از طرف حکومت باور ندارند. میخاییل وینوگرادوف (Mikhail Vinogradov) رهبر بنیاد "سیاست پطربورگ" هم معتقد است نمایندگان اپوزيسيون هدف و استراتژی مشخص ندارند. اقدام غیر معقول حکومت تنها امید اپوزيسيون است. ولی امر خیلی مهم‌تر وجود سطح بالای اعتراض در جامعه است. شرکت دهها هزار تن در تظاهرات در پایتخت همچنین نشانه نارضایتی مردم از حکومت و پوتین است. آلکساندر کینف (Alexandr Kinev) صاحبنظر سیاسی به این اشاره می‌کند که اعتراض در جامعه روسيه ریشه دوانده است: پیوستن افراد سرشناس و رهبران افکار عمومی به اعتراض نشان می‌دهد تلاش حکومت برای بی‌اعتبار کردن اعتراض شکست خورده است. ادامه فشار حکومت فقط باعث مي‌شود روند قهرمان جلوه گر شدن و شهرت یافتن نمایندگان اپوزيسيون شدت یابد[11]. بخش روسی بی‌بی‌سی بحث صاحبنظران در مورد اهمیت تظاهرات مسکو را ترتیب داد[12]. کینف طی این بحث گفت: اعتراض در مسکو قطع نمی‌شود زیرا علت اعتراض از بین نرفته است. علت اعتراض در آغاز عدم ثبت نام نامزدانی بود که امضاهای لازم برای ثبت نام را جمع کرده بودند، و مردم همه این واقعیات را دیدند. حکومت نه تنها به نظر افراد ناراضی از این موقعیت گوش نداد، بلکه به تشدید درگیری پرداخت. حکومت با اقدامات انتظامی بی نظیر تعداد افراد تحت فشار را افزایش داد. به این ترتیب حکومت مایه ناخرسندی بسیاری از افراد دور از سیاست شده است. با ادامه این رفتار خلاف اخلاق (از نقطه نظر مردم)، حکومت تعداد افراد ناراضی را افزایش میدهد. یعنی حکومت مقصر اصلی شدت یافتن اعتراض است. بزودی، مردم از مرخصی برمی‌گردند، دانشجویان می‌آیند، اگر در تعطیلات تابستان این همه مردم روانه تظاهرات می‌شوند، پس بعد از اتمام تعطیلات این رقم رشد می‌کند. لئونید پولیاکوف (Leonid Polyakov) صاحبنظر سیاسی این مسئله را مطرح کرد که اصلاً خواسته اپوزيسيون شرکت در انتخابات نیست بلکه می‌خواهند مردم را به خیابانها روانه کنند: خواسته مسئولین تظاهرات ثبت نامزدان نیست، آنها می‌خواهند موج اعتراض بلند شود. و امکان دارد آنها هدف بزرگتری داشته باشند. بنظر پولیاکوف، یکی از دلایل حضور افراد بیشتر در همایش 10 اوت (50 هزار) مجاز بودن تظاهرات بود. عامل دیگر شرکت خوانندگان رپ بود. وی خاطر نشان می‌کند اعتراض تا روز انتخابات ادامه خواهد داشت. اینها هدف مشخص دارند: می‌خواهند موج اعتراض را تا خود انتخابات و حتی پس از آن ادامه دهند. امکان دارد حتی بعد از روز انتخابات (مانند انتخابات دومای دولتی در سال 2011) تظاهراتی ترتیب داده شود. پولیاکوف ضمناً می‌گوید نهادهای انتظامی آماده این روند هستند. کریل روگوف (Kirill Rogov) به این اشاره کرد که سطح سیاسی شدن احوال مردم رشد کرده است. مردم آماده‌اند در مراسم اعتراض، نه تنها در مسکو بلکه در مناطق مختلف کشور، شرکت کنند. مردم امروز خیلی بیش از گذشته‌ها بر خواسته خود اصرار دارند. ما همچنین شاهد سطح بالای احوال سیاسی بین جوانان هستیم. مسئله انتخابات دومای مسکو نیست، مسئله آن اوضاع فوق العاده و ترور پلیسی است که در مسکو برای سرکوب اعتراض بکار گرفته مي‌شود. هنوز صحبت از آینده کار دشواری است. باید دید جوانان تا چه مدت در این مراسم شرکت می‌کنند، چه وقتی و با چه چیزی آنها را ارعاب می‌کنند. اما با توجه به اینکه اکثر جوانان امروز در مسکو نیستند، اعتراض در پاییز شدت خواهد گرفت. آلکساندر سوخارنکو (Alexandr Sukharenko) صاحبنظر ضد فساد غیروابسته هم در مقاله‌ای در روزنامه نزاويسيمايا