موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://www.iras.ir/ Wed, 26 Feb 2020 19:43:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Wed, 26 Feb 2020 19:43:39 GMT 60 بررسی نهمین همایش خاورمیانه والدای (بهمن 1398) http://www.iras.ir/fa/doc/report/3876/بررسی-نهمین-همایش-خاورمیانه-والدای-بهمن-1398 در این گزارش به بررسی همه جانبه این نشست می پردازیم. فهرست شخصیت‌های شرکت کننده در همایش خاورمیانه‌ای باشگاه مباحثه والدای: مقامات شرکت کننده در نهمین همایش خاورمیانه‌ای والدای آقای مهدی سنایی مشاور ارشد وزیر امور خارجه ایران انور عبدالهادی ، مدیر امور سیاسی سازمان آزادی بخش فلسطین امل ابوزید ، مشاور رئیس جمهور لبنان، نماینده اسبق پارلمان لبنان احمد مجدالانی ، وزیر توسعه اجتماعی فلسطین ایگور مورگولوف (Igor Morgulov) معاون وزیر امور خارجه روسیه عمرو موسی دبیرکل اسبق اتحادیه کشورهای عربی ماریا خودینسکایا - گولنیشچوا (Maria Khodynskaya-Golenishcheva) مشاور ارشد گروه برنامه ریزی سیاست خارجی وزارت امور خارجه روسیه   صاحبنظران روسی شرکت کننده در همایش آندری بیستریتسکی (Andrei Bistritski)، رئیس هیئت مدیره ، صندوق توسعه و پشتیبانی باشگاه مباحثه والدای ایرینا زویاگلسکایا (Irina Zvyagelskaya) رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه انستیتوی اقتصاد جهانی و روابط بین‌المللی فرهنگستان علوم روسيه آندری کورتونوف (Andrei Kortunov) مدیر کل شورای روابط بین‌الملل روسيه واسیلی کوزنتسوف (Vasili Kuznetsov)، رئیس مرکز مطالعات عربی و اسلامی انستیتوی شرق شناسی فرهنگستان علوم روسيه فیودور لوکیانوف (Fyodor Lukyanov) مدیر علمی بنیاد توسعه و پشتیبانی باشگاه مباحثه والدای ویتالی ناومکین (Vitali Naumkin) آکادمیسین فرهنگستان علوم روسيه، مدیر علمی انستیتوی شرق شناسی فرهنگستان علوم روسيه ایوان تیموفه‌یف (Ivan Timofeyev) مدیر برنامه شورای روابط بین‌الملل روسيه   صاحبنظران خارحی شرکت کننده در نهمین همایش خاورمیانه‌ای والدای مصطفی آیدین ​​رئیس شورای امور خارجه ترکیه علی الاحمد سیاستمدار و شخصیت اجتماعی سوریه ابتسام الکتابی رئیس مرکز سیاسی امارات هرایر بالیان مدیر برنامه حل و فصل اختلافات در مرکز کارتر گالیپ دالای مدیر بنیاد الشرق ، پژوهشگر انستیتوی امور بین المللی و امنیتی آلمان (SWP) یحیی زبیر استاد ارشد روابط بین المللی، سرپرست بخش ژئوپلیتیک مدرسه تجاری KEDGE ، پژوهشگر دعوت شده مرکز بروکینگ دوحه (Brooking Doha Center) محمد احسان استاد ارشد کالج نظامی جنب کالج سلطنتی لندن دانیل لوی (Daniel Levy,) رئیس پروژه ایالات متحده و خاورمیانه (US/ Middle East Project) تسوی ماگن (Zvi Magen) ، پژوهشگر ارشد انستیتوی مطالعات امنیت ملی (INSS) در دانشگاه تل آویو عمر محمد ، بنیانگذار وبلاگ خبری چشم موصل (Mosul Eye) نیر روزن ، مشاور ویژه امور سوریه و عراق در مرکز گفتگوی انساندوستانه رندا اسلیم (Randa SLIM) پژوهشگر ارشد، مدیر برنامه حل اختلافات و دیپلماسی عمومی انستیتوی خاورمیانه واشنگتن جوست هیلترمن (Joost Hiltermann) مدیر برنامه ، گروه بحران بین المللی خاورمیانه و شمال آفریقا دوروته اشمیت (Dorothée Schmid) پژوهشگر ارشد رئیس برنامه مطالعات ترکیه و خاورمیانه در انستیتوی روابط بین الملل فرانسه (Ifri) محمد الجرح ، بنیانگذار و مدیر مرکز تحقیقی مشاورتی چشم انداز لیبی (Libya Outlook)   گزارش جلسات اولین روز همایش برای درک اهمیت این همایش در روسيه کافی است گفته شود وزیر امور خارجه روسيه پیام خوشآمدی به مهمانان آن فرستاد و ایگور مورگولوف، معاون لاوروف در فعالیت همایش شرکت می‌کند. در پیام خوشآمد سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه به مهمانان همایش خاورمیانه باشگاه والدای گفته شده است: مساعی عقلی صاحبنظران شرکت کننده در همایش بطور کامل مورد نیاز است. بسیاری از کشورهای خاورمیانه از مرحله آزمون‌های جدی عبور می‌کنند که نتیجه تلاش برای تحمیل، از جمله از راه قهرآمیز، ارزش‌ها و مدل‌های توسعه بیگانه به ملت‌های آنها می‌باشد. امروز بطور ساختگی تشنج در حوزه خلیج فارس تشدید مي‌شود. انتشار بخش سیاسی به اصطلاح "معامله قرن" در آخر ژانویه هم عامل بی‌ثبات کننده جدی می‌باشد. بطور پیگیر باور داریم تأمین صلح و ثبات در تمام خاورمیانه فقط با اتکا بر حقوق بین‌المللی و رعایت حق حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی کشورهای آن میسر مي‌شود. حفظ کشور سوریه، نیل به موفقیت‌های وزین در مبارزه با تروریسم، راه انداختن روند سیاسی داخلی سوریه بر همین اساس میسر شد. روشن است که بهترین راه برای جلوگیری از تشدید تشنج فعالیت پیشگیر و جلوگیری از بروز درگیری‌های جدید است. روسيه در این رابطه از تشکیل مکانیزم جامع امنیت جمعی و همکاری در منطقه حمایت می‌کند. پیشنهادهای ما در نظریه مربوطه درج شده است. امیدوارم ملاقات شما در پیش بردن دستور کار سازنده در فضای خاورمیانه و شمال آفریقا کمک کند. ایگور مورگولوف معاون وزیر خارجه روسیه در بخش افتتاحیه نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای اعلام نمود اوضاع خاورمیانه و شمال آفریقا انفجار آمیز است. ما می‌بینیم که نه تنها کشورهای منطقه بلکه فی‌الواقع تمام دنیا ناچار هستند با عواقب فجیع "مهندسی ژئوپلتیک" غرب سروکار داشته باشند. وی گفت ترویج عقاید رادیکال، جریان تروریست‌ها و شبه‌نظامیان خارجی، رشد تعداد آوارگان داخلی و خارجی، گردش غیرقانونی اسلحه و قاچاق انسان از این عواقب است. خبرنگاران فقط به یکی از جلسات اولین روز همایش راه داده شدند. طی روز 17 فوریه چهار جلسه برگزار شد. گزارش کوتاه از جریان این جلسات در سایت باشگاه مباحثه والدای تحت عنوان "خاورمیانه: وقتی بی‌ثباتی امری معمولی مي‌شود" منتشر شده است. نویسندگان گزارش خاطر نشان می‌کنند هر همایش از نه همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای در شرایط بی‌ثباتی در منطقه برگزار مي‌شود. درگیری‌های قدیمی به آتش زیر خاکستر شباهت دارند، و سرچشمه‌های جدید تشنج در منطقه بروز می‌کند. امروز ارتش‌های سوریه و ترکیه مشغول مبادله ضربات در ادلب هستند، ایران و ایالات متحده در لبه جنگ قرار گرفتند، ولی برغم همه انتظارات، کار با تشنج زدایی به پایان رسید، دونالد ترامپ "معامله قرن" را به فلسطینیان پیشنهاد می‌کند، و با لحن بدون برو برگشت خود ناظران کهنه کار را حیران می‌کند. دخالت خارجی، از امور کلیدی اولین روز کار همایش بود. چنانچه از متن پیام لاوروف و سخنان مورگولوف میتوان دید، از دیدگاه مسکو، غرب مسئول شماره یک این دخالت و سیاست گذاری‌های نادرست می‌باشد که عواقب آن گریبانگیر نه تنها کشورهای منطقه بلکه سراسر جهان شده است. خبرگزاري ريا نووستي در گزارش کوتاه "مشاور وزیر خارجه ایران دلیل مشکلات خاورمیانه را بیان کرد" به سخنان آقای مهدی سنایی مشاور ارشد وزیر خارجه و سفیر اسبق ایران در روسيه در همایش اشاره می‌کند که در این رابطه گفت: "معتقدم مشکلات و چالش‌های اصلی منطقه ما نتیجه آن است که به دولت‌های قانونی منطقه حمله مي‌شود. آنها باید محترم شمرده شوند، باید دولت‌های قانونی، نهادهای قانونی کشورها محترم باشند... فکر می‌کنم همه حضار امروز درک می‌کنند که دخالت ایالات متحده در امور کشورهای منطقه ما هیچ نتیجه‌ای نداده است. بنظر من روشن است که مشکلات امروز که شاهد آنها هستیم از بسیاری لحاظ نتیجه دخالت آمریکا و دیگر کشورهای غربی در منطقه است". به گفته وی، این نوع دخالت به حل مسائل موجود کمک نمی‌کند. آقای سنایی افزود برای حل مسائل باید اساس همکاری و گفتگوی کشورهای منطقه ایجاد شود. چنانچه وی خاطر نشان نمود، ایران بلندپروازی در منطقه ندارد، و در کشورهایی که ایران در آنها حضور دارد، دولت قانونی از آن درخواست کرده است. چنانچه در گزارش خود باشگاه گفته مي‌شود دخالت به حدی رسیده که مي‌شود از حاکمیت محدود برخی کشورهای خاورمیانه سخن راند. ویتالی ناومکین مدیر علمی انستیتوی شرق شناسی در گزارش خود گفت "دیگ خاورمیانه به علت سطح بالای دخالت خارجی می‌جوشد". وی پیشنهاد کرد دخالت ناخواسته و حضور نیروهای خارجی با گرفتن مجوز شورای امنیت سازمان ملل و دولت‌های قانونی کشورها محدود شود. الاحمد سیاستمدار سوری هم به ضرورت کاهش فشار خارجی اشاره کرد. مرز باریک بین میانجی گری و دخالت خارجی در دومین جلسه 17 فوریه به نام "درگیری‌ها و میانجی‌ها" بررسی شد. ایالات متحده طی دهها سال بازیکن خارجی برتر در خاورمیانه بود، سیاست آن هیچ درگیری‌ای را حل نکرد، اما آزمایش مرسوم به "هرج و مرج کنترل شونده" با نارضایتی فراگیر مواجه شد. همزمان کاهش توجه آمریکا به منطقه در مرحله کنونی، باعث نگرانی خیلی‌ها مي‌شود. نه تنها اسرائیل (تنها کشور علناً حمایت کننده از حضور آمریکا)، بلکه کشورهای عرب بیم دارند این روند به تقویت موضع ایران منتهی شود. این نگرانی‌ها طبق معمول از طرف کشورهای عرب بیان شد، همکاران ایرانی به همین شکل معمول اتهام مربوط به ادعای هژمونی منطقه‌ای را رد کردند. در عین حال، همراه با کاهش توجه اقتصادی آمریکا به منطقه به دنبال خودکفایی در حوزه انرژی، نفوذ سیاسی و نظامی آن باقی مانده است. اخیراً دولت ترامپ ابتکار حل درگیری فلسطین و اسرائیل را به میان آورده و برداشت خارق العاده خود از میانجی شدن – با جانبداری از یک طرف – را به نمایش گذاشت. برغم برداشت منفی از ابتکار، این طرح باعث شد دوباره به مسئله فلسطین توجه شود. طی سال‌های گذشته نقش روسيه در امور خاورمیانه بطور محسوس تقویت شده است. چنانچه یکی از صاحبنظران عرب گفت، روسيه تنها قدرت بزرگ بود که از بحران‌های گذشته درس گرفت. در حال حاضر هیچ کدام از کشورهای منطقه از حضور آن برداشت منفی ندارد، و این را – در مقایسه با دیگر بازیکنان – میتوان دستآورد محسوس تلقی کرد. اما کشورهای اروپایی، چنانچه یکی از حضار گفت، بیش از همه از میانجی شدن حرف می‌زنند، در حالی که کمترین امکان را برای نفوذ گذاشتن بر منطقه دارند. سومین جلسه اولین روز فعالیت همایش به نام "اعراب و گروه سه‌گانه غیر عربی" به نقش ایران، ترکیه و اسرائیل در امور خاورمیانه و شمال آفریقا اختصاص داشت. دوباره مسئله محدودیت‌ حق حاکمیت کشورهای عرب مطرح شد. یکی از صاحبنظران در اظهار نظری زیبا گفت "آنها (کشورهای عرب) از فاعلین سیاست منطقه‌ای به متن آن تبدیل مي‌شوند". رویارویی ایران و آمریکا آخرین نمونه این واقعیت است که عراق بیش از همه از آن لطمه دید. سخنگویان در این مورد وحدت نظر داشتند که شکاف برداشتن جوامع عرب باعث تقویت بازیکنان غیر عرب مي‌شود. ولی آیا این امر به معنی رشد سطح امنیت در منطقه بطور اعم می‌باشد؟ پاسخ به این سئوال منفی است. برای مثال، ترکیه می‌خواهد به خودگردانی استراتژیک نایل شود، ولی به آسیب پذیری استراتژیک نایل شده، به درگیری‌های خارج از خاک خود کشیده مي‌شود. اسرائیل دستور کار محدودی دارد که متوجه امنیت خود آن می‌باشد، ایران اساساً سیاست دفاعی پیاده کرده ولی همزمان باعث شکاکیت همسایگان در مورد تمایل به سلطه در منطقه مي‌شود. بررسی مسئله دخالت بیگانگان طی چهارمین نشست به نام "خلیج: جنگ و صلح" ادامه یافت. اساساً از رویارویی ایران و آمریکا و اثر آن بر امور منطقه سخن رفت. حضار بار دیگر قانع شدند که "خروج" آمریکا از خاورمیانه مفهوم نسبی است. یکی از سحنگویان به این اشاره کرد که سیاست دولت ترامپ ماهیت عقیدتی داشته و متوجه رویارویی با ایران و پیروی از اصل "از لج اوباما" می‌باشد. ضمناً، برغم سخن پردازی در خصوص انزوا گرایی ترامپ و عدم تمایل رأی دهندگان به جنگ‌های گرانبها در خارج، 25 هزار نظامی به نیروهای آمریکایی در منطقه افزوده شدند. صاحبنظر گفت: "آمریکا از خلیج نمی‌رود". و حتی اگر بخواهد، "دوباره به منطقه کشیده مي‌شود". و مسئله تنها به امور داخلی منطقه محدود نمی‌شود. بازداشتن چینی یکی از معدود امور مورد تفاهم در آمریکا است. ممکن است آمریکا دیگر به نفت خاورمیانه نیاز نداشته باشد، ولی چین به آن نیاز دارد و در این رابطه، برای داشتن اهرم اثر گذاشتن بر چین، آمریکا حضور خود در منطقه را حفظ می‌کند. در روز آغاز همایش والدای گزارش دو شرق شناس طراز اول روسيه تحت عنوان "خاورمیانه: به سوی معماری ثبات نو؟" منتشر شد. نویسندگان خاطر نشان می‌کنند خاورمیانه در سال 2019 از نقطه نظر وقایع غیرمترقبه رکورد شکست. اتفاقی نیست که طراح نظریه "قوهای سیاه" (وقایع پیشبینی نشده که می‌توانند باعث تغییر شدید اوضاع شوند) یک فرد خارج شده از خاورمیانه بود. ولی امکان دارد ناگهانی بودن وقایع خاورمیانه نتیجه کمبود دوراندیشی تحلیل‌گران نبوده، بلکه از خواص بنیادی زندگی اجتماعی باشد؟ مخلوط شگفت انگیز وقایع دارای سبب و بدون سبب در خاورمیانه به ترکیب عجیب دگرگونی و عدم دگرگونی واقعیت سیاسی منطقه منتهی مي‌شود. اینجا همیشه امری در جریان بوده و همزمان هرگز تغییری رخ نمی‌دهد. "قوهای سیاه"، پدیده‌های قادر به تغییر ناگهانی اوضاع در مایع غلیظ اوضاع سیاسی روزمره گیر می‌کنند. و این روزمرگی با جهش‌ها و پیشرفت‌های پرخروش در هم می‌پیچد. توسعه به هرج و مرج کشیده، اما هرج و مرج به ثبات نو تبدیل مي‌شود. بنظر این روند امور باعث مي‌شود پیشبینی سیاسی بی‌معنی شود. ولی اگر با رویکردها و اصول طراحی شده در گذشته مجهز شویم، اگر از خرده گیری مربوط به شمارش احتمال تحقق این یا آن پیشبینی منصرف شویم، توجه به سناریوهای پیشبینی کننده آینده معنای جدیدی کسب می‌کند. این سناریوها اجازه می‌دهند چارچوب امور ممکن محدود شود. ولی فراموش نشود که واقعیت می‌تواند عقربه امور احتمالی را 180 درجه گردش دهد. مشاور رئیس‌جمهور لبنان در نشست همایش خاورمیانه‌ای والدای گفت روسيه امروز تنها کشور قادر به مذاکره با همه کشورهای خلیج و پذیرایی از نمایندگان آنها است. آنها باید این واقعیت را در نظر گرفته و از کار با روسيه منتفع شوند تا بتوان طرح ایجاد سازمان امنیت و همکاری خلیج فارس را به مرحله اجرا گذاشت. در سایت باشگاه چکیده گزارش وی در حمایت از پیشنهاد روسيه برای تأسیس سازمان امنیت و همکاری خاورمیانه تحت عنوان "خلیج عربی – فارسی به عنوان منطقه شکوفایی و صلح"درج شده است. بنظر مشاور رئیس‌جمهور لبنان روسيه امروز تنها کشور قادر به مذاکره با همه کشورهای خلیج و پذیرایی از نمایندگان آنها است. آنها باید این واقعیت را در نظر گرفته و از کار با روسيه منتفع شوند، تا بتوان طرح ایجاد سازمان امنیت و همکاری خلیج فارس را به مرحله اجرا گذاشت. وی به چند واقعیت مهم در این رابطه اشاره کرد. کشورهای مجاور خلیج فارس کمتر از 5% جمعیت جهان و 1% خشکی را تصرف می‌کنند ولی 60% ذخایر نفت و 40% ذخایر گاز جهان در آن متمرکز شده است. 30% نفت و 12% گاز جهان در این منطقه استخراج مي‌شود. و در این منطقه طی کمتر از ربع قرن 3 جنگ رخ داد که بعد بزرگتر از جنگ دوجانبه یا منطقه‌ای داشتند. جنگ‌ها نتیجه اثر منفی اموری مانند مسائل مرزی، مسائل راه‌های تجاری و مسائل ذخایر است. از جمله تقریباً تمام منطقه دستخوش اختلافات مرزی می‌باشد. و همه آنها با وجود منابع طبیعی ارتباط دارد. برای رها کردن منطقه از "نفرین منابع" و جنگ، و نیل به شکوفایی آن، باید روابط منطقه‌ای و خارج از منطقه‌ای بر اساس توزیع عادلانه حقوق و امنیت کشورها و ملت‌ها برقرار شود. با توجه به دهها و حتی صدها سال جنگ‌، تحقق این امور کار مشکلی خواهد بود. هر هدف کلان به ساختار مدیریت نهادی نیاز دارد. و در این ساختار، میانجی فعالی باید باشد. در این رابطه طرح پیشنهادی روسيه (نظریه امنیت خاورمیانه) برای منطقه به یاد می‌آید. و روسيه تنها کشور قادر به ایفای این نقش می‌باشد. بنظر وی عنوان منطقه بهترین نشانه بحران آن است. این خلیج فارس است یا خلیج عرب؟ بگذار همکاری از عنوان آغاز شود. خلیج عربی – فارسی. خلیج عربی – فارسی رفاه ملت‌های خود، مناطق مجاور و جهان را تأمین می‌کند. احمد مجدالانی دبیر کل جبهه آزادیبخش فلسطین و وزیر دولت فلسطین اعلام نمود موضع اسرائیل گرای آمریکا فقط باعث شدت یافتن احوال افراط گرا مي‌شود. اگر اسرائیل طبق "معامله قرن" برای تصرف دشت اردن اقدام کند، در فلسطین انتفاضه جدید آغاز مي‌شود. نه تنها فلسطین بلکه بسیاری از کشورهای عرب منطقه با معامله مخالفت می‌کنند. از جمله ابوزید هم از مخالفت لبنان با معامله سخن راند. گزارش جلسات دومین روز همایش طی دومین روز نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای دو جلسه برگزار شد که به موج جدید اعتراض در کشورهای خاورمیانه و سناریوهای آینده اختصاص داشت. علت حفظ احوال اعتراض آمیز حل نشدن مشکلاتی است که جوامع منطقه با آنها مواجه می‌شوند. مهم‌ترین آنها فساد فراگیر می‌باشد که برغم تغییر حکومت حفظ مي‌شود، و بیکاری، بطور اخص بین جوانان. در این شرایط، حتی برغم تجربه فجیع بی‌ثباتی طولانی و جنگ‌های داخلی به دنبال جنبش بهار عربی، اعتراض ادامه خواهد یافت. سطح بالای درگیری یکی از مشخصات تعیین کننده آینده منطقه است. مصطفی آیدین رئیس شورای امور بين‌المللي ترکیه می‌گوید خاورمیانه منطقه‌ای است که هر پیشبینی منفی در آن تحقق می‌یابد. در آینده مشکلاتی مانند کمبود منابع طبیعی، در وهله اول کمبود آب، رشد بدون کنترل جمعیت، رشد درصد جوانان در جمعیت، قطبی شدن و شکاف برداشتن جامعه، انحطاط محیط زیست، عدم آمادگی کشورهای نفتی برای کاهش تقاضای مواد هیدروکربنی به میان خواهد آمد. یکی از عواقب بهار عربی این بود که امروز وجود نهادهای دولتی به عنوان یک موهبت ارزیابی مي‌شود، ولی خطر دیگر – خطر اقتدارگرایی – نباید از قلم انداخته شود. هرچند حتی غرب قبول می‌کند: رژیم‌های خاورمیانه که به عنوان اقتدارگرا معرفی می‌شوند درجه بالای قابلیت هماهنگی و توان ادامه بقای خود را به نمایش گذاشتند. عربستان سعودی که راه اصلاحات را آغاز می‌کند و ایران که مقامات آن راه کنار آمدن با جامعه مدنی را یاد گرفتند، از نمونه‌های آنها هستند. سطح بالای دخالت خارجی در امور منطقه به اینها افزوده مي‌شود. غالب شدن یک سناریو به توانایی بازیکنان خارجی برای توافق با یکدیگر بستگی خواهد داشت. فعلاً ایران، روسیه و ترکیه در این مسیر نسبتاً موفق بودند. اظهار نظر صاحبنظران در خارج از جلسات همایش علاوه بر جلسات باشگاه، خبرنگاران در راهروهای همایش با صاحبنظران و مقامات شرکت کننده در آن گفتگو داشتند. از جمله یکی از صحبت‌ها با آقای سنایی وی تحت عنوان "ایران از مکانیزم امنیت جمعی پیشنهادی روسيه حمایت کرد" منتشر شد. آقای سنایی در گفتگو با خبرنگاران در راهروهای همایش خاورمیانه‌ای والدای اعلام نمود: "ایران معتقد است مسائل موجود در منطقه تا حدودی در نتیجه حضور نیروهای کشورهای خارج از منطقه بروز کرده است. به همین دلیل از رویکردهایی حمایت می‌کند که معتقدند امنیت منطقه باید از راه همکاری منطقه‌ای حاصل شود. این رویکردی است که نتیجه مثبت می‌دهد و به همین دلیل این رویکرد البته از حمایت برخوردار مي‌شود". احمد مجدالانی ، وزیر توسعه اجتماعی فلسطین در مصاحبه با پرتال خبری news.ru گفت فلسطین آماده است با میانجی گری گروه چهارگانه میانجیگران بین‌المللی موافقت کند که ایالات متحده هم یکی از آنها است. خواسته فلسطین این است که آمریکا تنها طرف فعال در روند حل درگیری فلسطین و اسرائیل نباشد. وی همچنین گفت طرف فلسطینی آماده است بطور دوجانبه با اسرائیل مذاکره کند. این مذاکره می‌تواند طی دیدار سران فلسطین و اسرائیل از روسيه در 9 ماه می سالجاری در مراسم هفتاد و پنجمین سالگرد پیروزی در جنگ دوم جهانی برگزار شود. وی همچنین مذاکره با آمریکا را در حال حاضر منتفی دانست. وزیر خارجه لیبی که عصر 17 فوریه به مسکو وارد شده بود، در گفتگو با با دانشمندان شرق شناس در حاشیه نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای گفت لیبی خواهان جنگ نیست، ولی اگر جنگ به آن تحمیل شود، می‌جنگد. وی اعلام نمود "امیدواریم تجاوز ترکیه به زودی به پایان رسیده و پایتخت آزاد شود". وی مذاکرات برلین را قدم مثبت نامیده و گفت مذاکرات بعدی می‌تواند در مسکو برگزار شود. ویتالی ناومکین صاحبنظر برجسته روسيه در حاشیه نهمین همایش خاورمیانه‌ای باشگاه والدای گفت قدرت‌های منطقه‌ای و بين‌المللي از ادلب به عنوان یک برگه‌ استفاده می‌کنند. ادلب روابط روسيه و ترکیه را بطور محسوس بغرنج می‌کند، ولی نباید در مورد میزان وخامت این روابط اغراق گفت. جنبه مثبت روابط برتری دارد. کافی است به وجود پروژه‌های کلان بین دو کشور و دیدار 7 میلیون گردشگر روس از ترکیه اشاره شود. البته آمریکا می‌خواهد به ترکیه کمک کند ولی، بنظر ناومکین، اردوغان به قبول پیشنهاد کمک آن علاقه‌مند نیست. اردوغان اعلام نمود ترکیه خواهان رویارویی با روسيه نیست. استفاده از تمایل آمریکا برای دخالت در ادلب به منظور اعمال فشار بر مسکو دورنما ندارد. و اردوغان این را می‌فهمد. ناومکین در مورد اتهام اردوغان در خصوص حمایت روسيه از حفتر می‌گوید: روسيه با همه طرفین درگیر در تماس بوده و آماده است برای برقراری صلح در لیبی بین آنها میانجی شود. روسيه از یک طرف علیه طرف دیگر حمایت نمی‌کند. وی در خصوص "معامله قرن" می‌گوید: چطور مي‌شود مسئله فلسطین را در غیابت فلسطین حل کرد؟ ترتیب دادن حل ریشه‌دارترین مسئله منطقه به شکل یکجانبه ممکن نیست. واکنش بخش اعظم جامعه جهانی به این طرح گویا است. فیودور لوکیانوف، صاحبنظر برجسته دیگر روسيه در مقاله‌ای سعی بر توجیه نقش جاری روسيه در خاورمیانه داشته است. رئیس علمی باشگاه مباحثه والدای می‌گوید معمولاً هر جنگی دیر یا زود با ضرورت کنار آمدن به پایان می‌رسد، و اینجا میانجی‌ها وارد صحنه می‌شوند. ولی نقشه کلاسیک میانجیگری این روزها مؤثر واقع نمی‌شود. نمونه اتحادیه اروپا که همیشه از لحاظ "نیروی ملایم" خود شهرت داشت و امروز هیچ نفوذی بر اوضاع خاورمیانه ندارد، گویا می‌باشد. نقشه دیگری هم هست که در مورد بوسنی بکار گرفته شد – وقتی یک قدرت نیرومند طرفین را پشت میز نشانده و حل مسئله را به آنها تحمیل می‌کند – هم دیگر کار نمی‌کند. تجربه خاورمیانه نشان می‌دهد امروز تحمیل امری به کسی ممکن نیست. امروز فقط کشوری می‌تواند اعمال نفوذ کند که خودش در امور دست داشته، منافع خود را به صراحت بیان کرده و آنها را پنهان نمی‌کند، و همزمان آمادگی خود برای قبول منافع دیگران را نشان می‌دهد. توان دیپلماتیک و نظامی ضرورت دارد. توان نظامی باعث مي‌شود موضع این طرف قانع کننده باشد. همزمان باید برای راه حل‌های انعطاف پذیر آماده بود. هدف نیروی نظامی نه تحمیل امری بلکه نمایش بی ثمر بودن تمایل به حل نظامی مشکلات می‌باشد. خلاصه امروز نه میانجی، بلکه طرف دست اندر کار در اوضاع مورد نیاز است. منبع گزارش: تارنمای باشگاه مباحثه ای والدای   ]]> سیاست خارجی Mon, 24 Feb 2020 06:05:49 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3876/بررسی-نهمین-همایش-خاورمیانه-والدای-بهمن-1398 سخنرانی دکتر دنیس ولکوف با عنوان «نگاهی به تغییر اهداف و رویکردها در ایران‌شناسی، از روسیه تزاری به شوروی» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3875/سخنرانی-دکتر-دنیس-ولکوف-عنوان-نگاهی-تغییر-اهداف-رویکردها-ایران-شناسی-روسیه-تزاری-شوروی دکتر گودرز رشتیانی که دبیری این نشست را بر عهده داشتند، ضمن اعلام خیر مقدم به حاضرین این نشست، نخست به معرفی سوابق و پیشینه علمی دکتر ولکوف پرداختند، و در وهله دوم، گزارشی کوتاه درباره پیشینه ایران‌شناسی روسی و پیوندهای تاریخی ایران و روسیه ارائه دادند. ایشان اشاره کردند که پیشینه تلاش روس‌ها برای شناخت ایران بر اساس متون بر جای مانده، به سده پانزدهم میلادی باز می‌گردد. یعنی هنگامی که «آفاناسی نیکیتین »، سیاح و بازرگان روسی، با گذر از دریای خزر، به ایران وارد شد و تا سواحل خلیج فارس و کرانه‌های غربی هندوستان را پیمود. سفرنامه افاناش سی امروزه موجود است. دکتر رشتیانی همچنان ادامه دادند که دوره صفویان، و به خصوص روزگار فرمانروایی شاه عباس اول، یکی از دوره‌هایی است که روابط ایران و روسیه بر اساس پیوندهای تجاری و بازرگانی، بسیار گسترش یافت. ایشان سخنان خود را با اشاره به تحولات واپسین سال‌های فرمانروایی صفویان و تلاش‌های پتر اول برای تسخیر سواحل شمالی ایران، ادامه دادند و فرمودند از روزگار پتر اول، تلاش روس‌ها برای شناخت ایران، وارد مرحله نوینی شد.    دکتر رشتیانی پس از پرداختن به تحولات روزگار فرمانروایی پتر اول، به جریان ایران‌شناسی و شرق‌شناسی روسی در سده نوزدهم میلادی اشاره کردند. در سده نوزدهم میلادی و با تلاش‌ دولت تزاری روسیه، شرق‌شناسی توسعه بسیاری یافت، و چهره‌های بارزی از میان شرق‌شناسان روسی برخاستند. دکتر رشتیانی با اشاره به شرق‌شناسان معروفی چون «واسیلی بارتولد» و «ولادیمیر مینورسکی»، سخنان خود را به پایان بردند.   