اکنون فرصت راهبردی چین برای کنترل قاطعانه دریای چین جنوبی و شکلدادن فعالانه به بازی است
پنج ماه از امضای توافق مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه نگذشته است که با تجاوز اسراییل و امریکا به ایران، موضوع ژرفا و گستره همکاری های دو کشور مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است. اینکه عملکرد دولت روسیه در این جنگ تا چه میزان با مفاد این معاهده قابل توجیه و تبیین است در این یادداشت مورد بررسی قرار می گیرد.
دولت و شخص رئیسجمهور رویکرد روشنی در تعامل با همسایگان دارند و سفرهای متعددی به کشورهای همسایه صورت گرفته و همکاریهای اقتصادی با آنان در حال گسترش است.
اما روسیه در واکنش به سقوط دولت روس گرای یاناکویچ در اوکراین در سال ۲۰۱۴، با الحاق کریمه و حمایت از جداییطلبان در دونتسک و لوهانسک، مسکو نشان داد که اوکراین را بخشی از حیات خلوت خود میداند.
معاون سیاسی رئیسجمهور با اشاره به اینکه پدیده ترامپ به شکلی بیسابقه، نظم پیشین و حتی قواعد بینالمللی کلاسیک را زیر سؤال برد، گفت: اگر لیبرالیسم و دموکراسی را از عناصر اصلی نظم پیشین بدانیم، ترامپ و ترامپیسم هر دو مفهوم را به چالش کشیدند.
نویسنده، به منظور تشریح استفاده راهبردی روسیه از این مجمع، سخنرانیهای ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در جلسات عمومی مجمع بینالمللی اقتصادی سنپترزبورگ در دهه گذشته را مرور میکند و ضمن تشریح دیدگاههای وی درباره این مجمع، دستاوردها و نتایج عملکرد آن و همچنین چالشها و مخاطرات پیش روی فعالیت آن را از نگاه پوتین منعکس میکند.
علیاکبر صالحی میگوید: آمریکا قطعا با ایران وارد درگیری نمیشود اما ممکن است که ایران را در همین وضعیت نگاه دارد و مشکلات اقتصادی و… را بیشتر کند و خب این هم مشخص نیست که عواقبش چه باشد. در حال حاضر برای اولین بار کشورهای حوزه خلیج فارس پا پیش گذاشتند و از آمریکا میخواهند با ایران وارد درگیری نشود چراکه معتقدند آسیبش قبل از هر کسی به آنان میرسد.
روسیه یکی از بازیگران اصلی در تحولات اوستیا است و حمایت این کشور از اوستیای جنوبی تأثیرات زیادی بر سیاستهای منطقهای داشته است.
علیرغم نگاه عملگرایانۀ اروپا و آسیای مرکزی به توسعۀ مشارکت راهبردی، چالشهای زیادی پیشروی این توسعۀ روابط وجود دارد. مهمترین چالش اروپا در سطح ساختاری برای تحقق این بازیگری دسترسی ژئواکونومیکی است. چالش دیگر برای آسیای مرکزی رویکردهای ایدئولوژیک اروپا است. موضوع دیگری که در این زمینه قابل ذکر است عدم اشاره به مکانیزمهای اجرایی برای سنجش عملگرایی اروپا است.