#اختصاصی
نویسنده: هائو نان، پژوهشگر موسسهی چارهار
مترجم: امین یوسفی
براساس گزارشها، معاون وزیر امور خارجه تایوان در اوایل دسامبر ۲۰۲۵، بیسروصدا و بدون برگزاری برنامه عمومی، به اسرائیل سفر کرد. اسرائیل از سال ۱۹۹۲ از نظر دیپلماتیک به پکن متعهد بوده و در ملاء عام، تایوان را موضوعی بیاهمیت میداند. با این حال، هر چند سال یک بار، یک تعامل نه چندان مهم اما از نظر سیاسی حساس بین تایوان و اسرائیل شکل میگیرد. زمانبندی این اتفاق، آن را حتی برجستهتر میکند. پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه، تایوان در کنار اسرائیل بود و از آن حمایت کرد.
حادثه انفجار پیجرها در لبنان در سپتامبر ۲۰۲۴، نزدیکی تایوان و اسرائیل را به سرخط خبرهای جهان تبدیل کرد. طبق گزارشها، عوامل اسرائیل به زنجیره تأمین پیجرهای تایوانی مورد استفاده حزبالله نفوذ کردهاند که با انفجارهای ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۴ که منجر به کشته شدن شخصیتهای اصلی و زخمی شدن هزاران نفر، از جمله سفیر ایران در لبنان، شد، مرتبط است. دولت تایوان و تولیدکننده محلی، نقش خود را در این حادثه تکذیب کردند، اما وارد روایت اقدامات پنهانی در خاورمیانه شد؛ روایتی که بر زنجیرههای تأمین، انکارپذیری معقول و فناوری با کاربردهای امنیتی و غیر امنیتی مبتنی بود. بهترین راه درک روابط امنیتی تایوان و اسرائیل این است که این روابط را نه یک مسیر باثبات بلکه یک سیستم فشار بدانیم. از سال ۱۹۹۲، این روابط شکلی غیرمستقیم، قابل انکار و بخشبندیشدهتر به خود گرفته است. دو نیروی خارجی در جهات متضاد فضای باقیمانده آنها را شکل میدهند.
ایالات متحده مثل یک کارگردان نامرئی عمل میکند: این کشور تعهدات امنیتی پایداری به اسرائیل و تایوان دارد و عملاً پارامترهای قابل قبول همکاریهای دفاعی اسرائیل را مشخص میکند. چین نقش بازیگر محدودکننده را ایفا میکند: تایوان را جزء منافع ملی اصلی خود محسوب میکند، بر «چین واحد» تأکید دارد و از خطوط قرمز سیاسی و اهرم فشار اقتصادی برای بالا بردن هزینه اقدامات مقوم موضع امنیتی تایوان استفاده میکند.
در صورت تداوم روابط حساس تایوان و اسرائیل، مخفیگاه آنها کجاست؟ یکی از مخفیگاهها، فناوریهای دومنظوره است. امنیت سایبری، تحلیل داده، تشخیص تهدید با کمک هوش مصنوعی و ابزارهای شبه جنگ الکترونیک میتوانند بهعنوان انعطافپذیری تجاری عرضه شوند و در عین حال بیسروصدا آمادگی دفاعی را بهبود بخشند.
دومین مخفیگاه، دنیای واسطههاست: خرید از کشورهای ثالث، مقاطعهکاری و تکهتکه شدن زنجیره تأمین که یک معامله دیپلماتیک آشکار را به زنجیرهای از مراحل نه چندان مشهود تبدیل میکند. سومین مخفیگاه، همکاری اطلاعاتی و سایبری، آموزش، اشتراکگذاری دکترین و ادغام سیستمهایی است که هرگز در فهرستهای خرید عمومی قرار نمیگیرند.
همکاریهای دومنظوره به دلیل پنهان بودن از چشم دیگران جذابند. ارزیابی سایبری میتواند به ارتقای امنیت ملی تبدیل شود. یک مدل هوش مصنوعی تجاری میتواند پس از ادغام در سیستمهای بزرگتر، به آشکارساز ناهنجاری برای زیرساختهای حیاتی یا ابزار تحلیلی مقابله با نفوذ تبدیل شود. یک «بسته آموزشی» میتواند دکترین را تغییر دهد. در این حوزه، نام نبردن از یک رابطه به بخشی از رابطه تبدیل میشود: هرچه رابطه بیسروصداتر باشد، در صورت افشا شدن، آسانتر میتوان استدلال کرد که «تجاری»، «فنی» یا «غیردولتی» است. این یک راه گریز قانونی نیست؛ بلکه شیوه عمل رقابت امنیتی در جهانی است که نرمافزار، حسگر و زنجیرههای تأمین، عرصههای راهبردی محسوب میشوند.