دکتر دنیس ولکوف سخنان خود را با یک پرسش آغاز کردند. این که لفظ شرق‌شناس چه بازتابی در میان جوامع و مردمان مختلف خواهد داشت. ایشان پرسش خود را با نشان دادن چند نقاشی از نقاش شرق‌گرای معروف روسی، واسیلی واسیلیوویچ ورشچگین، ادامه دادند، و این پرسش را مطرح ساختند که دو اصطلاح شرق‌شناسی و شرق‌گرایی چه بازتاب و چه ادراکی در میان مردمان و به ویژه روس‌های سده نوزدهم میلادی داشته است. آیا نقاشان شرق‌گرای روسی و همچنین شرق‌شناسان این دوره، همان نگاه کلاسیک و جای افتاده را به شرق داشتند که نزد همگان معمول و شناخته شده بود؟ دکتر ولکوف با این پرسش‌ها، وارد بحث اصلی خود شدند.    ایشان اشاره کردند که خود بحث شرق‌شناسی و مفاهیم این حرفه، بحثی سیال بوده است، و امروزه نیز چنین است. واژه اورینتالیسم و واژه اورینتال امروزه در غرب و جوامع غربی، جنبه‌ای منفی پیدا کرده است. واژه اورینتالیست نیز چیزی شبیه دشنام شده است. لذا در بسیاری از دانشگاه‌ها و محافل علمی غرب، این رشته مطالعاتی کنار گذاشته شده است، و تنها در برخی دانشگاه‌ها، مانند دانشگاه‌های کمبریج و آکسفورد، که شیوه کلاسیک خود را حفظ کرده‌اند، این رشته مطالعاتی باقی مانده است.      دکتر دنیس ولکوف بحث خود را با دسته‌بندی گروه‌های عمده شرق‌شناس روسی در سده نوزدهم میلادی پیش بردند. ایشان اشاره کردند که چهره‌های معروف و شرق‌شناس روسی در سده نوزدهم و اوایل سده بیستم میلادی، لاجرم بخشی از گروه‌های زیر بودند، ولی این دسته‌ها و گروه‌ها چنان با یکدیگر ادغام گشته بودند، و چنان پیوند در هم تنیده‌ای با یکدیگر داشتند که عملا جدا کردن آنان از یکدیگر، کاری دشوار است. این دسته‌های چهارگانه به شرح زیر هستند: -نخست شرق‌شناسان دانشمند روسی (Scholarship). مانند افرادی چون واسیلی بارتولد. دکتر ولکوف اشاره کردند که چنین افرادی علی‌رغم تصریح خود مبنی بر تمییز فعالیت‌های علمی خود از عرصه سیاست، هیچگاه از حوزه قدرت و نفوذ سیاسی دور نبودند، و در کمیسیون‌ها و نشست‌های سیاسی، همواره حضور داشتند. البته دولت تزاری روسیه به ماهیت و اهمیت مطالعات شرق‌شناسی اطمینان کاملی نداشت، و تصمیمات سیاسی نهایتا نه با مشورت دانشمندان شرق‌شناس، بلکه از جانب وزیران حاضر در سنت پترزبورگ اتخاذ می‌شد که اشراف کاملی به فرهنگ و پیشینه مردمان شرقی نداشتند. -دوم شرق‌شناسان نظامی و وابسته به ارتش و تشکیلات نظامی روسی (The military). بر اساس سخنان دکتر ولکوف، این شاخه از مطالعات شرق‌شناسی روسی خصوصا از سال 1863م. و با اصلاحات تزار الکساندر دوم شروع شد، و افراد زیادی در مناصب و مشاغل نظامی، به شناخت جوامع و فرهنگ مردمان شرقی می‌پرداختند. مانند «ولادیمیر کاساگوفسکی» که مدتی در ایران فرماندهی قوای قزاق را بر عهده داشت، و یادداشت‌ها و گزارش‌های خود را از ایران به تفلیس و سنت پترزبورگ ارسال می‌کرد.  در واقع در ارتش روسیه پس از تاسیس نهاد «ستاد کل آسیایی ارتش» در سال 1863م. توجه به موضوع شرق‌شناسی شکل گرفت. -سوم شرق‌شناسان وابسته به سرویس‌های دیپلماتیک روسی (Diplomatic Services). دکتر ولکوف اشاره کردند که چنین شرق‌شناسانی با حضور در سرویس‌های دیپلماتیک روسی، به شناخت مردمان بومی سرزمین‌ها، آداب آنان و فرهنگ‌های بومی می‌پرداختند. مانند حضور ولادیمیر مینورسکی در مقام دیپلمات ساده روس در امر تعیین مرز ایران و عثمانی در اوایل سده بیستم میلادی. وی هنگام حضور در ایران، ضمن فعالیت در مقام یک دیپلمات ساده، به شناخت فرهنگ و مردمان ایرانی در ایالت کردستان نیز پرداخت. در این دوره، دولت روسیه برای دیپلمات‌هایی که پیشینه علمی نیز داشتند، ارزش و اعتبار بالایی قائل بود، و امتیازاتی نیز ترفیع رتبه برای آنان منظور می‌شد. -فعالیت‌های کلیسای ارتدوکس روسی (The Russian Orthodox Church). دکتر ولکوف درباره فعالیت‌های شرق‌شناسی کلیسای ارتدوکس روسی چنین اشاره کردند که در سده نوزدهم میلادی، در شهر قازان روسیه، موسسه‌ای وابسته به کلیسای ارتدوکس روسی تشکیل شده بود که هدف آن، شناخت مردمان شرقی و فرهنگ‌های آنان و تبلیغ علیه اسلام در میان مسلمانان و تبلیغ حقانیت دین مسیحی بود. چنین رویه‌ای در آن دوره در غرب نیز رایج بود.    دکتر ولکوف با پرداختن به این چهار محور، بحث خود را پیش بردند. ایشان اشاره کردند که انقلاب 1917م. روسیه علی‌رغم تمامی تحولات و پیامدهایی که به دنبال داشت، به معنای واژگونی و دگرگونی کامل نهادها و زیرساخت‌های روسی نبود. به همین ترتیب، جریان شرق‌شناسی و ایران‌شناسی روسی نیز علی‌رغم حذف جایگاه کلیسای ارتدوکس روسی از دسته‌های فوق، همچنان به فعالیت خود ادامه داد. با این وجود، در دوره شوروی، شرق‌شناسی روسی با تحولات عمده‌ای روبه‌رو شد. نخست این که شماری از شرق‌شناسان دوره تزاری پس از انقلاب سال 1917م. روسیه را ترک کردند، و از این حیث، شکافی در حوزه شرق‌شناسی روسیه شکل گرفت که با خلاء ناشی از جنگ داخلی، این شکاف تشدید شد. همچنین دولت نوین شوروی با شعار ایدئولوژیک خاصی پیش آمده بود که داعیه‌دار آزادی مردمان شرقی و در واقع، پیشبرد جریان «شوروی‌سازی» خاورمیانه و شرق بود. تمامی این موارد، به همراه تأسیس شمار زیادی از مراکز مطالعاتی و شرق‌شناسی در شهرهای عمده شوروی، مانند تاشکند، تفلیس و کی‌یف، باعث شد تا جریان شرق‌شناسی شوروی وارد چرخه خاصی شود، که افت کیفیت و تأکید بر کمیت، از نشانه‌های بارز آن است.    دکتر ولکوف سخنان خود درباره شرق‌شناسی شوروی را با اشاره به چند تن از شرق‌شناسان این دوره ادامه دادند. به نظر آقای ولکوف، در دوره شوروی شاهد حضور برخی شرق‌شناسان هستیم که بهتر است آنان را شرق‌شناسان تجربی قلمداد کرد، چرا که تحصیلات آکادمیک و علمی چندانی نداشتند، و مثلا اگر درباره فرهنگ و ادبیات ایران پژوهش می‌کردند، به زبان فارسی آشنایی کاملی نداشتند. این گروه از بلشویک‌ها و شرق‌شناسان جوان، تأکید می‌کردند که هدف از شناخت جوامع شرقی و مردمان بومی، شناخت مشکلات فعلی آنان است، و لزومی ندارد که زبان و یا پیشینه تاریخی و فرهنگی آنان را دریابیم، بلکه هدف از مطالعه این جوامع، شناخت وضعیت فعلی آنان است. این گروه از شرق‌شناسان جوان، جهت نشان دادن علاقه خاطر خود به جوامعی چون ایران، از القابی چون «ایرانی» و «ایران‌دوست» استفاده می‌کنند. مانند «اوسِتروف» که به خود لقب «ایران‌دوست» داده بود، و این لقب را به طور رسمی در نام خود قید می‌کرد. در سال 1941م. و پس از حمله آلمان به شوروی که منجر به آغاز «جنگ بزرگ میهنی» شد، شرق‌شناسی شوروی به حالت تعلیق درآمد و بسیاری از شرق‌شناسان پیش کسوت و باسابقه روسی نیز زندانی و یا اعدام شدند.    دکتر ولکوف ضمن پرداختن به تاریخچه شرق‌شناسی در روسیه و شوروی، به تعریف مفاهیم و ارائه چارچوب نظری خود نیز پرداختند. بنا به گفته دکتر ولکوف، مفاهیمی که در سده بیستم میلادی از سوی میشل فوکو مطرح شدند، تأثیر عمده‌ای در پیشبرد و تحول علوم انسانی این سده داشتند. میشل فوکو افکار و نظام‌های فکری را منزله جعبه ابزاری قلمداد می‌کرد که می‌توان بنا به ضرورت‌های مختلف از آن‌ها استفاده کرد. در این زمینه، بایستی به زاویه فکری و دیدگاه نویسندگان پرداخت که نسبت به مسئله واحدی، ممکن است تغییر پیدا کند.    دکتر ولکوف اشاره کردند که فوکو باور دارد که حقیقت امری است که در دوره‌های تاریخی و از سوی جوامع مختلف، به شیوه‌های مختلفی تعبیر و تفسیر می‌شود. این دیدگاه ما را به سوی مفهوم گفتمان سوق می‌دهد. از دیدگاه فوکو، اندیشه‌ها و نوآوری‌های روشنفکران، می‌توانند گفتمان‌ها را بشکنند.    دکتر ولکوف با گذر از آرای فوکو، به اندیشه‌های ادوارد سعید و دیدگاه‌های وی در کتاب شرق‌شناسی می‌پردازد. دکتر ولکوف ادوارد سعید را از مهم‌ترین اندیشمندان سده بیستم میلادی معرفی می‌کند، که انتشار کتاب وی با عنوان «شرق‌شناسی» باعث شد تا وی در زمره اندیشمندان مهم سده بیستم میلادی، مانند «ژان پل سارتر» و «سیمون دو بووار: قرار گیرد. همچنین انتشار این کتاب باعث شد تا ادوارد سعید به چهره‌ای سیاسی مبدل شود. دکتر ولکوف اشاره می‌کند که انتشار کتاب شرق‌شناسی سعید، نقشی عمده در بسط اندیشه‌های وی و نقد شرق‌شناسی غربی داشته است. این کتاب به سرعت به 36 زبان عمده دنیا ترجمه شد. با این حال، این کتاب تنها در سال 2006م. و سی سال پس از انتشار اصل کتاب، به زبان روسی ترجمه شد. به نظر دکتر ولکوف، دلیل توجه اندک جوامع روسی به کتاب ادوارد سعید، این بود که در آن دوره بحث شرق‌شناسی از نگاه ادوارد سعید، هنوز در روسیه و شوروی مطرح نبود، و سوسیالیسم و کمونیسم در ساختار دولت شوروی، منادی آزادی شرق و تمامی ملت‌های تحت ستم بود. در واقع بلشویک‌ها قصد داشتند سراسر خاورمیانه را شوروی‌سازی کنند.    دکتر ولکوف در زمینه معرفی نکات مثبت کتاب ادوارد سعید، اشاره می‌کند که این کتاب یک حوزه گسترده را در بر گرفته است، یعنی ادبیات، تاریخ، سیاست و غیره. همچنین ادوارد سعید در این کتاب، به نقد تلاش شرق‌شناسان غربی پرداخته است که هدف شرق‌شناسی اروپایی، ساخت دوگانه غرب و شرق و کسب منافع مادی و اقتصادی از دریچه توسعه استعمار و امپریالیسم بوده است. این کتاب در غرب انقلابی در جامعه علمی به وجود آورد، یعنی کتاب سعید، مطالعات شرق‌شناسی غربی را زیر سوال برد، و شرق‌شناسان را افرادی معرفی کرد که در خدمت قدرت‌ها و دستگاه‌های حاکم بودند.    دکتر ولکوف ضمن معرفی نکات مثبت این کتاب، نکات منفی این کتاب را نیز بر شمردند. طرفه آن که از نگاه دکتر ولکوف، نکات مثبت کتاب سعید، در واقع نکات منفی این کتاب نیز به شمار می‌رفتند. خصوصا این که ادوارد سعید نه شرق‌شناس بود، و در این کتاب نیز تنها شرق‌شناسی بریتانیایی، آمریکایی و فرانسوی را نقد کرده بود، و گزارشی درباره فعالیت شرق‌شناسان روسی و آلمانی ارائه نداده بود. به نظر دکتر ولکوف، برداشت ادوارد سعید از آرای فوکو و سارتر بسیار قابل تأمل و بررسی است. همچنین ادوارد سعید نگاهی کلی و همه‌جانبه به شرق داشته است، و جزئیات را در نظر نگرفته است.    در ادامه بحث شرق‌شناسی و بررسی آرای ادوارد سعید، دکتر ولکوف به شرق‌شناسی روسی اشاره می‌کند. به نظر ولکوف، آرای سعید برای شرق‌شناسان روسی مسئله جدیدی نبود. واسیلی بارتولد در سال 1902 میلادی اشاره کرده بود که شیوه شرق‌شناسی غربیان عادلانه نیست، و روش آنان در زمینه مطالعه شرق، توأم با تعصب و غرض‌ورزی است. بارتولد در سخنان خود، از شرقی یاد کرده بود که از سوی غربیان، به صورت «مصنوعی» ساخته و پرداخته شده بود. وی عنوان کرده بود که تمدن و فرهنگ آسیای میانه و سرزمین‌های خاورمیانه، بسیار به تمدن غربی و اروپایی شبیه است، و این دو حوزه در واقع کنار اروپا، در یک ذیل قرار می‌گیرند، حال آن که آسیای میانه و خاورمیانه در کنار تمدن‌هایی چون ژاپن و چین که شباهتی به یکدیگر ندارند، همگی در یک دسته مورد بررسی قرار می‌گیرند.    دکتر ولکوف در ادامه بحث‌های خود، به آرای برخی اندیشمندان معاصر اشاره کردند، از جمله ادیب خالد که اصولا شرق‌شناسی روسی را ذیل شرق‌شناسی غربی تعریف می‌کند، و عنوان می‌کند که شرق‌شناسی روسی تفاوتی با شرق‌شناسی اروپایی ندارد، و تلاش برای پیچیده‌ کردن این موضوع، در واقع نوعی شرقی سازی روسیه است. به نظر دکتر ولکوف، چنین نگاهی چندان صحیح نیست، و با این که شرق‌شناسی روسی شباهت‌های بسیاری با شرق‌شناسی اروپایی دارد، ولی تفاوت‌های بنیادینی نیز در آن‌ها دیده می‌شود. آقای ولکوف در این زمینه، به ضرب‌المثلی اشاره می‌کند که روس‌ها در آسیا غربی محسوب می‌شوند، و در اروپا، تاتار هستند.    دکتر ولکوف در پایان کار، ضمن معرفی و نشان دادن تصاویر برخی از شرق‌شناسان معروف روسی، مانند کاساگوفسکی، ژوکوفسکی، واسیلی بارتولد و مینورسکی، به ذکر تفاوت‌ها و شباهت‌های شرق‌شناسی روسیه تزاری و روسیه شوروی می‌پردازد. دکتر ولکوف باور دارد که در دوره روسیه تزاری، علی‌رغم تلاش‌های وسیع و علمی شرق‌شناسانی چون مینورسکی و بارتولد، دولت تزاری اطمینان چندانی به آراء این اندیشمندان نداشت، و تصمیمات نهایی از سوی وزیران گرفته می‌شدند. با این وجود، شرق‌شناسان این دوره تأثیر غیرمستقیمی در زمینه آموزش داشتند، و بدین ترتیب بسیاری از افسران نظامی و دیپلمات‌ها تحت تأثیر گفتمان رایجی بودند که از سوی این شرق‌شناسان ترویج می‌شد. در دوره شوروی، شرق‌شناسی روسی تحت تأثیر تحولاتی چند قرار می‌گیرد، و علی‌رغم تأسیس موسسات بسیاری برای پیشبرد فعالیت‌های شرق‌شناسی در شهرهای مختلف اتحاد جماهیر شوروی، این رشته مطالعاتی کیفیت پیشین خود را از دست می‌دهد، و دچار رکود و افت می‌شود. با این حال، هم شرق‌شناسی دوره تزاری و هم شرق‌شناسی دوره شوروی، وامدار میراث مشترکی بودند که این حوزه مطالعاتی را از حوزه شرق‌شناسی اروپایی و غربی متمایز می‌ساخت. نشست با پرسش و پاسخ حاضران با دکتر ولکوف در ساعت ۱۹ به پایان رسید. استادانی همچون  منصور صفت گل( دانشگاه تهران)، محسن شجاعی( دانشگاه آزاد اسلامی)، سیدحسین طباطبایی(سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی)، احمدعلی حیدری ( دبیر جایزه جهانی کتاب و استاد دانشگاه علامه طباطبایی)، علی شهیدی( دانشگاه تهران)، علی علی بابایی( بنیاد دانشنامه جهان اسلام)، موسی عبداللهی ( دانشگاه علامه طباطبایی)، الهه کریمی ربابی( دانشگاه تهران)، مهدی حسینی نقی آباد( بنیاد مطالعات قفقاز) در این نشست حضور داشتند. ]]> همسایگان اوراسیا Thu, 06 Feb 2020 19:13:52 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3875/سخنرانی-دکتر-دنیس-ولکوف-عنوان-نگاهی-تغییر-اهداف-رویکردها-ایران-شناسی-روسیه-تزاری-شوروی فراز و فرود سیاسی روبرت کوچاریان در عرصه سیاسی ارمنستان http://www.iras.ir/fa/doc/article/3874/فراز-فرود-سیاسی-روبرت-کوچاریان-عرصه-ارمنستان روبرت کوچاریان در ۳۱ اوت ۱۹۵۴ در شهر استپاناکرت (خان کندی) مرکز جمهوری ناگورنو-قره باغ (به تعبیر ارامنه آرتساخ) زاده شد. دهه سوم زندگی کوچاریان با فروپاشی اتحاد شوروی و آغاز مناقشه قره باغ همراه بود. از زمانی که «جنبش ملی آزادی آرتساخ»[1] در فوریه 1988 میلادی شکل گرفت، کوچاریان یکی از اعضای ارشد این جنبش محسوب می­شد. کوچاریان سپس به عضویت سازمانی به نام «کرونک»­[2] درآمد. پس از این که سازمان کرونک منحل شد، کوچاریان سازمان جدیدی تحت عنوان «میاتسوم» (یکچارچگی)[3] را بنیان نهاد و خود رهبری آن را بر عهده گرفت. در فاصله سال­های 1989 تا 1990 نیز کوچاریان به عنوان نماینده شورای عالی ارمنستان و نیز به عضویت ریاست شورای عالی برگزیده شد. کوچاریان نقش مهمی را در روند شکل­گیری نظام دفاعی و امنیتی قره­باغ ایفا نمود و در اوت 1992 میلادی، ریاست کمیته دفاعی دولتی[4] و نیز مسئولیت نخست­وزیری قره­باغ را بر عهده گرفت. چند ماه پس از اعلام آتش بس، شورای عالی جمهوری ناگورنو- قره­باغ، روبرت کوچاریان را در 24 دسامبر 1994 میلادی به عنوان نخستین رئیس جمهور قره­باغ انتخاب نمود. در 30 آوریل سال 1995 میلادی دومین دوره انتخابات پارلمانی قره­باغ برگزار شد. نخستین دوره انتخابات در 28 دسامبر سال 1991 میلادی صورت گرفته بود.[5]     اما در ادامه سیر صعودی کوچاریان، این سیاستمدار کهنه­کار توانست توانست در نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری قره­باغ در 24 نوامبر سال 1996 میلادی مجدداً عهده­دار سمت ریاست جمهوری قره­باغ شود. در این مقطع، شرایط سیاسی جامعه ارمنستان بسیار پر التهاب بود و همین امر به صورت مستقیم بر تحولات قره­باغ تاثیر گذاشت. در ارمنستان، رویکردهای عمل­گرایانه دولت ترپطروسیان در قبال بحران قره­باغ و نیز نحوه تعامل با آذربایجان و ترکیه موجب چالش جدی میان دولت و احزاب مخالف به ویژه حزب داشناکسوتیون، کمیته دفاع مردمی قره­باغ و جنبش آرتساخ شد که این امر نقش مهمی در تداوم تنش سیاسی در جامعه ارمنستان ایفا نمود؛ به گونه­ای که پیامدهای آن تا بحران سیاسی انتهای دهه 1990 میلادی نیز دامنگیر جامعه ارمنستان بود.     پس از استعفای آرمن سارگسیان از مسئولیت نخست وزیری در 28 فوریه 1998 (به دلیل وخامت اوضاع جسمی)، روبرت کوچاریان، رئیس جمهور منطقه قره­باغ از سوی ترپطروسیان در 20 مارس سال 1997 میلادی به نخست­وزیری ارمنستان منصوب شد. صعود کوچاریان در عرصه قدرت ارمنستان از آن رو حائز اهمیت بود که محور جدید و قدرتمندی از سیاستمداران عضو کمیته قره­باغ و حزب جمهوری­خواه موسوم به «وزیران قدرتمند»[6] در دولت ترپطروسیان شکل گیرد که در راس آن محور روبرت کوچاریان و وازگن سارگسیان (وزیر دفاع) قرار داشت. این طیف که بدنه اصلی حزب محافظه­کار جمهوری­خواه را در آن مقطع تشکیل می­دادند، توانستند این حزب را به فاصله کوتاهی  تبدیل به حزب مسلط و حاکم جامعه ارمنستان نمایند و ارکان اصلی قدرت را در کنترل خود گیرند؛ هر چند باید به این نکته اشاره نمود که کوچاریان هیچ گاه به طور رسمی عضویت خود را در حزب جمهوری خواه اعلام نکرد، اما در عمل، صحنه سیاست ارمنستان همواره او را در اردوگاه حزب جمهوری خواه تعریف کرده است.     پس از بحران سیاسی سال 1998 که به استعفای لئون ترپطروسیان انجامید، طبق قانون اساسی ارمنستان روبرت کوچاریان به عنوان کفیل ریاست جمهوری[7] مسئولیت برگزاری سومین دوره انتخابات فوق­العاده[8] ریاست جمهوری ارمنستان را برعهده گرفت تا طی آن جانشین ترپطروسیان مشخص شود. کوچاریان که نقش مهمی در کناره­گیری ترپطروسیان از قدرت داشت، خود را به عنوان نامزد انتخابات معرفی کرد. در این بین، صلاحیت کوچاریان برای ثبت نام در انتخابات با ابهاماتی مواجه شد. طبق قانون اساسی ارمنستان هر کاندیدای ریاست جمهوری باید حداقل ده سال سابقه شهروندی ارمنستان را داشته باشد. کوچاریان متولد منطقه­ای از قره­باغ بود که از نظر فنی و حقوق بین­الملل در قلمرو مناطق مسلمان­نشین آذربایجان محسوب می­شد. کوچاریان که از ابتدای دهه 1990 میلادی وارد فضای سیاسی ارمنستان شده بود، تا مقطع ثبت نام در انتخابات عملاً تنها هفت سال از شهروندی وی سپری شده بود. از این رو منتقدین و برخی از رسانه­ها بر این باور بودند که کوچاریان حق شرکت در انتخابات را ندارد. کوچاریان در پاسخ به این انتقادات و شبهات مطرح شده، در مصاحبه­ای با خبرنگاران در 24 فوریه 1998 میلادی اظهار داشت: «بیش از ده سال است که جمهوری ارمنستان موجودیت پیدا کرده است. علاوه بر این، من هفت سال نماینده پارلمان ارمنستان بودم و یک سال نیز به عنوان نخست وزیر ارمنستان خدمت کردم. اگر من صلاحیت ندارم، پس چه کسی دارای صلاحیت است؟»[9]  در نهایت، دادگاه قانون اساسی اعلام نمود که ارمنستان شوروی به عنوان کشور سابق[10] شهروندان ارمنی محسوب می­شود. بدین ترتیب، کوچاریان توانست در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند. فضای سیاسی ارمنستان در آستانه انتخابات بسیار پرهیجان بود. ممنوعیت فعالیت حزب داشناکسوتیون لغو شد، انتشار روزنامه یرگیر (ارگان رسمی حزب داشناکسوتیون) از سرگرفته شد، بسیاری از رهبران و اعضای احزاب مخالف به ویژه رهبران داشناک­ها از زندان آزاد شدند و ائتلاف­های سیاسی جدیدی شکل گرفت که برآیند حضور بیش از 12 کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری مارس 1998 بود. اما در نهایت در رقابت تنگاتنگی که بین روبرت کوچاریان و کارن دمیرچیان صورت گرفت، کوچاریان توانست با کسب 5/38 درصد آرا به عنوان دومین رئیس جمهور ارمنستان انتخاب شد.[11]     کوچاریان توانست در چهارمین انتخابات ریاست جهوری ارمنستان که در فوریه 2003 برگزار شد، چالش مهم سیاسی او برای تداوم در عرصه قدرت بود. رقابت اصلی در این انتخابات عملاً میان سه کاندیدا یعنی روبرت کوچاریان، استپان دمیرچیان (فرزند کارن دمیرچیان، رئیس سابق پارلمان ارمنستان که در جریان حمله تروریستی به پارلمان در اکتبر 1999 کشته شد) و آرتاشس گغامیان (شهردار وقت ایروان) شکل گرفت. کوچاریان به اعتبار رشد اقتصادی ارمنستان و نیز حمایت احزاب مختلف سیاسی به ویژه حزب جمهوری­خواه وارد رقابت­های انتخاباتی شد و سرژ سارگسیان، وزیر دفاع وقت که بعد از کوچاریان به ریاست جمهوری ارمنستان رسید نیز هدایت مبارزات انتخاباتی کوچاریان را برعهده گرفت.[12] جدی­ترین رقیب کوچاریان در عرصه انتخابات، استپان دمیرچیان بود که با پشتوانه سیاسی پدر فقید خود یعنی کارن دمیرچیان و حمایت حزب مردم ارمنستان به انتقاد از سیاست­های کوچاریان به ویژه فساد دولتی پرداخت و عملاً خود را به عنوان یک کاندیدای ضد فساد[13] معرفی کرد. فضای دو قطبی انتخابات که حول محور روبرت کوچاریان و استپان دمیرچیان شکل گرفته بود، برای جامعه ارمنستان تداعی­کننده رقابت روبرت کوچاریان و کارن دمیرچیان در انتخابات ریاست جمهوری سال 1998 میلادی بود. اما در نهایت این انتخابات که به جرات می توان آن را رقابتی ترین انتخابات ارمنستان و نیز منطقه قفقاز دانست، به دور دوم کشیده شد و در نهایت کوچاریان با 45/67 درصد آرا توانست برای دومین بار در جایگاه ریاست جمهوری ارمنستان قرار گیرد و این مسئولیت را تا 9 آوریل 2008 حفظ کند.[14]     اما بدون تردید یکی از چالش برانگیزترین فصول زندگی سیاسی روبرت کوچاریان در ماه های پایانی دوره ریاست جمهوری اش رقم خورد که دولت او مسئولیت برگزاری پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ارمنستان را در فوریه 2008 برعهده داشت. در این انتخابات سرژ سارگسیان، از اعضای قدیمی و برجسته حزب جمهوری خواه و نخست وزیر دولت کوچاریان در مقابل لئون ترپطروسیان، رهبر جنبش ملی ارامنه قرار گرفت که بعد از نزدیک به ده سال از پس استعفا در سال 1999 در صدد بازگشت به قدرت برآمد. در این انتخابات، نیکول پاشینیان، نخست وزیر کنونی ارمنستان مسئولیت ستاد انتخاباتی لئون ترپطروسیان را برعهده داشت. در نهایت، سرژ سارگسیان با 544/863 هزار رای (86/52 درصد آرا) در جایگاه نخست و ترپطروسیان نیز با 5/21 درصد آرا در جایگاه دوم قرار گرفت. اما اپوزیسیون ارمنستان به رهبری لئون ترپطروسیان نتیجه انتخابات را نپذیرفت و در اعتراض به نتایج انتخابات، اعتراض های مردمی، فراگیر و خشونت باری در اول مارس 2008 صورت گرفت که حداقل 10 کشته و صدها زخمی برجای گذاشت. با این وجود، روبرت کوچاریان حاضر به تغییر نتایج انتخابات یا برگزاری مجدد انتخابات نشد و علی رغم هزینه های سنگین سیاسی داخلی و خارجی از جمله اعلام سه هفته وضعیت فوق العاده در کشور، به حمایت سیاسی و معنوی خود از سرژ سارگسیان ادامه داد و همین امر شکاف سیاسی بزرگی را در فضای سیاسی ارمنستان به وجود آورد که از جمله نتایج مهم آن تشکیل «کنگره ملی ارامنه»[15] متشکل از 18 حزب مخالف سیاسی به رهبری لئون ترپطروسیان بود. در دو دوره ریاست جمهوری سارگسیان که از سال 2008 تا 2018 به طول انجامید، روبرت کوچاریان در حاشیه سیاست ارمنستان قرار گرفت و با وجود تاثیرگذاری و نفوذ سیاسی، از دخالت مستقیم و آشکار در تحولات سیاسی ارمنستان خودداری می کرد.   نیکول پاشینیان نیز که مسئولیت ستاد انتخاباتی لئون ترپطروسیان را بر عهده داشت، فعالانه در اعتراضاتی که پس از اعلام نتایج انتخابات آغاز شد، شرکت داشت. پس از سرکوب تظاهرات در اول مارس 2008، پاشینیان به دلیل اتهامات ناشی از سازماندهی این تظاهرات به مدت یک سال و چهار به صورت مخفیانه زندگی کرد. اما در نهایت در اول ژوئیه 2010 به صورت داوطلبانه به دادسرا رفت و در نتیجه دستگیر و به هفت ماه زندان محکوم شد. پاشینیان پس از تحمل 1 سال و 11 ماه زندان و هم زمان با بیستمین سالگرد استقلال ارمنستان مورد عفو قرار گرفت. فعالان حقوق بشر معتقدند که مقامات این کشور تحت فشارهای بین المللی مجبور شدند تا با آزادی وی موافقت کنند.[16]      اما آرامش سیاسی و حاشیه نشینی روبرت کوچاریان با وقوع تحولات اعتراضی فراگیر و بی سابقه در ارمنستان در آوریل 2018 برهم خورد. مسائل و مشکلات اقتصادی گسترده جامعه ارمنستان، انباشت مطالبات و بازگشت مجدد سرژ سارگسیان به قدرت در جایگاه نخست وزیری باوجود اعلام قبلی مبنی بر عدم کاندیداتوری برای مسئولیت نخست وزیری در ساختار سیاسی پارلمانی موجب شد جنبشی مردمی تحت عنوان «نه به سرژ» (به ارمنی مِرژیر سرژ) در امتداد «جنبش نه» و «جبهه رهایی عمومی ارمنستان جدید» در مخالفت با همه پرسی اصلاحات قانون اساسی دسامبر 2015 و فراتر از نتایج انتخابات پارلمانی و آرایش نیروهای سیاسی ٢٠١٧ شکل گیرد و با استعفای سارگسیان از قدرت در نهایت رهبر مخالفان، نیکول پاشینیان به قدرت رسید و فصل جدیدی در عرصه سیاسی ارمنستان آغاز شد که از جمله مهم ترین نتایج آن حذف کامل حزب جمهوری خواه و طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) از بدنه دولت ارمنستان پس از گذشت نزدیک به دو دهه (از زمان به قدرت رسیدن روبرت کوچاریان در سال 1999) بود.      