موسسه مطالعات ایران اوراسیا - آخرين عناوين سیاست خارجی :: نسخه کامل http://www.iras.ir/fa/defense-and-security Mon, 23 Sep 2019 04:47:38 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal02/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط موسسه مطالعات ایران اوراسیا http://www.iras.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام موسسه مطالعات ایران اوراسیا آزاد است. Mon, 23 Sep 2019 04:47:38 GMT سیاست خارجی 60 «ایران در میانه روسیه و آمریکا» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3841/ایران-میانه-روسیه-آمریکا نشست «ایران در میانه روسیه و آمریکا» در تاریخ 28 خرداد 1398 با سخنرانی  دکتر محمد کاظم سجاد پور استاد روابط بین الملل و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه و اعضای شورای علمی موسسه ایراس از جمله دکتر محمود شوری و جناب آقای حسن بهشتی پور  و علاقه مندان به این موضوع  در محل موسسه برگزار شد. دکتر سجاد پور ضمن تشکر از موسسه ایراس از اینکه هنوز علاقه مندانی به سیاست خارجی و مسائل فکری وجود دارند احساس خرسندی کردند. ایشان به موضوع روابط روسیه و آمریکا پرداختند و در این چارچوب  سوال چرا و چگونه می­شود این رابطه را در شرایط فعلی فهمید؟ را مطرح کردند و به آن پاسخ گفتند. در چرایی آن، که موضوع جالبی است که این رابطه در سطح جهانی و نه در سطح منطقه­ای یکی از مباحث عمده استراتژیک به شمار می رود. این رابطه توأم با توهمات، برداشت­ها ، پندارها، امیدها و آرزوها، انتظارات است، می­شود گفت روایت­ها و حتی به اصطلاح می­توان آن را نبرد روایتی نام نهاد. یعنی ما اگر به طور ساده به روی کار آمدن ترامپ را مرور کنیم، انتظار اولیه ای که از به روی کار آمدن ترامپ در روسیه وجود داشت بسیار جالب بود، هنوز امروز امید به ترامپ در روسیه وجود دارد، اینکه می گویم این رابطه همراه با انتظارات است به همین خاطر است. این انتظارات در ابتدا بسیار بالا بود و امروز با تحریم هایی که بر روسیه اعمال شده تا 30 درصد اقتصاد روسیه را کوچکتر کرده است. مسائل روابط روسیه با اروپا، روسیه با خاورمیانه  و .... همه تحت تاثیر رابطه روسیه با آمریکاست. لذا این رابطه بسیار مهم است و نمی­توان این رابطه را با توهمات موجود در سراسر جهان، با قالب­های کلیشه­ای در گذشته، با نگرش­های تقلیل گرایانه نگریست، مقداری نیاز به دقت دارد چون که برای ایران اهمیت این رابطه مهم است. مخصوصا حرکت­های اخیر آمریکا همراه با عناصر جدیدی است که باید آن­ها را فهمید. به نظر من دلیل دیگری که این چرایی را اهمیت می بخشد وجود دستور کارهای جدید در روابط آمریکا و روسیه است که با گذشته فرق دارد و تغییر یک سری دستور کارهاست. تاریخ روابط روسیه و آمریکا یک تاریخ 200 ساله است. دستور کارهای سنتی و جدید و ماهیت تحریم­ها نیز به و جود آمده است. البته تحریم در این رابطه وجود داشته است اما ماهیت تحریم امروزه تغییر کرده است. به روابط آمریکا و روسیه در ایران خیلی کم پرداخته شده است و بایستی این رابطه مهم را مطالعه کرد زیرا برای ایران بسیار مهم است. از نظر سیاسی، استراتژیک و دیپلماتیک مهم است دکتر سجاد پور سپس به تحولات تاریخی پس از فروپاشی شوروی بین روسیه و آمریکا پرداختند : چگونگی این رابطه را می­توان به چند دوره تقسیم بندی کرد: در دوران پس از فروپاشی شوروی آن چیز که در روسیه مشاهده شد خوش بینی به آمریکاست و چگونه می­توان به خانواده غرب پیوست، که یلتسین و دوره آن برای همه روشن است. روسیه تمامی ظرفیت­های اثرگذارش را در این دوره از دست داد. تا وقتی که پوتین این سناریو را تغییر داد و خانواده روسیه را نجات داد. در چند حوزه آمریکایی­ها دریافتند که روسیه جزء خانواده غرب نیست و چنین برداشتی نیز در روسیه شد. در سال های اخیر این رابطه سخت­تر شده است. در هر بحثی بین روسیه و آمریکا ایران نیز درگیر است. با تحولات اخیر از جمله آبخازیا، کریمه، گسترش ناتو و حرکات ضد روسی در شرق اروپا و بالتیک .... این رابطه شکل دیگری گرفت. رابطه آمریکا و روسیه بدون مطالعه کشورهای بالتیک و لهستان قابل مطالعه نیست. این رابطه منتهی به انتخابات آمریکا می­شود که ترامپ در آن برنده می شود. بعد از آن مسئله روسیه از یک موضوع استراتژیک تبدیل به یک بحث سیاست داخلی در داخل آمریکا شد که بسیار مهم است. بدون عنصر ترامپ رابطه روسیه و آمریکا قابل فهم نیست. بحث­های زیادی در این مورد وجود دارد. از جمله رابطه ترامپ با روسیه و مهم تر از آن کمک به ترامپ در انتخابات برای برنده شدن بوده است. هیچ وقت جامعه آمریکا اینقدر دوقطبی نبوده است. و این دو قطبی به روسیه بر می­گردد. مورد ترامپ تنها گزینه است که هیچ سابقۀ دولتی ندارد و انتخاب دولت در عمق نبوده است. بحث روابط روسیه و آمریکا متاثر از عنصر سیاست داخلی شده است که این چیز جدیدی است. که پیامدهایی دارد: اول احساسی شدن قضیه است، سیاست داخلی در همه جا با احساسات و هیجان سر و کاردارد، یک آمریکایی یا از ترامپ خوشش می آید یا نه؟ لذا مباحث استراتژیک تحت شعاع این بحث ها قرار می­گیرد. دکتر سجاد پور سپس سوال را از جنبه استراتژیک پاسخ داد، در آمریکا بین نخبگان سیاست خارجی سوال اصلی این است که چه چیزی آمریکا را تهدید می­کند؟ درخشش و تابناکی آمریکا را تیره و تار می­کند؟ تنها کشوری که می تواند تهدیدی جدی برای آمریکا باشد این چین است. مسئله چین امروز موضوع مهمی در آمریکا­ست. در آمریکا گفته می­شود چینی­ها از ما استفاده کردند و خود را بالا کشیدند و مبانی مفهومی در آمریکا را زیر سوال بردند. کاپیتالسم را متحول کردند، زیرا همیشه کاپیتالیسم همراه با لیبرالیسم بوده است. چینی­ها کاپیتالیسم را بدون لیبرالیسم پیش برده­اند و مدل چینی مطرح شده است. داستان­های زیادی در این مورد وجود دارد و یک نگرانی استراتژیک برای آمریکا مطرح می­شود. در کنار چین، روسیه و حتی ایران نیز مسئله استراتژیک آمریکا محسوب می­شوند. از این رو در آمریکا بحث بازگشت سیاست کانتینمنت مطرح شده است که چنین کشورهایی را مهار کنند. یکی از این بحث­ها این است که برای مهار چین ما باید با روسیه کنار بیاییم. لذا در این مورد کنار تفاوت آراء در آمریکا ، فاکتور اروپا  و اروپای شرقی و بالتیک این مسئله را پیچیده می­کند. آلمان و فرانسه به طور سنتی در کشمکش روسیه و آمریکا مخالف گرایش تند برای مهار روسیه هستند. مثلا در انتقال گاز خط لوله شمالی اختلافات وجود دارد. در سطح استراتژیک روابط روسیه و آمریکا متاثر از عوامل خیلی عمده­ای است که یک پایه اش چین است، خود برداشت­هایی در مورد روسیه است، مسائل خاورمیانه است، مسئله روابط ایران و روسیه است. مثلا در همکاری ایران و روسیه در سوریه یک گیم چنجر بود که ماهیت بازی در خاورمیانه را عوض کرد. چون برداشت روس ها از تحولات با آمریکایی­ها بسیار متفاوت بود. عنصر ناتو نیز باعث پیچیدگی این روابط می شود. در خود ناتو هم مشکلات و اختلافاتی وجود دارد. ترامپ با ناتو مخالف است. البته روسیه از این مورد خوشحال می­شود. مورد دیگری که باید اشاره کنیم بحث تسلیحات می­باشد. دولت کنونی امریکا مخالف چند جانبه گرایی است که این نیز روابط را پیچیده می­کند. آمریکا از پیمان­های تسلیحاتی بیرون آمده است. و خود این در روسیه بحث هایی در مورد نوسازی سلاح­ها مطرح شده است.  آخرین بحثی که مطرح می کنم بحث روزنامه ای جنگ سرد جدید است، گاهی وقت ها می گویند جنگ سرد خیلی خوب بود زیرا قابل پیش بینی بود. جنگ سرد جنگی جدی بود اما به ثبات رسیده بود. دنیای بعد از جنگ سرد به علت وجود بازیگران زیاد بسیار پیچیده شده است. مثلا داعش خود تبدیل به یک بازیگر شد که یک شبه موصل را تصرف کرد. دیگر مسئله ایدئولوژیک بین روسیه و امریکا وجود ندارد. جنگ سرد همانند ماهیت قبلیش وجود ندارد. در روسیه ایدئولوژی کمونیستی را فراموش کردند، هر چند ایدئولوژی خودشان یعنی نگرش اوراسیایی را مطرح می­کنند و حتی موضوع بازیگر تمدنی را مطرح می­کنند. روابط روسیه و آمریکا بسیار متحول شده است، عناصر داخلی نیز به آن اضافه شده است، عناصری از تنش در آن ایجاد شده است و تصور اینکه این تنش همانند جنگ سرد قبلی است اشتباه است. موضوعی جدی است که سایه سنگینش بر تمامی روابط بین الملل وجود دارد. دکتر شوری نیز مروری کوتاه برنوع واکنش روس ها بر تعاملات ایران و آمریکا کردند و در صدد پاسخ برای سوالاتی همچون وضعیتی که الان مواجه هستیم در واقع چه انتظاراتی از روس ها هست؟ و چه برآوردی از نوع واکنش روس ها در آینده می توان انجام داد؟ برآمدند. به نظر ایشان از زمانی که ایران و آمریکا در چارچوب بحث هسته ای وارد مذاکره شدند روس ها مواضع شان در چند سال اخیر با فراز و نشیب همراه بوده است، قبلا از شروع مذاکرات روس ها تقریبا با یک خیال راحتی هر جور که می­خواستند با ایران بازی می­کردند هر چند من تعبیرهایی که می شود در این مورد که ایران کارت بازی روس هاست را نمی پسندم ولی به هر حال دست برتر را در روابطشان با ایران داشتند، اما وقتی ایران آمریکا را وارد معادله کرد و به نوعی آمریکایی­ها هم طرف مذاکره با ایران شدند هر چند در موضوعی معین روس ها ابتدا با حالت تردیدی به موضوع نگریستند، در ابتدا خیلی تمایل نداشتند که گفت و گو­ها به نتیجه برسد، شاید تصور می­کردند که ایران را ازدست خواهند داد، اما  به مراتب که گذشت روس­ها با شرایطی مواجه شدند که با مسئله کنار بیایند و در حد قابل قبولی از مذاکرات حمایت کردند. بعد از برجام رابطه روسیه و ایران برخلاف انتظار برخی روابط بهتر از قبل شد تا زمانی که ترامپ رئیس جمهور آمریکا شد. با رئیس جمهور شدن ترامپ روس­ها باز یک تردید در ذهنیتشان ایجاد شد و این تردید بر روی رابطه آن ها با ایران داشت، اما زمانی این مسئله احساس شد که ترامپ از برجام خارج شد. واکنش روس ها در خروج ترامپ از برجام واکنش جدی­ای نبود. اگر چه انتظار از آن­ها به عنوان یک کشوری که در مذاکرات حضور داشتند و روابط نزدیکی با ایران داشتند واکنش جدی تری باشد، آن ها امیدوار بودند که با واکنش نرم به این موضوع روابط خود را با آمریکا بهبود ببخشند. ولی عملا شرایط داخلی آمریکا اجازه نداد این رابطه بهبود پیدا کند. الان روس­ها با شرایطی مواجه شدند که خطر جنگ بین ایران و آمریکا وجود دارد به همین دلیل موضع گیری­های روسیه در هفته های اخیر جدی شده است. الان روسیه احساس خطر می کند که هم ایران