تاریخ : دوشنبه, ۲۷ بهمن , ۱۴۰۴ 29 شعبان 1447 Monday, 16 February , 2026

سیاست ایالات متحده در قبال تنگه تایوان: رقابت راهبردی، امنیت اقتصادی و بازدارندگی نظامی

  • ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۱
سیاست ایالات متحده در قبال تنگه تایوان: رقابت راهبردی، امنیت اقتصادی و بازدارندگی نظامی
از زمان بازگشت ترامپ به قدرت، سیاست آمریکا در قبال تنگه تایوان هم تحت تأثیر راهبرد امنیت ملی و نظام تصمیم‌گیری دولت قرار داشته و هم بازتابی از ویژگی‌های شخصی و ترجیحات سیاستی ترامپ بوده است. برخلاف بایدن، ترامپ تایوان را کم‌اهمیت می‌شمارد، «ابهام راهبردی» را حفظ می‌کند و بر اساس اصل «اول آمریکا»، در حوزه تعرفه‌های متقابل و فناوری‌های پیشرفته، تایوان را به تبعیت از آمریکا وادار می‌سازد. تفکر معامله‌محور ترامپ در مسئله تایوان نیز آشکار است؛ در ماهیت امر، او از تایوان برای کسب منافع آمریکا بهره می‌گیرد و این رویکرد دارای ویژگی‌های فرصت‌طلبانه و متغیر است. سیاست تنگه تایوان در دوره ترامپ ۲.۰ تحت تأثیر راهبرد رقابت آمریکا با چین، بازی پیچیده سیاست داخلی و وضعیت روابط چین و آمریکا قرار خواهد گرفت. این مقاله با توجه به شرایط و ویژگی‌های مرحله کنونی، عمدتاً از سه بُعد رقابت راهبردی، امنیت اقتصادی و بازدارندگی نظامی به تنظیم و تحلیل موضوع می‌پردازد.

#اختصاصی

نویسنده: وانگ شوشن، معاون و پژوهشگر مؤسسه مطالعات تایوانِ آکادمی علوم اجتماعی چین

از زمان شکل‌گیری مسئله تایوان، سیاست دولت‌های مختلف آمریکا در قبال تنگه تایوان همواره بر اساس نیازهای راهبرد جهانی آمریکا و سیاست این کشور نسبت به چین شکل گرفته و تعدیل شده است. مسیر کلی آن چنین بوده است: در دوره‌هایی که مهار چین محور سیاست آمریکا بوده، جایگاه تایوان به‌عنوان دارایی راهبردی حفظ و تقویت شده است؛ در دوره‌هایی که تعامل و همکاری آمریکا با چین افزایش یافته، نقش تایوان به‌عنوان مهره راهبردی کاهش و تضعیف شده است؛ و در دوره بازگشت رقابت راهبردی آمریکا با چین، بار دیگر جایگاه تایوان در امنیت ملی و راهبرد هند–اقیانوس آرام تقویت شده است.

رئیس‌جمهور آمریکا دیپلمات شماره یک و مذاکره‌کننده ارشد است و مهم‌ترین تصمیم‌گیرنده سیاست خارجی آمریکا محسوب می‌شود. رؤسای جمهور با پیشینه‌ها، سبک‌های سیاسی و ترجیحات راهبردی متفاوت، در اندیشه و ترتیب اولویت‌های خود درباره مسئله تایوان نیز ویژگی‌های متفاوتی نشان می‌دهند.

تفکر سیاستی و راهبرد دیپلماتیک ترامپ نه‌تنها با حزب دموکرات تفاوت آشکار دارد، بلکه با جریان سنتی و ساختاری حزب جمهوری‌خواه نیز متفاوت است و ویژگی‌های شخصی و سبک متمایز ترامپ را منعکس می‌کند. در پس رفتارهای متغیر، فشار حداکثری، معامله تا حد آزمون مرزها و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، مفهوم اولویت مطلق آمریکا، دیپلماسی معامله‌محور و راهبرد سودجویی مبتنی بر زورگویی نهفته است.

همان‌گونه که ترامپ تصریح کرده، سراسر زندگی او در معامله گذشته است؛ همه چیز قابل معامله است و او در معامله مهارت ویژه‌ای دارد. فلسفه زندگی و باور سیاسی ترامپ عمل‌گرایی و سودآوری از طریق معامله است؛ معامله ابزار است و کسب منفعت هدف نهایی. او دوست دارد به‌طور عمدی عدم قطعیت سیاستی ایجاد کند و آن را دارایی‌ای برای پیشبرد معامله بداند. این ویژگی پس از روی کار آمدن ترامپ در جنگ تعرفه‌ای جهانی که به‌سرعت آغاز شد و در مذاکرات تجاری با بازیگران مختلف جهانی به‌وضوح نمایان گردید و جهان را با «آمریکای جدید» و «هژمونی جدید» عصر ترامپ آشنا ساخت. در روابط چین و آمریکا و مسئله تایوان، تغییرات و تداوم‌های دوره ترامپ ۲.۰ نیز طبیعتاً مورد توجه دو سوی تنگه و ذی‌نفعان مرتبط قرار گرفته است.

رقابت راهبردی و مسئله تایوان

چارچوب اساسی سیاست آمریکا در قبال تنگه تایوان در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت و سه بیانیه مشترک چین و آمریکا و «قانون روابط با تایوان» هسته اصلی آن را تشکیل می‌دهد. از دهه ۱۹۹۰، آمریکا به‌تدریج «قانون روابط با تایوان» را در جایگاهی بالاتر از سه بیانیه مشترک قرار داد و روابط عملی خود با مقامات تایوان در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی را تقویت کرد.

تغییر قابل توجه آن است که در دوره ترامپ ۱.۰ (۲۰۱۷–۲۰۲۰) و سپس در دوره بایدن (۲۰۲۱–۲۰۲۴)، آمریکا چین را به‌عنوان اصلی‌ترین و چالش‌برانگیزترین رقیب راهبردی معرفی کرد، «شش تضمین» که پیش‌تر به‌صورت خصوصی به تایوان داده شده بود را علنی ساخت و آن را در چارچوب اصول راهنمای «سیاست چین واحد» گنجاند، که این امر تناقض‌های درونی سیاست آمریکا در قبال تایوان را بیشتر گسترش داد. درباره «سیاست چین واحد» آمریکا، جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی بایدن، اذعان کرد که این سیاست «فرمولی پیچیده و متناقض» است، اما توانسته است صلح و ثبات اساسی در دو سوی تنگه تایوان را برای مدت طولانی حفظ کند. اصل «صلح از طریق قدرت» که در دوره ریگان مطرح شد، تا امروز نیز از سوی محافل راهبردی آمریکا در سیاست مربوط به تایوان، به‌ویژه سیاست امنیتی تنگه، به کار گرفته می‌شود.

تحت تأثیر جریان «جنگ سرد جدید» در حزب جمهوری‌خواه در دوره نخست ترامپ و نیز راهبرد خارجی و دیپلماسی ارزشی دولت بایدن، جایگاه مسئله تایوان در گفتمان سیاسی آمریکا به‌طور کم‌سابقه‌ای ارتقا یافت. در دوره ترامپ ۱.۰ فروش تسلیحات به تایوان عادی شد، چندین قانون مرتبط با تایوان در کنگره تصویب و به قوانین داخلی آمریکا تبدیل گردید و سطح رفت‌وآمد رسمی میان دولت آمریکا و مقامات تایوان به‌طور قابل توجهی افزایش یافت. این موارد پایه سیاست تنگه تایوان در دوره ترامپ ۲.۰ را تشکیل می‌دهد.