گازتا نوشت: تظاهرات اعتراض نشانه نارضایتی مردم از اوضاع و ممکن نبودن اثر گذاشتن آنها بر این اوضاع می‌باشد. جمعیت حکومت کنونی را جنایتکار و فاسد و دور از مردم تلقی می‌کنند. در ضمن بخش اعظم مردم ترجیح می‌دهند نارضایتی خود را در آشپزخانه بیان کنند و کمتر کسی آماده است در تظاهرات شرکت کند. این احوال را مي‌شود درک کرد. مردم نمی‌خواهند در نتیجه شرکت در تظاهرات از سلامت یا آزادی محروم شوند. مبلغ جریمه شرکت در تظاهرات هم خیلی گزنده است. ولی مردم خواهان دموکراسی هستند، و توسل زیاده از حد حکومت به زور احوال منفی را فقط شدیدتر می‌کند[13]. گنادی گودکوف سیاستمدار اپوزيسيون پس از تظاهرات 10 اوت  در وبلاگ خود در خصوص علت این رفتار خشونت بار فوق العاده نوشت: " هدف رژیم از دادن دستور اقدام با حداکثر سختگیری به ژاندارم‌های خود، به خشم آوردن جامعه است. رژیم می‌خواهد جامعه را عصبانی و به تلافی جویی وادار کند. امروز رژیم حمایت جامعه را بطور کامل از دست داده است. جامعه از حزب حاکم روسيه واحد نفرت دارد اما سطح محبوبیت دولت و دوما فوق العاده پایین است. حتی محبوبیت پوتین پایین می‌رود... ممکن است هدف این اقدامات وادار کردن مردم به اقدام افراطی به منظور تبرئه برقراری اوضاع اضطراری باشد. اگر این حدسیات صحت داشته باشد پس ما وارد آخرین مرحله حکومت پوتین مي‌شویم: نقاب ها به کنار انداخته مي‌شود. راه کره شمالی تنها راه باقیمانده می‌باشد"[14]. این ارزیابی البته اغراق آمیز است ولی امروز روشن می‌باشد که حکومت سطح پایین محبوبیت خود را احساس کرده و پس از مرحله مسدود کردن راه نامزدان اپوزيسيون به سوی انتخابات مرحله توسل به خشونت نسبت به اپوزيسيون فرا می‌رسد.   واکنش مقامات مقامات به تظاهرات به چند شکل واکنش نشان دادند. اولاً پس از تظاهرات 10 اوت هماهنگی تظاهرات جدید میسر نشده، هرچند اپوزيسيون درخواست داشت هم در 17 اوت و هم 24 و25 اوت به آن اجازه برگزاری تظاهرات داده شود. شهرداری در پاسخ پیشنهاد می‌کند تظاهرات اپوزيسيون در مناطق فوق العاده دور افتاده از مرکز پایتخت برگزار شوند. در بخش انتظامی پرونده‌ای در خصوص سازمان دادن اغتشاش جمعی باز شده و چند تن از جوانان شرکت کننده در تظاهرات در این رابطه متهم شده‌اند و امکان دارد به چند سال زندان محکوم شوند. میخاییل فدوتوف رئیس شورای حقوق بشر ریاست جمهوری روسيه این اتهامات را وارد تلقی نمی‌کند. وی در نامه به یوری چایکا (Yuri Chayka) دادستان کل روسيه درخواست کرد قانونی بودن اقامه دعوا در مورد اغتشاش در تظاهرات غیر مجاز 27 ژوئیه بازرسی شود[15]. بین دیگر ترفندهای مقامات برای مقابله با شرکت مردم در تظاهرات میتوان به اقدام مأموران سربازگیری برای شکار جوانان مشمول خدمت در تظاهرات و رفتن مأموران دادگاهی به محل برای توقیف افراد بدهکار اشاره کرد. هیچ نوع اغماض در مورد شرکت نامزدان اپوزيسيون در انتخابات در کار نبود. برعکس، نامزدان اپوزيسيون از طرف رئیس کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه به اقدام غرضدار علیه آن در ازای اجرت گرفتن اشاره کرد[16]. پامفیلووا گفت: "می‌دانم چه مبالغی هزینه شده و به چه کسی چه پولی داده شده است". ولی نگفت چه کسی سعی بر بدنام کردن کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه دارد. از قرار علت امر انتشار گزارش بنیاد مبارزه با فساد ناوالنی بود که که در آن ادعا مي‌شود نوه بوریس ابزه‌یف (Boris Ebzeyev)، از اعضای کمیسیون مرکزی انتخابات