تاریخ : جمعه, ۱۴ آذر , ۱۴۰۴ 15 جماد ثاني 1447 Friday, 5 December , 2025

گزارش تحلیلی در خصوص رویکرد چین در نظام بین‌الملل و روابط با ایران

  • ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۲
گزارش تحلیلی در خصوص رویکرد چین در نظام بین‌الملل و روابط با ایران
گفتمان سیاست خارجی این کشور بر پایه ژئوپلیتیک بنیان نهاده نشده و تلاش دارد از سلطه زودهنگام ژئوپلیتیکی پرهیز کند.

#اختصاصی

این گزارش تحلیلی با هدف بررسی رویکرد جمهوری خلق چین در نظام بین‌الملل و تبیین جایگاه ایران در چارچوب سیاست خارجی این کشور تدوین شده است. نگارنده بر این باور است که تحلیل رفتار چین، تنها از طریق نگاه جهانی و فراتر از مناسبات دوجانبه یا منطقه‌ای قابل فهم است. بر این اساس، گزارش حاضر با تمرکز بر سطح تحلیل کلان، تلاش دارد منطق رفتاری چین در قبال تحولات بین‌المللی و مناسبات آن با جمهوری اسلامی ایران را تبیین نماید.

نکته نخست قابل تأمل در تحلیل مواضع چین، انتخاب سطح تحلیل مناسب است. از میان سطوح تحلیل دوجانبه، منطقه‌ای و جهانی، تمرکز بر سطح جهانی کمک بیشتری به درک صحیح از مواضع چین می‌کند. تحلیل در این سطح امکان فهم عمیق‌تری از رفتار بین‌المللی چین را فراهم می‌سازد.

در نگاه چین به نظام بین‌الملل، تغییرات عمدتاً از زاویه‌ای غیرژئوپلیتیکی مورد توجه قرار می‌گیرد. گفتمان سیاست خارجی این کشور بر پایه ژئوپلیتیک بنیان نهاده نشده و تلاش دارد از سلطه زودهنگام ژئوپلیتیکی پرهیز کند. در عین حال، چین حوزه‌هایی مشخص را تحت عنوان “هسته منافع ملی” تعریف کرده که در آن‌ها هیچ تردیدی در مواجهه ژئوپلیتیکی وجود ندارد. این حوزه‌ها شامل تایوان، تبت و تا حدودی دریای چین جنوبی هستند؛ با این حال، ایران یا هیچ کشور دیگری بخشی از این هسته منافع تلقی نمی‌شود.

برخلاف فضای نظری رایج در ایران که در آن موضوع «قطب‌بندی» جایگاه پررنگی دارد و نیز برخلاف سنت نظریه‌پردازی کلاسیک در حوزه روابط بین‌الملل، چین به‌طور آگاهانه این مفهوم را کنار نهاده و بر چندجانبه‌گرایی تأکید می‌ورزد. در حالی که در ادبیات سیاسی روسیه، مفاهیم مرتبط با قطب‌بندی همچنان حضور پررنگی دارند، در گفتمان رسمی چین این مفاهیم تقریباً جایگاهی ندارند. چین خود را قدرتی هنجارساز و تجدیدنظرطلب معرفی می‌کند، اما نوع تجدیدنظرطلبی آن با تجربه اتحاد جماهیر شوروی سابق تفاوت بنیادی دارد.

چین نظم بین‌المللی لیبرال را چونان یک اپلیکیشن کاربردی تلقی می‌کند که باید امکان تغییر در “برنامه‌نویسی” آن وجود داشته باشد تا منافع چین و جهان جنوب بیشتر بازتاب یابد. بر همین اساس، هنگامی که آمریکا شعار “اول آمریکا” را مطرح می‌کند، چین بر “جهان جنوب” تأکید می‌ورزد؛ مفهومی که نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد رژیمی جدید در درون نظم لیبرال است. این رژیم باید منافع چین و کشورهای جنوب جهانی را بازتاب دهد. از منظر چین، نظم لیبرال موجود بازتاب خودشیفتگی ایالات متحده است و باید از درون اصلاح شود، نه اینکه جایگزینی کامل برای آمریکا مطرح شود؛ چرا که چنین ادعایی سنگین و دشوار است.