در شرایط کنونی رقابت راهبردی چین و آمریکا، محافل راهبردی آمریکا بیش از پیش در پی حفظ بلندمدت «وضعیت جدایی» میان تایوان و سرزمین اصلی هستند و به‌صورت آشکار یا پنهان، مستقیم یا غیرمستقیم با تحقق کامل وحدت چین مخالفت، کارشکنی و اخلال می‌کنند.

در دوره ریاست‌جمهوری بایدن، او چندین بار در نشست‌های خبری به‌صورت لفظی اعلام کرد که آمریکا از نظر نظامی «به دفاع از تایوان کمک خواهد کرد» و از طریق نوعی شفافیت راهبردی، پیام بازدارنده‌ای به چین ارسال کرد تا ملاحظات راهبردی دولت چین در حل مسئله تایوان را افزایش دهد. پس از بازگشت ترامپ به قدرت و تغییرات عمده در وضعیت سیاسی–اقتصادی بین‌المللی، او در اظهارنظر درباره «دفاع از تایوان» محتاط‌تر عمل کرده و رویکرد اجتناب یا ابهام را در پیش گرفته است. این امر به‌عنوان نوعی «ابهام راهبردی ترامپی» تلقی شده و از سوی برخی کارشناسان نظامی–امنیتی آمریکا پذیرفته شده است.

ترامپیسم و دیدگاه «اول آمریکا» درباره تایوان تأثیر گذاشته، اما به‌طور بنیادین ذهنیت و آگاهی سیاسی تثبیت‌شده محافل راهبردی آمریکا درباره مسئله تایوان را تغییر نداده و جهت‌گیری راهبردی استفاده از تایوان برای مهار، فرسایش و محدودسازی توسعه چین نیز دگرگون نشده است. دیدگاه‌ها و پیشنهادهای سیاستی جناح‌های تندرو آمریکا درباره تایوان همچنان در نظام تصمیم‌گیری و تدوین سیاست آمریکا در قبال چین بروز می‌یابد. آنان اساساً معتقدند که از منظر ارزش ژئواستراتژیک، تایوان برای هژمونی آمریکا مهم‌تر از اوکراین است، زیرا منطقه آسیا–پاسیفیک به مرکز رشد جهانی تبدیل شده، چین به رقیب نظام‌مند آمریکا بدل گشته، تایوان در مرکز زنجیره جزایر اول قرار دارد و از موقعیت امنیتی ژئواستراتژیک ویژه و برتری فناوری پیشرفته نیمه‌هادی برخوردار است و همچنان سنگ محک راهبرد اتحادها و اعتبار تعهدات آمریکا در قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود.

از منظر تاریخی و راهبردی روابط چین و آمریکا و مسئله تایوان، دولت ترامپ از چارچوب سیاست آمریکا در قبال تنگه تایوان با عنوان «عدم وحدت، عدم استقلال، عدم توسل به زور» خارج نشده است. با ورود روابط چین و آمریکا به مرحله‌ای که رقابت راهبردی محور اصلی آن است، عنصر «ممانعت از وحدت» به موضوع «عدم وحدت» افزوده شده، «عدم استقلال» به عنصر «تساهل نسبت به استقلال» گسترش یافته و «عدم توسل به زور» نیز به عنصر «بازدارندگی از طریق زور» توسعه یافته است. «ممانعت از وحدت، تساهل نسبت به استقلال، بازدارندگی از طریق زور» عناصر و ویژگی‌های جدید سیاست آمریکا در قبال تنگه تایوان را تشکیل می‌دهد.

بر اساس نیازهای راهبردی حفظ هژمونی، دولت آمریکا تمایلی ندارد به‌طور علنی با «استقلال تایوان» مخالفت کند یا از وحدت مسالمت‌آمیز چین حمایت نماید و همواره مخالفت با تغییر یک‌جانبه وضع موجود از سوی هر یک از دو طرف و امید به حل مسالمت‌آمیز مسئله را به‌عنوان شعار سیاستی خود مطرح کرده است. زیرا در ذهنیت محافل راهبردی آمریکا، حل مسالمت‌آمیز به‌طور طبیعی می‌تواند شامل «استقلال مسالمت‌آمیز» تایوان یا حفظ دائمی وضع موجود نیز باشد.

جهت‌گیری کلی و روند تغییرات سیاست تنگه تایوان در دوره ترامپ ۲.۰ بی‌تردید تحت تأثیر دستگاه بوروکراتیک متمایل به ساختار سنتی و اینرسی تصمیم‌گیری قرار خواهد گرفت. جهت‌گیری راهبردی «استفاده از تایوان برای مهار چین» همچنان انگیزه عمیقی برای مداخله ساختار بوروکراتیک آمریکا در مسئله تایوان و حتی تشویق رئیس‌جمهور به بهره‌گیری بیشتر از «کارت تایوان» خواهد بود. از این منظر، پدیده ترامپ در مسئله تایوان دارای ویژگی خاص و مرحله‌ای است و نمی‌تواند جایگزین ویژگی‌های عام و بلندمدت شناخت محافل راهبردی و کل ساختار حکمرانی آمریکا درباره مسئله تایوان شود.

کنگره آمریکا، وزارت خارجه، وزارت دفاع و بسیاری از اندیشکده‌های لیبرال و محافظه‌کار که نمایندگان جریان ساختاری آمریکا محسوب می‌شوند، بر این باورند که هدف راهبردی چین ارتقای جایگاه شرق و افول غرب و پیشی گرفتن از آمریکا و غرب است و در دوره ترامپ ۲.۰ نیز فعالانه جهت‌گیری «استفاده از تایوان برای مهار چین» و «حمایت از تایوان در برابر چین» را دنبال خواهند کرد.

در جریان برگزاری هشتادمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال جاری، «مؤسسه آمریکایی در تایوان» (American Institute in Taiwan) در پاسخ به پرسش رسانه‌های تایوانی اعلام کرد که «اسناد جنگ جهانی دوم از جمله اعلامیه قاهره، اعلامیه پوتسدام و پیمان سان‌فرانسیسکو، وضعیت نهایی سیاسی تایوان را تعیین نکرده‌اند». این موضع بعداً از سوی وزارت خارجه آمریکا تأیید شد. هرچند پاسخ مذکور بیانیه رسمی سیاستی نبود، اما این رویداد به‌عنوان نخستین طرح رسمی «نظریه تعیین‌نشده بودن وضعیت تایوان» از زمان برقراری روابط دیپلماتیک آمریکا و چین تلقی شد، که موجب تشویق حزب دموکراتیک مترقی و نیروهای «استقلال تایوان» گردید و تأثیر منفی گسترده‌ای بر جای گذاشت. این امر همچنین نشان داد که نیروهای حامی تایوان در آمریکا در پی تضعیف پایه سیاسی روابط چین و آمریکا و عامدانه درصدد ایجاد وضعیت «یک چین، یک تایوان» و حتی اعطای نمادهای موسوم به «حاکمیت» به مقامات تایوان هستند؛ رویکردی که در دوره ترامپ ۲.۰ نیز ادامه خواهد یافت.

