#اختصاصی
نویسنده: پرهام پوررمضان، پژوهشگر و دکتری علم سیاست دانشگاه تهران
ریاست هند بر بریکس در سال ۲۰۲۶ را میتوان فرصتی مهم برای این کشور در راستای تثبیت جایگاه خود بهعنوان یکی از بازیگران محوری جنوب جهانی دانست. هند با برخورداری از اقتصاد رو به رشد، جمعیت جوان، ظرفیتهای فناورانه و سیاست خارجی متوازن، میتواند در دوره ریاست خود بر بریکس بر موضوعاتی چون اصلاح نظام مالی بینالمللی، تقویت نقش ارزهای محلی در مبادلات، توسعه همکاریهای جنوب–جنوب و افزایش صدای کشورهای درحالتوسعه در نهادهای جهانی تمرکز کند.
از سوی دیگر، میزبانی نشست سران بریکس به هند این امکان را میدهد که ابتکارات دیپلماتیک خود را برجسته کرده و بریکس را به سکویی برای نمایش قدرت نرم و توان مدیریتیاش در سطح جهانی تبدیل کند. با این حال، ریاست هند بر بریکس بدون چالش نخواهد بود. اختلاف منافع میان اعضای بریکس، بهویژه رقابتهای ژئوپلیتیکی میان برخی کشورها و تنوع دیدگاهها درباره جهتگیری آینده این بلوک، میتواند روند تصمیمگیری را پیچیده کند. هند ناچار است میان روابط راهبردی خود با غرب و نقشآفرینی فعال در یک بلوک غیرغربی توازن برقرار کند؛ امری که نیازمند دیپلماسی دقیق و انعطافپذیر است. پیامد موفقیت یا ناکامی هند در این دوره فراتر از بریکس خواهد بود؛ مدیریت هوشمندانه میتواند به تقویت جایگاه هند در نظم چندقطبی در حال شکلگیری منجر شود، در حالی که ضعف در اجماعسازی ممکن است شکافهای درونی بریکس را برجستهتر کرده و از کارآمدی این سازوکار بکاهد.
فرصتها:
۱. تثبیت رهبری هند در جنوب جهانی:
ریاست بریکس فرصتی است تا هند خود را بهعنوان نماینده منافع کشورهای درحالتوسعه معرفی کند. دهلینو میتواند با طرح ابتکارات مشترک، نقش رهبری نرم خود را تقویت کند. این جایگاه به افزایش اعتبار سیاسی هند در سطح جهانی میانجامد.
۲. هدایت دستورکار اصلاح نظام مالی بینالمللی:
هند میتواند اصلاح ساختارهای مالی جهانی را به اولویت بریکس تبدیل کند. تقویت نقش بانک توسعه جدید و استفاده از ارزهای محلی از محورهای مهم این دستورکار است. چنین رویکردی به کاهش وابستگی اعضا به نهادهای مالی غربمحور کمک میکند.
۳. تعمیق همکاریهای اقتصادی و فناوانه:
ریاست بریکس به هند امکان میدهد همکاری در حوزههای فناوری، اقتصاد دیجیتال و نوآوری را گسترش دهد. هند میتواند تجربیات خود در فناوری اطلاعات و اقتصاد دانشبنیان را به اشتراک بگذارد. این همکاریها به رشد متوازن اقتصادهای عضو منجر خواهد شد.
۴. افزایش نقشآفرینی دیپلماتیک و میانجیگرانه:
هند میتواند از ریاست خود برای کاهش اختلافات درون بریکس استفاده کند. ایفای نقش میانجی میان اعضا، انسجام و کارآمدی این بلوک را افزایش میدهد موفقیت در این مسیر، تصویر هند را بهعنوان بازیگری مسئول تقویت میکند.
۵. ارتقای قدرت نرم و تصویر بینالمللی هند:
میزبانی نشستها و رویدادهای بریکس فرصتی برای نمایش فرهنگ و توان مدیریتی هند است. این امر به تقویت دیپلماسی عمومی و جذب سرمایه و همکاری خارجی کمک میکند. در نتیجه، جایگاه هند در افکار عمومی جهانی بهبود خواهد یافت.
چالش ها:
۱. مدیریت اختلافات ژئوپلیتیکی میان اعضاء:
بریکس مجموعهای ناهمگون با منافع و اولویتهای متفاوت است. رقابتها و تنشهای سیاسی میان برخی اعضا میتواند اجماعسازی را دشوار کند. هند باید با دیپلماسی فعال مانع از تأثیرگذاری این اختلافات بر کارآمدی بریکس شود.
۲. توازن میان روابط با غرب و نقشآفرینی در بریکس:
هند روابط راهبردی و اقتصادی گستردهای با کشورهای غربی دارد. ریاست بریکس ممکن است فشارهایی برای اتخاذ مواضع صریحتر ضدغربی ایجاد کند. حفظ این توازن یکی از حساسترین چالشهای سیاست خارجی هند خواهد بود.