به قدرت رسیدن نیکول پاشینیان و گشودن پرونده های مفاسد اقتصادی و پرونده های سیاسی و امنیتی مربوط به اعتراضات خشونت بار مارس 2008 موجب بازگشت روبرت کوچاریان از حاشیه به متن سیاست ارمنستان پس از گذشت یک دهه شد. به موازات بازداشت ژنرال بازنشسته مانول گریگوریان (از نمایندگان ارشد عضو حزب جمهوری خواه و نظامی کهنه کار جنگ قره باغ)، هایک و  نارک الکساندر سارگسیان (برادر زاده های سرژ سارگسیان) و ده ها نفر دیگر از مقامات سابق ارمنستان، روبرت کوچاریان و یوری خاچاطوروف، دبیر کل وقت سازمان پیمان امنیت دسته جمعی در 26 جولای 2018 بازداشت شدند که بازتاب بسیار گسترده­ای از نظر داخلی و خارجی داشت و نشان داد که روند مقابله با فساد در دولت جدید ارمنستان تنها مربوط به حوزه اقتصادی نیست و حوزه های سیاسی و امنیتی را نیز در بر می گیرد. اتهام اصلی این دو مقام بلندپایه ارمنی، سرکوب متعرضان ارمنی در جریان اعتراضات انتخابات ریاست جمهوری در مارس ٢٠٠٨ میلادی بود که ده کشته (٨ نفر از معترضین و ٢ نیروی پلیس) برجای گذاشت و ژنرال بازنشسته مانول گریگوریان که در آن مقطع فرماندهی نیروهای انتظامی ارمنستان را برعهده داشت، پس از دستگیری اعتراف کرد که در سال 2008 فرمان تیراندازی به سوی تظاهرکنندگان را راساً از روبرت کوچاریان دریافت کرده است. هرچند كوچاریان اتهام های وارد شده به خود را بی اساس و دارای انگیزه سیاسی دانست، اما کاملاً روشن بود که زخم های کهنه حوادث مارس 2008 پس از گذشت نزدیک به 13 سال مجددا در فضای سیاسی ارمنستان سرباز کرده است و مسئول وقت ستاد انتخابات لئون ترپطروسیان اکنون در جایگاه               نخست وزیر ارمنستان، رئیس جمهور سابق و دیگر مقامات ارشد سیاسی و امنیتی وقت را به پای محاکمه کشانده است. کوچاریان اندکی پس از بازداشت محاکمه شد و در 13 اوت 2018 به طور موقت و با قرار وثیقه آزاد شد. در دسامبر 2018 کوچاریان برای دومین بار بازداشت شد و این بار با یک اتهام دیگر نیز یعنی دریافت 3 میلیون دلار رشوه روبرو شد. کوچاریان هدف این پرونده را توقیف دارایی هایش اعلام کرد، چرا که بر اساس پرونده اول این امکان وجود نداشت. متعاقب این تحولات، از ابتدای سال 2019 کلیه امول متعلق به او نیز از سوی دادگاه ضبط شد. کوچاریان برای دومین بار در 18 می 2019 با قید وثیقه از زندان آزاد شد اما به فاصله کوتاهی در 25 ژوئن 2019 برای سومین بار بازداشت شد. این روند فرسایشی بازداشت، محاکمه و آزادی موقت کوچاریان تبدیل به یکی از چالش های مهم سیاسی، امنیتی و قضایی ارمنستان در دو سال اخیر شده است که آثار و پیامدهای بسیار مهمی را در عرصه داخلی و خارجی این کشور به دنبال داشته است که به برخی از مهم ترین موارد آن اشاره می شود:   1- چالش دولت نیکول پاشیان و مجلس ملی با هیرار توماسیان، رئیس دادگاه قانون اساسی ارمنستان بدون تردید نخستین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید چالش دولت نیکول پاشیان با دادگاه قانون اساسی ارمنستان دانست. روند بازداشت و محاکمه کوچاریان آن گونه که پاشینیان و اطرافیانش به ویژه اعضای ائتلاف حزب حاکم «گام من» در مجلس ملی ارمنستان می خواستند، پیش نرفت و همین امر نارضایتی و چالش شدیدی را بین دولت و مجلس ارمنستان را با دادگاه قانون اساسی ارمنستان در پی داشت. این چالش زمانی آغاز شد که قاضی پرونده کوچاریان تصمیم به توقف محاکمه گرفت و پرونده را به دادگاه قانون اساسی ارسال کرد تا آن دادگاه درباره مجاز و قانونی بودن این پرونده اظهار نظر کند، این تصمیم قاضی در واقع به به معنای نپذیرفتن شکایاتی بود که از سوی دادستان کل و وکلای مدافع افرادی بود که بستگانشان در حوادث اول مارس 2008 کشته شده بودند. دادگاه قانون اساسی ارمنستان نیز در بررسی پرونده روبرت کوچاریان اعلام کرد، «حق آزادی» وی مورد تعدی قرار گرفته است. این رای پس از آن صادر شد که هشت قاضی دادگاه قانون اساسی ارمنستان برای پاسخ به این سؤال که آیا پیگرد قانونی و دستگیری رئیس جمهور پیشین مطابق با قانون اساسی است، در سپتامبر 2019 جلسه مشورتی تشکیل دادند. وکلای مدافع روبرت کوچاریان شکایتی را به دادگاه قانون اساسی ارائه و مدعی بودند که کوچاریان به عنوان رئیس جمهور سابق از مصونیت از پیگردهای سیاسی برای وقایع رخ داده در زمان مسئولیتش برخوردار است. در رای دادگاه قانون اساسی ذکر شد که در پرونده کوچاریان، ماده ۳۵ قانون اساسی به ویژه ماده ۲۷ که حق آزادی را برای روسای جمهور سابق تضمین می کند، نقض شده است. بنابراین، رای دادگاه قانون اساسی ارمنستان قانونی بودن پیگرد قضائی روبرت کوچاریان را به چالش کشید.[17]    روشن بود که اتخاذ چنین تصمیماتی مورد رضایت کوچاریان و اعضای ائتلاف حزب گام من در مجلس ملی ارمنستان نبود. پاشینیان پس از حکم دادگاه درباره کوچاریان خواهان ارزیابی فوری همه قضات رده بالا از جمله اقداماتی مانند افشای کامل ارتباطات سیاسی قضات، وضعیت اموال و همچنین ویژگی های شخصی و حرفه ای آن ها شد. همه قضاتی که با احکام خود باعث نقض حقوق متهمان شده و آرایشان توسط دادگاه اروپایی حقوق بشر لغو شده بود و منجر به جبران خسارت وارده به متهمان توسط دولت شده بود، می بایست برکنار شوند. دستور نخست وزیر ارمنستان همچنین شامل معرفی مکانیسم های مختلف انتقالی در حوزه قضایی و در صورت احتیاج اصلاحات در قانون اساسی می باشد. در ادامه همین روند تقابلی، فشارها برای برکناری هرایر توماسیان از ریاست دادگاه قانون اساسی ارمنستان افزایش یافت.   نیکول پاشینیان در کنفرانسی خبری در ۱۶ سپتامبر 2019، رای دادگاه قانون اساسی را غیرقانونی خواند. پاشینیان گفت که این رای تحت تاثیر این واقعیت است که رئیس فعلی دادگاه قانون اساسی عضو حزب جمهوری خواه ارمنستان است که در نتیجه انقلاب مخملی سال گذشته از قدرت کنار گذاشته شد. وی هم چنین اظهار داشت دو تن از قضات دادگاه قانون اساسی خودشان در پرونده اتفاقات ۱ مارس ۲۰۱۸ متهم هستند. افزون بر این، پاشینیان دادگاه قانون اساسی را متهم به دست داشتن در یک سری تخلفات قانونی در ارمنستان کرد که از زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۹۶ در این کشور شروع شد. وی گفت: «آن ها فکر می کنند که می توانند علیه مردم کار کنند؟ به نام فساد و کلاهبرداری؟ پارلمان و مردم باید فکر کنند که با چنین دادگاه قانون اساسی چه باید کرد؟»[18] جدی ترین فشار سیاسی و حقوقی از طریق ائتلاف حزب گام من در مجلس ملی ارمنستان صورت گرفت. نمایندگان پارلمان عضو حزب حاکمِ گام من تحت رهبری نیکول پاشینیان، در ۱۹ سپتامبر 2019 میلادی لایحه ای را در پارلمان ارمنستان مطرح کردند. این لایحه حدودا ۱۰۰ صفحه ای در چهار زمینه، پیشنهاداتی برای خاتمه اختیارات رئیس دادگاه قانون اساسی با استناد به قوانین ملی و نیز قوانین بین المللی ارائه داد. بر اساس این لایحه، توماسیان متهم است در روند رسیدگی به پرونده رئیس جمهور سابق ارمنستان، تخلفات عدیده ای داشته است. دادگاه قانون اساسی با رای دادن به نفع روبرت کوچاریان، اصل بی طرفی این دادگاه را نقض کرده است؛ چرا که رئیس این دادگاه هم حزبی سابق کوچاریان می باشد. توماسیان در زمان ریاست جمهوری کوچاریان پست های مختلفی داشته است. در دوران ریاست جمهوری سرژ سارگسیان نیز در سال ۲۰۱۰ وزیر دادگستری شد و در سال ۲۰۱۴ نیز به ریاست پارلمان این کشور رسید. هرچند جناح حزب حاکم در پارلمان ارمنستان معتقد بود دلایل کافی برای عزل رئیس دادگاه قانون اساسی وجود دارد. اما نمایندگان اپوزیسیون با این نظر همراه نیستند. آن ها در رای گیری پیرامون این لایحه شرکت نکردند چرا که معتقد بودند این تصمیم پارلمان نیست که درباره ماندن یا عزل رئیس دادگاه قانون اساسی نظر بدهد. از توماسیان برای شرکت در جلسه رای گیری پارلمان دعوت شده بود، ولی وی از این کار امتناع ورزید. از میان ۱۳۲ نماینده پارلمان ارمنستان، ۱۰۱ نماینده در رای گیری شرکت کردند و ۹۸ نماینده به خاتمه اختیارات هیرار توماسیان به عنوان رئیس دادگاه قانون اساسی رای دادند.[19] متعاقب رای مجلس ملی ارمنستان، نیکول پاشینیان نیز در 30 ژانویه 2020 اعلام کرد که هرایر توماسیان نمی تواند دیگر رئیس دادگاه قانون اساسی ارمنستان باشد. با توجه به چنین اظهاراتی برکناری هرایر توماسیان از ریاست دادگاه قانون اساسی ارمنستان در آینده نزدیک بسیار بالاست که همین امر می تواند زمینه را برای محاکمه مجدد و زندانی شدن روبرت کوچاریان – مطابق با خواست و مطالبه پاشینیان و اعضای ائتلاف گام من در مجلس ملی ارمنستان- فراهم کند. روشن است که چالش نیکول پاشینیان با هرایر توماسیان تنها از ابعاد حقوقی و قضایی برخوردار نیست و از انگیزه های سیاسی شایان توجهی نیز برخوردار است. توماسیان عضو حزب جمهوری خواه ارمنستان است و پست های کلیدی متعددی را در زمان قدرت این حزب بر عهده داشت که در پیش تر به آن اشاره شد. علاوه بر این، هرایر توماسیان یکی از طراحان اصلی اصلاحات قانون اساسی ارمنستان در سال ۲۰۱۵ بود که بر اساس همه پرسی صورت گرفته در دسامبر ۲۰۱۵، نظام سیاسی این کشور از یک دولت به ریاست شخص رئیس جمهور به یک سیستم پارلمانی با ریاست نخست وزیر تبدیل شد که زمینه را برای بازگشت سارگسیان به قدرت در جایگاه نخست وزیری را به دنبال داشت. به همین دلیل پاشینیان معتقد است توماسیان در هماهنگی با سرژ سارگیسیان اصلاحات قانون اساسی را طراحی کرد تا سرگیسیان بتواند همچنان در قدرت باقی بماند. اظهارات پاشینیان در یک مصاحبه خبری به روشنی گویای این امر است: «ما به یک دادگاه قانون اساسی دیگر احتیاج داریم. به نظر می رسد که هرایر توماسیان، با کمک سرژ سرگیسیان و گاگیک هاروتیونیان رئیس سابق دادگاه قانون اساسی این دادگاه را تا جایی که ممکن بوده است خصوصی سازی کرده اند. ما امروز با این واقعیت روبرو هستیم که در ارمنستان در سال ۲۰۱۹ با دادگاه قانون اساسی مشابه سال ۱۹۹۵ روبرو هستیم».[20]   2- چالش دولت نیکول پاشیان با مقامات امنیتی و پلیس ارمنستان دومین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تشدید چالش دولت نیکول پاشیان با مقامات امنیتی و پلیس ارمنستان دانست. هرچند به موازات بازداشت روبرت کوچاریان، چهره های باسابقه امنیتی ارمنستان مانند یوری خاچاطوروف و ژنرال بازنشسته مانوئل گریگوریان که در آن مقطع فرماندهی نیروهای انتظامی ارمنستان را برعهده داشت نیز بازداشت شدند، اما پاشینیان همانند انتقاد و نارضایتی که از نظام قضایی ارمنستان در برخورد جدی تر با پرونده کوچاریان داشت، از رویکرد و عملکرد نیروهای امنیتی و پلیس در این پرونده نیز رضایت نداشت. لذا ولادیمیر گاسپاریان، رئیس پلیس و همچنین گئورگی کوتویان، رئیس سرویس امنیتی ارمنستان به پیشنهاد نیکول پاشینیان با دستور آرمن سرکیسیان، رئیس جمهوری ارمنستان از سمت های خود برکنار شدند. هر چند به صراحت به ارتباط این برکناری ها با پرونده روبرت کوچاریان اشاره ای نشد اما بسیاری از ناظران و کارشناسان مسائل ارمنستان معتقد بودند این امر به دلیل مخالفت گئورگی کوتویان، رئیس سرویس امنیتی ارمنستان با گردآوری مدرک و به عبارتی پرونده سازی علیه کوچاریان صورت گرفته است. کشف جسد جسد گئورگی کوتویان در خانه اش در 17 ژانویه 2020 که بنا به اعلام پلیس ارمنستان با شلیک گلوله کشته شده است و نیز به قتل رسیدن هایک هاروطونیان رئیس سابق پلیس ارمنستان این گمانه را در ارمنستان بیش از پیش تقویت کرده است که قتل این اشخاص با هدف نابود کردن برخی از شاهدان برای حضور در دادگاه و شهادت علیه کوچاریان صورت گرفته است.   3- تشدید تقابل نیکول پاشیان با حزب جمهوری خواه و فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) سومین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تشدید تقابل نیکول پاشیان با حزب جمهوری خواه و فدراسیون انقلابی ارمنی (داشناکسوتیون) دانست. هر دو حزب سیاسی باسابقه و بانفوذ ارمنستان به نوعی خود را وامدار روبرت کوچاریان می دانند. هرچند کوچاریان هیچ گاه رسماً خود را از اعضای حزب جمهوری خواه معرفی نکرد، اما این کوچاریان بود که موجب شد پس از نزدیک به یک دهه حاکمیت جنبیش ملی ارامنه به رهبری لئون ترپطروسیان، حزب جمهوری خواه را در انتخابات سال 1999 به قدرت برساند و به محرومیت داشناکسوتیون از فضای سیاسی ارمنستان نیز پایان بدهد و اعضای آن را وارد دولت و نیز مجلس ملی ارمنستان کند. بنابراین بدیهی بود که هر دو حزب سیاسی راست (جمهوری خواه) و چپ (داشناکسوتیون) در مقابل بازداشت و محاکمه کوچاریان به مخالفت با دولت پاشینیان برخیزند. به همین دلیل، پس از گشوده شدن پرونده اعتراضات سیاسی مارس 2008 و بازداشت روبرت کوچاریان، داشناکسوتیون و حزب جمهوری­خواه با صدور بیانیه­هایی حمایت خود را از روبرت کوچاریان اعلام کردند که این بیانیه با توجه به حضور دو وزیر از اعضای داشناکسوتیون در ترکیب کنونی دولت پاشینیان بسیار شایان توجه بود. این روند با توجه به همراهی داشناکسوتیون با حزب جمهوری‌خواه و حزب ارمنستان شکوفا در تصویب مصوبه مجلس ملی ارمنستان در رابطه با به تاخیر افتادن برگزاری انتخابات زودهنگام پارلمانی در دوم اکتبر ٢٠١٨ (١٠ مهر ١٣٩٧) به نقطه اوج خود رسید که اخراج وزیران دو حزب داشناکسوتیون و ارمنستان شکوفا از سوی نیکول پاشینیان را در پی داشت و اختلافات دولت پاشینیان با داشناک­ها را وارد مرحله جدیدی نمود. موضع نیکول پاشینیان در آن مقطع نیز به روشنی گویای این تقابل بود: «نمایندگان احزاب داشناک و ارمنستان شکوفا با رای دادن به این طرح حزب جمهوری‌خواه عملاً به حمایت از ضد انقلاب پرداختند و به همین دلیل نیز من حکم اخراج وزرا و استانداران عضو این دو حزب را امضا کردم. همچنان که در روز اول می 2018 از همین جایگاه اعلام کردم، به نظر می‌رسد برخی احزاب سیاسی در ارمنستان با چنین رفتارهایی به سمت خودکشی حرکت می کنند».  تاثیر این تحولات سیاسی بر پیروزی پاشینیان و «ائتلاف قدم من» بر انتخابات پارلمانی زودهنگام پارلمانی در دسامبر 2018 بسیار محسوس بود که با شکست و حذف هر سه حزب جمهوری خواه، داشناکسوتیون و ارمنستان شکوفا از از پارلمان ارمنستان شد که در ساختار سیاسی پارلمانی (نیمه ریاستی) این کشور که از ابتدای ژانویه 2018 اجرایی شد از اهمیت و جایگاه به مراتب بالاتری نسبت به گذشته نیز برخوردار بود. بنابراین، دولت پاشینیان توانست با بازداشت و محاکمه افرادی مانند روبرت کوچاریان، مانول گریگوریان­، یوری خاچاطوروف، هایک سارگسیان، نارک الکساندر سارگسیان، دیوید آمبارتسومیان و برادرش گور آمبارتسومیان، عملاً به هسته سخت و مرکزی حزب جمهوری خواه را هدف قرار دهد و در فرایند این تقابل دو حزب داشناکسوتیون و ارمنستان شکوفا را نیز از سر راه بردارد.       4- ایجاد چالش بین دولت نیکول پاشینیان با رهبران منطقه قره باغ و طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) چارمین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید ایجاد چالش بین دولت نیکول پاشینیان با رهبران منطقه قره باغ و طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) دانست. چنانچه در ابتدای این نوشتار اشاره شد، کوچاریان متولد استپانکرت (خان کندی) در منطقه قره باغ است و صعودش به عرصه قدرت در جایگاه نخست وزیری و سپس ریاست جمهوری ارمنستان در انتهای دهه 1990 عملاً به معنی صعود طیف قره باغی ها (جناح آرتساخ) در ساختار سیاست و قدرت ارمنستان بود که توسط سرژ سارگسیان و دیگر قره باغی ها به مدت بیش از دو دهه ادامه یافت. بنابراین طبیعی بود که بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان نمی توانست با بی اعتنایی و بی توجهی رهبران منطقه قره باغ مواجه شود. علاوه بر این، رهبران منطقه قره باغ بازداشت ژنرال مانوئل گریگوریان را نیز با نگرانی دنبال می کردند که در مقطع جنگ قره باغ، نقش تعیین کننده و موثری ایفا کرده بود. به ویژه آن که  وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان در ١٨ ژوئن ٢٠١٨ او را به مشارکت در کشتار جمعی در خوجالی و دیگر جنایات جنگی متهم کرد که نشان می دهد جمهوری آذربایجان از روند مقابله با فساد و بازداشت چهره های شاخص سیاسی و امنیتی در داخل ارمنستان به ویژه طیف قره باغی (جناح آرتساخ) درصدد بهره برداری در راستای منافع و اهداف خود در صحنه تحولات سیاسی و میدانی قره باغ است. در چنین شرایطی، باکو ساهاکیان رئیسِ جمهوری خودخوانده قره باغ و آرکادی قوکاسیان، رئیس جمهور سابق قره باغ با ابراز حمایت از روبرت کوچاریان به دنبال تأثیرگذاری بر تصمیم دادگاه برآمدند. این دو از قاضی دادگاه خواستند که کوچاریان را حتی پیش از شروع محاکمه آزاد کند. در ساهاکیان و قوکاسیان شخصاً در دادگاه کوچاریان حضور یافتند و اظهار داشتند که در صورت آزادی کوچاریان تضمین می کنند که وی از محاکمه فرار نکند. بدیهی بود که چنین سطحی از حمایت سیاسی و حقوقی مورد خوشایند و رضایت پاشینیان نباشد و همین امر به چالش بین دولت پاشینیان و رهبران منطقه قره باغ دامن زد. به گونه ای که متعاقب این تحولات، پاشینیان اعلام کرد که مجلس ملی ارمنستان کمیسیون                       ویژه ای را برای تحقیق در خصوص شرایط جنگ چهارروزه علیه جمهوری آذربایجان در آوریل 2016 که در خطوط مرزی منطقه قره باغ کوهستانی رخ داد، تشکیل خواهد داد. پس از بیانیه پاشینیان بود که گاگیک هاروتیونیان رئیس شورای عالی قضایی، نهادی که در سال 2018 کمی قبل از تحولات اعتراضی 2018 ارمنستان ایجاد شده بود، از مسئولیت خود کناره گیری کرد.    اختلاف نظر پاشینیان با رهبران قره باغ زمانی آشکارتر شد که باکو ساهاکیان و آرکادی قوکاسیان با ارسال نامه ای به پاشینیان خواستار آزادی و شرکت روبرت کوچاریان در مراسم سالگرد تصرف شوشا شدند که به شدت توسط نیکول پاشینیان رد شد و در مصاحبه با خبرنگاران اعلام کرد که «ارمنستان یک کشور مستقل است و من اجازه نمی‌دهم که رهبران قره‌باغ در مسائل داخلی ارمنستان دخالت کنند. ساآکیان و قوکاسیان در نامه‌ای که به دادستان ایروان نوشته‌اند از اتحاد ملی صحبت کرده‌اند اما این اتحاد صورت نمی‌گیرد چرا که با مسئولین و اقوامشان که از راه نامشروع، میلیونر شده‌اند نمی‌توان متحد شد». علاوه بر پرونده کوچاریان، اختلاف نظرهای دیگری نیز بین نیکول پاشینیان و رهبران منطقه قره باغ در مورد حل و فصل مناقشه قره باغ وجود دارد که موجب تشدید اختلاف ها بین ایروان و استپانکرت (خان کندی) شده است. به گونه ای که «ویتالی بالاسانیان» رئیس شورای امنیت ملی قره‌باغ در مصاحبه با نشریه «168 Jam» به صراحت اعلام کرد که: «­تنش های زیادی بین ارمنستان و قره باغ به وجود آمده است. تنش‌های موجود بین ارمنستان و قره‌باغ را نمی‌توان انکار کرد. این تنش‌ها را قره‌باغ ایجاد نکرده است. حتی در 8 ماه مه 2018 یک روز پس از آن که نیکول پاشینیان به عنوان نخست‌وزیر ارمنستان انتخاب شد به استپانکرت (خان کندی) سفر کرد و ما به گرمی از وی استقبال کردیم. حتی در همین روز در جلسه‌ای که درباره مسائل مختلف به تبادل نظر می‌پرداختیم در هیچ مورد مخالف نظر پاشینیان صحبت نکردیم. همین روابط گرم و رفتار صمیمانه با نخست‌وزیر جدید ارمنستان را در مقطع‌های زمانی مختلف حفظ کردیم. اما تنش‌ها زمانی آغاز شد که در سفر آخری که به استپانکرت (خان کندی) داشت نتوانستیم درک کنیم که پاشینیان بر چه اساسی می‌گوید که برای حل مناقشه قره‌باغ کوهستانی بخشی از خاک این منطقه را باید تحویل دهیم؟ پاشینیان برای این که مسئولیتی در قبال از دست رفتن بخشی از خاک قره‌باغ نداشته باشد اعلام می‌کند که آینده قره‌باغ را باید مردم این منطقه تعیین کنند».[21] در همین راستا، خبرهایی از اعمال فشار پاشینیان برای برکناری «ویتالی بالاسانیان» از ریاست شورای امنیت ملی قره‌باغ و کاهش کمک های مالی دولت ارمنستان به این منطقه نیز مطرح شده است که با توجه به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری قره باغ در سال 2020 از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و این احتمال می رود پاشینیان در جهت حمایت از یک کاندیدای همسو با دولت خود در منطقه قره باغ و کنار رفتن رهبران گذشته این منطقه که نزدیک به حزب جمهوری خواه، داشناکسوتیون و نیز فدراسیون روسیه بودند، گام بردارد.   5- تاثیر منفی بر برنامه پاشینیان در مقابله با فساد در ارمنستان (سیاسی شدن مبارزه با فساد) پنجمین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تاثیر منفی این موضوع بر برنامه پاشینیان در مقابله با فساد در ارمنستان دانست. هرچند بازداشت افرادی مانند هایک سارگسیان (برادر زاده سرژ سارگسیان به اتهام سوء قصد به جان دیوید سیمونیان در اول آوریل ٢٠٠٧)، بازداشت نارک الکساندر سارگسیان (برادرزاده سرژ سارگسیان در پی شناسایی انباری از مواد مخدر و سلاح)، دستگیری دیوید آمبارتسومیان (شهردار ماسیس) و برادرش گور آمبارتسومیان به اتهام حمله به معترضان در ایروان، بازداشت آرتور آساتریان (سرکرده خلافکاران ملقب به دون پیپو در اچمیادزین) بود، انعکاس بسیار گسترده و البته مثبتی در افکار عمومی جامعه ارمنستان داشت، اما با این وجود یکی از مهم ترین عواملی که می تواند تضمین کننده موفقیت روند مقابله با فساد در ارمنستان و همراهی افکار عمومی باشد، جلوگیری از «سیاسی شدن» آن و عدم ایجاد این شائبه در سطح جامعه باشد که هدف نهایی از مقابله با فساد، حذف رقیب از صحنه باشد. از این رو گشودن هم زمان پرونده مفاسد اقتصادی با پرونده سیاسی و امنیتی اعتراضات 2008 ارمنستان به ویژه بازداشت روبرت کوچاریان در این مقطع می تواند به روند مقابله با فساد در ارمنستان و انجام اصلاحات ساختاری و مدیریتی در این کشور آسیب وارد کند. و یکی از موفقیت ها ودستاوردهای مهم دولت پاشینیان را تبدیل به نقطه ضعف و پاشنه آشیل او تبدیل کند.   6- پیامدهای منفی بازداشت کوچاریان بر روابط ارمنستان و روسیه  ششمین پیامد مهم بازداشت و محاکمه روبرت کوچاریان را باید تاثیر منفی این موضوع بر روابط خارجی ارمنستان با فدراسیون روسیه دانست. دولت نیکول پاشینیان به موازات بازداشت روبرت کوچاریان، اقدام به بازداشت و محاکمه افرادی مانند روبرت کوچاریان، مانول گریگوریان و یوری خاچاطوروف نمود که به طور سنتی از روابط بسیار نزدیکی با روس ها در دو دهه گذشته برخوردار بوده اند. بازداشت یوری خاچاطوروف آن هم در مقطعی که مسئولیت دبیر کلی سازمان پیمان امنیت جمعی را برعهده داشت، خشم و عصبانیت                 روس ها را به همراه داشت. متعاقب بازداشت خاچاطوروف، وزارت امور خارجه ارمنستان از کشورهای عضو سازمان پیمان امنیت جمعی درخواست کرده است تا روند جایگزینی دبیر کل این سازمان را آغاز کنند در این بین، والری سِمِریکوف، جانشین یوری خاچاطوروف اعلام نمود که با وجود این تحولات، دبیری کلی این سازمان تا سال 2020 میلادی در اختیار ارمنستان باقی خواهد ماند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در تماس تلفنی با زهراب مناتساکیان، همتای ارمنی خود تاکید کرد اگر ایروان چنین تصمیمی اتخاذ کرده است خود باید در مورد خلع ید شهروند خود از دبیر کلی سازمان پیمان امنیت جمعی اقدام کند. علاوه بر موضوع خاچاطوروف که تبدیل به یک موضوع چالشی در روابط روسیه و ارمنستان در دوره پاشینیان تبدیل شد و بررسی آن از حوصله و توان این نوشتار خارج است، اقدام جنجال‌برانگیز ولادیمیر پوتین در ارسال نامه تبریک سال نو میلادی (ژانویه 2018 میلادی) برای روبرت کوچاریان رئیس‌جمهور سابق و محبوس ارمنستان نیز از جمله تحولاتی بود که به روشنی تاثیر بازداشت های داخلی ارمنستان بر روابط مسکو و ایروان را نشان داد. پوتین در این نامه تبریک برای کوچاریان سلامتی، استقامت و تعالی روح آرزو کرده بود. این پیام تبریک جنجالی که بلافاصله پس از پایان مذاکرات نیکول پاشینیان و ولادیمیر پوتین در مسکو صادر شده بود، با واکنش ها و انتقادات فراوانی در داخل ارمنستان مواجه شد و بر اساس اطلاعاتی که رسانه infoteka24 روسیه از مذاکرات روسای جمهوری روسیه و ارمنستان فاش کرده است، پوتین خطاب به پاشینیان اظهار داشته است که «کوچاریان دوست من است و هر چه زودتر ایشان را آزاد کنید» و پاشینیان نیز پاسخ داده است که «برای شما متأسفم که دوستی مانند کوچاریان دارید».[22] طبیعی است که چنین درگیری های کلامی به موازات توسعه روابط ارمنستان با ایالات متحده آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا بر روابط مسکو با نیکول پاشینیان تاثیر منفی برجای بگذارد که عدم دیدار دوجانبه پوتین با پاشینیان در اجلاس اتحادیه اقتصادی اوراسیا در ایروان در اکتبر 2019 نمونه ای از تاثیرگذاری منفی است که قابل مقایسه با روابط گرم و نزدیک پوتین با روبرت کوچاریان و سرژ سارگسیان نیست.     