#اختصاصی
نویسنده: امیر تواضع، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات روسیه
ارتش چین روز دوشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ اعلام کرد که رزمایش گستردهای را با عنوان “ماموریت عدالت ۲۰۲۵” در اطراف تایوان آغاز میکند. به گفته فرماندهی جبهه شرقی ارتش آزادی بخش جمهوری خلق چین، این رزمایش با حضور همزمان نیروهای زمینی، دریایی، هوایی و موشکی انجام میشود. هدف این رزمایش تمرین عملیات مشترک و سنجش آمادگی نیروها در سناریوهای مختلف عنوان شده است. در گزارشهای منتشرشده گفته میشود تمرینها شامل پرواز و گشتزنی جنگندهها و شناورها در اطراف تایوان، اجرای بخشی از تمرینها با آتش زنده، و شبیهسازی کنترل یا بستن مسیرهای عبور و مرور دریایی در نقاط حساس است. موضوعی که از نگاه بسیاری از ناظران، بیشتر از یک مانور معمولی است و مستقیم به فضای بازدارندگی و فشار پیرامون تنگه تایوان مربوط میشود.
پکن این رزمایش را در قالب هشدار به «جریانهای طرفدار استقلال تایوان» و همچنین مخالفت با «مداخله خارجی» توضیح داده است. در مقابل مقامهای تایوان این اقدام را تنشزا و بیثباتکننده خوانده و از رصد نزدیک تحرکات و آمادهباش نیروها خبر دادهاند. همزمان، برخی گزارشها به این نکته اشاره میکنند که این تشدید تنش در خلأ اتفاق نیفتاده و در پسزمینه آن، رقابت رو به افزایش چین و آمریکا و از جمله بحث بستههای جدید تسلیحاتی واشنگتن برای تایوان قرار دارد. موضوعی که معمولاً در محاسبات پیامرسانی و نمایش قدرت چین بیاثر نیست.
با این حال، اگرچه در بعضی روایتها از «محاصره» صحبت میشود، آنچه در سطح خبر و ادبیات رسمی پررنگتر است، بیشتر شبیه تمرین سناریوهای بستن مسیرها و کنترل چندمحوری اطراف تایوان است؛ یعنی نمایش توان و ارسال پیام، نه اعلام رسمی یک محاصره دائمی و اجرایی.
این مجموعه تحرکات را میتوان در امتداد همان روندی دید که پکن طی سالهای اخیر در قبال تایوان دنبال کرده است: ترکیب نمایش قدرت، پیام سیاسی، و تمرین سناریوهایی که در صورت بحران، به کمک «کنترل محیط پیرامونی» میآید. با این حال اهمیت ماجرا فقط در خود رزمایش نیست بلکه در این است که چنین اقداماتی در چه فضایی انجام میشود و چه محاسبهای پشت آن قرار دارد. به بیان دیگر از این نقطه به بعد، بحث از «چه اتفاقی افتاد» به «چرا و با چه هدفی» منتقل میشود.
در نگاه اول طبیعی است که این رزمایش را محصول مستقیم رقابت چین و آمریکا و مناقشه دیرینه تایوان بدانیم. اما همزمان، یک متغیر دیگر هم بهطور جدی روی میز است. تجربه بحران روسیه-اوکراین و پیامدهایی که برای بازیگران بزرگ به همراه داشته است. پرسش اصلی اینجاست که آیا چین صرفاً در چارچوب پرونده تایوان عمل میکند، یا اینکه مسیر جنگ اوکراین از الگوی تحریمها و فشار اقتصادی گرفته تا خطر فرسایشی شدن درگیری و نقش حمایت خارجی بهتدریج به بخشی از محاسبات بازدارندگی چین درباره تایوان تبدیل شده است؟
پیوند احتمالی این رزمایش با اوکراین، نهتنها از جنس تقلید نیست بلکه بیشتر از جنس درس گرفتن از این واقعه است. اوکراین برای پکن یک یادآوری عملی بود که بحرانهای بزرگ، خیلی سریع از میدان نظامی عبور میکنند و وارد لایههای اقتصادی، فناوری، مالی و روایتسازی میشوند و همین لایهها هستند که هزینه واقعی را تعیین میکنند.
نخست، تجربه اوکراین نشان داد تحریمها فقط یک واکنش سیاسی نیستند بلکه میتوانند دسترسی به فناوریهای حساس، زنجیرههای تأمین و جریانهای مالی را هدف بگیرند و روی رفتار شرکتها و سرمایهگذاری هم اثر بگذارند. از آنجا که چین نسبت به روسیه پیوند عمیقتری با اقتصاد جهانی دارد طبیعی است که در پرونده تایوان حساسیت بیشتری نسبت به «هزینههای بیرونی بحران» داشته باشد. در چنین فضایی، تاکید بر توان کنترل محیط پیرامونی میتواند بخشی از پیام بازدارندگی باشد بدین معنا که این بحران میتواند هزینههای گستردهتری برای طرفین ایجاد کند.