ترامپ ۲.۰ به پیشبرد رقابت راهبردی همه‌جانبه با چین ادامه می‌دهد و این امر مبنای اساسی و لحن کلی روابط آینده چین و آمریکا خواهد بود. در عین حال، ترامپ بر اولویت داخلی تأکید دارد، فلسفه واقع‌گرایانه پرهیز از جنگ را دنبال می‌کند و جلوگیری از درگیری مستقیم و جنگ میان قدرت‌های بزرگ را شرط مهم «عظمت دوباره آمریکا» می‌داند. اراده و عزم دولت چین برای حل مسئله تایوان و تحقق وحدت کامل ملی استوار و تزلزل‌ناپذیر است و در سال‌های اخیر شدت و سرعت مهار «استقلال تایوان» و پیشبرد وحدت افزایش یافته است؛ امری که تردید و نگرانی آمریکا درباره حفظ وضع موجود در تنگه را تشدید کرده است.

در محافل راهبردی و دانشگاهی آمریکا دیدگاه‌هایی مطرح شده که بر اولویت منافع راهبردی آمریکا و اجتناب از گرفتار شدن در انتخاب دشوار مداخله یا عقب‌نشینی در صورت بروز درگیری تأکید می‌کند. برخی پژوهشگران آمریکایی پیشنهاد کرده‌اند که سیاست آمریکا باید به چین امکان مشاهده امید به وحدت مسالمت‌آمیز را بدهد و آمریکا می‌تواند اعلام کند که «با وحدت مسالمت‌آمیز دو سوی تنگه مخالفتی ندارد» تا چین ناچار به استفاده از زور نشود.

در گزارش پژوهشی سال ۲۰۲۵ مؤسسه رند نتیجه‌گیری و توصیه شده است که آمریکا باید از رفتارهای تحریک‌آمیز آشکاری که ممکن است پکن را به اقدام نظامی وادار کند اجتناب کند، خطر رویارویی یا حادثه نظامی ناخواسته را کاهش دهد و تا حد امکان تضمین‌های سیاسی ارائه کند تا پکن بتواند در قبال وحدت، رویکردی صبورانه اتخاذ کند.

مایکل سواین، پژوهشگر مسائل امنیت بین‌الملل، معتقد است هرچند اهمیت تایوان موجب دریافت کمک‌های امنیتی از آمریکا شده است، اما تایوان منفعت حیاتی‌ای نیست که آمریکا به خاطر آن وارد جنگ با چین شود. آمریکا ضمن مخالفت با تحقق وحدت از طریق زور یا اجبار، باید از اقداماتی که «القاکننده استقلال حاکمیتی تایوان» باشد اجتناب کند، استقرار نیروهای نظامی در تایوان را متوقف سازد و از اقداماتی که نشان‌دهنده تعهد نظامی به دفاع از تایوان است پرهیز کند.

گرچه این دیدگاه‌ها مستقیماً از هسته اصلی تیم ترامپ نیست، اما ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری غیرسنتی و غیرساختاری، با پیروی از سیاست مرد قدرتمند، عمل‌گرایی و اولویت معامله، به‌سبب نیازهای راهبردی مدیریت آمریکای شمالی بزرگ، احیای قدرت آمریکا و کسب جایگاه تاریخی، در مسئله جنگ‌های خارجی رویکردی محتاطانه نشان داده است. ترامپ حتی از «سواری مجانی» تایوان در حوزه امنیت ناخشنود است و نمی‌خواهد در دوره ریاست‌جمهوری‌اش به‌دلیل تایوان درگیری یا جنگی میان چین و آمریکا رخ دهد. در عین حال، ابزار سیاسی ترامپ دارای ویژگی عدم قطعیت و معامله‌گری است؛ اینکه او چگونه با تفاهمات و تعهدات سیاسی مربوط به مسئله تایوان در روند برقراری روابط دیپلماتیک چین و آمریکا برخورد خواهد کرد، آیا می‌تواند در مسئله تایوان «تضمین مجددی» به چین ارائه دهد و این تضمین تا چه حد خواهد بود، همچنان موضوعی قابل مشاهده و بررسی است.

«اول آمریکا» و امنیت اقتصادی

رابرت زولیک در کتاب «درباره آمریکا» از منظر تاریخی پنج سنت دیپلماسی آمریکا را جمع‌بندی می‌کند که یکی از آن‌ها این است که روابط فناوری و تجارت فرامرزی آمریکا نه‌تنها روابط اقتصادی، بلکه روابط سیاسی و حتی امنیتی این کشور با سایر کشورها را نیز تعیین می‌کند؛ و آمریکا همواره خواهان «درهای باز» برای تجارت بوده است. در قرن بیست‌ویکم، با تعمیق جهانی‌شدن و یکپارچگی منطقه‌ای و بازآرایی قدرت و رقابت اقتصادی بین‌المللی، جریان «MAGA» به رهبری ترامپ با بازگشت به مرکانتیلیسم، حمایت‌گرایی و حاکمیت دولت–ملت و مخالفت با جهانی‌گرایی، در امور اقتصادی و تجاری به دنبال حداکثرسازی منافع مطلق آمریکا و بی‌اعتنایی به منافع نسبی دیگر کشورهاست. لیبرالیسم بین‌المللی سنتی آمریکا که بر مزیت نسبی، همکاری مکمل و وابستگی متقابل تأکید داشت، جای خود را به سیاست «اول آمریکا» داده است.

از نظر ترتیب دستورکار حکمرانی، ترامپ تجارت و دیپلماسی را الزاماً مرتبط نمی‌داند و آن‌ها را موضوعاتی مستقل تلقی می‌کند. او برای احیای تولید پیشرفته داخلی، کاهش بدهی ملی و مهار کسری فزاینده، بلافاصله پس از آغاز به کار، بی‌پروا و تقریباً بدون تمایز، سلاح تعرفه را علیه اقتصادهای اصلی تجاری به کار گرفت و خواستار گشودگی کامل بازارها به روی آمریکا شد. اتحادیه اروپا، کانادا، بریتانیا، استرالیا، ژاپن و کره جنوبی نیز مشمول تعرفه‌های افزوده شدند. نرخ تعرفه متقابل آمریکا علیه تایوان ۲۰ درصد تعیین شد که بالاتر از ۱۵ درصد برای ژاپن و کره جنوبی بود. موضع بی‌قیدوشرط دولت لای چینگ‌ته، رئیس‌جمهور تایوان در «گرایش به آمریکا و تمجید از آمریکا» نیز دست ترامپ را برای فشار بر تایوان باز گذاشته و فضای مانور تایوان را بسیار محدود کرده است.

تسلیحاتی‌سازی تعرفه‌ها و تعمیم سیاست امنیت اقتصادی، مسئله‌ای جدی برای اقتصاد تایوان ایجاد کرده است. تعرفه‌های بالای متقابل به صنایع سنتی تایوان ضربه سنگینی وارد خواهد کرد؛ صنایع نساجی، ماشین‌آلات و قطعات خودرو در خط مقدم آسیب قرار دارند و این امر عدم توازن توسعه اقتصادی و نابرابری اجتماعی در داخل جزیره را تشدید می‌کند. همزمان ترامپ به‌شدت خواستار گسترش نامحدود سرمایه‌گذاری شرکت TSMC در آمریکا شده است که مجموع آن به ۱۶۵ میلیارد دلار رسیده و در آینده باید به‌طور کامل با راهبرد بازگشت تولید به آمریکا هماهنگ شود تا هژمونی اقتصادی و فناورانه آمریکا حفظ گردد. پس از روی کار آمدن ترامپ، روند انتقال TSMC به آمریکا تسریع شده و قرار است پیشرفته‌ترین تراشه‌های ۲ نانومتری در آمریکا تولید شود و سرمایه‌گذاری زنجیره بالادستی، میانی و پایین‌دستی صنعت نیمه‌هادی نیز در خاک آمریکا سرعت گیرد. علاوه بر این، آمریکا از تایوان خواسته بازار خودرو و محصولات کشاورزی خود را نیز باز کند که فشارهای چندلایه و پیچیده‌ای بر تایوان وارد می‌سازد.

