تاریخ : شنبه, ۲۵ بهمن , ۱۴۰۴ 27 شعبان 1447 Saturday, 14 February , 2026

چین و اتحادیه اروپا؛ روابط محتاطانه دو شریک تجاری در شرایط پیشا-بحران

  • ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۸:۵۸
چین و اتحادیه اروپا؛ روابط محتاطانه دو شریک تجاری در شرایط پیشا-بحران
در سال‌های اخیر، روابط چین و اتحادیه اروپا به‌ویژه از نیمه دوم ۲۰۲۵ تا آغاز ۲۰۲۶، وارد مرحله جدیدی شده است که می‌توان آن را نوعی «تعامل محتاطانه و عمل‌گرایانه» توصیف کرد که بیشتر بر پایه عدم آسیب‌رسانی متقابل بنا شده تا پیشرفت‌های عمیق راهبردی.

نویسنده: حامد وفایی، استاد مطالعات چین دانشگاه تهران

موج اخیر سفر مقامات غربی (به‌ویژه اروپایی) به پکن – امانوئل مکرون (دسامبر ۲۰۲۵)، میخائیل مارتین (ایرلند، ژانویه ۲۰۲۶)، کی‌یر استارمر (بریتانیا، ژانویه ۲۰۲۶)، پتری اورپو (فنلاند، ژانویه ۲۰۲۶) و برنامه‌ریزی برای سفر پیش‌روی فریدریش مرتس (آلمان، فوریه ۲۰۲۶)، را عمدتاً می‌توان واکنشی تاکتیکی به اقدامات اخیر ترامپ در قبال اروپا دانست تا یک تغییر راهبردی پایدار در نگاه این کشورها به چین.

در خصوص فضای کنونی مناسبات اروپا و چین می‌توان گفت که با بازگشت سیاست تهاجمی ترامپ شامل اعمال تعرفه‌های گسترده، تهدید تعرفه‌ای ۱۰۰ درصدی علیه کانادا و بریتانیا در صورت توافق این کشورها با چین و همچنین فشار بر اروپا برای همسویی کامل امنیتی-اقتصادی با آمریکا، بسیاری از دولت‌های اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که وابستگی بیش از حدشان به آمریکا، به یک مخاطره راهبردی برای آنها تبدیل شده است.

از سوی دیگر، به نظر می‌رسد که اتحادیه اروپا پس از شکست نسبی تلاش برای تقویت مناسباتش با پکن در ۲۰۲۵ به‌ویژه پس از اعمال تشدید محدودیت‌های چین بر صادرات عناصر کمیاب معدنی در پاییز ۲۰۲۵، اکنون به سمت راهبرد مدیریت ریسک همراه با حفظ مجراهای باز برای تعامل متمایل شده است.

در چنین فضایی، چین به عنوان هدف اصلی سیاست تهاجمی ایالات متحده، دقیقاً از همین نقطه ضعف طرف‌های اروپایی بهره گرفته و با دعوت از رهبران اروپایی و همراه کردن هیئت‌های بزرگ تجاری‌شان، همزمان دو پیام را به واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی مخابره می‌کند: نخست این پیام را به آمریکا می‌دهد که در صورت وخامت جنگ‌ تجاری و فناوری با واشنگتن، پکن توانایی جایگزینی در برخی حوزه‌های قابل توجه را با بهره‌گیری از ظرفیت اروپا داراست و به اروپا نیز این هشدار را می‌دهد که اگر با واشنگتن وارد جنگ تجاری دوجانبه شوند، چین می‌تواند شریکی قابل اعتماد برای جبران خلاءهای احتمالی پیش‌روی آنها باشد.

نگاه راهبردی پکن به اتحادیه اروپا

در چنین شرایطی، بررسی نگاه راهبردی پکن به اتحادیه اروپا نیز ضروری می‌نماید؛ از منظر شی جین‌  پینگ، رهبر چین و دستگاه دیپلماسی این کشور، اتحادیه اروپا حائز سه ویژگی کلیدی است:

۱. بزرگ‌ترین بازار مصرفی جهان پس از چین است که ظرفیتی حیاتی برای جبران اشباع بازار داخلی این کشور در صورت کاهش صادرات به آمریکا ‌را فراهم می‌آورد.

۲. یکی از قطب‌های فناوری و استانداردسازی جهانی به‌ویژه در حوزه‌های انرژی سبز، دیجیتال و خودروهای برقی است که چین هنوز در برخی زنجیره‌های ارزش مرتبط با این حوزه‌ها به استانداردهای اروپایی نیاز دارد.

