#اختصاصی
نویسنده: معصومه فلاحتی، دکتری روابط بین الملل
در صحنه پیچیده روابط بین الملل معاصر، سیاست خارجی ترکیه تحت حکومت حزب عدالت و توسعه تحولی کیفی را تجربه کرده است. این تحول، عبور از دیپلماسی سنتی محافظه کارانه به سمت بازیگری فعال و مبتنی بر بازتعریف هویت ملی و توسعه حوزه نفوذ فرهنگی- تمدنی است. پروژه موسوم به “کمان ترکی” که در گفتمان سیاسی نخبگان حاکم بر آنکارا بر آن تاکید می شود، تنها یک استعاره جغرافیایی نیست، بلکه بیانگر یک راهبرد کلان هویت محور است که هدف آن احیای نفوذ در میان جوامع ترک تبار و مسلمان نشین از بالکان تا آسیای مرکزی از جمله در درون فدارسیون روسیه است. این نوشتار با بهره گیری از چارچوب نظریه سازه انگاری در روابط بین الملل که بر ساخته شدگی اجتماعی واقعیت، نقش تعیین کننده هنجارها، هویت ها و فرهنگ در شکل دهی به کنش سیاسی تاکید دارد، به ابعاد، ابزارها و به ویژه پیامدهای امنیتی این نفوذ هویتی برای مسکو می پردازد. نفوذ هویتی ترکیه در مناطق ترک تبار روسیه مانند تاتارستان ، باشکورتوستان و قفقاز شمالی، هویت های محلی را بازسازی کرده و تهدیدهای نرم برای تمامیت ارضی مسکو ایجاد می کند.۱ ترکیه از دهه ۱۹۹۰ با ترویج کمان ترکی، هویت ترکی- اسلامی را فضاهای پساشوروی احیا کرده و هنجارهای جدایی طلبانه را تقویت می نماید.۲ این استراتژی نرم از طریق فرهنگ و ایدئولوژی عمل می کند و هویت روس محور مسکو را به چالش می کشد.
زمانی که ارسین تاتار، رئیس جمهور سابق قبرس شمالی در عکس دسته جمعی سران “سازمان کشورهای ترک” ظاهر شد و بیانیه گابالا را امضا کرد، مسکو تنها نظاره گر رویدادی بود که عمق استراتژیک آن را درک نمی کرد. کرملین نتوانست دریابد که صحنه ای که برای مشروعیت بخشی به یک سرزمین استفاده شد، در واقع تمرینی برای پروژه ای بسیار بزرگ تر و خطرناک تر است؛ ترسیم مجدد و آرام هویت در مناطق مسلمان نشین و ترک تبار داخل فدراسیون روسیه.۳ سیاست هویتی ترکیه در مناطق ترک تبار روسیه، متکی بر شبکه ای پیچیده و چندلایه از ابزارهای قدرت نرم است که در چارچوب گفتمان پان ترکیسم نوین و مسئولیت مشترک تاریخی- فرهنگی به کار گرفته می شوند. این ابزارها نه تنها برای انتقال پیام که برای بازسازی هویت جمعی حول محور عناصر ترکی- اسلامی طراحی شده اند. از منظر سازه انگاری، آن چه در این جا رخ می دهد تنها رقابت بر سر منابع یا قلمرو نیست، بلکه یک نبرد بر سر بازنمایی و تعریف مجدد مرزهای هویتی است که به طور مستقیم بر منافع، تهدیدات ادراک شده و در نهایت، اقدامات امنیتی روسیه تاثیر می گذارد.
سازمان کشورهای ترک که ارتقاء یافته شورای ترک است، مهم ترین نهاد برای نفوذ هنجاری و هویتی آنکارا محسوب می شود. اگرچه روسیه ناظر این سازمان است، اما عضویت فعال جمهوری های خودمختار ترک تبار روسیه مانند تاتارستان در اجلاس های آن، نوعی به رسمیت شناسی نمادین و ایجاد کانال های ارتباطی فرامرزی را فراهم می آورد.۴ از منظر سازه انگاری، این اقدام، تقویت هنجارهای هویتی فراملی به جای هنجارهای حاکمیت ملی روسیه است. این سازمان بستری برای هماهنگی سیاست های آموزشی، رسانه ای و فرهنگی است که در بلندمدت، احساس تعلق به یک جامعه ترکی را تقویت می کند.