از برجام خارج شود موضوعی که سطح تنش را بالا می برد، ایران را غیر قابل کنترل تر می­کند، این چیزی نیست که روس ها بخواهند و می تواند منجر به در گیری در خاورمیانه بشود، روس ها متوجه شدند که باید یک اقدام جدیدی و جدی تری در این امر نشان بدهند و باید منتظر ورود جدی تر روسیه در این مورد باشیم. جناب آقای حسن بهشتی پور کارشناس ارشد مسائل اوراسیا نیز عنوان کردند که متاسفانه همیشه روابط بین ایران و روسیه از راوابط روسیه و آمریکا تاثیر پذیرفته است و یک معضل سیاست خارجی ما بوده است، چگونه می­توان از این مسئله فرار کرد سوالی جدی است. اما روسیه نه تنها فشا را متوجه آمریکا نمی کند بلکه فشار را متوجه ایران می کند، هم روسیه، انگلیس، چین در حال هشدار به ایران هستند که در برجام بماند، اگر چه ایران هم هنوز بیرون نیامده است. این انتظار وجود داردکه روسیه بیاید آمریکا را تحت فشار قرار دهد و این کار را به صورت جدی انجام نمی­دهد، به هر حال اگر هر تحلیلی در روابط روسیه و آمریکا داشته باشیم می بایست در نهایت به این نتیجه و دستور راه برای سیاست خارجی خودمان برسیم تا پیش بینی رفتار آینده و برای خودمان مشخص شود که چگونه در مناسباتمان با روسیه عمل کنیم. تجربه نشان داده است وقتی ما راه مذاکره و بازی با آمریکا را می بندیم دستمان در رابطه با روسیه بسته است، در هر حالی که اگر ما دستمان برای مذاکره با دیگر کشورها باز باشد بهتر با روس ها در رابطه هستیم. ما اگر شرایطی پیش می آید به هر دلیلی  درب مذاکره با طرف آمریکایی را می بندیم در روابط با روسیه دچار مشکل می شویم. روسیه هیچگاه به ما محبت نمیکند و در زمانی که ماتحت فشار هستیم کمکی به ما نمیکند. به دیدگاه ایشان بمب هسته ای هم برای ایران بازدارنده نخواهد بود و ایران می بایست برای رفع مشکلات اقتصادی راهی بیابد زیرا وضعیت اقتصادی کشور  خوب نیست. جناب شور ی نیز اقزودند که سخنان اخیر پوتین یک واقعیت تلخ را نشان داد که اگر ایران از برجام بیرون بیاید همه فراموش خواهند کرد که آمریکا اول از برجام بیرون آمده است. در ادامه پرسش و پاسخ مفصلی بین شرکت کنندگان و سخنران اصلی جلسه دکتر سجاد پوربرگزار شد. تهیه کننده: کامران هوشیار دانشجوی دکتری مطالعات روسیه دانشگاه تهران   ]]> سیاست خارجی Thu, 20 Jun 2019 07:00:11 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3841/ایران-میانه-روسیه-آمریکا اظهارات مقامات وزارت خارجه روسیه در همایش بین المللی "قرائتهای پریماکف" http://www.iras.ir/fa/doc/report/3838/اظهارات-مقامات-وزارت-خارجه-روسیه-همایش-بین-المللی-قرائتهای-پریماکف لاوروف: اتحادیه اروپا علاقمند است که ایران برجام را نقض کند سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در پنجمین همایش بین المللی "قرائتهای پریماکف" اظهار داشت: حفظ برجام تاحد زیادی به اروپایی ها بستگی دارد. من با علاقه منتظر کنفرانس خبری پایان مذاکرات هایکو ماس وزیر امور خارجه آلمان در تهران هستم. برخی از شرکای ما علاقمند به این هستند که  اشتباهی از ایران سر بزند و اقداماتی را انجام دهد که در برجام گنجانده نشده اند. آنگاه کسی در غرب نفس راحتی میکشد و تمام مسئولتیها را از دوش خود بر میدارد. این مسئله بسیار غم انگیز خواهد بود و در اینجا نیز جمله "عدم توانایی در توافق" میتواند کاربرد داشته باشد. امیدوارم که اروپای مطیع قانون به قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل پایبند باشد. ریابکوف: فشار تحریمی آمریکا علیه ایران برای روسیه قابل پذیرش نیست سرگئی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه روسیه در جمع خبری در حاشیه همایش بین المللی "قرائتهای پریماکف" اظهار داشت: آمریکا علنا اعلام میدارد که فشار تحریمی را علیه تهران افزایش خواهد داد، این امر برای ما کاملا غیر قابل پذیرش است. اما هنوز زمان برای نجات برجام باقی مانده است. برخی از شرکای ما در برجام، یعنی کشورهایی که بدنبال خروج آمریکا از برجام از آن خارج نشدند و باقی مانده اند در صددند اقداماتی را که اکنون ایران اتخاذ می نماید را غم انگیز جلوه بدهند. ما با این غم انگیز جلوه دادن مصنوعی موافق نیستیم. ما فکر میکنیم که این امر احتمالا مقدمه ای برای اتخاذ تدابیری از جانب اروپایی ها بر اساس منطق "کمتر بخاطر کمتر" باشد. گزینه هایی برای حفظ برجام وجود دارند: یکی از آنها راه اندازی هر چه سریعتر ساز و کار INSTEX است که ایرانی ها مدتهاست در مورد آن صحبت میکنند و ما نیز با آنها گفتگو کردیم. با این وصف راه اندازی این ساز و کار چنان باید باشد که کشور سومی بغیر از اروپایی ها و ایران بتواند از امکانات چنین طرح محاسباتی در انجام معاملات با ایران استفاده نماید و همچنین به کمک INSTEX از امکان خدمات رسانی نه تنها در گروه کالاهای غیر تحریمی نظیر دارو و مواد غذایی بلکه از واردات نفت خام از جمهوری اسلامی ایران که آمریکایی ها مانع میشوند، برخوردار باشد. ما از اقدامات اخیر تهران در مورد برجام در شعف نیستیم، اما در واقع ایران راه انتخاب دیگری ندارد و ما  این وضعیت را درک میکنیم. اتحادیه اروپا در راستای عادی سازی روابط تجاری با جمهوری اسلامی قدم بر نمیدارد و از اراده سیاسی لازم برای این کار برخوردار نیست. ایران باید از امکان فروش کالاهای خود بویژه نفت و کسب درآمد برخوردار باشد. مسکو تاسف میخورد که عدم پویایی در این روند، احتمالا برجام را تضعیف نماید. عدم پیشرفت در حل و فصل اختلافات بین آمریکا و ایران، بازی برای ارتقای خواسته ها است.  روسیه به این بحران بسیار جدی مینگرد. لاوروف: روسیه و آمریکا باید بیانیه عدم پذیرش جنگ هسته ای را صادر کنند سرگئی لاوروف در همایش بین المللی "قرائتهای پریماکف" اظهار داشت: اصولا مهم است که روسیه و آمریکا کل جهان را آرام کنند و بیانیه مشترکی در سطح عالی در خصوص اینکه در جنگ هسته ای برنده ای وجود ندارد را صادر نمایند و به همین دلیل غیر قابل پذیرش است. در گذشته شوروی و آمریکا دو مرتبه چنین بیانیه ای را صادر نمودند. ما درک نمیکنیم که چرا در شرایط کنونی هرگز نباید مجددا این موضع را تایید نمود. اکنون طرف آمریکایی در حال بررسی پیشنهاد ما است. ریابکوف: آمریکا را از خروج از توافقنامه منع آزمایشات هسته ای برحذر داشت سرگئی ریابکوف معاون وزیر امور خارجه روسیه در همایش بین المللی "قرائتهای پریماکف" اظهار داشت: مسکو آمریکا را از ارتکاب به اشتباهاتی که به خروج از توافقنامه منع آزمایشات هسته ای منجر گردد، برحذر میدارد. این اقدام محکمترین ضربه به نظام امنیت بین المللی است. ما شرکایمان در واشنگتن را از ارتکاب به بزرگترین اشتباه مجدد برحذر میداریم.  آمریکا با اتهامات خود علیه روسیه موجب خروج تدریجی از این توافقنامه میشود. روبرت اشلی رئیس سرویس اطلاعات ارتش آمریکا قبلا گفته بود که به احتمال زیاد روسیه تعلیق آزمایشات هسته ای را بر اساس اصل "قدرت صفر" که در توافقنامه درج شده، رعایت نمیکند. آمریکا برغم روسیه توافقنامه منع جامع آزمایشات هسته ای را امضا نکرد و مطابقا تعهداتی در قبال آن ندارد. منابع: http://inforos.ru/ru/?module=news&action=view&id=92911&utm_source=yxnews&utm_medium=desktop https://ria.ru/20190611/1555487212.html https://ria.ru/20190611/1555485828.html?utm_source=yxnews&utm_medium=desktop   ]]> سیاست خارجی Sun, 16 Jun 2019 12:58:57 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3838/اظهارات-مقامات-وزارت-خارجه-روسیه-همایش-بین-المللی-قرائتهای-پریماکف ایران در میانه روسیه و آمریکا http://www.iras.ir/fa/doc/news/3837/ایران-میانه-روسیه-آمریکا موسسه مطالعات ایران و اوراسیا برگزار می کند:   ایران در میانه روسیه و آمریکا سخنرانان: دکتر سید محمد کاظم سجاد پور استاد روابط بین الملل و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه دکتر ژند پل شکیبی دانشیار دانشگاه ایالتی نیویورک رئیس جلسه: دکتر محمود شوری تحلیلگر ارشد مطالعات اوراسیا زمان: سه شنبه 28 خرداد 1398   ساعت : 17 مکان: در محل موسسه ایراس،تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از پارک ساعی، کوچه امینی، پلاک 2- واحد 6 از تمامی علاقه مندان و کارشناسان برای حضور در این جلسه دعوت به عمل می آید. به علت محدودیت جا لطفا در صورت حضور به شماره تلگرام 09369453983 پیام بدهید ]]> سیاست خارجی Sun, 16 Jun 2019 11:40:42 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3837/ایران-میانه-روسیه-آمریکا خطرات و منافع ورود ایران به دریای مدیترانه http://www.iras.ir/fa/doc/note/3825/خطرات-منافع-ورود-ایران-دریای-مدیترانه ورود ایران به دریای مدیترانه برای روسیه  با خطر و منافع همراه است. براساس گزارش ها، ایران، که ایالات متحده دوباره تحریم ها را بر او تحمیل کرده است، تصمیم گرفته است که  "پنجره ای به اروپا" مختص خودش باز کند. دقیق تر، در سواحل دریای مدیترانه سوریه، از جایی که قادر به انجام فعالیت های تجاری مستقل است. برای این منظور، تهران قرارداد اجاره نامه  بندر لاذقیه را با سوریه  امضا کرده است. " برنامه های مختلف ایران" چگونه می تواند برای خاورمیانه  تهدید به شمار آید؟ لاذقیه یک شهر نیم میلیون نفری است که از زمان تاریخ فنیقی ها در منابع تاریخی شناخته شده است. علوی ها اکثریت را در این استان سوریه تشکیل می دهند و ستون اصلی رئیس جمهور بشار اسد هستند. امروز، اپراتور بندر لاذقیه یک شرکت  فرانسوی است، اما از 1 اکتبر، ایران زمانی که مستاجر تغییر می کند جای فرانسوی ها را می گیرد. از طریق این پنجره، جمهوری اسلامی حتی بدون مرز مشترک با سوریه به مدیترانه دسترسی خواهد داشت. اول از همه، باید یادآور شد که به کرملین در مورد مذاکرات بشار اسد و حسن روحانی در تهران که احتمالا این توافق نامه امضا شده است، خبر ندادند. رؤسای جمهور دو کشور خاورمیانه ترجیح دادند با یکدیگر مذاکره کنند، در حالی که فراموش کردند که نظرات همکاران روسی خود را جویا شوند. ممکن است چند دلیل برای توضیح آن وجود داشته باشد. سناریو اول اکنون که اوج بحران در سوریه  گذرانده شده است، رئیس جمهور اسد می تواند تصمیم بگیرد که دیگر نیازی به کمکی از روسیه نیست، و به ایران تمایل دارد. البته، تهران خیلی قبل تر از مسکو به کمک دمشق آمد؛ بسیاری از ژنرال ها، افسران و سربازان عادی کشته شده اند. علاوه بر این، بسیاری از سوالات مطرح شده در مورد بمباران سوریه توسط اسرائیلی ها نگرش کرملین را در این مورد به چالش می کشد. وزارت دفاع روسیه سه سیستم S-300 را به سوریه منتقل کرده است، اما آنها به سختی سکوت کرده و خود را حفظ می کنند. اگر ایران به لاذقیه برود، حفاظت واقعی از استان مادری بشار اسد را با سلاح های ضد هوایی تامین خواهد کرد. تهران همچنین دارای سیستم دفاع هوایی خود و سیستم های S-300PMU-1 است که قبلا در روسیه خریداری شده است. چنین سناریویی نفوذ مسکو در منطقه را کاهش می دهد. نیروی هوایی اسرائیل نمی تواند "آرام" بنشیند، واما همه این ها تهدیدی برای حملات بیشتر به لاذقیه خواهد شد، به خصوص اگر این بندر توسط ایرانی ها  نه تنها برای غیر نظامیان بلکه برای نیازهای نظامی استفاده شود. همه اینها با دور جدیدی از تشدید درگیری ها همراه است. سناریو دوم کرملین می تواند همه چیز را در مورد  لاذقیه  خیلی جدی نگیرد؛ زیرا این امر برای او مفید است. واقعیت این است که پس از آن یک مسیری مناسب برای حمل و نقل وجود خواهد داشت که روسیه قادر خواهد بود از آن استفاده کند. برای مدت طولانی پروژه ای برای اتصال راه آهن ایران، عراق و سوریه وجود دارد. با توجه به جنگ در سوریه، جاده ها تا حدی آسیب دیده اند، اما می توانند به سرعت بازسازی شوند. یک خط راه آهن که  تقریبا تا پایگاه روسی در حمیم ادامه دارد، جایی که ممکن است کالا های نظامی را از طریق خزر فراهم کند. بنابراین تامین گروه نظامی ما در سوریه دیگر بستگی ترکیه و کشورهای عضو ناتو نخواهد داشت.  ممکن است که چنین مسیری حمل و نقل مورد علاقه چین نیز باشد. نویسنده: سرگئی مارژستکی منبع:http://kfaktiv.ru/15-aprelia-2019-vyhod-irana-na-sredizemnomore-tait-v-sebe-opasnost-i-polzy-dlia-rossii-2.html مترجم: کامران هوشیار دانشجوی دکتری مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران   ]]> سیاست خارجی Sat, 20 Apr 2019 09:14:39 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3825/خطرات-منافع-ورود-ایران-دریای-مدیترانه «ایران و روسیه در آستانۀ دهۀ چهارم همکاری‌های پسا جنگ سرد» http://www.iras.ir/fa/doc/report/3824/ایران-روسیه-آستانۀ-دهۀ-چهارم-همکاری-های-پسا-جنگ-سرد نشست تخصصی گروه مطالعات روسیه با عنوان «ایران و روسیه در آستانة دهة چهارم همکاری‌های پساجنگ سرد» در روز دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۸ در تالار حنانة دانشکدة مطالعات جهان برگزار شد. در این نشست با ادارة دکتر جهانگیر کرمی، معاون اداری و مالی دانشکده، دکتر لنا دونایوا، دانشیار انستیتو خاورشناسی آکامی علوم روسیه، دکتر احسان رسولی‌نژاد، استادیار دانشکدة مطالعات جهان، دکتر خدایار براری، استادیار دانشکدة مطالعات جهان، دکتر مارینا کامنوا، دانشیار انستیتو خاورشناسی آکادمی علوم روسیه، و دکتر الهه کریمی ریابی، استادیار دانشکدة مطالعات جهان، سخنرانی کردند. دکتر کرمی در مقدمة این نشست ایران را کشوری خواند که با ۲۰۵ کشور از ۲۰۷ کشور دنیا روابط دارد. در این میان، روابط ایران با آمریکا، روسیه، چین، انگلستان، فرانسه و آلمان بیش از سایر کشورها و در مرتبة دیگری با همسایگان خود اهمیت دارد. در این میان روسیه جایگاه ویژه‌ای دارد که سبب شده است بیش از دو سده از کشورهای مؤثر در روابط خارجه و مسائل داخلی ایران باشد. وی محور اصلی این نشست را بررسی مسائل اقتصادی و فرهنگی روابط دو کشور خواند، گرچه هر دو از مسائل سیاسی چندان دور نیست. دکتر دونایوا همکاری‌های ایران و روسیه را از نگاه روسی بررسی کرد. وی با توجه به نامتوازن و ناپایدار بودن توسعة اقتصاد ایران و روسیه در همة زمینه‌ها، بر پیوند اقتصاد با سیاست در هر دو کشور تأکید کرد که تغییر در آرایش سیاست دو کشور به تغییر در روابط اقتصادی دو کشور می‌انجامد. عدم‌توفیق دو کشور در توسعة روابط سیاسی در برهه‌های زمانی مختلف، سبب ناکام‌ماندن توسعة اقتصادی و روابط تجاری و اجرای پروژه‌های مشترک از جمله توافقنامة مشترک ایران و روسیه در استخراج منابع گاز شده است. تنها پروژة موفق ایران و روسیه ساخت نیروگاه اتمی بوشهر بود که بیش از پانزده سال به درازا کشید. روابط ایران و روسیه متأثر روابط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. هر دو کشور سایة تحریم‌های آمریکا را بر خود دیده و رقیب تجاری هم در حوزة صادرات انرژی بوده‌اند. وی از جمله مسائل مهم داخلی روسیه را بحران جدی اقتصادی این کشور در اوایل دهة ۹۰ و پس از فروپاشی شوروی، غربگرایی نخبگان سیاسی و اقتصادی آن و تمایل الحاق آن‌ها به الحاق روسیه به اروپا، و نداشتن برنامة بلندمدت و توسعه‌محور نام برد. دکتر دونایوا از جمله شاخص‌های مهم اقتصادی روسیه و مشترک با ایران را دولت‌محوربودن آن و تسلط شرکت‌های تجاری بزرگ و نیمه‌دولتی در فعالیت‌های صادراتی دانست. وی مهم‌ترین مانع در گسترش روابط اقتصادی سی‌سالة گذشتة دو کشور را پیوند عمیق اقتصاد و سیاست و اولویت‌دادن به مسائل ژئوپلتیک بیش از منافع اقتصادی، فقدان سازوکار مالی با بیمة مشترک، و آشنایی کم تجار دو کشور در زمینة صادرات هر کشور و قوانین و مقررات یکدیگر، ضعیف‌بودن تجارت خرد و متوسط روسیه، بروکراسی در هر دو کشور، ناهمخوانی قواعد گمرکی و سیستم استاندارد و حقوقی و کنترل کیفیت و فرهنگ تجاری خواند. برقراری روابط با غرب برای روسیه اهمیت بیشتری دارد، گرچه در سال‌های اخیر به سمت شرق چرخش جدی داشته است. به گفتة وی این چرخش اتفاقی نبوده است چرا که آسیا به قطب توسعة اقتصادی و سیاسی جهان بدل شده است. روسیه به‌دنبال سیستمی متوازن و چندقطبی در این قاره است. لذا، رابطه با ایران از اولویت‌های سیاسی روسیه است. پس از امضای برجام، بهبود جدی در روابط اقتصادی و بیشتر در روابط بازرگانی دو کشور پدید آمد. حجم تبادل کالای دو کشور در سال ۲۰۱۶، ۷۰ درصد افزایش داشته است و به ۲/۲ میلیارد دلار رسید. در این بین سهم ایران کمتر از ۱ درصد بوده است. جایگاه ایران در میان شرکای تجاری روسیه در جایگاه ۴۷‌ام است. بیش از نیمی از کالاهای صادراتی روسیه به ایران کالاهای صنعتی بوده که در دو سال اخیر رو به افزایش گذارده است. همچنین، ۷۰ درصد واردات کشاورزی ایران از روسیه بوده است. از سال ۲۰۱۵ صادرات ماهی و محصولات دریایی نیز آغاز شد. هر دو کشور در کاهش عوارض و افزایش تسهیلات گمرکی موافقنامه‌های مشترکی امضا کردند و با کاهش ۲۵ درصدی عوارض گمرکی، کریدور سبز به روی محصولات اقتصادی ایران باز شد. واردات روسیه از ایران در سال ۲۰۱۷، در مقایسه با سال ۲۰۱۶، به بیش از ۲۹ درصد و در سال ۲۰۱۸ به بیش از ۳۵ درصد ارتقا یافت. سهم روسیه در تجارت خارجی ایران تنها ۶ درصد است و نشان می‌دهد روسیه هنوز شریک اقتصادی مهمی برای ایران نیست. تبادلات دو کشور در حوزه‌های انرژی، فنی، نظامی، هوا و فضا، و زیرساخت‌ها نیز چشمگیر بوده است. کمیسیونی مشترک همکاری‌های تجاری، علمی و فنی و ارتباطات دو کشور را شکل می‌دهد. نیروگاه حرارتی و گسترش خط راه‌آهن در میان دو کشور و گسترش سیستم حمل‌ونقل اوراسیا از دیگر پروژه‌های مشترک این دو کشور است. دکتر رسولی‌نژاد با تمرکز بر تحریم‌ها، همکاری‌ ایران و روسیه را بررسی کرد. تحریم‌های متعددی، از جمله فناوری و صنعت علیه روسیه و پیش از فروپاشی شوروی اعمال شده است. از ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۸ روسیه هیچ تحریمی نداشته و پس از آن تحریم‌های مختلفی داشته است. با توجه به اعمال تحریم‌های مختلف علیه ایران از ۱۹۷۹ و با پیروزی انقلاب اسلامی، تجربة ایران در تحریم‌ها بیش از روسیه است. به لحاظ ساختار اقتصادی، در سه دهه- ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۹، ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۹، و ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸- متغیرهای موجود مانند شهرنشینی، رشد اقتصادی، تورم، درجة بازبودن تجاری، تجارت با کشورهای اصلی اعمال‌کنندة تحریم ساختار اقتصادی روسیه را به‌لحاظ متغیرهای کلان اقتصادی در برابر تحریم‌های غرب مقاوم‌تر کرده است. این ساختارها در ایران ضعیف‌تر است. از نظر واکنش به تحریم‌های غرب، هر دو کشور اقتصاد مقاومتی یا ضدتحریمی داشته‌اند. هر دو کشور این سیاست را راه‌حلی می‌دانند برای کم‌اثرترکردن یا بی‌اثرترکردن تحریم‌های غرب. این سیاست در هر دو اقتصاد سبب شکل‌گیری سیاست جانشینی واردات شده است؛ یعنی، تقویت تولیدات داخلی هر دو کشور. ایجاد چرخش تجاری دیگر رویکرد مشترک هر دو کشور بوده است؛ یعنی، هر دو کشور از سمت کشورهای تحریم‌کننده به سمت کشورهای غیرتحریم‌کننده حرکت می‌کنند. دکتر رسولی‌نژاد تفاوت‌های دو کشور را در مواجهه با تحریم‌ها از دو بعد بررسی کرد. بعد نخست اینکه در ایران اقتصاد مقاومتی صرفاً خاص دوران تحریم نیست. خودسازی اقتصاد داخلی نیز مطرح است. در روسیه منظور از اقتصاد ضدتحریمی، سیاست‌هایی است که در زمان تحریم اخذ می‌شود. این واکنش به تحریم‌ها دفاعی است، به‌گونه‌ای که تحریم‌ها را کم‌اثر یا بی‌اثر سازد؛ این در حالی است که در روسیه در کنار ذات دفاع، ذات حمله نیز وجود دارد. دکتر براری، بحث مطرح‌شدة دکتر دونایوا را از نگاه ایرانی و با تمرکز بر حوزة انرژی بررسی کرد. ایران در مقطعی در زمان شوروی با روسیه در حوزة گاز همکاری داشت و متخصصان شوروی حدود ۵۰۰ کیلومتر از خط لولة انتقال گاز ایران به شمال را احداث کردند. در مقطعی نیز ایران گاز طبیعی به این کشور صادر می‌کرد که بعد از مدتی متوقف شد. از ۲۵ دسامبر ۱۹۹۱ که ایران رسماً اعلام کرد فدراسیون روسیه را وارث و جانشین حقوقی شوروی به‌رسمیت می‌شناسد، روابط ایران و روسیه وارد مرحلة جدیدی شد. روابط دوجانبة کشورها از جمله در بخش انرژی نیازمند پایة حقوقی است. در ۱۹۹۲ دو کشور توافقنامة استفادة صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را امضا کردند. در مارس ۲۰۰۱ قرارداد مهم دیگری بین دو کشور امضا شد و در آوریل ۲۰۰۲ با امضای توافقنامه‌ای بین رؤسای جمهور دو کشور، مبنای حقوقی همکاری‌های بلندمدت ایران و روسیه شکل گرفت. در ۲۰۱۰ با امضای توافقنامه‌ای موسوم به «نقشة راه»، همکاری‌ها برای توسعة روابط دو کشور در حوزة انرژی در بازه‌ای ۳۰ ساله آغاز شد. در سال ۲۰۱۴ نیز وزیران نفت و انرژی دو کشور قرارداد پنج‌سالة دیگری را به امضا رساندند. در سال ۲۰۱۵ نیز قرارداد دیگری میان ستاری، معاون رئیس‌جمهور