تاریخ : دوشنبه, ۱۰ آذر , ۱۴۰۴ 11 جماد ثاني 1447 Monday, 1 December , 2025

مهندسی هویت ملی در روسیه معاصر

  • ۰۹ آذر ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۷
مهندسی هویت ملی در روسیه معاصر
این کشور تاریخ و فرهنگ را به شکلی بازنمایی می‌کند که بیش از هر چیز بر وحدت ملی و استمرار قدرت تأکید دارد.

#اختصاصی

نوشته: رضوانه حسنی، دانشجو دکتری زبان روسی دانشگاه تربیت مدرس

در عصر معاصر، فرهنگ دیگر صرفا بازتاب‌دهنده واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی نیست؛ بلکه به یکی از ابزارهای کلیدی در فرآیندهای سیاست‌گذاری، شکل‌دهی هویت جمعی و تثبیت قدرت سیاسی تبدیل شده است. روسیه معاصر نمونه‌ای برجسته از این پدیده به شمار می‌رود؛ کشوری که در آن هنر، رسانه و حتی چارچوب‌های حقوقی و سیاست‌های فرهنگی، نه تنها برای بازنمایی گذشته، بلکه برای مشروعیت‌بخشی به ساختار حکومتی و تقویت انسجام ملی به‌کار گرفته می‌شوند. این تجربه نشان می‌دهد که روایت‌های تاریخی و بازنمایی‌های فرهنگی، فراتر از ثبت و توصیف وقایع، توانایی شکل‌دهی به ادراک اجتماعی و تأثیرگذاری مستقیم بر سیاست و مسیر توسعه ملی را نیز دارا هستند.

در روسیه معاصر، نوعی هویت ملی شکل گرفته است که پایه و اساسش قوانین و اصول مندرج در قانون اساسی است؛ یعنی شهروندان به جای وابستگی صرف به قوم، زبان یا منطقه، هویت خود را با رعایت و حمایت از چارچوب حقوقی و ساختار دولت تعریف می‌کنند. این هویت بیش از یک چارچوب حقوقی ساده است و به ابزاری برای تثبیت قدرت و شکل‌دهی به هویت ملی تبدیل شده است. این رویکرد، که می‌توان آن را نوعی «وطن‌پرستی قانون‌محور» اجباری دانست تلاش می‌کند تمام انرژی‌های عاطفی شهروندان را به سوی وفاداری به دولت هدایت کند. از نگاه کرملین، وحدت چندملیتی روسیه بدون چنین هویت ملی-حقوقی امکان‌پذیر نخواهد بود و ترس از فروپاشی، همان سرنوشتی که اتحاد جماهیر شوروی را در گذشته فرا گرفت اصلی‌ترین محرک این پروژه است.

سیاست فرهنگی روسیه را می‌توان در چند محور کلیدی مشاهده کرد. از الحاق کریمه گرفته تا اصلاحات قانون اساسی ۲۰۲۰، دولت روسیه نشان داده است که تاریخ و فرهنگ برایش فقط یادآور گذشته نیست، بلکه ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت و تثبیت آن است. به عبارت دیگر، دولت تلاش می‌کند با روایت‌سازی درباره گذشته و نمایش فرهنگ ملی، احساس وفاداری و اتحاد در شهروندان را تقویت کند. فیلم‌ها و سریال‌های تولید شده در دهه‌های اخیر، مانند Танки «تانک ها»۲۰۱۸ و «سویتلانا» Светлана ۲۰۱۸، نمونه‌های بارزی از این استراتژی هستند.فیلم تانک ها روایت ساخت و انتقال تانک‌های پیشرفته T-34 در سال ۱۹۴۰ را بازسازی می‌کند و با بازنمایی داستانی اغراق‌آمیز و حماسی، شوروی را در حال نبردی دائمی با دشمنان غربی نشان می‌دهد. این روایت تاریخی، هرگونه پیچیدگی یا واقعیت سیاسی واقعی آن زمان، مانند پیمان آلمتن – شوروی، را نادیده می‌گیرد و قهرمانی روسیه را برجسته می‌سازد.

در سریال سویتلانا، دختر استالین به عنوان قهرمان داستان معرفی می‌شود و پدرش یکی از برجسته‌ترین نمادهای سرکوب و الحاد در تاریخ شوروی در خاطرات او به تصویری انسانی، مهربان و حتی روحانی تبدیل می‌شود. این بازنمایی تلاش می‌کند نشان دهد که حتی در تاریک‌ترین دوران تاریخ روسیه، نشانه‌های روحانیت و ارزش‌های فرهنگی همواره حضور داشته‌اند. پیام پنهان سریال این است که پایه‌های فرهنگی و روحانی روسیه از هر مصیبتی جان سالم به در برده و همچنان زنده است.

