#اختصاصی
نویسنده: تاتیانا لِـوُونا شستوا، دکتر علوم فلسفه، استاد گروه مطالعات جهانی دانشکده فرایندهای جهانی دانشگاه مسکو
در حال حاضر، یک الگوی جدید جهانیشدن در حال شکلگیری است؛ الگویی که نسبت به مدل غربمحور اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیستویکم دموکراتیکتر است. در همین حال، همکاری کشورهای بریکس یکی از پلتفرمهای کلیدی نظم نوظهور چندقطبی محسوب میشود. بسیاری از کشورها، بریکس را پایهای بالقوه برای رشد اقتصادی و تغییر نظم اقتصادی موجود میدانند؛ نظمی که بر واقعیتهای نئواستعماریِ یکسوم پایانی قرن بیستم استوار بوده است.
در شرایط گسترش تحریمها و افزایش بیثباتی ژئوپلیتیکی، جستوجوی فعالانه برای ایجاد اشکال جدیدی از همکاری اقتصادی بینالمللی آغاز شده است؛ اشکالی که جایگزین الگوهای رایج در دوران جهانیشدن تکقطبی اوایل قرن بیستویکم باشد. بسیاری از این سازوکارها در فضای دیجیتال تحقق یافتهاند. یکی از این اشکال نوظهور، تسویهحسابهای متقابل با ارزهای دیجیتال ملیِ نظاممند است. در این مقاله، تلاش شده است چشمانداز گسترش بخش تسویهحسابهای الکترونیکی میان کشورهای بریکس بر پایه ایجاد نهادهای ارزهای دیجیتال ملیِ نظاممند تبیین شود. در ادبیات انگلیسی از این ارزها با عنوان «ارز دیجیتال بانک مرکزی» Central Bank Digital Currency (CBDC) یاد میشود.
پژوهش حاضر بر مواد حقوقی و مقرراتی مربوط به راهاندازی ارزهای دیجیتال نظاممند در کشورهای بریکس استوار است. در درجه نخست، اسناد چهار کشور بنیانگذار بریکس — برزیل، روسیه، هند و چین — شامل اسناد بانکهای مرکزی، بانک توسعه جدید و سایر نهادهای مالی مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از مهمترین این اسناد، «مفهوم روبل دیجیتال» است که بانک مرکزی روسیه در آوریل ۲۰۲۱ منتشر کرد. همچنین بخشی از مواد مرتبط با نظام مالی آفریقای جنوبی و کشورهای جدیدی که روند پیوستن آنها به بریکس در سال ۲۰۲۴ فعال شد — مصر، ایران، اتیوپی و امارات متحده عربی — مورد استفاده قرار گرفته است (این کشورها مشارکت خود در بریکس را در شانزدهمین اجلاس بریکس در کازان، ۲۴–۲۲ اکتبر ۲۰۲۴ تأیید کردند). منابع مهم دیگر شامل اسناد برنامهای بریکس، بهویژه بیانیههای اجلاسها و نیز پوشش رسانهای مرتبط با فرآیندهای تنظیم ارز دیجیتال در کشورهای عضو بریکس است.
تحلیل جامع این منابع، امکان توصیف پویایی فرایند ایجاد ارزهای دیجیتال بانک مرکزی در فضای بریکس را در چارچوب روند جهانی توسعه ارزهای دیجیتال ملیِ نظاممند و افزایش رقابت بر سر طراحی پلتفرمهای بینالمللی برای عملکرد این ارزها فراهم میکند.
پدید آمدن ارزهای دیجیتال بانک مرکزی، پاسخی به چالشهای مرحله کنونی انقلاب اطلاعاتی–فناوری بود. در «مفهوم روبل دیجیتال» آمده است: «توسعه اقتصاد دیجیتال، نیازمند تعامل یکپارچه میان خدمات دیجیتال دولت و کسبوکار، و همچنین تداوم دیجیتالیسازی زیرساختهای پرداخت است».
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی، پاسخی به گسترش گسترده ارزهای الکترونیکی غیر نظاممند در بازارهای مالی جهان پس از بحران مالی–اقتصادی ۲۰۰۹–۲۰۰۸ بودند. در نیمه دوم دهه ۲۰۱۰، بسیاری از بانکهای مرکزی به توسعه ارز دیجیتال بومی خود علاقهمند شدند. پژوهشها آغاز و نخستین پروژههای آزمایشی اجرا شد. پاندمی کرونا در سالهای ۲۰۲۰–۲۰۲۱، روند راهاندازی ارزهای دیجیتال نظاممند را بهشدت سرعت بخشید. در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳، اکثر بانکهای مرکزی جهان یا نهادی که وظیفه تنظیم پول ملی را برعهده دارد (مانند بانکهای ذخیره هند و آفریقای جنوبی)، اعلام کردند که پروژههای آزمایشی CBDC را آغاز کردهاند یا در حال مطالعه این موضوع هستند.