در مجموع، بازداشت و محاکمه سیاستمدار کهنه کار، باسابقه و با نفوذی مانند روبرت کوچاریان، رویداد ساده ای نیست و چنانچه اشاره شد، آثار و نتایج بسیار مهمی در عرصه داخلی و خارجی ارمنستان برجای خواهد گذاشت. به نظر می رسد در صورت برکناری هیرار توماسیان از ریاست دادگاه قانون اساسی ارمنستان و به قدرت رسیدن کاندیدایی هم سو با نیکول پاشینیان در انتخابات ریاست جمهوری 2020 در منطقه قره باغ، فشارهای سیاسی و حقوقی برای محاکمه روبرت کوچاریان افزایش خواهد یافت و پاشینیان و اعضای ائتلاف سیاسی گامِ من خواهند توانست به بخش مهمی از اهداف و انتظارات خود در بررسی به حوادث خشونت بار مارس 2008 دست یابند.   [1] . Artsakh National-Liberation Movement [2] . Krunk organization [3] . Miatsum [Unification] organization [4] . Chairman of the State Defense Committee [5] . ولی کوزه­گر کالجی، تحولات سیاسی جمهوری ارمنستان (1988- 2013). تهران: انتشارات آشیان، 1394، ص 120. [6] . power ministers [7] . acting president [8] . extraordinary election [9].  AStourian, Op. Cit. [10] . predecessor state [11] . همان، ص 140. [12] . “Armenia's opposition: plurality and conflict”, Eurasianet.org. December 30, 2002. [13] . anti-corruption candidate [14] . همان، ص 168. [15] . Armenian National Congress [16] . «نگاهی به پرونده قضائی کوچاریان رئیس جمهور سابق ارمنستان»، خبرگزاری تسنیم، 15 شهریور 1398. [17] . «نگاهی به پرونده قضائی کوچاریان رئیس جمهور سابق ارمنستان»، خبرگزاری تسنیم، 15 شهریور 1398.                     [18] . همان. [19] . همان. [20] . همان. [21] . « رئیس شورای امنیت ملی جمهوری خودخوانده قره‌باغ: اختلاف بین قره‌باغ و ایروان یک حقیقت است»، خبرگزاری تسنیم، 12 خرداد 1398. [22] . «­نامه جنجال‌برانگیز پوتین به رئیس‌جمهور محبوس ارمنستان»، خبرگزاری تسنیم، 10 دی 1397. ]]> قفقاز جنوبی Wed, 05 Feb 2020 19:43:00 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3874/فراز-فرود-سیاسی-روبرت-کوچاریان-عرصه-ارمنستان سه چالش پیش روی بریتانیا در سیاست استقرار صلح در قفقاز جنوبی پس از برگزیت http://www.iras.ir/fa/doc/note/3873/سه-چالش-پیش-روی-بریتانیا-سیاست-استقرار-صلح-قفقاز-جنوبی-برگزیت خروج بریتانیا از اتحادیه چه معنا و مفهومی برای جهت گیری این کشور در قبال قفقاز جنوبی، منطقه ای کوچک در حاشیه اروپا و شناخته شده با منازعه خواهد داشت؟ اگر چه بریتانیا مستقیماً درگیر هیچ یک از فرایندهای صلح در این منطقه نیست (به جز در مورد گفتگوهایی بین المللی ژنو[1] به عنوان یک عضو اتحادیه اروپا در مورد مناقشه های قومی در گرجستان)، با این وجود این کشور یکی از بازیگران مهم در ثبات قفقاز جنوبی از میانه دهه 1990 بوده است. به صورت کاملاً آشکاری، بریتانیا به تنهایی بزرگ ترین سرمایه گذار خارجی در نفت و گاز دریای خزر بوده است. فراتر از خطوط لوله، بریتانیا یک سرمایه گذار مهم در راهبردهای بلندمدت تحت رهبری جامعه مدنی در زمینه صلح سازی در قفقاز جنوبی بوده است. این امر از طریق برنامه موسوم به «منبع پیشگیری از منازعه های جهانی»[2] در اوایل دهه اول قرن بیست و یکم (2000 میلادی) و توسط اداره توسعه بین المللی[3] صورت گرفته است که پیشگام مداخلات استقرار صلح در سطح وسیعی مانند «ابتکار کنسرسیوم»[4] در زمینه مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان در فاصله سال های 2003 تا 2009  بوده است که شبکه های مدنی در قفقاز جنوبی با مشارکت انجمن های غیر دولتی بریتانیایی ایجاد کرد.        این تجربیات یک میراث قدرتمند روشنفکری را در سطح منطقه قفقاز جنوبی به جا گذاشته است. تجربه بریتانیایی در قفقاز جنوبی دربرگیرنده خبرگی خاصی در زمینه مناقشه ها است که به صورت خاصی در این منطقه و سایر نقاط جهان مورد توجه قرار گرفته است. همچنین یک سنت بسیار قدرتمند بورسیه های (دانشگاهی) بریتانیایی در قفقاز وجود دارد و دانشگاه های مختلف بریتانیا، واحدهای مختلف مرتبط با مسائل قفقاز را ارائه می کنند. از طریق طرح هایی مانند         «فرصت پژوهشی موسسه جان اسمیت»،[5] «فرصت پژوهشی آکادمی رابرت بوش در چاتم هاوس»[6] و «بورس های چیونینگ»،[7] تعداد قابل توجهی از رهبران جوان قفقاز جنوبی وقت خود را موسسات بریتانیایی صرف می کنند و ارتباط موثری را با این موسسات ایجاد می کنند.   سه چالش پیش روی بریتانیا این مقام به عنوان یک قهرمانی بلندمدت، صلح سازی استراتژیک و شکوفایی حوزه های خاصی از دانش نباید قربانی روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا و بازیگران درگیر آن شود. لذا ضرورت دارد این اطمینان با آگاهی از سه چالش پیش رو در سیاست قفقازی پسا برگزیت حاصل شود.    نخستین چالش پیش روی لندن، پرهیز از تعریف و ترسیم یک سیاست منطقه ای در قفقاز جنوبی به عنوان امتدادی از یک «خط مشی وسیع تر روسی»[8] (خط مشی ضد روسی) است. خراب شدن روابط روسیه و بریتانیا در سال های اخیر، گرایش به سیاست هایی را در همسایگی اروپا تقویت کرده است که از دریچه سنتی جنگ سرد و رقابت های روسیه و جهان غرب به این موضوع نمی نگرند. در واقع تمرکز فراگیر بر روسیه موجب ناکامی از حصول دیگر جنبه های مهم توسعه سیاسی در مناقشه های قفقاز جنوبی می شود. اگر چه اغلب به این مناقشه ها با عناوینی مانند سرزمین های «تجزیه شده»[9] و «اشغال شده»[10] اطلاق می شود، اما آبخازیا، اوستیای جنوبی و ناگورنو- قره باغ، مناطق بدون برخورداری از حکومت نیستند. این مناطق نمونه هایی از وضعیتی هستند که پژوهشگران از آن با عنوان «کشورهای دو فاکتو»[11] یاد می کنند که با درجاتی متفاوت، سرزمین هایشان را کنترل، حاکمیتشان را برقرار و حاکمیت داخلی را تمرین می کنند. تعداد اندکی با این نظر مخالف هستند که این موجودیت ها بدون حمایت خارجی قادر به بقا و ادامه حیات نیستند. اما هیچ یک از این دو به تنهایی قادر به توضیح پایداری این مناطق نیستند. محوریت و مرکزیت روسیه، آزادی عمل بریتانیا در تحت پوشش قراردادن گستره کامل پیش ران های محلی حافظ این موجودیت ها را کاهش می دهد و خط مشی هایی با تاثیر کمتر و دورنمای رقابت و محدودسازی را جایگزین می کند.    دومین چالش پیش رو، حفظ و توسعه موضع بریتانیا در زمینه جذب جمعیت هایی ساکن در این مناطق است. کشورهای دو فاکتو منطقه از قواعد حاکم بر نظام بین الملل خارج هستند. اما با این وجود، در موارد متعددی، جوامع مدنی آن ها از افرادی تشکیل شده است که به واسطه فعالیت های مهارتی و انگیزشی این مطالبه را از رهبرانشان دارند که طبق قوانین بین المللی، پاسخگو باشند. استراتژی های انزواسازی (ایزوله کردن) این صداها را نادیده می گیرد و به جای تحول در روابط خصمانه، جوامع بیمناک و دلسرد را جایگزین می کند. برقرار کردن این ارتباط با جامعه وسیع تر بین المللی و تسهیل کردن حمایت مالی از جوامع مدنی محلی در سرزمین های مورد مناقشه، گام مهمی در حفظ یک              خط مشی موثر از سوی بریتانیا در رابطه با حل و فصل این مناقشه ها خواهد بود.    سومین چالش پیش روی بریتانیا، حفظ یک رویکرد بلندمدت در قبال مناقشه های قفقاز جنوبی به موازات الزامات بالقوه کوتاه مدت در سایر زمینه ها در شرایطی است که روابط بریتانیا و منطقه به دوره پس از برگزیت منتقل می شود. در این محیط سیال بین المللی، اداره امور خارجی و مشترک المنافع[12] (بریتانیا) به عنوان یک قهرمان و مدافع استراتژی بلندمدت استقرار صلح و نیز هماهنگ کننده کوشش های بریتانیا با بازیگران چند جانبه درگیر در قفقاز جنوبی می تواند ایفای نقش کند. این بازیگران شامل سازمان ملل متحد، نمایندگی ویژه اتحادیه اروپا در قفقاز جنوبی و بحران در گرجستان[13] و نیز نماینده ویژه سازمان امنیت و همکاری اروپا[14] برای ریاست وقت این سازمان در قفقاز جنوبی هستند که جملگی آن ها روابطی را با بازیگران مرتبط در روی زمین (عرصه واقعیت) ایجاد می کنند.   توصیه ­ها جایگاه و موقعیت بریتانیا به عنوان قهرمان و مدافع یک رویکرد استراتژیک در تغییر مسالمت آمیز (مسائل قفقاز جنوبی) به فضای پسا برگزیت به شیوه های زیر می تواند حفظ شود:   نخست این که خبرگی و مهارت در خانه[15] (درون کشورهای منطقه) از نقشی حیاتی در برنامه های موثر استقرار صلح برخوردار است. تجزیه و تحیلی های پژوهشی اداره امور خارجی (بریتانیا) نقش حیاتی در ایجاد ابزارهای داخلی مستقل و مرتبط با جوامع آکادمیک و سازمان های غیر دولتی ایفا می کند. نقش این اداره می تواند به واسطه تثبیت یک سِمت مشاور در مناقشه های منطقه ای مستقر در تفلیس تکمیل شود که وظیفه تقویت حضور منطقه ای بریتانیا در مورد مناقشه و هماهنگی خط مشی ها در سطح منطقه ای را بر عهده خواهد داشت. این سِمَت با یک چشم پوشی می تواند تمامی مناقشه ها را تحت پوشش قرار دهد و محدوده ای از دانش و روابط را بین حجم بالایی از نخبگی و دانش ایجاد و به صورت شایان توجهی از نزدیک با جوامع مدنی محلی همکاری و مشارکت کند.    دوم این که برنامه ریزی باید بر مبنای حساسیت مناقشه و از طریق جداسازی و فارغ از وضعیت سیاسی ستیزه جویانه صورت گیرد. این امر می تواند جمعیت های محلی را به بهره مندی از مزایای حاصل از فرصت هایی برای حمایت مالی، مطالعه، زبان آموزی تطبیقی و توسعه حرفه ای (مشاغل) صرف نظر از موجودیت (سرزمینی) که آن ها در ساکن هستند، تشویق کند.  بورسیه های چیونینگ[16] نمونه های عالی در این رابطه هستند که از طریق آن متقضایان می توانند «قفقاز جنوبی» را طبق وابستگی هویتی شان از یک منوی قطره چکانی[17] انتخاب کنند.    در نهایت یک درک کل گرایانه از صلح، امری حیاتی است. برنامه ریزی در موجودیت های (سرزمین های) به رسمیت شناخته نشده اند یا بخشی از آن به رسمیت شناخته شده است، باید با آگاهی از این نکته صورت گیرد که استقرار موثر صلح نیازمند پذیرش و توجه به پویایی ها و فرایندهای سیاسی ورایِ تماس بین مناقشه ای و اعتمادسازی است. بازیگران محلی در چنین موجودیت هایی می توانند ورای ارتباطات بین مناقشه ای با ریسک بالا و غیر موثر در مباحثات داخلی انسداد صلح، به صورت انحصاری به منابعی از حمایت های مالی مورد نظر خود دست پیدا کنند. در حالی که تحرکات بین مناقشه ای، حیاتی و با اهمیت باقی می مانند، برنامه ریزی صورت گرفته در راستای مشارکت مدنی، دربرداری (شمول)، ظرفیت سازی جامعه مدنی، حقوق بشر و اقلیت ها  در سرزمین های مورد مناقشه و اعتمادسازی از درون با هدف ایجاد یک گفنگوی سازنده از اهمیت کمتری برخوردار نیستند.  «بریتانیای جهانی»[18] که در برگزیت قول آن داده شده است، به عنوان یک ایده شیک و پر زرق و برق باقی می ماند (در واقع عملی نخواهد شد). اما روی دیگر سکه، تلاش مستمر برای ساخت میراثی از سرمایه گذاری بلندمدت بریتانیا در استراتژی صلح برای قفقاز جنوبی، یک هدف دست یافتنی و واقع گرایانه است. منبع: لائورِنس برویرس،[1] پژوهشگر برنامه روسیه و اوراسیا در موسسه  چتم هاوس بریتانیا   [1] . Laurence Broers   [1] . Geneva International Discussions [2] . Global Conflict Prevention Pool [3] . Department for International Development (DfID) [4] . Consortium Initiative [5] . John Smith Fellowship Trust [6] . Robert Bosch Stiftung Academy Fellowship at Chatham House [7] . Chevening Scholarships [8] . wider Russia policy [9] . breakaway [10] . occupied [11] . de facto states [12] . Foreign and Commonwealth Office [13] . EU’s Special Representative for the South Caucasus and the Crisis in Georgia [14] . OSCE’s Special Representative [15] . in-house expertise [16] . Chevening Scholarships [17] . drop-down menu [18] . global Britain ]]> قفقاز جنوبی Sun, 26 Jan 2020 12:34:44 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3873/سه-چالش-پیش-روی-بریتانیا-سیاست-استقرار-صلح-قفقاز-جنوبی-برگزیت دومین نشست مشورتی رهبران آسیای مرکزی در تاشکند و دورنمای تشکیل یک سازمان منطقه ای مستقل http://www.iras.ir/fa/doc/article/3872/دومین-نشست-مشورتی-رهبران-آسیای-مرکزی-تاشکند-دورنمای-تشکیل-یک-سازمان-منطقه-مستقل به موازات تشکیل جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (1991) و پیمان امنیت دسته جمعی (1992)، رویای تشکیل یک سازمان منطقه ای مستقل در آسیای مرکزی با مشارکت تمامی پنج کشور آسیای مرکزی از همان ابتدای فروپاشی مطرح شد. در این راستا، با پیشگامی نورسلطان نظربایف، رئیس جمهور سابق قزاقستان و مساعی کشورهای منطقه، سازمانی اقتصادی با عنوان «اتحادیه اقتصادی آسیای مرکزی»[1] در سال 1994 تاسیس شد. در سال 1998 این سازمان به «همکاری اقتصادی آسیای مرکزی»[2] تغییر نام داد و به فاصله اندکی در سال 2002 یک بار دیگر عنوان سازمان دستخوش تغییر شد و «سازمان همکاری اقتصادی آسیای مرکزی»[3] نام گرفت. تغییر نام پیاپی این سازمان به روشنی گویای آشفتگی و ضعف کشورهای منطقه آسیای مرکزی در ایجاد یک سازمان منطقه­ ای مستقل بود. علاوه بر جنگ داخلی تاجیکستان، رقابت های پیدا و پنهان اسلام کریم اف و نورسلطان نظربایف برای ایفای نقش رهبری ازبکستان و قزاقستان در منطقه، اختلافات مرزی و ارضی و اختلافات و تنش ها در بهره برداری از منابع آبی بین کشورهای بالادست (تاجیکستان و قرقیزستان) و پایین دست (ازبکستان و ترکمنستان) که موجب ناکامی کشورهای آسیای مرکزی در ایجاد یک مکانیسم بومی، منطقه ای و مستقل شد، شکاف و اختلاف عمیق بین ازبکستان و تاجیکستان در دوره رهبری اسلام کریم اف (1991 تا 2016) نقش بسیار تاثیرگذاری در تداوم این روند ایفا نمود. این شرایط قابل مقایسه با اختلاف ارمنستان و جمهوری آذربایجان در منطقه قفقاز جنوبی است که در آنجا هم این شکاف مانع از تشکیل یک سازمان منطقه­ ای مستقل با عضویت ارمنستان، آذربایجان و گرجستان شده است. در این بین، ورود روس ها و چینی ها به روند مکانیسم های منطقه ای آسیای مرکزی، تشدید و تقویت این شرایط و عدم شکل گیری یک سازمان منطقه ای مستقل  را به دنبال داشت.   به موازات شکل­ گیری گروه شانگهای پنج (1996) و سپس سازمان همکاری شانگهای (2001)، فدراسیون روسیه در 28 می 2004 به عنوان عضو ناظر به «سازمان همکاری اقتصادی آسیای مرکزی» ملحق شد و عملاً رویا و اهداف رهبران منطقه برای تشکیل یک سازمان مستقل بدون حضور روسیه به حاشیه رانده شد. پس از این ناکامی، کوشش دیگری با پیشگامی و محوریت نور سلطان نظربایف، رئیس جمهور سابق قزاقستان صورت گرفت که منجر به تشکیل «اتحادیه آسیای مرکزی» در سال 2007 شد. نظربایف، در نظر داشت «اتحادیه آسیای مرکزی» همانند «اتحادیه اروپا» عمل کند. اما تشکیل «اتحادیه آسیای مرکزی» در سال 2007 که به منزله تشکیل یک مکانیسم منطقه­ ای دیگر در آسیای مرکزی بدون حضور روسیه بود، موجب نگرانی و تحریک مسکو شد و این کشور در گام نخست، تقاضای عضو ناظر را در این سازمان نمود، سپس در گام دوم به عضویت کامل آن درآمد و در گام سوم نیز با گسترش و توسعه «جامعه اقتصادی اوراسیایی»،  عملاً «اتحادیه آسیای مرکزی» را به حاشیه برد. این مکانیسم منطقه ای در نهایت به تشکیل «اتحادیه اقتصادی اوراسیا» با عضویت پنج کشور روسیه، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و ارمنستان منتهی شد که فعالیت رسمی خود را از اول ژانویه 2015 آغاز نمود.    اما طی چند سال اخیر و به طور مشخص پس از درگذشت ناگهانی اسلام کریم اف در سپتامبر 2016 و به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف که به تنش زدایی و بهبود شایان توجه روابط ازبکستان با همسایگان به ویژه سه کشور تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان منجر شده است، منطقه گرایی در آسیای مرکزی تحرک تازه ای پیدا کرده است؛ به گونه ای که برخی از تحلیل­گران از این رویکرد به عنوان نوعی «الگوی ازبکی از آ. سه. آن»[4] برای آسیای مرکزی از سوی رهبری جدید ازبکستان یاد می کنند. در واقع، ازبکستانِِ دوره شوکت میرضیایف را به دلیل تغییرات اساسی که در کنش کلامی، گفتمان و رویکرد سیاست خارجی در قبال کشورهای همسایه به ویژه تاجیکستان در حوزه­ های مختلف قومی و هویتی، مرز و سرزمین، آب، محیط زیست، انرژی و کریدورهای ارتباطی صورت داده است، باید محور اصلی غیرامنیتی­ سازی در منطقه آسیای مرکزی دانست؛ چنانچه شوکت میرضیایف بود که ایده برگزاری اجلاس ­های دوره ای و منظم سران پنج کشور آسیای مرکزی را در سال 2017 مطرح کرد و حداقل دو بار ضمن سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل و کنفرانس امنیتی «سمرقند» بر ضرورت برگزاری نشست های مشاوره ای دائمی سران آسیای مرکزی تاکید کرد که تفاوت بنیادینی را با رویکردهای محافظه­ کارانه، امنیتی و انزواگرایانه اسلام کریم­ اف نشان می­دهد.    به دنبال پیشنهاد میرضیایف بود که نخستین «نشست مشورتی رهبران آسیای مرکزی»[5] با حضور چهار رئیس جمهور شامل نورسلطان نظربایف (قزاقستان)، شوکت میرضیایف (ازبکستان)، سارانبای ژئنبیک­اف (قرقیزستان) و امام­علی رحمان (تاجیکستان) و آقجا نوربردیوا (رئیس مجلس ترکمنستان)[6] در ١٨ مارس ٢٠١٨ (اسفند 1396) در شهر آستانه قزاقستان برگزار شد که کاترین پوتز[7] در مقاله ­ای با عنوان «اکنون همه در کنار یکدیگر: رهبران آسیای مرکزی در نشست آستانه ملاقات می­ کنند» و کالیف از کارشناسان منطقه آسیای مرکزی نیز با یادداشتی تحلیلی تحت عنوان «نشست آستانه یک دوران جدید برای آسیای مرکزی بدون روسیه را برجسته ساخت»،[8] به این تحول مهم در روند همگرایی منطقه ­ای اشاره می­ کنند. در ادامه این روند، وزیران خارجه پنج کشور آسیای مرکزی در 22 جولای (31 تیر 1397) در شهر چولپون- آتا[9] قرقیزستان با یکدیگر دیدار کردند و متعاقب آن دیدار روسای جمهور پنج کشور در حاشیه نشست مقامات کشورهای مؤسس بنیاد بین المللی نجات دریاچه آرال در منطقه گردشگری «آوازه» در شهر «ترکمن باشی» در 24 اوت 2018 میلادی (2 شهریور 1397) برگزار شد.     در جدیدترین تحول، دومین «نشست مشورتی رهبران آسیای مرکزی» با حضور شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهوری ازبکستان، سورنبای ژینبکوف، رئیس جمهوری قرقیزستان، امام­علی رحمان، رئیس‌جمهوری تاجیکستان، قربان‌قلی بردی‌محمداف، رئیس‌جمهوری ترکمنستان و نورسلطان نظربایف رئیس شورای امنیت و اولین رئیس جمهور قزاقستان و رئیس حزب حاکم این کشور در تاشکند ازبکستان در 29 نوامبر 2019 (8 آذر 1398) برگزار شد. سران کشورهای آسیای مرکزی دراین نشست توافق کردند که تماس‌ها و تبادلات فعال در سطح منطقه‌ای را حفظ کنند و به طور منظم طرح ‌ها و ابتکارات مشترکی در زمینه علوم، آموزش، گردشگری، فرهنگ و ورزش اجرا کنند. شوکت میرضیایف در این نشست با تاکید بر تعمیق روابط تجاری و اقتصادی و سرمایه‌گذاری بین کشورهای منطقه، پیشنهاد راه‌اندازی «مجمع سرمایه‌گذاری آسیای مرکزی» و  «برپایی نشست سالانه روسای اتاق‌های بازرگانی و صنایع آسیای مرکزی» این کشورها در شهر تاشکند را مطرح کرد. تقویت پیوندهای حمل‌ونقلی و فعال کردن ظرفیت بالقوه ترانزیت در منطقه، و همچنین توسعه همکاری‌ها در بخش انرژی از دیگر موضوعات مطرح شده در دومین نشست مشورتی تاشکند بود. به دلیل تنش زدایی در آسیای مرکزی، غیرامنیتی سازی مرزها به ویژه مین روبی نقاط مرزی ازبکستان با قرقیزستان و تاجیکستان و گشایش گذرگاه های مرزی و تسهیل قوانین تجاری، مبادلات تجاری بین ازبکستان و کشورهای دیگر آسیای مرکزی در سال های اخیر بیش از دو برابر شده و تعداد پروژه‌های مشترک نیز چهار برابر شده است. در همین ارتباط، ازبکستان در سال ۲۰۱۸ میزبان اولین مجمع اقتصادی آسیای مرکزی و همچنین اولین نشست «کارگروه همکاری‌های منطقه‌ای» در سطح نخست‌وزیران کشورهای منطقه بود. برگزاری سالانه همایش فرهنگی آسیای مرکزی در آستانه جشن نوروز، انتخاب نورسلطان نظربایف به عنوان رئیس افتخاری «نشست مشورتی سران آسیای مرکزی»، تصویب «ضوابط برگزاری نشست‌های مشورتی رهبران آسیای مرکزی» و انتخاب قرقیزستان به عنوان میزبان نشست بعدی سران آسیای مرکزی در سال ۲۰۲۰ از دیگر نکات شایان توجه دومین «نشست مشورتی رهبران آسیای مرکزی» در تاشکند ازبکستان بود.     برگزاری دو نشست مشورتی رهبران آسیای مرکزی در آستانه قزاقستان (2018) و تاشکند ازبکستان (2019) و تصمیم برای برگزاری نشست سوم در قرقیزستان (2020) به موازات دیدار روسای جمهور پنج کشور در حاشیه نشست مقامات کشورهای مؤسس بنیاد بین المللی نجات دریاچه آرال در ترکمنستان (2018)، دیدارهای مشترک و دوره ای وزیران امور خارجه پنج کشور آسیای مرکزی، مشارکت پنج کشور منطقه و افغانستان در برنامه «ایجاد مشارکت منطقه ای در افغانستان و آسیای مرکزی»  که با حمایت سازمان ملل متحد شکل گرفت و نیز  شکل­ گیری چهار مکانیسم جداگانه 1+5 بین پنج کشور آسیای مرکزی با ایالات متحده آمریکا، ژاپن، هند و اتحادیه اروپا به روشنی گویای تمایل و اراده سیاسی کشورهای منطقه برای ایجاد یک رویکرد مستقل و یکپارچه در سطح آسیای مرکزی است. هرچند به نظر می ­رسد کشورهای منطقه در حال حاضر به دلیل عدم ایجاد حساسیت در قدرت­ های پیرامونی به ویژه چین و روسیه تا کنون از طرح رسمی و آشکار تشکیل یک سازمان منطقه­ ای جدید در آسیای مرکزی خودداری می کنند، اما شواهد و قرائن گویای این واقعیت است که با استمرار نشست­ های سران پنج کشور منطقه می­توان در آینده ­ای نزدیک انتظار شکل­ گیری یک سازمان منطقه­ ای مستقل و بومی با مشارکت پنج کشور آسیای مرکزی و بدون مشارکت و عضویت چین و روسیه را داشت که در صورت تحقق این ایده، تحولی مهم در فرایند منطقه­ گرایی در فضای اوراسیای مرکزی ایجاد خواهد شد.      مهم­ترین پیامد غیرامنیتی ­سازی و تقویت منطقه­ گرایی مستقل و بومی در آسیای مرکزی را باید استقلال عمل هر چه بیشتر منطقه از قدرت­های بیرونی به ویژه فدراسیون روسیه دانست. در واقع هرچه منطقه آسیای مرکزی غیرامنیتی­تر می­شود، انبساط فضایی و ژئوپولیتیکی آن به سمت شرق (چین)، جنوب (افغانستان، پاکستان و هند) و غرب (ایران- خزر- قفقاز) بیشتر می­ شود که برآیند آن تغییر وضعیت منطقه آسیای مرکزی از فضای بسته Zone به فضای انبساطی Region است. این شرایط جایگاه آسیای مرکزی را در طرح ­های اقتصادی و ژئوپولیتیکی چین (ابتکار یک کمبرند- یک راه) و ایالات متحده آمریکا (آسیای مرکزی بزرگ و راه ابریشم جدید) بیش از گذشته تقویت کرده است؛ به گونه ­ای که در حال حاضر چین شریک اول تجاری و اقتصادی کشورهای آسیای مرکزی به استثنای قزاقستان است که این امر کاملاً هم سو با منافع و اهداف کشورهای آسیای مرکزی در «کاهش سلطه سنتی و محوری روسیه» و «تنوع بخشی» و «توازن بخشی» به سیاست خارجی، شرکای اقتصادی و تجاری، کریدورهای ارتباطی و خطوط انتقال انرژی است.  هرچند منطقه گرایی جدید و شکل گیری یک سازمان منطقه ای مستقل در آسیای مرکزی الزاماً به معنی تضاد و تقابل با فدراسیون روسیه نیست و رهبران کشورهای آسیای مرکزی نیز به دنبال چنین هدفی نیستند، با این وجود روسیه همچنان از طریق کلیه اهرم­ های دوجانبه و سازمان­های منطقه­ ای روس ­محور مانند جامعه کشورهای مستقل مشترک­ المنافع، پیمان امنیت دسته جمعی و اتحادیه اقتصادی اوراسیا می­کوشد نفوذ و جایگاه سنتی خود را در منطقه آسیای مرکزی حفظ کند. لذا کوشش­ هایی که در جهت عضویت ازبکستان و تاجیکستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (به موازات عضویت قرقیزستان و قزاقستان) و نیز بازگشت مجدد ازبکستان به پیمان امنیت دسته جمعی از سوی روسیه صورت می ­گیرد را می­توان در راستای نگرانی روس­ ها از استقلال عمل هر چه بیشتر آسیای مرکزی از روسیه و شکل­ گیری یک سازمان منطقه­ ای مستقل و بومی با مشارکت پنج کشور این منطقه دانست.        [1] . Central Asian Economic Union [2] . Central Asian Economic Cooperation (CAEC) [3] . Central Asian Cooperation Organization, (CACO) [4] . ASEAN, Uzbek-Style [5] . Consultative Meeting of Central Asian Leaders [6] . قربانقلی بردی محمداف، رئیس جمهور ترکمنستان به دلیل سفر از قبل برنامه­ریزی شده به کویت و امارات متحده عربی در نشست سران کشورهای آسیای مرکزی در آستانه قزاقستان حضور نیافت.    [7] . Catherine Putz, “All Together Now: Central Asia's Leaders Set to Meet in Astana”, The Diplomat, March 13, 2018. [8] . Arman Kaliyev, “Astana meeting marks dawn of new era for Central Asia -- without Russia”, Caravanseri, March 19, 2018. [9] . Cholpon-Ata ]]> آسیای مرکزی Tue, 03 Dec 2019 13:05:02 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3872/دومین-نشست-مشورتی-رهبران-آسیای-مرکزی-تاشکند-دورنمای-تشکیل-یک-سازمان-منطقه-مستقل فهم روابط ایران و ترکمنستان از منظر ارزش‌های ترکمنی http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3871/فهم-روابط-ایران-ترکمنستان-منظر-ارزش-های-ترکمنی روابط ایران و ترکمنستان به‌رغم سادگی در ظاهر، از پیچیدگی‌های خاصی برخوردار است. این پیچیدگی‌ها ریشه در ژئوپلیتیک، لایه‌های قومی و بازی‌ بازیگران فرامنطقه‌ای دارد. با این حال، برایند روابط، روند نسبتا باثباتی را با فراز و نشیب‌های جزئی طی کرده است. بنابراین، فهم سیر این روابط و مولفه‌های تاثیرگذار بر آن، نیازمند نگاهی عینی، میدانی و با نگاه به ارزش‌های جامعه ترکمنی است. این موضوع با توجه ساختار تصمیم‌گیری سیاست خارجی ایران و نظام متمرکز ترکمنستان، تاکنون به سختی امکان‌پذیر بوده است. با این حال، همچنان ظرفیت‌هایی برای ارائه یک دیدگاه جدید، واقع‌گرایانه‌تر و با فهم عمیق‌تر لایه‌های مغفول وجود دارد. در همین زمینه، مصاحبه‌ای را با دکتر «ارازمحمد سارلی»، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل آسیای مرکزی ترتیب داده‌ایم. دکتر سارلی خود از ایرانیان ترکمن در استان گلستان بوده و علاوه بر مطالعه و پژوهش‌های گسترده در زمینه مسائل مربوط به ترکمن‌ها و ترکمنستان، از تجربه زندگی در کشور ترکمنستان نیز برخوردار است. ایشان، نویسنده آثاری مانند «تاریخ ترکستان» (امیرکبیر، 1364)، «تاریخ ترکمنستان» (دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، 1373) و مقاله «زمینه‌های اسلام خواهی در جمهوری ترکمنستان» (کیهان فرهنگی، 1371) می‌باشند. همچنین، مدیرمسئولی فصلنامه بین‌المللی فراغی نیز بر عهده ایشان است. در ادامه پاسخ‌های ایشان به سوالات موسسه ایران شرقی را می‌خوانیم:   ایران شرقی_ کشور ترکمنستان، یکی از بخش­‌های مهم حوزه تمدن تاریخی اسلامی-ایرانی و دروازه ارتباط زمینی ایران با آسیای مرکزی است. از ابتدای استقلال این کشور و در دهه 1990 روابط دوجانبه تهران و عشق‌­آباد، دوره­ای طلایی را تجربه کرده و در سال­‌های اخیر نیز، علی­رغم برخی اختلافات کوچک، روابط دو کشور همچنان بر مسیر دوستی و حسن همجواری استوار است. به­ نظر شما، مهم­ترین فرصت­‌ها و مؤثرترین چالش­‌های روابط ایران و ترکمنستان، به­ ویژه در دهه اخیر و از منظر سیاسی-اقتصادی چه بوده است؟ سارلی: روابط ج. ا. ایران و ترکمنستان از ابتدای استقلال این کشور قابل توجه بوده و سنگ بنای روابط دهه بعدی را تشکیل می­‌دهد. نیمه اول دهه نخست استقلال بیشترین آمد و شد مقامات بلندپایه دو کشور رقم خورد. در نتیجه موجب انعقاد ده­‌ها تفاهم­‌نامه گردید. به موجب این تفاهم­‌ها، نهادهای دولتی و شرکت­‌های خصوصی وارد ترکمنستان شده، متولی اجرای پروژه­‌های خرد و کلان گردیدند. در کنار آن تجار ایرانی نیز با ولع خاصی بدون آموزش­‌های لازم خود را به بازار تجارت رسانیدند. آنان با ریسک ناشی از عدم آشنایی با ماهیت فعالیت تجاری مواجه گشته و برخی با ارسال کالاهای نامرغوب موجبات بدبینی را فراهم آوردند. در نتیجه برخی با شکست فاحش مواجهه گردیدند. در ابتدا نه تنها ترکمنستان بلکه کل آسیای مرکزی و قفقاز فرصت­‌های طلایی برای ورود ایران بود. اما باید گفت در واقعیت روی زمین همیشه ترک­‌ها کارشان پیش بود. مثلا، راحت­‌تر از ایران برنده پروژه­‌ها می­‌شدند و ارتباط­‌های نزدیک­تری با رئیس جمهور نیازاف و وزاء ترکمنستان برقرار کرده بودند. احمد چالیق تاجر بزرگ ترک که تقریبا نمایندگی دولت ترکیه را بر عهده داشت، همواره پیش رئیس جمهور ظاهر می­‌شد. خب، با این وضع همیشه ترک­‌ها برنده فضای اقتصادی و سیاسی ترکمنستان بودند و تجار و شرکت­‌های ایرانی  پشت سر ترک­‌ها قرار داشتند. در مواردی هم، برای برنده اول پروژه­‌ها، یعنی ترک ها، کار می ­کردند. تقریبا در سیاست هم ترکیه مقدم بر سایر کشورها بود. این وضعیت برتر ترک­‌ها البته بعد از پایان دوره صفرمراد نیازاف، بنابر دلایل سیاسی به­ سر رسید. فعالیت بسیاری از شرکت­‌های ترکیه‌­ای حداقل برای مدتی، کم رونق گشت. لیکن شعار معروف شرکت­‌های ترک که «همیشه دولت ترکیه پشت سر آنان است»، موجب بازگشت آنان شد. لذا در یک جمع­‌بندی می­‌توان گفت که ترک­‌ها با تجربه‌­تر عمل کرده‌­اند و به کمک سیاست، میدان­‌دار صحنه اقتصاد هم بوده­‌اند. چالش­‌های شرکت­‌های ایرانی از عوامل متعددی متاثر است. از جمله وقتی که بنده در عشق آباد زندگی می­کردم، متوجه مشکلات عدیده تجار و پیمانکاران ایرانی شدم. به­ علت نبود ضمانت­‌های لازم بانکی و عدم آشنایی به قوانین حقوقی، تجار ایرانی نتوانستند مطالبات خود را وصول نمایند. لذا با طرف­‌های ترکمنستانی خود به مشکل خورده و مجبور به اقامت ناخواسته در این کشور شدند. آنان از طرف ترکمنستانی کلی طلب داشتند و به فروشندگان کالاهای ایرانی نیز بدهکار بودند. نه راه پیش داشتند و نه راه پس. خلاصه اوضاع نامطلوبی برای تجار پیش آمده بود. در آن شرایط وجود بخش حقوقی سفارت ج. ا. ایران در ترکمنستان بسیار لازم بود. اما گویا کسی در وزارت امور خارجه به این مهم اعتنای کافی نداشت. اگر این بخش به­ طور فعال، مسئولانه و تخصصی وارد معضلات و مشکلات تاجران ایرانی می­شد و مشاوره­‌های حقوقی می­داد، گشایش محسوسی در گره­‌های نفس­‌گیر و یأس­‌آور تجار و شرکت­‌های ایرانی رخ می­داد. تاجران ایرانی می­‌گفتند چرا ترکیه از اتباع خود با تشکیل واحد حقوقی حمایت می­کند و کارشان را پیش می­برد، اما ما ایرانی­‌ها به حال خود رها شده‌­ایم. این مسائل مربوط به دو دهه پیش است. اما الان نمی­دانم این تمهیدات لازم و ضروری در وزارت امورخارجه دیده شده یا نه؟ در مجموع باید گفت که در دوره قربانقلی بردی­‌محمداف آمد و شد هیات­‌های تجاری از جمله شرکت در همایش­‌ها و نمایشگاه­‌ای دو کشور افزایش چشمگیری پیدا کرده است. به­ طور مثال هر ساله شرکت­‌های ایرانی در نمایشگاه آوازه شرکت می­‌کنند. اما از این­که منجر به قراردادهای تجاری با طرف­‌های ترکمنستان شده باشد و یا ارزش آنها به چه میزان باشد، اطلاع دقیقی وجود ندارد.   ایران شرقی_ هر ساله، مناسبت­‌های فرهنگی مختلفی مانند روزهای گرامیداشت مختومقلی فراغی و روزهای فرهنگی ترکمنستان در ایران برگزار می­‌شود. برگزاری روزهای فرهنگی ایران در عشق­‌آباد نیز سابقه­‌ای چندین ساله دارد. علاوه بر آن، وجود اشتراکات قومی و فرهنگی میان ترکمنستان و حوزه ترکمنی ایران به ­عنوان یکی از مؤلفه­‌های اصلی روابط دوجانبه تهران و عشق‌­آباد شناخته می­‌شود. از نگاه شما، مهم­ترین دستاورد این ویژگی­‌های فرهنگی در سال­‌های گذشته چه بوده است و اصلی­‌ترین ظرفیت­‌های مرتبط با این حوزه برای تقویت بیش از پیش روابط دو کشور کدام است؟ سارلی: روابط فرهنگی ج. ا‌. ایران و ترکمنستان، بر مبنای تفاهم­‌نامه فرهنگی دو کشور شکل گرفت. طی آن می­‌باید اتفاق­‌های بسیاری رخ می­‌داد. از جمله تبادل استاد و دانشجو، تاسیس مرکز فرهنگی_آموزشی متقابل، ایجاد کنسول­گری در مناطقی که اتباع بیشتری در کشور متبوع وجود داشته باشد و بسیاری از موارد دیگر. در این بین، به­ گمانم تبادل هیات­‌های هنری بیشترین نمود را داشته است. وجه بارز آن برگزاری هفته فرهنگی ج. ا. ایران در عشق آباد و بالعکس در تهران است. در اجرای تبادل هیات­‌های علمی، هیأت تاریخ­‌دانان ترکمنستان _که بنده مسئولیتی در آن داشتم _ عرض می­کنم که افراد برجسته علمی آن زمانِ ترکمنستان، به مدت دو هفته به ایران آمدند و جهت مطالعات تاریخی به مراکز علمی ایران رفته و مذاکرات مفیدی انجام دادند و منابع تدوین تاریخ ترکمن را تهیه نمودند. از آن طرف، اساتید ایرانی در مرکز نسخ خطی ترکمنستان طی مطالعاتی به استخراج نسخ خطی فارسی و عربی مبادرت نمودند.  طبعا این مبادلات محدود جوابگوی نیازهای مطالعاتی، واقعیت تاریخی، وسعت و ابعاد اشتراکات بین دو کشور نمی­‌باشد. بلکه می­‌باید زمینه­‌های بیشتری جهت حضور اندیشمندان دو کشور در همایش­‌ها و مطالعات طولانی­‌تر فی­مابین مهیا گردد. مراسم­ سالانه مثل روز ملی ترکمنستان، هفته فرهنگی دو کشور و شرکت در نمایشگاه­‌های بین­‌المللی مانند کتاب، گام­‌های ارزشمندی است که عمدتا رایزنی فرهنگی ج. ا. ایران در عشق آباد و سفارت ترکمنستان در تهران ترتیب داده­‌اند و قطعا تاثیرات مثبتی برجای گذاشته و خواهد گذاشت. لیکن باید اذعان نمود که برخی از ابعاد این تفاهم­‌نامه فرهنگی و آموزشی هنوز اجرایی نشده است و لازم است از ظرفیت­‌های معاهدات فی­‌مابین به­ طور کامل استفاده شود.   ایران شرقی- اکثریت مردم ترکمنستان، مسلمان هستند. به ­نظر می­‌رسد، با وجود سلطه 70 ساله نظام کمونیستی بر ترکمنستان، مردم این کشور همچنان هویت اسلامی خود را حفظ کرده‌­اند و کماکان می­‌توان نشانه­‌های بارزی از آداب و رسوم اسلامی را در حیات فردی و اجتماعی آنان تشخیص داد. نظر شما در این باره چیست؟ اساسا جایگاه اسلام و آموزه­‌های دینی در جامعه ترکمنستان چگونه است؟ سارلی: می‌دانیم که ساختار حاکمیت ترکمنستان مطابق قانون اساسی این کشور غیردینی و سکولار است. لیکن در این کشور اجرای مراسم دینی آزاد است. مسلمانان در مساجد به مراسم عبادی می­‌پردازند. نمازهای پنج­‌گانه خوانده می­‌شود. نماز جمعه هم برقرار است. این آزادی برای پیروان ادیان دیگر مثل مسیحیت نیز تضمین شده است. لیکن معبد بهائیان در ابتدای استقلال، به جهت این­که این فرقه جزو ادیان رسمی نبود، در خیابان مختومقلی عشق آباد برچیده شد. مسئله مذهب در ترکمنستان، تحت کنترل دولت است اما راه آموزش دینی و اجرای وظایف مذهبی بسته نیست. علاوه بر تاسیس مساجد جدید پس از استقلال، انجام مناسک حج تمتع نیز جاری می­‌باشد. کتاب­‌های آموزش احکام دینی با مجوز «نشریات قول­‌لیغی (خدمات انتشار)» به چاپ می­رسد. برخی حوزه­‌های علمی دینی مطابق مجوز دولت به تربیت روحانیون جهت تأمین امام جماعت، مؤذن و خطیب می­‌پردازند. این وضع، چشم‌­انداز رسمی مجوز حضور مذهب در ترکمنستان است. اما در اجتماع نیز نمودهایی وجود دارد. بخشی کمابیش ملهم از روحانیون طراز اول ترکمن­‌صحرای ایران هستند که مبلغ روش­‌های مسالمت آمیز و عرفانی از مذهب شناخته می­‌شوند. شخصیت­‌هایی نظیر مرحوم حاج آخوند عابدی کر و مرحوم یارمحمد آخوند نظری چهره­‌های شناخته شده­‌ای در بین این قشر به­ شمار می­رود. دولت ترکمنستان نیز با این اشخاص دینی، رویه اغماض را پیش گرفته است. به­ گونه­‌ای که هر دو شخصیت فوق‌­الذکر به ترکمنستان سفر کرده و با طرفداران خود دیدار نموده‌اند. در اواخر دوره صفرمراد نیازاف گروه تندروی مذهبی، نوعا معتقدین وهابیت، به خیابان آمده و مشغول نبرد در خیابان­‌های عشق آباد شدند. این حادثه نشان داد که وهابیت، زیرپوستی به جذب نیرو پرداخته است. لذا دولت ترکمنستان برخورد با وهابیت را تشدید نمود و در مقابل با جریان­‌های عرفانی که عمدتا از درون ترکمنستان و گاها از پیروان روحانیون عرفانی ترکمن­‌صحرای ایران نشأت می‌گرفت، رویه مسامحه پیش گرفته شد. چرا که ممکن است این دسته در مقایسه با جریانات تندرو و یا تکفیری، کم خطرتر تلقی شده باشد. ایران شرقی_ در ساختار امروز سیاست بین­‌الملل، بر خلاف نظام دوقطبی قرن بیستم، هر دولتی در برقراری ارتباط و تنظیم روابط خود با سایر دولت­‌ها، به­ طور مستقل و بر اساس تشخیص منافع ملی خود عمل می­کند. با وجود این، برخی شرایط فرهنگی، سیاسی و ژئوپلیتیک بر چندوچون این ارتباطات تأثیر تعیین­‌کننده‌­ای دارد. بر این اساس، وضعیت روابط کشور ترکمنستان را با قدرت­‌های فرامنطقه­‌ای و بازیگران منطقه­‌ای مانند ایالات متحده، روسیه و اتحادیه اروپا را از یک­سو و با ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی، از سوی دیگر، چگونه ارزیابی می­کنید؟ سارلی: باید بدانیم که ترکمنستان یک کشور مستقل است و روابط خود را بر اساس منافع ملی خود تنظیم می­‌نماید. از طرفی این کشور در سال ۱۹۹5 میلادی، اعلام بی­‌طرفی نمود. پس از آن ترکمنستان کوشید تا در منازعات بین­‌المللی شرکت نکند. بدین ترتیب در مناقشات جاری در اطراف و اکناف، فاصله خود را حفظ نمود. در هر حال ترکمنستان، روابطش را با کشورهای مختلف بر مبنای منافع ملی تنظیم می‌نماید. ترکمنستان با کشورهای ابرقدرت مثل روسیه، آمریکا و کشورهای همسایه مثل ایران و افغانستان و کشورهای شوروی سابق و نیز ترکیه روابط متناسب با استراتژی ملی خود برقرار نموده است. به نظر می‌رسد در شرایط سخت تحریم ایران توسط آمریکا، دستگاه دیپلماسی و بالتبع بخش بازرگانی ما باید فعال­تر ورود نماید تا از ظرفیت­‌های حداکثری کشورهای همسایه از جمله ترکمنستان بهره مند گردد. منبع:http://easterniran.com/fa/doc/interview/2111/   ]]> آسیای مرکزی Mon, 25 Nov 2019 10:23:17 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/interview/3871/فهم-روابط-ایران-ترکمنستان-منظر-ارزش-های-ترکمنی ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/report/3869/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا در ابتدای نشست دکتر کیانی مدیر موسسه ایراس  ضمن تشکر از دو مهمان محترم سخنران جلسه، حاضرین در نشست از دیگر ارگان ها و اعضای شورای علمی و جناب گاریک گریگوریان از سفارت ارمنستان خیر مقدم و خوش آمد گویی عرض کردند. دکتر کیانی افزود موضوع الحاق ایران به اتحادیه اقتصادیه ایران دو سال پیش هم مطرح شده بود اما در ایران جدی گرفته نمی شد، اما  تحریم ها باعث شده که نگاه ما به منطقه اوراسیا جدی تر شود و اثری مثبت در این مورد داشته است. تحریم ها در شتاب دادن به مذاکرات الحاق ایران به اتحادیه اقتصادیه اوراسیا تاثیرگذار بوده است. با توجه به مشکلات ما با غرب و تحریم ها به طور کلی از نظر ایشان نگاه ایران به ساز و کارهای موجود در منطقه آسیا و بحث چندجانبه گرایی در سیاست خارجی ایران از جمله مذاکرات آستانه، طرح چین یک کمربند- یک جاده مثبت تر  و علاقه به کار بیشتر شده است. اتحادیه اقتصادی اوراسیا تحول مهمی در سیاست چند جانبه گرایی ایران به شمار می رود که می تواند روابط ما را با کشورهای منطقه افزایش دهد. ایشان هم چنین افزودند: اتحادیه اقتصادی اوراسیا و ایران از دو جنبه قابل بررسی است یکی کلا از نظر سیاسی که تاثیر مثبتی در رابطه ایران با کشورهای همسایه خواهد گذاشت و روابط جمهوری اسلامی ایران را با کشورهای از جمله روسیه را افزایش خواهد داد، فرصت هایی برای ایران فراهم خواهد شد و الزاماتی را در این رابطه ایجاد خواهد کرد و ملاحظاتی که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب این اتحادیه و تبعات آن در سیاست های منطقه ای ایران خواهد داشت.  بحثی در این مورد در این نشست خواهیم داشت، جناب آقای دمیرچی با رزومه اوراسیایی به عنوان سفیر سابق ایران در قزاقستان و گرجستان و رئیس میز روسیه در وزرات خارجه در این مورد صحبت خواهد کرد.  بحث دوم موضوع مسائل تکنیکی قضیه است، سوالاتی که سال ها پرسیده می شود،که واقعا اقتصاد ایران که سال ها کاهش تعرفه ای نداشته است، تعرفه های بالا و دلیلی که ما عضو سازمان تجارت جهانی نبودیم همین تعرفه های بالاست، آیا امکانی وجود خواهد داشت که ایران به شکل تدریجی و معناداری تعرفه ها را کاهش بدهد؟ آیا این منطقه بازاری برای ایران خواهد بود یا ما بازاری برای کشورهای منطقه خواهیم بود؟ یا کاملا متقابل خواهد بود؟ چه ظرفیت ها و پیش بینی هایی و الزاماتی به لحاظ فنی برای حضور  و آمادگی بخش خصوصی انجام شده است ؟ سرمایه گزاری، خدمات و بحث های تکنیکی که و جود دارد چیست؟، در این مورد  جناب آقای میرزاخانی دستیار ویژه وزیر نیرو در کمیسیون دائمی همکاری های تجاری ایران و روسیه صحبت خواهند کرد. دکتر دمیرچی لو با تشکر از دکتر کیانی و موسسه ایراس و حضار محترم  از اینکه این فرصت داده شده است تا در مورد موضوعی در مورد منطقه بحث شود صحبت های خود را شروع کردند. ایشان هم چنین افزودند که جناب میرزاخانی هم از همکارانی هستند که سال ها در حوزه اوراسیا کار کرده اند با مطالعات نظری و کارمیدانی امروز در مورد اتحادیه اقتصادی اوراسیا بحث خواهیم کرد. من کلیاتی در مورد موضوع مطرح می کنم، هدف جلسه یک : آشنایی با این اتحادیه و دوم: شناسایی زمینه های بهره مندی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با این اتحادیه می باشد. لذا من تلاش دارم اطلاعاتی در مورد ساختار، کارکرد، چشم انداز آتی آن، و همین طور ارزیابی در مورد فعالیت های آن ارائه کنم: سه سوال در مورد ماهیت این اتحادیه مطرح می شود : 1- ماهیت اتحادیه چیست؟ 2- سازو کارها و ساختار ها و ، فرآیندها چگونه است؟ 3- موضوع همکاری ایران و اوراسیا چیست؟ سوال اول و دوم را خودم پاسخ خواهم داد و سوال سوم را به آقای میرزاخانی که خود به صورت عملی مسئول این موضوع در ایران می باشد، واگذار می کنم. اتحادیه اقتصادی اوراسیا یک سازمان بین المللی بین دولی به شمار می رود، وقتی می گوییم بین المللی به این مفهوم است که بر اساس یک معاهده ایجاد شده و بین دولی بین دولت ها به امضا رسیده است. برای همکاری اقتصادی منطقه ای. من تعمدا از واژه بین المللی استفاده کردم زیرا سازمان بین المللی براساس حقوق بین الملل تعاریفی دارد حقوق و تکالیف اعضا و ساختارها و سازو کار ها براساس قوائد بین المللی است و تعریف می شود. بر اساس این تعریف اتحادیه اقتصادی اوراسیا شخصیتی و مسئولیتی بین المللی دارد. یعنی میتواند تابع حقوق بین الملل باشد. این اتحادیه پنج عضو دارد: روسیه، قزاقستان و بلاروس به عنوان اعضای موسس و قرقیزستان و ارمنستان هم بعدا به این اتحادیه پیوستد.  اهداف اتحادیه: توسعه اقتصادی اعضا از طریق اقدامات مشترک برای آزادی جابجایی کالا،خدمات، سرمایه، نیروی انسانی تعریف شده است. معاهده مربوط به تاسیس اتحادیه از اول ژانویه 2015 لازم الاجرا شده است. منطقه ای که را این اتحادیه پوشش می دهد 20 میلیون کیلومتر مربع معادل 14 درصد از خشکی های جهان هست حدود 184 میلیون نفر جمعیت دارد. چند شاخص اقتصادی مهم که به ما کمک خواهد کرد: تولید ناخالص داخلی اسمی اتحادیه حدود 1.9  دلار می باشد. بر اساس قدرت خرید: حدود 4 تریلیون دلار حجم تجارت با جهان: 900 میلیارد دلار تجارت درون اتحادیه: 38 میلیارد تجارت درون اتحادیه ای ساختار اتحادیه متشکل از : شورای عالی اتحادیه اقتصادی اوراسیا (روسای جمهور) شورای عالی اتحادیه اقتصادی اتحادیه اوراسیا عالی ترین ساختار این اتحادیه محسوب می شود و هدف آن تدوین راهبردهای اتحادیه است و اجلاس های آن سالیانه در کشورهای عضور به صورت گردشی برگزار می شود. شورای بین حکومتی اوراسیا (نخست وزیران) شورای بین حکومتی: نظارت بر همگرایی و مدیریت شورای اقتصادی اتحادیه است که اجلاس های آن هر دو سال یکبار برگزار می شود. کمیسیون اقتصادی اوراسیا (شورا/مجمع) کمیسیون اقتصادی اوراسیا که رکن اجرایی موسسه محسوب می شود متشکل از 9 وزیر و 24 دپارتمان می شود. این ساختار حدود 1200 نفر کارمند دارد، مقر آن در مسکو قراردارد و کارکرد آن مشورتی و نظارتی  بر اجرای معاهدات و مصوبات اتحادیه است. رکن اول که شورای کمیسیون اقتصادی است که متشکل است معاونین نخست وزیران است و مجمع که یک رکن دائمی است و حالت دبیرخانه دارد و به رئیس آن نیز دبیر نیز گفته می شود. 9 وزیر در مورد همگرایی و اقتصاد کلان، تجارت، مقررات گمرکی، مقررات ضد انحصار و رقابت ،صنایع و کشاورزی، زیرساخت ها و انرژی و ارتباطات و اطلاعات بر عهده دارند دادگاه اتحادیه اقتصادی اوراسیا: بر اساس معاهده اتحادیه و اساسنامه همزمان با شروع اتحادیه شروع به کار کرده مقر آن در مینسک قرار دارد. 10 قاضی برای مدت 9 سال انتخاب می شوند، کارکرد آن حل و فصل دعواها و مشورتی در مورد اسناد، معاهدات و قرار دادها که اگر نیاز به تفسی داشته باشد این دادگاه مسئولیت را برعهده دارد. از هر کشور دو قاضی معرفی می شود این ساختار بسیار شبیه از لحاظ فنی به ساختار اتحادیه اروپا است. سه رکن تقنینی، رکن اجرایی و رکن قضائی را می بنیم. اگر به سیر تاریخی تاسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا: 1994: پیشنهاد نظربایف دردانشگاه مسکو تحت عنوان اتحاد اوراسیا / ارائه جزئیات طرح مکتوب به روسای جمهور و انتشار در روزنامه  1995: امضای معاهده ایجاد اتحادیه گمرکی بین بلاروس، قزاقستان و روسیه با هدف رفع موانع همکاری های اقتصادی، آزادی تجارت، تامین رقابت عادلانه و توسعه اقتصادی پایدار طرفها. (هسته اولیه اتحادیه اقتصادی اوراسیا) 1996: امضای معاهده تعمیق همگرایی اقتصادی و امور انساندوستانه توسط روسای جمهور روسیه، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان ( پیوستن تاجیکستان به آن در 1998) 1999: امضای معاهده اتحادیه گمرکی و فضای واحد اقتصادی توسط روسای جمهور بلاروس، روسیه، قزاقستان و قرقیزستان 2000: امضای معاهده ایجاد ائتلاف همگرایی و همچنین ایجاد جامعه اقتصادی اوراسیا برای پیشبرد موثر اتحادیه گمرکی و فضای واحد اقتصادی بین بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه و تاجیکستان 2003: امضای معاهده ایجاد فضای واحد اقتصادی بین روسیه، قزاقستان و بلاروس 2006: توافق روسیه، قزاقستان و بلاروس برای فراهم کردن ایجاد اتحادیه گمرکی 2007: امضای معاهده قلمرو گمرکی واحد و ایجاد اتحادیه گمرکی توسط روسیه، قزاقستان و بلاروس (پیوستن قرقیزستان و تاجیکستان به آن پس از فراهم شدن شرایط اقتصادی شان) با هدف تامین آزادی تجارت متقابل و شرایط مظلوب تجارت بین اتحادیه گمرکی و طرفهای ثالث 2010: آغاز به کار اتحادیه گمرکی بین روسیه، قزاقستان و بلاروس(اعمال تعرفه های مشترک گمرکی، لغو تشریفات و کنترل های گمرکی در مرزهای داخلی و تامین آزادی حرکت کالا بین 3 کشور ) / اجرایی شدن معاهده همکاری اقتصادی واحد 2011: امضای بیانیه همگرایی اقتصادی اوراسیا و اعلام اجرای موفق اتحادیه گمرکی و آغاز حرکت به مرحله بعدی همگرایی اقتصادی واحد / امضای معاهده کمیسیون اقتصادی اوراسیا 2012: اجرایی شدن معاهده فضای واحد اقتصادی 2014:  امضای معاهده اتحادیه اقتصادی اوراسیا (29 مه توسط 3 کشور)/ پیوستن ارمنستان به آن در اکتبر و قرقیزستان در دسامبر 2015 : آغاز به کار معاهده اتحادیه اقتصادی اوراسیا (از اول ژانویه)   در این 21 سال این روند را طی کرده اند و کشورهایی نظیر اوکراین و تاجیکستان هم در برهه ای در این اتحادیه مشارکت داشته اند که الان حضور ندارند. در واقع روند تکاملی از منطقه تجاری آزاد، اتحادیه گمرکی، فضای واحد اقتصادی و در نهایت اتحادیه اقتصادی سیر کرده است. چیزی که در ساختارهای شبیه اقتصادی نیز تجربه شده است. اتحادیه اقتصادی علاوه بر تعاملات بین کشورهای عضو تعاملات دیگری با دیگر کشورهای بیرون از اتحادیه داشته است. دوجانبه: تجارت آزاد با ویتنام ایران تجارت موقت امضا شده که باید توضیح داده شود که آیا این تجارت آزاد محسوب می شود یا خیر؟ چین، هندوستان، صربستان، سنگاپور امضا شده است و به زودی لازم الاجرا می شود و دیگر کشورها ازجمله مصر، مغولستان، رژیم اشغالگر قدس، تاجیکستان در حال مذاکره هستند. در اجلاس سران در سال 2018 مولداوی هم به عنوان عضو ناظر پذیرفته شده است. در واقع عضو ناظر خیلی ورود به بحث های اتحادیه ندارد. در جلساتی که تصمیم گیری انجام می شود نمی تواند حضور داشته باشد. چند جانبه: عضویت ناظر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تعامل با CIS, SCO, ASEAN ، بانک توسعه اوراسیا، اتحادیه اورپا (اظهارات موگرینی مبنی بر استقبال از ایجاد FTA از لیسبون تا ولادی وستوک، توافق نظربایف و رئیس کمیسون اروپا برای برگزاری همایش همکاری های اقتصادیEU  و  EAEUدر 2016/ تعویق همکاری ها بدلیل تنش روسیه با غرب بر سر اوکراین) تعاملات اتحادیه اقتصادی اوراسیا و طرح یک کمربند- یک راه چین (ابتکارات روسیه و قزاقستان) در رابطه با اتحادیه اروپا ، مذاکراتی شروع شد و تا مراحلی هم پیش رفت و ایده از لیسبون تا ولادی واستوک مطرح شد، اما با اختلاف و تنش سیاسی به ویژه پس از بحران اوکراین که با روسیه به و جود آمد این مذاکرات هم متوقف شد. در رابطه با ارتباط با چین زمینه های همکاری زیادی در قالب یک کمربند – یک جاده است. ابتکار چین بخش قابل توجهی  در آسیای مرکزی تعریف شده است.  