نخست، راهبرد امنیتی‌سازی اقتصادی آمریکا با نقش تایوان تا حدی دچار شکاف شده و تناقض میان آن‌ها به‌طور مرحله‌ای افزایش یافته است. طی ده سال گذشته، مازاد تجاری تایوان با آمریکا به‌شدت افزایش یافته و سیاست ساخت زنجیره تأمین بدون چین و «برون‌سپاری به کشورهای دوست» به سود تایوان بوده است؛ همچنین صنعت نیمه‌هادی تایوان از رشد سریع تقاضای جهانی بهره برده و جایگاه پیشتاز بین‌المللی و مزیت صادراتی خود را تثبیت کرده است. در عین حال، سیاست «مقابله با چین و پیگیری استقلال» از سوی حزب دموکراتیک مترقی موجب تنش شدید در تنگه شده و تایوان از سوی رسانه‌هایی چون «اکونومیست» خطرناک‌ترین نقطه جهان خوانده شده است. مشکلات ساختاری اقتصاد آمریکا، عدم تعادل مالی و ریسک بالای بدهی نیز منطق حمایت‌گرایی یک‌جانبه ترامپ ۲.۰ را تقویت کرده است.

در حوزه نیمه‌هادی‌های پیشرفته، ترامپ بارها ادعا کرده که تایوان «صنعت تراشه آمریکا را ربوده» و بر «ریسک‌زدایی» از تایوان تأکید کرده است. وزیر بازرگانی آمریکا، لوتنیک، اعلام کرده که ۹۹ درصد تراشه‌های پیشرفته جهان در تایوان متمرکز است و این قابل قبول نیست؛ به‌دلیل امنیت ملی، آمریکا باید تراشه‌ها را در خاک خود تولید کند و نمی‌تواند بیش از حد به تایوان که ۹۵۰۰ مایل فاصله دارد وابسته باشد.

برای کاهش فشار دولت ترامپ، دولت لای چینگ‌ته راهبرد «سه زنجیره» را تبلیغ کرده‌اند: ایجاد «زنجیره ارزش دموکراتیک جهانی»، «زنجیره امنیتی هند–پاسیفیک» و «زنجیره تأمین غیرقرمز». این راهبرد به‌ترتیب حوزه‌های ایدئولوژیک، امنیت ژئواستراتژیک و اقتصاد و فناوری را در بر می‌گیرد. اما ترامپ چندان به ادعاهای تایوان درباره «چراغ دموکراسی»، «موقعیت راهبردی» یا «اتکای به آمریکا برای بقا» توجهی ندارد. در چارچوب فشار تعرفه‌ای ترامپ، مذاکرات درباره تعرفه‌های متقابل، موانع غیرتعرفه‌ای، امنیت اقتصادی و کنترل صادرات، همگی تحت هدایت آمریکا و با تبعیت تایوان انجام خواهد شد. آمریکا همچنین می‌تواند از ماده ۲۳۲ قانون گسترش تجارت برای هدف قرار دادن دقیق صنعت نیمه‌هادی تایوان استفاده کند. گزینه‌های سیاستی تایوان محدود است: تخصیص بودجه ویژه برای حمایت از صنایع آسیب‌دیده، تدوین قانون «امنیت اقتصادی» برای کنترل خروج صنایع راهبردی یا تنظیم سیاست‌های تجاری و صنعتی دو سوی تنگه و گسترش صادرات به سرزمین اصلی.

کریستین ویتون، مشاور وزارت خارجه آمریکا در دوره نخست ترامپ، در مقاله‌ای با عنوان «چگونه تایوان ترامپ را از دست داد» نوشت که حزب دموکراتیک مترقی بیش از حد به دموکرات‌ها و جناح چپ آمریکا نزدیک شده و جمهوری‌خواهان و راست جدید را نادیده گرفته است؛ همچنین از اینکه لای چینگ‌ته بلافاصله پس از انتخاب ترامپ تماس تبریک نگرفت انتقاد کرد و این امر را نشانه «تفاوت دما» میان برخورد تایوان با بایدن و ترامپ دانست. ویتون همچنین اشاره کرد که بسیاری از آمریکایی‌های پیگیر سیاست خارجی، تایوان را نه دارایی بلکه باری می‌دانند که ممکن است آمریکا را به جنگی ناخواسته بکشاند. افزون بر اختلافات تجاری و فناورانه، نقدهای تند او نشان‌دهنده تفاوت ارزشی میان راست جدید آمریکا و حزب دموکراتیک مترقی (حامی سیاست‌های ضد هسته‌ای، حقوق تراجنسیتی و ازدواج همجنس‌گرایان) است که شکاف فکری و سیاستی میان اردوگاه ترامپ و حزب دموکراتیک مترقی را عمیق‌تر کرده است.

دوم، تفکر معامله‌محور و دیپلماسی فشارآمیز ترامپ، دشواری لابی‌گری حزب دموکراتیک مترقی در آمریکا را افزایش داده است. تایوان همواره در لابی‌گری خود میان دو حزب تعادل برقرار کرده و بر اصل «گسترده و عمیق» تأکید داشته و با تغییر حزب حاکم در آمریکا، تمرکز روابط عمومی خود را تنظیم کرده است. در سال‌های اخیر، مقامات تایوان چهره‌هایی چون مایک پنس، مایک پمپئو، نیکی هیلی، رابرت اوبراین و متیو پاتینجر را دعوت کرده‌اند، اما میان جمهوری‌خواهان سنتی تندرو و جریان MAGA تفاوت فکری و سبکی وجود دارد. محافل سیاستی آمریکا معتقدند لای چینگ‌ته و هسیاو بی‌خیم تغییرات عمیق سیاسی–اقتصادی آمریکا و تأثیر گسترده جنبش «عظمت دوباره آمریکا» و منطق راهبردی ترامپ را به‌درستی درک نکرده‌اند و دسترسی و نفوذ آنان بر هسته تصمیم‌گیری ترامپ ۲.۰ کمتر از گذشته است.

مارکو روبیو، وزیر خارجه و از چهره‌های سنتی حامی تایوان، اکنون تابع قدرت و تصمیم ترامپ است و نفوذ او در مسئله تایوان محدود شده است. به بیان دیگر، لابی‌گری و شبکه‌سازی حزب دموکراتیک مترقی در آمریکا با واقعیت تمرکز قدرت در دست ترامپ و دیپلماسی معامله‌محور او دچار گسست شده است.

گرچه رقابت راهبردی و مهار بلندمدت چین تغییر نکرده، اما ابزارها بیش از پیش رنگ ترامپیستی و معامله‌محور گرفته است. در تعاملات امسال آمریکا و تایوان نیز این امر مشهود است. لای چینگ‌ته قصد داشت در اوت ۲۰۲۵ به کشورهای آمریکای مرکزی سفر کند و از نیویورک عبور کند، اما دولت ترامپ این درخواست را رد کرد و سفر لغو شد. همچنین روند عادی فروش تسلیحات آمریکا به تایوان نیز نسبتاً کندتر شده است.