ارزهای دیجیتال نظاممند، مزایای متعددی دارند. برای مثال، در «مفهوم روبل دیجیتال» ذکر شده است که با اجرای CBDC، دسترسی شهروندان و کسبوکارها به خدمات مالی (از نظر جغرافیایی و زیرساختی) افزایش مییابد، هزینههای تراکنشها کاهش پیدا میکند، امنیت معاملات بالا میرود و خدمات نوآورانه گسترش مییابد. معرفی روبل دیجیتال موجب افزایش مشارکتکنندگان بازار مالی، تقویت رقابت میان سرویسهای فناوریمحور و رشد نوآوریها خواهد شد. برای دولت، مزایای روبل دیجیتال شامل تقویت کنترل بر هزینهکرد بودجه و رساندن هدفمند آن به دریافتکنندگان، کاهش هزینههای اداری و تسهیل پرداختهای فرامرزی است. چنین مزایایی برای سایر اقتصادها — از جمله اقتصادهای درحالتوسعه — نیز صدق میکند.
علاوه بر مزایا، ورود ارزهای دیجیتال نظاممند، معایبی نیز دارد. مهمترین ایراد – از دید منتقدان CBDC – نبود محرمانگی در تراکنشهای مالی است. راهاندازی ارزی که کاملاً تحت کنترل دولت باشد و گسترش احتمالی دامنه استفاده از CBDC، بهطور چشمگیری سطح حریم خصوصی مالی شهروندان و کسبوکارها را کاهش میدهد. نظریهپردازان اقتصاد لیبرال، چشمانداز ایجاد CBDC را با دیدگاهی انتقادی نگاه میکنند؛ نه تنها به این دلیل که استفاده از این ارزها کنترل دولت بر جریانهای مالی داخلی را افزایش میدهد، بلکه به این دلیل که این فرایند نقش بانکهای تجاری را تضعیف کرده و در نهایت ممکن است بسیاری از کارکردهای آنها در بازار مالی را بیاثر کند.
علاوه بر این، در اقتصادهای درحالتوسعه CBDC میتواند فعالیت اقتصادی را کاهش دهد و حتی موجب شود برخی بخشهای تولید و خدمات عملا از چرخه اقتصادی خارج شوند. با این حال، روند جهانی پذیرش ارزهای دیجیتال بانک مرکزی شتاب گرفته است و کشورهای بریکس نیز از این فرایند جهانی عقب نماندهاند.
اولین کشور بریکس که ارز دیجیتال نظاممند را بهکار گرفت، چین بود که «یوان دیجیتال» را توسعه داد. این مسئله تصادفی نبود؛ چرا که سطح دیجیتالیسازی اقتصاد چین بسیار بالا است. خدمات الکترونیک در سراسر این کشور بهطور گسترده در دسترساند. سیستمهای پرداخت نوآورانه فراگیر شده و بخش خدمات مالی دیجیتال با سرعتی نمایی در حال رشد است.
نخستین مطالعات نظری مربوط به ایجاد یک ارز الکترونیک متمرکز در چین، به اواسط دهه ۲۰۱۰ بازمیگردد. در دوره پیش از کرونا، روند دیجیتالیکردن تجارت و امور مالی با سرعتی قابل توجه پیش میرفت. در سال ۲۰۱۹، چین آزمون یوان دیجیتال را آغاز کرد. همهگیری کرونا، روند جهانی راهاندازی ارزهای دیجیتال نظاممند را سرعت بخشید و چین نیز از این قاعده مستثنا نبود. پروژه آزمایشی CBDC چین در سال ۲۰۲۱ آغاز شد و در جریان بازیهای المپیک زمستانی پکن در سال ۲۰۲۲، یوان دیجیتال در سطح بینالمللی نیز عرضه شد.
با این حال، تناقضها و مشکلات مربوط به CBDC در بازار مالی چین نیز آشکار شد. در سال ۲۰۲۴، روند گسترش یوان دیجیتال کند شد و سرعت مورد انتظار تحقق نیافت. با وجود این، انتظار میرود که در سال ۲۰۲۵ فعالیتهای مربوط به یوان دیجیتال دوباره افزایش یابد. تحلیلگران این رونق احتمالی را ناشی از اقدامات سریع دولت چین برای رفع مشکلات CBDC و همچنین رقابت فزاینده ارزهای دیجیتال در بازار جهانی میدانند.
