قرقیزستان و بازآرایی نوین امنیت منطقهای در آسیای مرکزی
نگاهی به تفاهم نامه منطقه آزاد ارس با راهآهن ایران
فراتر از جنگ اوکراین: لاوروف و تصویر روسیه از یک رویارویی تاریخی با غرب
مسیر هند به سوی حاکمیت انرژی خورشیدی در سال ۲۰۲۶
دهمین شماره نشریه تخصصی «اکونامه»
باله روسی؛ از هنر درباری تا نماد هویت فرهنگی روسیه
آسیای مرکزی در نظم نوین سالهای اخیر، از یک پیرامون ژئوپلیتیکی به میدان بههم پیوستهای از رقابت قدرتها، بازآرایی کریدورها، بحران آب/انرژی و تهدیدهای فرامرزی بدل شده است. در این میان، قرقیزستان با وجود محدودیتهای اقتصادی و نهادی، نقشی بیش از پیش یافته و به گرهگاهی امنیتی میان روسیه، چین، غرب و سازوکارهای منطقهای تبدیل شده است. این نوشتار برآن است که امنیت قرقیزستان باید در چارچوب دگرگونی ساختاری امنیت منطقهای و منطق وابستگی متقابل درک شود؛ جایی که آب، انرژی، ترانزیت و مسائل افغانستان بهصورت همزمان تأثیرگذار است. در این میان، قرقیزستان نه یک قدرت مسلط، بلکه بازیگری میانی است که میتواند با بیطرفی فعال، میانجیگری و تنظیم هوشمندانه وابستگیها، به ثبا ت منطقهای یاری رساند.
از نگاه تهران، هر دو ابتکار اهدافی را دنبال میکنند که فراتر از ایجاد صرف یک مسیر حملونقل و ترانزیت میان سرزمین اصلی جمهوری آذربایجان و نخجوان از طریق خاک ارمنستان در مجاورت مرز ایران است.
طبق تقسیم بندی جیوانی سارتوری نظام حزبی ارمنستان به دو دوره پیش و پس از 2018 تقسیم میشود.
در حالی که دولت ارمنستان در کوتاه مدت به دنبال ایجاد نوعی توازن میان ایالات متحده و روسیه در بخش راهآهن است، به نظر میرسد، هدف بلندمدت آن پایان دادن به انحصار و نفوذ گسترده روسیه بر این زیرساخت حیاتی کشور است. تحقق این هدف، همانند پیشبرد اصلاحات در بخش های برق و گاز، تا حد زیادی به نتیجه انتخابات سرنوشت ساز پارلمانی ۷ ژوئن ۲۰۲۶ بستگی دارد. این انتخابات مشخص خواهد کرد که آیا ارمنستان به جهتگیری سیاست خارجی پیش از سال ۲۰۱۸ بازخواهد گشت یا مسیر سال های اخیر خود را در جهت همگرایی بیشتر با غرب ادامه خواهد داد.
با نزدیک شدن به انتخابات، فشار روسیه تشدید شده است.
آنچه امروز در مورد این رابطه چشمگیر است، میزان حرکت آن فراتر از همکاری دفاعی سنتی به حوزههای جدیدتر رقابت فناورانه و ژئوپلیتیک است.
روابط روسیه با کشورهای عربی و بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس نیازمند تنظیمی بسیار دقیق است.
ایران هرگز «روز استقلال» نداشته، زیرا هیچگاه بهطور کامل مستعمره هیچ قدرت اروپایی نشد.
وقوع جنگ تمام عیار آمریکا-اسرائیل علیه ایران، معادلات را به طور بنیادین دگرگون کرد. آن چه رخ داد، یک تخریب عینی و ملموس را بر معماری آیمِک تحمیل کرد کهآیمِک را از حوزه اقتصاد به حوزه امنیت پرتاب کرد.