۱۳ نوامبر ۲۰۲۵، نزدیک به ده ماه پس از روی کار آمدن ترامپ، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد تجهیزاتی به ارزش ۳۳۰ میلیون دلار شامل قطعات یدکی تعمیر و نگهداری جنگنده‌ها به تایوان خواهد فروخت. فیلیپ گوردون، مشاور پیشین امنیت ملی معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در مقاله‌ای نوشت که سبک دیپلماسی بسیار معامله‌محور و غیرقابل پیش‌بینی ترامپ ممکن است تایوان را به یک ابزار چانه‌زنی در مذاکرات تبدیل کند. او به‌عنوان یکی از نخبگان جریان تثبیت‌شده حزب دموکرات، به چند نشانه هشداردهنده اشاره کرد: رد شدن درخواست عبور ترانزیتی لای چینگ‌ته از آمریکا؛ مخالفت با سفر «وزیر دفاع» تایوان به آمریکا؛ باز شدن دسترسی چینِ سرزمین اصلی به تراشه‌های پیشرفته؛ و اعمال تعرفه سنگین ۲۰ درصدی بر تایوان. این نشانه‌ها همگی آسیب‌پذیری موقعیت تایوان را برجسته می‌کند. از آنجا که ترامپ تمایل چندانی به بر عهده گرفتن تعهدات امنیتی در قبال تایوان ندارد، او همچنین به مقام‌های تایوانی هشدار داده است که در موضوعات حساس مانند «استقلال تایوان» با احتیاط عمل کنند، از تحریک پکن بپرهیزند و آمریکا را در معرض ریسک قرار ندهند.

این دیدگاه در میان نخبگان تثبیت‌شده حزب دموکرات پدیده‌ای منفرد و جداگانه نیست، بلکه بازتاب‌دهنده گرایشی در محافل راهبردی آمریکا است که از مقام‌های حزب دموکرات مترقی می‌خواهد خویشتندار و محتاط باشند، تغییرات محیط سیاسی داخلی و جهت‌گیری‌های سیاستی آمریکا را نادیده نگیرند و از سوء‌برداشت از اوضاع و اقدام شتاب‌زده پرهیز کنند.

در مجموع، در مقایسه با دوره زمامداری بایدن، ترامپ «سیاست مرد قدرتمند» و «سیاست قدرت‌محور» را ترویج می‌کند و تایوان را به‌عنوان اهرمی قابل اعمال فشار و معامله می‌بیند. روابط آمریکا و تایوان وارد مرحله‌ای ویژه شده که با افزایش تناقض‌ها و اصطکاک‌ها همراه است. برای تایوان، اینکه آیا آمریکا در دوره ترامپ «شریک اقتصادی و امنیتی قابل اعتماد» محسوب می‌شود یا نه، به موضوعی مورد تردید تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجی مؤسسه بروکینگز در آوریل ۲۰۲۵، درصد شهروندان تایوانی که دیدگاه منفی نسبت به آمریکا دارند، از ۲۴.۲ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۴۰.۵ درصد افزایش یافته است. افزایش مقطعی «تردید نسبت به آمریکا» در جامعه تایوان نیز به یکی از شاخص‌های سنجش وضعیت روابط آمریکا و تایوان تبدیل شده است.

تقویت بازدارندگی و روابط نظامی

از زمان به قدرت رسیدن لای چینگ‌ته و پیشبرد سرسختانه «نظریه جدید دو کشور»، به چالش کشیدن قطعنامه ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل و اجرای همه‌جانبه سیاست «مقاومت در برابر چین و حفاظت از تایوان» در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی و خارجی، چینِ سرزمین اصلی برای تقویت بازدارندگی علیه «استقلال تایوان» و حفظ ثبات در تنگه تایوان، رزمایش‌های «شمشیر مشترک» و «رعد تنگه» را در اطراف جزیره تایوان برگزار کرده است. این اقدامات نظامی دارای هدف‌مندی، ماهیت عملیاتی و آمادگی قبلی مشخصی هستند و از تدابیر مهم در اجرای سیاست کلان پکن در قبال تایوان و حفظ صلح و ثبات در تنگه تایوان به‌شمار می‌روند و تأثیر قابل توجهی بر راهبرد و تاکتیک‌های دفاعی مقام‌های تایوانی گذاشته‌اند.

هم‌زمان، انفعال راهبردی آمریکا در مسئله تایوان بیش از پیش آشکار شده است. کارآمدی بازدارندگی نظامی آمریکا در اقیانوس آرام غربی تضعیف شده، شکنندگی راهبرد زنجیره جزایر پیرامون چین افزایش یافته، هزینه‌های حفظ هژمونی سنتی بالا رفته و توان داخلی آمریکا برای پشتیبانی از هژمونی کاهش یافته است. همه این عوامل تأثیری پایدار بر سیاست آمریکا در قبال تایوان، به‌ویژه سیاست امنیتی در تنگه تایوان، گذاشته‌اند.

در چنین زمینه‌ای، اگرچه ترامپ درباره «دفاع از تایوان» موضعی مبهم دارد، اما جریان تثبیت‌شده در دولت آمریکا همچنان از سه مسیر به تقویت بازدارندگی رقابتی علیه چین ادامه می‌دهد.

نخست، الزام تایوان به استقرار امنیتی-نظامی بر مبنای سناریوی نهایی «نبرد سرنوشت‌ساز در جزیره اصلی». گسترش فاصله قدرت میان دو سوی تنگه به‌شدت بر تفکر راهبردی و استقرار عملی دفاع جزیره‌ای تایوان اثر گذاشته است. هدف دفاعی مقام‌های تایوانی از «نبرد قاطع در خارج از سرزمین» در دوره چن شویی‌بیان، به «پیروزی در سواحل» در دوره تسای اینگ‌ون، و اکنون به «نبرد سرنوشت‌ساز در جزیره اصلی» در دوره لای چینگ‌ته تغییر یافته است.

در حال حاضر، ایالات متحده تأکید می‌کند که «با هرگونه تغییر وضعیت موجود در دو سوی تنگه به هر شکل از طریق اجبار و زور مخالف است»؛ مخاطب اصلی این موضع، چینِ سرزمین اصلی است. آمریکا اقدامات مشروع چین در دفاع از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی و مهار تحریکات «استقلال تایوان» را به‌عنوان رفتارهای تهاجمی برای تغییر وضعیت موجود در تنگه تایوان تلقی می‌کند. ترامپ آشکارا از تایوان خواسته است بالاترین سطح مسئولیت دفاعی را بر عهده گیرد و بودجه سالانه دفاعی خود را به ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی برساند. دولت لای چینگ‌ته متعهد شده است که بودجه سالانه دفاعی تایوان در سال ۲۰۲۶ به ۳.۳۲ درصد تولید ناخالص داخلی و در سال ۲۰۳۰ به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برسد. دولت لای چینگ‌ته در پی آن است که با الگوگیری از معیارهای ناتو، به‌سرعت سطح کلی بودجه و هزینه‌های دفاعی را افزایش دهد تا با سیاست آمریکا در تقسیم هزینه‌های هژمونیک و انتقال بار سرمایه‌گذاری نظامی همسو شود و از این طریق جایگاه تایوان را در راهبرد امنیتی منطقه هند-آرام آمریکا ارتقا دهد.