سازوکارهای واسطهای به همین دلیل حائز اهمیت هستند: آنها پیچیدگی لجستیکی را جایگزین شفافیت سیاسی میکنند. تایوان مدتهاست که به دنبال دانش فنی اسرائیل در حوزههایی همچون دفاع موشکی، سیستم کنترل پرواز، جنگ الکترونیک و توسعه پهپادها بوده است، در حالیکه برای کاهش بازخوردهای منفی دیپلماتیک به واسطهها متکی است. از نظر تاریخی، سنگاپور با توجه به روابط نظامیاش با اسرائیل و تایوان، که قادر است به تایوان اجازه دسترسی به دانش فنی اسرائیل آن هم بدون ارتباط مستقیم بین آنها را بدهد، اغلب به عنوان تسهیلکننده بالقوه شناخته شده است.
ایالات متحده در مرکز این هندسه قرار دارد، زیرا بارها نشان داده است که میتواند انتقال تجهیزات دفاعی اسرائیل را در زمان تهدید منافع ایالات متحده- به ویژه در جایی که به چین مربوط میشود- وتو کند. اختلافات بر سر هشدار زودهنگام هوابرد فالکون در سال ۲۰۰۰، نشانهای از تمایل واشنگتن برای مداخله جهت جلوگیری از فروش تجهیزات حساس اسرائیل بود که میتواند پکن را تقویت کند. در عین حال، موضع واشنگتن نسبت به تایوان از نظر تاریخی منعطفتر بوده است: همکاری غیرمستقیم اسرائیل را میتوان تحت شرایط کنترلشده تحمل کرد، به ویژه هنگامی که در طبقهبندیهای دو منظوره همچون امنیت سایبری، هوش مصنوعی، دانش مرتبط با دفاع موشکی یا فناوریهای مرتبط با پهپاد قرار میگیرد که از طریق واسطهها انجام میشوند. به عبارت دیگر، ایالات متحده تنها یک ناظر نیست؛ بلکه بازیگری است که بیش از همه قدرت محدود کردن یا گسترش حد و مرزهای اسرائیل را دارد.
نقش چین مستقیمتر است: کاهش ابهام و افزایش هزینه. پکن مشارکت امنیتی خارجی با تایوان را از نظر سیاسی نامشروع میداند، و آموخته است که وزن اقتصادی میتواند به انضباط دیپلماتیک تبدیل شود. لازم نیست چین دست به تهدید مداوم بزند؛ بلکه میتواند از طریق وعده دادن فرصت و احتمال ایجاد وقفه، محیط مخاطرهآمیزی را ایجاد کند. این فشار، بازیگران اسرائیلی را به سمت احتیاط حداکثری و شفافیت حداقلی سوق میدهد. با گذشت زمان، این امر یک عادت خاص اسرائیل را تشویق میکند: تنزل، تغییر برچسب، تقسیم، برونسپاری و غیرنظامی کردن هر چیزی که میتواند بهعنوان «همکاری امنیتی» تعبیر شود، به طوری که- در صورت به چالش کشیده شدن- بتوان از آن به عنوان تجارت عادی دفاع کرد.
افراد بدبین اغلب با یک اعتراض صریح پاسخ میدهند: اسرائیل چین را به خاطر تایوان آزرده خاطر نخواهد کرد. بنابراین، در این پیوند امنیتی اغراق شده است. اما این ظاهر عمومی را با عملکرد خصوصی اشتباه میگیرد. دقیقاً به این دلیل که بعید است اسرائیل به طرفداری علنی از تایوان بپردازد، و هرگونه همکاری بیشتر به احتمال زیاد به سمت اشکال قابل انکار سوق مییابد. مسئله این است که آیا- در چارچوب تساهل مدنظر ایالات متحده و ذیل تلههای سیاسی چین- فضایی برای همکاری وجود دارد که تابآوری تایوان را بهبود بخشد، بدون اینکه اسرائیل را به رویارویی عمومی ناخواسته وادار کند.
به همین دلیل است که دیدار دسامبر ۲۰۲۵ نه باید به عنوان یک پیشرفت جلوه داده شود و نه به عنوان یک نمایش پوچ نادیده گرفته شود. ارزش آن جنبه تشخیصی دارد. این سفر نشان میدهد که تایوان هنوز فراتر از کانالهای معمول خود به دنبال دانش فنی مرتبط با امنیت است، و اسرائیل همچنان منبع وسوسهانگیزی از چنین دانشی است و هر دو طرف هنوز معتقدند که راههایی برای رابطه بدون تحمیل درگیری آشکار با پکن وجود دارد.
با این حال، خطر این است که روابط منطقه خاکستری مستعد «اقدامات خارج از قاعده» هستند: شرکتها و آژانسها در فضای ابهام قانونی و سیاسی فعالیت میکنند، و افشای آن میتواند ناگهانی، ناخوشایند و پرهزینه باشد. روابط امنیتی تایوان و اسرائیل یک خط مستقیم نیست؛ بلکه جریانی پنهانی است که با اجازه آمریکا و فشار چین شکل گرفته است. جریانهای پنهانی برای واقعی بودن نیازی به شفافیت ندارند- و در رقابت امنیتی مدرن، آنچه قابل عکسبرداری نیست، هنوز هم میتواند موازنه را تغییر دهد.