۳. ضعیف‌ترین حلقه در زنجیره اتحاد غربی است؛ به این معنا که نه تنها فاقد ارتشی متحد است، بلکه از فقدان اراده سیاسی یکپارچه نیز رنج می‌برد و شکاف‌های عمیقی در حوزه های شمال-جنوب و شرق-غرب دارد.

بر همین اساس، راهبرد پکن در قبال اروپا همواره ترکیبی از راهبردهای سخت و نرم بوده است. پکن ضمن ارائه مشوق‌های تجاری بزرگ برای کشورهای عمل‌گرای اروپا از جمله اسپانیا، ایتالیا، ایرلند، مجارستان وصربستان، به نوعی فشار هدفمند و کاملا مدیریت شده را بر کشورهایی چون لیتوانی، چک، سوئد و تا حدی آلمان و فرانسه وارد آورده است.

همچنانکه مواضع اخیر مقامات چین نشان می‌دهد، پکن در سال ۲۰۲۶ این راهبرد را تشدید می‌کند و سعی دارد اروپا را به سه اردوگاه مجزا تقسیم کند:

– اردوگاه عمل‌گرا و تجارت‌محور (ایرلند، اسپانیا، ایتالیا، اتریش، مجارستان)

– اردوگاه مردد و متوازن‌ساز (آلمان، فرانسه، هلند)

– اردوگاه ارزش‌محور و امنیتی (کشورهای بالتیک، لهستان، و تا حدی کشورهای اسکاندیناوی)

در این میان، به نظر‌‌می‌رسد که اتحادیه اروپا، چین را همچنان به‌مثابه یک بازیگر با سه ویژگی شراکت، رقابت و چالشگری نظام‌مند تحلیل می‌کند که مفهوم‌ شراکت آن شامل حوزه‌های اقلیمی، انرژی‌های تجدیدپذیر و برخی زنجیره‌های تأمین شامل باتری و پنل‌های خورشیدی می‌شود. حوزه‌های رقابتی آن نیز در حوزه‌های صنایع سبز، خودروهای برقی و فناوری‌های دیجیتال متمرکز می‌شود و مفهوم چالشگر نظام‌مند نیز عمدتا ناظر بر حمایت غیرمستقیم پکن از مسکو در جنگ اوکراین، کنترل صادرات اقلام راهبردی و نفوذ در زیرساخت‌های حیاتی اروپا در سایه رقابت و‌ معادلات کلان قدرت در نظام بین‌الملل خواهد بود.

با این حال، از اواخر ۲۰۲۵ و به‌ویژه پس از تشدید جنگ تجاری ترامپ، به نظر‌ می‌رسد که اولویت‌بندی کشورهای اروپایی ولو در ابعاد تاکتیکی تغییراتی کرده باشد که بر مبنای آن، این کشورها توانایی پذیرش همزمان مواجهه با آمریکا و چین را ندارند و لذا بسیاری از پایتخت‌های اروپایی، اکنون معتقدند که جنگ تجاری دوجانبه با پکن همزمان با تشدید تنش‌های جاری با واشنگتن عملا برای اقتصاد شکننده اروپا غیرقابل تحمل خواهد بود. به همین دلیل حتی چهره‌های تندرو سابق مانند فون در لاین در نشست داووس ۲۰۲۶ لحن ملایم‌تری در خصوص چین اتخاذ کرده و حتی از احتمال «گسترش تجارت و سرمایه‌گذاری با پکن» سخن گفته‌اند.

اما در خصوص آینده روابط چین و اتحادیه اروپا، سه سناریوی تعامل مدیریت‌شده و پرنوسان، سناریوی بدبینانه شامل تشدید تنش دوجانبه با چین همزمان با فشارهای آمریکا و نهایتا سناریوی خوش‌بینانه شامل احتمال وقوع توافقی حداقلی با طرفین محتمل است.

بر این اساس در صورت تداوم وضعیت فعلی، تجارت اروپا با چین در سطوح بالا تداوم می‌یابد، اما با موانع فزاینده‌ای مواجه خواهد بود. گفت‌وگوهای سطح بالای منظم طرفین البته بدون پیشرفتی محسوس ادامه می‌یابد و استفاده ابزاری اروپایی‌ها از چین برای مقابله با فشار آمریکا در دستور کار خواهد بود.