از سال ۲۰۱۸، وزارت دفاع آمریکا راهبرد دفاعی خود را مجدداً تنظیم کرده و بر «راهبرد بازدارندگی از طریق منع» تأکید کرده است تا چین را از حل مسئله تایوان از طریق نظامی بازدارد، و فروش تسلیحات پیشرفته‌تر تهاجمی و دفاعی به تایوان را بیش از پیش عادی سازد. بر پایه ارزیابی‌ها و رهنمودهای راهبردی آمریکا، راهبرد نظامی تایوان بر «دفاع مستحکم و بازدارندگی لایه‌لایه» تأکید دارد؛ این راهبرد دفاعی بر اساس ویژگی‌های جغرافیایی جزیره‌ای تایوان و توان نظامی آن طراحی شده است. در سال ۲۰۲۵، مقامات تایوان نسخه جدید «بازبینی کلی دفاعی چهار ساله» را منتشر کردند. بازسازی و نوسازی توان رزمی تایوان بر چهار اصل استوار است: «ایجاد توانمندی‌های جنگ نامتقارن»، «تقویت تاب‌آوری دفاعی»، «ارتقای توان نیروهای ذخیره» و «تقویت ظرفیت مقابله در منطقه خاکستری».

رزمایش «هان‌گوانگ ۴۱» تایوان در سال ۲۰۲۵ به مدت ۱۰ روز برگزار شد و اعلام شد که به‌صورت عملیاتی و با «سناریو مشخص اما بدون فیلمنامه» انجام می‌شود. این رزمایش شش مرحله شامل «مدیریت بحران در وضعیت عادی»، «استقرار آمادگی رزمی»، «ضد عملیات آبی-خاکی مشترک»، «نبرد در سواحل و خطوط ساحلی»، «دفاع در عمق» و «جنگ طولانی‌مدت» را شبیه‌سازی کرد. در این رزمایش، ارتش تایوان بر آموزش آمادگی فوری رزمی، بسیج سریع، دفاع در عمق و تاب‌آوری پایدار تمرکز داشت و برای نخستین بار تسلیحات نامتقارن خریداری‌شده از آمریکا از جمله سامانه راکت‌انداز چندگانه «های‌مارس»، موشک دوش‌پرتاب «استینگر» و تانک M1A2T به نمایش درآمد. از آنجا که شعار دیرینه تایوان مبنی بر «پیروزی در ساحل و نابودی دشمن در خط ساحلی» روزبه‌روز غیرواقع‌بینانه‌تر شده است، رزمایش «هان‌گوانگ» محتوای مربوط به «نبرد سرنوشت‌ساز در جزیره اصلی» از جمله جنگ شهری و جنگ تاب‌آورانه را نیز در بر گرفته است.

در حالی که آمریکا تایوان را به تسریع سرمایه‌گذاری نظامی ترغیب می‌کند، همکاری‌های امنیتی خود با تایوان را نیز گسترش داده است. از سال ۲۰۲۲ و تداوم جنگ روسیه و اوکراین تاکنون، حمایت آمریکا از اوکراین موجب مصرف بیش از حد ظرفیت تولید دفاعی آن شده و این کشور در اجرای برخی پروژه‌های فروش و کمک‌های نظامی به تایوان ناتوان بوده است. بر اساس آمار دانشگاه جرج میسون، ارزش تسلیحات فروخته‌شده اما تحویل‌نشده به تایوان از سوی آمریکا از ۲۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. برای تقویت توان نظامی تایوان، همکاری‌های امنیتی آمریکا و مقامات تایوان بیشتر بر آموزش مشترک و همکاری‌های نرم‌افزاری متمرکز شده است. در اوت ۲۰۲۵، بیش از ۵۰۰ نظامی تایوانی در رزمایش سالانه گارد ملی ایالت میشیگان آمریکا شرکت کردند که یکی از بزرگ‌ترین رزمایش‌های آمادگی نیروهای ذخیره آمریکا است. بنا به گزارش‌ها، در رزمایش «هان‌گوانگ» امسال، آمریکا هیأتی متشکل از بیش از ۴۰۰ ناظر شامل نظامیان فعال و بازنشسته اعزام کرد. در ۲۷ اوت ۲۰۲۵، روزنامه «فایننشال تایمز» بریتانیا گزارش داد که واحد نوآوری دفاعی وزارت دفاع آمریکا (DIU) قصد دارد تا پایان سال افسر رابطی به تایوان اعزام کند تا شبکه همکاری پهپادی میان آمریکا و تایوان را تسریع کرده و حمایت صنایع فناوری پیشرفته از توان نظامی تایوان را تقویت کند. در اوت ۲۰۲۵، رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، راجر ویکر، به تایوان سفر کرد و اعلام داشت که مسائل تجاری بر اتحاد دفاعی آمریکا و تایوان تأثیر نخواهد گذاشت و دو طرف به تولید مشترک تجهیزات نظامی خواهند پرداخت.

از زمان آغاز درگیری روسیه و اوکراین، هدایت راهبردی و آموزش‌های تاکتیکی آمریکا برای ارتش تایوان پیوسته تعمیق یافته است تا با تحول شکل جنگ در عصر فناوری پیشرفته سازگار شود و راهبردها و تاکتیک‌های دفاع جزیره‌ای تایوان را بهبود بخشد. هم‌زمان، ایجاد تاب‌آوری دفاعی در سطح کل جامعه با حمایت آمریکا به یکی از جنبه‌های مهم استقرار دفاعی مقامات تایوان تبدیل شده است. لای چینگ‌ته «کمیته تاب‌آوری دفاعی کل جامعه» را در سطحی بالا تشکیل داده و خود ریاست آن را بر عهده گرفته است و به‌طور مستمر آموزش‌های دفاع غیرنظامی را در سراسر جزیره تقویت می‌کند تا با تهدیدهای ادعایی «محاصره» و «تصرف جزیره» مقابله شود.

دوم، تعدیل استقرار امنیتی-نظامی آمریکا در منطقه هند-آرام. پایگاه‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند و این کشور از توان بالای اعمال قدرت در خارج برخوردار است؛ امری که در حملات غافلگیرانه به تأسیسات هسته‌ای ایران، حذف هدفمند افراد دشمن و کنترل گذرگاه‌های کلیدی دریایی جهان مزیت ویژه‌ای ایجاد می‌کند. جاناتان کاورلی، پژوهشگر مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (بخش آمریکا)، معتقد است که چین با تمرکز مداوم بر توسعه توانمندی‌های نامتقارن، تلاش دارد نیروهای آمریکا را تا حد امکان از سواحل چین، مناطق ساحلی و تایوان دور نگه دارد. گزارش سال ۲۰۲۵ تایوان درباره «توان نظامی حزب کمونیست چین» مدعی است که چین تا پیش از ۲۰۳۵ به مدرن‌سازی کامل نظامی دست خواهد یافت، توانمندی محاصره مشترک علیه تایوان و قابلیت‌های «ممانعت از دسترسی و منع منطقه‌ای» (A2/AD) را تکمیل خواهد کرد و با کسب برتری در غرب زنجیره دوم جزایر، عملاً به هدف «داخلی‌سازی تنگه تایوان» خواهد رسید.