ایران، و راگوزین، معاون نخست‌وزیر روسیه برای توسعة همکاری‌های علمی و فنی از جمله در بخش انرژی امضا شد. دکتر براری روابط دو کشور را در سه مرحلة پایه‌گذاری حقوقی، تثبیت و شکوفایی تقسیم کرد. به باور دکتر براری، طی سه دهة گذشته پایه‌گذاری حقوقی در حوزة انرژی میان دو کشور شکل گرفته است. پس از برجام انتظار می‌رفت وارد حوزة تثبیت و شکوفایی شویم. حوزة انرژی در روابط دو کشور در کنار حوزه‌های امنیتی، نظامی و سیاسی از جمله مهم‌ترین حوزه‌های همکاری‌ ایران و روسیه است. روابط جدی دو کشور در حوزة انرژی با همکاری در بخش انرژی هسته‌ای آغاز شد. ایران و روسیه خود را قدرت بزرگ در حوزة انرژی می‌دانند. حتی روسیه خود را ابرقدرت انرژی می‌داند. اقتصاد روسیه و ایران مکمل هم نیست، چون هر دو نفت و گاز دارند؛ از این‌رو، حجم روابط اقتصادی آن‌ها زیاد نیست. در حالی که برای مثال، در مورد اقتصاد ترکیه و روسیه بخش عمده‌ای (حدود یک‌سوم) از حجم روابط تجاری-اقتصادی دو کشور به نفت و گاز مربوط می‌شود. ترکیه گاز از روسیه وارد و در مقابل حجم قابل توجهی از مواد غذایی و محصولات کشاورزی به روسیه صادر می‌کند. لذا، می‌توان گفت اقتصاد این دو کشور مکمل هم است. دکتر براری به سخنان خود در سال ۲۰۱۲ اشاره کرد که با وجود رقابتی‌بودن حوزة انرژی میان ایران و روسیه، امکان همکاری بین دو کشور در این حوزه وجود دارد. به‌نظر می‌رسد در این سال‌ها دو کشور راه‌های همکاری با یکدیگر را یافته‌اند. حتی رقبا نیز وقتی پای منافع مشترک در میان باشد، ناگزیر به همکاری‌اند؛ به ویژه، در رابطه با امنیت انرژی. برای مثال، اگرچه روسیه و آمریکا در حوزة انرژی رقیب‌اند، پوتین پس از ملاقات با ترامپ در نشست هلسینکی، در کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد روسیه مایل به همکاری با آمریکا در حوزة انرژی است، از جمله در زمینة قیمت‌گذاری؛ چرا که نوسان شدید قیمت کشورهای صادرکنندة انرژی را با بحران مواجه می‌کند. سال ۲۰۱۰ نیز پوتین تأکید کرد که روسیه مایل به همکاری با قطر در بازار جهانی گاز است، در صورتی که دو کشور رقیب جدی یکدیگر محسوب می‌شوند. دکتر براری در خاتمه به ظرفیت‌های ایران و روسیه برای همکاری در حوزة انرژی اشاره کرد، از جمله در مجمع کشورهای صادرکنندة گاز، مشارکت در احداث خط لولة ایران-پاکستان-هند، امنیت انرژی، و تبادل برق و انرژی از کریدور قفقاز. وی ملاحظات سیاسی کشورها را برای همکاری در بخش انرژی خاطرنشان ساخت. گفتة کسینجر در ژانویه ۱۹۷۵: «از همان نخست، مسئلة انرژی مسئلة سیاست خارجی بوده است نه مسئله‌ای صرفاً اقتصادی» پایان‌بخش سخنان این استاد گروه مطالعات روسیه بود. دکتر کامنوا، دربارة مسائل فرهنگی دو کشور سخن گفت. وی به سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد که فرمودند: «فرهنگ در حاشیة مسائل اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین مسائل رشد هر کشوری است.» دکتر کامنوا روابط فرهنگی ایران و روسیه را از زمان هخامنشیان نامید. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم در دوران سلسلة قاجار و رومانوف روابط فرهنگی جدی دو کشور آغاز شد. پتر کبیر به‌دنبال گسترش روابط دیپلماتیک خود با همسایگان شرقی، به‌خصوص ایران، اولین گروه دانش‌آموزان روسی را برای فراگیری زبان فارسی در سال ۱۷۱۶ به ایران اعزام کرد. در ۱۷۳۲ تدریس زبان فارسی در روسیه آغاز شد. در سال ۱۸۰۴ در اساسنامه‌های دانشکده‌های روسیه آموزش دیگر زبان‌های شرقی درج شد. در سال ۱۷۱۸ آموزش زبان فارسی در انستیتوی اصلی سن‌پترزبورگ آغاز شد. پس از آن مراکز ایران‌شناسی در روسیه تأسیس شد. فرهنگ، دکترین اصلی سیاست دولت ایران و روسیه و عامل اصلی سیاست خارجی دو کشور است، گرچه روابط فرهنگی دو کشور گاه در سطح مطلوبی نبوده است. این روابط در سال‌های اخیر رو به گسترش نهاده و تفاهم‌نامه‌هایی میان دو کشور امضا شده است. زبان روسی در ایران و زبان فارسی در روسیه طرفداران زیادی دارد. زبان فارسی در ۱۸ مرکز آموزش عالی کشور تدریس می‌شود. دانشگاه‌های مسکو و سن‌پترزبورگ و جمهوری قفقاز شمالی از جملة این مراکز است. ده مرکز ایران‌شناسی نیز در مسکو وجود دارد. آموزش از راه دور نیز در حال توسعه است. در حوزه‌های علوم، آموزش، امور موزه، کتابداری، سینما، موسیقی، تئاتر، ترجمه، ادبیات، ورزش، جهانگردی و گفتگوی میان ادیان فعالیت‌های چشمگیری میان ایران و روسیه انجام می‌شود. آثار نظم و نثر فارسی نیز به روسی ترجمه می‌شود. در سال ۱۹۹۹ رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مسکو افتتاح شد. گفتگوی فرهنگی دوجانبه علاوه‌بر رایزنی فرهنگی در برنامة دو کشور قرارگرفت. از جمله آخرین پروژه‌های مشترک فرهنگی دو کشور حضور سنتی دو کشور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب در تهران و مسکو، مراسم اهدای جوایز برترین‌های کتاب سال ایران و اسلام، و اجرای نمایشگاه گروه‌‌های تئاتر ایران در مسکو بوده است. با فعالیت کمیتة مشترک همکاری‌های اقتصادی و فرهنگی روسیه، تبادل دانشجو، برگزاری کنسرت موسیقی کلاسیک ایران و کنسرواتوار روسیه، تشکیل هفتة فرهنگی ایران در مسکو، و امضای یادداشت تفاهم میان کنسرواتوار چخوف در مسکو با بنیاد هنری و فرهنگی رودکی در ایران شکل گرفت. دکتر کامنوا از افزایش شمار دانشجویان ایرانی در دانشگاه‌های روسیه خبر داد که برخی نیز مجانی تحصیل می‌کنند. دکتر کریمی در خصوص روابط علمی و دانشگاهی دو کشور سخن گفت. وی شکل‌گیری دیپلماسی فرهنگی دو کشور را بر پایة ارتباط با دولت‌ها، دانشگاه‌ها، اساتید و دانشجویان و توسعة علمی و فرهنگی و گسترش روابط خارجی دو کشور یاد کرد. در سال ۱۳۵۹، شورای عالی انقلاب، مرکز ملی تحقیقات علمی را تأسیس کرد. با وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها و به‌دنبال آن جنگ ایران و عراق، این نهاد فرهنگی تا مدت‌ها نتوانست به فعالیت خود ادامه دهد. در سال ۱۳۷۰ اساسنامه و چارت سازمانی آن به تصویب رسید و در پنج گروه فعالیت خود را آغاز کرد. در نقشة جامع علمی کشور، و در برنامة ششم توسعه به مسائل علمی پرداخته شده است. در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز سندی در این رابطه وجود دارد. برای عملیاتی‌شدن این برنامه‌ها و سندها لازم است هم وزارت امور خارجه و هم وزارت علوم تعاملی دوجانبه داشته باشند. دکتر کریمی با بیان رشد علمی کشور و شمار مقالات علمی منتشرشده در مجلات بین‌المللی، بیان کرد طبق آمار اسکوپوس ایران در سال ۲۰۱۷ صدرنشین تعاملات علمی بین‌المللی بوده است. شمار مقالات بین‌المللی کشورها نشان از تعاملات بین‌المللی جامعة علمی آن‌هاست. از جمله دیپلماسی علمی روسیه، تأسیس انجمن روابط فرهنگی با کشورهای خارجی در سال ۱۹۲۵ بود. فعالیت‌های علمی در زیرمجموعة این انجمن قرارمی‌گیرد. در ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ شوروی رشد علمی خوبی داشته است. از ۱۹۸۰ به بعد سیاست خارجی شوروی از این قدرت نرم بهره‌مند شد و تعاملات علمی با دانشگاه‌ها و دانشمندان خارجی را بیشتر کرد. پس از فروپاشی شوروی، حوزه‌های علمی و پژوهشی نیز مانند سایر حوزه‌ها با آسیب همراه شد. روس‌های از سال ۲۰۰۰ به بعد با افزایش بودجة بخش علمی و پژوهشی سعی در جبران آن داشته‌اند، به‌خصوص در هوافضا و علوم پایه. بحران اقتصادی سال‌های اخیر در بیشتر کشورها از جمله روسیه نیز گریبان‌گیر بخش علمی و فرهنگی به‌ویژه در علوم انسانی شده است. با تأسیس اتحادیة مؤسسات آموزش عالی بین دو کشور، دانشگاه‌های برتر دو کشور به‌صورت سالیانه یک سال در مسکو و یک سال در تهران نشست دارند و مسائل مربوط به دانشگاه‌ها را بررسی می‌کنند. در سایة این اتحادیه پارک‌های علم و فناوری دو کشور نیز در حوزه‌های مختلف با هم مشغول به‌کارند. دکتر کریمی از جمله موانع در رشد فعالیت‌های دانشگاهی را مشکل تأیید مدارک تحصیلی دانست و به کارگروهی در وزارت علوم اشاره کرد که مدارک این دانشگا‌ه‌ها را بررسی می‌کند و برای دانشجویان ایرانی این مسئله تقریباً حل شده است. اما، دانشگاه‌های روسیه مدارک ایران را تأیید نمی‌کنند. به همین دلیل شمار دانشجویان ایرانی در روسیه بیش از تعداد دانشجویان روسی در ایران است. در پایان نشست نیز پرسش و پاسخ برگزار شد. تهیه کننده: پیام بهرامیان دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه دانشگاه تهران       ]]> سیاست خارجی Sat, 20 Apr 2019 08:31:10 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/report/3824/ایران-روسیه-آستانۀ-دهۀ-چهارم-همکاری-های-پسا-جنگ-سرد روسیه و ایران نمی توانند همواره روی چین حساب کنند http://www.iras.ir/fa/doc/article/3822/روسیه-ایران-نمی-توانند-همواره-روی-چین-حساب-کنند پکن برای برخی از کشورها که به علت  تحریم از سوی آمریکا با مشکل روبرو می شوند نقش پشتیبان مالی را ایفا می کند. اما با نگاهی دقیق به رویکرد چین به ایران و روسیه که هر دو با تحریم های آمریکا روبرو هستند متوجه می شویم که چین  در ارتباط با این دو کشور که متحد راهبردی پکن محسوب می شوند، سیاست هایی را در پیش می گیرد که به زیان تهران و مسکو می باشند. در پیش گرفتن چنین رویکردی نشان می دهد که برای چین بازار آمریکا از جذابیت خاصی برخوردار است و پکن نمی خواهد خود را با تحریم های برونمرزی آمریکا به علت حمایت از ایران و روسیه، روبرو کند. افزون براین، باید دانست که برخی از شرکت ها و موسسات چینی منافع خاص خود را دنبال می کنند و از نوعی استقلال از منافع ژئوپولیتک دولت متبوع خود برخوردارند. رویکردهای دولت چین در قبال ایران و روسیه در ضمن نشان می دهد با اینکه این سه کشور در ائتلافی ضد غربی در کنار یکدیگر قرار دارند اما با وجود رجزخوانی های ضد غربی پکن، تهران و مسکو، روابط این سه پایتخت با یکدیگر، با پیچیدگی خاصی همراه است. درک این پیچیدگی برای کسانی که مسئولیت تدوین سیاست کشور خود را بر عهده دارند، از اهمیت خاصی برخوردار است. در سطح ژئوپولیتیک، چنین به نظر می رسد که چین، روسیه و ایران همگام هستند. اما با وجود نزدیک بودن مواضع این سه کشور به یکدیگر که در دیدار مقامات ارشد آن ها به ویژه روسای جمهور چین و روسیه بر آن تاکید می شود، روابط پکن با مسکو و تهران با تنش های جدی دوجانبه همراه است. این تنش و اختلاف در زمینه اقتصادی بیش از عرصه های دیگر به چشم می خورد و ایران و روسیه از خودداری موسسات