و کارهای زیادی  با اتحادیه و هم با کشور قزاقستان به وجود آمده است. پروژه های زیادی بین دو کشور چین و اتحادیه در حال اجراست. چگونگی ارزیابی اتحادیه: اگر بخواهیم یک ارزیابی از فعالیت های اتحادیه داشته باشیم باید ببینیم از چه طریقی و مکانیسمی می توانیم این ارزیابی را داشته باشیم، ما از سه طریق می توانیم این کار را انجام بدهیم: یک بر اساس اهدافی که تعریف شده است و بر اساس نیل به اهداف این اتحادیه را بررسی می کنیم، دومین شیوه ارزیابی اتحادیه با ساختار مشابه خودش بسنجیم و سومین روش : این اتحادیه را در درون خودش با توجه به عملکرد دوره ایش بررسی کنیم و پیشرفت اتحادیه را از سال تاسیس آن ارزیابی کنیم. اگر بخواهیم از این شیوه استفاده بکنیم طبق نقشه راه اتحادیه که در قالب اهدافی  یعنی آزادی سرمایه، تجارت، خدمات،تحرک کالابوده ترسیم شده بود . برای تحقق این امر نیاز بوده است که در مجالس این کشورها اسنادی تایید و تصویب شود که این کار انجام شده است. ساختارهای مورد نیاز برای اجرای اسناد و تعهدات و هدفگذاری ها ایجاد شده و فعالیت منظمی دارند و بر این اساس می توان گفت اتحادیه اقتصادی اوراسیا یکی از کارآمد ترین ساختاری است که در حوزه شوری سابق شکل گرفته است. و علی رغم اینکه پنج سال از عمرش می گذرد کارآمدی خوبی داشته است. لذا با توجه به اسناد می توان گفت که آن چهار هدف مهم تا حدود زیادی محقق شده است. فضایی که برای تحقق این چهار هدف لازم است ایجاد شده است و ما می بینیم که قوانین گمرکی، قوانین اشتغال، قوانین مالیاتی لازم الاجرا شده است، مدارک تحصیلی به جز چند رشته خاص در این کشورها قابل پذیرش است. بازار مشترک دارو و محصولات پزشکی تعریف شده و اجرایی شده است و در اجلاس اخیر در ایروان هم اسناد مربوط به ایجاد بازار انرژی نهایی شده است. در کنار این موارد که به عنوان یک دست آورد می توان ذکر کرد عنوان می شود که در کشورهایی که در آن جا نظام های اقتدار گرا وجود دارد شما نمی توانید انتظار این را داشته باشید که همگرایی فراملی رخ دهد، اگر می بینید که همکاری هایی در حال انجام است. این ها بیشتر ناشی از تمایلات سیاسی رهبران این کشورها می باشد.  ایشان هم چنین افزودند ارزیابی از روش دوم تخصص من نبوده است و موضوع مناسبی برای محققین برای ارزیابی این اتحادیه با ساختارهای مشابه دیگر در جهان می باشد. اگر بخواهیم عملکرد پنج ساله اتحادیه را از سال 2005 تا 2019 بررسی کنیم، آن چه مشاهده می شود یک روند رو به جلو بوده است، نکته دیگری که مشاهده می شود این است که کشورهای عضو علی رغم آن که عضویت  و تعهداتی را پذیرفته اند به دنبال آن هستند که زیر بار تعهدات بیشتر نروند، مادر چند موضوع شاهد این موضع گیری بوده ایم، در بحث ارز واحد که به هر حال اتحادیه اقتصادی نیاز به ارز واحد هم دارد وقتی که روس ها این موضوع را مطرح کردند کشورهای دیگر عضو حتی قزاقستان مقاومت کردند و فعلا در دستور کار نیست. یا بعد از احمال تحریم های آمریکا و اروپا بر علیه روسیه، روسیه به دنبال این بود که بتواند اقدامات تلافی جویانه را با استفاده از ظرفیت کشورهای عضو اتحادیه انجام دهد. در اینجا کشورهایی مثل بلاروس و قزاقستان مقاومت کردند، یعنی روسیه به دنبال این بود که در بحث ترانزیت کالاهای اروپایی به آسیای مرکزی در پاسخ به تحریم ها بهره برداری بکند که هم بلاروس و هم قزاقستان مقاومت کرده است. نکته دیگری که وجود دارد این است که در این اتحادیه ما شاهد عدم توازن هستیم، به این مفهوم که کشوری مثل روسیه از نظر وسعت صدها برابر از ارمنستان بزرگتر است. از نظر جمعیت، از نظر قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی. لذا یک عدم تناسبی مشاهده می شود و اگر اتحادیه رو به جلو در حرکت است به این خاطر است که روسیه موتور محرک قطار و لوکوموتیو اتحادیه محسوب می شود. اهداف اتحادیه در اسناد پایه ذکر شده است ولی هر یک از اعضا به دنبال یک سری اهداف بوده اند هر چند به صورت رسمی و صریحا اعلام نکرده اند، ولی در عملکرد این کشورها قابل استخراج هست. بر اساس منابع و کارهایی که در مورد اتحادیه انجام شده است اهداف عنوان نشده به صورت رسمی کشورها را می توان اینگونه استخراج کرد: روسیه: در رابطه با روسیه عنوان می شود که انگیزه های سیاسی غالب می باشد، روسیه از ایجاد اتحادیه به دنبال ایجاد بلوکی است که خود را به عنوان یک قدرت در نظام جهانی مطرح کند، و در واقع نظام چند قطبی را که به دنبالش هست را به نحوی از طریق اتحادیه بتواند پیش ببرد و موضوعات مربوط به محیط پیرامونی خودش را مدیریت بکند. در واقع برای این استدلالشان استناد می کنند به سخنرانی که آقای پوتین در سال 2011 داشته و در آن جا گفته است که فروپاشی شوروی بزرگترین فاجعه ژئوپلیتیکی قرن محسوب می شود و در واقع باید همگرایی اقتصادی در منطقه شکل بگیرد و اینکه این همگرایی صرفا برای این سه کشور نیست بلکه تمامی کشورهای شوروی سابق را می تواند در بگیرد. و در اینجا پیشنها د می کند که باید یک اتحادیه فراملی شکل بگیرد. یعنی پیشنهادی که آقای نظربایف در سال 1994 به عنوان اتحادیه اوراسیایی مطرح کرده بود در سال 2011 از زبان آقای پوتین تحت عنوان اتحادیه فراملی در حوزه جغرافیایی شوروی مطرح می شود. بلاروس در رابطه با بلاروس عنوان می شود که دسترسی به منابع مالی و انرژی ارزان روسیه می باشد. با توجه به شرایطی که در اتحادیه دیده شده است می تواند به سرمایه های روسیه و به ویزه نفت و گاز روسیه دسترسی پیدا کند، عنوان میشود که در سال 2012 نرخ گازی که بلاروس از روسیه وارد می کرده 165 دلار برای هر هزار متر مکعب بوده است در حالی که در همان زمان اوکراین آن را 400 دلار می خریده است. قزاقستان در رابطه با قزاقستان عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا در جهت سیاست خارجه متوازن این کشور است. علاقه مند است که با همه همسایگانش و همه قدرت ها روابط متعادل و چند وجهی را داشته باشد، توجه خاصی را به کشورهای حوزه اطراف خودش دارد و جز اولویت های سیاست خارجی قزاقستان به شمار می رود. نکته دیگری که در رابطه با قزاقستان مطرح است این است که قزاقستان به عنوان یک کشور بزرگ محصور در خشکی که مهم ترین درآمد این کشور نفت و مواد معدنی است نیازمند به زیرساخت های ترانزیتی روسیه است. ارمنستان در رابطه با ارمنستان بحث بازار روسیه برای کالاهای ارمنستان، نیروی کار ارمنستان و همین طور واردات انرژی مطرح است. حجم صادرات ارمنستان به روسیه افزایش چشم گیری را داشته است. قرقیزستان  در رابطه با قرقیزستان هم استفاده از تسهیلات اتحادیه برای صادرات کالاها و نیروی انسانی، هم چنین چین سرمایه گذاری بالایی در قرقیزستان انجام داده است. قرقیزستان توانست سرمایه گذاریهایی برای تجهیز گمرکاتش از روسیه و بخشی هم از قزاقستان جذب کند و به ازای این کمک ها عضو اتحادیه شد. در واقع این اهداف اعلام نشده این کشورها از عضویت در این اتحادیه محسوب می شود. نکته آخر در مورد نگاه غربی ها به اتحادیه است که نوعی نگاه انتقادی دارند، علی رغم اینکه بعضا در تعارفات سیاسی از همکاری استقبال می کنند. جمله ای که خانم موگرینی گفته بود که استقبال می کنیم از منطقه آزاد تجاری از لیسبون تا ولادی واستوک ولی معتقد هستند که طرح روسیه برای احیای شوروی یا تسلط بر حوزه جغرافیای شوروی یا سد کردن نفوذ غربی ها به منطقه از طریق اتحادیه اقتصادی اوراسیا دنبال می شود. روسیه به دنبال این است که نظام چند قطبی خودش را از این طریق پیش ببرد. به عبارت دیگر یک توجه و نگرش انتقادی از سوی غربی ها را شاهد هستیم. دکتر کیانی ضمن تشکر از سخنان و تحلیل کامل دکتر دمیرچی و ارائه اطلاعات جامع و پایه  تاکید کردند که سخن آخر در مورد نگرش غربی ها کاملا درست است، اتحادیه اروپا اخیرا با طرح یک کمربند یک جاده راه ابریشم نیز مخالفت کرده اند، و وارد تعاملی با ژاپن شده اند که به نوعی خنثی کردن طرح چینی ها باشد، طبعا با اتحادیه اقتصادیه اوراسیا هم به نوعی مسدود کردن اتحادیه اروپا به سمت شرق است هم حساسیت هایی دارند. دکتر کیانی همچنین افزودند که حجم تبادل تجاری داخلی در اتحادیه اقتصادی اوراسیا که 38 میلیارد دلار است تقریبا 8 درصد تبادل کل صادرات کشورهای عضو که حجم 900 میلیارد دلاری است، می شود  که برای چهار سال ابتدایی از تاسیس ان می تواند رقم خوبی باشد، در حالی که اتحادیه اروپا 60 تا 70 درصد حجم تبادل داخلی بین کشورها را دارند و اظهار امیدواری کردند که امیدواریم سرنوشت این اتحادیه همانند سرنوشت سازمان اکو نشود. جناب آقای میرزاخانی نیز ضمن تشکر از فرصت به وجود آمده نکاتی را در مورد عضویت موقت ایران در اتحادیه اقتصادی اوراسیا مطرح کردند: جناب میرزاخانی برای ورود به این بحث چند نکته در مورد سیاست خارجی روسیه را مطرح کردند. رابطه ایران و روسیه در زمان آقای مدودف در حداقل خودش قرار داشت و آن سیاست ریست روابط با دنیای غرب که دکمه اش بین خانم کلینتون و آقای لاوروف فشار داده شد فکر می کنم همه ما به یاد داریم، اما بحران اوکراین که به اعتقاد من سرمنشاء آن همین اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود، نکته ای که آقای دمیرچی مطرح کردند در مورد نظر غربی کاملا درست است، نگاه غرب به اوراسیا کاملا انتقادی است و سرمنشاء بحران اوکراین هم همین اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود. در آن زمان آقای پوتین در تلاش بود رئیس جمهور وقت اوکراین را متقاعد کند که به اتحادیه بپیوندد و اوکراین هم در فضای بین دو تصمیم مهم مانده بود که هم پیمان غرب شود یا هم پیمان اوراسیا، که در همان زمان حتی آقای پوتین 15 میلیارد دلار وام داد و در ازای آن 25 سال  بندر سواستاپل را اجاره کرد. این ها امتیازاتی بود که در آن مقطع زمانی برای جذب اوکراین آقای پوتین به اوکراین اعطا می کرد. غرب هم به رهبری آمریکا آن کودتا را رغم زدو اتفاقاتی که شاهد و ناظرش بودیم.  قبل از این اتفاق سفارت و بخش های اقتصادی خیلی تلاش می کردند که روابط تجاری ما را با روسیه توسعه بدهند،اما در آن فضا به موفقیت چندانی دست پیدا نمی کردند. تا اینکه بحران اوکراین رخ داد و اوراسیا گراها توانستند قدرت پیدا کنند در مقابل آتلانتیک گراها، طبعا پس از آن سفارت ایران توانست از این فرصت استفاده کند و توسعه همکاری های زیرساختی را بر مبنای کار خودش قرار داد، بر همین اساس در آن زمان من به عنوان رایزن اقتصادی در سفارت ایران در مسکو حضور داشتم و  چهار پنج حوزه در نظر گرفته شد، که سه تا از مهم ترین ها بحث امضای اسناد بود، اسناد پایه و حقوقی که امضا نشده بودند در دستور کار قرار گرفت و بعد از بحران اوکراین دیگر سند جدی در دستور کار قرار نداشته است. از جمله اسنادی که امضا شد سند حمایت متقابل از سرمایه گذاری، سند جامع همکاری های گمرکی، پروتکل های قرنتینه دامی و گیاهی، که این پروتکل هشت سال در دستور کار قرار داشت و به هر دلیلی امضا نمی شد و زمانی که این پروتکل امضا شد مقدمه ای شد برای اخذ مجوز صادرات مواد لبنی و آبزی که الان حدود 40 شرکت ایرانی این مجوزها را دریافت کرده اند. دومین مسئله که در ستور کار قرار گرفت  بحث کریدور شمال- جنوب بود و با تقویت نگاه اوراسیا گرایی، کشورهای روسیه و هند به عنوان دو کشور اصلی نقش خود را ایفا کردند وآذربایجان نیز همکاری کرد و این کریدور فعال  شد هر چند در آن موقع ایران کم تر بها داد به این بحث بسیار مهم.  اما سومین بحث موضوع اتحادیه اقتصادی اوراسیا بود که موضوع امروز ماست. و این ها مقدمه ای بود برای بحث اصلی ما: دوستان میدانند که یکی از مشکلات اصلی ما در رابطه با اوراسیا به ویژه روسیه بالا بودن بحث نرخ تعرفه های گمرکی  است و چون ایران عضو هیچ پیمان اقتصادی منطقه ای نیست متاسفانه بنابراین تعرفه ها برای ما بالاست تجار ما باید در این فضای رقابتی سنگین وارد رقابت شوند. ایشان از نقش مهم ایگور شوالیف معاون اول نخست وزیر وقت روسیه، خانم نیکیشینا وارومکینا دستیار آقای شوالیف و الان وزیر تجارت اتحادیه اقتصادی اوراسیاست نقش ویژه ای در حمایت و پشتیبانی از این موضوع داشتند و می توانم بگم که روسیه عامل اصلی استارت عضویت موقت ایران در اتحادیه است . در داخل ایران هم در آن موقع آقای دکتر واعظی که در آن موقع رئیس کمیسیون مشترک ایران و روسیه تلاش گسترده ای کردند، می دانید که ما به لحاظ تاریخی در مقابل پیوستن به اتحادیه های منطقه ای مقاوم هستیم و به جرات و تحقیقا می توانم بگویم که ایران ناموفق ترین کشور در بحث همگرایی های منطقه ای است. در داخل ایران هم مقاومت های جدی صورت می گیرد که همه این ها مسائل و علل مختلفی داردکه خیلی نمی خواهم به آن ها بپردازم. دکتر واعظی توانست وزارت صنعت سپس وزارت کشاورزی را متقاعد کند که وارد بحث مذاکره بشوند، مذاکره در سه فیلد کاری کالای صنعتی، کالای کشاورزی و متن موافقتنامه انجام شد. فکر می کنم از سال 1394 تا 1397 در شهر آستانه توسط وزیر وقت صنعت، معدن و تجارت آقای دکتر شریعت مداری امضا شد. از زمانی که بحث تجارت ما با بحث صنعت ادغام شده است، بحث های حمایت گرایی غالب بر تجارت شده است و هم اکنون یکی از بزرگترین معضلات ما در بحث اجرای همین موافقتنامه بحث غلبه دیدگاه های حمایت گرایی بر تجارت است. و الان هم در بحث اجرا همین مشکل را از نزدیک شاهد هستیم. به هر حال این موافقتنامه امضا شده است و 862 قلم کالا در غالب ترجیحات تعرفه ای امضا شد، این موافقتنامه هم  فعلا عنوانش ترجیهات تعرفه ای است هر چند که باید به سمت تجارت آزاد حرکت بکند، موقت هم هست و سه ساله است، از سال آینده باید مذاکرات ما برای ورود کامل و تجارت آزاد با اتحادیه اقتصادی باید استارت بخورد و بعد از سه سال هم باید تکلیف روشن شود یا ایران عضویتش ادامه پیدا می  کند و به مرحله تجارت آزاد می رسد و یا خارج می شود. موقت به این معناست که ما ساختار اقتصادی داخلیمان را با اتحادیه تطبیق بدهیم، و خوشبختانه آن ها قبول کردند، می دانید که چهار کشور اتحادیه عضو سازمان تجارت جهانی است و امضای موافقتنامه ترجیحات تعرفه ای در دنیا منسوخ شده است، و این چون مقدمه الحاق به تجارت آزاد است از طرف این کشورها پذیرفته شده است  و مغایرتی با قوانین سازمان تجارت جهانی نداشته است. این یک تمرین جدی برای ورد ایران به پیمان های جدی تر از جمله سازمان تجارت جهانی می باشد که در آینده ما بتوانیم وارد این سازمان  بشویم. به نظر من فرصت خوبی است که با انطباق پذیری ساختارهای داخلیمان و رفع عیوب ها بوروکراسی پیچیده در درون کشور بتوانیم وارد پیمان های بزرگتر بشویم، بنابراین می تواند یک نمونه کوچک آزمایشگاهی برای پیوستن ایران به این چنین سازمان هایی باشد. از طریق این موافقتنامه روان سازی تجارت طرفینی صورت خواهد گرفت و موانع تعرفه ای برداشته خواهد شد و زمینه برای رفع موارد غیر تعرفه ای هم فراهم می شود. چون در زمانی که تجارت رشد کند و شکل بگیرد نگاه ها معطوف می شود به مسائل غیر تعرفه ای از جمله مسائل لجیستیکی، حمل و نقلی، بیمه، استانداردو .... بخشی از این مسائل در چهار پنج سال اخیر انجام شده است و بخشی هم باید انجام بشود مثلا در حوزه قرنتینه اقدامات خوبی صورت گرفته است، در حوزه استاندارد و اسناد همان طور که عرض کردم توافقات خیلی خوبی شده است. ما در بحث حمل و نقل مشکل داریم، هنوز نگاه جدی به بحث لجیستیکی انجام نشده است. ما از بحث حمل و نقل به عنوان بنیادی ترین فاکتور روان سازی تجارت غافل هستیم، جلسات مختلفی هم با وزارت خانه های مختلفی برقرار کریم، طبق توافقات انجام شده سازمان بنادر مقرر شد تخفیف 90 درصدی ارائه کند اگر ما در زمینه ریل و جاده هم از ظرفیت ها استفاده کنیم فکر می کنم که امید هست که در حوز حمل و نقل در واقع بتوانیم شرایط را برای توسعه با کشورهای اتحادیه فراهم کنیم. در حوزه گمرک خوشبختانه دکتر میر اشرفی درک خوبی از این مقوله دارند، حداقل نسبت به دوستان ما در بخش صنعت جلوتر هستند، قرار شد بیست مشوق را برای تجار ما در این حوزه در نظر بگیرند. امیدوار هستیم که گمرک نقش جدیتری به خود بگیرد. یکی از مشکلاتی که ما امروز در بحث تجارت داریم این است که ما متولیان متعددی داریم. 30 نهاد متولی حوزه تجارت هستند، این پراکندگی و تعدد متولیان کار را سخت می نماید. سازمان توسعه و تجارت هم آن اقتدار لازم را ندارد برای اینکه این ها را زیر یک چتر جمع کند و به آسیب شناسی بپردازد و سپس به رفع عیوب اقدام نماید . اما اقداماتی که از طرف گمرک قرار است صورت پذیرد بسیار امیدوار کننده است. استاندارد هم نقش ویژه ای ایفا می کند. آن ها نیز تصمیم گرفته اند که به انطباق پذیری و از جمله تطبیق آزمایشگاه های دو طرف اقدام کنند. در حوزه قرنتینه و همین طور سازمان غذا و دارو  مشکل بین هماهنگی این ارگان هاست، به نظر من باید یک هم فکری صورت پذیرد و کارها به یک مرجع واگذار شود. در روسیه هم چنین سازمانی به نام سازمان غذا و دارو را به رسمیت نمی شناسند. کد آی آر را معمولا سازمان دامپزشکی صادر می کند مثلا در ایران به صورت مصداقی اگر مثال بزنم میگو را سازمان دامپزشکی کد آن را صادر می کند  ولی فرآورده های میگو را سازمان عذا و دارو صادر می کند. برخی از کالاهای دیگر هم سازمان استاندارد صادر می کند، این تعدد باعث مشکل شده است و از نظر روسیه به عنوان عضو اصلی اتحادیه چندان قابل قبول نیست و چیزی به نام سازمان غذا و دارو را به رسمیت نمی شناسند. این از جمله مشکلاتی است که بر سر راه ما قرار دارد و نیازمند به آن است که یک فرد یا یک ارگان این سازمان های متعدد را در زیر یک چتر تجمیع کند و این قوانین متعدد را تسهیل کند. از دیگر پیامدهای مثبت ورود ما به این اتحادیه بحث ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی است که بارها  در سال های گذشته این هم در ادبیات سیاسی وزارت خارجه آورده شده است. تبلیغ و تلاش برای تحقق این کار صورت گرفت و ما برای اولین بار وارد یک سازمان منطقه ای جدی می شویم و وابستگی متقابل ایجاد خواهد شد چون آن ها هم به ما وابسته هستند، خصوصا با امضای قرارداد هند با اتحادیه اقتصادی اوراسیا به وابستگی این اتحادیه به ایران اضافه می شود. و ایران می تواند از ظرفیت های ترانزیتی خودش بهره ببرد. ایران با امضای این مواقتنامه خودش را در معرض فرصت های جدید تجاری قرار داده است. و مفری است برای خروج از سیاست های تحریمی می باشد. این عضویت بر خلاف مسیر تحریمی آمریکا هست. اثر بخشی و جوانب مثبت آن بیشتر از تبعات منفی آن است. چون طبق بررسی هایی که انجام شده یک سوم تجارت ما شامل این موافقتنامه خواهد شد. در واقع اکثر کالاهایی که ما به طرف مقابل امتیاز دادیم از جمله کالاهایی است که همچنان وارد می کنیم جز کالاهای اساسی است و اتفاقا فرصت بسیار خوبی فراهم شده است این میزان کالاهایی که ما از آمریکای جنوبی وارد می کنیم و هیچ امتیازی هم از آن ها نمی گیریم می توانیم این امتیاز را به کشورهای همسایه شمالی در قبال آن توانستیم امتیازاتی هم بگیریم. این به روان سازی تجارت منجر خواهد شد. و باعث تقویت کریدور شمال- جنوب می شود. ما یکی از مشکلاتمان در بحث کریدور شمال – جنوب  مشکل جذب بار است و این توافقنامه باعث تقویت این محور هم می شود. 40 کشور هم در شرف امضای این قرارداد هستند، ایران و روسیه هر دو تصمیم گرفتند از وابستگی خودشان به دلار کم کنند، آقای پوتین در ملاقات با آقای روحانی به استفاده از پول ملی در تبادلات تجاری اشاره کردند. ما هم باید در داخل آمادگی ایجاد بکنیم، ساختارهای بانک مرکزی باید آماده بشود برای این موضوع. همین طور استفاده از سیستم تهاتر که صحبت هایی هم در این زمینه شده است، که انشاالله در آینده به نتیجه برسد. ولی نقطه آخر بحث من قبل از پاسخ به سوالات دوستان واقعا این یک فرصت بی نظیری است همین که یک تشکل اقتصادی در فضای زیست محیطی منطقه ای ما شکل گرفته به خودی خود و فی نفسه یک پدیده مثبت است و باعث کاهش تهدیدهای امنیتی می شود و هر چقدر از ظرفیت کشورهای منطقه استفاده بکنیم در واقع به نفع کشورهای همسایه هم هست، شاید یکی از بدی هایی که ما داریم تقریبا کشورهای همسایه ما به غیر از روسیه دارای مشکل سیاسی هستند و ضعیف هستند و اتفاقا یکی از نکات بسیار مثبت این موافقتنامه این هستش که به قول دکتر دمیرچی موتور متحرک این موافقتنامه روسیه محسوب می شود. چون اگر روسیه نباشد من فکر می کنم سرنوشت اکو باز تکرار می شود ول چون روسیه موتور محرک هست  و قطب اصلی اقتصادی اتحادیه است توانسته است حرکت اتحادیه را روبه جلو حفظ کند.   دکتر امیر احمدیان: بیشتر در اتحادیه سعی می کنند که وزن اعضای اتحادیه به هم نزدیک شوند، روسیه دارای بزرگترین اقتصاد در این اتحادیه است ، تولید ناخالص داخلیش تقریبا چهار برابر ایران است، اگر ایران بخواهد به این اتحادیه بپیوندد، یعنی اینکه بعد از پپیوستن ایران به اتحادیه دومین اقتصاد بزرگ ایران محسوب می شود که فاصله تولید ناخالص داخلی اش با ایران چهار برابر بیشتر است. خوب این اقتصاد ها هم وزن نیستند. هم چنین اقتصادهای کوچکی از جمله ارمنستان و قرقیزستان هم در اینجا خواهند بود. دیگر اینکه همپوشانی هم ندارند، همپوشانی اقتصادی یا تقسیم کار هم صورت نگرفته است که کدام کشور بیشتر در تولید چه کالاهایی مزیت دارند که بتوانند مبادله بکنند. عمدتا تجارت خارجی این ها سهم روسیه خیلی زیاد است. ولی با وجود این سهم زیاد روسیه در تجارت بین الملل، روسیه 10.7 درصد از صادراتش را به این کشورها دارد. یعنی 90 دصد صادراتش به دیگر کشورهای خارج از اتحادیه است. و وارداتش هم از این کشورها در حدود7.7 درصد است. که عمدتا از بلاروس و قزاقستان هستش . در تجارت خارجی عمدتا بخش خصوصی باید فعال باشد. ما فرض می کنیم که وارد این اتحادیه شده بودیم آن کسانی که فعالان اقتصادی بودند و تجارت می کردند کجا بودند، آیا مازادی داشتند که بخواهند در این معادله وارد بشوند، یا قبلا یک بازارهایی داشتند که ثابت بوده و سال های سال است که با آن جا تجارت می کنند. از نظر دیگر ارز ملی زمانی وارد می شود این پولی که صادر کننده از آن جا دریافت می کند در کجا می خواهد خرج کند؟ ناگزیر است که در همان کشور خرج کند، بنابراین ورود تکنولوژی و کالا های اساسی که نیاز یک کشور است یا باید در داخل اتحادیه تعیین شود یا اینکه با پولی تجارت شود که بتواند با خودش بیاورد این از جمله مشکلاتی است که در آن جا وجود دارد و دیگر اینکه کیفیت کالا بسیار مهم است. ما در داخل ایران هیچ کالای مصرفی به برند روسی نداریم. البته در زمینه تسلیحات و هوافضا روسیه بسیار قوی است. ولی ما از روسیه چه کالای مصرفی ضروری می خواهیم وارد کنیم که به تجارمان بگوییم شیفت کنید به این سمت. این را نداریم و همین طور در روسیه هم برند ایرانی شناخته شده ای موجود نیست. دیگر اینکه ما از لحاظ زیرساختی در تجارت برای مثال کریدور شمال – جنوب ما فعلا کار نمی کند، زیر ساخت های آن آماده نیست، بر سر تجارت ما با این کشورها ما معضل ترکمنستان را داریم. برای اینکه تعرفه هایی که از ترانزیت ما می گیرد بسیار بالاست. خیلی مسائل و مشکلات زیادی در راه تجارت ما با این کشورها قرار گرفته است. ما از لحاظ زیرساختی در ایران شبکه های بسیار خوبی داریم، بسیار خوب ساماندهی شده است، لایه دوم که فنی نیست مربوط به مقررات فرآیندی می شود، همان طور که آقای میرزاخانی اشاره کرد 50 سازمان وجود دارد با 50 مسئول ، از لحاظ استاندارد، بانک، بیمه باید این گونه زیرساخت ها آمده شود تا بتوانیم وارد این اتحادیه بشویم و بتوانیک کار بکنیم البته همه نیازهای ما هم برآورده نمی شود. بنابراین به نظر من می رسد یک مقداری بایستی ما پیش از اینکه خیلی جدی وارد همچنین مسئله ای می شدیم از قبل این زیرساخت ها را آماده می کردیم. به همین سبب خود اتحادیه اقتصادی اوراسیا در داخل خودش هم نیازهای خودش را برطرف نمی کند ، عرض کردم که واردات و صادرات روسیه با اتحادیه بسیار ناچیز است. در این جا  تقسیم کار هم نیست، همپوشانی اقتصادی هم وجود ندارد، چگونه می خواهیم با این کار بکنیم، و خیلی به نظر من نباید تبلیغ شود اگر ما به اون اهداف نرسیدیم در ما یک نوع ناامیدی ایجاد شود. با این طور گفت ما با ظرفیت هایی که داریم خواهیم کوشید که در این اتحادیه وارد بشویم و این اتحادیه اتحادیه ای نیست که بتواند تمامی نیازهای ما را برآورده بکند و باید واقع بین بود. بخشی از مبادلات ما با جهان را صورت می دهد ولی بخش عمده ای که تجار در حال انجام آن هستند، و شاید دوست نداشته باشند به اون سمت بروند به همین خاطر تجارت خارجی با دستورالعمل امکانپذیر نیست. باید مزیت هایی وجود داشته باشد که بتوانند به آن سمت جذب شوند. آقای میرزاخانی در پاسخ به این اظهار نظر دکتر امیر احمدیان عنوان کرد این موضوع طبیعی است که اتحادیه اقتصادی اوراسیا نمی تواند تمامی نیازهای ما را پوشش دهد کما اینکه نیازهای درون خانوادگی خودشان هم نمی توانند پوشش دهند. اما این اولین تمرین جدی برای ما برای ورود به فاز همگرایی اقتصادی است و خروج از آن رویکرد قالب 40 سال گذشته است. وقتی بحث در مورد اقتصاد مقاومتی می شود یک دیدگاه این است که فقط در داخل تولید کنیم با هر هزینه ای و با هر کیفیتی و به خورد مردم بدهیم، دیگاه دیگر برداشتی متفاوت دارد که تولید داخل را تقویت کن و بازارهای همسایه را در ارتباط باش ، ترکیه دقیقا همین کار را می کند. ترکیه 21 قرارداد تجارت آزاد با دنیا دارد. 70 تا 80 درصد تجارت ترکیه از همین طریق است. 50 درصد تجارت دنیا به مقاصدی می رود که عضور پیمان های تجارت آزاد هستند. ما چاره ای جز رفتن این مسیر را نداریم. از منظر اقتصاد بین الملل ما چاره جز پیوستن به پیمان های اقتصادی منطقه ای نداریم. آیا غیر از این چنین تشکیلاتی جای دیگری است که به ما میدان بدهد وجود دارد؟ شما در طول تاریخ کشوری را سراغ ندارید که تحت تحریم بین المللی قرار گرفته باشد و بعد عضو پیمان های منطقه ای شود؟ از این نظر این اقدام بسیار مثبت است ضمن اینکه اشاره کردم اثرات منفی این تجارت آزاد، جاهایی هست که یک سری امتیاز می دهی و امتیازاتی می گیری، ما دقیقا در جاهایی امتیاز گرفتیم که آن کالاها را واردات داریم. تقریبا 10 قلم کالاست که ما یک کم احساس خطر می کنیم، که از طریق ثبت سفارش و دیگر موارد امکان کنترل هست. خوشبختانه به شخصه خود دکتر روحانی و دولت ورود کرده اند به این موضوع و نسبت به گذشته پیشرفت خوبی حاصل شده است. حضور دکتر روحانی در اجلاس ایروان بر اهمیت این موضوع افزوده است. تنها یک عزم جدی لازم است تا هماهنگی ها بین ارگان های مختلف صورت پذیرد و اصلاحات و مشکلات را برطرف کنیم. ما و روسیه به صورت سنتی با اروپا کار می کردیم و از این نظر شبیه هستیم اما با اتفاقاتی که بعد از بحران اوکراین افتاده است، لاجرم این کشورها را به صورت همگرایی بیشتر سوق داده است و هر چقدر این همگرایی بیشتر شود نیازشان به ایران بیشتر خواهد شد، و ایران هم از این ظرفیت استفاده کند. بنابراین من فکر می کنم درست است که تمام نیازهای مار پوشش نخواهد داد ولی یک تجربه جدیدی است و عضویت موقتی است و باعث روشن شدن مشکلات داخلی ما شده است، تعداد متولین متعدد با اهداف متعدد، با انگیزه های متعدد مشکل بزرگ تجارت ماست و در راستای منافع ملی ما نیست. در کشورهای دیگر این ساختارها متمرکز هستند. از این جهت می تواند به نفع ما باشد و به عنوان یک پایلوت در نظر گرفته شود و آسیب شناسی شود. دکتر کیانی نیز از نقش مهم ارمنستان برای شکل گیری اشاره کرد و صحبت را به آقای گاریک گریگوریان سپردند: آقای گاریک گریگوریان نماینده سفارت ارمنستان نیز با تشکر از موسسه ایراس به خاطر دعوت ایشان در این نشست افزودند: ارمنستان از همان اول طرفدار همکاری اتحادیه اقتصادی اوراسیا با ایران بود و در اولین جلسات با کارشناسان کمیسیون اقتصادی در ایروان به صورت جدی این مسئله را دنبال می کرد. ارمنستان تنها کشور عضو اتحادیه است که با ایران مرز زمینی دارد و این فرصت خاصی را ارائه می کند، از نظر مت این توافق نامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا باعث کاهش وابستگی ایران به صادرات نفت می شود. تنها تجارت ایران تا به حال فروش نفت بوده است. کشورهای حوزه اوراسیا نیز خود تولید کننده نفت می باشندو این موضوع یک چالش برای کشور ایران می باشد که در عرصه های دیگر نیز تلاش کند و از نظر من ایران این توانمندی را دارد. ما در بررسی های خود به این نتیجه رسیدیم که آن کالاهایی که در ترکیه تولید و صادر می شود تا حدود 90 درصد این کالاها در خود ایران نیز می تواند تولید شود و حتی موضوعی که باعث تعجب می شود این است که بسیاری از مواد اولیه این کالاها از ایران به ترکیه صادر می شود و محصول نهایی سپس از ترکیه صادر می شود. همان طور که آقای میرزاخانی فرمودند که این تجربه به صورت تستی می باشد. می خواهم بگم که نه فقط از نظر پروسه های حقوقی و مسائل بین المللی، هم از نظر همکاری های دو جانبه باعث شود تولید کنندگان و تجار قدر این فرصت را بدانند. ارمنستان طرفدار کار و روابط با ایران است، ما به عنوان یک عضو اتحادیه از این عضویت حمایت می کنیم. در پایان نشست جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد.                 ]]> همسایگان اوراسیا Fri, 11 Oct 2019 09:31:46 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3869/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا http://www.iras.ir/fa/doc/news/3868/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا موسسه مطالعات ایران و اوراسیا برگزار می کند:                                                           ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا    سخنرانان: جناب آقای دکترمجتبی دمیرچی لو - رئیس میز روسیه در وزارت خارجه و سفیر سابق ایران در کشورهای قزاقستان و گرجستان   جناب آقاي داوود ميرزاخاني - دستيار وزير نیرو در امور كميسيون دائمي همكاري‌هاي تجاري و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه زمان: دوشنبه 15 مهرماه 1398                            ساعت: 16:30 مکان: در محل موسسه ایراس، تهران - خیابان ولیعصر - بالاتر از پارک ساعی - کوچه امینی - پلاک 2 - واحد 6 از تمامی علاقه مندان و کارشناسان برای حضور در این جلسه دعوت به عمل می آید. به علت محدودیت جا لطفا در صورت حضور به شماره تلگرام 09369453983 پیام بدهید.                                      ]]> اقتصاد و انرژی Sat, 05 Oct 2019 09:27:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3868/ایران-اتحادیه-اقتصادی-اوراسیا یادداشت های کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» در جمهوری کاباردینو- بالکاریا در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3867/1/یادداشت-های-کنفرانس-گفتگوی-قفقاز-2019-جمهوری-کاباردینو-بالکاریا-شمالی-فدراسیون-روسیه جمهوری کاباردینو- بالکاریا[1] یکی از جمهوری های خودمختار و مسلمان نشین قفقاز شمالی به مرکزیت شهر نالچیک[2]  است که در کنار جمهوری داغستان، چچن، اینگوش، قراچای‌چرکیس، استاوروپول و اوستیای شمالی، منطقه فدرال قفقاز شمالی روسیه را به مرکزیت شهر پتی گورسک (به معنی پنج کوه) تشکیل می دهد. یک اتوبان سراسری این جمهوری ها را به هم وصل    می کند که از شرق به غرب از شهر پتی گورسک تا کالباریا دو ساعت و از کالباریا تا چچن حدود 5 ساعت فاصله است. کالباریا از طبیعت بسیار زیبا، سرسبز و کشاورزی بسیار غنی به ویژه گندم و مرکبات برخوردار است. مزارع وسیع گندم، هزاران هکتار باغ های یکپارچه با شیوه های مدرن آبیاری و نگهداری و به ویژه وجود کارخانه های بزرگ کنسروسازی، بسته بندی و توزیع در مجاورت مزارع و باغ ها، از جمله نکات شایان توجهی است که در طول مسیر از پتی گورسک به کالباریا مشاهده می شود و گویای آن است که دولت روسیه توجه خاصی به این منطقه به عنوان یکی از قطب های کشاورزی دارد. در میانه راه پتی گورسک به بالکاریا، رشته کوه البروس قرار دارد که دارای ریشه و نام مشترک با رشته کوه البرز در ایران است. ارتفاع کوه البروس، 5 هزار و 642 متر است و روس ها بر این باور هستند که مرتفع ترین قله اروپا است، هرچند اروپایی ها اعتقادی به این موضوع ندارند. در پای کوه های البروس، میخائیل لِرمانتف[3] از نویسندگان و شعرای نامی تاریخ معاصر روسیه  در دوئل با دوئل با افسری به نام «مارتینف» در سال ۱۸۴۱ میلادی جان خود را از دست داد و بنای یادبوش در شهر پتی گورسک واقع شده است. بخش بزرگی از کوه البروس به صورت «پارک ملی و محافظت شده البروس» در آمده است که سالانه میزبان هزاران نفر از روسیه و خارج از روسیه است. در میانه کوه البروس، رودخانه خروشان باکسان[4] به طول 173 کیلومتر جریان دارد که پس از متصل شدن به سایر روخانه های قفقاز شمالی در نهایتاً به دریای خزر می رسد.     بخش عمده جمعیت بالکاریا، مسلمانان سنی مذهب حنفی هستند و بخش دیگر را مسیحیان تشکیل می دهند. از نظر قومی، بالکارها یا بَلقارها از گروه های قومی ترک‌تبار در شمال غربی قفقاز، در کنار روس ها یکی از دو قومیت اصلی جمهوری خودمختار کاباردینو-بالکاریا محسوب می شوند. زبان بالکاری اساساً با زبان قاراچایی-بالکاری که در جمهوری چرکس-قره‌چای بدان تکلم می‌شود یکسان است. بدین ترتیب بالکارها از نظر زبانی باقی‌مانده گروه‌های ترکی هستند که در امتداد استپ اوراسیا دست به مهاجرت زدند. بالکارها تا ۱۹۲۴ به خط عربی می‌نوشتند اما به‌دنبال تغییر کلی سیستم الفبایی در اتحاد جماهیر شوروی، نخست الفبای لاتین از ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۷ و سپس از ۱۹۳۷ تا به امروز الفبای تغییریافته سیریلیک جایگزین رسم‌الخط عربی شد. در حال حاضر زبان روسی به عنوان زبان اول و رسمی جمهوری کاباردینو- بالکاریا شناخته می شود.   از نظر سیاسی، جمهوری کاباردینو- بالکاریا پس از کنگره هشتم حزب کمونیست شوروی در سال 1936 و تصویب قانون اساسی جدید شکل گرفت و پس از فروپاشی شوروی نیز این ساختار با تغییراتی ادامه یافت. در حال حاضر،  ساختار سیاست و حکومت در این جمهوری خود مختار بدین ترتیب است که از بین چند کاندیدای معرفی شده از سوی مسکو، پارلمان کاباردینو- بالکاریا که اعضای آن توسط مردم انتخاب می شوند به یکی از کاندیداها به عنوان «رئیس جمهوری کاباردینو- بالکاریا»[5] رای می دهند. کازبِک کوکوف[6] به عنوان چهارمین رئیس جمهور این منطقه از 26 سپتامبر 2018 تا کنون این مسیئولیت را برعهده دارد.     با مشارکت بنیاد الکساندر گورچاکف در مسکو و دانشگاه دولتی کاباردینو- بالکاریا، کنفرانس بین المللی «گفتگوی قفقاز 2019» از 23 تا 26 سپتامبر 2019 (1 تا 3 مهر 1398) در شهر نالچیک، مرکز جمهوری کاباردینو- بالکاریا در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه برگزار شد. در این کنفرانس که کارشناسانی از روسیه، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی، ترکیه، ایران، اتریش و ایالات متحده آمریکا حضور داشتند، مسائل و روندهای جاری در منطقه قفقاز مورد بررسی قرار گرفت. از جمله نکات و ملاحظات مهم این کنفرانس و نیز منطقه کالباریا می توان به موارد زیر اشاره نمود:   1- مدیریت تمامی جلسات بر عهده دکتر سرگئی مارکدونف[7] از برجسته ترین کارشناسان مسائل قفقاز و عضو موسسه اقتصاد جهانی و روابط بین الملل (امی. مو) در مسکو بود. مباحث کنفرانس در پانل های مختلف به بحث گذاشته شد. روندهای کلان در تحولات منطقه قفقاز، وضعیت جمهوری کاباردینو- بالکاریا، منافع بازیگران خارجی در قفقاز (آمریکا، ترکیه، روسیه، اروپا و ایران)، قفقاز برای روسیه و روسیه برای قفقاز، اولویت های داخلی و سیاست خارجی کشورهای منطقه قفقاز، مشکلات اقتصادی و چشم انداز قفقاز و فضای اطلاعاتی[8] در منطقه قفقاز عناوین اصلی پانل ها را تشکیل می دادند. تاکید بر کاهش تنش بین روسیه و ناتو با تاکید بر محوریت مقابله مشترک با تروریسم و افراط گرایی، مدیریت مناقشات قره باغ، آبخازیا و اوستیای جنوبی و جلوگیری از وقوع جنگ فراگیر، تحلیل و ارزیابی سیاست خارجی نیکول پاشینیان در ارمنستان و برخی مواضع ضد و نقیض او در همکاری و تعامل با فدراسیون روسیه، توجه به نقش چین در قفقاز، سیاست خارجی غیر ایدئولوژیک ایران در قفقاز جنوبی در مواجهه با ارمنستان و آذربایجان و نیز سیاست اصولی ایران در عدم شناسایی استقلال مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی و آبخازیا از جمله موضوعات شایان توجه در این کنفرانس بود. 2- در سخنرانی نگارنده که تحت عنوان «سیاست خارجی ایران در قفقاز: اولویت­ها و منافع» ارائه شد بر چهار موضوع تاکید شد. نخست، غیرواقعی بودن ادعای گسترش الگوی حکومت اسلامی از سوی دولت ایران در قفقاز، غیرایدئولوژیک بودن سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی به واسطه میانجی گری بین دولت سکولار حاکم و حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و در قفقاز به واسطه حفظ هم زمان رابطه با ارمنستانِ مسیحی و آذربایجانِ مسلمان شیعی و میانجی­گری در مناقشه قره­باغ (بر خلاف استدلال ساموئل هانتینگتون در رابطه با رویارویی جهان مسیحیت و اسلام در مناقشه قره­باغ در کتاب برخورد تمدن­ها)، دوم؛ ساختار چند قومی و متکثر جامعه ایران و سیاست اصولی و منطقی ایران در عدم شناسایی هرگونه اقدام قومی تجزیه­طلبانه در مناطق آبخازیا، اوستیای جنوبی، قره­باغ، چچن و داغستان و اخیراً در اقلیم کردستان عراق؛ سوم، رویکرد تدافعی و نه تهاجمی ایران در منطقه قفقاز با هدف حفظ ثبات و امنیت پایدار در منطقه، میانجی­گری در مناقشات و کاهش سطح نفوذ مداخلات خارجی و به همین دلیل ایران هیچ گاه در جایگاه حامی یکی از طرفین مناقشات قفقاز قرار نگرفته است و از بین سه همسایه قفقاز یعنی ایران، ترکیه و روسیه، این تنها ایران است که دارای روابط دیپلماتیک با هر سه کشور ارمنستان، آذربایجان و گرجستان است که ظرفیت خاصی به سیاست خارجی ایران بخشیده است. در حالی که روابط ترکیه و ارمنستان از سال 1993 و روابط روسیه و گرجستان از سال 2008 قطع است. چهارم؛ منافع و اولویت­های اقتصادی ایران در منطقه قفقاز است که در چهارچوب مکانیسم­های سه جانبه ایران، آذربایجان، روسیه و ایران، آذربایجان و ترکیه، اتصال شبکه ریلی ایران، آذربایجان و روسیه در راستای کریدور شمال- جنوب، طرح احداث راه آهن ایران و ارمنستان، صادرات برق و گاز به ارمنستان، لغو متقابل ویزا بین ایران با ارمنستان و گرجستان و امضای موافقتنامه تجارت آزاد بین ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا در دست اقدام و پیگیری است. 3- به موازات برگزاری این کنفرانس در جمهوری کاباردینو- بالکاریا، کنفرانس راه ابریشم نیز در شهر پتی گورسک       (با فاصله دو ساعته از بالکاریا) برگزار شد که حضور کارشناسان و مقامات چینی در این کنفرانس بسیار شایان توجه بود. به نظر می رسد روس ها درصدد برقراری ارتباط و تعامل بین اتحادیه اقتصادی اوراسیا و طرح راه ابریشم چین (ابتکار یک کمبرند- یک راه) هستند. علاوه بر منطقه آسیای مرکزی، به ظرفیت ها و امکانات طرح چینی ها در قفقاز نیز چشم اندوخته اند. چینی ها نیز پس از تثبیت جایگاه اقتصادی خود در آسیای مرکزی، تحرکات اقتصادی خود را در منطقه قفقاز در سال های اخیر افزایش داده اند و لذا حضور گسترده کارشناسان چینی در کنفرانس راه ابریشم در پتی گورسک در قفقاز شمالی در این راستا قابل توجه و ارزیابی است. 4- سطح بالای تساهل و تسامح دینی در جمهوری بالکاریا و همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان و مسیحیان از جمله نکات بسیار شایان توجه بود و برخلاف تصور غالب از افراط گرایی دینی و تروریسم در قفقاز شمالی، فضای این جمهوری کاملاً متفاوت بود. اکثریت خانم های مسلمان بدون حجاب در سطح شهر و مراکز دولتی و دانشگاهی حضور پیدا        می کردند و در عین حال، مصرف مشروبات الکلی در مراکز عمومی به شدت محدود بود. مردم و نخبگان شهر این جمهوری به شدت بر این نکته تاکید داشتند که در عین پیوستگی جغرافیایی جمهوری های قفقاز شمالی، شرایط هر جمهوری با جمهوری دیگر تفاوت دارد و با وجود فاصله چند ساعته بین کالباریا با چچن و داغستان، شرایط متفاوتی در این جمهوری حاکم است. لذا باید از صدور حکم و قضاوت کلی در مورد افراط گرایی و تروریسم در قفقاز شمالی خودداری کرد و شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی هر جمهوری در نظر گرفته شود. 5- از نظر زیر ساخت های اقتصادی، توجه خاصی به منطقه قفقاز شمالی از سوی دولت فدرال روسیه در سال های اخیر شده است که نقش مهمی در کاهش و مدیریت افراط گرایی دینی و تروریسم در این مناطق داشته است. تمرکز اصلی بر بخش هایی مانند کشاورزی، دامپروری، توریسم و دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است. از جمله نکات شایان توجه، وجود یک مرکز آموزشی بسیار بزرگ به نام «شهر آفتاب» در شهر نالچیک است که روز دوم کنفرانس در این مرکز برگزار شد. در این مرکز به کودکان مناطق مختلف جمهوری کالباریا آموزش ها و مهارت های مختلفی آموزش داده می شود که وجود چنین مرکزی با وسعت چند هزارمتری به روشنی گویای این واقعیت است که روس ها موضوع آموزش کودکان این منطقه را جدی گرفته اند و از ریشه و پایه درصدد مقابله با گرایش کودکان و نوجوانان منطقه به تفکرات افراطی و جهادی هستند. 6- از نظر زیر ساخت های اقتصادی، توجه خاصی به منطقه قفقاز شمالی از سوی دولت فدرال روسیه در سال های اخیر شده است که نقش مهمی در کاهش و مدیریت افراط گرایی دینی و تروریسم در این مناطق داشته است. در کنار ساختمان ها و مراکز دولتی قدیمی متعلق به دوران شوروی، ساختمان ها و مراکز مدرن و فروشگاه های زنجیره ای نیز احداث شده است که ترکیبی از سنت و مدرنیته را به فضای شهری منطقه کالباریا بخشیده است. با این وجود، مشکل مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ به ویژه مسکو و سن پترزبورگ همچنان از چالش های مهم جمهوری کالباریا و دیگر جمهوری های قفقاز شمالی به شمار می رود. در بخش اقتصادی، تمرکز اصلی بر بخش هایی مانند کشاورزی، دامپروری، توریسم و دانشگاه ها و مراکز آموزشی بوده است. کالباریا از طبیعت بسیار زیبا، سرسبز، آب فراوان، خاک حاصلخیز و کشاورزی بسیار غنی به ویژه گندم و مرکبات برخوردار است. مزارع وسیع گندم، هزاران هکتار باغ های یکپارچه با شیوه های مدرن آبیاری و نگهداری و به ویژه وجود کارخانه های بزرگ کنسروسازی، بسته بندی و توزیع در مجاورت مزارع و باغ ها، از جمله نکات شایان توجهی است که در طول مسیر از پتی گورسک به کالباریا مشاهده می شود و گویای آن است که دولت روسیه توجه خاصی به این منطقه به عنوان یکی از قطب­های کشاورزی دارد. لذا این شرایط مناسب و ظرفیت بالای بخش کشاورزی در قفقاز شمالی می­تواند تبدیل به یکی از زمینه­های همکاری ایران و روسیه در بخش کشاورزی، انتقال تجربیات و کشت فراسرزمینی شود. 7- از جمله نکات شایان توجه، وجود یک مرکز آموزشی بسیار بزرگ به نام «شهر آفتاب» در شهر نالچیک است که روز دوم کنفرانس در این مرکز برگزار شد. در این مرکز به کودکان مناطق مختلف جمهوری کالباریا آموزش ها و مهارت های مختلفی آموزش داده می شود که وجود چنین مرکزی با وسعت چند هزارمتری به روشنی گویای این واقعیت است که روس ها موضوع آموزش کودکان این منطقه را جدی گرفته اند و از ریشه و پایه درصدد مقابله با گرایش کودکان و نوجوانان منطقه به تفکرات افراطی و جهادی هستند. 8- از دیگر نکات شایان توجه در کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» در بالکاریا که تقریباً در تمامی کنفرانس های این منطقه به چشم می خورد، حضور، مشارکت و تعامل توام با احترام کارشناسان آذری، ارمنی و گرجی با وجود اختلافات ارمنستان و آذربایجان در مورد قره باغ، روسیه و گرجستان در مورد آبخازیا و اوستیای جنوبی است که نشان از سطح بالای فرهنگی و تمدنی منطقه قفقاز دارد. به واسطه نزدیکی مسافت، دانشجویان و کارشناسانی نیز از مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در این کنفرانس حضور داشتند که همین فضای احترام و تعامل با کارشناسان گرجی قابل مشاهده بود. در جریان کنفرانس سازمان همکاری شانگهای که در آوریل 2018 در شهر سوچی روسیه (در مجاورت منطقه قفقاز شمالی در ساحل دریای سیاه) برگزار شد، نگارنده شاهد الفاظ تند و اتهامات مختلف از سوی کارشناسان هندی، پاکستانی و افغانستانی علیه یکدیگر بود که در مقام مقایسه، سطح بالای فرهنگی و تمدنی قفقاز را نشان می دهد که یکی از دروازه های ورود مدرنیته به ایران در یکصد و پنجاه و سال گذشته نیز محسوب می شود. 9- حضور کارشناسان و دانشجویان مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی در کنفرانس «گفتگوی قفقاز 2019» بسیار محسوس بود. بر استقلال از گرجستان همچنان تاکید و اصرار داشتند که نام مراکز این دو منطقه به جای «سوخومی» و «تسخینوالی» با حذف «ی» نسبت گرجی، «سوخوم» و «تسخینوال» خوانده شود و ظاهراً این موضوع در تمام مکاتبات رسمی این دو منطقه لحاظ می شود. هر چند از نظر رویکرد سیاسی تفاوت هایی بین دو منطقه مشاهده می شود. آبخازیا به واسطه عدم وجود قوم مشابه در قفقاز شمالی و نیز دسترسی به دریای سیاه و وجود شبکه راه آهن به سوچی که از دوران شوروی شکل گرفته است، خواهان حفظ استقلال سیاسی از روسیه و گرجستان است. اما اوستیای جنوبی به واسطه وجود اوستیای شمالی در قفقاز شمالی و نیز عدم دسترسی به راه های ارتباطی دیگر، تمایل جدی تری برای الحاق به روسیه و منطقه قفقاز شمالی دارد. با این وجود، شهروندان هر دو منطقه دارای تابعیت مضاعف روسی نیز هستند و دولت روسیه در قالب بودجه ویژه سالیانه به آن ها کمک می کند. 10- حضور کارشناسان گرجی در کنفرانس های روسیه از جمله کنفرانس گفتگوی قفقاز 2019 نیز با توجه به قطع روابط دیپلماتیک روسیه و گرجستان بسیار شایان توجه است. این کارشناسان عمدتاً متعلق به بخشی از جریان های فکری و سیاسی گرجستان هستند که خواستار بازسازی و بهبود روابط تفلیس و مسکو هستند. با توجه به فضای شدیداً ضد روسی حاکم بر گرجستان، معمولاً این کارشناسان در بازگشت به گرجستان از سوی نهادهای دولتی و امنیتی تحت فشارهای مختلف قرار می گیرند. 11- یکی از کارشناسان اهل داغستان در یکی از پانل های کنفرانس که به موضوع اسلام در قفقاز شمالی اختصاص داشت به اکران فلیم محمد رسوالله (ص) از مجید مجیدی اشاره نمود. در توضیحی تکمیلی به صحبت های ایشان، اشاره شد که نگارنده در آبان 1395 در سفری به منطقه پتی گورسک (مرکز قفقاز شمالی روسیه) به صورت اتفاقی همسفر آقای مجیدی، کارگردان فیلم محمد رسوالله (ص) بوده است. مجیدی پس از اکران موفق و استقبال شایان توجه فیلم محمد رسوالله (ص) در مسکو عازم داغستان در قفقاز شمالی بود. اکران این فیلم در داغستان نیز مورد استقبال قرار گرفت، اما در چچن که فاصله چندانی با داغستان ندارد و همانند سایر جمهوری­های کوچک قفقاز شمالی اهل تسنن حنفی است، با انتقاد علمای دینی چچن مواجه شد. در نتیجه این پرسش پیش آمد که علت واکنش متفاوت علمای دو منطقه داغستان و چچن که هر دو سنی مذهب حنفی هستند و فاصله چندانی از نظر بعد مسافت هم با ندارند در قبال این فیلم سینمایی چیست؟ در بررسی که صورت گرفت مشخص شد که علمای دینی داغستان عمدتاً فارغ التحصیل الازهر مصر هستند که به طور سنتی موضع ملایم­تری نسبت به تشیع داشته­اند و در مقابل علمای دینی چچن عمدتاً فارغ التحصیل حوزه­های دینی مکه و مدینه در عربستان سعودی هستند که متاثر از آموزه­های وهابی مواضع تندی در قبال مذهب تشیع دارند. با توجه به چنین تجربه ای، پیشنهاد شد که برای تقویت همزیستی دینی در قفقاز شمالی و نیز کاهش افراط گرایی دینی، ضرورت دارد جناح فکری و دینی الازهر در قفقاز شمالی تقویت شود که به صورت طبیعی بر نزدیکی هر چه بیشتر روابط این منطقه و روسیه با ایران نیز تاثیرات مثبتی را به همراه خواهد داشت.   [1] . The Kabardino-Balkar Republic [2] . Nalchik [3] . Mikhail Lermontov [4] . Baksan River [5] . Head of the Kabardino-Balkar Republic [6] . Kazbek Kokov        [7] . Sergei Markedonov [8] . Information Space ]]> قفقاز جنوبی Mon, 30 Sep 2019 05:30:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/gallery/3867/1/یادداشت-های-کنفرانس-گفتگوی-قفقاز-2019-جمهوری-کاباردینو-بالکاریا-شمالی-فدراسیون-روسیه نگاهی به آخرین وضعیت روابط روسيه با اوکراین http://www.iras.ir/fa/doc/article/3866/نگاهی-آخرین-وضعیت-روابط-روسيه-اوکراین مقدمه روی کار آمدن ولادیمیر زلنسکی در اوکراین نشانه خستگی جمعیت کشور از سیاست پوروشنکو رئیس‌جمهور قبلی اوکراين بود که نسبت به روسيه سیاست آشتی ناپذیر پیاده کرده، ولی نتوانسته بود در بخش پس گرفتن اراضی از دست رفته به موفقیت برسد. پوروشنکو بر این اصرار داشت که اراضی شرق اوکراین که امروز دو جمهوری خارج از کنترل کی‌یف در آنها برقرار شده، در واقع تحت اشغال روسيه قرار دارد و مذاکره با نمایندگان آنها به منظور احیای تمامیت ارضی اوکراین در این بخش معنی ندارد. پوروشنکو سیاست حداکثر خصومت با روسيه را به منظور جلب آرای ملیگرایان افراطی پیشه کرده بود، چند ماه مانده به اتمام دوره ریاست جمهوری خود قرارداد دوستی و همکاری با روسيه را باطل کرده، در اقدامی ماجراجویانه ناوچه‌های اوکراینی را برای عبور از تنگه کرچ بین دریاهای سیاه و آزوف و رسیدن به بنادر اوکراینی در دریای آزوف اعزام کرد که با اسارت ملوانان اوکراینی به پایان رسیده و دو کشور را فی‌الواقع در آستانه جنگ قرار داد. پیروزی زلنسکی باعث شد این امید به وجود آید که در اوکراین خط مشی جدیدی پیشه شده و امکان دارد بتوان با روسيه و پوتین بر اساس این خط مشی به توافق رسید. در روابط روسيه با اوکراین چند موضوع بنیادی موجود است که در همه آنها طی دوران ریاست جمهوری زلنسکی تحولاتی رخ داد. آیا این تحولات ماهیت عاطفی خواهد داشت؟ پاسخ به این سئوال در آینده روشن مي‌شود. فعلاً که هیچ توافق بنیادی بین دو کشور حاصل نشده است. و از حالا مي‌شود گفت که توافق در مورد کریمه – منطقه از دست رفته اوکراین – بین دو کشور کار آینده بسیار دور است، اگر بطور کلی چنین توافقی ممکن باشد. در بقیه جهات، عوامل مختلف می‌تواند به نیل به توافق کمک کند ولی اینها اموری نیست که باعث تغییر عاطفی روابط مي‌شود.   