تاریخ : دوشنبه, ۱۱ مهر , ۱۴۰۱ 8 ربيع أول 1444 Monday, 3 October , 2022

جنگ انتخابیِ پوتین

  • ۰۹ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۵:۵۷
جنگ انتخابیِ پوتین
لحظه ای که نباید پس از ماه ها کشمکش فرا رسید، روسیه به اوکراین حمله کرد. دو نوع جنگ وجود دارد، جنگ های ضروری برای حراست از منافع ملی و حیاتی که در جریانش استفاده از نیروی نظامی به عنوان آخرین اهرم با اهمیت است؛ به عنوان مثال در این باب می توان جنگ جهانی دوم و جنگ خلیج فارس در سال 1991 را مثال زد.

ریچارد هاس/ مدیر شورای روابط خارجی

نوع دوم، جنگ های انتخابی هستند؛ مداخله های مسلحانه در غیاب منافع ملی و حیاتی یا علیرغم وجود گزینه هایی که مشمول نیروی نظامی نمی شود.جنگ های ویتنام، عراق و حتی افغانستان در چارچوب چنین نبردهایی قابل تبیین هستند.درگیری پوتین در اوکراین قطعا از نوع جنگ انتخابی است، توجیهات پوتین بی فایده است، هیچ اتفاق نظری در مورد ورود اوکراین به ناتو در دهه آینده یا بعد از آن وجود نداشته و ندارد، هیچ تهدیدی برای قومیت های روس مستقر در اوکراین وجود نداشته و ندارد. از طرفی دیگر ایالات متحده و ناتو آمادگی شان را برای رایزنی در باره ترتیبات امنیتی اروپا که در چارچوبش قرار بود منافع مشروع روسیه هم لحاظ شود ، مطرح کردند.با این همه پوتین گزینه نظامی را انتخاب کرد، این امر مستلزم پاسخی مصمم و جامع از سوی غرب است.

جنگ انتخابی پوتین پاسخ ضروری می طلبد.هدف غرب باید مجازات روسیه و منصرف کردنش از حمله بیشتر باشد. تعلیق خط لوله نورد استریم توسط آلمان شروع قوی است، همانگونه که تحریم های مالی دو بانک روسی و بدهی دولتی روسیه که روز سه شنبه توسط بایدن اعلام شد، آغاز قوی می توانند باشند.اقدامات هدفمند دیگری باید دنبال شود و ظرفیت های نظامی اوکراین و ناتو، به ویژه در کشورهای نزدیک به روسیه می بایست تقویت شوند.باید به پوتین فهماند اقداماتی که پیش از این انجام داده عواقب معناداری خواهند داشت. اما اگر مداخله روسیه، مقدمه ای برای تلاش جهت اعمال کنترل بر کل اوکراین و برکناری دولت حاکم بر این کشور باشد، همانطور که احتمالش هم هست، ایالات متحده و متحدانش در ناتو باید بسیار فراتر از آنچه گفته شد، عمل کنند، پس هدف باید گسترش حمایت های نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و دیپلماتیک از اوکراین باشد تا حدی که هزینه های هرگونه اشغال روسیه را به میزان قابل توجهی افزایش دهد.

این مقوله باید امکان پذیر باشد، حداقل به این دلیل که تقریبا ۱۹۰ هزار سرباز روس و نیروهای جدایی طلب تحت حمایت روسیه که در اوکراین یا نزدیک این کشور قرار دارند، بعید است که بتوانند به راحتی کشوری به وسعت و با جمعیت اوکراین را آرام کنند.فعلا هزینه های تحمیلی به روسیه بالا است، اگرچه تحریم ها علیه مجموعه وسیع تری از افراد و موسسه های مالی نزدیک به پوتین برای اقتصاد روسیه حیاتی است،با این همه فعلا همه آنها نوش داروهایی هستند که می توان میزانشان را افزایش داد.بستن دستان کرملین برای استفاده از بهای بالای انرژی که مدت ها است برای دولت این کشور درآمدزا بوده، بدترین تحریم است.ایالات متحده همچنین باید به علنی کردن اطلاعات در باب اهداف روسیه ادامه دهد. رسانه های سنتی و اجتماعی با پتانسیل دسترسی به خبرنگاران و جامعه مدنی روسی باید با روایت کرملین مقابله کنند.

علاوه بر این تصاویر آنچه در داخل اوکراین در حال وقوع است باید به گوش جهان برسد و هیچ شکی درباره تلفات جان های بی گناه به دلیل ماجراجویی پوتین نباید باقی بماند.در سطحی استراتژیک تر، آمریکا باید تلاش کند تا فاصله ای میان چین و روسیه ایجاد کند، این مسئله در یک شب رخ نخواهد داد، اما دولت بایدن باید دیپلماسی شخصی اش را با چین افزایش داده و خطرهای اقتصادی و استراتژیک از جمله مجازات مالی و افزایش احساس های ضد چینی در غرب- را در ارتباط با روسیه متجاوز مورد توجه قرار دهد. اکنون زمان خوبی است برای از سرگیری گفتگوهای استراتژیک در سطوح بالا با چین.در عرصه بین الملل، همه دولت ها باید از به رسمیت شناختن استقلال دو منطقه اوکراین تحت حمایت روسیه خودداری کنند، اوکراین و متحدانش هم نه تنها در شورای امنیت بلکه در مجمع عمومی که روسیه در آن حق وتو ندارد، باید شکایتشان را مطرح کنند.علاوه بر این دولت های اروپایی باید افکار عمومی شان را برای افزایش استقبال از پناهندگان اوکراینی آماده کنند.آمریکا و اروپا همچنین می بایست نسبت به بحران انرژی به شهروندانشان هشدار داده باشند چرا که این رویارویی بی دردسر نخواهد بود.اما تاریخ جنگ های انتخابی چشم انداز چندان مثبتی ندارد، در حالی که بسیاری از آنها آغاز خوبی دارند اما در بیشتر این نبردها، به ویژه نبردهایی که ماحصل جاه طلبی باشد، پایان بد است.

نویسنده

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=4558
  • نویسنده : ریچارد هاس
  • منبع : بنیاد همکاری های امنیت بین المللی تهران

برچسب ها

برچسب ها