مالی و شرکت های چینی از سرمایه گذاری در این دو کشور ناراضی هستند. تازه ترین نمونه از نارضایتی روسیه از چین به خودداری پکن از کمک به روسیه به علت ترس از تحریم های آمریکا برای کنار گذاشتن دلار از مبادلات تجاری بین دو کشور، مربوط می شود. قرار بود تا پایان سال ٢٠١٨ دو کشور در این مورد موافقتنامه ای امضا کنند، که چنین نشد. واشنگتن بر این باور است که امضا چنین موافقتنامه ای بین پکن و مسکو در واقع اقدامی از سوی چین برای کمک به روسیه جهت مقابله با تحریم های آمریکا خواهد بود. روسیه برای جلب کمک و همکاری های چین در اواخر سال ٢٠١٨ یکصد میلیارد دلار از ذخایر ارزی خود را به یوان چین تبدیل کرد و با چهل و چهار میلیارد دلار یوان ، به دومین کشور در زمینه ذخیره ارزی پول چین تبدیل شد. امروزه این دو کشور ١٤ درصد از مبادلات تجاری خود را به یوان و ٧ درصد را با روبل انجام می دهند اما روسیه امیدوار بود که این میزان افزایش پیدا کنند و شهروندان دو کشور بتوانند از کارت های اعتباری خود در کشور مقابل استفاده کنند. همین مسایل درمورد ایران نیز صدق می کند، کشوری که مقامات آن تلاش می کنند تا از چین برای دور زدن تحریم های آمریکا استفاده کنند اما تشید تدابیر و تحریم های آمریکا باعث شده است تا شرکت ها و موسسات مالی چین از گسترش همکاری های خود با ایران اکراه داشته باشند. تازه ترین مورد از اکراه داشتن نهادهای مالی چین از همکاری با ایران برای مقابله با تحریم های آمریکا تصمیم کونلون بانک چین است که بیشتر سهام آنرا شرکت ملی نفت چین در اختیار دارد. این بانک در ماه دسامبر اعلام کرد که فقط تا پایان ماه مه که مهلت تعیین شده اس سوی آمریکا برای چین در زمینه خرید نفت از ایران به پایان می رسد، بهای نفت خریداری شده از ایران را پرداخت خواهد کرد. این بانک به علت نگرانی از به خطر افتادن منافعش در بازار آمریکا، چنین تصمیمی را اتخاذ کرده است. به گزارش سایت بورس و بازار، در پی تشدید تحریم های آمریکا علیه صنعت نفت ایران، صادرات نفت ایران به چین از ماه اکتبر تا دسامبر حدود ٧٠ درصد کاهش پیدا کرد. ایران نیز همانند روسیه خواستار آن است که با چین با ارز دو کشور مبادلات تجاری را انجام دهد اما بانک مرکزی ایران از انتشار نوع و میزان ذخایر ارزی کشور خودداری می کند و به همین علت معلوم نیست که چه مقدار از مبادلات تجاری دو کشور با ارزهای ملی صورت می گیرد. انتظار می رفت که چین در ادامه سیاست “یک کمربند یک جاده ” که احیای جاده ابریشم محسوب می شود در روسیه و ایران سرمایه گذاری هایی انجام دهد اما تا کنون چنین اقدامی صورت نگرفته است. وقتی شرکت توتال فرانسه از طرح توسعه میدان گازی پارس جنوبی به علت ترس از تحریم های آمریکا خارج شد چین سهام این شرکت را خریداری کرد اما تا کنون سرمایه گذاری چندانی برای توسعه این میدان انجام نداده است. علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز از آهسته بود روند بازطراحی راکتور آب سنگین اراک از سوی چینی ها ابراز نارضایتی کرده است. افزون بر نگرانی چین از تحریم های آمریکا به علت همکاری با ایران و روسیه، مسکو همواره به پکن به عنوان یک شریک راهبردی، به دیده تردید نگاه کرده است. در سال ٢٠١٥ که چین در اوج همکاری های بین المللی قرار داشت با روسیه برای احداث خط راهن سریع السیر مسکو غازان موافقتنامه ای را امضا کرد اما تا کنون گام چندانی در اجرای این طرح بر نداشته و مقامات روس از اجرای این طرح ناامید شده اند. عوامل فراوانی در اکراه چین از همکاری گسترده با ایران و روسیه دخیل هستند که یکی از عمده ترین آن ها رویکرد نهادهای مالی و شرکت های بزرگ چینی است که در مواردی با رویکرد دولت این کشور متفاوت است . انتظار این که همه شرکت ها و نهادهای مالی چین با سیاست های راهبردی دولت این کشور همگام شوند انتظاری بهیوده است. عامل دیگر، سود جویی شرکت ها و موسسات مالی چین است چون در اجرای طرح ها عمرانی و دیگر سرمایه گذاری ها، شرکت ها چینی صاحب سرمایه هستند و می خواهند قراردادهایی منعقد کنند که بیشترین منافع را برای آن به همراه داشته باشد و همین سیاست باعث می شود تا طرف های مقابل از تن دردادن به خواستهای چینی ها خودداری کنند عامل سوم، نگرانی روسیه و ایران از وابسته شدن شدید به چین است چون این دو کشور می دانند در صورت بازکردن دروازه های خود به روی کالاهای چینی، تولید ملی آنها آسیب خواهد دید. در ایران دولت این کشور از مردم می خواهد تا از خرید کالاهای چینی خودداری کنند چون با خرید محصولات چینی، بیکاری در کشور تشدید خواهد شد. به هرحال باید توجه داشت که روابط ایران و روسیه با چین پیچیده تر از آن است که تصور می شود و در این رابطه ترس از تحریم های آمریکا نقش مهمی درکاهش همکاری های این سه کشور دارد. منبع: عصر دیپلماسی ]]> سیاست خارجی Mon, 15 Apr 2019 09:26:31 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3822/روسیه-ایران-نمی-توانند-همواره-روی-چین-حساب-کنند سیاست خارجی و دفاعی دولت جدید ارمنستان؛ حفظ پیوستگی و تداوم http://www.iras.ir/fa/doc/article/3821/سیاست-خارجی-دفاعی-دولت-جدید-ارمنستان-حفظ-پیوستگی-تداوم 14 فوریه 2019 پارلمان ارمنستان، پس از مذاکرات و مباحثات چهار روزه، با اکثریت قاطع (82 – رای موافق، 37 رای مخالف)، برنامه فعالیت دولت به ریاست نخست وزیر نیکول پاشینیان را تصویب کرد. بنابراین، دولت به صورت دوژور، اعتبارنامه پارلمان را برای اداره کشور طی 5 سال آینده دریافت نمود. اگرچه عجیب است که بخش سیاست خارجی همچون بخش‌های مربوط به مسائل امنیت داخلی و خارجی، در مرکز توجه این مباحث قرار نداشت و تمرکز بحث‌های پارلمانی روی مسائل اجتماعی - اقتصادی و مالی بود. در حوزه سیاست خارجی، و به خصوص برای حل و فصل مناقشات قره‌باغ کوهستانی، ایروان اولویت مطلق را به کشورهای روسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا (روسیه، ایالات متحده آمریکا و فرانسه) می‌دهد. ایروان به این نکته توجه دارد که برای مذاکرات موفقیت‌آمیز، فضایی که در آن روند مذاکره صورت می‌گیرد، حائز اهمیت زیادی است، این فضا باید به گونه ای باشد که برای صلح و اعتماد متقابل، کاهش خطرات ناشی از تشدید اوضاع در منطقه‌ی مناقشه را (از جمله رد لفاظی‌های تهاجمی) فراهم آورد. اولویت‌های دولت ارمنستان در رابطه با کشورها و گروه‌های شریک سیاست خارجی به ترتیب زیر توزیع می‌شوند: اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) و سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) - فرض بر این است که سیاست ایروان در این دو سازمان به منظور افزایش سطح بهره‌وری این سازمان‌ها فعال خواهد بود؛ توسعه روابط استراتژیک و اتحادآمیز با فدراسیون روسیه یکی از مهمترین اولویت‌های سیاست خارجی ایروان است. به عقیده دولت پاشینیان، روابط ارمنستان و روسیه، مبتنی بر دوستی، برابری و آمادگی مشترک برای حل مشکلات موجود است. دولت جدید ارمنستان همکاری نظامی با روسیه را به عنوان مولفه‌ای مهم در موضوع تأمین امنیت خود در نظر می‌گیرد؛ دولت با توجه به کمک واشنگتن در اجرا و پیاده‌سازی دستور کار توسعه و اصلاحات در ارمنستان و همچنین ایجاد ثبات در منطقه از جمله از طریق گسترش گفت و گو قصد دارد به طور مداوم بر عمق همکاری دوستانه با ایالات متحده بیفزاید؛ دولت قصد دارد همکاری با اتحادیه اروپا، هر یک از کشورهای آن و نیز سایر کشورهای اروپایی را گسترش و تعمیق دهد. ایروان پیاده‌سازی توافق درباره مشارکت جامع و پیشرفته با اتحادیه اروپا (CEPA) را به عنوان عامل مهمی که قادر به اجرای برنامه‌های اصلاح حکومت است در نظر می‌گیرد. دولت اقداماتی را برای آزادسازی رژیم ویزا با اتحادیه اروپا اتخاذ خواهد کرد؛ روابط دوجانبه با گرجستان و ایران از لحاظ «حسن همجواری ویژه و دوستی» در نظر گرفته شده که پیش‌بینی می‌شود این روابط در برابر گرایش‌های مختلف ژئوپلیتیک حفظ شده و توسعه یابد؛  توسعه و گسترش روابط دوستانه و شراکت‌آمیز با چین در تمامی حوزه‌ها، و همچنین تقویت روابط شراکت‌آمیز و دوستانه با هند و ژاپن بر اساس توافق دوجانبه قابل پیش‌بینی است؛ گسترش همکاری متقابل با کشورهای شریک در خاورمیانه نیز پیش‌بینی می‌شود؛ گسترش همکاری با دیگر کشورهای آسیا، همچنین امریکا، آفریقا و اقیانوسیه؛ حمایت فعال از منافع ارمنستان در سازمان‌هایی مانند سازمان ملل، شورای امنیت سازمان امنیت و همکاری اروپا، از جمله در زمینه امنیت، توسعه پایدار و حمایت از حقوق بشر؛  تعامل فعال با کشورهای مستقل مشترک‌المنافع، از جمله بصورت دوجانبه با هر یک از این کشورها؛ تداوم گفت و گو با ناتو، از جمله در چارچوب برنامه اقدام مشارکت فردی(IPAP)؛ تقویت مشارکت ارمنستان در سازمان بین‌المللی فرانکفونی(OIF). ایروان قصد دارد ریاست خود در این سازمان را در سطح بالا اعمال کند.[1] مهمترین مورد در دستور کار سیاست خارجی دولت ارمنستان، مسئله به رسمیت شناختن بین‌المللی نسل‌کشی ارامنه در ترکیه عثمانی در سال‌های جنگ جهانی اول است. نسل‌کشی ارامنه توسط 23 کشور، از جمله فدراسیون روسیه (در سال 1995) مورد اذعان قرار گرفت. دولت ارمنستان معتقد است که اذعان به نسل‌کشی ارامنه و محکومیت آن به تقویت امنیت منطقه، ثبات و آشتی اقوام و همچنین جلوگیری از اقدامات انتقام‌جویانه کمک خواهد کرد. در عین حال، در این برنامه روابط با ترکیه به هیچ وجه مشخص نیست. با این حال، با توجه به جهت‌گیری این برنامه و آخرین اظهارات رسمی ایروان، این روابط بدون تغییر باقی خواهد ماند: ارمنستان و دیاسپورای ارامنه، سیاست اذعان به نسل‌کشی ارامنه را دنبال کرده و آنکارا آن را انکار خواهد نمود. بنابراین، روابط بین کشورها بر اساس شرایط رویارویی و تقابل سیاسی تحمیل می‌شود. در این رابطه نه تنها وقایع گذشته، بلکه اتحاد نزدیک و طبیعی ترکیه با آذربایجان که به دنبال سیاستی منسجم برای انزوای ارمنستان در تمام جهات هستند، به صورت دوفاکتو نقش مهمی را ایفا خواهد کرد. بنابراين، طبق سند ارائه شده، هيچ تغيير قابل توجهي در سياست خارجي کشور انتظار نمي‌رود. در عین حال، در تعدادی موارد تغییراتی وجود دارد. اول از همه، صحبت از تنظیم رویکردهای حل و فصل مناقشات قره‌باغ کوهستانی به میان می‌آید. دولت معتقد است که استپاناکرت باید به میز مذاکره بازگردد و صدای آن باید برای تامین امنیت و برقراری صلح طولانی و پایدار قاطع باشد. این مطالبه به شکل قانونی و نسبتا