این استراتژی فرهنگی را می‌توان با توجه به نظریه پیتیریم ساروکین، جامعه‌شناس روس، به عنوان نمونه‌ای از «فرهنگ ایده‌آل‌گرا» بررسی کرد. در چنین فرهنگی، حقیقت تنها بر اساس داده‌های واقعی شکل نمی‌گیرد، بلکه بیشتر از طریق ایده‌ها، ارزش‌ها و روایت‌های ملی ساخته می‌شود. به بیان دیگر، آنچه مردم می‌بینند و باور می‌کنند، تحت تأثیر داستان‌هایی است که دولت و رسانه‌ها درباره گذشته و حال می‌سازند. در روسیه، حکومت با تولید مداوم فیلم‌ها، سریال‌ها و آثار فرهنگی، حتی واقعیات تاریخی را به شکل داستان‌های قهرمانانه و الهام‌بخش بازنمایی می‌کند. این روایت‌های تصویری، نه تنها تاریخ و فرهنگ را جلوه می‌دهند، بلکه انسجام و مشروعیت دولت را هم تقویت می‌کنند.

همزمان، در سیاست فرهنگی روسیه، تمرکز بر «حال» یا آنچه در روسی «презентизм» (حال‌گرایی) نامیده می‌شود، به روشنی دیده می‌شود. در این رویکرد، تغییرات یا برنامه‌های آینده کمتر به عنوان فرصتی برای پیشرفت و بیشتر به عنوان تهدیدی برای ثبات و قدرت موجود دیده می‌شوند. رمان «فراعادی بودن»( Ультранормальность ۲۰۱۷) (Ultranormality)اثر ولادیسلاو سورکوف، تصویری نمادین از روسیه ارائه می‌دهد، جایی که تمام دوره‌های حکمرانی از سلطنت تزارها گرفته تا آشفتگی دوران یلتسین در ساختار کنونی دولت ادغام شده‌اند و انگار تاریخ به پایان رسیده است؛ حالا تنها زمان حال و حفظ تداوم قدرت اهمیت دارد.

همان‌طور که در برخی فیلم‌ها، سریال‌ها و رمان‌های اخیر روسیه مشاهده می‌شود، دولت این کشور تاریخ و فرهنگ را به شکلی بازنمایی می‌کند که بیش از هر چیز بر وحدت ملی و استمرار قدرت تأکید دارد. در این میان، قانون اساسی و سیاست‌های فرهنگی نیز به ابزاری برای تثبیت وضعیت موجود و ایجاد آنچه می‌توان «حقیقت ایدئولوژیک» نامید، بدل شده‌اند. این حقیقت دیگر الزامی به مطابقت با واقعیت تاریخی یا اجتماعی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، بازنمایی تصویری و فرهنگی از روسیه‌ای متحد، مقتدر و حافظ ارزش‌های سنتی است. در چنین چارچوبی، فرهنگ نه وسیله‌ای برای نقد و آزادی، بلکه محفظه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به قدرت و تثبیت نظم موجود است.

تجربه روسیه در دوران معاصر نشان می‌دهد که فرهنگ فراتر از یک بازتاب ساده واقعیت اجتماعی عمل می‌کند و می‌تواند به یک ابزار قدرتمند سیاست‌گذاری و مهندسی اجتماعی بدل شود. در این کشور، هنر، رسانه و حتی چارچوب قانونی، همچون قانون اساسی در خدمت تثبیت قدرت و شکل‌دهی به هویت جمعی قرار گرفته‌اند. بازنمایی‌های تصویری و فرهنگی، نه تنها ارزش‌ها و سنت‌های ملی را برجسته می‌کنند، بلکه احساس تعلق و وفاداری به دولت را در عمق جامعه تقویت می‌سازند. این روند روشن می‌کند که فرهنگ، صرفاً آیینه‌ای برای نمایش واقعیت‌ها نیست، بلکه می‌تواند به صحنه‌ای برای رقابت قدرت، ابزار مشروعیت و عرصه‌ای برای بازتعریف هویت ملی تبدیل شود. در چنین زمینه‌ای، فهم دقیق تعامل میان سیاست، فرهنگ و تاریخ برای تحلیل پویایی‌های اجتماعی و سیاسی هر جامعه‌ای ضروری به نظر می‌رسد.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13515
  • نویسنده : رضوانه حسنی، دانشجو دکتری زبان روسی دانشگاه تربیت مدرس
  • منبع : موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)
  • 65 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.