۳. تبدیل شعارها به اقدامات عملی:
بریکس با وجود اهداف بلندپروازانه، گاه در اجرا با کندی مواجه بوده است. انتظارات از ریاست هند برای ارائه دستاوردهای ملموس بالا خواهد بود. ناتوانی در تحقق نتایج عملی میتواند به کاهش اعتبار این بلوک منجر شود.
۴. هماهنگسازی دستورکار اعضای قدیم و جدید
با گسترش بریکس، تنوع دیدگاهها و نیازهای اعضا افزایش یافته است. ایجاد دستورکاری مشترک که منافع همه اعضا را پوشش دهد، دشوار است. هند باید از شکاف میان اعضای قدیمی و تازهوارد جلوگیری کند.
۵. محدودیتهای اقتصادی و اولویتهای داخلی هند
هند با چالشهای توسعه داخلی و نیازهای اقتصادی گسترده روبهروست. اختصاص منابع و تمرکز کافی به ریاست بریکس میتواند فشار مضاعفی ایجاد کند. این مسئله ممکن است دامنه ابتکار عمل هند را در سطح بینالمللی محدود سازد.
سناریو های آینده نگر ریاست هند بر بریکس:
سناریوی اول: ریاست موفق و تقویت انسجام بریکس
در این سناریو، هند با دیپلماسی فعال و مدیریت هوشمند اختلافات، موفق میشود اجماع نسبی میان اعضا ایجاد کند و دستورکاری عملیمحور را پیش ببرد. تمرکز بر اصلاحات مالی، تقویت بانک توسعه جدید، همکاریهای فناورانه و استفاده از ارزهای محلی به نتایج ملموس منجر میشود. در این حالت، بریکس بهعنوان یک بلوک اثرگذارتر در نظم چندقطبی مطرح شده و جایگاه هند بهعنوان رهبر جنوب جهانی بهطور قابلتوجهی تقویت میشود.
سناریوی دوم: ریاست محتاطانه و حداقلی
در این وضعیت، هند به دلیل حساسیتهای ژئوپلیتیکی و ضرورت حفظ توازن میان غرب و بریکس، رویکردی محافظهکارانه در پیش میگیرد. تمرکز ریاست بیشتر بر مدیریت روندها و برگزاری نشستها بدون ابتکارات بزرگ خواهد بود. اگرچه بریکس دچار بحران نمیشود، اما دستاورد شاخصی نیز حاصل نخواهد شد و نقش هند بیشتر به «مدیر وضعیت موجود» محدود میماند تا یک رهبر تحولساز.
سناریوی سوم: تشدید اختلافات و تضعیف کارآمدی بریکس
در این سناریو، اختلافات میان اعضا، بهویژه در حوزههای ژئوپلیتیکی و جهتگیری راهبردی بریکس، بر دوره ریاست هند سایه میاندازد. ناتوانی در ایجاد اجماع و فشارهای متقابل داخلی و خارجی، ابتکار عمل هند را محدود میکند. پیامد چنین وضعیتی میتواند کاهش انسجام بریکس، تضعیف اعتبار آن در نظام بینالملل و زیر سؤال رفتن توان رهبری هند در مدیریت بلوکهای چندجانبه باشد.
در نهایت گفتنی است که؛در شرایط فعلی، محتملترین سناریو برای ریاست هند بر بریکس، سناریوی دوم: «ریاست محتاطانه و حداقلی» است؛ هرچند ممکن است با عناصری از سناریوی اول همراه شود. هند بهطور سنتی سیاست خارجی متوازن و عملگرایانهای دارد و تلاش میکند همزمان روابط خود با غرب، روسیه، چین و جنوب جهانی را حفظ کند. از سوی دیگر، ناهمگونی اعضای بریکس، اختلافات ژئوپلیتیکی و گسترش این گروه، فضای مانور برای ابتکارات بزرگ و پرریسک را محدود میکند. در چنین شرایطی، هند احتمالاً تمرکز خود را بر مدیریت اختلافات، جلوگیری از شکافهای عمیق و حفظ انسجام حداقلی بریکس خواهد گذاشت، نه پیشبرد تغییرات ساختاری بزرگ.
با این حال، سناریوی دوم یک سناریوی ایستا نیست؛ هند میتواند در حوزههایی کمهزینه و اجماعی مانند همکاریهای اقتصادی، فناوری دیجیتال، توسعه پایدار و نقش بانک توسعه جدید، دستاوردهای محدود اما ملموس ایجاد کند. بنابراین، واقعبینانهترین تصویر، ریاستی محتاطانه با موفقیتهای انتخابی است که نه بریکس را متحول میکند و نه آن را دچار بحران میسازد.