عملی و قابل فهم ارائه می‌شود: اتباع جمهوری به رسمیت شناخته‌نشده قره‌باغ کوهستانی (جمهوری آرتساخ) برای انجام مذاکرات از طرف خود به نیکول پاشینیان که می‌تواند صرفا نماینده ارمنستان باشد، مجوز مذاکره ندادند. حق قره‌باغ کوهستانی برای شرکت در مذاکرات به عنوان طرف ثالث مناقشه در آغاز سال 1993 تأیید شد و در این رابطه تعدادی اسناد بین‌المللی امضا شد. توافق رسمی آذربایجان نیز در این مورد موجود است. علاوه بر این، چارچوب‌های همکاری با اتحادیه اروپا در قالب توافق جامع و پیشرفته بین اتحادیه اروپا و ارمنستان کاملا  به وضوح مشخص شده است، از جمله تمایل برای دستیابی به آزادسازی رژیم ویزا. همچنین از تعمیق مشارکت ارمنستان در سازمان بین‌المللی فرانکفونی (OIF) صحبت شد. ارمنستان در سال 2008 به عضویت این سازمان در آمد و کاملا مجدانه در کار این سازمان شرکت داشت. به گفته کارشناسان، در سال‌های اخیر بسیاری از فرایندهای مهم سیاست جهانی در فعالیت OIF انعکاس یافته و از سوی پویش‌های مهم روابط بین‌الملل تمایل به تقویت نقش سیاسی این سازمان مورد توجه قرار گرفته است. در عین حال، عوامل فرهنگی-زبانی و سیاسی به طور تنگاتنگ با هم در هم آمیخته‌اند، در حالی که با عوامل مشابه سیاست غرب، و در وهله نخست ایالات متحده، تناقض دارند. به نظر می‌رسد این تناقض‌ها کاملا عمیق هستند. این وضعیت در اجلاس اخیر OIF در ایروان که در آن، این کشور ریاست اجلاس تا سال 2020 را به دست آورد، منعکس شد. باید تصور کرد که سازمان مذکور برای ارمنستان بستر مناسبی در ایجاد مشارکت با بسیاری از کشورها در آفریقا، آسیا و اقیانوسیه است. در سایر مسائل امنیت خارجی و سیاست دفاعی هم، این برنامه با برنامه دولت‌های قبلی تفاوت چندان زیادی ندارد. در این برنامه، به ویژه، بحث تداوم این دوره به منظور تکمیل کادر ارتش به صورت مشمولان قراردادی، افزایش سطح آمادگی رزمی و حرفه‌ای مطرح شده است. در این زمینه، روند کار با سربازان ذخیره قابل پیش‌بینی است. البته قابل انکار نیست که در آینده قابل پیش‌بینی تغییراتی در قانونگذاری روی خواهد داد و الزامات و شرایط برای سربازان ذخیره، از جمله از طریق مجازات‌های متناسب با عدم حضور در اردوی آمادگی و غیره سخت‌تر خواهد شد. در زمینه خریداری تسلیحات، گسترش زرادخانه سلاح‌های موجود پیش‌بینی می‌شود. در وهله نخست، این به معنای خریداری موشک‌های پیشگام فوق‌العاده دقیق، سامانه‌های توپخانه مدرن، سامانه‌های دفاع هوایی مدرن، هواپیماهای چندمنظوره، سیستم‌های خودکار و روبات‌ها (هوایی و زمینی) است. تصور می‌رود همه اینها به منظور افزایش سطح شناخت اهداف، تثبیت حرکت نیروهای دشمن احتمالی و گسترش امکان دامنه و دقت تخریب باشد. یکی از مراحل پیاده‌سازی برنامه دولت در اوایل فوریه 2019،  امضای قرارداد تحویل جنگنده چندمنظوره مدرن روسی به نام Su-30SM بود. نیروهای مسلح ارمنستان باید در سال 2020 اولین محموله شامل 4 فروند را دریافت نمایند. پیش‌بینی می‌شود که ارمنستان 12فروند از این نوع جنگنده را خریداری خواهد کرد، ارزش کل معامله 300 میلیون دلار تخمین زده می‌شود. ارمنستان به عنوان عضو سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) سلاح‌های روسی را به قیمت‌های داخلی دریافت می‌کند؛ شرایط قرارداد، تامین مهمات و آموزش خلبانان و پرسنل مهندسی و فنی را فراهم کرده است. علی‌رغم انتقاد شدید نسبت به مقامات قبلی که در نتیجه «انقلاب مخملی» از قدرت برکنار شدند، مشخصه سیاست خارجی و دفاعی برنامه دولت فعلی بیانگر پیوستگی و تداوم آن با روند صورت گرفته توسط مقامات قبلی است. همچنین می‌توان تصور کرد که در صورت ایجاد تغییر در استراتژی امنیت ملی (که در سال 2007 تصویب شد)، اگر تغییراتی ایجاد شود، حداقلی خواهد بود. نکته دیگر این است که نه تنها در ارمنستان، در اغلب موارد، مفاد برنامه ممکن است روی کاغذ باقی بماند و در عمل اجرا نگردد، اما برخی جهات سیاست خارجی می‌تواند به لحاظ ژئوپلتیک در دست آرمان‌های گروه محدود یا گروه خاصی از نخبگان ارمنی باشد. 25-27 فوریه، هیئت پارلمانی ارمنستان به ریاست آرارات میرزویان طی یک سفر رسمی به مسکو وارد شد، وی در شورای فدراسیون از نتیجه‌بخش نبودن تلاش‌ها برای ایجاد سوءتفاهم و عدم اطمینان در جامعه دو کشور یاد کرد. این هیئت شامل آلن سیمونیان معاون سخنگوی پارلمان و برخی از نمایندگان مجلس بود. میکائیل ملکومیان، رئیس کمیته دائمی همگرایی منطقه‌ای و اوراسیایی، و نائب رئیس «ارمنستان شکوفا» با اطمینان اظهار داشت: «علی‌رغم تغییرات، انتخابات خارج از نوبت و یا به موقع نمی‌تواند بر روحیات مردم تأثیر بگذارد. طبیعتا، همکاری بین ارمنستان و روسیه یکی از اولویت‌ها و رویکرد استراتژیک مردم ماست». همچنین مسائل مربوط به همکاری دوجانبه توسط رئیس‌جمهور روسیه و نخست وزیر ارمنستان طی گفتگوی تلفنی مورد بحث قرار گرفت. به نقل از خبرگزاری تاس مسکو و ایروان در حال مذاکره پیرامون قیمت‌گذاری گاز روسیه برای مصرف‌کننده این جمهوری ماورای قفقاز هستند. افزون براین، در روزهای آخر فوریه، نیکول پاشینیان برای بحث در خصوص مسائل مربوط به تعاملات انرژیِ بین مرزی سفری رسمی به ایران داشت و پس از آن، سفر کاری وی به بروکسل انجام شد. به طور کلی، طی این دوره، از می 2018 تا به امروز، اقداماتی که بتوان از آن به عنوان «چرخش ژئوپولتیک» یاد کرد، توسط مقامات جدید ارمنستان صورت نگرفته است. تمام جهات کلیدی- همچون همگرایی اوراسیا، اتحاد سیاسی- نظامی با روسیه، همکاری نظامی - فنی در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی - حفظ شده‌اند. اما این که رویدادهای بعدی چگونه پیش خواهند رفت را زمان نشان خواهد داد.  نویسنده: دیوید پتروسیان، روزنامه نگار مستقل منبع: https://zen.yandex.ru/media/id/5b9e34409747c700aab82110/pravitelstvo-armenii-sohraniaet-preemstvennost-vo-vneshnei-i-oboronnoi-politike-5c7b9b0df5237100b0b21745 مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته رشته مطالعات روسیه، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران   [1]   سازمان بین‌المللی فرانکفونی ۴۸ سال پیش با مشارکت کشورهای فرانسوی زبان- ۲۷۴ میلیون نفر فرانسوی زبان از ۵۸ کشور جهان- تاسیس شد.  ایروان برای میزبانی هفدهمین اجلاس این سازمان با 84 کشور جهان به رقابت پرداخت و موفق شد این فرصت را در اکتبر 2018 از آن خود کند و از این تاریخ نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان به مدت دو سال ریاست سازمان فرانکوفونی را برعهده گرفت، ]]> سیاست خارجی Thu, 04 Apr 2019 13:20:25 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3821/سیاست-خارجی-دفاعی-دولت-جدید-ارمنستان-حفظ-پیوستگی-تداوم عضویت دائم در شانگهای در مقابل پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین – پاکستان http://www.iras.ir/fa/doc/note/3805/عضویت-دائم-شانگهای-مقابل-پیوستن-ایران-کریدور-اقتصادی-چین-پاکستان امروز قدرت یابی چین و تلاش هند و آمریکا برای مهار این فرایند میزان تعاملات متقابل سه مجموعه امنیتی شرق و جنوب شرق آسیا، جنوب آسیا و آسیای مرکزی را بیش از هر زمانی افزایش داده تا جایی که به جرات می توان گفت که مرزهای این سه مجموعه امنیتی در حال نزدیکی و تداخل بیشتری به نسبت گذشته است و هر چه زمان به جلوتر می رود بر حجم رقابت های استراتژیک در این سه مجموعه امنیتی هم افزوده می شود. فعال شدن تقریبا سه پروژه همزمان "گروه چهار" در مجموعه امنیتی شرق و جنوب شرق آسیا، پروژه "گوادر و چابهار" در مجموعه امنیتی جنوب آسیا و پروژه "جاده ابریشم" در مجموعه امنیتی آسیای مرکزی همه نشان دهنده آن است که اولا یک همآوردی استراتژیک در این سه مجموعه امنیتی در جریان است و سرعت آن هم در حال افزایش است و دوم اینکه بخش زیادی از سرنوشت آینده نظم آسیایی هم در حوزه اقتصادی و هم در حوزه های امنیتی به صورت کاملا مشخصی به جهت و آینده تحولات این سه مجموعه امنیتی مربوط می‌شود.  به بیان دیگر هر گونه تغییری که بتواند توازن قدرت در هر یک از این سه مجموعه امنیتی را دستخوش تغییر و تحول کند به صورت خودکار دو مجموعه امنیتی دیگر را نیز متاثر خواهد ساخت و با حساسیت بیشتر قطب های قدرت در منطقه روبه رو خواهد شد.  طبیعتا این مسئله یک روی دیگر مغفول مانده هم خواهد داشت و آن این است که با کارت بازی و سرمایه های استراتژیکی که هر یک از این بازیگران در این سه مجموعه امنیتی دارند می توان برخی چالش ها یا موانع موجود در روابط دو یا چندجانبه در دیگر مجموعه های امنیتی را هم به نوعی حل و فصل کرد. امروز مجموعه این تحولات و رقابت‌های استراتژیک و تلاش قطبهای منطقه ای قدرت به خصوص چین و هند برای حفظ دست بالا و جایگاه مسلط در این رقابتها، ظرفیتی استراتژیک برای جمهوری اسلامی ایران ایجاده کرده به این معنا که اولا "پروژه چابهار" را از یک "پروژه ملی" به یک "پروژه آسیایی" تبدیل کرده و ثانیا عضویت یا عدم عضویت ایران در پروژه موازی بندر چابهار یعنی پروژه یا کریدور اقتصادی چین- پاکستان را به یک تمنای مهم برای محور چین–پاکستان تبدیل کرده است.  