روسیه، در سال 2009، در سن چهار سالگی، صاحب آپارتمان دو طبقه در مسکو شد. قیمت بازاری آپارتمان، طبق ارزیابی بنیاد، حدود 500 میلیون روبل است. بنظر می‌رسد حکومت فعلاً قصد دارد از راه سرکوب پلیسی با نارضایتی‌ها مقابله کند. مشکل راه جدید این است که روسيه چند سال است در مسیر رکود اقتصادی قرار دارد. حکومت هیچ برنامه نظام مندی برای خروج از بحران ندارد. قریب به نصف جمعیت با مشکلات مالی مواجه مي‌شود. حکومت آشکارا با مردم به تندی حرف می‌زند. رفتار غیر اخلاقی حکومت و گزارش از زندگی مجلل مقامات (وقتی شووالوف معاون اول اسبق نخست وزیر روی کوچک بودن آپارتمان‌ها می‌خندید اما همسرش در فیس‌بوک می‌نوشت که بخش "بیزنس کلاس" هواپیما برای سگ‌هایش مناسب نیست و ناچار است برای بردن آنها به سوئیس هواپیما اجاره کند[17]) مردم را فوق العاده عصبانی می‌کند. نابسامانی در کشور و دروغگویی مقامات افزایش می‌یابد. اخیراً انفجاری مرموز همراه با رشد تشعشع رادیو آکتیو باعث جان باختن چند دانشمند هسته‌ای در میدان تیر در استان آرخانگلسک شد و مقامات فقط پس از گذشتن چند روز به ماهیت هسته‌ای سانحه اعتراف کردند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد مردم برغم نارضایتی هنوز آماده شرکت در تظاهرات نیستند[18]، ولی حکومت درصورت ادامه این رفتار می‌تواند کاری کند که آنها برای تظاهر آماده شوند. علاوه بر مقابله در بخش انتظامی، این دیدگاه بیان مي‌شود که تظاهرات از خارج ترتیب داده می‌شوند. هدف از این تبلیغات (تاکنون هیچ شواهدی به غیر از هشدار سفارت آمریکا به اتباع کشور برای نرفتن به محل تظاهرات و تشریح محل تظاهرات ارائه داده نشده) قانع کردن مردم به این است که اپوزيسيون بازیچه دست خارجیان بوده و از خارج اجرت می‌گیرد. در این رابطه نظارت بر ارتباط جمعی روسيه در نامه به شرکت "گوگل" از آن درخواست کرد تظاهراتی که مقامات اجازه برگزاری آنها را نداده‌اند تبلیغ نشود. این نوع تظاهرات در "یوتیوب" تبلیغ مي‌شود که به "گوگل" تعلق دارد[19]. سپس کمیسیون دفاع از حاکمیت شورای فدراسیون اعلام نمود قصد دارد از سفرای کشورهایی دعوت کند که در سایت نمایندگی آنها گزارش‌هایی در خصوص تظاهرات مسکو منتشر شده بود، در جلسات آن حضور یابند. لیودمیلا بوکووا (Lyudmila Bokova) از اعضای کمیسیون گفت  در سایت بسیاری از سفارتخانه‌ها گزارش‌های مفصلی در خصوص مسیر برگزاری تظاهرات مسکو منتشر شده بود. "روشن نبود این چیست؟ هشدار به اتباع خود یا درخواست ترتیب دادن اغتشاش". وی گفت این اقدامات را مي‌شود دخالت در امور داخلی روسيه ارزیابی کرد[20]. به دنبال دو نهاد مذکور، ویاچسلاو والودین (Vyacheslav Volodin) رئیس دومای دولتی اعلام نمود مسئله دخالت خارجی در امور داخلی روسيه در جلسه 19 اوت شورای دوما بررسی مي‌شود. وی تأکید نمود نمایندگان همه فراکسیون‌های دوما درخواست کرده بودند جلسه فوق العاده برگزار شود[21].  والودین گفت "به رئیس کمیته امنیت و مقابله با فساد دومای دولتی دستور داده شده اسناد موجود بررسی، اوضاع تحلیل شده و پیشنهادهای مربوط به بررسی دخالت را به شورای دوما ارائه کند". در جلسه شورای دوما در مورد تشکیل کمیسیون بازرسی دخالت خارجی در امور داخلی روسيه تصمیم گرفته شد. هرچند تنها شواهد امر گزارش سفارت آمریکا و یادداشتی در تویتر "صدای آلمان" بود. ایوان تیموفه‌یف (Ivan Timofeyev) مدیر برنامه شورای روابط بین‌الملل روسيه معتقد است بازرسی دخالت خارجی در امور روسيه در دومای