در این چارچوب، رژیم‌های بین‌المللی برای چین اهمیت بسزایی دارند. رژیم منع اشاعه نمونه‌ای از این اهمیت است؛ تا زمانی که ایران به این رژیم پایبند باشد، مورد حمایت چین قرار دارد. اما در صورت خروج ایران از این رژیم، چین در تغییر سیاست خود تردیدی نخواهد داشت. البته نوع واکنش چین با واکنش غرب متفاوت است. چین همکاری‌های خود را با ایران ادامه خواهد داد، اما در مجامع بین‌المللی حمایت چندانی نخواهد کرد. به بیان دیگر، مسئله ایران برای چین در چارچوب “منع اشاعه” قرار می‌گیرد، نه “موازنه قدرت”.

نمونه قابل مقایسه در این زمینه، کره شمالی است که چین مسئله آن را تا حدودی در قالب موازنه قدرت تحلیل می‌کرد. هنگامی که کره شمالی وارد مذاکره با ترامپ شد، رهبران دو کشور چهار بار دیدار داشتند. این در حالی است که در مورد ایران، چین بسیار محتاط‌تر عمل می‌کند و در حاشیه می‌ایستد.

در نتیجه، تا زمانی که مسئله در سطح منع اشاعه باقی بماند، اختلاف عمده‌ای میان قدرت‌های بین‌المللی در قبال ایران وجود ندارد. چین نیز مانند دیگر قدرت‌ها، منع اشاعه را یک ضرورت می‌داند. در چارچوب دیپلماسی هسته‌ای چین، خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای جایگاه مهمی دارد. با این حال، اگر مذاکرات ایران فراتر رفته و به سمت احیای رابطه با آمریکا سوق پیدا کند، الگوی روابط ایران، چین و آمریکا که از سال ۱۹۷۱ ظهور داشته، مجدداً فعال خواهد شد.

در گذشته، به رسمیت شناختن تایوان توسط ایران اشتباهی راهبردی بود که بدون ارتباط با منافع مستقیم کشور انجام گرفت و تنها پس از توافق چین و آمریکا اصلاح شد. در واقع، سایه آمریکا همواره بر روابط ایران و چین وجود داشته است. اکنون اگر روابط ایران از چارچوب منع اشاعه فراتر رود، الگوی تعامل با چین نیز تغییر خواهد کرد.

در این مسیر، چینی‌ها نگرانی‌های خود را با وضوح بیشتری ابراز می‌کنند؛ برخلاف گذشته که مبهم سخن می‌گفتند. در حال حاضر، اصلی‌ترین دغدغه آنان این است که تعامل ایران با آمریکا می‌تواند منطق روابط فعلی را دگرگون سازد. در چنین شرایطی، ایران نیازمند ایجاد یک اعتماد راهبردی با چین خواهد بود. در غیر این صورت، در نوسان میان دو کشور گرفتار خواهد شد؛ به‌گونه‌ای که حرکت به سمت آمریکا می‌تواند به معنای از دست رفتن چین باشد و حتی در داخل کشور نیز نوساناتی علیه منافع ملی ایجاد کند.

چین، منطقه خاورمیانه را اولویت خود نمی‌داند و آن را عرصه رقابت با آمریکا تلقی نمی‌کند. این در حالی است که در شرق آسیا، این رقابت محسوس است و دلیل تفاوت در نوع واکنش چین به برنامه هسته‌ای ایران و کره شمالی نیز در همین واقعیت نهفته است. چین در خاورمیانه ثبات را ترجیح می‌دهد و به ایجاد روابطی باثبات میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) اهتمام دارد. بر همین اساس، وزارت امور خارجه چین سندی دارد که برجام را ستون ثبات در منطقه خلیج فارس می‌داند. حمایت چین از برجام نیز از همین منظر و بر مبنای منطق “جامعه بین‌المللی” صورت می‌گیرد.

در حال حاضر، چین احساس می‌کند اسرائیل در منطقه در حال پیشروی و پیروزی است و این روند را برای توازن منطقه‌ای خطرناک می‌داند. از منظر چین، نباید ایران تا حدی تضعیف شود که نظم منطقه‌ای دچار تغییر شود. به همین دلیل، چین آمادگی بیشتری برای همکاری با ایران دارد تا این احساس در منطقه شکل نگیرد که ایران بازنده بوده است. دریچه اصلی برای همکاری منطقه‌ای نیز روابط سه‌جانبه میان ایران، چین و عربستان سعودی تلقی می‌شود. این نوع همکاری بر منطق “جامعه بین‌المللی” استوار است و در حال حاضر چین آمادگی بیشتری برای ایفای نقش در این مسیر دارد. اما در مسیرهای دیگر، تفاوت میان منافع ایران و چین آشکار است.

