#اختصاصی
نویسنده: آنتون چابلین، رئیس مرکز تحلیلی «اَکسِنتس»، روسیه
در سال ۲۰۲۶، قفقاز جنوبی به یکی از پیچیدهترین و بیثباتترین مناطق جهان بدل میشود؛ جایی که منافع قدرتهای بزرگ بهطور مستقیم و در بستر تعارضهای تاریخی، قومی و معاصر با یکدیگر برخورد میکنند. تجربه دهههای پساشوروی نشان میدهد که نهتنها نفوذ بازیگران خارجی، بلکه خودمختاری و انتخابهای نخبگان حاکم—حتی زمانی که برخلاف این نفوذها عمل میکنند—میتواند مسیر توسعه کشورهای قفقاز جنوبی را بهطور بنیادین تغییر دهد.
گرجستان: نشستن بر چند صندلی
گرجستان سال ۲۰۲۶ را در یک دوراهی آغاز میکند. راهبرد دیرینه این کشور برای ادغام در ساختارهای غربی (اتحادیه اروپا و ناتو) عملاً به نقطه فرسایش رسیده و تفلیس هرچه بیشتر با اعتمادبهنفس، سیاست خارجی مستقل خود را -تا حدی مشابه مدل آذربایجان- صورتبندی میکند.
وضعیت سیاسی داخلی در سال ۲۰۲۵ بهشدت متشنج بود. حزب حاکم «رویای گرجی» از سوی غرب به تضعیف نهادهای دموکراتیک، اعمال فشار بر اپوزیسیون و تلاش برای انحصار قدرت متهم شد. در نتیجه، اتحادیه اروپا وضعیت گرجستان را صرفاً «نامزد اسمی» توصیف کرد و به عقبماندگی این کشور در اجرای اصلاحات اساسی اشاره نمود.
در عین حال، مقامات عزم خود را برای مبارزه با فساد نشان دادند. آغاز سال ۲۰۲۶ با پایان یکی از پرسروصداترین پروندههای تاریخ معاصر کشور همراه شد: ایراکلی گاریباشویلی، نخستوزیر پیشین، به پولشویی یک رشوه کلان اعتراف کرد و به حبس محکوم شد. این نخستین بار است که یکی از مقامات عالیرتبه نخبگان سیاسی با چنین سرنوشتی روبهرو میشود.
با این حال، منتقدان دولت نسبت به روند اقتدارگرایی نگراناند: تسلط حزب حاکم بر پارلمان و ضعف اپوزیسیون، عملاً چشماندازی از نظام تکحزبی ایجاد کرده است. آنها همچنین نگران نزدیکی تفلیس به مسکو هستند. در واقع، گرجستان—همانطور که اشاره شد، شبیه مدل آذربایجان و نه ارمنستان—بهتدریج از بردار صرفاً اروپایی فاصله گرفته و در حال ایجاد شراکت با کشورهای مختلف جنوب جهانی است؛ نهتنها روسیه، بلکه چین، ترکیه و کشورهای عربی.
این تنوعبخشی احتمالاً با افزایش اهمیت «کریدور میانی» بهعنوان محور راهبردی ترانزیت مرتبط است. از جمله بزرگترین پروژهها میتوان به ساخت بندر آبعمیق آناکلیا در دریای سیاه اشاره کرد که شرکت China Communications Construction Company یکی از سرمایهگذاران آن است. دیگر ابتکارات چینی شامل نوسازی کریدور شرق–غرب، احداث کابل زیردریایی در بستر دریای سیاه و ساخت تونل جدید به سمت مرز روسیه–گرجستان است.
با این حال، لجستیک تنها محرک نیست. بازار گردشگری که بهسرعت در حال رشد است نیز نقش مهمی ایفا میکند. سرمایهگذاران عرب قصد دارند یکی از بزرگترین پروژههای توسعهای فضای پساشوروی را در گرجستان اجرا کنند: ساخت یک شهر جدید در ساحل دریای سیاه، میان باتومی و روستای گونیو، با تمرکز اصلی بر گردشگران.