در هند، ایده راهاندازی ارز دیجیتال نظاممند از سال ۲۰۱۷ مطرح شد و پژوهشهای گستردهای در مورد تأثیر «روپیه دیجیتال برنامهپذیر» بر اقتصاد این کشور انجام گرفت. در سال ۲۰۲۱، فعالیتها در این زمینه شدت گرفت. با این حال، هند نسبت به این ابتکار با احتیاط برخورد میکند. در اکتبر ۲۰۲۲، بانک ذخیره هند (بانک مرکزی)، مفهوم روپیه دیجیتال را منتشر کرد. در دسامبر ۲۰۲۲، پروژه آزمایشی «CBDC-R» (روپیه دیجیتال) در هند آغاز شد.
تحلیلگران نسبت به ارزیابی زودهنگام عملکرد بانکهای مرکزی که CBDC را اجرا کردهاند محتاط هستند. برای مثال، کارشناسان PwC برای فرایند اجرای CBDC در هند – در مقایسه با نیجریه و چین – هم مزایا و هم معایبی قائلاند.
در روسیه، «مفهوم روبل دیجیتال» در آوریل ۲۰۲۱ توسط بانک مرکزی منتشر شد. طی دو سال، تأثیر احتمالی روبل دیجیتال بر سیاست پولی و ثبات مالی بررسی شد. «قانون روبل دیجیتال» در تابستان ۲۰۲۳ تصویب شد. این قانون در ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۳ در دومای دولتی و سپس در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۳ توسط رئیسجمهور امضا و از ۱ اوت ۲۰۲۳ لازمالاجرا شد. بلافاصله در آگوست ۲۰۲۳، نسخه آزمایشی روبل دیجیتال آغاز شد.
برنامهریزی شده است که تا تابستان ۲۰۲۵ زیرساختهای فنی لازم برای استفاده گسترده از روبل دیجیتال فراهم شود. بنا به اعلام رئیس بانک مرکزی روسیه، الویرا نابیولینا، آغاز اجرای گسترده روبل دیجیتال از ۱ ژوئیه ۲۰۲۵ پیشبینی شده است. او تأکید کرده است: «ما تنها زمانی به اجرای گسترده خواهیم رفت که مطمئن شویم همه چیز بهدرستی کار میکند. در مرحله اول که از ۱ ژوئیه آغاز میشود، تمام بانکهای مهم از نظر سیستمی قادر خواهند بود خدمات مربوط به روبل دیجیتال را به مشتریان ارائه دهند».
در مارس ۲۰۲۳، بانک مرکزی برزیل نیز گامهایی برای راهاندازی «رئال دیجیتال» اعلام کرد. برزیل یکی از رهبران نوآوری مالی در بریکس است. این کشور در راستای دموکراتیزهکردن نظم مالی جهانی، بهطور فعال پیشنهادات و ابتکارات مختلف برای حمایت از رشد اقتصادهای درحالتوسعه را مطرح و پشتیبانی میکند.
برزیل نمونهای روشن از ویژگیهای مشترک استراتژی مالی بینالمللی در میان کشورهای اصلی بریکس است. این کشور ضمن اعلام پایبندی به قواعد مالی بینالمللی و همکاری در چارچوب صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک تسویهحسابهای بینالمللی (BIS)، در عین حال تلاش میکند با ایجاد نهادهای جدید و اصلاح نهادهای قدیمی، نظم مالی جهانی را دموکراتیزه کند. از جمله این اقدامات، میتوان به ایجاد نهادهای توسعهای از طریق سازمانهای مالی بینالمللی اشاره کرد؛ مهمترین آنها بانک توسعه جدید (NDB) یا همان بانک توسعه بریکس است. همچنین برزیل حامی اصلاح سیستم سهمیهبندی IMF است که در حال حاضر به نفع کشورهای کوچک توسعهیافته و به زیان اقتصادهای بزرگ اما تاریخی–محافظهکار تمام میشود.
برزیل همچنین از سیستم بینالمللی پرداخت BRICS Pay که در سال ۲۰۱۸ راهاندازی شد حمایت میکند. رئیس فعلی بانک توسعه جدید، دیلما روسف – رئیسجمهور پیشین برزیل (۲۰۱۶–۲۰۱۱) – است. سیاست مالی کنونی برزیل نشاندهنده پایبندی ثابت این کشور به اهداف بریکس است.
در آفریقای جنوبی، طرح آزمایشی پرداخت با ارز دیجیتال بانک مرکزی که با مشارکت مرکز نوآوری BIS و بانک ذخیره آفریقای جنوبی تهیه شده بود، در مارس ۲۰۲۲ ارائه شد. پروژه «Dunbar» که توسط BIS آغاز شد، مختص بریکس نبود و در آن بانک ذخیره استرالیا، بانک مرکزی مالزی، اداره پولی سنگاپور و بانک ذخیره آفریقای جنوبی مشارکت داشتند.
مشارکت آفریقای جنوبی در یک طرح جایگزین برای تنظیم بینالمللی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) نشان میدهد که کشورهای بریکس با چه دشواریهایی در رقابت جهانیِ فزاینده بر سر مدیریت سیستمهای پرداخت و تسویه مالی روبهرو خواهند شد.