با توجه به آنچه در فوق بیان شد و همچنین با توجه به اینکه حل مسائل مربوط به هر مجموعه امنیتی به صورت خودکار به انجام انتخاب های استراتژیک در دیگر مجموعه ها نیز منجر خواهد شد باید گفت که جمهوری اسلامی ایران با دو انتخاب استراتژیک مواجه است که انتخاب استراتژیک اول خود را انجام داده و زمینه را برای حضور هند در چابهار فراهم کرده و در انتخاب راهبردی دوم خود که پیوستن یا نپیوستن به کریدور اقتصادی چین–پاکستان است نیز تردید دارد. هر چند برخی کارشناسان معتقدند که عضویت و پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین-پاکستان باعث تضعیف جایگاه و موقعیت چابهار خواهد شد که طبیعتا باید کارشناسان و نخبگان فنی در این زمینه بررسی های بیشتری انجام دهند لیکن نگارنده این سطور معتقد است که اگر دستگاه تصمیم سازی و سیاستگذاری در جمهوری اسلامی ایران ما به ازای پیوستن ایران به این پروژه را (در کنار همه امتیازات و ظرفیت هایی که خود می دانند و می توانند با چین و پاکستان مطرح کنند)، عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای قرار دهند، یقینا هم بخش مهمی از تمایلات جمهوری اسلامی ایران محقق خواهد شد و هم تداوم و توسعه پروژه 60 میلیارد دلاری چین و پاکستان که طبیعتا این قدر برای این دو کشور به خصوص چین ارزش دارد که تلاش کنند تا همراهی بیشتری برای عضویت دائم ایران در این سازمان انجام دهند. آنچه در قالب مطلب فوق و قرار دادن ما به ازای عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای در برابر پیوستن ایران به کریدور اقتصادی چین – پاکستان بیان شد ایده شخصی نویسنده است و طبیعتا جای بحث و بررسی های بیشتر توسط اساتید و صاحبنظران امر را دارد. منبع: پایگاه خبری-تحلیلی دیپلماسی ایرانی   ]]> سیاست خارجی Wed, 30 Jan 2019 17:32:30 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/note/3805/عضویت-دائم-شانگهای-مقابل-پیوستن-ایران-کریدور-اقتصادی-چین-پاکستان سیاست خارجی روسیه در سال 2018: چالش ها بیش از موفقیت‌ها http://www.iras.ir/fa/doc/article/3801/سیاست-خارجی-روسیه-سال-2018-چالش-بیش-موفقیت-ها «او افکار پنگل را به قدری واضح می‌خواند که انگار روی پیشانی‌اش نوشته شده بود: «از آنجایی که کلیسای جامع، فاقد فنداسیون است، دیوانگی جوسلین مقدس [سبب خواهد شد] پیش از آنکه صلیب را بر فراز آن (کلیسا) قرار دهند، فرو بریزد». ویلیام گلدینگ، «مناره مخروطی»     مناره مخروطی کلیسای جامع سالسبری، بلندترین بنای قرون وسطایی انگلستان که الهام‌بخش ویلیام گلدینگ برنده جایزه نوبل ادبیات برای خلق مهمترین اثرش بوده است، می‌تواند به منزله نماد سیاست خارجی 2018 باشد. داستان مبهم مسمومیت سرهنگ سابق اطلاعات نظامی روسیه و دخترش در سالسبری، که هیچکس از موضع عقل سلیم توضیحی برای آن پیدا نمی‌کند، بر روابط روسیه و جامعه غربی تاثیر نهاد و فضای بی‌سابقه‌ای از همبستگی سیاسی و دیپلماتیک را علیه روسیه برانگیخت. تقریبا تمام دولت‌های متحد لندن و مهمتر از همه ایالات متحده، دست به اقدامات جدی علیه مسکو زدند؛ هرچند مناقشه روسیه و بریتانیا  به طور رسمی بر آنها تاثیر نگذاشته بود.   طرح این مباحث در سطح سازمان‌های بین‌المللی از قبیل سازمان منع سلاح‌های شیمیایی یا ساختارهای سازمان ملل متحد، برای روسیه موفقیت خاصی در بر نداشت. مسکو بر پایبندی به رویه‌های پذیرفته‌شده بین‌المللی اصرار می‌ورزید. با این حال، زمانی که در سازمان منع سلاح‌های شیمیایی دیدگاه غیرروسی غلبه داشت، این ساختار را به دلیل آنکه تصور می شد بر اساس نظرات برخی کشورها عمل می‌کند، غیرمستقل می‌‌نامیدند. همانگونه که پیشتر نیز در رابطه با سازمان‌های بین‌المللی ورزشی روی داده بود (رسوایی دوپینگ) - مسکو، دست کم در حد حرف هم که شده، عینیت و مشروعیت آنها را مورد تردید قرار داد.   در اینجا بحث این نیست که چه کسی محق است، چه کسی در این مسمومیت عجیب و غریب مقصر است، آیا اقدامات تحریک‌آمیز در این ماجرا نقش داشته، و آیا غیرحرفه‌ای‌گری فاحشی روی داده یا اتفاق پیچیده‌تر افتاده است. درک چیزی ممکن نیست. با این حال، نتیجه آن شد که روسیه آسیب دیده و ابزار بین‌المللی موجود در حال کاهش است.   سال 2018 برای سیاست خارجی روسیه مقطع خاصی شده است. در سال‌های 2014  و 2015 به این سیاست، که در دوران پیش از آن در نتیجه روابط خصمانه و رو به افول ولی در عین حال معمولی با غرب خرد شده بود، تکانه استرس‌آلودی داده شد. بحران اوکراین و انتقال مناقشه روسیه با ایالات متحده و اتحادیه اروپا به مرحله حاد و همچنین تغییر اجباری تمرکز بر شرق  و جنگ سوریه، مجددا مجموعه‌ای از اولویت‌ها را تغییر داده و روابط با جهان خارج را دستخوش تحول کرد. نتایج دوره اخیر را می‌توان متفاوت ارزیابی کرد، با این حال، اینکه رفتار روسیه در عرصه بین‌المللی فعال و پر انرژی بوده، کاملا درست است. به خصوص که این امر نیز، دستاورد اصلی عملیات سوریه بود، به طوری که مسکو از حلقه بسته و محدود امور پساشوروی آزاد شد و خود را به عنوان یکی از بازیگران کلیدی جهانی مطرح کرد و قابلیت‌های خود را گسترش داد. این امر موجب شد که سایرین نسبت به آن با توجه بیشتری برخورد کنند.   سوریه به منطقه موفقیت روسیه تبدیل گردید. هنگامی که عملیات نظامی آغاز شد، حتی افراد بسیار خوشبین بعید بود بتوانند تصور کنند که روسیه طی سه سال به عنوان بزرگترین و تاثیرگذارترین قدرت در خاورمیانه به رسمیت شناخته خواهد شد. ترکیب ماهرانه‌ای از استحکام و انعطاف‌پذیری، استفاده از نیروی نظامی، مهارت دیپلماتیک و توانایی سیاسی در کنار یک وظیفه استراتژیک مشخص (حفظ قدرت در دمشق)، ثمرات خود را به بار آورد. با وجود شعله‌ور شدن دائمی کشمکش‌ها، فضای کلی انفجاری و روابط بسیار متفاوت بین بسیاری از طرف‌های درگیر، مسکو همچنان برنامه اقدامات خود را کاملا با موفقیت اجرا می‌کند.     جزء مهم موفقیت ما سیاست مبهم و ناپیگیر دیگر بازیگران و در وهله نخست، ایالات متحده بود. اما استفاده از لغزش‌های دیگران یک تاکتیک قانونی است که نیاز به مهارت و ورزیدگی دارد. این واقعیت که در سال گذشته، سیاست روسیه با چالش‌هایی مانند استفاده از سلاح‌های شیمیایی، عملیات ترکیه در عفرین، برخوردهای شکل‌گرفته در اطراف ادلب  و انهدام هواپیمای روسی در زمان حمله نیروی هوایی اسرائیل مواجه شده است، این اعتماد به نفس را ایجاد می‌کند که در این راستا، در ادامه نیز همه چیز  به خوبی رقم خواهد خورد. افزون بر این، این موفقیت‌ها به تقویت مواضع روسیه در خاورمیانه منجر می‌شوند. بدون دستیابی به دستاوردهای سوریه،  بعید بود چنین روابط مفید و سودمندی با عربستان سعودی و اوپک ایجاد شود، البته تقاضای رو به رشد برای ایفای نقش روسیه در این منطقه هم اتفاق نمی‌افتاد. با این حال، سوریه استثنا است. در سایر جهات همه چیز تا این اندازه مسرت‌بخش نیست.   روحیه افسردگی در غرب مرزهای روسیه در حال گسترش است. بخشی از آن، با تغییر و تحولات آزاردهنده داخلی دولت‌های طراز اول منطقه مرتبط است، جایی که چشم‌انداز سیاسی در مقابل چشمانمان تغییر می‌کند. امروزه دولت‌های موثر و کارآمد عملا در هیچ کشوری وجود ندارند، نه در کشورهای جهان کهن و نه در جهان جدید. با این حال، مشکلات روابط روسیه با آنها، به این مورد ختم نمی‌شود.   سال 2018 به تلاش‌ها برای ایجاد ارتباط موفق با دونالد ترامپ پایان داد. یک خط منحنی نقطه‌چین ایجاد شد. واشنگتن همواره نشان داده است که روابط با مسکو برای آن، امری ثانویه و درجه دو محسوب می‌شود. تلاش پیوسته رهبری روسیه برای برقراری ارتباط مستقیم با ترامپ باعث به ثمر نشستن میوه دیررسی در تابستان در هلسینکی شد. اما معلوم شد این میوه به شکل غیر قابل تحملی ترش است. مذاکرات با یک کنفرانس مطبوعاتی نابه سامان و به دنبال آن رسوایی فجیع در آمریکا پایان یافت.   در نتیجه، حتی موارد کاربردی اندکی که مورد بحث قرار گرفتند، به سادگی کنار نهاده شد و سنگ تنها بر سر یک موضوع شكست، این که آیا ترامپ وابستگی شرم‌آور و تحقیرآمیزی نسبت به پوتین نشان داده است یا نه. رئیس جمهور روسیه عملا در جریان بخش عمومی نشست، پیشروتر دیده شد. اما این امر اثر ناخوشایندی به جای نهاد و آن اینکه در مابقی سال ترامپ ناگزیر شد ثابت نماید تا چه حد بی‌اعتنا و تحقیرآمیز با روسیه و رهبر آن برخورد می‌کند. تا اینکه وقتی رهبر آمریکا مذاکرات اعلام شده با پوتین را از طریق توییتر تقریبا یک روز و یک ساعت پس از تأیید عمومی مبنی بر برگزاری مذاکرات، لغو کرد، تعریف و تمجید از وی در بوئنوس آیرس آغاز شد.   اگر ما موضوع پرستیژ و قواعد آداب معاشرت را کنار بگذاریم، به خود خودی نبود دیدار و ملاقات خسارت خاصی به این روابط وارد نمی‌کند، زیرا مشخص است که هیچ موضوعی برای بحث وجود ندارد. گرز جادویی - موضوع ثبات استراتژیک و کنترل تسلیحات مرتبط با آن- از دست خارج می‌شود. ایالات متحده قصد دارد از تعهدات در تمام جهات شانه خالی کند، یا حداقل تا آنجا که امکان دارد، بتواند آنها را تسهیل نماید (دوجانبه به جای چندجانبه، یک‌جانبه به جای دوجانبه). در حالت ایده‌آل، این اقدام می‌بایست انگیزه‌ای برای مباحث جدید در مورد قوانین مربوط به طرز کار زرادخانه‌های هسته‌ای (به جای مدل منسوخ قرن گذشته) باشد، اما درکل تمایلی برای همفکری دیده نمی‌شود و در اصل اعتمادی وجود ندارد. در کل همه اینها برای ترامپ جذاب نیست. جان بولتون، تنها مقام ارشد آمریکایی است که به مسئله هسته‌ای توجه نشان می دهد، اما به طور اصولی او دشمن سرسخت کنترل تسلیحات است و فعلا هیچکس از جمله خود او، مدل دیگری را ارائه نکرده است.   در نبود این مورد که حلقه پیوند اصلی روابط روسیه و‌ آمریکاست، مابقی مناسبات از هم پاشیده می‌شود. در حوزه اقتصادی که برای ترامپ مهم است، روسیه نقشی ایفا نمی‌کند. به لحاظ سیاست داخلی، این عاملی فوق‌العاده زهرآگین است - اگر زمانی هم ترامپ امیدوار بود که با کارت روسیه به نفع خود بازی کند، مدتهاست که این امید را کنار نهاده است. چرا که او هیچ دلیلی برای سعی در عادی‌سازی روابط با مسکو ندارد. موارد بعدی در انحصار کنگره است، که همه چیز در آنجا خطی است.   چنین حالتی به خودی خود تأسف‌آور است. اما غم‌انگیزتر از آن، چگونگی برخورد روسیه با آن است. این برخورد احساسی از ناتوانی  رو به زوال را ایجاد می کند: مسکو در هر لحظه آماده است تا به طور سازنده پاسخگو باشد، فقط تماس بگیرید. فروتنی واقعی با پوسته خارجی آن در تضاد است. اگر از خط مشی سیاست خارجی  بی‌پاسخ در ارتباط با غرب صحبت نکنیم، آتش‌بازی واکنش‌های بی‌باکانانه عمومی شاید برای مخاطب داخلی موثر باشد، اما به ویژه برای یک مخاطب خارجی قابل درک نیست.   تضاد برجسته دیگر، ادراک سیاست روسیه در خارج و داخل است. در داخل، لفاظی‌های تهاجمی دفاعی که استتارکننده‌ی اقدامات آشتی‌جویانه صبورانه است غلبه دارد، و از خارج روسیه به عنوان یک دولت پرخطر که نابودکننده هر آنچه در اطراف آن است، به تصویر کشیده می‌شود. در انبوهی از سرزنش‌ها و اتهاماتی که علیه مسکو صورت گرفته، تشخیص اراجیف هدفمند از حقیقت و پارانویای صادقانه از فشار آگاهانه غیرممکن است. اما باید تصریح کرد که این خط مشیء دفاعی که روسیه برگزیده - «که ما چیزی از آن نمی دانیم، اما شما آن را ثابت می‌کنید»-  کارگر نمی‌افتد. ضمنا نه فقط با شرکای غربی[به طور کلی].   