ابزار اصلی ترکیه برای نفوذ، نهاد دیانت ترکیه است که از طریق این نهاد که به ظاهر نهادی مذهبی است اما در واقع ابزار قدرتمند سیاست خارجی هویتی آنکارا است نفوذ مذهبی خود را دنبال می کند. این نهاد با انعقاد تفاهم نامه با روحانیت مسلمانان روسیه درحال ترویج الگوی اسلام آناتولیایی یا اسلام ترکی است که با اسلام سنتی مورد حمایت دولت روسیه در چچن یا داغستان تفاوت دارد. این الگو بر ملی گرایی ترکی و وفاداری به نمادهای دولتی ترکیه تاکید دارد. به عنوان مثال، احداث و حمایت مالی از مساجد، اعزام امام و انتشار گسترده ادبیات مذهبی به زبان ترکی در این مناطق مصداق عینی این نفوذ است.۵
علاوه بر این ها، ترکیه با اعطای بورسیه های تحصیلی مانند برنامه های یونس امره و بنیاد معارف ترکیه به دانشجویان مناطق ترک تبار روسیه، نسلی جدید از نخبگان را تحت آموزش و تاثیر خود قرار می دهد. شبکه گسترده رسانه های ترکی زبان نیز مستقیماً در این مناطق مخاطب دارند و گفتمان هویتی مورد نظر آنکارا را بازتولید می کنند. همچنین بنیادهای فرهنگی- اجتماعی مانند بنیاد فرهنگ ترکی با برگزاری جشنواره های فرهنگی و برنامه های جوانان به احیای زبان و فلکلور ترکی در این مناطق می پردازند.۶ این اقدامات از منظر سازه انگاری، در حال بازتعریف مولفه های هویتی این جوامع و تقویت پیوندهای عاطفی- فرهنگی با ترکیه به عنوان کشور مادر است.
نفوذ هویتی ترکیه که در چارچوب سازه انگاری یک فرآیند بازتعریف هویت جمعی است، برای روسیه تنها یک مزاحمت دیپلماتیک نیست، بلکه مجموعه ای از تهدیدات امنیتی سخت و نرم در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی ایجاد می کند. روسیه کشوری چندملیتی با گروه های قومی متعدد است. جمهوری های ترک تبار و مسلمان نشین مانند تاتارستان، باشکورتوستان و داغستان، بخشی حیاتی از این پازل به شمار می روند. تقویت هویت ترکی- اسلامیِ مستقل از هویت شهروند روسی مورد تاکید کرملین، می تواند به بیداری هویت قومی و افزایش احتمالی مطالبات سیاسی بیانجامد. از منظر سازه انگاری، وقتی هویت قومی بر هویت ملی مرجح شود، مشروعیت حکمرانی مسکو به چالش کشیده می شود.
روسیه، فضای پساشوروی به ویژه قفقاز و آسیای مرکزی را حیاط خلوت سنتی خود می داند. نفوذ هویتی ترکیه، جذابیت الگوی جایگزین غیرغربی و مبتنی بر اشتراکات فرهنگی را به این جمهوری عرضه می کند. این امر به ویژه در مورد آذربایجان مشهود است. تقویت گفتمان جهان ترک توسط آنکارا، هنجارهای حاکم بر نظام بین الملل منطقه ای را تغییر می دهد و همکاری در چارچوب سازمان هایی مانند سازمان پیمان امنیت جمعی یا اتحادیه اقتصادی اوراسیایی را تحت الشعاع قرار می دهد. از دیدگاه سازه انگاری، ترکیه در حال ایجاد یک جامعه امنیتی جدید مبتنی بر هویت مشترک است که روسیه را در حاشیه قرار می دهد. پیروزی نظامی آذربایجان در جنگ ۲۰۲۰ قره باغ با حمایت سیاسی و تسلیحاتی ترکیه، نمونه عینی موفقیت این راهبرد و به معنای عقب نشینی روسیه از یکی از نقاط کلیدی نفوذش بود.گفتمان ترکی گرایی و اسلام سیاسی مورد حمایت آنکارا در تقابل مستقیم با گفتمان سکولاریسم امنیتی شده و چندفرهنگی تحت مدیریت دولت روسیه قرار دارد. برای درک عمق مساله، باید آن را فراتر از یک رقابت استراتژیک ساده دید. نظریه سازه انگاری بیان می دارد که چگونه هنجارها، هویت ها و فرهنگ، منافع و اقدامات دولت ها را می سازند. در این چارچوب، از اقدامات ترکیه می توان به بازتعریف هویت و منافع، ایجاد جامعه امنیتی جدید و نقش کنشگران فراملی اشاره کرد.
نفوذ هویتی آنکارا در مناطق ترک تبار روسیه، پدیده ای گذرا یا تصادفی نیست، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از بازتعریف هویت ملی ترکیه و جهانی سازی الگوی سیاسی- فرهنگی آن است. این فرآیند با بهره گیری از چارچوب نظری سازه انگاری نشان می دهد که بزرگ ترین تهدید برای مسکو نه لزوماً یک حمله نظامی، بلکه دگرگونی تدریجی در خودآگاهی و وفاداری میلیون ها شهروند ترک تبارش است. نتیجه نهایی به تعبیر شای گال در اوراسیا تایمز، شکل گیری یک کمربند منسجم سنی و ترکی است که اگرچه شهروندانش گذرنامه های روسی در جیب دارند، اما وفاداری و قلبشان با آنکارا می تپد. این یک تهدید امنیت وجودی در لایه هویتی است. در مواجهه با این چالش، سناریوهای پیش روی مسکو عبارتند از:
سرکوب و محدود سازی: افزایش کنترل بر فعالیت های فرهنگی، مذهبی و رسانه ای خارجی در این مناطق با ریسک عقب گرد در دموکراسی محدود و ایجاد نارضایتی بیشتر.
رقابت هویتی و ارائه الگوی جذاب تر: سرمایه گذاری بیشتر مسکو بر هویت روسی- اسلامی منحصر به فرد و تقویت گفتمان جهان روسی به عنوان آلترناتیوی در برابر جهان ترک.
مذاکره و تعیین خط قرمز با آنکارا: یافتن نوعی شیوه همزیستی که در آن ترکیه نفوذ فرهنگی خود را ادامه دهد، اما از حمایت صریح هرگونه جنبش تجزیه طلبانه یا ضدروسی خودداری کند. ثبات این توافق همواره شکننده خواهد بود.
آن چه مسلم است، کمان هویتی ترکیه به عنوان یک عامل ژئوپلتیک پایدار، همچنان بر معادلات امنیتی اوراسیا سایه خواهد انداخت و روسیه را وادار به بازنگری در سیاست های داخلی و خارجی خود در قبال ملل تابعه اش خواهد کرد. این نبرد نامحسوس اما عمیق هویتی، آینده ثبات داخلی روسیه و توازن قوا در منطقه اوراسیا را رقم خواهد زد.
منابع
۱-Tashjian, Yeghia (2022), Turkey’s Soft Power in Russia: The Case of Tatarstan, armenianweekly.com.
۲- Bifolchi, Giuliano (2021), Turkey and Pan-Turkism in Central Asia:Challenges for Russia and China, specialeurasia.com.
۳- Gal, Shay (2025), Moscow Holds the Passports, Ankara Holds the Allegiance: Inside Turkey’s Silent Invasion of Russia:OP-ED,eurasiantimes.com.
۴- ایراس (۱۴۰۴)، سازمان کشورهای ترک ابزار ترکیه و ایالات متحده در آسیای مرکزی، iras.ir.
۵- دهقانی، حامد (۱۴۰۴)، گسترش نفوذ فرهنگی دینی ترکیه در آسیای مرکزی، محیط شناسی روابط فرهنگی (مشرف)، moshref.org.
۶- آدمی، علی، نوری، مهسا (۱۳۹۲)، دیپلماسی فرهنگی ترکیه در آسیای مرکزی، فرصت ها و چالش های پیش رو، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۸۳٫