فرایند استقرار ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی امروز دیگر صرفا یک موضوع مالی نیست، بلکه به حوزه ژئوپلیتیک وارد شده است. بسیاری از نهادهای بزرگ مالی بینالمللی در تلاشاند تا رهبری این روند را بر عهده بگیرند و نقش تنظیمگر جهانی یا منطقهای را در بازار CBDC ایفا کنند.
به عنوان مثال، در اوایل دهه ۲۰۲۰، صندوق بینالمللی پول (IMF)، بانک تسویه حسابهای بینالمللی (BIS) و بانک مرکزی اروپا اعلام کردند که قصد دارند در مقام تنظیمگر CBDC عمل کنند. در آوریل ۲۰۲۳، نمایندگان IMF چنین اظهار کردند: «پرداختهای برونمرزی میتواند کند، پرهزینه و پرریسک باشد. در جهان امروزِ پرداختها، طرفین در حوزههای قضایی مختلف مجبورند برای جبران نبودِ یک دارایی تسویه مشترک و نبود قواعد و مدیریت واحد، به روابط اعتمادمحورِ پرهزینه تکیه کنند. حال تصور کنید که یک پلتفرم چندجانبه وجود داشته باشد که بتواند پرداختهای فرامرزی را بهبود دهد، و همزمان عملیات ارزی، توزیع ریسک و در کل چارچوبهای مالی را متحول کند».
این پلتفرم اکنون در حال توسعه است، اما مانند بسیاری از ابتکارات IMF، همواره منافع همه کشورها را به شکل برابر تأمین نمیکند IMF تلاش میکند در رأس روند ایجاد CBDC قرار گیرد و عملاً به «بانک مرکزیِ بانکهای مرکزی» تبدیل شود. بانک تسویه حسابهای بینالمللی و چند نهاد دیگر نیز هدف مشابهی را دنبال میکنند.
در کنفرانس بانکهای مرکزی کشورهای آفریقایی که در ژوئن ۲۰۲۳ در رباط برگزار شد، برنامه IMF و بانک جهانی برای ایجاد یک پلتفرم جهانی CBDC و همچنین راهنمای CBDC که توسط کارشناسان IMF تهیه شده بود، ارائه گردید و استفاده از آن برای پیادهسازی ارزهای دیجیتال ملی توصیه شد.
رقابت روبهافزایش در حوزه سیستمهای بینالمللی پرداخت، دیگر فرصتی برای تعلل در زمینه ارزهای دیجیتال باقی نمیگذارد. در «مفهوم دیجیتال روبل» چنین آمده است: «راهاندازی پلتفرم روبل دیجیتال میتواند نخستین گام در مسیر افزایش کارایی پرداختها و تسویههای برونمرزی از طریق ادغام آتی آن با پلتفرمهای مشابهِ ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی دیگر کشورها باشد».
در شرایطی که برخی کشورها و نهادهای تنظیمگر مالی جهانی تهدید به اعمال تحریم میکنند یا تحریمهای واقعی وضع کردهاند، برای کشورهای بریکس، ایجاد ابزارهای جایگزین برای تسویههای مالی اهمیت فوقالعادهای پیدا کرده است. ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی یکی از نوآورانهترین محصولات فناوری مالی محسوب میشوند. این نهاد نوظهور میتواند اثرات مثبت و منفی بر اقتصاد داشته باشد. با این حال، بُعد ژئوپلیتیک در گسترش CBDC، ضرورت تسریع این فرآیند را هم در روسیه و هم در کل بریکس الزامی میکند. . CBDCها میتوانند به ابزاری مؤثر برای تعاملات مالی مستقیم میان کشورهای عضو بریکس تبدیل شوند.
با شتاب روزافزون دیجیتالیشدن، کشورهای بریکس باید راههای همکاری در بسترهای جدید و ابزارهای نوین تسویه مالی – از جمله مبتنی بر CBDC – را توسعه دهند. رقابت جهانی بر سر پلتفرمهای تعامل مالی بینالمللی، کشورهای عضو بریکس را به ایجاد چنین ساختارهایی ترغیب میکند. تجربه اعمال تحریمهای محدودکننده توسط کشورهایی که در نهادهایی مثل IMF و BIS موقعیت ممتاز دارند، یک محرک قوی برای توسعه نوآوریهای مالی در کشورهای دیگر است.
در حال حاضر، بریکس هنوز پلتفرم مشترک و کارآمدی برای انجام پرداختهای برونمرزی در اختیار ندارد. ایجاد چنین پلتفرمی باید همزمان با توسعه CBDC یا حتی پیش از آن انجام شود. زیرا حاکمیت مالی کشورها تا حد زیادی به میزان پیشرفت آنها در حوزه فناوریهای مالی بستگی دارد.