در مورد اینکه «آیا تهدید تنگه تایوان فوری و قریب‌الوقوع است یا نه»، در داخل آمریکا تفسیرها و دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. پژوهش‌های اندیشکده «اولویت‌های دفاعی» نشان می‌دهد که بسیاری از پژوهشگران سیاست خارجی آمریکا معتقدند چین در آینده نزدیک بعید است به تایوان حمله کند و بخشی از نهادهای نظامی آمریکا انگیزه بزرگ‌نمایی تهدید را دارند، از جمله برای فشار بر کنگره جهت تخصیص بودجه و تقویت آمادگی نیروها. از سال ۲۰۱۸، آمریکا منطقه هند-آرام را به‌عنوان اولویت راهبردی خود در نظر گرفته و تعدیلات نظامی مستمری انجام داده است؛ از جمله تقویت توان حملات موشکی میان‌برد و دوربرد، افزایش تاب‌آوری و بقاپذیری نیروها در محدوده «ممانعت از دسترسی و منع منطقه‌ای» چین، و تنظیم انعطاف‌پذیر آرایش نیروها در خطوط مقدم هند-آرام. هدف کلی، تقویت توان موازنه‌سازی برون‌ساحلی و مداخله نظامی آمریکا است. استقرار امنیتی-نظامی آمریکا در هند-آرام اکنون به‌طور ویژه شامل آمادگی برای بحران و درگیری عمده در تنگه تایوان است و با حرکت رقابت نظامی قدرت‌های بزرگ به سوی هوشمندسازی و اطلاعاتی‌شدن، همچنان نوآوری و تعدیل خواهد شد.

سوم، ایجاد سازوکارهای جدید امنیتی-نظامی چندجانبه کوچک. اتحادهای امنیتی سنگ‌بنای مهمی برای حفظ نظم بین‌المللی غرب‌محور و هژمونی آمریکایی هستند. در منطقه هند-آرام، ژاپن و استرالیا به‌عنوان دو محور شمالی و جنوبی راهبرد منطقه‌ای آمریکا عمل می‌کنند و نقش کلیدی در راهبرد زنجیره جزایر برای مهار و محاصره چین دارند. در دهه گذشته، آمریکا برداشت خود از اهداف و نیات راهبردی چین را بازتنظیم کرده و چین را به‌عنوان چالشگر و تغییر‌دهنده «نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد» غربی تلقی می‌کند. همسو با سیاست آمریکا در قبال تنگه تایوان، ژاپن نیز تایوان را گلوگاه ژئوپلیتیکی مرتبط با امنیت راهبردی و حتی بقای خود می‌داند و در قبال امنیت تنگه تایوان موضعی همراه با «نگرانی و مداخله» اتخاذ کرده است؛ از جمله افزایش نیرو و استقرار پایگاه در جزایر جنوب‌غربی و ایجاد بازدارندگی در خطوط مقدم. در سال‌های اخیر، محافل سیاسی و دانشگاهی ژاپن پیوسته این دیدگاه را ترویج کرده‌اند که «وقوع وضعیت اضطراری در تایوان به معنای وضعیت اضطراری برای ژاپن است» و حتی بررسی کرده‌اند که حق دفاع جمعی مندرج در قوانین امنیتی اصلاح‌شده را در مورد رویدادهای امنیتی مرتبط با تنگه تایوان به کار گیرند.

۷ نوامبر ۲۰۲۵، نخست‌وزیر ژاپن، سانائه تاکایچی، در پاسخ به پرسش‌هایی در پارلمان اعلام کرد که اگر چینِ سرزمین اصلی علیه تایوان ناوهای جنگی اعزام کرده و از زور استفاده کند، ممکن است این وضعیت «وضعیت بحران بقا» تلقی شود. طبق قوانین ژاپن، در صورت بروز وضعیتی که تهدیدکننده بقا و حیات ملی ژاپن تشخیص داده شود، نیروهای دفاع از خود می‌توانند حق دفاع جمعی را اعمال کنند. این نخستین بار از زمان شکست ژاپن در سال ۱۹۴۵ است که رهبر این کشور در موضوع تایوان تمایل به مداخله مسلحانه را ابراز می‌کند و برای نخستین بار تهدید به استفاده از زور علیه چین مطرح می‌سازد و آشکارا منافع اساسی چین را به چالش می‌کشد؛ امری که با نارضایتی شدید و مخالفت قاطع چین مواجه شده است.

هم‌زمان، در سال‌های اخیر سازوکارهای کوچک چندجانبه‌ای مانند آمریکا–ژاپن–استرالیا، آمریکا–ژاپن–فیلیپین و آمریکا–استرالیا–فیلیپین به‌طور مستمر شکل گرفته و توسعه یافته‌اند و حتی به سمت ایجاد خط امنیتی ژاپن–فیلیپین–تایوان گسترش یافته‌اند و موضوع مقابله با وضعیت تنگه تایوان را در حوزه همکاری خود قرار داده‌اند. فیلیپین در جزایر باتان، نزدیک تایوان، «پایگاه عملیاتی پیشرو» (FOB) ایجاد کرده و توان «دفاع از مجمع‌الجزایر» خود را تقویت کرده است. آمریکا نیز به‌صورت دائمی سامانه‌های موشکی «تایفون» و راکت‌اندازهای چندگانه «هیمارس» را در فیلیپین مستقر کرده و رزمایش‌های نظامی مشترک را تقویت کرده است. در آینده، آمریکا اعضای منظومه متحدان و شرکای خود در منطقه هند-اقیانوس آرام را به توسعه توانمندی‌های نامتقارن نظامی، ارتقای طرح‌های همکاری امنیتی چندجانبه و اقدامات مشترک ترغیب خواهد کرد.

جمع‌بندی

نیازهای راهبردی و ترجیحات سیاستی رؤسای‌جمهور آمریکا در دوره‌های مختلف متفاوت بوده است، اما سیاست آنان در قبال چین از بستر زمانی، منافع ملی، شرایط راهبردی، پشتوانه قدرت و رویدادهای محرک هر دوره جدا نیست. اینکه آیا تایوان «گره‌گاه راهبردی کلیدی» آمریکا محسوب می‌شود یا نه، همچنان در محافل راهبردی و دانشگاهی آمریکا محل بحث است. این موضوع تا حدی ناشی از نامتقارن بودن مسئله تایوان برای چین و آمریکا است.

برای چین، منافع اساسی شامل نظام سیاسی کشور، حاکمیت، وحدت و تمامیت ارضی، رفاه مردم و توسعه پایدار اقتصادی و اجتماعی است و مسئله تایوان در مرکز این منافع اساسی قرار دارد. برای آمریکا، مسئله تایوان موضوعی «حیاتی و مرگ و زندگی» محسوب نمی‌شود؛ یعنی هرچند مهم است، اما در زمره منافع حیاتی اصلی قرار نمی‌گیرد. این نامتقارنی همچنین در تحول توان مداخله و ضد‌مداخله نیز منعکس می‌شود.

پیشنویس «برنامه پنج‌ساله پانزدهم» تأکید می‌کند که باید هدف صدسالگی ارتش در موعد مقرر محقق شود، نوسازی باکیفیت دفاع ملی و نیروهای مسلح پیش رود، هم‌زمان با مبارزه، آمادگی رزمی و ساخت‌وساز ادامه یابد و توان راهبردی برای صیانت از حاکمیت، امنیت و منافع توسعه کشور ارتقا یابد. در مناطق پیرامونی تنگه تایوان، توان چین برای یکپارچه‌سازی همه عناصر سیاسی، اقتصادی، نظامی، امنیتی و اجتماعی در مخالفت با مداخله خارجی به‌طور مستمر در حال افزایش است، در حالی که محدودیت‌ها، ریسک‌ها و هزینه‌های استفاده آمریکا از منابع مرتبط افزایش یافته و بازده آن نسبت به هزینه‌ها کاهش یافته است.

