ایرانشناسی در گرجستان پیشینهای دیرپا دارد که ریشههای آن به تعاملات تاریخی، فرهنگی و زبانی گسترده میان ایران و گرجستان بازمیگردد. قرار گرفتن گرجستان در حوزه تمدنی ایران در دورههای باستان و میانه، موجب نفوذ عمیق زبان، ادبیات و فرهنگ ایرانی در این سرزمین شد و همین امر، زمینهساز شکلگیری نوعی شناخت نظاممند از ایران در سنت فکری و علمی گرجی گردید.
نخستین جلوههای ایرانشناسی را میتوان در متون تاریخی و ادبی قرون وسطای گرجی مشاهده کرد؛ آثاری که سرشار از واژگان فارسی و روایتهای مرتبط با شاهان، اسطورهها و ساختارهای سیاسی ایران هستند. شاهنامه فردوسی، ادبیات حماسی ایرانی و مفاهیم فرهنگی ایران، تأثیر عمیقی بر ادبیات کلاسیک گرجی گذاشت و نوعی ایراننگری تاریخی و فرهنگی را در میان نخبگان گرجی پدید آورد.
ایرانشناسی بهمعنای آکادمیک و مدرن آن، از قرن نوزدهم میلادی و همزمان با گسترش شرقشناسی در امپراتوری روسیه، در گرجستان شکل گرفت. شهر تفلیس بهعنوان یکی از مراکز مهم علمی قفقاز، نقش محوری در مطالعات مربوط به ایران، زبان فارسی و تاریخ شرق ایفا کرد. در این دوره، پژوهشهای زبانشناختی درباره فارسی و زبانهای ایرانی، و همچنین مطالعات تاریخی درباره نقش ایران در قفقاز، بهصورت روشمند آغاز شد.
در دوران اتحاد جماهیر شوروی، ایرانشناسی در گرجستان ذیل مطالعات شرقشناسی و تاریخ باستان توسعه یافت. تمرکز اصلی پژوهشها بر زبانشناسی تاریخی، متون کلاسیک فارسی، ایران باستان و مناسبات ایران و قفقاز در دورههای هخامنشی، اشکانی و ساسانی بود. در این دوره، رویکردی علمی، متنمحور و تا حدی ایدئولوژیک بر مطالعات ایرانشناسانه حاکم بود، اما با وجود محدودیتهای سیاسی، آثار ارزشمندی در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران تولید شد.
پس از استقلال گرجستان در سال ۱۹۹۱، ایرانشناسی وارد مرحلهای تازه شد. در این دوره، توجه به ایران معاصر، روابط فرهنگی ایران و گرجستان، و مطالعات بینرشتهای افزایش یافت و همکاریهای علمی با مراکز دانشگاهی ایران نیز گسترش پیدا کرد.
ایرانشناسان برجسته گرجستان
در میان ایرانشناسان گرجی، ایوانه جاواخیشویلی، تاریخنگار و بنیانگذار مکتب تاریخنگاری علمی گرجستان، جایگاهی ویژه دارد. او در آثار خود به نقش ایران در تاریخ قفقاز و تأثیر متقابل تمدنی ایران و گرجستان توجه ویژهای نشان داد و مسیر مطالعات تطبیقی را هموار کرد.
گیورگی تسرتلی (Giorgi Tsereteli) از برجستهترین خاورشناسان و ایرانشناسان گرجستان در قرن بیستم بهشمار میرود. پژوهشهای او در حوزه زبانهای ایرانی، فارسی کلاسیک و ارتباطات فرهنگی ایران و قفقاز، تأثیر قابل توجهی بر توسعه ایرانشناسی در گرجستان و حتی در سطح بینالمللی داشت.
همچنین پژوهشگرانی چون سرگی ماچاواریانی و دیگر ایرانشناسان وابسته به دانشگاه دولتی تفلیس و آکادمی علوم گرجستان، با تمرکز بر متون فارسی، تاریخ ایران و پیوندهای فرهنگی منطقه، نقش مهمی در تداوم این سنت علمی ایفا کردهاند.
ایرانشناسی در گرجستان حاصل پیوندی تاریخی و تمدنی است که از متون قرون وسطی تا پژوهشهای دانشگاهی معاصر امتداد یافته است. حضور ایرانشناسان برجسته و شکلگیری سنتی علمی در این حوزه، موجب شده گرجستان به یکی از مراکز مهم ایرانشناسی در قفقاز تبدیل شود؛ جایگاهی که همچنان ظرفیت توسعه و تعمیق دارد.