روند سیاسی آشفته در اتحادیه اروپا منجر به تغییر  مواضع آن به نحوی که برای روسیه سودمند باشد نمی‌شود. اروپا دوباره متولد شده است، تنها فرایندی مخالف روند معمول پیدا کرده است – از پروانه، شفیره (حشره‌ای که هنوز فاقد حرکت و تغذیه است و یا بدون پیله و یا در پیله قرار دارد) جدیدی تشکیل شده است، که بعدا  ممکن است به شکل موجود دیگری سر از تخم بیرون آورد. شفیره با مشکلات خارجی مواجه نیست، گرچه از نظر اینرسی نیروی جاذبه‌ای را حفظ می‌کند و در نتیجه بر جهان پیرامون خود تأثیر می‌گذارد. به هر حال، در وضعیت انتقالی فعلی، اروپا صرفا مستعد بی‌هزینه‌ترین خط مشیء نسبت به روسیه، یعنی حفظ وضع موجود است. این امر در عمل، به معنای حفظ اجماع تحریم و روابط اقتصادی‌ای است که با آن مخالف نباشد. نوسانات در اتحادیه اروپا از کشورهای به شدت ضدروسی بالتیک و لهستان تا کشورهای متمایل به روسیه مثل ایتالیا و اتریش، در واقع هیچ چیزی را نه در این سو و نه در آن سو تغییر نمی‌دهند.   اصل این است که به رغم تمام مشکلات موجود در روابط بین دو سوی اقیانوس اطلس، هیچ پیش‌شرطی برای رهاشدن اروپا از نفوذ آمریکا و تشکیل یک خط مشیء مستقل در سطح جهانی به طور کلی، و به طور خاص در رابطه با موضوع روسیه وجود ندارد. برعکس، به نظر می‌رسد، حساس‌ترین لحظه تقابل و رویارویی بین اتحادیه اروپا و آمریکا سپری شده است. جنگ تجاری رخ نداده، هزینه‌های دفاعی پر سر وصدا، افزایش می‌یابند، خشم و آشفتگی بر سر معاهده هسته‌ای ایران پس از از بین رفتنش ناپدید شده است و سیاست سرسختانه ترامپ در رابطه با چین هر چه بیشتر برای اروپایی‌ها  قابل درک می‌شود. همانند نگرش سرسختانه نسبت به روسیه. البته  در رابطه با موضوع معاهده منع موشک‌های میان‌برد و کوتاه‌برد هم، هیچ مخالفتی حتی از ناحیه اروپا  نسبت به ایالات متحده صورت نگرفته است.   اوکراین جوهره ناامیدی باقی مانده است. این واقعیت که تمام تلاش‌ها برای ایجاد ثبات به بن‌بست رسیده امر تازه‌ای نیست. حادثه تنگه کرچ نشان داد کلید مکانیزم جهانی تشدید اوضاع، در دست روسیه نیست. از آنجا که مسکو و سایر نقاط جهان، مرزهای سرزمینی و دریایی در منطقه را متفاوت می‌بینند، هر گونه اقدام تحریک‌آمیز به طور خودکار برای اوکراین سودآور است، حتی اگر حامیان آن انگیزه‌های سوداگرانه کی‌یف را دریابند. و در ادامه، موضوع صرفا حمایت و دامن‌زدن به احساسات ضدروسیه در غرب است. طرف اوکراینی باید بداند، [و حتما] واقف است چنانچه جنگ تمام عیاری را برانگیزد، این امر می‌تواند به معنای آمادگی روسیه برای وارد عمل شدن بدون هیچگونه ملاحظه‌ای باشد. بنابراین، بازی در لبه مرز ادامه خواهد یافت تا جایی که حتی‌المقدور مسکو را فرسوده کرده و آن را ناگزیر به انجام اشتباه نماید.    قطعا هنگام آغاز عملیات، روابط با دیگر همسایگان مهم هم حسنه می‌شود. قزاقستان، بلاروس، ارمنستان - همه این کشورها گرفتار فرایندهای پیچیده داخلی خود هستند و تغییر و تحولات اجتناب‌ناپذیر به نظر می رسند. مانند اجتناب‌ناپذیری بازنگری روسیه بر مدل روابط با آنها. همانطور که نمونه ارمنستان ثابت کرد که تغییر نخبگان حاکم و رهبر، روند ایجادشده را در معرض خطر قرار می‌دهد و به نظر می‌رسد در این صورت، تمام روال معمول به خطر می‌افتد.   هنگام به نظاره نشستن شرق، تصویر امیدوارکننده‌تری نمودار می‌شود. در این جا هم در تمام جهات به قدر کافی مشکلاتی وجود دارد، اما، بر خلاف بردار غربی، پویایی و تحرک در این راستا دیده می‌شود. با این حال،  دولت روسیه به آرامی و با درجازدن، شروع به تشکیل اولویت‌های خود می‌کند. پیرامون دشواری‌های تعامل با چین (که اجتناب‌ناپذیر است)، درباره مانورهای هند، افت و خیزهای تعامل با ژاپن، در خصوص پتانسیل استفاده نشده در روابط با هر دو کره و پیرامون جستجوی دردناک روسیه برای یافتن جایگاه خود در فضای آسیا و اقیانوس آرام، جایی که عقب‌ماندگی اقتصادی آن نسبت به سایر نقاط جهان سنگین‌تر است، مطالب زیادی نوشته شده است. همه اینها اینگونه است. اما مشكلات بوجود آمده، دلیلی بر انقراض مدل قبلی روابط، همانند اروپا یا آمريكا نیست، بلكه بیانگر ايجاد الگویی جديد است. البته این موضوع با دشواری بسیار مواجه خواهد شد، زیرا روسیه با منطقه‌ای سازگار شده که همزمان در روند تغییرات سریع و تشدید رقابت قرار گرفته است. در اینجا نیز مسکو به همان مهارت‌هایی نیاز دارد که در خاورمیانه (صرفا به میزان بیشتر) به کار برده است - پیچیدگی سیاست، استفاده از تمام ابزارهای موجود، قابلیت مانور و اجتناب از همکاری‌های بسیار دشوار از آن جمله‌اند.   پس چرا سال 2018 به مقطعی تبدیل شده که حوزه آبریز است، مقطعی که سیاست قبلی را از سیاست دیگر جدا می‌کند (باید جدا کند)؟ تغییرات در جهان به مقیاس و سطحی رسیده‌اند که نظام قدیمی مفاهیم عمدتا بی‌اعتبار شده است. فرسایش نهادها و عملکردها مدت‌ها پیش مشهود بود. این فرسودگی در حال حاضر به حوزه‌ای سرایت کرده که تکیه‌گاه نظم جهانی در نیمه دوم قرن بیست را تشکیل می‌داد - یعنی ثبات استراتژیک و قوانین برخورد با زرادخانه‌های هسته‌ای. رویدادهای سال گذشته - کناره‌گیری ترامپ از توافق با ایران و تصمیم به عقب‌نشینی از پیمان منع موشک‌های میان‌برد و کوتاه‌برد، از جهات مختلف دستاوردهای اصلی دهه‌های گذشته یعنی رژیم منع گسترش و رژیم کنترل سلاح‌های هسته‌ای را به خطر می‌اندازد. و موضوع دیگر این نیست که این امر خوب است یا بد، بلکه بحث در این است که این روند به نقطه برگشت‌ناپذیری نزدیک شده است.   سیاست خارجی روسیه در قرن بیست و یک، دوره‌های مختلفی را پشت سر نهاده است. اما سیستم زمان جنگ سرد به عنوان نقطه مرجع باقی ماند. در غرب متهم کردن روسیه به رویزیونیسم پذیرفته شده است، یعنی تمایل به تجدیدنظر بر اصول نظم جهانی موجود. اتفاقا روسیه همواره در جهت عکس متمایل بوده است - یعنی مخالفت با تغییر پارامترهای سیستم جهانی به آن صورتی که در نیمه دوم قرن گذشته شکل گرفتند.   این به معنای غرب‌محوری سیاست روسیه بود که در زمان‌های مختلف (که به فراخور زمان) می‌توانست هم به عنوان طرف حامی غرب و هم ضدغرب تبدیل شود. در حال حاضر، هر دو حالت فعلیت ندارند. وضعیت امور در بردار غربی سیاست خارجی روسیه به وضوح نمایانگر آینده‌دار نبودن آن دست کم در مدت زمان قابل پیش‌بینی است. مسکو در حال حاضر از منابع و ایده‌هایی که بتواند ماهیت روابط خود با غرب را تغییر دهد، برخوردار نیست. توانایی واکنش دقیق و سریع که زمانی جبران‌کننده‌ی امکانات و فرصت‌های نامتقارن بود، دیگر چنین کارکردی ندارد. نخست آنکه، مشکلات  و خصومت‌های بسیار زیادی تلمبار شده؛ ثانیا، دقت واکنش، دیگر به آن اندازه نیست - سیستم سیاسی روسیه در فاز به اصطلاح بلوغ قرار دارد که در آن تستسترون و دیگر هورمون‌های پاسخگو به چابکی و تجاوزگری کاهش می‌یابد. البته کسی که مستقیما مجری سیاست خارجی است، بدون شک این را که رانه یا نیروی محرکه‌ای افزوده نمی‌شود، احساس می‌کند. اما پایگاه اقتصادی در حال افول خطوط واقعی  واضحی را به تصویر می‌کشد که تمیزدهنده آن از خطوط اتوپیایی و آرمانی است.   در حالی که تغییرات در جهان با علائمی هشداردهنده سر بر می آوردند، روسیه برای بازگشت به آینده‌ای صحیح‌تر و منصفانه‌تر فرصت داشت که این به معنای اصلاح گذشته بود. اما زمانی که جهان به سرعت شروع به تغییر کرد، معلوم شد که هیچ یک از نقش‌ها و فرمت‌های سابق روسیه به سادگی ممکن نیست.   به طور کلی سیستم جدید به آن صورتی ساخته نخواهد شد که در نیمه دوم قرن بیست بوده و تداوم تغییرشکل یافته‌ی آن نیز در نیمه نخست قرن حاضر شکل گرفت. روسیه نیازمند سیاست کاملا متفاوتی است که در خاورمیانه، اشاره‌ای به آن وجود دارد و رویکردهای آن در خاور دور بیشتر مورد نیاز خواهد بود. اما برای اینکه این اشارات به یک مدل سیاست خارجی تمام عیار تبدیل شوند، باید بر میراث راکد غرب‌محور روسیه فائق آمد.   در صورتی که نتوان این کار را انجام داد، سیاست خارجی جدید در عمل یادآور اثر کلیسای جامع مریم مقدس سالسبری که در رمان مناره مخروطی توسط جوسلین مقدس ساخته شده، خواهد شد: مناره مخروطی عظیمی که بر روی یک ساختمان متحرک و بدون پایه قرار گرفته است. و نظم جهانی توسط دیگر معماران و بدون مشارکت ما ساخته خواهد شد.       نویسنده: فئودر لوکیانف، سردبیر نشریه روسیه در سیاست جهانی   منبع: نشریه روسیه در سیاست جهانی   مترجم: رقیه کرامتی نیا، دانش آموخته مطالعات روسیه دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران          «آنچه در این متن آمده به معنی تأیید محتوای تحلیل نویسنده از سوی ایراس نیست»   ]]> سیاست خارجی Wed, 23 Jan 2019 05:12:54 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/article/3801/سیاست-خارجی-روسیه-سال-2018-چالش-بیش-موفقیت-ها دیدار سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه با اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس http://www.iras.ir/fa/doc/news/3800/دیدار-سفیر-جمهوری-اسلامی-ایران-روسیه-اعضای-شورای-علمی-موسسه-مطالعات-ایراس روز شنبه، مورخ 22 دی 1397، در محل موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) دیداری بین دکتر مهدی سنایی سفیر جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه با اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس صورت گرفت. در این جلسه ابتدا آقای دکتر سنایی به شرح اخرین وضعیت روابط جمهوری اسلامی ایران با روسیه در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخت. ایشان در این دیدار بیان داشتند که روابط دو کشور به دلیل رشد نیازهای متقابل دوجانبه و شرایط منطقه ای دچار تحول اساسی شده است. به گفته دکتر سنایی از زمان اجرای برجام، روابط اقتصادی چند برابر شده است لیکن هنوز تا تحقق کامل ظرفیت های توسعه روابط فاصله وجود دارد. سفیر کشورمان در روسیه حضور فرهنگی ایران را در روسیه چشمگیر ارزیابی نمود. دکتر سنایی تحول در روابط سیاسی و امنیتی میان تهران و مسکو راطی چند سال اخیر را بی نظیر ارزیابی نمود. رویکردها و چشم اندازهای مشترک دو کشور نسبت به روندهای جهانی و منافع مشترک منطقه ای به ویژه در قبال تحولات خاورمیانه مهمترین محرک های توسعه روابط سیاسی میان دو کشور از منظر ایشان ارزیابی گردید. در ادامه جلسه اعضای شورای علمی موسسه مطالعات ایراس به بیان نظرات و پیشنهادات خود در خصوص روابط پرداخته و پرسش هایی را نیز از سفیر جمهوری اسلامی کشورمان در روسیه مطرح نمودند.   ]]> سیاست خارجی Wed, 23 Jan 2019 04:40:19 GMT http://www.iras.ir/fa/doc/news/3800/دیدار-سفیر-جمهوری-اسلامی-ایران-روسیه-اعضای-شورای-علمی-موسسه-مطالعات-ایراس