بر این اساس، از منظر تحلیل و تصمیم‌گیری عقلانی، آمریکا در قبال چین «رقابت شدید» خواهد داشت، اما هم‌زمان نیازمند «مدیریت رقابت» نیز هست و گفت‌وگو و ارتباط دیپلماتیک و نظامی میان چین و آمریکا همچنان ضروری است. سالیوان، دستیار پیشین رئیس‌جمهور در امور امنیت ملی، در یک نشست اظهار داشت که باید «سیاست یک چین» و «ابهام راهبردی» آمریکا حفظ شود، وضعیت تنگه تایوان از طریق دیپلماسی و با احتیاط با پکن مدیریت گردد، حمایت دفاعی از تایوان افزایش یابد و بازدارندگی تقویت شود. این دیدگاه نشان می‌دهد که جریان تثبیت‌شده آمریکا بر این باور است که چین و آمریکا وارد «رقابت شدید» خواهند شد، اما باید آن را «مدیریت» کنند؛ بحران در تنگه تایوان «ممکن است رخ دهد»، اما «اجتناب‌ناپذیر نیست» و آمریکا باید در مسئله امنیت تنگه تایوان راهبرد «بازدارندگی + تضمین» را به‌صورت پویا متوازن سازد تا وضعیت روابط دو سوی تنگه «گرچه پرتنش، اما بدون گسست» باقی بماند.

فعالیت‌های جدایی‌طلبانه «استقلال تایوان» و حمایت و تشویق نیروهای خارجی بزرگ‌ترین تهدید برای صلح و ثبات در تنگه تایوان هستند. برای حزب دموکرات مترقی و نیروهای جدایی‌طلب به رهبری لای چینگ‌ته، پیشبرد «نظریه جدید دو کشور» مبتنی بر «عدم تبعیت متقابل» دو سوی تنگه و معرفی چینِ سرزمین اصلی به‌عنوان «نیروی متخاصم» در دستور کار قرار دارد. برای آمریکا، ژاپن و دیگر نیروهای خارجی، رویکردی دوگانه شامل «بازدارندگی و ارعاب» و «مداخله در زمان جنگ» دنبال می‌شود.

دولت بایدن هرچند در قبال چین از «چهار نه و یک بدون»[۱] سخن گفت، اما هم‌زمان نیروهای پیشرفته دریایی و هوایی را به منطقه آسیا-اقیانوس آرام اعزام کرد، استقرارهای پیشرو و فعالیت‌های نظامی در منطقه تنگه تایوان را افزایش داد و بدین‌ترتیب سوءظن نظامی و معضل امنیتی میان چین و آمریکا را تشدید کرد و تعادل میان «بازدارندگی» و «تضمین» آمریکا را بر هم زد. در دوره ترامپ ۲.۰، منطق راهبردی، تفکر معامله‌محور و عمل‌گرایی رئیس‌جمهور آمریکا با جریان سنتی تثبیت‌شده تفاوت دارد، اما عادت راهبردی آمریکا به «مهار چین از طریق تایوان» و تمایل به بازی با «کارت تایوان» تغییر نخواهد کرد. از این رو، هماهنگی دولت چین در پیشبرد مبارزه «دوگانه» علیه جدایی‌طلبی و مداخله خارجی ضروری است و نه‌تنها تضعیف نخواهد شد، بلکه متناسب با تحولات اوضاع، چالش‌های ریسک و رویدادهای مهم، تقویت و تشدید خواهد شد.

تاریخ نشان داده است که دولت چین هرگز از حقوق مشروع خود صرف‌نظر نخواهد کرد و منافع اساسی خود را معامله نخواهد کرد. در دیدار سران چین و آمریکا در سان‌فرانسیسکو در نوامبر ۲۰۲۳، چین به‌طور جدی از آمریکا خواست که مسلح کردن تایوان و مداخله در امور داخلی چین را متوقف کرده و از اتحاد مسالمت‌آمیز چین حمایت کند. امسال هشتادمین سالگرد پیروزی جنگ مقاومت مردم چین علیه ژاپن و جنگ جهانی ضد فاشیسم و نیز هشتادمین سالگرد بازگشت تایوان است.

در ۵ ژوئن ۲۰۲۵، شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در گفت‌وگویی تلفنی با ترامپ تأکید کرد که برای اصلاح مسیر «کشتی بزرگ» روابط چین و آمریکا باید سکان را درست به دست گرفت و جهت را تعیین کرد؛ آمریکا باید مسئله تایوان را با احتیاط مدیریت کند تا اقلیتی از جدایی‌طلبان «استقلال تایوان» دو کشور را به سوی تقابل و درگیری نکشانند. ترامپ اظهار داشت که روابط چین و آمریکا بسیار مهم است و آمریکا به سیاست «یک چین» ادامه خواهد داد.

در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵، دیدار رؤسای‌جمهور چین و آمریکا در بوسان کره جنوبی برگزار شد و شی جین‌پینگ تأکید کرد که روابط چین و آمریکا در مجموع باثبات باقی مانده است و شراکت و دوستی میان دو کشور هم آموزه تاریخی است و هم نیاز واقعیت. ترامپ نیز گفت چین بزرگ‌ترین شریک آمریکا است و دو کشور با همکاری می‌توانند کارهای بزرگی در جهان انجام دهند. هرچند میان چین و آمریکا اختلافات عمیق وجود دارد، اما دولت ترامپ که در پی «عظمت دوباره آمریکا» و اولویت‌بخشی به حل مشکلات داخلی سیاسی و اقتصادی و جنگ روسیه و اوکراین است، در حال حاضر تمایل دارد ثبات کلی روابط با چین حفظ شود.

با توجه به پیچیدگی خاص روابط چین و آمریکا و سیاست داخلی آمریکا، سیاست مهار چین و سیاست معامله‌محور ترامپ ممکن است هم‌زمان وجود داشته باشند و بر یکدیگر اثر بگذارند. در خصوص سیاست تنگه تایوان، دولت ترامپ متناسب با تحولات راهبردی بین‌المللی، وضعیت رقابت چین و آمریکا و نیازهای سیاست داخلی آمریکا، روند، اولویت‌ها و شدت سیاست خود را تنظیم خواهد کرد. آنچه شایسته توجه است، جایگاه و سیاست‌های مربوط به روابط چین و آمریکا و مسئله تایوان در اسناد نسخه ۲.۰ «راهبرد امنیت ملی» و «راهبرد دفاع ملی» ترامپ است و اینکه او در دوران ریاست‌جمهوری خود چگونه میان رقابت، خویشتنداری و معامله در قبال چین توازن برقرار می‌کند؛ امری که بی‌تردید تأثیرات پیچیده‌ای بر وضعیت امنیتی تنگه تایوان در مرحله بعدی خواهد داشت.

منبع: مرکز همکاری‌های بین‌المللی چین لینک متن اصلی

[۱] Four Noes and One Without اشاره به تعهد چن شویی‌بیان رئیس‌جمهور سابق تایوان در این مورد که تا زمانی که چین از توسل به زور علیه تایوان خودداری کند، دولت او: ۱- استقلال رسمی تایوان را اعلام نخواهد کرد،۲- نام رسمی کشور (جمهوری چین) را تغییر نخواهد داد، ۳- مفهوم «روابط دولت با دولت» را در قانون اساسی وارد نخواهد کرد و ۴- همه‌پرسی درباره تغییر وضعیت موجود یا استقلال برگزار نخواهد کرد و

«یک بدون» قانون «وحدت ملی» و «شورای وحدت ملی» را لغو نخواهد کرد [مترجم].

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13788
  • نویسنده : وانگ شوشن، معاون و پژوهشگر مؤسسه مطالعات تایوانِ آکادمی علوم اجتماعی چین
  • منبع : https://www.icc.org.cn/publications/policies/2579.html 3/6
  • 17 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای