#اختصاصی
ایالات متحده بهطور ناگهانی کارزار نظامی خود علیه ونزوئلا را بهشدت تشدید کرد و در شب ۳ ژانویه دهها حمله به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی این کشور انجام داد. به گفته رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، نیروهای ویژه ایالات متحده موفق شدند رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، را دستگیر کرده و از کشور خارج کنند. وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد که تجاوز نظامی آمریکا علیه ونزوئلا موجب نگرانی عمیق و محکومیت مسکو است. روزنامه «کامرسانت» از شماری از برجستهترین کارشناسان روس خواست تا اقدامات دونالد ترامپ و گزینههای پیشِروی روسیه را ارزیابی کنند.
دیمیتری روزنتال؛ مدیر مؤسسه آمریکای لاتین آکادمی علوم روسیه
به نظر من، دونالد ترامپ در ابتدا قصد حمله به ونزوئلا را نداشت و رویدادهایی که اکنون شاهد آن هستیم، بیش از هر چیز ناشی از عوامل سیاست داخلی آمریکا است. ترامپ نیاز داشت پایگاه رأی خود را بسیج کند و حمایت بیشتر دیاسپورای ونزوئلایی و کوبایی را ــ که نگرش بسیار منفی نسبت به رژیمهای چپگرا، از جمله در ونزوئلا، دارند ــ به دست آورد. اما سپس وضعیت پیچیدهتر و بحرانیتر شد و ترامپ آنقدر حرف زد و اقدام کرد که دیگر راه بازگشتی برایش باقی نماند.
مدتی پیش گزارشهایی منتشر شده بود مبنی بر اینکه میان مقامات دو کشور مذاکراتی در جریان است و برخی ناظران احتمال میدادند طرفین به نوعی توافق دست یابند. اما ظاهراً چنین توافقی حاصل نشد و اقدامات ارتش و نیروهای ویژه آمریکا در ساعات اخیر، مرحله جدیدی از تشدید تنش است که در آن سطح ریسکها بهمراتب بالاتر رفته است.
اگر بخواهیم دقیقتر صحبت کنیم، ونزوئلا همواره از سوی نخبگان حاکم در آمریکا بهعنوان تهدیدی برای منافع ملی این کشور تلقی شده است. برای ایالات متحده، کنترل کامل نیمکره غربی اهمیت حیاتی دارد و وجود دولتهای خصمانه در این منطقه غیرقابل قبول است. افزون بر این، ونزوئلا دارای ذخایر عظیم نفتی و ظرفیتهای کلان است. از همین رو، رهبری آمریکا ــ چه در دوران جمهوریخواهان و چه دموکراتها ــ همواره در پی تضعیف موقعیت ونزوئلا و تغییر نظام سیاسی آن به مدلی نزدیکتر به واشنگتن بوده است. تفاوت در این است که این هدف همیشه در اولویت فوری قرار نداشت و تصمیم ترامپ تا حد زیادی تحت تأثیر وضعیت سیاست داخلی خود ایالات متحده اتخاذ شد.
در این شرایط، گزینههای روسیه چندان گسترده نیست. بدون تردید، مسکو از رهبری ونزوئلا حمایت سیاسی و اخلاقی خواهد کرد و تمامی اقدامات لازم را در چارچوب نهادها و مجامع بینالمللی به عمل خواهد آورد. اما اینکه در مقطع کنونی بتوانیم اقدام دیگری فراتر از این انجام دهیم، به دلایل متعدد، دشوار است.
فئودور لوکیانوف؛ سردبیر مجله «روسیه در سیاست جهانی»
دونالد ترامپ تصمیم گرفت بهصورت عینی نشان دهد که «دکترین مونروئه» برای او صرفاً یک شعار ذکرشده در سند راهبرد امنیت ملی نیست، بلکه راهنمای عمل است. تغییر رژیم در ونزوئلا و جایگزینی آن با حکومتی تحت کنترل واشنگتن، از نگاه تیم ترامپ نه یک «جنگ بیپایان» به سبک عراق یا افغانستان، بلکه مسئلهای در چارچوب تأمین امنیت ملی ایالات متحده است. تصادفی نیست که بهعنوان بهانه، اتهامهایی ــ که بنا بر همه شواهد کاملاً ساختگی هستند ــ درباره دخالت کاراکاس در قاچاق مواد مخدر و هدایت جریانهای مهاجرتی به سوی آمریکا مطرح میشود. سرنگونی حکومت مادورو باید به سراسر آمریکای لاتین نشان دهد چه کسی صاحبخانه منطقه است و چگونه باید با او رفتار کرد.
پایداری پایگاه اجتماعی چاویستها و توان آنها برای مقاومت، در آیندهای نزدیک روشن خواهد شد؛ همانگونه که مشخص میشود ترامپ حاضر است چه میزان ریسک را بپذیرد. کشیده شدن به یک عملیات زمینی با تلفات و گرفتار شدن در جنگی فرسایشی همراه خواهد بود؛ امری که کاملاً برخلاف رویکردهای اعلامی رئیسجمهور آمریکاست. با این حال، اگر خبر انتقال مادورو از کشور صحت داشته باشد، ترامپ میتواند از همین حالا پیروزی بزرگی را اعلام کند، فارغ از اینکه تحولات بعدی در داخل ونزوئلا چگونه پیش برود.