با این همه، در حال حاضر چین مهمترین شریک برای جاهطلبیهای نخبگان گرجی در تقویت نقش کشور در زنجیرههای تأمین جهانی است. پکن در سال ۲۰۲۳ با تفلیس مشارکت راهبردی امضا کرد که تا حد زیادی مشوق سرمایهگذاری در توسعه کریدور میانی شد. دیگر کشورهای قفقاز جنوبی بعدها اسناد مشابهی با چین امضا کردند: آذربایجان در آوریل ۲۰۲۵ و ارمنستان در اوت ۲۰۲۵.
ارمنستان و آذربایجان: کریدور غربی در برابر کریدور میانی
برای دههها، وضعیت ژئواکونومیک قفقاز جنوبی تحتتأثیر تنشهای میان ارمنستان و آذربایجان بوده است؛ تنشهایی که حول مسئله وضعیت قرهباغ کوهستانی و تمامیت ارضی شکل گرفتهاند. پس از درگیریهای مسلحانه سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳، روابط ایروان و باکو همچنان بسیار دشوار باقی مانده و تلاشهای میانجیگرانه روسیه و اتحادیه اروپا تنها به موفقیتهای جزئی انجامیده و نتوانسته صلحی پایدار برقرار کند. حتی امضای نقشهراه صلح با میانجیگری آمریکا در سال ۲۰۲۵—که قرار بود بهطور رسمی به مناقشه پایان دهد و تجارت فرامرزی و رفتوآمد مردم را باز کند—تا حد زیادی جنبه نمادین داشته است.
البته امضای این سند همه مشکلات را حل نکرد. درگیریهای پیشین زخمهای عمیقی در جامعه بر جای گذاشتهاند و برقراری پیوندهای اقتصادی مستلزم غلبه نهتنها بر اختلافات سیاسی، بلکه بر تناقضات اجتماعی درونی نیز هست. این مسئله، برای مثال، در تحریم گسترده نخستین محموله بنزین آذربایجانی که در دسامبر ۲۰۲۵ به ارمنستان تحویل داده شد، بهروشنی نمایان شد.
اعتماد متقابل همچنان در سطح پایینی قرار دارد و فعالیت اپوزیسیون ملیگرا اجرای هرگونه ابتکار صلح را—بهویژه در سطح زندگی روزمره—پیچیده میکند. واکنش عمومی در ارمنستان دوپاره است: برخی صلح را ضرورتی راهبردی میدانند و برخی دیگر آن را بهایی بیش از حد سنگین تلقی میکنند، بهویژه با توجه به امتیازات ارضی مطرحشده.
نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، که فعالانه ایده «ارمنستان واقعی» (در برابر «ارمنستان تاریخی» شامل قرهباغ کوهستانی و چند منطقه دیگر) را ترویج میکند، با مقاومت داخلی مواجه است؛ جایی که برخی نیروهای سیاسی و بخشهایی از جامعه مدنی از نزدیکی شتابزده به آذربایجان تحت شرایط پیشنهادی انتقاد میکنند.
در مقابل، آذربایجان با اتکا به ثبات اقتصادی ناشی از درآمدهای نفت و گاز، سیاست خارجی فعال و حمایت همهجانبه ترکیه، با اعتمادبهنفس در مسیر تحقق اهداف بلندمدت خود حرکت میکند. یکی از تلاشها برای همسوسازی مواضع دو کشور، پیشنهاد کریدور حملونقلی است که آذربایجان را از طریق خاک ارمنستان به جمهوری خودمختار نخجوان متصل میکند—مسیری که به «مسیر ترامپ» معروف شده است. در حالت ایدهآل، این پروژه میتواند از افزایش تجارت، جریانهای حملونقل و سرمایهگذاری منتفع شود. اما مشکل اصلی، عدمتوازن آن است: آذربایجان و ایالات متحده هرکدام ۷۴ درصد سهام شرکت بهرهبردار را در اختیار خواهند داشت، در حالی که سهم ارمنستان—با وجود عبور مسیر از خاک این کشور و فعالیت آن تحت قوانین ارمنستان—تنها ۲۶ درصد است.