در سطح داخلی، چینی‌ها تقریباً اطمینان دارند که رابطه با آمریکا به طور برگشت‌ناپذیری به‌سمت رقابتی شدن حرکت کرده است. این رقابت، هرچند جدی، از جنس جنگ سرد نیست. به عبارت دیگر، از منظر چین، سیستم جهانی در حال گذار نیست، بلکه این دوره به پایان رسیده و اکنون وارد دوران دوقطبی شده‌ایم؛ اما این قطب‌بندی لزوماً به معنای وقوع جنگ‌های نیابتی یا رقابت ژئوپلیتیکی نیست.

تمام تلاش چین در این چارچوب معطوف به کاهش انگیزه‌های ایالات متحده برای پیگیری سیاست مهار است. ایران یکی از نقاط حساسی است که در صورت عدم ظرافت چین، می‌تواند به تشدید سیاست مهار منجر شود. بنابراین، چین با ایران بسیار محتاطانه رفتار می‌کند. حتی در شرایط سخت، نفت ایران را خریداری می‌کند، هرچند این خرید تأثیر اقتصادی چندانی بر اقتصاد ۱۳ تا ۱۴ تریلیون دلاری چین ندارد. این رفتار نیز بر پایه منطق “جامعه بین‌المللی” است؛ چرا که چین تحریم‌های یک‌جانبه را مصداق “قلدری فراتر از مرزهای ملی” می‌داند و خود را ملزم به مقابله با آن می‌بیند، حتی اگر دیگر کشورها توان آن را نداشته باشند.

ورود نفت ایران به چین و باز نگه داشتن پوشه اقتصادی ایران، مبتنی بر این منطق است که تحریم نباید به یک وضعیت تثبیت‌شده تبدیل شود. زیرا اگر تحریم به ابزاری برای فروپاشی نظام سیاسی ایران بدل شود، آمریکا انگیزه بیشتری برای ترویج آن خواهد یافت.

جمع‌بندی
چین هم با اشاعه هسته‌ای مخالف است و هم با اشاعه تحریم. این کشور ایران و روسیه را به‌مثابه سکویی می‌داند که در آن تحریم نباید موفق شود، اما در عین حال، شکست تحریم نیز نباید متوجه چین تلقی گردد، زیرا چنین برداشتی برای چین هزینه‌ساز خواهد بود. در مورد روسیه نیز سندی وجود ندارد که نشان دهد چین کمک اساسی به این کشور کرده باشد، اما شواهد نشان می‌دهد که تحریم‌ها علیه روسیه بدون نقش چین تأثیر بیشتری داشتند. همین الگو در مورد ایران نیز صادق است. منطق پشت این رویکرد، منطق جامعه بین‌المللی است؛ چرا که ایالات متحده یک رویکرد نادرست یک‌جانبه‌گرایانه در پیش گرفته و چین خود را متعهد به کمک به کشورهایی می‌داند که تحت تحریم قرار دارند تا بتوانند تاب‌آوری نشان دهند.

نکته نهایی آن است که در لحظه فروپاشی اتحاد شوروی، نگرانی‌هایی درباره آینده ایران نیز شکل گرفت. امروزه اما برداشت‌های غلط در حال اصلاح است و درک بهتری از پایداری منطقه حاصل شده است. گفتمان پیشین در مورد خاورمیانه تغییر کرده و اکنون تلاش بر آن است که از نظام سیاسی ایران حمایت شود تا از این مرحله عبور کند.

در نهایت، باید تأکید کرد که منطق نظام بین‌الملل، رفتار چین در قبال ایران را به‌خوبی تبیین نمی‌کند؛ بلکه منطق “جامعه بین‌المللی” است که رفتار چین را توضیح می‌دهد. در این چارچوب، سطح تحلیل جهانی از اهمیت بیشتری برخوردار است و تا زمانی که ایران و چین در این سطح هم‌پوشانی داشته باشند، امکان همکاری میان دو کشور افزایش خواهد یافت.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=12848
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 2473 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰

دیدگاهها بسته است.