برای روسیه، این وضعیت چندان مطلوب نیست. ونزوئلا شریک نزدیک و همفکر مسکو است و نیکلاس مادورو و ولادیمیر پوتین روابط دیرینهای دارند. اقدامات آمریکا نمیتواند چیزی جز خشم و اعتراض برانگیزد. با این حال، کمک واقعی به کشوری که تا این اندازه دور است و در واقعیت ژئوپلیتیکی کاملاً متفاوتی قرار دارد، ممکن نیست. این امر هم دلایل فنی و لجستیکی دارد و هم دلایل سیاسی. پوتین و ترامپ در حال حاضر موضوعی بسیار مهمتر برای مسکو در دستور کار دارند: اوکراین. و با وجود همه همدلیها با کاراکاس، کرملین به احتمال زیاد حاضر نخواهد بود برای موضوعی درجهدو، کل بازی را با شریکی کلیدی و حیاتی برهم بزند.
در عمل، روابط ونزوئلا با چین عمیقتر و از نظر مادی نیز مستحکمتر است. اقدامات ترامپ در آمریکای لاتین در چارچوب راهبرد کلان مهار و بیرون راندن چین از این منطقه قابل فهم است. با این حال، پکن نیز در این وضعیت اقدامی عملی انجام نخواهد داد.
ماکسیم سوچکوف؛ مدیر مؤسسه مطالعات بینالمللی دانشگاه MGIMO
آغاز یک جنگ در سال انتخابات میاندورهای اقدامی پرریسک است، اما لزوماً ماجراجویانه نیست. پرریسک است، زیرا همواره احتمال «گیر افتادن» وجود دارد؛ اما ماجراجویانه نیست، چرا که هم از نظر سیاسی و هم نظامی، عملیات آمریکا علیه ونزوئلا حسابشده به نظر میرسد.
در بعد سیاسی، آمریکاییها از پیش هرگونه حمایت خارجی از نیکلاس مادورو را «قطع» کرده بودند: مذاکرات با روسیه درباره اوکراین وارد مرحلهای تعیینکننده شده و محاسبه این بود که مسکو در چنین شرایطی وارد تقابل با واشنگتن نخواهد شد؛ همزمان، در روزهای اخیر گفتوگوهای محرمانه و فشردهای با چین جریان داشت که در آن، ایالات متحده بهروشنی «حوزه نفوذ» خود را مشخص کرد.
در بعد نظامی، ترامپ آشکارا روی یک برقآساعملیاتی حساب کرده است. اما این عملیات برقآسا به سبک ترامپ است: ضربات دقیق به اهداف نظامی، زیرساختها و حتی نمادهای تاریخی (از جمله تخریب آرامگاه چاوز بهعنوان نماد ضربه به رژیم و «پاس» دادن به مخالفان ایدئولوژیک آن در داخل کشور) در کنار یک کارزار عظیم رسانهای. همه چیز مطابق منطق موسوم به «جنگهای شناختی» است: شکستن اراده مقاومت هم در میان نظامیان و هم در میان شهروندان.
اما «نظم جهانی به سبک ترامپ» صرفاً به معنای یک «حوزه نفوذ» کلاسیک برای آمریکا نیست. در مورد ونزوئلا، این اقدام ابزاری قدرتمند برای مدیریت بازار جهانی نفت نیز به شمار میآید؛ موضوعی که بسیار فراتر از آمریکای لاتین میرود و مستقیماً منافع روسیه را تحت تأثیر قرار میدهد.
الکسی نائوموف؛ کارشناس شورای امور بینالملل روسیه
دونالد ترامپ یک چیز میخواهد: کنترل. کنترل بر نظام سیاسی ونزوئلا، کنترل بر ثروتهای نفتی آن و کنترل بر کل آمریکای لاتین.
«دکترین ترامپ» که در سند راهبرد امنیت ملی آمریکا با اشاره مستقیم به تداوم «دکترین مونروئه» به جهان معرفی شد، هیچ تردیدی باقی نمیگذارد: حوزههای نفوذ بار دیگر به بخش فعالی از روابط بینالملل تبدیل شدهاند.
روسیه حوزه نفوذ خاص خود را دارد و هرچند جمهوری بولیواری ونزوئلا برای ما همدلانه و نزدیک است، اما روشن بود که درگیر شدن در یک مبارزه بیشازحد فعال برای حفظ آن، امروز نهتنها چشمانداز روشنی ندارد، بلکه صادقانه بگوییم، ضرورتی هم ندارد؛ بهویژه اگر محدودیت توانمندیها و اولویتهای سیاست خارجی خود را در نظر بگیریم.
در پسزمینه پیروزی «حقِ زورمند» در جهان امروز، تقریباً دیگر کسی به عدالت نظم بینالمللی باور ندارد. به جای «نظم جهانی مبتنی بر قواعد»، با نوعی چندقطبیگریِ جدید و عریان روبهرو هستیم که در آن «هر کس قلمرو خود را نگاه میدارد» و مناطق پیرامونی آن نیز تابع همین منطقاند.
در چنین جهانی که خطرناکتر و غیرقابلپیشبینیتر است، بد نیست به یاد داشته باشیم که معمولاً خدا طرفِ گردانهای بزرگتر است ــ و خوششانس هستیم که در کشوری زندگی میکنیم که از این گردانها بیبهره نیست. و نبردهایی که برای سرنوشت روسیه تعیینکنندهاند، بسیار دورتر از سواحل آمریکای لاتین در جریان بوده و هستند.