دولتی امتیازی برای مسکو در صحنه بين‌المللي در بر نخواهد داشت. وی خاطر نشان می‌کند در اتهامات از امور خرد و ریزی حرف زده مي‌شود که ماهیت غیر عمدی داشت و ضمناً به اقدام تحریک آمیز شباهت ندارد. در نتیجه در غرب بعضی‌ها خواهند گرفت روسيه دارد از کاه کوه می‌سازد تا توجه از دخالت خود در انتخابات دیگران را منحرف کند. اعلامیه دومای دولتی در این مورد باعث آغاز موج جدید ضد روسيه خواهد شد. و معلوم نیست فایده این کارها چیست[22]. یکی از اموری که صاحبنظران و رسانه‌ها به آن اشاره می‌کردند سکوت رئیس‌جمهور روسیه در مورد این وقایع بود. دمیتری پسکوف (Dmitry Peskov) سخنگوی رئیس جمهور روسیه اعلام نمود ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه تظاهرات اپوزيسيون در مسکو را پیگیری می‌کند. پسکوف گفت: هر روز وقایع بسیاری در روسيه رخ می‌دهد که طبعاً امور مورد توجه رئیس‌جمهور هستند و او نباید در مورد هر کدام از آنها اظهار نظر کند"[23]. وی افزود که بنظر کرملین وقایع جاری امر خارق العاده‌ای نیست. پسکوف همچنین اعلام نمود اقدام مأموران انتظامی در تظاهرات اعتراض در مسکو "مطلقاً موجه" است. در حالی که  میخاییل فدوتوف (Mikhail Fedotov) رئیس شورای حقوق بشر ریاست جمهوری روسيه از این حرف زده بود که مأموران انتظامی "خیلی خشن" اقدام کرده‌اند و قول داد گزارش مربوطه را برای رئیس‌جمهور تهیه کند. همزمان سخنگوی رئیس‌جمهور روسیه گفت توسل به زور زیاده از حد از طرف نهادهای انتظامی علیه معترضین مجاز نیست. وی در مورد ضرب و شتم یک دختر حین بازداشت وی اظهار نظر کرد. پسکوف گفت بلاتردید به این نوع موارد توجه مي‌شود و هم اکنون بازرسی داخلی در مورد حادثه در جریان است. در نهایت رئیس‌جمهور روسیه فقط در پاسخ به سئوال خبرنگاران خارجی و در خارج از کشور، طی دیدار از فرانسه، در مورد تظاهرات مسکو اظهار نظر کرد. پوتین گفت: "افرادی که تصمیم کمیسیون انتخابات را قبول نمی‌کنند می‌توانند به دادگاه مراجعه کنند و قبلاً به برخی از این مراجعه‌ها پاسخ مثبت داده شده است (در یک مورد دادگاه شکایت سرگئی میتروخین از کمیسیون انتخابات را وارد دانسته و کمیسیون را موظف کرد نامزدی میتروخین در انتخابات را ثبت کند و میتروخین به عنوان نامزد انتخابات دومای شهر مسکو ثبت شد-م). پوتین افزود "شهروندان حق اعتراض مسالمت آمیز طبق قانون را دارند... ولی کسی حق نقض قانون و کشاندن کار به اوضاع بی معنی یا درگیری با مقامات را ندارند. مقصران باید جلب شوند". وی اوضاع را با اعتراض "جلیقه‌های زرد " در فرانسه مقایسه کرد که طی آنها 11 تن کشته شده، 2500 تن جراحت برداشته و بسیاری از مأموران پلیس جراحت برداشتند. وی توضیح داد: "نمی‌خواهیم چنین اموری در پایتخت روسيه رخ دهد. هر کاری می‌کنیم که اوضاع سیاسی ما در بستر قانونی پیشرفت کند". ماکرون گفت: باید کاری کرد که شهروندان بتوانند ضمن رعایت نظم در تظاهرات شرکت کنند. پوتین پاسخ داد: "ما همین کار را می‌کنیم" و به این اشاره کرد که اخیرا تظاهرات مجاز برگزار و جریان مسالمت آمیز داشت.   