مطالعه ایران در چین قدمتی چند قرنی دارد و ریشه آن به اسناد دیپلماتیک و فرهنگی در دوران دودمان تانگ و سپس عهد مغول بازمیگردد. اما شکلگیری مطالعات نوین ایرانشناسی از اوایل قرن بیستم آغاز شد، زمانی که مترجمانی چون ما جیان (Ma Jian) متون اسلامی و فارسی را به چینی ترجمه کردند و پایههای نخستین زبانشناسی ایرانی در چین را بنا نهادند. در دوره پس از انقلاب فرهنگی، ایرانشناسی با تأسیس نهادهایی مانند آکادمی علوم اجتماعی چین (CASS) و دانشگاه زبانهای خارجی پکن (BFSU) بهتدریج جنبهای سازمانیافته یافت.
نهادهای فعال در ایرانشناسی چین
۱٫ دانشگاه زبانهای خارجی پکن (BFSU)
-
دارای دپارتمان زبان فارسی؛
-
آموزش رسمی زبان فارسی از دهه ۱۹۸۰؛
-
تربیت مترجمان، دیپلماتها و محققان زبان و ادبیات فارسی؛
-
فعالیت مشترک با دانشگاههای ایرانی در برگزاری دورهها و تبادل دانشجو.
۲٫ آکادمی علوم اجتماعی چین (CASS)
-
مرکز مطالعات غرب آسیا و آفریقا؛
-
انتشار مجلههای تخصصی مانند Journal of West Asian and African Studies؛
-
تحقیقات تطبیقی درباره سیاست خارجی، روابط انرژی، فرهنگ و دین ایران.
۳٫ دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای (SISU)
-
تمرکز بر دیپلماسی عمومی، قدرت نرم ایران، و همکاریهای رسانهای ایران و چین.
مطالعات ایران در چین عمدتاً در چهار محور عمده تمرکز دارد:
زبان و ادبیات فارسی: ترجمه آثار کلاسیک فارسی (حافظ، سعدی، خیام)، آموزش زبان فارسی بهصورت آکادمیک
تاریخ و تمدن: ایران باستان، جاده ابریشم، تأثیرات فرهنگی ایران بر تمدن چینی
سلام و مذهب در ایران: پژوهش درباره تشیع، متون فقهی، رابطه دین و دولت
روابط سیاسی و اقتصادی ایران–چین: تحلیل سند ۲۵ ساله همکاری، پروژههای انرژی، تحریمها، کمربند و جاده
به نقل از آقای سابقی؛ رایزن پیشین ایران در چین : ایرانشناسی در چین را به دو دسته عمومی و تخصصی تقسیم کرد وگفت: ایرانشناسی عمومی طبق اسناد موجود در چین با آغاز تاریخ جاده ابریشم شروع شده که، از ۲۵۰۰ سال پیش با مراودات میان تجار ایرانی و چینی شکل گرفته است. اسناد کشف شده بسیاری در موزه «دون خوان» وجود دارد که همچنان در دست بررسی است و بر اساس گزارشات مفصل، حاکی از گستردگی روابط ایران و چین میباشد. بخشی از اسناد مربوط به ادیان و بنادر جنوبی ایران است و مورد توجه چینیها میباشد. پروفسور جیلیان شین، اولین کسی است که در مورد تاریخ ایران مطالعات گسترده انجام داده و معتقد بود فرهنگ ایرانی یکی از ستونهای فرهنگ شرق است. کارهای زیادی در مورد ضربالمثلهای چینی و فارسی و رباعیات خیام، تاریخ ادبیات و ایران وجود دارد. ما باید پژوهشها درخصوص ایران را مطابق نظر خود هدایت کنیم تا، از منابع غربی تأمین نشوند. گنجینه شاهکارهای ایرانی مجموعهای از آثار رودکی، شاهنامه، حافظ و سعدی با همکاری سازمان فرهنگ ترجمه و چاپ شده است. لازم است با نهادهای مرتبط درخصوص ایرانشناسی بهویژه باستانشناسی ارتباط نزدیک برقرار کرد چون آنها مطالعات زیادی در مورد سکههای مکشوفه، پارچههای زربافت و شیشه های ایرانی در چین انجام دادهاند. لازم است انجام پروژههای مشترک بین مؤسسات ایرانی و چینی مطرح شود و از پروژههای ایرانشناسی در چین حمایت گردد. همچنین دورههای آموزشی کوتاه مدت برای ایرانشناسان چینی در چین فراهم شود.
ایرانشناسی در چین طی دهه اخیر از حالت منفعل و زبانی به حوزهای پویا، چندرشتهای و استراتژیک بدل شده است. چشمانداز توسعه این حوزه، به تقویت پیوندهای علمی، زبانی و فرهنگی میان دو تمدن کهن ایران و چین کمک شایانی خواهد کرد.