روابط شخصی رؤسای جمهور دو کشور ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه هنوز از دوران مبارزه انتخاباتی در خصوص امکان نیل به توافق با ولادیمیر زلنسکی ابراز دودلی می‌کرد. دیدگاه رئیس‌جمهور روسیه پس از انتخاب شدن زلنسکی به سمت رئیس جمهور اوکراین هم تغییر چندان نکرد. از جمله پوتین به زلنسکی به مناسبت انتخاب شدن به این سمت تبریک نگفت. وی در همایش اقتصادی بین‌المللی سنت پطرزبورگ در خصوص علت تبریک نگفتن به زلنسکی اعلام نمود: "من این فرد را نمی‌شناسم. امیدوارم ما روزی آشنا شویم. بنظر می‌رسد او متخصص خوب حوزه‌ای بود که قبلاً در آن فعالیت می‌کرد، او هنرپیشه خوبی است" (این سخنان پوتین با خنده حضار مواجه شد، در روسيه زلنسکی اغلب دلقک نامیده مي‌شود زیرا در یک برنامه کمدی مشهور ایفای نقش می‌کرد). پوتین افزود "ولی بازی نقش کسی، و بودن کسی، از هم تفاوت دارد". وی گفت: "برای هنرپیشگی باید استعداد خاصی داشت، اما برای پرداختن به امور دولتی کیفیت‌های دیگری مورد نیاز می‌باشد"[1]. به گفته رئیس‌جمهور روسیه، زلنسکی فعلاً که به نحوی قابلیت خود را نشان نداده، و فقط اظهارات ضد و نقیضی از وی شنیده مي‌شود[2]. هرچند پوتین فردی است که خیلی راحت به دنبال اظهارات تندش اقدامات مطلقاً مغایر با سخنانش پیشه می‌کند. کافی است در این رابطه به اظهارات تند وی علیه ترکیه پس از سرنگون کردن جنگنده روسی در سوریه اشاره کرد که چند ماه بعد با در آغوش گرفتن اردوغان به پایان رسید. اینجا هم، پوتین یک ماه بعد از این اظهارات برای اولین بار با زلنسکی مکالمه تلفنی داشت. در مورد ترکیه احیای روابط با بظاهر عذرخواهی اردوغان توجیه شد. اینجا هم کرملین اعلام نمود مکالمه تلفنی طبق درخواست طرف اوکراینی انجام شده است. سران دو کشور امور حل و فصل درگیری جنوب شرق اوکراین و "فعالیت در جهت بازگشت افراد بازداشت شده در دو طرف" را بررسی کردند. رؤسای جمهور در مورد ادامه فعالیت در سطح صاحبنظران قرار گذاشته و همچنین امکان تماس در چارچوب گروه نورماندی را بررسی کردند. منبع آشنا با جریان مذاکرات رؤسای جمهور روسیه و اوکراین در محافل دیپلماتیک به روزنامه ايزوستيا گفت امکان دارد مسکو و کی‌یف بزودی برای نمایش اراده نیک خود به مبادله افراد بازداشت شده بپردازند[3]. پوتین همچنین قبل از مکالمه، بطور غیابتی به پیشنهاد زلنسکی برای مذاکره همراه با سران کشورهای اروپایی و آمریکا پاسخ مثبت داده بود. پوتین گفت روسيه هرگز از هیچ شکل پیشنهادی برای مذاکره سر باز نزده و از جمله با گسترش گروه نورماندی مخالفت نکرده است. وی ضمناً افزود اولاً ملاقات باید بطور مناسب تدارک دیده شود و ثانیاً انتخابات پارلمانی در اوکراین برگزار و دولت جدید کشور تشکیل شود. ثالثاً، به گفته پوتین، خودش نمی‌داند دیگر طرفین پیشنهادی زلنسکی به امر چه واکنشی نشان می‌دهند[4]. مکالمه تلفنی دوم رؤسای جمهور اندکی کمتر از یک ماه پس از اولین مکالمه انجام شد. ولادیمیر زلنسکی پس از این مکالمه اعلام نمود اولین مکالمه وی با پوتین طبق خواهش اقوام ملوانان اوکراینی به اسارت گرفته شده از طرف روسیه انجام شد و اساساً به آزادی ملوانان و اوضاع منطقه دونباس اختصاص داشت. به گفته وی، طی مکالمه تلفنی اول در مورد شکل و مهلت بازگشت ملوانان اوکراینی به خانه قرار گذاشته شد. اما در مکالمه تلفنی دوم به جزئیات پرداخته شد. زلنسکی اعلام نمود مسئله بازگشت ملوانان برای وی ماهیت انسانی دارد. وی همچنین اعلام نمود محتوای مذاکرات را نمی‌تواند علنی کند[5]. پس از این مذاکرات تلفنی بود که مبادله اسرا بین دو کشور ترتیب داده شد. و به دنبال موفقیت در مبادله اسرا، رؤسای جمهور بار دیگر تلفنی با یکدیگر در 7 سپتامبر مذاکره کردند. سران از مبادله اسرا ارزیابی مثبت به عمل آورده و گفتند این اقدام برای بهبود روابط اهمیت فراوان دارد. آنها همچنین امور مربوط به حل و فصل درگیری داخلی اوکراین را بررسی کردند. در این رابطه بطور اخص ضرورت رعایت آتش بس و جدایی پیگیر نیروها مورد تأکید قرار گرفت. همچنین در مورد ادامه فعالیت به منظور تدارک اجلاس سران گروه نورماندی قرار گذاشته شد[6]. به این ترتیب تاکنون رؤسای جمهور دو کشور شخصاً با یکدیگر ملاقات نکرده‌اند. جو روابط آنها را نمی‌شود خوب نامید. رئیس‌جمهور روسیه پس از این تماس‌های تلفنی به امکان برگزاری اجلاس گروه نورماندی (روسيه، اوکراین، فرانسه و آلمان) واکنش سرد نشان داده است. وی در ملاقات با همتای فرانسوی خود در اواخر اوت اعلام نمود: "من معتقد بودم و معتقدم که هر ملاقات باید نتیجه مشخص داشته باشد. بنظر من باید به امری نایل شد که قبلاً در مورد آن قرار گذاشته بودیم". وی بین اموری که باید قبل از ملاقات حل شود از رعایت قانون مربوط به موقعیت ویژه منطقه دونباس و اعلام عفو عمومی یاد کرد. با توجه به تفاوت بنیادی مواضع طرفین، تاکنون توافق خاصی در خصوص برگزاری اجلاس که به معنی اولین ملاقات شخصی رؤسای جمهور روسیه و اوکراین خواهد بود حاصل نشده است. به همین دلیل این موفقیت یک مورد انفرادی بنظر می‌رسد.   مبادله اسرا اسرای اوکراینی در روسيه یکی از بزرگترین مشکلات در روابط دو کشور بودند. سابقاً مبادله اساساً بین اوکراین و جمهوری‌های مردمی دونتسک و لوگانسک انجام می‌شد. چند مورد مبادله اسرا در دوران پوروشنکو رخ داد. در یکی دو مورد هم ویکتور مدودچوک تاجر بزرگ اوکراینی دارای روابط نزدیک با رئیس‌جمهور روسیه به مبادله اسرا بین طرفین کمک کرده بود. ولی به اسارت گرفتن خدمه ناوچه‌های اوکراینی در 26 نوامبر سال 2018 باعث شد روسیه و اوکراین بطور مستقیم با یکدیگر وارد درگیری شوند. روسيه طی تمام دوران ریاست جمهوری پوروشنکو بر این اصرار داشت که ملوانان اوکراینی فقط پس از محاکمه شدن در روسيه می‌توانند مبادله شوند. توافق در خصوص رهایی ملوانان یکی از نقاط مثبت در روابط دو کشور است که در دوران رئیس‌جمهور جدید اوکراین رخ داد. این امر در وهله اول به پاس مساعی رئیس جمهور اوکراین میسر شد که شخصاً با رئیس‌جمهور روسیه تماس گرفته و با وی در مورد مبادله به توافق رسید. رئیس جمهور اوکراین اعلام کرده بود پس از ملاقات با اعضای خانواده‌های اسرای اوکراینی تصمیم گرفت با پوتین در این مورد صحبت کند، زیرا صحبت با پوتین تنها راه برای آزاد کردن اسرای اوکراینی بود. در نتیجه این مبادله، 35 تن از طرف اوکراین با 35 تن از طرف روسیه مبادله شدند. بخش محسوس اسرایی که اوکراین به روسيه تحویل داد اتباع اوکراین بودند که طی جنگ داخلی اوکراین به اسارت گرفته شده بودند. علاوه بر این اوکراین کریل ویشینسکی (Kirill Vishinsky) رئیس دفتر خبرگزاري ريا نووستي در کی‌یف (تبعه اسبق اوکراین و تبعه کنونی روسيه)، چند نظامی روسيه که طی جنگ منطقه دونباس به اسارت گرفته شده بودند (روسيه خدمت آنها در ارتش را تکذیب کرده بود)T و چند تبعه روسيه و اوکراین که به جاسوسی متهم شده بودند را به روسيه پس داد[7]. روسيه در مقابل ملوانان به اسارت گرفته شده طی درگیری در تنگه کرچ و همچنین اولگ سنتسوف (Oleg Sentsov) کارگردان اوکراینی مقیم کریمه که در سال 2014 به اتهام ترتیب دادن گروه خرابکار به 20 سال حبس با اعمال شاقه محکوم شده بود. مسئله حبس و محکومیت سنتسوف در روسيه و جهان بازتاب بزرگ داشت. بسیاری از سازمان‌های بشر دوست، وی را زندانی سیاسی تلقی می‌کردند.  سازمان‌ها و انجمن‌های فعال در بخش سینمایی، کارگردانان دارای شهرت جهانی از پوتین درخواست کردند به آزادی سنتسوف کمک کند[8]. برغم این، رئیس‌جمهور روسیه به کرات در محافل مختلف مخالفت خود با رهایی سنتسوف را بیان کرده بود. رئیس‌جمهور روسیه همچنین با رهایی ملوانان اوکراینی مخالف بود. سخنگوی وی پس از اعلام حکم دادگاه بين‌المللي حقوق دریایی، اعلام نمود این دادگاه اختیار بررسی مورد مذکور را ندارد و آنها باید طبق قوانین روسيه محاکمه شوند[9]. هرچند روشن بود که آنها طبق دستورات اقدام کرده و تخلف آنها نمی‌توانست جرم کیفری تلقی شود. پس از رهایی 24 ملوان اوکراینی، سنتسوف، و 10 تن دیگر در اوایل سپتامبر، این معضله از روابط روسیه و اوکراین رفع شد.   روابط روسيه و اوکراین در حوزه گاز روسيه طی سال‌های گذشته فعالانه برای قطع کامل ترانزیت گاز از اوکراین اقدام کرده است. روسيه چند پروژه بزرگ در بخش ساخت خطوط لوله به سوی اروپا اجرا کرده که همه با هم باعث شده ترانزیت گاز روسيه از اوکراین بطور محسوس کاهش داده شود. پروژه‌های "جریان شمالی"، جریان ترکی، "جریان شمالی 2" از این قبیل هستند. ولی همه اینها به روسيه اجازه نداده از ترانزیت گاز از اوکراین رها شود. برعکس، اطلاعات موجود حاکی از این است که همراه با شدت یافتن درگیری دو کشور پس از سال 2014 و الحاق کریمه به روسيه، حجم ترانزیت گاز از اوکراین رو به رشد بوده است. منحنی تغییر حجم ترانزیت گاز روسيه از اوکراین[10] در این تصویر ستون‌های آبی رنگ و ارقام بالای آنها حجم کل ترانزیت گاز از اوکراین را منعکس می‌کند (رقم مربوط به سال 2018 تخمینی است). خط زرد رنگ سهم ترانزیت اوکراین در کل صادرات گاز روسيه را منعکس می‌کند. این منحنی نشان می‌دهد حجم ترانزیت در واقع در دوران قبل از انقلاب "میدان استقلال" اوکراین کاهش یافته و پس از آن حتی مدتی رو به رشد داشته است. رشد حجم مطلق ترانزیت، همراه با کاهش سهم درصدی آن در صادرات گاز روسيه، حاکی از رشد محسوس صادرات گاز روسيه به اروپا می‌باشد. و در شرایط حجم کنونی صادرات گاز روسيه به اروپا (که ضمناً پیشبینی مي‌شود درآینده رشد خواهد کرد) رهایی روسيه از وابستگی به سیستم حمل گاز اوکراین محتمل تلقی نمی‌شود. این امر حتی درصورت اجرای پروژه‌های جریان ترکی و "جریان شمالی 2" میسر نخواهد شد. این دو خط لوله همراه هم به روسيه اجازه می‌دهند سالانه 84 ميليارد مترمکعب گاز به اروپا صادر کند، ولی اینجا دو "اما" هست. اولاً بسیاری از کشورهای اروپایی درخواست دارند بر روسيه برای حفظ ترانزیت گاز اوکراین فشار وارد شود. مذاکرات طرفین طی تمام سالجاری در جریان بوده و هنوز به پایان نرسیده است. در ضمن قرارداد گاز روسيه با اوکراین در 31 دسامبر سالجاری منقضی مي‌شود. مذاکره با شرکت اتحادیه اروپا انجام مي‌شود که خودش هم سعی بر حمایت از منافع اوکراین دارد. اخیراً اتحادیه اروپا بر اساس شکایت لهستان دسترسی روسيه به ظرفیت خط لوله "اوپال" را محدود کرد. به احتمال قوی در مورد "جریان شمالی 2" هم تصمیم مشابهی اتخاذ مي‌شود. یعنی روسيه نخواهد توانست از تمام ظرفیت این خطوط لوله استفاده کند و بخشی از 84 ميليارد مترمکعب مذکور در دسترس نخواهد بود. ثانیاً، حجم مذکور، حتی درصورت میسر بودن استفاده کامل روسيه از آن، نمی‌تواند حجم ترانزیت از اوکراین را جبران کند. مضاف بر این، ظرفیت آنها در سطح حداقل لازم بوده و روسيه نمی‌تواند درصورت ضرورت مقادیر بیشتر گاز به اروپا صادر کند. برای مثال، 2 مارس 2018 گازپروم طی یک روز مقدار بی‌نظیر 718 میلیون متر مکعب گاز به اروپا صادر کرد، امری که بدون دسترسی به ظرفیت ترانزیت اوکراین نمی‌توانست میسر گردد[11]. آخرین دور مذاکرات سه‌جانبه روسيه، اوکراین و اتحادیه اروپا در مورد ترانزیت گاز روسيه از اوکراین 20 سپتامبر در بروکسل بدون پیشرفت محسوس به پایان رسید. ولی، به گفته آلکساندر نوواک (Alexandr Novak) وزیر انرژی روسیه، برای اولین بار طی سال‌های طولانی، مذاکرات در جو سازنده برگزار شد. وزیر روس می‌گوید مسکو آماده است طبق قوانین جدید اروپا کار کرده و ظرفیت مشخصی برای حمل از طریق اوکراین اختصاص دهد. صاحبنظران به روزنامه ايزوستيا گفتند مذاکره با رهبری جدید اوکراین می‌تواند باثمرتر از مذاکره با رهبری قبلی باشد و به همین دلیل احتمال دارد طرفین تا آخر سالجاری، یعنی روزی که مهلت عمل موافقتنامه جاری به پایان می‌رسد، به توافق برسند. آنها همزمان به این اشاره می‌کنند گازپروم قصد دارد برای مدت یک تا سه سال به ترانزیت گاز از اوکراین ادامه دهد، ولی اوکراینی‌ها می‌خواهند قرارداد 10 ساله امضا شود. ضمناً اقدام اتحادیه اروپا در جهت محدود کردن دسترسی گازپروم به خط لوله "اوپال" باعث مي‌شود موقعیت اوکراین در مذاکرات تقویت گردد[12]. همزمان اوکراین از آخر سال 2015 خرید گاز از روسيه را بطور کامل قطع کرده است. در اوکراین مسئله به عنوان اقدام در جهت رهایی از وابستگی به روسيه در بخش گاز معرفی شد. ولی در واقع اوکراین همان گاز روسيه را خریداری می‌کند. اوکراین اعلام می‌کند این گاز از کشورهای اروپایی دریافت مي‌شود، ولی صاحبنظران و مقامات روس به این اشاره می‌کنند که سیستم حمل گاز اوکراین قابلیت انتقال گاز در جهت معکوس را ندارد. رئیس‌جمهور روسیه ادعای مربوط به انتقال گاز در جهت معکوس را مهمل بافی نامید[13]. یعنی در واقع گاز روسيه که بر فرض به لهستان فروخته شده، در اوکراین مصرف شده و سپس کی‌یف مبلغ مربوطه را به ورشو پرداخت می‌کند. در نتیجه این سیاست قیمت گاز برای اوکراین گرانتر مي‌شود. رئیس‌جمهور روسیه تأکید می‌کند اگر ترانزیت گاز روسيه از اوکراین قطع شود این کشور بدون گاز خواهد ماند. به گفته وی، در نتیجه این "شعبده بازی‌ها"، اوکراین گاز را با قیمت دو برابر بالاتر خریداری می‌کند. واقعیت این است که اوکراین فعلاً برغم همه مساعی راهی برای رهایی از گاز روسيه پیدا نکرده است. ترانزیت گاز روسيه برای اوکراین از نقطه نظر اقتصادی بلاتردید باصرفه می‌باشد. در غیر این صورت، اوکراین برای وادار کردن روسيه به ادامه ترانزیت، دست به دامن اتحادیه اروپا نمی‌شد. در بخش مصرف گاز، برغم ادعاهای اوکراین برای نیل به خودکفایی در بخش گاز در آینده نزدیک، و برغم کاهش شدید مصرف گاز در کشور در نتیجه آغاز درگیری با روسيه و بحران اقتصادی فرا رسیده به دنبال آن، توانایی اوکراین برای استخراج گاز در میزان برابر با مصرف داخلی تردید برانگیز بنظر می‌رسد. تولید سالانه گاز در اوکراین، بنا بر منابع اوکراینی در سال 2018 به 20,9 ميليارد مترمکعب رسید[14] و طی 5 ماه اول سالجاری 3,3% رشد داشت. در عین حال، طبق آمار اوکراینی، مصرف گاز کشور در سال 2018 اندکی بیش از 32 ميليارد مترمکعب بوده است[15]. به این ترتیب، با توجه به رشد اندک مذکور، میتوان دید که امکان اوکراین برای رهایی از خرید گاز از روسيه به این زودی تحقق نخواهد یافت.   روابط سیاسی روسیه و اوکراین روابط روسیه و اوکراین در بخش گاز برغم همه مشکلات و حتی تحریم‌های متقابل ادامه دارد زیرا مسکو و کی‌یف به یکدیگر وابستگی دارند. اما روابط در بخش سیاسی، اگر مبادله اسرا به کنار گذاشته شود، تقریباً بطور کامل منجمد شده است. دو کشور روابط با یکدیگر را بطور غیابتی با دیگران بررسی کرده یا سعی دارند به نحوی برای طرف مقابل مشکل تراشی کنند. از جمله رئیس‌جمهور روسیه اندکی قبل از سر کار آمدن ولادیمیر زلنسکی دستور واگذاری تابعیت روسيه با شرایط ساده به ساکنان مناطق جنوب شرق اوکراین را صادر کرد[16]. مسئله به این دلیل باعث نگرانی غرب و اوکراین شد که پوتین قبل از عملیات کمک به جدایی کامل آبخازستان و استیای جنوبی از گرجستان هم به شکل مشابه تقریباً به همه افراد مقیم این دو منطقه تابعیت روسيه را داده بود. در اوت 2019 رئیس جمهور اوکراین تصمیم مشابهی در مورد واگذاری تابعیت به آن اتباع روسيه را صادر کرد که در کشور خود با تعقیب سیاسی مواجه می‌شوند. رئیس دومای دولتی اعلام نمود زلنسکی این اقدام را به دستور آمریکا و اروپا انجام می‌دهد که می‌خواهند از هزینه‌های نگاه داشتن پناهندگان سیاسی از روسيه فارغ شوند[17]. بنظر والودین این قدم زلنسکی بر اساس دستور وزارت امور خارجه آمریکا برداشته شده است. زلنسکی بنوبه خود در ماه اوت اعلام نمود روسيه برای بازگشت به "گروه هشت‌گانه" (امری که طی اجلاس سران گروه هفت از طرف رؤسای جمهور فرانسه و ایالات متحده به میان آمد) باید کریمه را به اوکراین پس داده و عملیات رزمی منطقه دونباس را متوقف کند[18]. این نوع اقدامات و اظهارات نشان می‌دهد جو روابط دو کشور همچنان فوق العاده سرد باقی مانده است. روشن است که پوتین تنها شخصیت تصمیم گیرنده در مورد جو روابط با اوکراین در روسيه می‌باشد. اما برای پوتین روابط با اوکراین فقط از دیدگاه روابط با غرب می‌تواند شایان اهمیت باشد. خواسته اصلی رئیس‌جمهور روسیه جلوگیری از پیوستن اوکراین به ناتو می‌باشد. با توجه به ضعف غرب و دو دستگی‌های بروز کرده در نتیجه رفتار خودخواهانه دونالد ترامپ بین آمریکا و دیگر کشورهای غربی، این مسئله امروز برای مسکو اهمیت کمتری دارد و لذا توجه آن به احیای روابط با اوکراین هم کاهش پیدا می‌کند. مسکو با تصرف کریمه توانست در واقع دریای آزوف را به دریاچه داخلی روسیه و اوکراین تبدیل کند که اوکراین نمی‌تواند بدون مجوز روسيه بین آن و دریای سیاه رفت و آمد کند. اوکراین در واقع نیروی دریایی نداشته، نیروهای زمینی آن در عملیات منطقه دونباس نشان دادند کارآمد نیستند و نمی‌توانند بر جدایی‌طلبان شرق اوکراین پیروز شوند. از نقطه نظر اقتصادی روسيه سعی داشته هر نوع وابستگی به صنایع اوکراین را از میان بردارد و به این ترتیب وابستگی آن به اوکراین در حد امکان کاهش یافته و به حوزه گاز محدود مي‌شود. این امور باعث مي‌شود کی‌یف نتواند از نقطه نظر سیاسی برای روسيه مشکل واقعی به وجود آورد. درون اتحادیه اروپا در مورد روابط با روسيه وحدت نظر موجود نیست. فرانسه و آلمان به حفظ روابط با مسکو علاقه‌مند هستند زیرا مسکو به آنها مواد اولیه فروخته و در مقابل تولیدات صنعتی آنها را خریداری می‌کند. اما کشورهای اروپای شرقی از اول دوران پوتین راه دشمنی با روسيه را پیشه کرده‌اند. این اوضاع باعث مي‌شود حمایت سیاسی اروپا از اوکراین ماهیت مبهم و متزلزل داشته باشد. ایالات متحده هم که در دوران اوباما از حامیان پروپاقرص کی‌یف بود در دوران ترامپ به اوکراین توجه چندان نمی‌کند. حتی ترامپ سعی بر کاهش حتی الامکان کمک نظامی به اوکراین را داشت و فقط مخالفت کنگره از این اقدام جلوگیری کرده است[19]. همه اینها همراه هم مشوق‌های روسيه برای بهبود روابط سیاسی با اوکراین را از بین می‌برد. اما برای اوکراین مسئله کریمه مانع غیر قابل عبور سر راه بهبود روابط با روسيه می‌باشد.   سخن آخر روابط روسیه و اوکراین طی ماه‌های گذشته حداقل در یک جهت دستآورد مثبت داشت. این دستآورد مبادله اسرا بین دو کشور بود که باعث شد افرادی که سال‌های طولانی در حبس به سر می‌بردند از زندان رها شوند. این امر به پاس مکالمه تلفنی رؤسای جمهور دو کشور میسر شد. مذاکرات طرفین در بخش گاز هم، به گفته طرف روس، در جو بهتر از دوران رئیس‌جمهور قبلی اوکراین برگزار شده است. روابط سیاسی دو کشور در عین حال، در جوی سرد قرار دارد. رئیس‌جمهور روسیه شرکت خود در اجلاس گروه نورماندی و نیل به توافقات جدید با اوکراین را با شرایط سخت مشروط کرده است. این واقعیت نشان می‌دهد حدس‌هایی که سابقاً در مورد تمایل رئیس‌جمهور روسیه به بهبود روابط با اوکراین به منظور بهبود روابط با غرب و رهایی از تحریم‌ها بیان می‌شد تحقق نیافته است. از قرار رئیس‌جمهور روسیه امروز دیگر به روابط با غرب توجه چندان ندارد و این امر باعث مي‌شود جایگاه اوکراین بین اولویت‌های وی کاهش یابد. علت کاهش توجه پوتین به امر از قرار این است که در اردوی غربی دودستگی بروز کرده، وحدت کشورهای غربی به هم خورده و جایگاه آنها در اقتصاد جهانی کاهش می‌یابد. خود اوکراین هم در نتیجه ضعف اقتصادی و نظامی برای روسيه و اروپا اهمیت چندان ندارد. به همین دلیل اروپا از بکار گرفتن تحریم‌های جدید علیه روسيه طفره رفته و فقط سعی دارد مسکو را به ادامه ترانزیت گاز از اوکراین وادار سازد. امری که روسيه خواه ناخواه باید ادامه دهد و نمی‌شود آن را کسب امتیاز اوکراین یا غرب از مسکو تلقی کرد. درگیری دو کشور، درصورت پیگیر بودن رئیس‌جمهور زلنسکی در برقراری آتش بس پایدار در شرق اوکراین، وارد مرحله انجماد مي‌شود، و خروج آن از انجماد بلاتردید در دوران پوتین ممکن نخواهد بود. کریمه که تقریباً همه در جهان با الحاق آن به روسيه آشتی کرده‌اند، مانع شماره یک در روابط دو کشور خواهد بود. همزمان سرمای روابط روسيه با اوکراین مانع دیگری برای بهبود بنیادی روابط آن با اروپا و آمریکا خواهد بود. در دوران از بین رفتن آخرین قراردادهای روسيه با ایالات متحده در بخش تسلیحات هسته‌ای و موشکی، این سرما به هیچ وجه به کاهش تهدیدها و نگرانی‌های طرفین کمک نخواهد کرد.     [1]  پوتین زلنسکی را هنرپیشه خوب نامید خبرگزاري ريا نووستي، 07/06/2019 https://ria.ru/20190607/1555386330.html [2] پوتین حین صحبت از آینده روسيه میمون را به یاد آورد روزنامه ماسکوفسکی کامسامولتس، 08/06/2019  https://www.mk.ru/politics/2019/06/07/rassuzhdaya-o-sudbakh-rossii-putin-vspomnil-obezyanu.html   [3] اولین زنگ: مسکو و کی‌یف برای نمایش اراده خیر آماده می‌شوند روزنامه ايزوستيا، 12/07/ 2019 https://iz.ru/898453/aleksei-zabrodin-tatiana-baikova-elnar-bainazarov/pervyi-zvonok-moskva-i-kiev-gotoviatsia-k-zhestam-dobroi-voli [4] پوتین به پیشنهاد زلنسکی برای مذاکره در مینسک پاسخ داد کریل بولانوف (Kirill Bulanov) روزنامه ودمستی، 12/07/ 2019 https://www.vedomosti.ru/politics/articles/2019/07/11/806383-putin-zelenskogo [5]  زلنسکی از تلاش وزارت امور خارجه برای جلوگیری از اولین مکالمه تلفنی با پوتین حرف زد سایت مجتمع رسانه‌ای “ار ب کا”، 31 اوت 2019 https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d89a98b9a7947308afc8289 [6]  پوتین و زلنسکی تلفنی صحبت کردند خبرگزاري ريا نووستي، 07/09/2019 https://ria.ru/20190907/1558436497.html [7]  اوکراین چه کسانی را برای پس گرفتن اسرای خود به روسيه داد پرتال خبری اوکراینی "tsn.ua" https://tsn.ua/ru/ukrayina/obmen-plennymi-sostoyalsya-kogo-ukraina-otdala-rossii-radi-vozvrascheniya-svoih-politzaklyuchennyh-eksklyuziv-tsn-1407045.html [8]Almodovar, Leigh petition Putin on jailed Ukrainian Oleg Sentsov La TIMES, June 10, 2014  https://www.latimes.com/entertainment/movies/moviesnow/la-et-mn-almodovar-leigh-putin-ukrainian-oleg-sentsov-20140610-story.html [9]  کرملین اعلام کرد مسئله ملوانان اوکراینی خارج از حیطه صلاحیت دادگاه سازمان ملل است خبرگزاري ريا نووستي، 25/06/2019 https://ria.ru/20190625/1555890152.html [10]  آیا گازپروم می^تواند از وابستگی به ترانزیت اوکراین رها شود؟ پرتال اوکراینی "بیزنس تسنزور"، 14/01/2019  https://biz.censor.net.ua/resonance/3106056/smojet_li_gazprom_otkazatsya_ot_ukrainskogo_tranzita_gaza [11]  "چشم‌اندازهای ترانزیت اوکراین" مجله "اکسپرت"، 23/01/2019 https://expert.ru/2019/01/23/perspektivyi-ukrainskogo-tranzita/ [12] ما از گاز هستیم: مذاکره در مورد ترانزیت اوکراین به مرحله فعال رسید روزنامه ایزوستیا ، 20/09/ 2019 https://iz.ru/923348/ekaterina-postnikova/my-iz-gaza-peregovory-po-ukrainskomu-tranzitu-pereshli-v-aktivnuiu-fazu   [13]  پوتین سخنان مربوط به انتقال معکوس گاز به اوکراین را مهمل بافی و فریب نامید خبرگزاري ريا نووستي، 27/04/2019 https://ria.ru/20190427/1553108258.html [14]  استخراج گاز اوکراین 3,34% رشد داشت پرتال "zn.ua"، 4/06/2019 https://zn.ua/ECONOMICS/dobycha-gaza-v-ukraine-vyrosla-na-3-34-319680_.html [15]  مصرف گاز اوکراین طی سال رشد کراس پرتال "segodnya.ua"، 29/01/2019 https://www.segodnya.ua/economics/enews/ukraina-uvelichila-potreblenie-gaza-za-god-poyavilis-podrobnosti-1213098.html [16]  فرمان واگذاری ساده تابعیت به ساکنان دنب خبرگزاری «ایتار تاس»، 25/04/2019 https://tass.ru/politika/6375117 [17]  والودین فرمان زلنسکی در مورد تابعیت را با آمریکا و انگلستان ارتباط داد سایت "ار ب کا"، 13/08/ 2019 https://www.rbc.ru/rbcfreenews/5d53121e9a79475c887fe7e5   [18]  زلنسکی شرایط بازگشت روسيه به G8 را بیان کرد سایت "دویچه وله"، 23/08/2019 https://www.dw.com/ru/%D0%B7%D0%B5%D0%BB%D0%B5%D0%BD%D1%81%D0%BA%D0%B8%D0%B9-%D0%B2%D1%8B%D0%B4%D0%B2%D0%B8%D0%BD%D1%83%D0%BB-%D1%83%D1%81%D0%BB%D0%BE%D0%B2%D0%B8%D1%8F-%D0%B2%D0%BE%D0%B7%D0%B2%D1%80%D0%B0%D1%89%D0%B5%D0%BD%D0%B8%D1%8F-%D1%80%D0%BE%D1%81%D1%81%D0%B8%D0%B8-%D0%B2-g8/a-50120380 [19]  ترامپ زیر فشار کنگره کمک نظامی به اوکراین را احیا کرد سایت مجتمع رسانه‌ای “ار ب کا”، 12/09/2019 https://www.rbc.ru/politics/12/09/2019/5d7aa4c19a79475e3cdf1e24 ]]> روسیه و اروپای شرقی Fri, 27 Sep 2019 12:45:27 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3866/نگاهی-آخرین-وضعیت-روابط-روسيه-اوکراین