پسگفتار تظاهرات اعتراض در مسکو نشان داد حکومت ولادیمیر پوتین بار دیگر، چون سال 2011 با مخالفت جدی مواجه مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه در آن دوران هم بعد از بحران اقتصادی سال‌های 2008 و 2009 با مشکل مواجه شده بود. نارضایتی مردم به تظاهرات بزرگ در انتخابات دومای دولتی انجامید و این عملیات در نهایت با سرکوب شدید پس از انتخابات ریاست جمهوری فروکش کرد. پس از آن پوتین با الحاق کریمه به روسيه توانست به احوال میهن پرست در کشور دامن زده و دوباره محبوبیت خود را تقویت کند. ولی روسيه پس از آن با تحریم‌های سنگین خارجی مواجه شد، قیمت نفت سقوط کرد و نرخ روبل روسيه دو برابر بی ارزش شد. روند بحران اقتصادی مزمن آغاز شد که امروز به مرحله رکود و رشد اقتصادی ناچیز در حدود یک درصد منتهی شده است. همزمان از رشد درآمدهای مردم خبری نیست. به این ترتیب، مردم که در اوایل حکومت پوتین آزادی‌های به دست آمده پس از فروپاشی شوروی را با رفاه نسبی در دو دوره اول ریاست جمهوری پوتین عوض کرده بودند امروز بیش از این آماده نیستند با موقعیتی آشتی کنند که رفاه آنها از بین رفته و به آنها اجازه اظهار نظر و حق رأی به نفع نامزدان مورد نظر خود داده نمی‌شود. پوتین در آخرین دوران ریاست جمهوری خود با مشکل مواجه شده و این مشکلات انتقال قدرت به فرد مورد نظر وی و تمدید حکومتش را دشوار می‌کند. اعتراضات کنونی از این نظر از طرف حکومت فوق العاده خطرناک تلقی مي‌شود. و امروز پوتین باید کریمه دیگری برای تقویت محبوبیت خود پیدا کند زیرا ادامه روند سرکوب بدون دورنمای بهبود اوضاع اقتصادی و ارتقاء سطح زندگی مردم ممکن نخواهد بود.   [1] https://www.novayagazeta.ru/news/2019/07/17/153405-mosgorizbirkom-otkazal-v-registratsii-57-kandidatam-v-mosgordumu [2] https://meduza.io/news/2019/07/10/munitsipalnye-deputaty-vyshli-na-pikety-k-izbirkomu-moskvy-oni-trebuyut-pustit-kandidatov-ot-oppozitsii-na-vybory-v-mosgordumu [3] https://www.svoboda.org/a/30056228.html [4] https://www.rbc.ru/politics/20/07/2019/5d331eb99a79475ff2143468. [5] https://tass.ru/politika/6696371 [6] https://meduza.io/news/2019/07/26/mosgorizbirkom-otkazal-lyubovi-sobol-v-registratsii-kandidatom-v-deputaty-gorodskoy-dumy [7]https://tvrain.ru/news/v_protokole_zaderzhanija_mvd_otsenilo_chislennost_mitingujuschih_v_moskve_v_10_tysjach_na_sajte_v_35_tysjachi-490410/ [8] https://www.interfax.ru/moscow/671378 [9] https://www.svoboda.org/a/30109375.html [10] https://www.novayagazeta.ru/articles/2019/08/20/81670-neumnoe-golosovanie   [11] https://www.kommersant.ru/doc/4059292 [12] https://www.bbc.com/russian/features-49320760   [13] http://www.ng.ru/kartblansh/2019-08-19/3_7653_kart.html [14] https://echo.msk.ru/blog/gudkov/2480827-echo/   [15] https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d52cd209a7947435b1e8b0d [16] https://www.rbc.ru/politics/13/08/2019/5d52b4209a794739d65cdc16 [17] https://meduza.io/shapito/2016/07/14/novyy-mem-korgi-zheny-shuvalova [18] http://www.ng.ru/kartblansh/2019-08-19/3_7653_kart.html [19] https://ria.ru/20190811/1557390243.html [20] https://iz.ru/909001/2019-08-11/zarubezhnykh-poslov-priglasiat-v-sovfed-posle-publikatcii-o-mitingakh [21] https://www.interfax.ru/russia/672431 [22] https://www.kommersant.ru/doc/4066379 [23] https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d528c729a7947277b3eee86   ]]> روسیه و اروپای شرقی Sat, 24 Aug 2019 14:20:37 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3856/بازتاب-رسانه-تظاهرات-مرتبط-برگزاری-انتخابات-دومای-شهر-مسکو