در این فضا، سناریوی اول بر این اصل مبتنی است که روابط طرفین نه گرم می‌شود و نه به قطع کامل می‌رسد؛ اما در سناریوی دوم چنانچه پکن ابزار محدودیت‌ مواد معدنی کمیاب را در تعاملاتش با اروپا شدت بخشد یا حمایت از روسیه را علنی‌تر سازد و همزمان ترامپ نیز تعرفه‌های سنگین بر کالاهای اروپایی اعمال کند، اروپا مجبور به انتخاب سخت خواهد بود که احتمالاً تمایل بیشتر به سمت واشنگتن به قیمت از دست رفتن ارزش‌های اروپایی و تحمل هزینه‌های سنگین دیگر شامل رکود اقتصادی و تورم در حوزه‌های انرژی خواهد بود.

اما در سناریوی سوم‌ که فضایی خوش‌بینانه‌تر‌‌ را شامل می‌شود، دستیابی به توافقی موقت در حوزه مواد معدنی کمیاب، خودروهای برقی و برخی استانداردهای سبز، همراه با کاهش تنش در اوکراین در دستور کار قرار خواهد گرفت که به پکن اجازه می‌دهد نقش یک «میانجی مسئول» را در این معادلات بین‌المللی ایفا کند. تحقق این سناریو طبعا نیازمند انعطاف قابل‌ توجه طرفین است که با توجه به عملکرد رادیکال واشنگتن در تمامی حوزه ها به ویژه در دوران ترامپ چندان محتمل به نظر‌ نمی رسد.

در مجموع به نظر می‌رسد که روابط چین و اتحادیه اروپا در ۲۰۲۶-۲۰۲۷ را می‌توان به نوعی «روابط محتاطانه دو شریک تجاری در شرایط پیش از بحران» تشبیه کرد تا یک اتحاد راهبردی یا تقابل تمام‌عیار.

امروز اگرچه اروپا به چین نیاز دارد تا ضربه‌های واشنگتن را تعدیل کند، اما همچنان به پکن اعتماد ندارد؛ از طرفی، چین نیز به اروپا نیاز دارد تا از انزوای بیشتر در برابر آمریکا جلوگیری کند، اما عملا اراده تغییر رفتار خود برای برآوردن کامل انتظارات اروپاییان را در خود نمی‌بیند. نتیجه این تناقض، شکل‌گیری روابطی مملو از تنش‌های کنترل‌شده، توافق‌های تاکتیکی کوتاه‌مدت و تلاش های مداوم برای حفظ گزینه‌های متنوع است؛ فضایی که پکن آن را «چندقطبی منظم و برابر» نامیده و بروکسل از آن با عنوان «راهبرد متوازن ساز‌‌ ریسک» یاد می‌کند.

لینک کوتاه : https://www.iras.ir/?p=13756
  • نویسنده : حامد وفایی، استاد مطالعات چین دانشگاه تهران
  • منبع : شورای راهبردی روابط خارجی
  • 26 بازدید

برچسب ها

ثبت دیدگاه

انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب ها
آسیای مرکزی،روسیه،اوکراین آفریقا،روسیه آمریکا،روسیه،تحریم ارمنستان،باکو،ترکیه،ایران افغانستان،طالبان،قدرت اوراسیا،ایران،تجارت اوکراین،آمریکا،روسیه اوکراین،روسیه،آمریکا،جنگ اوکراین،روسیه،جنگ ایران،آذربایجان ترکیه،زلزله ترکیه،زلزله،امنیت رشت،روسیه،ایران،آستارا روسیه،اعراب،اوکراین روسیه،اوکراین،آمریکا روسیه،ایبورسک روسیه،ایران روسیه،ایران،اتحاد روسیه،ایران،تجارت روسیه،تاجیکستان روسیه،خاورمیانه روسیه،خاورمیانه،آفریقا روسیه،دریای سرخ روسیه،سند،سیاست روسیه،سیاست خارجی غلات،روسیه،اوکراین قزاقستان،ازبکستان قزاقستان،انتخابات قطار، ریل نفت،روسیه،آذربایجان هند،چین،بالون چین،آمریکا چین،آمریکا،بالن چین،اوکراین،جنگ،ر.سیه چین،ایران چین،ایران،اوکراین،روسیه چین،ایران،رئیسی چین،ایران،عربستان چین،ترکیه،روسیه،آسیای مرکزی چین،روسیه چین،روسیه،اوکراین چین،روسیه،ایران چین،هند چین،هژمونی،غرب چین،پاکستان،هند،هسته ای