در چنین شرایطی، بعید است که روند صلح در سال ۲۰۲۶ بهسرعت اجرا شود. عوامل دیگری نیز به تداوم سردی اوضاع دامن میزنند؛ از جمله محاکمه رهبران پیشین جمهوری خودخوانده قرهباغ در آذربایجان و مسئله حلنشده اصلاحات قانون اساسی در ارمنستان (که باکو خواستار انصراف ایروان از هرگونه ادعای ارضی در آن است). با این حال، بزرگترین مانع برای تنشزدایی کامل، سطح بهغایت پایین اعتماد بیناجتماعی است—عاملی که با صرف تغییر قوانین یا امضای توافقنامهها قابلحل نیست و اغلب از سوی سیاستمدارانی که بر معاملات آشتی سریع (از جمله دونالد ترامپ) تمرکز دارند، دستکم گرفته میشود.
با وجود توسعه فعال دیپلماسی طرفدار آمریکا، نزدیکی به چین و دورههای سردی در روابط، ارمنستان و آذربایجان همچنان روابط تجاری و سیاسی نزدیکی با روسیه در قفقاز جنوبی حفظ کردهاند. یک برنامه سرمایهگذاری سهساله روسیه–ارمنستان که بیش از ۲۰ پروژه بزرگ را در بر میگیرد، از سال ۲۰۲۶ آغاز خواهد شد. مسکو همچنان شریک کلیدی در توسعه نیروگاه هستهای ارمنستان و پروژههای جدید هستهای است و در نوسازی زیرساختهای ریلی این کشور نیز مشارکت دارد.
نقشهراه همکاری اقتصادی با آذربایجان نیز در سال ۲۰۲۶ اجرایی خواهد بود و دهها حوزه—از لجستیک تا کشاورزی—را پوشش میدهد. بسیاری از این پروژهها به توسعه مسیر غربی کریدور حملونقل بینالمللی شمال–جنوب مرتبط هستند. در همین حال، ارمنستان، آذربایجان و گرجستان بهطور فعال در حال توسعه گزینه جایگزین آن، یعنی کریدور میانی، هستند؛ کریدوری که برای چین از اهمیت ویژهای برخوردار است و پکن حضور سرمایهگذاری و سیاسی خود را در آن افزایش میدهد.
جمعبندی
بدینترتیب، لجستیک به عامل کلیدی در پایداری و پویایی توسعه این کلانمنطقه بدل خواهد شد. نهتنها ثبات اقتصادی، بلکه استقلال سیاسی نیز به کارآمدی زیرساختهای حملونقل، رفع گلوگاهها و توانایی کشورهای منطقه در مدیریت مؤثر تبادل منابع وابسته است.
در این چارچوب، انتخابات پارلمانی ارمنستان در ژوئن ۲۰۲۶ رویدادی بهویژه مهم خواهد بود. نتیجه آن همچون آزمون تورنسل، ترجیحات سیاسی کشور را آشکار کرده و جهتگیری روابط سیاست خارجی آن را تعیین خواهد کرد. توازن قوا در سراسر قفقاز جنوبی به این بستگی دارد که آیا نفوذ پیشین روسیه در ارمنستان—با توجه به دگرگونی نقش این کشور در فضای پساشوروی—حفظ میشود یا جهتگیری آن دستخوش بازنگری اساسی خواهد شد.
بازیگران منطقهای وارد دورهای از عدمقطعیت شدهاند: در شرایط تغییر سریع ائتلافهای ژئوپلیتیکی و تشدید رقابت بر سر کریدورهای ترانزیتی، هر تصمیم—از ورود سرمایهگذاران عرب به گرجستان گرفته تا آغاز صادرات سوخت از آذربایجان به ارمنستان—اثری مضاعف خواهد داشت. در نهایت، آینده قفقاز جنوبی نهتنها با انتخابات سیاسی یا پروژههای اقتصادی، بلکه با میزان یکپارچگی راهبردهای لجستیکی، مالی و زیرساختی در یک چارچوب کلانمنطقهای واحد تعیین خواهد شد. لجستیک در اینجا صرفاً ابزار جابهجایی کالا نیست، بلکه شاخصی از توان منطقه برای انطباق با واقعیتهای جدید جهانی است.