دوم، اوکراین نشان داد برتری نظامی الزاماً به نتیجه سریع ختم نمیشود. حمایت خارجی و مقاومت میتواند منازعه را فرسایشی کند. همین تجربه باعث میشود گزینههایی برای چین مهمتر شوند که هزینه و ریسک کمتری دارند اما فشار ایجاد میکنند مثل تشدید تدریجی فشار، کنترل رفتوآمدهای دریایی، یا نشان دادن توان بستن مسیرها. به زبان ساده، پکن ترجیح میدهد در صورت لزوم، پلهپله فشار را بالا ببرد تا اینکه از همان ابتدا وارد سناریوهای پرهزینه و غیرقابلکنترل شود.
سوم، جنگ اوکراین ظرفیت غرب در ائتلافسازی و روایتسازی را برجسته کرد. در پرونده تایوان هم چین میداند مسئله فقط تایپه نیست و واکنش شبکهای از بازیگران میتواند معادله را تغییر دهد. به همین دلیل، وقتی چین از حاکمیت و مداخله خارجی حرف میزند باید این زبان را جدا از صحنه میدانی دید. این ادبیات معمولاً بخشی از همان پیامسازی است و چین میخواهد روایت خود را جلوتر از روایت رقیب بنشاند و اجازه ندهد دیگران بهراحتی پشت یک روایت واحد علیه پکن جمع شوند.
با اینکه جنگ اوکراین برای چین درسهای مهمی داشته اما پرونده تایوان قواعد خودش را دارد و همین باعث میشود نتوان آن را صرفاً با عینک اوکراین دید. اول اینکه جایگاه تایوان برای آمریکا با اوکراین یکسان نیست. تایوان در شرق آسیا به اعتبار بازدارندگی واشنگتن و موازنه قدرت در اقیانوس آرام گره خورده است، بنابراین چین با شرایطی روبهروست که واکنشها در آن میتواند حساستر و چندلایهتر باشد.
دوم، جزیرهای بودن تایوان باعث میشود سناریوهای بحران بیشتر حول کنترل دسترسی و تردد شکل بگیرد. یعنی نقطه ثقل این پرونده مدیریت مسیرهای دریایی و هوایی و محدود کردن ارتباطات است نه یک جنگ زمینمحور مثل اوکراین.
سوم، تایوان یک پرونده صرفا امنیتی نیست. وزن اقتصاد جهانی و فناوری در این موضوع بالاست و هر تشدیدی میتواند سریع وارد بازارها و زنجیرههای تأمین شود. در نتیجه، رفتار بازیگران بیرونی همیشه قابل پیشبینی نیست و همین عدم قطعیت تصمیمگیری را برای پکن پیچیدهتر میکند. به همین دلیل اوکراین ممکن است محاسبات چین را واقع بینانهتر کرده باشد اما تایوان همچنان پروندهای با منطق مستقل و ریسکهای متفاوت است.
در مجموع، رزمایش ماموریت عدالت ۲۰۲۵ را باید در ادامه همان مسیری دید که چین طی سالهای اخیر در قبال تایوان دنبال کرده است. ترکیب نمایش قدرت، پیام سیاسی، و تمرین سناریوهایی که در صورت تشدید بحران، ابزار کنترل محیط پیرامونی را در دست چین قرار میدهد. با این حال، پرسش اصلی این بود که آیا این رفتار را باید تابع روند جنگ روسیه-اوکراین دانست یا نه؟ جمعبندی شواهد نشان میدهد پیوندی که میتوان میان این دو پرونده دید، بیش از آن که به معنای الگو برداری یا تبعیت زمانی باشد، به معنای تأثیر تجربه اوکراین بر محاسبات ریسک چین است. یعنی تجربه اوکراین باعث شده پکن هزینه تحریمها را دقیقتر برآورد کند و ریسک فرسایشی شدن درگیری را جدی بگیرد، اثر حمایت خارجی را پررنگتر ببیند و به نقش روایتسازی و ائتلافسازی توجه بیشتری نشان دهد. در عین حال، پرونده تایوان به دلایل ژئوپلیتیکی و عملیاتی، یک مسیر مستقل دارد. جایگاه تایوان در راهبرد آمریکا، ماهیت جزیرهای و دریایی-هوایی سناریوهای بحران و وزن سنگین اقتصاد و فناوری در این موضوع باعث میشود تصمیمگیری در این پرونده با اوکراین یکسان نباشد. بنابراین، دقیقتر آن است که گفته شود چین احتمالاً از تجربه اوکراین برای واقعیتر کردن هزینهها و تنظیم گزینههای فشار و بازدارندگی استفاده میکند اما رفتار آن در تایوان را نمیتوان صرفاً برنامهریزیشده مطابق جنگ اوکراین دانست. نقطه حساس در این میان، همان جایی است که سوء محاسبه یا تشدید ناخواسته میتواند یک چرخه کنترلشده فشار را به بحرانی پرهزینه تبدیل کند. وضعیتی که نه فقط برای بازیگران منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز پیامدهای مستقیمی خواهد داشت.









